مطالب مرتبط با کلیدواژه

کیارستمی


۱.

تأویل های فلسفی از سینمای کیارستمی با تأکید بر آراء ژان لوک نانسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه غرب فرهنگ تأویل سینما نانسی کیارستمی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات سینمایی، موسیقی و بصری
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی ارتباطات مطالعات سینمایی، موسیقی و بصری مطالعات سینمایی
تعداد بازدید : ۱۷۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۹۲
سینمای کیارستمی قابلیت بحث و بررسی موضوعات فلسفی را در نهاد خود دارد. بدین لحاظ، ژان لوک نانسی، فیلسوف فرانسوی، کوشیده است با نگارش کتاب بداهت فیلم، جهان فلسفی سینمای کیارستمی را مورد کاوش قراردهد. آن چه در این مقاله در پی آن هستیم، تبیین تأویل های فلسفی از سینمای کیارستمی بر پایه آراء فلسفی ژان لوک نانسی بر پایه مفهوم های «بداهت»، «ذات واقع» و «نگاه و تصویر» است. نانسی، ضمن توصیف و تحلیل مبانی فلسفی خود، سعی دارد بر اساس شیوه پدیدارشناسی، سینمای کیارستمی را تحلیل کند. در این مقاله، پس از بررسی جایگاه بحث پدیدارشناسی در سینمای کیارستمی، بحث بداهت را تحلیل خواهیم کرد.
۲.

معنویت در سینمای کیارستمی با مطالعه موردی فیلم طعم گیلاس

کلیدواژه‌ها: معنویت کیارستمی تعالی معنا عشق

تعداد بازدید : ۷۱۸ تعداد دانلود : ۵۰۸
عباس کیارستمی از جمله کارگردان هایی است که هر بار خوانش های متفاوتی از آثار او صورت می پذیرد و غنای آثار وی بیش ازپیش منتقدان و علاقه مندان به فیلمهای وی را به هیجان می آورد. یکی از وجوه خاص آثار کیارستمی نوعی تجربه ی تعالی و معنوی است که مخاطب در حین تماشای این فیلم ها پشت سر می گذارد. این تجربه مرهون سبک بی پیرایه و ساده ی کیارستمی است که به تماشاگر فرصت می دهد تا بیشتر تفکر کند. کاراکترهای آثار کیارستمی معمولاً در طی یک آزمون به نوعی تعالی می رسند و در این راه نوعی معنویت را تجربه می کنند و تماشاگر را نیز به درجاتی از این تعالی و معنویت می رسانند. مشخص کردن ویژگی دقیق و ارائه تعریفی معین از معنویت کار دشواری است. رشد جریان های مذهبی جدید، عدم اعتماد به دین، افزایش روزافزون جریان های معنوی و مواردی از این دست باعث شده اند مرزهای تجربیات معنوی روزبه روز گسترده تر شوند. می توان سه ویژگی معنا، تعالی و عشق را فصل مشترک غالب معنویت ها در نظر گرفت و این سه ویژگی را فراخور هر معنویت تعریف نمود و گستره ی آن را مشخص کرد. مجموعه عناصر سبکی و فرمی در آثار کیارستمی در ایجاد فضایی معنوی کارکرد یافتهاند و سه ویژگی مذکور در متن و زیر لایه های آثار وی هویدا شده اند. این پژوهش با بررسی نمونه ای سبکی و فرمی فیلم طعم گیلاس نشان می دهد که این عوامل به شکلی هدفمند در ایجاد فضایی معنوی در آثار کیارستمی نقطه گذاری شده اند.
۳.

پسامدرنیسم در فیلم کلوزآپ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بینامتنیت پسامدرن فروپاشی روایت های اعظم کلوزآپ کیارستمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۶ تعداد دانلود : ۵۱۶
این مقاله به بررسی عناصر پسامدرن در فیلم کلوزآپ، ساخته عباس کیارستمی می پردازد. استفاده از تمهیدهایی چون بینامتنیت، فروپاشی روایت های اعظم، آشکارسازی تصنع، مرگ اقتدار م ؤلف، اتصال کوتاه، دور باطل و پیوند دوگانه، فیلم را به اثری پسامدرن تبدیل کرده است. نویسنده از نظریه های منتقدانی چون کریستوآ، برایان مک هیل، بری لوییس، پتریشیا و دیوید لاج استفاده کرده است. فیلم، نوعی سینما درباره سینماست و در فضایی بین فیلم داستانی و مستند اتفاق می افتد و به طرح پرسش هایی درباره ماهیت واقعیت و بازنمایی می پردازد. به عبارتی این فیلم، نمونه ای از درهم آمیختن واقعیت و خیال در دنیای پسامدرن است و در آن، مرز میان زندگی و سینما، نه تنها برای مخاطب، بلکه برای شخصیت ها نیز از بین می رود. از دیگر ویژگی های آشکار این فیلم، به عنوان یک اثر پسامدرن می توان به فروپاشی روایت های اعظم اشاره کرد.
۴.

حافظه جمعی جایگزین: فاصله گذاری در فیلم قضیه شکل اول شکل دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برشت فاصله گذاری کیارستمی قضیه شکل اول شکل دوم داکیوفیکشن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
این مقاله به بررسی روابط متقابل فاصله گذاری برشت در فیلم قضیه شکل اول، شکل دوم عباس کیارستمی می پردازد، و ضمن بررسی تنوع فاصله گذاری برشت در مهم ترین مؤلفه های فیلم، همچون ساختار اپیزودیک، ژانر داکیوفیکشن، و حضور فیلم ساز، کلاکت و پروژکتور، نتیجه می گیرد چگونه کیارستمی آپاراتوس تولید را به بخش جدایی ناپذیری از روایت تبدیل کرده است و با استفاده از انواع راهکارهای فاصله گذاری در فرم و روایت مرز میان واقعیت مستند و واقعیت داستانی را دگرگون می کند تا نیروهای تأثیرگذار در درک واقعیت را مورد پرسش قرار دهد. این مطالعه کیفی به روش توصیفی     تحلیلی انجام شده و محقق از روش های اسنادی     کتابخانه ای بر مبنای چهارچوب نظری تئاتر فاصله گذاری برشت، استفاده کرده است. مقاله همچنین به دلالت های برآمده از زیبایی شناسی مبتنی   بر فاصله گذاری در این فیلم می پردازد و در بخش پایانی با بررسی پروژکتور به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های برشتی فیلم، نشان می دهد که چگونه فیلم با تأکید بر پروژکتور، از یک سو، حافظه جمعی و نیروی فکری حاکم بر دوران ساخت فیلم را به عنوان محصول آرشیوهای رسمی و گفتمان های غالب مورد انتقاد قرار می دهد و از سوی دیگر، با پیشنهاد امکان شکل گیری حافظه های فردی و جایگزین خود را تا سرحد یک آرشیو جایگزین تاریخی نزدیک می کند. به این ترتیب این مقاله ظرفیت برشتی فیلم را در دعوت آن به بازاندیشی در تاریخ جست وجو می کند و نتیجه می گیرد این فیلم در برابر درک فرجام خواهانه تراژیک، به درک تاریخی رویدادها همچون یک روند قابل تغییر که غایت خود را در ایجاد تغییر در فرم یک کنش می کاود، می نگرد.
۵.

بازنمایی استعارۀ مفهومی «زندگی به مثابه سفر» در آثار کیارستمی؛ نمونۀ موردی: بررسی سه فیلم «خانۀ دوست کجاست»،«زندگی و دیگر هیچ» و«زیر درختان زیتون»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره مفهومی حوزه مبدأ حوزه مقصد نشانه های زبانی لیکاف و جانسون کیارستمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۰
استعاره مفهومی «زندگی به مثابه سفر» یکی از بنیادی ترین ابزارهای شناختی برای درک تجربیات انسانی است که در آثار هنری و ادبی ازجمله سینما به کار گرفته می شود. این پژوهش به بررسی نشانه های زبانی این استعاره و طرح واره های تصوری نظیر حرکتی، حجمی و قدرتی در سه فیلم برجسته عباس کیارستمی خانه دوست کجاست ، زندگی و دیگر هیچ ، و زیر درختان زیتون می پردازد. بدین منظور با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980) نگاشت های استعاری مانند مقصد، مسیر، موانع، همراهان، راهنماها، بازگشت و سرگردانی در هر فیلم شناسایی و چگونگی ایفای نقش این الگوهای ذهنی در ساختار روایت و تصویرسازی فیلم ها بررسی شده اند. تحلیل متن زبانی فیلم های منتخب نشان می دهد استعاره «زندگی به مثابه سفر» نه تنها در ساختار داستانی و شخصیت پردازی حضور دارد، بلکه در عناصر بصری، فضاسازی و دیالوگ ها نیز به شکلی عمیق و تأثیرگذار بازنمایی شده است. همچنین فراوانی طرح واره حرکتی در مقایسه با طرح واره های حجمی و قدرتی در فیلم های منتخب می تواند نشانگر به کارگیری مفهوم حرکت و کنش فیزیکی به عنوان زبان سینمایی و استعاره ای برای جست وجوی معنای زندگی، مواجهه با واقعیت و عبور از بحران ها بوده و تماشاگر را با تجربه چندوجهی از زمان و فضا در وضعیت تعلیق و عدم قطعیت قرار دهد که حاصل نگاه فلسفی و زیباشناسانه کیارستمی به روایت و سینماست  و مخاطب را وارد فرایند فعال مشارکت در تفسیر روایت و پیوند با واقع گرایی نموده و به بازاندیشی در مورد مسائل بنیادی مانند عشق، مرگ، بازسازی و جست وجوی معنا دعوت می کند.