ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۱۱۸۱.

بررسی مفهوم «قابلیت ادراک شده» در حفاظت از میدان های تاریخی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۷۰
قابلیت ادراک شده یکی از مفاهیم کلیدی و پر کاربرد در حوزه روان شناسی محیطی است که در شناخت رابطه الگوهای رفتاری و نیازهای کاربران با محیط به کار می رود. ازطرفی، بخش بسیار مهمی از فرایند حفاظت در میدان های تاریخی، مشارکت ذی نفعان و رابطه متقابل آن ها با محیط است. این مفهوم در حوزه حفاظت معماری، هنوز جایگاه مشخص و روشنی ندارد؛ ازاین رو تعیین جایگاه قابلیت های ادراک شده در فرایند حفاظت، به خصوص در میدان های تاریخی به عنوان گونه ای از فضای عمومی شهری، می تواند در شناخت و درک بیشتر و کامل تر ارتباط ذی نفعان با میدان و در پی آن تصمیم های حفاظتی تأثیر گذار باشد. هدف این پژوهشِ کاربردی، تبیین و بررسی نقش قابلیت در فرایند حفاظت میدان های تاریخی شهری است. در پژوهش حاضر، نخست در رویکردی تحلیلی و با روش توصیفی، آرا و نظرات معتبر با محوریت مفهوم قابلیت ادراک شده بررسی شده است؛ سپس در یک فرایند استدلال منطقی، جایگاه این مفهوم در فرایند حفاظت میدان های تاریخی تعیین شده است. به این منظور، مفاهیم روندهای مشارکتی در حفاظت و مدیریت تغییرات با نقش محوری ذی نفعان از یک سو و مفاهیم ارزش، نیاز و ادراک در حوزه قابلیت ادراک شده ازسوی دیگر، بررسی و رابطه میان آن ها مستدل شد. نتایج نشان می دهد که تبیین قابلیت های ادراک شده توسط ذی نفعان میدان های تاریخی و تفسیر آن ها و سپس تهیه راهبردهای اقدامی مناسب با این قابلیت ها و شرایط ادراک ذی نفعان، می تواند به رویکرد توصیه شده از پایین به بالا و نقش ذی نفعان در حفاظت از میدان های تاریخی کمک کند.
۱۱۸۲.

شناسایی مصادیق الگوهای دیداری نمایش های جنسیّتی در آثار تجسمی هنرمندان معاصرِ گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۷
  با توجه به تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی رخ داده در سال های اخیر و ظهور هنر اجتماعی، می توان گفت که بخشی از هنر معاصر درواقع نوعی از کنش های اجتماعی و فمینیستی   جامعه را به نمایش می گذارد. پژوهش حاضر به شناخت و تحلیل منتخبی از آثار هنرمندان گیلانی که به نوعی مصداق بازتاب رویکردهای فمینیستی   هستند، می پردازد و درصدد پاسخ به این پرسش است که بر اساس دیدگاه گافمن، مصادیق الگو های دیداری نمایش های جنسیتی بازتاب یافته در آثار هنرمندان معاصر گیلانی کدام اند و فراوانی هر یک چقدر است؟ هدف پژوهش حاضر، شناسایی نمونه هایی از بازتاب رویکرد فمینیستی   به عنوان رویکرد اجتماعی در آثار هنرمندان گیلانی است. ضرورت انجام تحقیق در آن است که شناخت کنش هنرمندان معاصرِ بومی می تواند درباره چگونگی تعامل و کنش هنرمندان بومی با جامعه خویش دانش لازم را تولید کند. روش تحقیق از منظر هدف بنیادی و ازنظر ماهیت به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده و زیر مجموعه تحقیقات فمینیستی   است. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش ترکیب روش کتابخانه ای و میدانی است. نتیجه بررس ی ها نشان می دهد که بر اساس نظریه نمایشی اروینگ گافمن الگوهای: مناسکی شدن فرمانبری، اندازه نسبی، رتبه بندی کاری و فضای نمادین، لمس زنانه، عقب نشینی مقبول در آثار مورد مطالعه قابل تشخیص است. الگوی مناسکی شدن فرمانبری با حدود ۳۵ درصد از بیشترین درصد فراوانی در آثار هنرمندان معاصر گیلانی برخوردار است. الگوی عقب نشینی مقبول با حدود ۲۹ درصد و الگوی نمایشی لمس زنانه  با حدود ۱۵درصد در رده دوم و سوم فراوانی قرارگرفته اند. بقیه الگوها نیز، با ۴ تا ۷ درصد فراوانی، در رده های بعدی جدول توزیع فراوانی قراردارند.  
۱۱۸۳.

بررسی ارزش های بصری و قواعد خوشنویسی در نگارش کتیبه های خط ثلث هشتی مسجد جامع مظفری کرمان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۲
کتیبه از جمله عناصری ست که در معماری اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. عنصری که علاوه بر جنبه ی معنایی، از جنبه بصری و ظاهری نیز می تواند زیبایی و عظمت فضای معماری را افزون کند. این امر، هنرمندان مسلمان را بر آن داشت تا به نگارش کتیبه ها در قالب خوشنویسی و در مواردی همراه با نقوش تزیینی بپردازند، تا ضمن نمایش و تبلیغ کلام خدا و بزرگان دین، فضایی قدسی با جاذبه های روحانی و معنوی در مساجد و اماکن متبرکه به مخاطبین عرضه دارند. از بین خطوط اسلامی، خط ثلث به عنوان یکی از مهم ترین اقلام خوشنویسی به واسطه قابلیت ها و ویژگی های ارزنده بصری، مورد توجه هنرمندان کتیبه نگار از دوره ایلخانی تا به امروز قرار گرفته است. در این پژوهش با تمرکز بر کتیبه های ثلث واقع شده در هشتی مسجد جامع مظفری کرمان که از نوع طوماری است و دورتادور هشتی را در برگرفته، کوشش شده تا ضمن تشریح کلی اصول بصری و قواعد خوشنویسی مورد استفاده در فن کتیبه نگاری که شاخه ای مهم از هنر خوشنویسی است، به بررسی و واکاوی کتیبه ها مطابق با اصول و قواعد یاد شده و با در نظر گرفتن محدودیت های فنی و اجرایی کتیبه نگاری پرداخته شود.  یافته های این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی است، نشان می دهد در نگارش کتیبه های ثلث هشتی؛ اصول بصری و کیفیاتی نظیر ترکیب بندی متأثر از کرسی، توازن و تناسب متأثر از نوع شکل حروف و همجواری آنها در کتیبه، ایجاد نظم و هماهنگی متأثر از تکرار و توالی در روابط بین حروف، چه در مفردات و چه در اتصالات و در ارتباط با سایر اجزای کتیبه (اعراب و نقوش تزئینی) مورد توجه هنرمندی خوشنویس و آگاه به فنون کتیبه نگاری بوده است. در این میان مضمون کتیبه ها (آیات پایانی سوره حشر) و تناسب مفاهیم آن با ویژگی های فضای هشتی، تاثیر بصری کتیبه های ثلث را در ارائه فضایی باشکوه، لطیف و روحانی افزایش داده است.
۱۱۸۴.

بدل پوشیِ نقش خوانان در نمایش آیینی شبیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
بدل پوشی در نمایشِ آیینی شبیه، به عنوان شگردی آیینی تلقی می گردد که ریشه های آن به باورهای اسطوره ای، اعتقادی و اجتماعی کهن بازمی گردد. نمایشِ آیینی، فعالیتی جمعی و اجتماعی است که دربردارنده انواعِ متنوعی از گفتار، کنش و حرکاتی نمادین است که نسبتی مستقیم با معنویت و امر مقدس دارد. این مقاله به طور مشخص بر شناختِ انواعِ بدل پوشیِ نقش خوان (نمایشگر) در گونه نمایشی شبیه (تعزیه) تمرکز یافته است و قصد دارد با طبقه بندی و آشکارسازیِ بدل پوشیِ نقش خوانان، و بررسی پیوند میان انواع گسترده آن در نمایش های شبیه با آیین ها و مناسک کهن ایرانی، این پرسش را مطرح سازد که ریشه های کدام یک از جنبه های آیینی، مذهبی، و فرهنگی را می توان در کنش بدل پوشی در نمایش های شبیه بازشناخت؟ این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیاد منابع کتابخانه ای و همچنین با مراجعه به اسناد تصویری انجام یافته است و بر مبنای پرسشِ مطرح شده، با ارائه یک طبقه بندی ابداعی از انواع بدل پوشیِ نقش خوانان در نمایش های شبیه، این فرضیه را به اثبات می رساند که شگردهای گوناگون بدل پوشی، بازتابی از آیین هایی کهن است که در میان باورها، مناسک آیینی ، مذهب و فرهنگ دیرینه ملت ایران نهفته بوده است.
۱۱۸۵.

مطالعه تطبیقی منابع مکتوب تاریخی، در باب مینای زرین فام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
مطالب تاریخی موجود درباره دستورالعمل‌ها وشیوه‌های ساخت مینای زرین‌فام نقش مهمی در احیای این هنر درقرن اخیر ایفا کرده است. منابع مورد بررسی شامل الدُرّه المکنونه، جواهرنامه نظامی، عَرایس الجواهر و نَفایس الاطائب و سه کتاب دربارۀ هنر سفالگران هستند که در مناطق مختلفی از جمله عراق، ایران و ایتالیا تألیف شده‌اند. همچنین به منابع تاریخی نظیر رساله فی تلویح الزجاج ازکندی و التلویح تألیف یحیی بن محمد زجاج اشاره شده که نسخه‌ای از آن‌ها باقی نمانده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل محتوای منابع مکتوب تاریخی به منظور شناسایی اطلاعات کلیدی برای بهبود فرایند ساخت مینای زرین‌فام است. این پژوهش همچنین به تعیین نقاط قوت و ضعف هر منبع و تأثیر آن‌ها بر احیای نقاشی زرین‌فام می‌پردازد. در همین راستا، پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است؛ 1. هریک از منابع مذکور چگونه به ویژگی‌ها و فرایندهای ساخت مینای زرین‌فام پرداخته‌اند و چه اطلاعات خاصی در مورد تکنیک‌ها و مواد اولیه ارائه می‌دهند؟ 2. تفاوت‌ها و نقاط اشتراک بین این منابع تاریخی در روش‌ها، دستورالعمل‌ها و استخراج اطلاعات مربوط به مینای زرین‌فام چیست؟. روش تحقیق بر اساس هدف، از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت و روش از نوع توصیفی و تطبیقی است. داده‌های اولیه به صورت کتابخانه‌ای و عمدتاً از کتب تاریخی ذکرشده جمع‌آوری شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد، که منابع مکتوب تاریخی، به‌ویژه رساله الدُرّه المکنونه، به دلیل تنوع اطلاعات و بیشترین تعداد دستورالعمل‌ها در مورد مینای زرین‌فام، نقش اساسی در حفظ و احیای این هنر داشته است. در بررسی‌ها مشخص شد که جواهرنامه نظامی به دلیل ارائه توصیه‌هایی در نقاشی زرین‌فام بر روی شیشه و سرامیک، اطلاعاتی مهم در تنوع‌بخشی به مواد و تکنیک‌های به‌کاررفته در این حوزه ارائه کرده است. همچنین منابع عَرایس الجواهر و هنر سفالگران، هم به لحاظ ساختاری وهم به لحاظ محتوایی تفاوت‌های قابل توجهی دارند. این تفاوت‌ها شامل روش‌های پخت، نوع لعاب پایه و جزئیات اجرایی مینای زرین‌فام است. بالاترین دقت در توصیف و ارائه دستورالعمل‌ها، به‌ویژه در رساله الدُرّه المکنونه و جواهرنامه نظامی، این نکته را تأیید می‌کند. ارائه طرح‌های کوره‌های پخت در اکثر منابع به جز عَرایس الجواهر نشان می‌دهد که جنبه‌های اجرایی و فنی در این متون تا چه اندازه مورد توجه بوده است. اطلاعات به‌دست‌آمده می‌تواند به بهینه‌سازی فرایندهای اجرایی مینای زرین‌فام و معاصرسازی آن کمک کند.
۱۱۸۶.

تأثیر فضای معماری بر احساس در مقایسه دو رویکرد روانشناسی محیطی و پدیدارشناسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
پژوهش های دهه اخیر در باب ماهیت احساس و تاثیر آن بر زندگی انسان، ضرورت توجه به احساس و رابطه آن با فضا را بیش از پیش روشن کرده است. مرور ادبیات حوزه معماری در رابطه با احساس، دو رویکرد اصلی روانشناسی محیطی و پدیدارشناسی را معرفی می کند و مقایسه این نگرش ها در حوزه مدنظر، می تواند شکاف های موجود را نمایان کند. پژوهش حاضر پس از مقایسه این دو رویکرد در حوزه مطالعه رابطه فضا و احساس، توجه به جدیدترین نظریه در باب نحوه ی شکل گیری احساس را پیشنهاد می کند. این نظریه می تواند معیارهایی برای مقایسه دو رویکرد مدنظر ارائه کند و همچنین توجه به این نظریه از دید معماری و طراحی، می تواند درزگاهی نو برای خلق فضاهای احساس انگیز ارائه کند. بنابراین این مقاله با تکیه بر "نظریه احساسات ساخته شده" و با هدف ارائه چارچوبی کلی برای پژوهشگران حوزه طراحی و طراحان محیطی در قالب موضوع ارتباط فضا با احساس، شکل گرفته است. این مقاله ابتدا تاثیر فضا بر احساس را از دیدگاه پدیدارشناسی و روانشناسی محیطی بررسی می کند و پس از تعریف ماهیت و نحوه شکل گیری احساس، با مقایسه این دو رویکرد به شکاف های موجود در این حوزه اشاره می کند و در نهایت با پیشنهاد نظریه احساسات ساخته شده چارچوبی برای پژوهش در حوزه فضا و احساس ارائه می دهد. روش پژوهش حاضر مطالعه کتابخانه ای و اس تدلال منطق ی است و نتایج آن نشان می دهد که برای تعمق در رابطه فضا و احساس انسان، باید پارادایم نحوه شکل گیری احساس را تغییر داد. رد پارادایم محرک- پاسخ و توجه به این که افراد احساس را می سازند توسط نظریه "احساسات ساخته شده" به اهمیت "مفاهیم" اشاره دارد و مستقیما بر طراحی پژوهش و روش پژوهش در این زمینه تاثیر خواهد داشت. بررسی احساس به عنوان واقعیت های اجتماعی در مقابل واقعیت های فیزیکی در پارادایم جدید، توجه معماران را به سمت مفاهیم و معانی معماری سوق می دهد؛ تا مکانهایی غنی تر، سرشار از شور زندگی و با احترام به احساس کاربران، طراحی کنند.
۱۱۸۷.

بررسی بقایای ذوب فلز در محوطه باستانی دهانه لشکر(رباط پشت بادام) با تأکید بر مطالعات پتروگرافی و شیمی سرباره ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳
استان یزد به دلیل داشتن منابع معدنی متنوع و سابقه طولانی فعالیت های متالورژیکی از دوران پیش تاریخ تا معاصر، یکی از مراکز اصلی فلزکاری کهن در فلات مرکزی ایران محسوب می شود. محوطه ذوب فلز دهانه لشکر واقع در نزدیکی روستای رباط پشت بادام در جریان مطالعات زمین شناسی منطقه شناسایی شد و برای نخستین بار مورد مطالعه قرار گرفت. از این محوطه با مساحت ۱۴۰ مترمربع، ۱۰ نمونه سرباره جمع آوری شد که ۴ نمونه تحت مطالعات پتروگرافی و ۴ نمونه تحت آنالیزهای شیمیایی به روش ICP-OES قرار گرفتند. نمونه های مورد بررسی ویژگی های ماکروسکوپی مشخصی شامل رنگ سبز تیره تا سیاه، مورفولوژی نامنظم، بافت متخلخل تا متراکم و ابعاد ۲-۷ سانتی متر داشتند. مطالعات پتروگرافی نشان داد که سرباره ها عمدتاً از کانی های فایالیت (Fe₂SiO₄)، پیروکسن و فازهای شیشه ای تشکیل شده اند و دارای بافت های اسپینی فکس و پورفیری هستند که حاکی از نرخ سرمایش سریع و تبلور ناقص مذاب است. همچنین بررسی مقاطع صیقلی حضور فازهای سولفیدی مس شامل بورنیت (Cu₅FeS₄)، کوولیت (CuS) و مس نیتیو (Cu) را در این سرباره ها نشان می دهد. نتایج آنالیزهای شیمیایی نشان داد که میانگین غلظت مس 96/1درصد وزنی و روی 88/0 درصد وزنی است که بیانگر استفاده از کانسارهای پلی متال Cu-Pb-Zn به عنوان مواد خام اولیه است. میانگین اکسید کلسیم (CaO) ۲۴ درصد، نشان دهنده استفاده از سنگ های کربناته (احتمالاً آهک و دولومیت) به عنوان فلاکس برای تنظیم گرانروی و کاهش دمای ذوب است. ترکیب شیمیایی سرباره ها دمای ذوب متوسط ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی گراد را نشان می دهد که با استفاده از فلاکس های سیلیسی و کربناته برای بهبود جداسازی فلز سازگار است. مطالعه حاضر بر اساس نتایج مطالعات پتروگرافی و شیمیایی سرباره ها، شواهدی از چرخه صنعت فلزکاری کهن در این محوطه ارائه می دهد. پرسش های اصلی تحقیق شامل نوع فلزات استخراج شده و فرآیندهای متالورژیکی به کار رفته بود. بر اساس یافته ها، این محوطه عمدتاً جهت استخراج مس مورد بهره برداری قرار گرفته است. گرچه برای تاریخ گذاری دقیق شواهد سطحی کافی به دست نیامده، اما مطالعات پتروگرافی و شیمیایی نشان دهنده استفاده از فناوری های متالورژیکی پیشرفته با قابلیت دستیابی به دماهای ۱۱۰۰-۱۲۰۰ درجه سانتی گراد و به کارگیری سیستم فلاکس های ترکیبی (سیلیسی-کربناته) برای بهینه سازی فرآیند احیا و جداسازی فلز است.
۱۱۸۸.

نقش محرمیت و اشراف بر شکل گیری ساختار فضایی معماری خانه های بومی روستای هجیج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۹
سیاست های کلان دولت ها مبنی بر نوسازی و بهسازی سکونتگاه های روستایی، موجب تغییرات گسترده ای در ساختار و سیمای آبادی های کشور شده و بعضاً این موضوع سبب تخریب بناها با اجزا و عناصر ارزشمند شده است. از این میان، روستای هجیج شهرستان پاوه با ظاهر پلکانی دارای نمونه های متفاوت از خانه های بومی با اجزا و بخش های ارزشمند است. چیدمان فضاهای داخلی، سلسله مراتب دسترسی به آن ها، جانمایی، ابعاد و سمت قرارگیری بازشوها ازجمله عناصر خانه در این روستا بوده که تعیین کننده نحوه ارتباط ساکنان با فضای بیرون از منزل و برعکس است که به رغم نبود حیاط در بناها، محرمیت داخل خانه را فراهم کرده است. اما تغییرات روی داده منتج از سیاست های دولت ها سبب شده است تا در سا ل های پیش رو سیمای جدید این آبادی در تضاد کامل با معماری بومی آن باشد و ساختار و ظاهر بناهای این منطقه با بناهای شهری یکسان باشد و به تبع الگوها و اجزای خاص خانه های روستا از بین برود. پژوهش حاضر در بستر مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی شکل گرفته است. شناخت و حفظ شیوه ها و رویکردهای مفید ساخت بنا و بررسی عوامل محرمیت یا اشراف در معماری خانه های بومی این روستا، از ضروریات نگارش این پژوهش است تا نتایج آن بتواند در طراحی و ساخت بناهای جدید روستا به عنوان گزینه ای تأثیرگذار مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به نقش بازشوها در برقراری ارتباط بصری بین فضای بیرونی و داخلی خانه ها و حفظ محرمیت در این منازل است. نتایج تحقیق بیان داشته که پنجره های عموماً در ضلع ها جنوبی و با فرم های باریک و کشیده و دست اندازی تا حدود یک متر هیچ گاه باعث نگشته از بیرون به داخل بنا تسلط بصری وجود داشته باشد و برعکس از قسمت داخل بنا بر روی بام و فضای اطراف روستا دید وجود دارد. ازسوی دیگر، استفاده از بام خانه ها به عنوان حیاط و اشرافیت ساکنان بر روی بام خانه های مجاور و همچنین فرم پلکانی روستا، چیدمان فضای داخلی بنا، فرم پنجره ها و ارتفاع دست انداز زیر آن ها سبب شده تا محرمیت نیز از ویژگی های خانه ها این روستا به شمار آید.
۱۱۸۹.

واکاوی نقش رسانه ای طراز کاوش در طراز عصر آل بویه با تأکید بر نظریه ارتباط زبانی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۸
رومن یاکوبسن زبان شناس برجسته روس، بر این باور است که تمامی ساخت های زبانی دارای اهداف ارتباطی هستند. او معتقد است جهت گیری پیام به سمت هر یک از عناصر شش گانه ارتباطی فرستنده، مجرای ارتباطی، گیرنده، تماس، رمز یا موضوع کارکرد پیام را آشکار می سازد. طبق این نظریه می توان گفت که کتیبه های خط کوفی تزیینی و نقش و نگارین به کار رفته در بستر طراز آل بویه نیز دارای کارکرد ارتباطی هستند. هنرمند پارچه باف عصر آل بویه با نبوغ خاص خود، با استفاده از زبان نمادین رمزگان در کنار نمادها، نشانه ها و کتیبه نویسی ها از بستر پارچه طراز، رسانه ای پویا ساخته است. اهمیت پژوهش حاضر، مطالعه کارکرد طراز عصر آل بویه از منظر یک رسانه است که تاکنون مورد واکاویی قرار نگرفته است و به این پرسش پاسخ داده می شود که؛ طراز عصر آل بویه به مثابه رسانه ای- تبلیغاتی در جامعه نوظهور ایرانی- اسلامی چگونه عمل کرده است؟ محوریت پژوهش حاضر بر مبنای خوانش 26 قطعه پارچه طراز مکشوفه از آرامگاه بی بی شهر بانو و گورستان نقاره خانه شهر ری است. داده ها در این پژوهش با جمع آوری مدارک از منابع کتابخانه ای و وب سایت موزه های معتبر جهانی انجام شده و تجزیه و تحلیل داده ها به صورت کیفی وکمّی صورت گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که طراز عصر آل بویه یک رسانه محلی است که به لحاظ محتوای پیام و ترتیب اولویت فراوانی به توزیع و انتقال پیام سیاسی، فرهنگی و دینی پرداخته است. این رسانه بر اساس مطالعه نظریه یاکوبسن به ترتیب الویت فراوانی نمونه ها دارای کارکرد ارتباطی زیبایی شناسی، ارجاعی، فرازبانی، عاطفی، ترغیبی و در نهایت، همدلی است. بیشترین فراوانی پیام نماد درخت زندگی به معنای قدرت، رشد، تعالی، جاودانگی و کمترین فراوانی نماد فیل با مفهوم قدرت است. به علاوه، کارکرد تبلیغاتی- رسانه ای طراز ذیل کارکرد ترغیبی، الویت پنجم این رسانه محسوب می شود و اولویت اول، کارکرد زیبایی شناسی به منظور جلب توجه و ترغیب مخاطب به سمت پیام است.
۱۱۹۰.

نقش پروژه های محرک توسعه در بازآفرینی بافت فرسوده (مطالعه موردی: شهر خورموج)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
مقدمه: بافت های فرسوده شهری نقش مهمی در از بین بردن هویت، فرهنگ، میراث تاریخی، حذف گردشگران و زندگی در شهرها دارند. برای جلوگیری از گسترش این بافت ها و ارائه راه حل های چندجانبه و پیچیده، اقدامات محرک توسعه و بازآفرینی می توانند مؤثر باشند. این اقدامات می توانند در راستای اهداف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کیفیت زندگی در این بافت ها تحقق پیدا کنند. اگر پروژه های محرک توسعه به درستی و به موقع اجرا شوند، مفهوم بازآفرینی و بهبود کیفیت زندگی در این مناطق تحقق می یابد. کاهش کیفیت و هویت بافت های فرسوده شهری، تاثیر منفی این بافت ها بر زندگی ساکنین، بهبود شرایط این مناطق و کیفیت محیط زیستی، پژوهشگران را بر آن داشته است.هدف پژوهش: هدف از انجام پژوهش حاضر، ارزیابی پروژه محرک توسعه و تحقق سیاست های بازآفرینی در محدوده حسینه میرزا و بازار صفا شهر خورموج است. در این پژوهش، به طور هم زمان، تأثیر این پروژه بر بازآفرینی بافت و میزان رضایت و اهمیت پروژه بر اساس اقدامات صورت گرفته، انجام می گیرد.روش شناسی: پژوهش حاضر بر مبنای روش، توصیفی- تحلیلی و بر اساس هدف از نوع مطالعات کاربردی است. شیوه گردآوری داده ها، مطالب اسنادی-کتابخانه ای (کتب، مقالات و پایان نامه ها) و برداشت های میدانی (پرسشنامه) بوده است. جامعه آماری پژوهش ساکنین محدوده حسینه میرزا و بازار صفا شهر خورموج است. تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 366 نفر است. برای تحلیل داده های پرسشنامه ای از نرم افزار SPSS و آزمون تی زوجی استفاده شده است.یافته ها و بحث: یافته های حاصل از بررسی تأثیر پروژه محرک توسعه در محدوده حسینه میرزا و بازار صفا نشان می دهد که پروژه محرک توسعه بر این محدوده تا حدودی اثر داشته و توانسته در برخی ابعاد رضایت ساکنین را به دست آورد.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد که در میان ابعاد مورد مطالعه این پژوهش، بعد محیط زیست بیشترین تأثیر مثبت را در نظر ساکنین محدوده داشته و توانسته است تا حدی رضایت مردم را جلب کند.
۱۱۹۱.

ارزیابی مؤلفه های ادراک فضایی خانه مد با رویکرد روان شناسی محیطی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
آن گونه که می دانیم، معماری و مد هر دو به عنوان زبان های بصری، نقش مؤثری در بازنمایی هویت فردی و فرهنگی ایفا می کنند و در بستر فضا، زمان و تجربه ی ادراکی معنا می یابند. این دو حوزه با وجود تفاوت های ظاهری، در فرآیند طراحی دارای اشتراکاتی چون معناپردازی، زیبایی شناسی و توجه به تجربه انسانی هستند. با توجه به خلأ موجود در مطالعات میان رشته ای در ایران در زمینه ی پیوند فضاهای فرهنگی با نیازهای روان شناختی کاربران، این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه های ادراک فضایی و روان شناسی محیطی در طراحی خانه ی مد و لباس انجام شده است. طراحی چنین فضایی نیازمند درک عمیق از نیازهای ذهنی، رفتاری و فرهنگی کاربران است. این پژوهش از نوع توسعه ای–کاربردی و با روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) انجام شده است. داده ها از طریق منابع کتابخانه ای، مشاهدات میدانی، مصاحبه با متخصصان و پرسش نامه گردآوری شده و تحلیل آماری با آزمون فریدمن صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهند که عواملی مانند استفاده از متریال و بافت هماهنگ با هندسه بومی، بهره گیری از فرم های معماری سنتی ایرانی و کاربرد فناوری های ارتباطی و فضای مجازی در جذب کاربران، نقش مؤثری در شکل گیری حس تعلق، دعوت کنندگی، تعاملات اجتماعی و ارتقاء تجربه ی ذهنی کاربران ایفا می کنند. این پژوهش می تواند به عنوان الگویی برای طراحی فضاهای فرهنگی نوین متناسب با بستر اجتماعی و فرهنگی جامعه ی معاصر ایران مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱۹۲.

منظر و سیاست (مفهوم شناسی ماهیت و ابعاد سیاسی منظرها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۶
بیان مسئله: منظرها همواره نشانه یا ردپایی مرئی و نامرئی از ساختارهای قدرت در اختیار ما قرار می دهند. اقداماتی همچون برنامه های توسعه، برنامه های پایداری، سیاست های کشاورزی، برنامه های ملی و بین المللی و سیاست های پشت آن ها همگی شکل دهنده منظرها هستند. به همین واسطه، منظرها محل دائمی تعارضات و اختلافات هستند و همواره در معرض تغییرات مکرر و پیش بینی ناپذیر قرار داشته و تحت تأثیر عوامل بیرونی، منظرهای جدیدی ایجاد می کنند. بنابراین به نظر می رسد جنبه سیاسی که در مرکز همه روابط قرار دارد، در اغلب مطالعات منظر مورد بی توجهی قرار می گیرد. بنابراین به نظر می رسد شناخت محل این تعارضات و اختلافات به مثابه ماهیت «سیاسی» منظر، جهت اخذ تصمیمات در مورد تغییر در منظرها ضروری است. در این راستا، سؤال اصلی پژوهش آن است که ماهیت سیاسی منظر چیست؟ در چه ابعادی بروز می یابد و درک این ابعاد چگونه می تواند بر شکل دهی به منظرها (توسط طراح) تأثیرگذار باشد؟هدف پژوهش: هدف این پژوهش، بررسی و شناخت ماهیت سیاسی و مبتنی بر قدرت منظرها و در نهایت چگونگی تأثیرگذاری آن بر منظرهاست.روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت کیفی است و روش جمع آوری داده در آن مبتنی بر روش کتابخانه ای و جست و جو در پایگاه های داده داخلی و خارجی معتبر است که براساس بهره گیری از روش تحلیل محتوای گفتمان های مرتبط، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که ماهیت سیاسی منظر یعنی منظر نه صرفاً محل حضور نیروها، بلکه حاصل برخورد و حتی بعضاً تعارض نیروهاست. دموکراسی، تکثر ارزش ها، هویت های جمعی و فردی، شیوه های بازنمایی منظر، درک مفهوم مردم و در نهایت قدرت به عنوان ابعاد سیاسی منظر شناخته شدند که اگرچه همان تعاریف متداول نیستند ولی از آن ها برآمده اند. اگر طراح منظر می خواهد به ساخت «امرِ نو» که جوهر اصلی منظر است دست بزند، به گونه ای که تقلیدی نباشد، باید با چیدمانی بسازد که رابطه سلطنت و بردگی را به حداقل رسانده و امکان شمرده شدن نیروهای شمرده نشده را فراهم کند.
۱۱۹۳.

شهر انسانی: رویکرد مطالعاتی جدید برای ارزیابی زیست پذیری؛ نمونه موردی: منطقه 22 کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۲
زیست پذیری یکی از اصول راهنمای اصلی برنامه ریزی و سیاست گذاری شهری است که تعریف و ارزیابی آن به موضوع حیاتی پژوهش تبدیل شده است. همان طور که پیشرفت در توسعه اجتماعی-اقتصادی شتاب می گیرد، شرایط زندگی در مقیاس خرد نیاز به توجه فوری بیشتری دارد. تاریخ نسبتاً کوتاه مطالعات انجام شده در رابطه با زیست پذیری جوامع شهری نشان می دهد این مفهوم به علت گستره معنایی قابلیت این را دارد که با رویکردهای متفاوت و متنوعی مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد. پژوهش حاضر با هدف وضعیت ستجی زیست پذیری منطقه 22 کلان شهر تهران با رویکرد شهر انسانی انجام گرفته است. نوشتار حاضر از ازنظر هدف کاربردی و از حیث روش بررسی توصیفی- تحلیلی است. داده ها و اطلاعات موردنیاز پژوهش، به دو روش اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی (پرسشنامه) گردآوری شده است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زیست پذیری منطقه 22 پایین تر از حد متوسط است و محله ها از لحاظ زیست پذیری با رویکرد شهر انسانی در شرایط یکسان و همگونی قرار ندارند. در این بین، محله های دریاچه شهدای خلیج فارس، گلستان و زیبادشت به ترتیب با کسب بیشترین امتیاز ماباک (0/220)، (0/188) و (0/222) در جایگاه اول تا سوم و در مقابل مناطق هوانیروز، سروآزاد و شریف با کسب کمترین امتیاز ماباک (0/103-)، (0/136-) و (0/203) در جایگاه دهم تا دوازدهم قرار گرفتند. دربین ابعاد زیست پذیری بیشترین میزان شکاف در بعد کالبدی و کمترین برای بعد زیست محیطی است. فضای غالب زیست پذیری با رویکرد شهر انسانی بر محله های منطقه 22 در وضعیت متوسط و نامطلوب قرار دارد. به طوری که 16درصد مناطق در خوشه قابل قبول، 17درصد در خوشه قابل تحمل، 25درصد در خوشه متوسط، 25درصد در خوشه نامطلوب و 17درصد در خوشه غیرقابل قبول قرار گرفته بودند. مقدم بودن شهرنشینی بر شهرسازی، عدم شکل گیری کامل ساختار و سازمان فضایی، عدم توزیع نامناسب خدمات مسکونی، عدم تحقق پذیری کاربری های خدماتی و ابتناء به توسعه خودرو محور منطقه 22 در تقابل با توسعه انسان محور ، زیست پذیری آن را به سوی شرایط نامطلوبی سوق داده است.
۱۱۹۴.

ارتباط ساختار فضایی معماری حرم رضوی با آداب زیارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۲۳
زیارت ائمه و اولیای الهی می تواند زمینه ساز رشد و کسب فضائل اخلاقی برای انسان باشد و در ارتقای معنویت در جامعه نقش سازنده ای داشته باشد. رعایت آداب زیارت، زمینه ساز قرارگرفتن افراد در مسیر  این رشد و کمال است. آداب زیارت از سوی امامان معصوم در روایات مختلف ذکر شده است. حرم امام رضا (ع) به عنوان یک مکان مهم زیارتی همواره موردتوجه معماران و هنرمندان مسلمان بوده است. معماری اسلامی این مجموعه با ایجاد فضایی معنوی می تواند نقش مهمی در رشد و ارتقای فضائل اخلاقی زائران داشته باشد. طراحی حرم رضوی در طول دوره های گذشته همواره متناسب با آداب زیارت گام برداشته است. تحقیق حاضر بررسی معماری اسلامی حرم رضوی در دوره های گذشته و دوره معاصر، براساس آداب زیارت و با هدف شناسایی و ارتقای مؤلفه های موجود در توسعه مجموعه حرم است. باید ببینیم طراحی توسعه حرم رضوی در دوره معاصر توانسته فضای مناسبی برای آداب زیارت باشد؟ ابتدا با مراجعه به روایات ائمه و سخنان بزرگان دین، اصول زیارت و آداب زیارت استخراج و در دو بخش آداب مندی و هدفمندی زیارت احصا شده و از سویی دیگر، معماری اسلامی حرم رضوی، در دو بُعد خدامحور و انسان محور معرفی شده است. در نهایت به عنوان نتیجه تحقیق مشخص شد که در طرح توسعه حرم در دوره معاصر توجه کم تری به معماری اسلامی متناسب با آداب زیارت شده است و در اولویت اول طراحان قرار نگرفته است.اهداف پژوهش:بررسی اهمیت زیارت در چگونگی طراحی حرم رضویبررسی میزان توجه به آداب زیارت در طرح توسعه حرم رضوی در دوره معاصر.سؤالات پژوهش:آداب زیارت چه جایگاهی در حرم رضوی و طراحی آن دارد؟در طرح توسعه حرم رضوی در دوره معاصر تا چه میزان به مسئله آداب زیارت توجه شده است؟  
۱۱۹۵.

تبیین رویکرد و فرایند هم آفرینی در صنایع دستی بومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۸۵
صنایع دستی بومی در شرایط کنونی نیاز به مطالعات عمیق از منظر روش ها و فرایند تولید دارد. در دنیای مدرن، هم آفرینی به عنوان الگویی علمی و نتیجه بخش در بسیاری از فعالیت های مشارکتی بین متخصصان مختلف مورداستفاده قرار می گیرد. به نظر می رسد این روش برای احیاء، حفظ و توسعهٔ یک هنر-صنعت محلی نیز مفید واقع شود. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد است فرایند هم آفرینی در صنایع دستی را با تأکید بر الگوی پیشنهادی سندرز و استپرز مورد بررسی قرار دهد. به بیانی دیگر، پژوهش حاضر مراحل و چگونگی مشارکت طراحان و صنعتگران صنایع دستی را برمبنای الگوی هم آفرینی تشریح خواهد کرد. مطالعهٔ حاضر از نوع کیفی و برمبنای روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است. داده ها نیز به روش کتابخانه ای و از منابع اینترنتی گردآوری شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هم آفرینی در گام اول به عنوان یک ظرفیت برای ایجاد و انتقال دانش در حوزهٔ صنایع دستی، بین افراد و سایر صنایع عمل می کند. ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺗﺠﺮﺑﯽ و داﻧﺸﯽ ﮐﻪ از ﻃﺮﯾﻖ این نوع ﻫﻤﮑﺎری ﺑﻪ دﺳﺖ ﻣﯽآﯾﺪ، ﻋﻨﺼﺮ ﻣﻬﻤﯽ در توسعهٔ ﺣﺮﻓﻪای فعالین این حوزه اﺳﺖ. هم چنین نتایج بیانگر آن است که طراحان این حوزه می توانند به عنوان رابطان تغییر عمل کرده و از ﻧﻈﺮ فنی، اقتصادی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﺆﺛﺮ واقع ﺷﻮند؛ از طرفی صنعتگران نیز دانش تجربی و ضمنی خود را از این مسیر انتقال و گسترش خواهند داد. درنهایت، هم آفرینی ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ به عنوان رویکردی اﻟﻬﺎم بخش برای توسعهٔ صنایع دستی بومی بسیاری از مناطق ایران، مورداستفادهٔ ﺻﻨﻌﺘﮕﺮان و طراحان این حوزه قرار گیرد.
۱۱۹۶.

الگوهای رشد شهری و عوامل مؤثر حاکم بر آن در منطقه کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۸۰
مناطق کلان شهری ایران به دلیل رشد سریع شهرنشینی الگوهای فضایی متفاوتی را تجربه کرده اند. در این میان، منطقه کلان شهری تهران نیز با رشد زیادی در خود کلان شهر و مناطق پیرامونی آن روبرو شده که به صورتبندی الگوهای فضایی خاصی در آن منجر شده است. از این رو، این مقاله به دنبال بررسی گونه های مختلف الگوهای رشد شهری و عوامل موثر حاکم بر آن است تا فهم بهتری از آن صورت گرفته و مسیر برای برنامه ریزی فضایی پایدار در منطقه باز شود. روش پژوهش کمی است و با استفاده از مدل اسلوث (SLEUTH)  و رگرسیون لجستیک الگوی فضایی رشد منطقه کلان شهری تهران و عوامل موثر حاکم بر آن طی سال های 2000 تا 2020 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که طی دو دهه اخیر مساحت نواحی شهری و زمین های بایر افزایش یافته و زمین های کشاورزی، مراتع و باغات با کاهش مواجه شده است. الگوهای رشد این منطقه خطی و لبه ای بوده و شبکه راه و شیب از عوامل تاثیرگذار بر این الگوهای فضایی بوده اند. ضرایب گسترش، انتشار و زایش احتمال کم تری را برای مرکز توسعه جدید و رشد خود به خود در منطقه مورد مطالعه نشان می دهد. در تغییرات نواحی ساخته شده فاصله از زمین های بایر، در تغییرات کاربری کشاورزی فاصله از راه های اصلی و در تغییرات اراضی بایر فاصله از زمین های کشاورزی بیشترین تأثیرگذاری را داشته اند.
۱۱۹۷.

حافظه جمعی جایگزین: فاصله گذاری در فیلم قضیه شکل اول شکل دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
این مقاله به بررسی روابط متقابل فاصله گذاری برشت در فیلم قضیه شکل اول، شکل دوم عباس کیارستمی می پردازد، و ضمن بررسی تنوع فاصله گذاری برشت در مهم ترین مؤلفه های فیلم، همچون ساختار اپیزودیک، ژانر داکیوفیکشن، و حضور فیلم ساز، کلاکت و پروژکتور، نتیجه می گیرد چگونه کیارستمی آپاراتوس تولید را به بخش جدایی ناپذیری از روایت تبدیل کرده است و با استفاده از انواع راهکارهای فاصله گذاری در فرم و روایت مرز میان واقعیت مستند و واقعیت داستانی را دگرگون می کند تا نیروهای تأثیرگذار در درک واقعیت را مورد پرسش قرار دهد. این مطالعه کیفی به روش توصیفی     تحلیلی انجام شده و محقق از روش های اسنادی     کتابخانه ای بر مبنای چهارچوب نظری تئاتر فاصله گذاری برشت، استفاده کرده است. مقاله همچنین به دلالت های برآمده از زیبایی شناسی مبتنی   بر فاصله گذاری در این فیلم می پردازد و در بخش پایانی با بررسی پروژکتور به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های برشتی فیلم، نشان می دهد که چگونه فیلم با تأکید بر پروژکتور، از یک سو، حافظه جمعی و نیروی فکری حاکم بر دوران ساخت فیلم را به عنوان محصول آرشیوهای رسمی و گفتمان های غالب مورد انتقاد قرار می دهد و از سوی دیگر، با پیشنهاد امکان شکل گیری حافظه های فردی و جایگزین خود را تا سرحد یک آرشیو جایگزین تاریخی نزدیک می کند. به این ترتیب این مقاله ظرفیت برشتی فیلم را در دعوت آن به بازاندیشی در تاریخ جست وجو می کند و نتیجه می گیرد این فیلم در برابر درک فرجام خواهانه تراژیک، به درک تاریخی رویدادها همچون یک روند قابل تغییر که غایت خود را در ایجاد تغییر در فرم یک کنش می کاود، می نگرد.
۱۱۹۸.

مطالعۀ آثار اصغر فرهادی بر اساس نظریۀ ترامتنیت ژرار ژنت: تحلیلی بر فیلم های درباره الی و فروشنده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۳
مطالعات بینامتنی جایگاهی ویژه در مطالعات ادبی و سینمایی ایفا می کند. در این حوزه علاوه   بر توجه به متن اصلی، تعاملات متنی میان آثار مختلف مورد توجه قرار می گیرد. تحت تأثیر این حوزه، شبکه ای از متن خلق شده و روابط موجود در اثر، دامنه ای گسترده و درهم تنیده پیدا می کند که منجر به تکثرگرایی در معنا می شود. در این میان نظریه ترامتنیت ژرار ژنت از نظریه های جامع در مبحث روابط بینامتنی است. ترامتنیت از پنج بخش تشکیل می شود: بینامتنیت، شبه متنیت، دگرمتنیت، الگومتنیت و حادمتنیت. هریک از این الگوها شکلی از روابط میان متون را آشکار می سازد. این مقاله به بررسی نظریه ترامتنیت و تطبیق آن با فیلم های درباره الی (1387) و فروشنده (1394) اثر اصغر فرهادی می پردازد. پرسش این پژوهش آن است که کدام یک از گونه های پنج گانه روابط ترامتنی در این دو فیلم حضور داشته، و این روابط چگونه با خلق لایه های متکثر معنایی، به تعمیق دلالت ها و گسترش افق های معنایی در ساختار روایی فیلم ها منجر می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که هرکدام از نمونه های موردی از سه دسته ترامتنیت برخوردارند. فیلم درباره الی با ارجاع به متون و آثار دیگر همچون ضرب المثل های آلمانی و فیلم «ماجرا»، به لایه های روایی و دلالت های معنایی خود عمق بخشیده است. فروشنده نیز با ارجاع به نمایشنامه مرگ فروشنده و داستان های ایرانی همچون گاو و گیله مرد ، به تعمیق شخصیت پردازی و دستیابی به ساختار چندلایه روایی منجر می شود. این پژوهش نشان می دهد که نظریه ترامتنیت می تواند ابزاری کارآمد برای تحلیل لایه های پنهان در آثار سینمایی باشد.
۱۱۹۹.

بازنمایی دیداری آیه ای از قرآن کریم در نگاره «جنگ شتران» کمال الدین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۴
کمال‌الدین بهزاد، نقاش ایرانی است که در سده‌های نهم و دهم هجری، کمال‌الدین بهزاد، نقاش چیره‌دست ایرانی است که در سده‌های نهم و دهم هجری زیست می‌کرده است. وی در بارگاه پادشاهان و امیران تیموری، صفوی و شیبانیان، صاحب‌منصب و از نظر نوآفرینی در سبک نقاشی، برجسته‌ترینِ هم‌نوعانش بود. نگاره «جنگ شتران»، «نزاع شتران» یا «دو شتر در حال جنگ با خادمان» یا «وجه تاریک و روشن جهان»، یکی از آثار این نقاش است که در کتابخانه کاخ گلستان نگهداری می‌شود. بر اساس کتیبه مندرج در این نقاشی، زمان خلق این اثر به سال 1071 هجری می‌رسد و به سن بالای 70 سالگی بهزاد تعلق دارد. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و با هدف شناسایی لایه‌های پنهان تصویری و محتوایی در نگاره «جنگ شتران» بهزاد، تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که «آیه شریفه مندرج در کتیبۀ اثر «جنگ شتران»، چگونه توسط بهزاد بازنمایی شده است؟». نمونه مطالعاتی، به صورت آگاهانه انتخاب و روش گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای بوده است. یافته‌ها بر مبنای مطالعات اسنادی نشان می‌دهد که تمامی عناصر تصویری موجود در این نگاره با ترکیب‌بندی بی‌نظیر، در ارتباط مستقیم با مفهوم موجود در کتیبه بوده است. این متن برگرفته از آیه 17 سوره غاشیه در مورد توصیه به اندیشه در آفرینش شتر بوده است. شتر مخلوق شگفت‌انگیز خداوند است که قدرت و استقامت وی در میان سایر حیوانات در آستانه معجزه بوده و در فرهنگ اسلامی نماد زیبایی، سخت‌کوشی، تواضع، توبه و عزت‌نفس است و بهزاد، شتران را در مرکز به عنوان بازیگران اصلی ترکیب به تصویر می‌کشد و این بازنمایی تصویری، با تحولات فکری و صوفیانه بهزاد در واپسین سال‌های زندگی وی ارتباط عمیقی دارد.
۱۲۰۰.

ارائه شیوه ای برای انتقال گره های ایرانی بر روی پوسته های فرم آزاد (نمونه مورد مطالعه: گره دَه تند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۵۳
هندسه شاخصه ی اصلی معماری و هنر سنتی ایرانی اسلامی است. می توان گفت تمامی تزییناتی که در معماری سنتی در گچ بری ها، آجرکاری ها یا کاشی کاری ها به چشم می خورد بر اساس قواعدی هندسی است. این هندسه تماماً بر اساس قواعد ترسیمی دوبعدی است و نیز با خط کشی ساده و پرگار قابل پیاده سازی است. درحالی که این هندسه ها با ابزاری ساده ترسیم می شوند از چنان پیچیدگی و خلاقیتی برخوردارند که مجموعه ای ارزشمند از ترسیمات هندسی را تشکیل داده اند. یکی از این مجموعه ها انواع گره سازی های اسلامی است. در بسیاری از کتیبه ها و آرایه های معماری ردپایی از گره سازی وجود دارد. برخلاف توسعه ابزار و روش های ترسیمی در عصر حاضر، کمتر روشی برای ترسیم یا انتقال این گره در سطحی غیرمسطح و بخصوص سطوح و صفحات با فرم آزاد ارائه شده است. حال سوال اینجاست که با چه روشی می توان به ترسیم و انتقال گره ها بر روی صفحات فرم آزاد پرداخت؟ با مبنا قرار دادن این سوال؛ این پژوهش بر آن است تا با تبدیل منطق ترسیمی گره ده تند به زبان الگوریتم ها، شیوه ای را برای انتقال مدول یک گره به صفحات فرم آزاد ارائه کند. این شیوه با ایجاد تناظر بین دامنه ی دوبعدی صفحه ی مدول گره و صفحه ی فرم آزاد، موقعیت نقاط را بر روی صفحه مبدأ مشخص کرده و نقطه ی متناظر آن را بر روی صفحه مقصد جانمایی می کند. در نهایت مدول گره ده تند به صفحه فرم آزاد منتقل شده و قابلیت تکثیر یا تغییر را نیز به صورت هم زمان دارا خواهد بود. از طرفی هر مدول منتقل شده بر روی صفحه فرم آزاد می تواند به صورت جداگانه عمل کرده با تعریف متغیر جداگانه برای هرکدام، هندسه هر مدول گره قابلیت کنترل و تغییر را دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان