نرگس یزدی

نرگس یزدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

واکاوی «بدن ذهن» در متد تربیت بازیگر تاداشی سوزوکی و شیوه بازیگری سایکوفیزیکال فلیپ زرلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بدن ذهن تاداشی سوزوکی متد سوزوکی بازیگری سایکوفیزیکال فلیپ زرلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
مفهوم «بدن ذهن» در نزد افرادی که در پی آن اند تا دوگانه انگاری دکارتی ذهن- بدن را به معارضه بطلبند، بر یکپارچگی ذهن و بدن تأکید دارد. بر این مبنا، بدن از ذهن جدا نیست و بالعکس. فرض های مرتبط با بدن ذهن در قرن گذشته در سیستم ها و شیوه های گوناگون آموزش بازیگری به جد مورد بحث بوده است. در بسیاری از شیوه ها و رویکردها به بازیگری و آموزش بازیگر مجزا قلمداد کردن بدن و ذهن و تأکید بر یکی از این دو و تقدم بخشیدن به آن و نادیده انگاشتن دیگری مشکلات و بدفهمی های بسیاری را به همراه داشته که پیامدهای آن در عمل و اجرا نیز به خوبی قابل مشاهده است.متد تربیت بازیگر تاداشی سوزوکی فرایندی دشوار و دقیق دارد که درعین حال به رهایی اجراگر منتهی می شود. با بررسی تمرین های متد سوزوکی پی می بریم که تمرکز آن ها عمدتاً بر این است که چگونه می توان بدن ذهن تک تک اجراگران را پرورش داد و قدرت جسمانی و آوایی، انرژی و کنترل، و تمرکز آن ها را تقویت کرد. فلیپ زرلی نیز با الهام از هنرهای رزمی آسیایی نظیر تای چی چوان و کالاریپایاتو و تکنیک های مدیتیشن سعی در فعال کردن بدن ذهن در اجراگرانش دارد به نحوی که در شیوه او بدن و ذهن در لحظه در قالب یک واحد یکپارچه عمل می کنند. در پژوهش حاضر تلاش بر این است که توازن بدن ذهن در فعالیت های سوزوکی و زرلی در تربیت بازیگر واکاوی شده و بررسی شود که چگونه هریک از آن ها با بهره گیری از هنرهای بدنی و رزمی و نیز فلسفه های آسیایی در تلاش اند برای این مسئله بنیادین راه حلی بیابند و پرسش اصلی پژوهش این است که بدن ذهن در متد سوزوکی و شیوه تربیت بازیگر سایکوفیزیکال چگونه پرورش می یابد؟ یافته های پژوهش نشان می دهند که در تمرین های متد سوزوکی همسو با هنرهای رزمی سنتی ژاپنی بدن ذهن بازیگران به خوبی پرورش می یابد. از سوی دیگر در بازیگری سایکوفیزیکال زرلی نیز که متأثر از یوگا و هنرهای رزمی آسیایی است، پرورش بدن ذهن نقش محوری دارد و اجراگر با بدن ذهن پرورش یافته قادر می شود حضور صحنه ای قدرتمندی را به نمایش بگذارد.
۲.

واکاوی تاثیرات اندیشه های آنتونن آرتو در شکل گیری رقص بوتو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رقص بوتو تاتسومی هیجی کاتا کازوئو اونو آنتونن آرتو تئاتر قساوت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
  رقص بوتو در چارچوب و تعریف خاصی نمی گنجد و هنگام مواجهه با بوتو بیش از هر چیز با اجرایی تجربی روبه رو هستیم که درصدد است در هر اجرا، از مرزهای پیشین فراتر رفته و تعریف جدیدی از خود داشته باشد. از سوی دیگر، آنتونن آرتو که از تئاتر مبتنی بر متن و ادبیات، و بازیگری بر پایه اصول روان شناسی روی گردان بود، خواستار تئاتری بود که با بازگشت به اسطوره ها و سرچشمه ها در بطن و روح آدمی رخنه کند تا به واسطه رهایی و خودانگیختگی به جهان ناشناخته ها و ضمیر ناخودآگاه انسان دسترسی یابد. با بررسی ویژگی های رقص بوتو و واکاوی انگیزه هایی که در پس خلق آن نهفته بود، می توان ردپای اندیشه های آنتونن آرتو را در شکل گیری این نوع رقص یافت. حرکات و ژست های خودانگیخته و غیربازنمودی در بوتو یادآور تاکید آرتو بر خودانگیختگی و تاثیر نیرومند بر مخاطب است. هم چنین، خلسه ای که در بوتو ایجاد می شود، یادآور شیفتگی آرتو به رقص بالی و سنت های تئاتری شرق است. زیبایی شناسی مورد نظر آرتو که در تئاتر قساوتش تبلور یافته، با زیباشناسی موجود در رقص بوتو همخوانی های بسیاری دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام شده، واکاوی ردپای اندیشه های آنتونن آرتو در شکل گیری رقص بوتو است. در واقع، این پژوهش بر آن است، تا به این پرسش پاسخ دهد که، چگونه می توان اندیشه ها و زیباشناسی آنتونن آرتو را در رقص بوتو یافت. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که، هرچند هیجی کاتا، در مقام هنرمند، اندیشه ها و انگیزه های خاص خود را داشت، اما هم زمان می توان قرابت بسیاری میان اندیشه های آرتو، به ویژه، آن هایی که در تئاتر قساوت مطرح نموده و اصول شکل دهنده به رقص بوتو و هم چنین، تاثیرات اندیشه های او را در شکل گیری رقص بوتو ردیابی کرد. به طور خاص، می توان گفت واقعیت و خشونت پنهانی که به واسطه کنش گری درد و رنجِ جدانشدنی با چنین کنشی را عیان می نماید، در اندیشه های آرتو و اصول زیربنایی بوتو مشترک هستند. 
۳.

واکاوی مفهوم زنده بودن در اجراهای دیجیتال و بینارسانه ای با تمرکز بر گزیده ای از آثار بلست ثیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زنده بودن اجرای دیجیتال اجرای بینارسانه ای حضور فلیپ اسلندر بلست ثیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۷ تعداد دانلود : ۷۳۸
زنده بودن یکی از مفاهیم کلیدی در حوزه مطالعات اجراست. به طور سنتی، زنده بودن عمدتاً در تقابل با ضبط شده بودن یا هر نوع رسانش دیگر قرار داده شده و اجرای زنده در قیاس با فیلم یا سایر فرم های هنری دربردارنده نوعی رسانش، واجد ارزش و اعتبار دانسته شده است. در سال های اخیر نظریه پردازان متعددی از جمله فلیپ اسلندر درباره این مفهوم به بحث و تبادل نظر پرداخته اند. بلست ثیری، یک گروه هنری انگلیسی که در آثارش ترکیبی از گیم های آنلاین و جهان های مجازی را به کار می برد تا به نحوی اجرایی و اینتراکتیو مخاطب را درگیر کند، در آثار متأخرش به بهره گیری از تکنولوژی برای واکاوی مسائل متعدد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی روی آورده است. دو اثر بینارسانه ای این گروه با عنوان آدم ربایی و کرن، به طور خاص مسائلی را در خصوص زنده بودن برمی انگیزند و زنده بودن در آن ها به ویژه با در نظر گرفتن تبیین نوین فضا قابل بررسی است. پژوهش توصیفی   تحلیلی حاضر با هدف پاسخ به این پرسش انجام شده که با در نظر گرفتن مباحث اسلندر و تعاریف نوین فضا، زنده بودن را چگونه می توان در دو نمونه موردی واکاوی کرد. یافته های پژوهش نشان می دهد این دو اثر بینارسانه ای، زنده بودن را در سطوحی چندگانه و در معنایی کاملاً متفاوت با تبیین های سنتی به نمایش می گذارند. به این معنی که با تعاریف نوین فضا، زنده بودن که پیش تر بر مبنای هم حضوری جسمانی اجراگر و مخاطب در زمان و فضایی مشترک تعریف می شد که مراد از آن مجاورت فیزیکی آن ها بود را اکنون می توان بر مبنای هم حضوری در زمان و فضایی مشترک، اما فضایی که به واسطه تکنولوژی خلق شده، تبیین کرد. به ویژه با فراگیری شبکه های ارتباطی موبایل، در هر لحظه با برقراری ارتباط، فضای نوینی خلق می شود که زنده بودن اثر را به نمایش می گذارد بدون این که لزوماً اجراگر و کاربر در فضای فیزیکی واحدی قرار داشته و هوای مشترکی را تنفس کنند.
۴.

واکاوی مفهوم زنده بودن در مطالعات اجرا از منظر پگی فلن و فلیپ اسلندر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زنده بودن هنر اجرا اجرای زنده پگی فلن فلیپ اسلندر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۲۰
زنده بودن، یکی از مهم ترین اصطلاحات در هنرهای اجرایی به طور خاص، و سایر هنرها به طور عام است. به ویژه از حدود دو دهه پیش با فراگیری بینارسانگی و چندرسانگی در هنرهای اجرایی، مباحث مربوط به زنده بودن، به نحو جدی تری مطرح شدند و نظریه پردازان متعددی درباره این اصطلاح به بحث و تبادل نظر پرداختند. در سال های اخیر نیز رشد فزاینده کاربرد فنون و تمهیدات مرتبط با فیلم در اجرا مناقشات بسیاری درخصوص این اصطلاح به همراه داشته است. بدیهی است زنده بودن در حوزه های متنوعی نظیر مطالعات اجرا، مطالعات رسانه، مطالعات ورزش، مطالعات موسیقی، مطالعات فرهنگی و غیره قابل بررسی است، اما تمرکز پژوهش حاضر بر حوزه مطالعات اجرا و ناگزیر تا حدی بر مطالعات رسانه است. پژوهش توصیفی- تحلیلی حاضر بر آن است تا با واکاوی آراء فلن و اسلندر درباره زنده بودن در حوزه مطالعات اجرا به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان این نظرات را در پرتو تحولات اخیر در فرم های اجرایی به ویژه با گسترش اجراهای دیجیتال و بینارسانه ای مورد ارزیابی مجدد قرار داد. نتایج نشان می دهد ضمن این که هر دو نظریه پرداز به ناپایداری و ناپدیدشدن اجرای زنده پس از اتمام آن اذعان دارند، هم دیدگاه هستی شناختی مبتنی بر تقابل اجرای زنده و اجرای رسانه ای شده فلن و هم مباحث اسلندر مبتنی بر تاریخمندی و مشروط بودن زنده بودن، با فراگیری فرم های اجرایی نوین ترکیبی، به ویژه پس از تحولات اخیر در اجراهای دیجیتال و مجازی نیازمند بازنگری اند.
۵.

واکاوی بدن آگاهی در متد فلدنکرایس و متد تربیت بازیگرتاداشی سوزوکی

تعداد بازدید : ۳۱۶ تعداد دانلود : ۳۹۱
بـدن در تئاتـر و اجـرا همـواره نقشـی محـوری داشـته و پژوهشهـای بسـیاری بـا محوریـت بـدن انجـام شـده اسـت. بـدن و بدنمنـدی در رشـتههای گوناگـون نظیـر فلسـفه، جامعه شناسـی، روانشناسـی و مطالعـات تئاتـر و اجـرا در سـالهای اخیـر مـورد توجـه قـرار گرفتـه اسـت. در حـوزة تئاتـر و اجـرا، تاداشـی سـوزوکی، از کارگردانـان مطـرح ژاپنـی، بـا الهـام گرفتـن از فرهنـگ و تئاتـر سـنتی ژاپنـی و بـر مبنـای جهانبینـی خـاص خـود، متـد خـود را بـرای تربیـت بازیگـر پـرورش داده اسـت. موشـه فلـدن کرایـس نیـز بـا پـرورش متـد خـود، بـر اهمیـت آگاهـی از طریـق حرکـت تأکیـد کـرده اسـت. بـا اینکـه فلـدن کرایـس در آغـاز بـه طـور خـاص بـه حـوزه پـرورش بازیگـر نپرداختـه بـود، سـالها بعـد، مربیـان بازیگـری بـه اهمیـت درسهـای او بـرای پـرورش بازیگـر پـی بردنـد. هـدف اصلـی ایـن پژوهـش کـه بـا روش توصیفـی- تحلیلـی و بـا رویکـرد تطبیقـی بـا بهره گیـری از منابـع کتابخانـهای انجـام شـده، بررسـی بدن-آگاهـی در متـد تربیـت بازیگـر تاداشـی سـوزوکی و متـد فلـدن کرایـس اسـت. پرسـش اصلـی ایـن پژوهـش ایـن اسـت کـه بدن-آگاهـی در متـد تربیـت بازیگـر سـوزوکی تـا چـه انـدازه بـا متـد فلـدن کرایـس همخوانـی دارد. یافته هـای پژوهـش نشـان میدهـد کـه متـد تربیـت بازیگـر تاداشـی سـوزوکی شـباهت زیـادی بـا نحـوه پـرورش آگاهـی در متـد فلـدن کرایـس دارد و در هــر دو بــر درگیــر شــدن فــرد در لحظــه و حضــور کامــل در لحظــه تأکیــد میشــود و بهرهگیــری از تمرینهــای آنهــا در نهایــت بدن-آگاهــی را در بازیگــر پــرورش داده و حضــور صحنــه ای قدرتمنــدی را بــه همـراه خواهـد داشـت.
۶.

الگوی مناسب آموزش مهارت های «تفکر نقادانه» در نمایش های سنتی عروسکی ایرانی (با تکیه بر خیمه شب بازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر نقادانه نمایش عروسکی خیمه شب بازی مبارک آموزش کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۳۶۷
صاحبنظران، پیدایش "تفکر نقادانه" را در میان آموزه های سقراط دانسته و روش سوال پرسیدنش را معروف ترین استراتژی "تفکر نقادانه" می دانند. تفکری که مهارت های اصلی آن عبارتند از مهارت های شناختی شامل: تعبیر، تحلیل، ارزیابی، دریافت معانی ضمنی، توضیح و خود تنظیمی و مهارت های دیگری از جمله: طبقه بندی، آشکارسازی معنا، بررسی ایده ها و ده ها مهارت دیگر در شمار مهارت های فرعی آن بشمار می رود. همچنین صاحبنظران حوزه آموزش بر وارد کردن مواد درسی مرتبط با آموزش مهارت های "تفکر نقادانه" در برنامه درسی کودکان تاکید می ورزند. از سوی دیگر، استفاده از نمایش عروسکی برای آموزش به کودکان همواره هواخواهانی داشته است. بنابر اعتقاد آنان، نمایش عروسکی تاثیر مهمی در توسعه آموزش کودکان دارد. با توجه به این موارد و با انگیزه بکارگیری سرمایه های فرهنگی - هنری و ملی در  زمینه آموزش مهارت های "تفکر نقادانه" به کودکان، این مقاله بر آن است مشخص نماید: کدامیک از کاراکترها و تیپ های شخصیتی نمایش های عروسکی سنتی ایرانی می تواند به عنوان یک کاراکتر "الگو"، مهارت های مورد نظر "تفکر نقادانه"را در کودکان پرورش داده و نهادینه نماید؟ این  پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و  با استفاده از منابع کتابخانه ای و پایگاه های معتبر اینترنتی انجام یافته است. مهم ترین دستاورد این پژوهش، تطبیق یکی از معروف ترین کاراکترهای نمایش های سنتی عروسکی ایرانی  با "الگوی" مورد نیاز جهت آموزش مهارت های "تفکر نقادانه" به کودکان است.  
۷.

بررسی انگاره های کارناوالی در نمایشنامه ی رومئو و ژو لیت از دیدگاه باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باختین رومئو و ژولیت رئالیسم گروتسک کارناوال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۴۱۸
مفاهیمی که میخائیل باختین، نظریه پرداز روس، در عرصه ی نقد و نظریه ی ادبی طرح کرده، امکانات جدیدی پیش روی تحلیلگران آثار هنری به ویژه در حوزه ی ادبیات، تئاتر، و سینما قرار داده است. یکی ازمهم ترین مفاهیم در دایره ی اصطلاحات او، مفهوم کارناوال است. این واژه یکی از مهم ترین محور های اندیشه ی او و از جمله مبسوط ترین مباحث او به شمار می رود. با آن که کارناوال با اجرا و آیین و از این طریق با تئاتر پیوند دارد، اما وقتی از"نوشته ی کارناوالی" سخن به میان می آید کاربست ادبی آن در چشم انداز باختین مورد نظر است و مشخص کننده ی آن دسته آثار ادبی است که در آنها ویژگی های کارناوال در زمینه ای نوشتاری به ظهور می رسد. باختین رمان را بهترین زمینه برای تحقق ویژگی های کارناوالی دانسته است، اما بعد از او منتقدین تئاتری با عطف توجه به پیوند دیرپای آیین و نمایش استدلال کرده اند که تئاتر و اجرا امکانات بسیار وسیع تری فراهم می کند که مورد توجه باختین قرار نگرفته است. در مقاله ی حاضرنمایشنامه ی رومئو و ژولیت نوشته ی ویلیام شکسپیر بر اساس مفهوم کارناوال بررسی و تحلیل می شود: در ابتدا، توضیحات مختصری درباره ی مشخصه های کارناوال و ویژگی های" نوشته ی کارناوالی " ارائه وسپس تحقق این عناصر را در نمایشنامه ی رومئو وژولیت به بحث گذاشته می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان