فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱۳۰
77 - 86
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: ترسیمات مبهم در آموزش طراحی نقش بسیار مهمی دارند و این موضوع به طور گسترده ای در ادبیات قبلی مطالعه شده است. این پژوهش به دنبال کشف و تعمق در تأثیراتی است که تکلیف طراحی می تواند در نحوه استفاده از ترسیمات مبهم داشته باشد. هدف پژوهش: این پژوهش بر آن است که با کمک تکلیف طراحی، نقش ترسیمات مبهم بر ایده پردازی دانشجویان به ویژه دانشجویان تازه کار (سال دوم) را افزایش دهد. روش پژوهش: در این پژوهش تجربی، دانشجویان سال دوم معماری در سه جلسه طراحی با تکالیف مختلف و دستورالعمل های استفاده از ترسیمات مبهم شرکت کردند. جلسه اول شامل استفاده از ترسیمات مبهم به عنوان منبع الهام بود. جلسه دوم شامل استفاده از ترسیمات مبهم به عنوان جواب طراحی و در جلسه نهایی، ترسیمات مبهم به عنوان بخشی از جواب طراحی استفاده شد. آثار طراحی دانشجویان توسط سه داور تحلیل و نمره داده شد و نمرات مربوط به دو عامل نوآوری و کیفیت توسط روش تحلیل واریانس سنجیده شدند. همچنین، یافته ها با پژوهش های قبلی مقایسه و تحلیل شدند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد استفاده از ترسیمات مبهم متأثر از تکالیف طراحی، باعث بهبود کیفیت ایده های طراحی دانشجویان شد. این تأثیر مثبت به خصوص در ارتباط با افزایش وجه عملکردی ایده های طراحی و تفکر همگرا بود و عامل توسعه نتایج پژوهش های قبلی به ویژه در ارتباط با اثربخشی ترسیمات مبهم بر ایده پردازی دانشجویان تازه کار است. همچنین، تأثیر تکلیف طراحی با سایر عوامل مؤثر بر ایده پردازی دانشجویان هنگام استفاده از تصاویر مبهم، تجزیه و تحلیل شده است.
قاب های زمان: گونه های تجسم زمانِ روایی در نقاشی قهوه خانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۹
111 - 125
حوزههای تخصصی:
درحالی که از اواخر دوره ی قاجار نقاشی ایرانی به تدریج از «درونِ» نسخه های خطی بیرون می آمد و از ادبیات و «متن» فاصله می گرفت، نقاشی قهوه خانه ای به شیوه های گوناگون این پیوند را تجدید کرد. این مقاله به مسئله ی «چگونگی» پیوند متن و تصویر در نقاشی قهوه خانه ای پرداخته و دراین راستا با هدف شناسایی شیوه های تجسم زمانِ روایی در آثار این مکتب از گونه شناسی «فرانس ویکاف» در شناسایی انواع روایت تصویری بهره گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش هاست که (1) «چه» گونه هایی از روایتِ تصویری در آثار این مکتب وجود دارد و (2) در این گونه ها «چگونه» زمان روایی به تصویر کشیده شده است؟ بدین منظور با روش توصیفی-تطبیقی 180 نمونه ی منتخب از آثار این مکتب بررسی شد. گردآوری اطلاعات در این پژوهش به شیوه ی کتابخانه ای انجام گرفته است. در این پژوهش بازنمایی «زمان روایی» در نقاشی های قهوه خانه ای از طریق تطبیق با توالی کنش ها در روایت ادبی بررسی شد و یافته های پژوهش حاکی از وجود هر سه گونه ی روایتِ تصویریِ «تکمیلی»، «مجزا» و «پیوسته» در مجموعه ی آثار این مکتب است. بسیاری از نقاشی های این مکتب با شیوه ی «مجزا» به تصویر «لحظه ی آبستن» از روایت کلامی محدود شده اند و ازاین رو به شکلی ذهنی واجدِ «زمان مندی پنهان» هستند. باتوجه به تمایل بنیادین نقاشان این مکتب به تصویر کلِ روایت، در پاره ای از آثار به شیوه ای بدیع مجموعه صحنه های مجزا از لحظات برجسته ی یک داستان در توالی مکانی در کنار یکدیگر و در «یک» قاب ترکیب می شدند. ازسوی دیگر در برخی آثار قدیمی تر، کلِ روایت کلامی در زمینه ای نامنقطع با تکرار شخصیت های اصلی در تعاقبِ کنش ها بر سطح تابلو به شکل «پیوسته» تصویر می شدند. بنابراین به نظر می رسد نقاشان قهوه خانه ای در برهه ی زمانی کوتاهی با تعمیق و گسترش برخی شیوه های مرسوم («تکمیلی» و «پیوسته») و ابداع گونه هایی دیگر (انواع مختلف ترکیب صحنه های «مجزا») پیوند متن و تصویر در سنت نقاشی ایرانی را از جهت رسوخ «عینی» زمان به تصویر به نقطه ی اوج بی بدیلی رسانده باشد.
تبیین الگوی ابعاد کیفیت زندگی در فضای شهری با رویکرد ارتقای شاخص های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۴
۴۷-۲۸
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی و ارتقا شاخص های کیفی فضا امری است که از اواخر دهه 80 میلادی وارد ادبیات شهرسازی گشته است. بسیاری از اندیشمندان معتقدند که ارتقای کیفیت زندگی در واقعیت امری است که شهرسازان و مدیران شهری همواره باید به دنبال آن باشند. هدف این پژوهش بنیادی(اثباتی) تبیین شاخص هایی مشخص و کاربردی برای پژوهش های هنجاری و عملیاتی آتی است. از همین رو در این مقاله سعی شده با مرور ادبیات جهانی و داخلی به طبقه بندی شاخص های کیفیت زندگی پرداخته و این واژه را از قالبی کاملا مفهومی و انتزاعی خارج نموده و مولفه های عینی و ذهنی آن که در پژوهش ها باید مد نظر قرار گیرند را استخراج نماید. در ابتدا شاخص ها با توجه به مبانی موجود و شاخص های جهانی موجود با کمک تحلیل محتوا و استخراج کلیدواژه های استفاده شده توسط نظریه پردازان شاخص این موضوع که در برخی موارد دارای تفاوت ها و شباهت هایی هستند، مشخص گشتند. شاخص های کیفیت در دو بعد ذهنی و عینی در ابتدا طبقه بندی گشتند و شش مولفه اقتصادی، اجتماعی، محیطی، زیست محیطی، بهداشتی و حمل و نقل تقسیم گردیده و ارتباط میان این ابعاد و مولفه ها در چارچوب نظری مشخص گردیدند. شاخص های استخراج شده در هر قسمت از مبانی نظری با مصاحبه از صاحب نظران و با توجه به بستر و زمینه ایران به ویژه میدان تجریش و فرهنگ و قشر مخاطب آن تدقیق گشته و در نهایت مدل مفهومی و چارچوب نظری از شاخص های ارتقای کیفی محیط به تفکیک ابعاد کیفیت زندگی ارائه گشته است تا گامی برای پژوهش های عملی در این حوزه برای پژوهشگران باشد.
فرایند مدیریت اعطای کاربری به بناهای بافت تاریخی با تأکید بر ارتقای تعاملات اجتماعی (مورد پژوهی: شهر کنگاور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
۳۸-۲۵
حوزههای تخصصی:
بناهای باارزش فرهنگی و تاریخی در شهرستان کنگاور، در طی دهه های اخیر به علت بی توجهی مسئولین و شهروندان متروکه شده اند. تغییر نیازهای اجتماعی ساکنین یکی از مهم ترین عوامل زوال این نمونه بناها است. تغییر کاربری و استفاده مجدد از بناهای فرهنگی و تاریخی می تواند علاوه بر باززنده سازی آن ها موجب ارتقای تعاملات اجتماعی جامعه کنگاور شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، احیاء بافت تاریخی بر اساس تعاملات اجتماعی است و در این راستا تلاش دارد فرایند مدیریت اعطای کاربری جدید به سه بنای تاریخی در شهر کنگاور را از طریق اولویت بندی کاربری بناهای مورد مطالعه و شاخص های اجتماع پذیری (کالبد، فعالیت و معنا)، نشان دهد. پژوهش فوق، با ترکیبی از روش های توصیفی - تحلیلی صورت گرفته که در آن از روش پیمایشی و روش آمار توصیفی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها در حین انجام پژوهش، مطالعات کتابخانه ای، مشاهده، رولوه، مصاحبه توأمان با کروکی در این زمینه بوده است. در گام اول، کاربری های مناسب (جهار دسته کلی، پذیرایی - گردشگری، آموزشی، اداری و فرهنگی) با تکنیک مثلث بندی و بر اساس مصاحبه با خبرگان و متخصصین، بررسی طرح تفصیلی و نیز پیشنهادهای شهروندان از طریق پرسش نامه، انتخاب شدند. در گام دوم، کاربری ها بر اساس تحلیل ساعات و مدت حضور افراد در کاربری های مشابه آن ها، اولویت بندی گردیدند و در گام سوم، اولویت بندی شاخص های اجتماع پذیری با استفاده از تحلیل پرسش نامه در مقیاس لیکرت در نرم افزار SPSS با آزمون فریدمن انجام گرفته است. در گام چهارم، با تحلیل بناهای مطالعاتی به روش AHP در نرم افزار Expert choice اولویت بندی بناها در راستای اجتماع پذیری صورت گرفت. در گام آخر، از مقایسه تطبیقی یافته های به دست آمده، کاربری مناسب هر بنا به آن اعطای شد؛ به صورتی که کاربری خانه هنرمندان به خانه ساری اصلانی، کاربری موزه به خانه حیدری و کاربری مهمان سرا به خانه رضوانی اعطا گردیده است. یافته ها نشان می دهند که دردسترس بودن بناها و داشتن هویت تاریخی بنا برای افراد یکی از مهم ترین عوامل در شناسایی بناهایی است که از قابلیت ارتقای تعاملات اجتماعی بالایی برخوردارند و ایجاد فعالیت های متفاوت اجتماع پذیر در این بناها در سطح شهر یکی از مهم ترین عوامل سرزندگی و ارتقا تعاملات اجتماعی افراد است.
فهم عوامل مؤثر بر شکل گیری هویت در شهر جدید پردیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
117 - 132
حوزههای تخصصی:
روند روز افزون جمعیت و تمرکز آن در کلانشهرها موجب ایجاد شهرهای جدید با هدف اولیه جذب سرریز جمعیتی شد. این شهرها در مجاورت کلانشهرها، با تکیه بر اصل خوداتکایی و سامان دهی فضایی با اهداف از پیش معین، مکان یابی شدند. این پدیده به عنوان یک پدیده نوین در زیست شهری ایران بوجود آمده و مسائل و مشکلات بسیار آنها، پژوهشگران را بر آن داشته است که به این موضوع از ابعاد مختلف توجه ویژه ای پیدا کنند. شهر جدید پردیس که در ۱۷ کیلومتری شرق کلانشهر تهران استقرار یافته و مکانیابی آن در اسفند سال ۱۳۶۸ به تصویب رسیده نیز از این مسئله مستثنی نیست. جذب مهاجر بدون توجه به بافت اجتماعی و فرهنگی مقصد و اسکان جمعیتی نامتناجس با یکدیگر موجب شکل گیری تنوع هویتی ساکنان، اغتشاش هویتی و انزوای اجتماعی ساکنان شده که حس تعلقی از این شهر دریافت نکرده و تمایلی به حضور در فضا در آنها دیده نمی شود. هدف از این پژوهش تحلیل و درک مؤلفه هایی است که موجب شکل گیری اغتشاش هویتی در وضع موجود این شهر گشته است. پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی با روش کیفی و راهبرد تحلیل محتوا است. جامعه هدف 28 نفر با در نظر گیری اشباع نظری و شامل دو گروه کادر مدیریت شهری و شهروندان و ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساخت یافته و ابزار تحلیل اطلاعات نرم افزار تحلیل داده های کیفی MAX QDA بوده که از کدگذاری در 3 مرحله، 430 کد، 12 مقوله فرعی و4 مقوله اصلی استخراج شد. نتایج نشان داد شهروندان "کمبود خدمات رفاهی" را به گونه ای غیرمستقیم در بی میلی در تجربه فضا و ضعف در نگهداشت جمعیت مؤثر دانسته اما کادر مدیریت شهری "تحقق نیافتن نقش تفریحی توریستی پیشنهادی برای شهر جدید پردیس از سوی اسناد بالادستی" را عامل عدم دریافت هویت شهری از سوی ساکنان و فقدان وجود تصویر متمایز شهر دانسته اند.
سنجش تأثیر کالبد فضای داخلی مسکونی در ایجاد احساسات هیجانی مبتنی بر علوم اعصاب با بهره گیری از EEG (مطالعه موردی: فضاهای آپارتمانی 40 سال اخیر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
91 - 116
حوزههای تخصصی:
تحقیقات اخیر نشان داده اند، که محیط ساخته شده بر سلامت روان انسان تأثیرگذار است. این تحقیقات اغلب در زمینه های روانشناسی صورت گرفته است و کمتر در تخصص معماری به عنوان حلقه اصلی طراحی فضا مورد مطالعه قرار گرفته است. از آن جایی که انسان بیشتر وقت خود را در فضای داخلی و به خصوص فضای داخلی مسکونی می گذراند، تأثیر آن بر سلامت انسان قابل چشم پوشی نمی باشد. یکی از پارامترهای سلامت روان، هیجان است. مولفه های بسیاری در هیجانات انسان تأثیر گذار بوده که در میان آن ها فضای معماری بیشترین تأثیر را داشته است، از این رو تمرکز پژوهش نیز بر آن می باشد. هم چنین مولفه هیجان با پارادایم نوین معماری عصب محور قابل سنجش می باشد. جهت سنجش فضای داخلی، گونه آپارتمانی به دلیل فراگیری بیشتر در سطح شهر و بازه زمانی 40 ساله (بعد از انقلاب اسلامی) مد نظر قرار گرفته است، و نمونه های منتخب از 96 آپارتمانی که برنده جایزه معمار بوده اند (به دلیل دارا بودن کیفیت فضایی) انتخاب گشته اند. پس از جمع آوری نمونه ها، در چهار دسته خوشه بندی گردیده و بر اساس آن ها مدل سازی صورت گرفته است. نمایش چهار فضای معماری به وسیله عینک VR انجام شده است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ گویی به چنین سوالات می باشد: کالبد فضای داخلی مسکونی چه تأثیری بر هیجانات و فعالیت های مغزی انسان دارد؟ و این هیجانات چگونه بروز می کنند؟. جهت پاسخ گویی به این سوالات از روش تحقیق همبستگی بهره گرفته شده است، و جهت ثبت متغییرهای وابسته از دستگاه EEG با 19 کانال فعال و کلاهک الاستیک بهره گرفته شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده های EEG از EEGLAB toolbox استفاده شده است و جهت بررسی معناداری داده ها در میان هر گروه از روش آماری استنباطی آزمون Wilcoxon و بررسی داده های تمامی گروه ها از روش Kruskal-Wallis H استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش 24 نفر با میانگین سنی 28 سال، 10 مرد و 14 زن بوده است. نتایج نشان می دهد، Space1 بر ناحیه PFC مغز، که سهم مهمی در سازماندهی پاسخ های هیجانی دارد تأثیر گذاشته، و Space3 بر ناحیه ACC مغز که مرتبط با لذت و زیبایی شناسی است، اثر گذاشته است.
تبیین الگوی میان افزای پیش ساخته در ساخت مسکن بافت تاریخی (مطالعه موردی: شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
93 - 106
حوزههای تخصصی:
بسیاری ازبافتهای تاریخی ایران گرفتارساخت و سازباروش مدرن و خارج ازضوابط معماری باهویت ایرانی گشته اند.به تدریج شاهدمحوشدن آثارمعماری وشهری باهویت ایرانی اسلامی دربافتهای تاریخی خواهیم بود.هدف تحقیق حاضر بررسی مفهوم اصل"سازگاری"ساخت وسازپیشرفته درتدوین اصول طراحی مسکن مناسب میان افزادربافتهای تاریخی بوده است.تحقیق ازلحاظ هدف کاربردی،ازلحاظ روش توصیفی می باشد.جامعه آماری مناطق 9گانه شهری بافت تاریخی شهریزدمیباشد،براساس سرشماری 1400تعداد 10795 خانواردراین بافت تاریخی سکونت داشته اند.مبنای توزیع پرسشنامه سرپرستان خانوار می باشند.براساس جدول مورگان 384 نفرازسرپرستان خانواربه عنوان نمونه ازمناطق 9گانه شهری انتخاب شدند.روش انتخاب نمونه تصادفی نسبی میباشد.با توجه به مصاحبه های صورت گرفته عوامل موثردردرتوسعه مطلوب ومناسب میان افزای پیش ساخته درساخت مسکن بافت تاریخی شامل نظام آمدوشدوشکل گیری شبکه معابر،هماهنگی ازنظر تناسبات،وحدت بصری ومقیاس ساخت وساز،انسجام دربافت تاریخی،پراکندگی کاربریها،سرعت،هزینه،زیبایی وحفاظت ازارزشهادسته بندی شدند.سپس براساس پرسشنامه طراحی شده و آزمون های آماری گرفته شده به سه عامل زیبایی،هزینه وسرعت دسته بندی شدند.میانگین به دست آمده برای عامل سرعت 3.45عامل هزینه3.32وعامل زیبایی3.49بوده است.
مطالعه بیش متنی اشعار خیام در قالب خوشنویسی (مطالعه موردی: رباعی 103)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۴
54 - 67
حوزههای تخصصی:
در میان اقلام مختلف خوشنویسی، خط نستعلیق پیوند ناگسستنی بافرهنگ و ادبیات ایران دارد، به طوری که گفته می شود این خط نماد فرهنگ و هنر ایرانی است. همخوانی صورت نستعلیق با روحیه اشعار فارسی زمینه را جهت تعامل بیشتر این خط با ادبیات فراهم کرد تا بر اشعار وزین، صورتی موزون بخشد. این خط قالب های مختلفی دارد که درزمینه شعر، کتابت و چلیپا بیشترین کاربرد را دارد. رباعی 103 خیام که بارها توسط خوشنویسان در قالب چلیپای نستعلیق تکرار شده، مورد مطالعه در این پژوهش قرار گرفته است. شناخت هرچه بهتر و رمزگشایی این آثار هنری نیازمند بررسی روابط متنی حاکم بر آن ها و مستلزم رجوع به مطالعات ترامتنی است. رویکرد ترامتنیت ژنت تمامی روابط موجود میان متن ها را بررسی می کند که در این میان بیش متنیت با تحلیل متون هنری تناسب بیشتری دارد. در بیش متنیت تأثیر یک متن بر متن دیگر بررسی می شود که شامل برگرفتگی متن دوم از متن اول است. لذا هدف این پژوهش، مطالعه ای نظام مند در چلیپاهای رباعی 103 خیام است که منجر به شناخت روابط متنی میان آنها شود. سؤال اصلی براین مبناست که گونه های بیش متنی ژنتی چگونه و به چه میزانی در آثار ذکرشده قابل شناسایی است؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات از طریق منابع اسنادی و مشاهده انجام شده و به صورت کیفی تجزیه و تحلیل شده است. بر طبق یافته ها صراحت ارجاع به پیش متن در این آثار زیاد و کارکرد بیش متن ها غالباً جدی است لذا سرعت تغییرات بسیار کند است.
ضرورت پرداختن به نقد در زمینه هنر و معماری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۵
5 - 5
حوزههای تخصصی:
نقد برخلاف آنچه رایج است به ویژه در ایران، به معنای عیب جویی، منکوب کردن و نمایش نکات منفی نیست. تاریخ هنر نوعی گزینش محسوب می شود. اکثر منابع ترجمه شده در زمینه تاریخ هنر که در دست ماست، به هنر غرب پرداخته و شرق و ایران را نیز از دیدگاه غربی ها معرفی کرده اند، البته با حجم بسیار کم نسبت به آنچه از غرب گفته شده است. درواقع این منابع فقط تاریخ هنر است بدون هیچ گونه نقد و تحلیل و حتی مقایسه هنرها باهم. از این رو ضروری است که تاریخ تحلیلی و نقد هنر ایران با روش شناسی و ارائه نمونه ها انجام شود تا ارزش های واقعی و حقیقی هنر و معماری ایران آشکار گردد. نقد باید بی طرفانه باشد، نقدهای سلیقه ای، احساسی و سیاسی لطمه به ساحت با ارزش هنر می زنند. البته نقدهای غیر منطقی همواره معترضانه نیست، گاه از بی اطلاعی و ناآگاهی سرچشمه می گیرد. نقد آرای سنت گرایان در زمینه هنر و معماری اسلامی از اهم اموری است که در سال های اخیر آغاز شده و کتب و مقالات ارزشمندی در این زمینه به چاپ رسیده است.نشست تخصصی «نقد آرای سنت گرایان در باب هنر و معماری اسلامی» در تاریخ 18 و 19 مهرماه 1403 در گالری نظرگاه - پژوهشکده هنر، معماری و شهرسازی نظر- برگزار می شود. هدف از برگزاری این نشست ارائه نظرات نو در باب نقد این طیف از متفکرین و در پی آن پرهیز از یک سونگری و مقایسه آرای متفاوت با دیدگاه سنت گرایان غربی، شرقی و ایرانی است. مکتب سنت گرایی رویکردی در فلسفه معاصر است که نسبت به مدرنیته و فلسفه جدید غرب دیدگاه انتقادی دارد و معتقد به احیای دانش و خرد در معنای قدسی است. این مکتب در دوران جدید با رنه گنون فیلسوف فرانسوی آغاز شد، بورکهارت، شوان، لینگز، کوماراسوامی و... نیز بدان پیوستند، سردمدار این جریان در ایران سید حسین نصر است. باور سنت گرایان شرقی و غربی بر این است که یک حقیقت واحد مشترک و جاویدان در تمام ادیان الهی و غیر الهی، از اسلام، مسیحیت، یهودیت، بودیسم، هندوئیسم، شینتو و... وجود دارد که مبتنی بر سنت قدسی یا سنت ازلی و ابدی و جاری در تمام فرهنگ ها و تمدن هاست. « حکمت خالده- خرد جاویدان» این مکتب در ممالک جهان اسلام در پیوند با تصوف و فرقه های عرفانی-اسلامی وارد مباحث هنر و معماری اسلامی شده و از طرفی با عرفان شرق دور گره خورده است. رواج این نحله فکری پس از انقلاب اسلامی با شتابزدگی نسبت به ترجمه این آثار صورت گرفت، که عواقب وخیم آن تاکنون برجاست. در پی تلاش های اخیر برآن شدیم جلسات نقد آرای این متفکران را در زمینه هنر و معماری پیگیری نموده تا پژوهشگران جوان و اساتید در دانشکده های هنری نسبت به پژوهش و تدریس شیوه مند و به دور از احساسات با منطق و استدلال تلاش نمایند. از آنجا که دیر زمانی است این جریان تأثیرات انحرافی و غلط بر تدریس، تدوین مقالات، کتب و حال و هوای حاکم بر جامعه هنر و معماری کشور داشته است، لازم آمد پاره ای از پژوهش های سال های اخیر در این نشست معرفی شود تا در جلسات آتی تکمیل شده و در قالب کتاب مجموعه مقالات چاپ گردد.
تحلیل پیامدهای توسعه نامتوازن در مکان مندی روستاهای کوهدشت از منظر اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۵
60 - 65
حوزههای تخصصی:
روستاها نقش بسزایی در فرایند توسعه محوری دارند و به طور قابل توجهی بر پیشبرد برنامه های توسعه تأثیر می گذارد. توسعه نامتوازن و غیرمکان مند اغلب منجر به اشکال مختلف استعمار در مناطق روستایی می شود. آسیب های اجتماعی یکی از پیامدهای توسعه نامتوازن هستند که بر مکانمندی روستا تأثیرگذار می باشند. به نظر می رسد برنامه های توسعه به عنوان نیروی محرکه تغییرات و تحولات اجتماعی در مناطق روستایی عمل می کنند. هدف مقاله از طریق تحلیل نمونه های موردی، یافتن تأثیر توسعه در مکان مندی روستاهاست و اینکه چگونه طرح های توسعه و تحولات اجتماعی می توانند منجر به تغییرات اساسی در توسعه مکان مند شوند. روش تحقیق در این پژوهش به شکل تحلیلی- تفسیری و برپایه ارزیابی نمونه های موردی است. اطلاعات پایه از طریق مشاهده میدانی روستاهای خسروآباد، سرخ دم لکی و ابوالوفا جمع آوری شده و در ادامه از اسناد کتابخانه ای و بالادست در جهت تکمیل اطلاعات استفاده شده است. در نهایت تحلیل داده ها و اطلاعات بر پایه روش قیاسی و از طریق تحلیل و تفسیر اطاعات صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد برنامه های توسعه می توانند با فراهم آوردن شرایط توسعه متوازن برای روستاها، مدیریت سیستمی، پیشرفت اقتصادی و اعتلای شاخص های اجتماعی، تأثیر بسزایی بر مکان مندی روستا و هویت بخشی بر آن داشته باشند.
مسائل پیچیده طراحی: ارائه مدل مفهومی به منظور شناسایی مؤلفه های مسائل خبیث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسائل طراحی طیف گسترده ای از مسائل بشری را در برمی گیرند. طراحان وظیفه دارند که این مسائل را بر اساس توانایی های خود و نیازها و تمایلات ذی نفعان به شکل مطلوبی برطرف کنند. با پیشرفت و پیچیدگی جوامع بشری، مسائل پیش روی طراحان نیز همواره پیچیده تر شده تا جایی که نوع خاصی از این مسائل با نام مسائل خبیث در برابر روش ها و راهبردهای معمول برای حل مسئله مقاومت کرده و رویکردهای جدیدی را در رابطه با نحوه مواجهه با این مسائل طلب می کنند. طراحان به شکل روزافزونی درگیر مسائلی می شوند که تاکنون در حوزه فعالیت شان قرار نمی گرفته است و بنابراین باید خود را آماده رویارویی با زمینه های مختلف کنند که به دلیل درهم تنیدگی با متغیرهای اجتماعی، پیچیده تر و آشفته تر از مسائل فنی حوزه طراحی اند. هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های مسائل خبیث در ارتباط با ذی نفعان و زمینه وقوع آن هاست. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی بوده و در راستای شناسایی ویژگی های مسائل خبیث در فرایند حل مسئله و تبیین نحوه تأثیر آن ها بر این مسائل انجام شده است. در این راستا اطلاعات به روش اسنادی و مطالعات کتابخانه ای جمع آوری شد و به شیوه کیفی مورد تحلیل قرار گرفت. نتیجه این پژوهش که شامل سه گروه ویژگی برای مسائل خبیث در فرایند حل مسئله و نحوه ارتباط آن ها با یکدیگر است، در قالب یک مدل مفهومی ارائه گردید. این مدل مفهومی می تواند به منظور مطالعه مسائل خبیث و بررسی شاخصه های آن ها مورداستفاده پژوهشگران و فعالان حوزه طراحی قرار بگیرد.
اکفراسیس به مثابه رویکردی کیفی در تحلیل متن تصویری، نمونه مطالعه شده: قالیچه تصویری بهرام گور و هفت گنبد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
61 - 72
حوزههای تخصصی:
از جمله رویکردهایی که با اتکا به آن می توان رابطه میان متن و تصویر را تحلیل و بررسی کرد؛ رویکرد کیفی اکفراسیس است. مقاله حاضر با اتکا به رویکردی دومرحله ای به این پرسش پاسخ می دهد که: متن تصویری (در اینجا قالیچه تصویری بهرام گور و هفت گنبد) تا چه میزان به متن مکتوب (هفت پیکر نظامی) وفادار بوده و درنهایت متن تصویری، متنی نقل قولی و تکراری است یا تلمیحی و خلاقانه؟ به منظور قضاوت در خصوص وفاداری متن تصویری به متن مکتوب و درک تکراری یا تلمیحی بودن آن، هر دو متن در مرحله اول با اتکا بر رویکرد اکفراسیس و در مرحله دوم با بهره گیری از دو مؤلفه زیرگروه بینامتنیت یعنی تلمیح و نقل قول، تحلیل شدند. تحلیل نقش مایه های قالیچه تصویری ذیل چهار مؤلفه رویکرد اکفراسیس (1. توصیف افراد 2. مکان ها 3. زمان و 4. رویداد ها) و به کارگیری روش توصیفی - تحلیلی نشان داد: باوجوداینکه متن تصویری (میزبان) در برخی عناصر به متن مکتوب (مهمان) وفادار بوده و ارتباط اکفراستیک بین این عناصر وجود دارد؛ اما این عناصر اکفراستیک به شکلی آگاهانه در برخی جزئیات با متن مکتوب تفاوت دارند و از متن تصویری حذف یا به آن اضافه شده اند. درنتیجه متن تصویری، متن مکتوب را بازآفرینی کرده و متنی خلاقانه و تلمیحی است.
واکاوی «بدن ذهن» در متد تربیت بازیگر تاداشی سوزوکی و شیوه بازیگری سایکوفیزیکال فلیپ زرلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۶)
97 - 119
حوزههای تخصصی:
مفهوم «بدن ذهن» در نزد افرادی که در پی آن اند تا دوگانه انگاری دکارتی ذهن- بدن را به معارضه بطلبند، بر یکپارچگی ذهن و بدن تأکید دارد. بر این مبنا، بدن از ذهن جدا نیست و بالعکس. فرض های مرتبط با بدن ذهن در قرن گذشته در سیستم ها و شیوه های گوناگون آموزش بازیگری به جد مورد بحث بوده است. در بسیاری از شیوه ها و رویکردها به بازیگری و آموزش بازیگر مجزا قلمداد کردن بدن و ذهن و تأکید بر یکی از این دو و تقدم بخشیدن به آن و نادیده انگاشتن دیگری مشکلات و بدفهمی های بسیاری را به همراه داشته که پیامدهای آن در عمل و اجرا نیز به خوبی قابل مشاهده است.متد تربیت بازیگر تاداشی سوزوکی فرایندی دشوار و دقیق دارد که درعین حال به رهایی اجراگر منتهی می شود. با بررسی تمرین های متد سوزوکی پی می بریم که تمرکز آن ها عمدتاً بر این است که چگونه می توان بدن ذهن تک تک اجراگران را پرورش داد و قدرت جسمانی و آوایی، انرژی و کنترل، و تمرکز آن ها را تقویت کرد. فلیپ زرلی نیز با الهام از هنرهای رزمی آسیایی نظیر تای چی چوان و کالاریپایاتو و تکنیک های مدیتیشن سعی در فعال کردن بدن ذهن در اجراگرانش دارد به نحوی که در شیوه او بدن و ذهن در لحظه در قالب یک واحد یکپارچه عمل می کنند. در پژوهش حاضر تلاش بر این است که توازن بدن ذهن در فعالیت های سوزوکی و زرلی در تربیت بازیگر واکاوی شده و بررسی شود که چگونه هریک از آن ها با بهره گیری از هنرهای بدنی و رزمی و نیز فلسفه های آسیایی در تلاش اند برای این مسئله بنیادین راه حلی بیابند و پرسش اصلی پژوهش این است که بدن ذهن در متد سوزوکی و شیوه تربیت بازیگر سایکوفیزیکال چگونه پرورش می یابد؟ یافته های پژوهش نشان می دهند که در تمرین های متد سوزوکی همسو با هنرهای رزمی سنتی ژاپنی بدن ذهن بازیگران به خوبی پرورش می یابد. از سوی دیگر در بازیگری سایکوفیزیکال زرلی نیز که متأثر از یوگا و هنرهای رزمی آسیایی است، پرورش بدن ذهن نقش محوری دارد و اجراگر با بدن ذهن پرورش یافته قادر می شود حضور صحنه ای قدرتمندی را به نمایش بگذارد.
تحلیل تغییرات معماری مدارس در اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول نمونه های موردی مدارس گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۷
۳۲-۱۵
حوزههای تخصصی:
مسئله آموزش در کشور ایران پیشینه طولانی دارد و مدارس بخش مهمی از بناهای تاریخی کشور را تشکیل می دهند. دوره گذار از قاجار به پهلوی اول تنها به دلیل پایان و آغاز دو سلسله پادشاهی حائز اهمیت نیست؛ بلکه این دوران به دلیل تحولات و تغییرات اساسی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به تبع آن تغییرات در معماری و شهرسازی که در این دوران رخ می دهد، مورد توجه قرار می گیرد. در پی تحولات، گیلان همچون سایر مناطق ایران دچار تحولات فراوانی در دوره های مذکور شد؛ به سبب این تحولات، معماری مدارس آن نیز تحت تأثیر قرار گرفت. امروزه شناخت تحولات معماری بناها در دوره های مختلف، از مهم ترین نیازها در زمینه مطالعات معماری است؛ زیرا مطالعه و آموزش صحیح معماری گذشته، امکان اصلاح اشتباهات در معماری معاصر را فراهم می آورد. هدف این تحقیق، تحلیل تغییرات معماری مدارس گیلان در اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول می باشد و به دنبال پاسخ به این پرسش است که تغییرات معماری مدارس گیلان در اواخر دوره قاجار و دوره پهلوی اول چگونه بوده است؟ همچنین چه عواملی بر تغییرات معماری مدارس گیلان در دوره مذکور مؤثر بوده؟ و چه تغییراتی در وضعیت اجتماعی در این دوره روی داده است؟ لذا با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به مطالعات میدانی و کتابخانه ای، به شناخت مدارس گیلان (شامل: مدرسه های شهیدمدنی و شهیدمرحبا در آستارا، مدرسه های شهیدبهشتی(شاهپور)، 17شهریور(فروغ) و مریم در رشت و مدرسه شرف(مهدخت) در بندرانزلی) در بازه زمانی قاجار و پهلوی اول پرداخته شد. شناخت ویژگی های فضایی مدارس نشان داد که همزمان با پیشرفت نظام آموزشی در دوره مذکور، فضاهای جدید متناسب با کارکردهای جدید آموزشی در مدارس ایجاد شد که تا قبل از آن بی سابقه بود. به جهت تأثیرپذیری حکومت وقت از اندیشه های غرب، مدارس جدید گیلان در این دوره عموماً به سبک اروپایی ساخته شده اند.
به سوی تبیین مفهوم مکان سازی در فضاهای عمومی شهری زیرزمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
19 - 37
حوزههای تخصصی:
مترو علاوه بر تأمین حمل ونقل عمومی، زمینه ارتباط شهروندان را با یکدیگر و محیط شهری برقرار می کند. ازاین رو توجه به مسئله تعاملات اجتماعی و تمهیدات فضا برای تبدیل به مکان های شهری حائز اهمیت است.
هدف از انجام این پژوهش، دستیابی به ساختاری در برقراری کیفیت زیست در فضاهای زیرزمینی است که دارای بیانی جامع از مکان سازی باشد.
روش شناسی پژوهش در این تحقیق، مبتنی بر جمع آوری و تحلیل داده های متنی و اسنادی و به عبارتی مبتنی بر روش تحقیق کیفی است؛ این جستار نظری متأثر از پارادایم های تفسیری، به دنبال تقویت فهم انتقادی از فرایندهای تولید و مصرف در قالب فضای عمومی شهری است.
یافته ها نشانگر آن است که فضاهای زیرزمینی شهری برای ایفای نقش به عنوان فضاهای شهری بایستی مجموعه کیفیت های منحصربه فردی را در ساختاری متناسب با نیاز شهروندان ارائه کنند؛ چراکه کیفیت های فضای شهری زیرزمینی علاوه بر محدوده مشخص فضای شهری، حدودی فراتر را در برمی گیرد. این فضاهای شهری را می توان در گونه های فضای زیست شده، فضای ادراک شده و فضای پنداشته شده شهروندان موردبررسی قرار داد.
در نتیجه گیری باید گفت در جهت نیل به نوعی مکان سازی، مؤلفه های زندگی روزمره شامل کردار فضایی، بازنمایی فضا و فضای بازنمایی در تطابق با کیفیت های فضاهای شهری زیرزمینی همچون کیفیت های درون فضا، کیفیت های میان فضا و کیفیت های برون فضایی (خوانایی، همه شمولی، سرزندگی، دسترسی پذیری، اعتدال، ارائه تنوعی از خدمات و امکانات)، بر شکل دهی به منظر زندگی روزمره شهروندان اثرگذار هستند و شناسایی این کیفیت ها و کنش متقابل زندگی روزمره شهروندان و فضای شهری، می تواند منجر به آفرینش مکان و فرایند مکان سازی شود.
مطالعۀ تطبیقی رابطۀ متن و تصویر در نگارۀ «کشتن رستم سهراب را و نشانه یافتن و زاری بر او» از شاهنامۀ دانشگاه هاروارد، کتابخانۀ بریتانیا و کتابخانۀ ملی فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
44 - 59
حوزههای تخصصی:
یکی از مضامین مشترک در شاهنامه های مصور، نگاره ی «کشتن رستم سهراب را و نشانه یافتن و زاری بر او» است که براساس شیوه های رایج در زمانه ی ساخت آن، به تصویر در آمده است. این نوشتار، از منظر ماهیت و روش، توصیفی، تحلیلی-تطبیقی که از مجموعه روش های کیفی بوده و از نظر هدف بنیادی است. جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و اسنادی بوده و پیکره ی مطالعاتی شامل تحلیل، تطبیق و بررسی رابطه متن و تصویر در نگاره ی مورد پژوهش است؛ جامعه ی پژوهش سه نگاره از سه شاهنامه (با مضمون و شاهنامه های ذکر شده در عنوان) است. این نوشتار و همسو با اهداف، در پی پاسخ به این سوالات است: 1. با وجود یکسان بودن مضمون، وجوه افاراق و اشتراک بین نگاره های این پژوهش برقرار چیست؟ 2. نحوه ی نمایش تصویری روایت موجود در شعر و میزان وفاداری به متن توسط نگارگر در نگاره های مورد پژوهش به چه ترفندهایی انجام پذیرفته است؟ نتایج حاکی از این است که؛ نگارگران در نمایش این روایت، مانند عکاس عمل کرده و لحظه اوج تراژدی را برای مخاطب ثبت کرده که از بار دراماتیک بالایی برخوردار است. روش نمایش تراژدی رستم و سهراب در نگاره های مورد بررسی، نمادین بوده و نگارگران از فرم، رنگ، حالات و عناصر نمادین، همسو با دوره ی ایجاد نگاره بهره گرفته اند. نگارگران سه نسخه، به جز بهره گیری از روایت ادبی در بخش های اصلی داستان، سایر موارد از جمله، محیط اطراف و افراد موجود در نگاره، از خیال و ترفندهای نگارگری بهره گرفته اند.
نشانه شناسی تصویری نقوش دیوارنگاره های خانۀ قریشی آمل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
97 - 116
حوزههای تخصصی:
دیوارنگاره های دوره قاجار، به ویژه در خانه های تاریخی، گنجینه ای ارزشمند از مفاهیم فرهنگی، دینی و اجتماعی این دوره محسوب می شوند. این نقوش که اغلب با دقت و ظرافت خاصی ترسیم شده اند، نمادی از باورها و جهان بینی مردمان آن عصر هستند و می توانند به عنوان اسنادی تصویری برای بازشناسی تحولات هنر و معماری قاجار مورد مطالعه قرار گیرند. خانه قریشی آمل، به عنوان یکی از برجسته ترین نمونه های معماری این دوره، با دیوارنگاره هایی متنوع و سرشار از مفاهیم نمادین، فرصتی منحصربه فرد برای تحلیل نشانه شناختی فراهم می کند. این پژوهش با هدف بررسی عمیق تر مضامین و معانی پنهان در لایه های مختلف نقوش دیوارنگاره های این خانه، تلاش می کند تا ارتباط این نقوش با باورهای دینی، فرهنگی و اجتماعی قاجاری را آشکار کند. تحلیل دیوارنگاره ها در این پژوهش، فراتر از توصیف صرف، در جست وجوی معناهای نهفته و دلالت های نمادین آن هاست تا بتواند به درک جامعی از دیدگاه های هنری و اعتقادی هنرمندان و مخاطبان آن دوره دست یابد. پرسش های پژوهش بدین شرح است: 1. چه مضامینی در دیوارنگاره های خانه قریشی آمل قابل مشاهده است؟ 2. بار معنایی لایه های نقوش خانه قریشی آمل براساس رویکرد نشانه شناسی تصویری چیست؟ روش پژوهش مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است. روش نمونه گیری به شکل انتخابی با حجم نمونه چهار دیوارنگاره کلی است که خود دارای دوازده نقش جزئی است و با رویکرد نشانه شناسی تصویری بر مبنای دلالت های صریح و ضمنی مورد تحلیل کیفی قرار گرفته است. نقوش دیوانگاره های خانه قریشی آمل شامل دسته بندی حیوانی، گیاهی، نمادین، انسانی و شکار هستند که از این میان به ترتیب، نقش طاووس به جلوگیری از ورود شیطان به بنا، نقش خرگوش به به زانودرآوردن دشمنان، نقش دارکوب به محافظت از درختان و نقش شانه به سر به طور کلی بر انسان کامل دلالت دارند. در دسته بندی نقوش گیاهی، دلالت صریح بر نقش درخت زندگی در قالب درخت سرو و نقش گلدانی وجود دارد که نقش درخت زندگی نماد درخت طوبی و استفاده از نقوش گلدانی برانگیزاننده حسی شورانگیز در نمای خارجی بنا در چشم مخاطب است. در دسته بندی نقوش نمادین، اژدها بر خنثی کردن نیروی منفی، خورشیدخانم بر الوهیت و ذات حق تعالی و لطف و رحمت ایشان و زن پرنده بر ملائک و فرشتگان اشاره دارد. نقش انسانی مرد شکارچی بر اهمیت بازتاب زندگی روزانه توسط هنرمند بومی دلالت دارد و نقش جدال شیر و گوزن در دسته بندی نقوش شکار نماد مفهوم قدرت و شوکت است. نتایج حاکی از متأثربودن نقوش از باورهای دینی و فرهنگ ایرانی و طبقات اجتماعی دوره قاجار است. با توجه به اهمیت فرهنگی و هنری بناهای دوره قاجار، حفاظت از آن ها ضروری است. بدین منظور پیشنهاد می شود که از نقوش تزیینی این بناها در هنر معاصر، الهام گرفته شود تا علاوه بر حفظ این میراث، ارتباطی میان گذشته و حال برقرار گردد.
حافظه جمعی جایگزین: فاصله گذاری در فیلم قضیه شکل اول شکل دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
21 - 33
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی روابط متقابل فاصله گذاری برشت در فیلم قضیه شکل اول، شکل دوم عباس کیارستمی می پردازد، و ضمن بررسی تنوع فاصله گذاری برشت در مهم ترین مؤلفه های فیلم، همچون ساختار اپیزودیک، ژانر داکیوفیکشن، و حضور فیلم ساز، کلاکت و پروژکتور، نتیجه می گیرد چگونه کیارستمی آپاراتوس تولید را به بخش جدایی ناپذیری از روایت تبدیل کرده است و با استفاده از انواع راهکارهای فاصله گذاری در فرم و روایت مرز میان واقعیت مستند و واقعیت داستانی را دگرگون می کند تا نیروهای تأثیرگذار در درک واقعیت را مورد پرسش قرار دهد. این مطالعه کیفی به روش توصیفی تحلیلی انجام شده و محقق از روش های اسنادی کتابخانه ای بر مبنای چهارچوب نظری تئاتر فاصله گذاری برشت، استفاده کرده است. مقاله همچنین به دلالت های برآمده از زیبایی شناسی مبتنی بر فاصله گذاری در این فیلم می پردازد و در بخش پایانی با بررسی پروژکتور به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های برشتی فیلم، نشان می دهد که چگونه فیلم با تأکید بر پروژکتور، از یک سو، حافظه جمعی و نیروی فکری حاکم بر دوران ساخت فیلم را به عنوان محصول آرشیوهای رسمی و گفتمان های غالب مورد انتقاد قرار می دهد و از سوی دیگر، با پیشنهاد امکان شکل گیری حافظه های فردی و جایگزین خود را تا سرحد یک آرشیو جایگزین تاریخی نزدیک می کند. به این ترتیب این مقاله ظرفیت برشتی فیلم را در دعوت آن به بازاندیشی در تاریخ جست وجو می کند و نتیجه می گیرد این فیلم در برابر درک فرجام خواهانه تراژیک، به درک تاریخی رویدادها همچون یک روند قابل تغییر که غایت خود را در ایجاد تغییر در فرم یک کنش می کاود، می نگرد.
تأثیر طراحی صحنه و لباس در ایجاد دریافت متقابل میان اجراکنندگان و تماشاگران در نمایش های پست مدرن ایرانی (نمونۀ موردی نمایش ملانصرالدین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
37 - 51
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش طراحی صحنه و لباس در شکل گیری دریافت متقابل میان اجراکنندگان و تماشاگران در نمایش های پست مدرن ایرانی می پردازد. تئاتر پست مدرن با گسست از ساختارهای روایی کلاسیک و فاصله گیری از شیوه های سنتی اجرا، بر شکل دهی تجربه چندوجهی و مشارکتی مخاطب تأکید دارد. نمایش ملانصرالدین، که مورد مطالعه این تحقیق قرار گرفته، در فضایی طراحی شده است که تماشاگران بر روی یک سری تاب ها در وسط صحنه نشسته اند و هفت دایره اجرایی دور آنها قرار گرفته اند؛ در هر دایره، بازیگران با زبانی غیرمستقیم روایتی مجزا را در پیوند با یک نمایشنامه کلاسیک یا الگویی سنتی و آشنا مثل نقالی یا سیاه بازی ارائه می دهند، بی آنکه ساختار اپیزودیک یا روایت خطی بر اجرا حاکم باشد. ضرورت انجام این پژوهش از آن جهت است که طراحی صحنه و لباس، به ویژه در آثار پست مدرن که ساختارهای روایی و بصری متعارف را کنار می گذارند، نقش مهمی در ایجاد فضای دریافت و تعامل دوسویه بین اجرا و مخاطب ایفا می کند، اما تاکنون به شکل تخصصی و منسجم به این موضوع پرداخته نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی ظرفیت های بصری طراحی صحنه و لباس در تقویت ارتباط فعال و چندلایه میان اجرا و تماشاگر است. تحقیق به شیوه کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. در این نمایش، صحنه با ساختاری دایره ای امکان خوانش سیال و مشارکتی را برای تماشاگر فراهم می آورد. طراحی لباس ها نیز مینیمالیستی و ساده، با رنگ های طوسی مایل به نقره ای و بدون بافت یا تزئینات پیچیده است که موجب تمرکز مخاطب بر کنش جسمانی و ریتم اجرای بازیگران می شود. نتایج نشان می دهد که استفاد ه هوشمندانه از عناصر ساده و معناگرایانه در طراحی صحنه و لباس، فضای تفسیرپذیر و پویایی را در اجراهای پست مدرن به وجود می آورد و به شکل گیری تجربه احساسی و مشارکتی تماشاگر یاری می رساند. نمایش ملانصرالدین به دلیل بهره گیری دقیق از این رویکردها، ظرفیتی ممتاز برای تبدیل شدن به الگویی معتبر در طراحی اجرایی تئاتر پست مدرن ایران دارد.
ارزیابی مقایسه ای ادراک بصری محیط های معماری در فناوری های رابط کاربری انسان و رایانه
حوزههای تخصصی:
ادراک بصری محیط های معماری، نیازمند درک عمیقی از مفاهیمی است که کسب آن تنها با روش های سنتی، چالش برانگیز است. ازاین رو، فناوری رابط کاربری انسان و رایانه، می تواند تسهیلگری کارا در این زمینه باشد. ازجمله مهم ترین روش های تجربه فضای معماری، می توان به محیط مجازی درون رایانه ، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، اشاره نمود. هدف از این مقاله، سنجش کیفیت ادراک بصری محیط معماری با استفاده از روش های نوین دیجیتالی - رایانه ای است. برای دستیابی به اهداف موردنظر، از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. بر اساس روش کتابخانه ای، در فرایند ادراک بصری محیط معماری، شاخص های تأثیرگذار در دو سطح مؤلفه شناختی و تفسیری و هر مؤلفه دارای پنج زیرمؤلفه استخراج گردید. طراحی پرسش نامه از نوع مقیاس لیکرت پنج گزینه ای با جامعه آماری 100 نفر است. از نرم افزار اس.پی.اس.اس جهت تحلیل داده های پرسش نامه استفاده گردیده و پایایی سؤالات پرسش نامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 854/0 تأیید می گردد. بر اساس نتایج به دست آمده، واقعیت مجازی بیشترین تأثیر را بر درک بصری محیط معماری در مؤلفه تفسیری دارد. واقعیت افزوده و فضای درون رایانه ای از نظر مقبولیت مخاطبان در رتبه بعدی هستند. فضای درون رایانه ای و واقعیت مجازی عملکرد برتر را در بخش شناختی نشان دادند، درحالی که مخاطبان، از واقعیت افزوده استقبال کمتری کردند.