فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۶
50 - 71
حوزههای تخصصی:
اثرات روانی محیط انسان ساخت محله بر افسردگی در دوره حساس نوجوانی و جوانی غیرقابل انکار است چنان که امروزه، بی توجهی به کیفیت محیط محله با ایجاد احساسات منفی، منجر به تشدید افسردگی این قشر در شهرها شده است. بااین وجود، مطالعات اندکی پیرامون این موضوع و این قشر در کشورهای آسیایی به ویژه ایران انجام شده است. ازاین رو مقاله حاضر، با هدف بررسی رابطه کیفیت های محیطی محله با افسردگی نوجوانان و جوانان تدوین شده است. این پژوهش، کمی و از نوع پیمایشی است و داده ها از 194 فرد 35-15ساله ساکن در سه محله در بافت های تاریخی، میانی و جدید شهر یزد گردآوری شد. کیفیت های محیط عینی و ا دراک شده و افسردگی به ترتیب ازطریق ابزار ممیزی Analytic Audit Tool و پرسش نامه های NEWS-Y وBDI-II سنجش شد و برای تحلیل روابط از تحلیل رگرسیون و آزمون آنوا استفاده شد. یافته ها نشان می دهد به جز سه کیفیت خوانایی، نفوذپذیری و آسایش اقلیمی، سایر کیفیت های گوناگونی، امنیت، ایمنی، کیفیت مسکن، اجتماع پذیری، زیبایی، غنای حسی، دلبستگی به مکان و پاکیزگی ارتباط معنادار و معکوسی با افسردگی دارند و نقش آن ها با توجه به تعدد عوامل تأثیرگذار، قابل توجه است که در محله تاریخی (با کیفیت محیطی پایین تر) قوی تر است. درنتیجه ارتقاء کیفیت محیط محله می تواند راهبرد انطباقی مؤثری در کاهش افسردگی نوجوانان و جوانان خصوصاً در محلات تاریخی باشد که ضمن منفعت در کاهش افسردگی عموم، اثر پایدارتری نیز به همراه دارد.
نقد کتاب «عکاسی معاصر ایران: تحول نگاه عکاسانه به واقعیت از 1357تا 1390»
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱
99 - 114
حوزههای تخصصی:
کتاب عکاسی معاصر ایران : تحول نگاه عکاسانه به واقعیت نوشته آرام محمدی که ماحصل رساله دوره دکتری ایشان در رشته پژوهش هنر بوده است در سال 1401 یعنی کمتر از دو سال پس از دفاع ایشان از رساله، توسط انتشارات آبان در قطع رقعی و در 214 صفحه به چاپ رسیده است و شامل 154 تصویر است . از دیدگاه نگارنده، انتشار این کتاب یکی از رویدادهای بسیار مهم سال های اخیر عکاسی معاصر بوده است چرا که باب نقد و تحلیل به شکل مکتوب را گشوده است . اما سودمندیِ بیشترِ هر اثر پژوهشی و تحلیلی در گروی آن است که با موارد نقض و نقد روبرو شود تا چشم اندازی وسیع تر حاصل شود . در این متن ضمن اشاراتی به فرم و انسجام متن به ارزیابی اهدافِ مورد نظر محمدی در این کتاب و میزان موفقیت ایشان در دستیابی به آنها پرداخته خواهد شد . با توجه به قالبِ پژوهشیِ این اثر، بررسیِ نقاطِ ضعف ناشی از عدم تعریف واقعیت و فقدان چارچوب نظری و در ادامه سنجش استدلال های ایشان برای رسیدن به نتیجه مورد نظرشان نیز مورد توجه خواهند بود .
تأثیر طراحی داخلی خانه مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی بر ادراکات ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راسل در باب ذهن و بدن ابتدا اذعان به وجود عالم بودِ فرانمود می کند و فارغ از داده های حسی و ظاهری که از اشیاء بر ذهن نمودار است، عینیت مستقل ذات اشیاء را می پذیرد. اما در ادامه، این عینیت را اعتباری دانسته و آن را به آنچه داده حواس و تجربه مستقیم نفس است، تقلیل می دهد. وی، تفسیری متفاوت از اعیان می نماید و درصدد تقارب عین و ذهن برمی آید. سرانجام، وی، امور ذهنی را به امور فیزیکی تحویل می نماید و این همانی ذهن و مغز را می پذیرد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر طراحی داخلی خانه مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی بر ادراکات ذهنی انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی محسوب می-شود. جامعه آماری پژوهش حاضر را نیز کلیه دانشجویان پسر دانشگاه هنر اسلامی تبریز در سال تحصیلی 1402 -1401تشکیل دادند. ابتدا به روش نمونه گیری تصادفی ساده، 40 نفر از افرادی که واجد شرایط شرکت در آزمایش بودند، انتخاب شدند. سپس یک کلیپ ویدیوئی یکسان در دو مرحله ارائه شد (در مرحله اول در ارائه کلیپ، اصول طراحی مبتنی بر الگوی اسلامی- ایرانی رعایت شده بود و درمرحله دوم، همان کلیپ، بدون رعایت این اصول طراحی ارائه شد) و پس از هر بار نمایش، آزمودنی ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس داده های استخراج شده با روش تحلیل واریانس چندمتغیره، تجزیه و تحلیل شدند و کلیه محاسبات توسط نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بین دو مرحله ارائه کلیپ، تفاوت معناداری در ادراکات ذهنی وجود داشت (P<0/01). براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که طراحی داخلی مبتنی بر الگوی اسلامی-ایرانی منجر به توجه و رضایت مندی بیشتر کاربران می شود.
تحلیل تطبیقی تجسد حیوان در دیوارنگاره های غار لاسکو و فیلم گاو مهرجویی؛ با اتخاذ رویکرد تن محور موریس مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمود شاکله بدنی حیوانات، بر دیوارنگاره غارها و قدمت مصوّر ساختن آن ها پیش از هر ابژه یا سوژه دیگری، بیانگر رابطه پیچیده و بدنمندانه بشر نخستین با حیوانات است؛ که هنر آن را به شکلی بی واسطه بر ما پدیدار می سازد. در پدیدارشناسی مرلوپونتی، حیوانات نیز به منزله موجوداتی بدنمند، که می توانند دارای ادراکات حسی مشابه انسان باشند، مورد توجه قرار می گیرند. از سوی دیگر، سینما از جمله هنرهایی است که هنرمند برای خلق جهان خویش در آن، نیاز به کنش گری بدنمند دارد. بدن می تواند حامل بیشترین امکان برای معنایابی اثر هنرمندی باشد که خود دارای ادراکی بدنمند است. این تحقیق با اتکا به روش پدیدارشناسانه، تحلیلی تطبیقی از صورت بندی بدن ها در شاکله انسانی و حیوانی ارائه می دهد و در آن، نسبت بدنمندانه این دو را در زندگی انسان بدوی (غارنگاره ها) و در عصر حاضر (فیلم گاو) مورد کنکاش قرار می دهد. همچنین، از خلال جمع بندی مؤلفه های ادراک بدنمند، می توان هنر را که اساساً بنیانی بدنمند و تنانه دارد، مورد پردازش و تحلیل قرار داد. با بررسی نمونه های مورد بحث، استنباط می شود که موجودات بدنمند، به واسطه بهره گیری از ادراک حسی، دارای تأثیراتی متقابل و غیرقابل انکار بر یکدیگر هستند، و این موضوع بر فرآیند شکل گیری آثار هنرمندان از دیرباز تا کنون، نقشی بنیادین داشته است.
از سبزشویی تا معماری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مهر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
37 - 48
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در چهار دهه گذشته، فلسفه پایداری با تمرکز بر محیط زیست و سپس رویکردهای اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی به عرصه معماری وارد شده است. درحالی که دانش و فناوری های موردنیاز معماری پایدار درحال توسعه و گسترش است، معماری پایدار در عمل به اهداف خود دست نیافته است. این شکاف میان نظریه و عمل سبب شده معماری پایدار در واقعیت آن چنان که در تئوری ادعا شده، نتواند در راستا توسعه پایدار حرکت کند. برداشت سطحی از مفهوم پایداری، منجر به شکل گیری پدیده ای تحت عنوان سبزشویی در معماری شده که رویکردی نمادین و نمایشی از پایداری را بازتولید می کند. ازآنجایی که پایداری در عصر حاضر نیاز اساسی است و معماری پایدار نقشی کلیدی در تحقق آن ایفا می کند، واکاوی ابعاد سبزشویی در راستا بازتعریف معماری پایدار حائزاهمیت است. هدف پژوهش: پژوهش حاضر در پی آن است که با بررسی نقادانه جلوه های سبزشویی در معماری، پارامترهای مؤثر در خلق معماری پایدار کارآمد و جامع را تببین کند. لازم به ذکر است که چنین پارامترهایی می توانند زمینه را برای بازتعریف معماری پایدار به مثابه رویکردی عمیق، چندبعدی و عمل گرا فراهم کند. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد تحلیلی-انتقادی، ابتدا به شناسایی وجوه سبزشویی در معماری پرداخته و سپس بااستفاده از تحلیل گفتمان و استدلال منطقی، پارامترهای کلیدی بر توسعه معماری پایدار عمل گرا را تبیین می کند. هم چنین، جمع آوری داده ها برپایه شیوه های اسنادی و کتابخانه ای است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که بازتعریف فناوری ذیل سیستم اجتماعی-فرهنگی، فرایندمحوری، زمینه گرایی و منطقه گرایی، مشارکت و رفتار سبز شهروندان، فرهنگ، توجه به واقع گرایی و فلسفه کل گرا، از مهم ترین مؤلفه های توسعه کارآمد معماری پایدار و مقابله با سبزشویی محسوب می شوند. در حقیقت، چنین پارامترهایی می توانند معماری پایدار را از سطح شعار به بستر عمل نزدیک کند.
کاربست تکنیک تفکّر خلّاق اسکمپر درآموزش هنر (مطالعه موردی: آموزش چاپ دستی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چاپ دستی هنری است که تکنیک های مرتبط با ایده یابی و خلّاقیت از ملزوماتِ آموزش آن محسوب می شود. یکی از تکنیک های مطرح در ایده یابی، اسکمپر است که از حروف اوّل کلمات انگلیسیِ هفت واژه تشکیل شده است، که عبارت اند از: جایگزینی، ترکیب، سازگاری (انطباق)، تغییر دادن (بزرگ سازی/کوچک سازی)، استفاده در کاربرد دیگر، حذف کردن و معکوس کردن. لذا مسئله بنیادینِ این پژوهش، واکاوی امکان تحقّق کاربست تکنیک تفکّر خلّاق اسکمپر در آموزش هنر و به طور خاص در آموزش تکنیک های چاپ دستی است. از این رو، هدفِ پژوهشِ حاضر، امکان سنجیِ ارائه مدلی خلّاقانه در آموزش چاپ بر بنیان تکنیک اسکمپر است. این پژوهش، مطالعه ای موردی محسوب می گردد و از منظر هدف، از یک سو جنبه ای بنیادین دارد و از سویی دیگر، با ساحتی کاربردی می تواند راهکارهایی عملی جهت آموزش هنر به دست دهد. همچنین، تحقیق حاضر از نظر ماهیّت، کیفی و از نظر روش در حوزه تحقیقات توصیفی_تحلیلی درمی گنجد. این پژوهش با استفاده از روش جمع آوری اطّلاعات از نوع اسنادی (کتابخانه ای)، با بررسی کتب، مقالات و منابع معتبرِ مرتبط با خلّاقیت، آموزش و اسکمپر، به سنجش کاربست اسکمپر در آموزش تکنیک های چاپ دستی پرداخته است. بر این بنیان، بر اساس مصادیق عملی، فرضیه این پژوهش به این نظریه منتج شده است که تکنیک های اصلی چاپ دستی با بخش اعظمی از تکنیک های اسکمپر هم راستایی و هم پوشانی دارد و به طور گسترده ای در خصوص طیف قابل توجّهی از تکنیک های چاپ دستی قابل اجرا است.
معرفی سامون به عنوان بخشی از منظرِ شبانی در ایران نمونۀ موردی: سامون تَتِرِساق در بلدۀ مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۸)
117 - 148
حوزههای تخصصی:
مراتع، نقشی بسیار حیاتی در حفظ تعادل اکوسیستم ها و تأمین خوراک دام ایفاء می کنند. به منظور حفاظت از دام، بهره برداری مناسب از مراتع و تأمین معیشت و زیست جوامع محلی، نظام های ساختاری و کارکردی متنوعی توسط انسان در طول زمان شکل گرفته و تبدیل به منظرِ شبانی شده است. این منظر در مناطق روستایی ایران با چالش های متعددی مواجه است. تغییرات اقلیمی، مهاجرت و چرخش از نظام دامداری سنتی به صنعتی، آن ها را در معرض زوال و فراموشی قرار داده است. هدف این پژوهش معرفی یکی از اجزای منظرِ شبانی در بلده مازندران به نام «سامون» است. سامون، ظرفی است عرفی که برای تدقیق مرزهای شبانی، زیستی و معیشتی اهالی این روستاها از آن استفاده شده و دارای عرصه ها و پهنه های مختلف کالبدی و عناصر هویتی غیرکالبدی است. این پژوهش به دنبال پاسخ به دو پرسش درباره چیستی اندام ها، عناصر و ارزش های موجود در سامون بوده و در این مسیر از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سامون تَتِرِساق دارای سه عرصه زیستی، مرتعی و زراعی بوده و هر یک از عرصه ها دارای دو پهنه جداگانه هستند. اهالی سامون به وجودآورنده و توسعه دهنده ارزش های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و کالبدی در طول قرن ها بوده اند و به نوعی از آن تاکنون پاسداری کرده اند. اما هم اکنون با توجه به رشد فزآینده زوال منظر شبانی می بایست با پژوهش گسترده بر وضعیت عرصه و حریم سامون ها به مقولاتی چون: ایجاد و تقویت صنایع تبدیلی متوازن جاذب جمعیت و استفاده از ظرفیت های گردشگری منظرِ شبانی ازجمله اَگری توریسم و فارم توریسم نیز توجه نمود.
بررسی توانمندی نحو فضا در شناخت تفاوت های جنسیتی مسکن معاصر؛ مطالعه موردی: شهرک های مسکونی 6 دهه اخیر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
17 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: خانه ها به عنوان مکان های اصلی زندگی انسان معاصر، باید پاسخ مناسبی به نیازها، باورها و ارزش های ساکنان خود بدهند. ساختار و شکل فضایی خانه ها نقش تعیین کننده ای در شیوه زندگی و رفتار انسان ها دارند. ازآنجاکه خانه ها ویژگی های کالبدی و عملکردی متفاوتی دارند، تحلیل ساختار فضایی آن ها می تواند به فهم بهتر پیچیدگی های روابط اجتماعی و فرهنگی نهفته در معماری مسکن کمک کند. در تهران معاصر، ساخت وسازهای بی رویه و غیرحرفه ای موجب کاهش کیفیت زندگی و بروز مشکلات اجتماعی و فرهنگی در فضاهای مسکونی شده است. این تغییرات، بازتاب تحولات مدرنیته، تغییرات در سبک زندگی، نقش های جنسیتی و ساختارهای خانوادگی هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت های جنسیتی و تأثیر آن بر ادراک و نیازهای فضایی، می کوشد تا ارتباطی میان مطالعات جنسیت و طراحی معماری برقرار کند. این مطالعه بر تجربه زیسته زنان و مردان تمرکز دارد و معتقد است که نادیده گرفتن این تجربیات منجر به طراحی فضاهایی ناکارآمد و ناآشنا برای آنان خواهد شد. بنابراین، شناخت دقیق تر نیازهای آنان می تواند به طراحی فضاهای سکونتی انسان محورتر و باکیفیت تری منجر شود. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و بر مبنای نظریه «نحو فضا»، به بررسی ساختار فضایی خانه های معاصر تهران پرداخته و تلاش دارد تا ابعاد پنهان اجتماعی و فرهنگی در طراحی این فضاها را آشکار سازد. هدف تحقیق، تحلیل و استخراج تغییرات در عرصه بندی و ساختار فضایی خانه ها از سال ۱۳۴۰ تا ۱۴۰۳ است. برای دستیابی به این هدف، پس از انتخاب نمونه های خانه ها در این بازه زمانی، با استفاده از نرم افزار «ای گرف» پلان ها ترسیم و دسته بندی شده و ساختار فضایی آن ها تحلیل گردید. همچنین از نرم افزار «دپس مپ7» برای بررسی شاخص هایی چون عمق کلی فضا، عدم تقارن نسبی، میزان پیوستگی، عمق نسبی فضاها، قابلیت دید و مخروط دید در هر دهه استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان میدهد که در دهه های 40 تا 60، ساختار فضایی خانه های بازتابی از ساختارهای اجتماعی مانند تعاملات انسانی، سلسله مراتب فضایی و حفظ حریم خصوصی بوده است. اما در دهه های 70 تا 90، به دلیل غلبه نگاه کالبدی و غفلت از نیازهای واقعی ساکنان، ظراحی فضاها دچار تغییراتی شده که به کاهش کیفتی زندگی و تضعیف حس تعلق منجر شده است. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که بی توجهی به تجربه ها زیسته زنان و مردان و نادیده گرفتن ابعاد اجتماعی–فرهنگی در طراحی مسکن، به ایجاد فضاهای ناکارآمد منتهی می شود. ازاین رو، شناخت دقیق تر تفاوت های جنسیتی و نیازهای فضایی ساکنان می تواند به طراحی خانه های انسان محورتر، کارآمدتر و با کیفیت سکونت بالاتر منجر شود.
مطالعه نقوش و کتیبه ها در محراب تکیه مشرقی شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۶)
6 - 19
حوزههای تخصصی:
محراب گچ بری شده طاق مشرقی نمونه کم نظیری از محراب های گچی با طاق نماهای تودرتو در فارس است که ازنظر تناسبات هندسی و زیبایی شناسی نقوش، اثری ویژه تلقی می شود. بااین همه، مطالعات کافی برای شناخت آن صورت نپذیرفته و به سبب ناپدید شدن کتیبه ساخت، تاریخ گذاری آن نیز به درستی انجام نشده است. هدف این پژوهش، مطالعه نقوش (گیاهی و هندسی)، بررسی نظام تناسباتی و انگاره های زیبایی شناسی حاکم بر طراحی نقوش محراب است تا بتوان از رهگذر آن بازه زمانی دقیق تری نیز برای ساخت محراب پیشنهاد داد. پژوهش کنونی از روش تاریخی و رویکردی توصیفی و تحلیلی بهره برده است؛ داده های میدانی، برداشت دقیق محراب و بررسی منابع تاریخی به نتایج منتهی شده اند. یافته ها نشان می دهند که این محراب از نظام تناسباتی شناخته شده ای -که برخی از آن به «تناسبات طلایی ایرانی» یادکرده اند- بهره برده است. طاق نمای درونی از نوع «چَفد سه بخشی تند» با گره بندی است و مملو از کتیبه هایی شامل اسماء الهی و نقوش گیاهی (گل و برگ) در حالتی طبیعت گرایانه و واقع گرایانه است. کتیبه ای با خط کوفی بنایی نیز سوره اخلاص را نشان می دهد. تشابه نقوش گیاهی این محراب با برخی از نقوش مدرسه الغ بیگ سمرقند و طرح هایی از سنت کتاب آرایی و نگارگری مکتب شیرازِ عهد تیموری این گمان را قوی می نماید که محراب اثری از روزگار ابراهیم سلطان بوده و حوالی ساخت سنگ مزار عماد الدّین محمود در جوار آن ساخته شده باشد. این کار یا به دست خبرگانی از سمرقند یا هنرمندانی از کارستان هنری ابراهیم سلطان انجام شده، چراکه از سنت های محلی و دیگر نمونه های پیش و پس از خود در شیراز متمایز است.
مؤلفه های فضایی محیط فیزیکی و نحوه اثرگذاری آنها بر یادگیری عمیق (مرور سیستماتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱۴۳
83 - 102
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در این پژوهش به منظور بررسی نحوه اثرگذاری محیط فیزیکی بر یادگیری، رویکرد یادگیری عمیق اتخاذ شده است. از منظری شناختی، یادگیری عمیق به دامنه گسترده ای از موضوعات مرتبط با یادگیری از تفکر تا عمل می پردازد؛ ازاین رو، نقش قابل توجهی در میان رویکردهای جدید یادگیری داشته و منجر به پیوند میان مطالعات گوناگون شناختی و علوم اعصاب درباره یادگیری شده است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط دو حوزه علوم شناختی و طراحی فضا های یادگیری، به شناسایی مؤلفه های فضایی محیط فیزیکی و تحلیل نحوه اثرگذاری آنها بر یادگیری عمیق پرداخته است. به همین منظور پرسش پژوهش عبارت است از: مؤلفه های فضایی اثرگذار بر یادگیری عمیق کدامند و به چه نحوی بر بهبود یادگیری عمیق اثر می گذارند؟ روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا به منظور نزدیک شدن به موضوع یادگیری عمیق و استخراج مؤلفه های مرتبط با محیط فیزیکی، با روشی اکتشافی به تحلیل ادبیات موضوع و مبانی نظری پرداخته شد و سپس با روش مرورسیستماتیک مؤلفه های فضایی محیط فیزیکی شناسایی و دسته بندی شدند و با روش گلوله برفی از میان پژوهش های انتخابی تکمیل و معرفی شدند. نتیجه گیری: اثرگذاری مؤلفه های فضایی بر یادگیری عمیق از طریق انواع درگیری و حیطه های عملکردی ذهن قابل بررسی است که بیانگر نحوه اثرگذاری مستقیم از طریق فرایندهای انواع درگیری شناختی، هیجانی و رفتاری و همچنین اثرگذاری غیرمستقیم از طریق حیطه های عملکردی ذهن شامل ادارک، شناخت، هیجان و عمل است. همچنین مؤلفه های فضایی در دو بُعد عملکردی و کالبدی شناسایی شدند که مؤلفه های عملکردی به دلیل نقششان در فعالیت های یادگیری در پژوهش ها بیشتر کاربرد داشته اند. نحوه اثرگذاری مؤلفه های بُعد عملکردی در ارتباط با انواع درگیری بیشتر بررسی شده و مؤلفه های بُعد کالبدی نیز از نظر اثرگذاری بر حیطه های عملکردی ذهن بیشتر اهمیت داشته اند.
تحلیل تطبیقی شیوه های پیشنهادی آفرینش موسیقی ایرانی در آثار مکتوب فرهاد فخرالدینی و شریف لطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از آهنگسازانِ ایرانی پس از تحصیل تعالیمِ آهنگسازیِ موسیقیِ کلاسیکِ غرب و باتوجّه به نوع شناختشان از ویژگی های موسیقیِ ایرانی، به خلق آثاری پرداخته اند. در این میان فرهاد فخرالدینی و شریف لطفی روش هایی را جهتِ آفرینشِ اثری موسیقایی بر اساسِ موسیقیِ ایرانی به صورت مکتوب ارائه کرده اند. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش توصیفی تحلیلی با بهره گیری از روش اسنادی و مطالعه ی نظام مند منابع کتابخانه ای، الکترونیکی و مصاحبه، به تحلیل و تطبیقِ شیوه ها و استخراج شباهت ها و تفاوت هایی که این دو در شیوه های پیشنهادی آفرینش خود ارائه کرده اند، پرداخته شده و این دیدگاه ها با دیدگاه سایر افراد در این حوزه ها مقایسه شده است. نتایج نشان می دهد که واژه ی آفرینش نزد فخرالدینی و لطفی با دو تعبیر استفاده شده است: 1. وجود خلاقیت در ساخت اثر و 2. تأکید بر تمایز میانِ شیوه ی ساخت اثر بر اساسِ موسیقیِ فرهنگ های غیراروپایی با اروپایی. هم چُنین ترکیبِ موسیقیِ ایران نیز با دو تعبیر به کاربرده شده است: 1. استفاده از مُتیف و گوشه ها که در ردیف موسیقی ایران آمده است و 2. استفاده از گام های مستخرج از ملُدی های موسیقی دستگاهی و محلی ایران. با توجه به پاسخ مصاحبه شوندگان درباره ی ملُدی، بافت (هارمنی و کنترپوآن)، فرم و ریتم، هر دو بدون درنظرگرفتن مواردی که از عناصر موسیقی ایرانی استفاده می کنند، روشی متفاوت با شیوه ی آفرینش در موسیقی غربی ارائه نکرده اند.
نقش درختان در سنجش زیبایی شناسی بصری و پیچیدگی کالبدی مناظر شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۲
50 - 63
حوزههای تخصصی:
با وجود نقش حیاتی درختان در ارتقای کیفیت بصری فضاهای شهری، اجماع علمی مشخصی درباره نحوه و میزان تأثیر آن ها بر زیبایی شناسی و پیچیدگی مناظر شهری وجود ندارد. بیشتر پژوهش های پیشین بر ارزیابی های ذهنی تمرکز داشته و تأثیر دقیق حذف یا افزودن درختان بر پیچیدگی کالبدی و زیبایی مناظر را کمتر تحلیل کرده اند. این خلأ، نیاز به مطالعه ای دقیق و جامع را مطرح می کند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر افزودن یا جابه جایی درختان بر زیبایی شناسی بصری و پیچیدگی کالبدی مناظر شهری است. پرسش اصلی آن است که آیا این تغییرات همواره باعث بهبود کیفیت بصری می شوند یا در برخی موارد ممکن است اثر معکوس داشته باشند. این پژوهش با بهره گیری از روش های کیفی و کمّی انجام شده است. با استفاده از تکنیک شبیه سازی بصری واقعیت افزوده (AR) و تحلیل تصویری در نرم افزار ImageJ، ۱۱ تصویر از مناظر شهری مختلف در سراسر جهان انتخاب شد. سپس از طریق یک پرسشنامه تصویری، نظرات ۵۱ متخصص منظر شهری گردآوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون خی دو و t مستقل، همچنین تحلیل ابعاد فراکتال تصاویر استفاده شد. در نه نمونه از ۱۱ مورد، افزودن درختان به طور معناداری زیبایی و پیچیدگی بصری را افزایش داد (سطح معناداری 50/0< و 977/0Cramér’s V=). تحلیل فراکتال و آزمون t نیز پیچیدگی بالاتر مناظر دارای درختان را تأیید کرد. بااین حال، در برخی موارد، درختان با پوشاندن جزئیات معماری، زیبایی را کاهش دادند. بررسی ها نشان داد مکان قرارگیری درختان نسبت به ساختار کالبدی اهمیت به سزایی دارد. به بیان دیگر، رابطه بین پیچیدگی و زیبایی خطی نیست و وجود یک «آستانه بصری» ضروری به نظر می رسد که پس از آن، افزودن عناصر طبیعی می تواند اثر منفی داشته باشد. این یافته ها به طراحان کمک می کند تا با طراحی هوشمندانه و مکانیابی درختان، تجربه بصری شهروندان را بهبود و کیفیت زندگی شهری را ارتقا دهند.
نقد کتاب «نگارگری و حامیان صفوی» اثر آنتونی ولش
حوزههای تخصصی:
کتاب «نگارگری و حامیان صفوی» از مهم ترین و ریزبینانه ترین آثار در حوزه ی نگارگری ایران، مخصوصاً دوره ی صفوی بوده که در عین حال بستری برای نگارش قیاسی مابین نگارگران برجسته ی این دوره است. علاوه بر بررسی نگارگران مطرح در این دوره به تاریخ پیدایش رقعه سازی و همچنین ظهور حامیان غیردرباری پرداخته و آن ها را طبق جایگاه اجتماعی در دسته های مجزا مورد مطالعه قرار داده است. بدین منظور تحلیل و نقد این کتاب می تواند در مطالعه ی دقیق تر پیرامون گذار نگارگری از مکتب قزوین به مکتب اصفهان و معرفی هنرمندانی چون سیاوش بیگ، صادقی بیگ و رضا عباسی، دارای اهمیت و ضرورت باشد. همچنین طبق آنچه بیان شد، خوانش این کتاب در فهم چگونگی ورود حامیان هنری به حوزه هنرهای این دوره، مهم جلوه می کند. پژوهش حاضر در گام نخست به اهمیت نقد کتاب مذکور و خاستگاه نگارش آن پرداخته و سپس محتوای آن را در قالب مؤلفه های دسته بندی شده مطالعه می کند. درنهایت نقدهای شکلی و محتوایی کتاب با ذکر فصل ها و ترتیب بسترهای مطالعاتی نگارگران، بیان می شود. نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که نگارگری و حامیان صفویِ آنتونی ولش در قالب منبع باارزشی برای بررسی ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ دوران صفوی و چگونگیِ حضور شاهان صفوی برای حمایت از هنر محسوب می شود. علاوه بر این کتاب مذکور الگوی مطلوبی برای مطالعه ی آثار سیاوش بیگ، صادقی بیگ، رضا عباسی و حامیان این دوران و همچنین مطالعه ی تطبیقی آثار صادقی و رضا عباسی خواهد بود. علاوه بر مطالب مذکور، حمایت بی سابقه ی تجار و حتی خود هنرمندان از هنر این دوره، زمینه ی مطالعه بر این مهم را برای پژوهش های آتی فراهم می کند.
مقایسه تطبیقی معماری ساختمان های ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی 1300تا 1357ش
حوزههای تخصصی:
با آغاز قرن بیستم، ایران و ترکیه در پرتو تحولات جهانی و داخلی، گام های اساسی درجهت نوسازی و توسعه زیرساخت های حمل ونقل برداشتند. ایستگاه های راه آهن به عنوان نقاط اتصال فیزیکی، عملکردی و فرهنگی، نقشی مؤثر در بازتاب هویت ملی و سیاست های توسعه ای ایفاء کردند. بااین حال، تفاوت های فرهنگی، سیاسی و اقلیمی میان دو کشور، به بروز تمایزاتی در طراحی و ساخت این ایستگاه ها انجامید. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تطبیقی معماری ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی ۱۳۰۰تا۱۳۵۷ش، باتمرکزبر عوامل مؤثر در شکل گیری الگوهای طراحی و بازتاب هویت ملی در هر کشور است. روش تحقیق به صورت کمی-تحلیلی بوده و داده ها به شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند. دراین چارچوب، هشت ایستگاه راه آهن منتخب از هر دو کشور، موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد ایستگاه های ایران، به ویژه در دوران رضاشاه پهلوی، تلفیقی از سبک های معماری ایرانی و غربی باتأکیدبر استفاده از مصالح محلی، ملاحظات اقلیمی و تقویت هویت ملی هستند. در مقابل ایستگاهای ترکیه، به ویژه در دوران جمهوری، تحت تأثیر سبک های نئوکلاسیک، آرت نوو و معماری ملی ترکی، بیشتر بر مدرنیسم و هویت جمهوری خواهانه تمرکز دارند. تحلیل تطبیقی نشان می دهد که ایستگاه های راه آهن در در هر دو کشور، افزون بر عملکرد زیرساختی، به مثابه نمادهای فرهنگی و سیاسی تلقی می شوند. این تفاوت ها بازتاب گر رویکردهای متفاوت نوسازی و توسعه در ایران و ترکیه اند.
شناسایی مولفه های موثر استاندارد اشری در مدل سازی اطلاعات ساختمان جهت بهینه سازی مصرف انرژی؛ نمونه موردی: ویلای همیشه سبز در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
143 - 166
حوزههای تخصصی:
اهداف: افزایش مصرف انرژی و تاثیر آن بر محیط زیست، اهمیت رعایت استانداردهای جهانی در طراحی ساختمان های سبز را دوچندان کرده است. این پژوهش با هدف تبیین شاخص های مؤثر استاندارد ASHRAE در مدل سازی اطلاعات ساختمان (BIM) و بررسی نقش آن در کاهش مصرف انرژی، نمونه موردی ویلای همیشه سبز در شهر تهران را مورد مطالعه قرار داد. روش ها: مطالعه به روش کاربردی و با تحلیل کمی انجام شد. در ابتدا با مطالعات کتابخانه ای، اصول معماری سبز استخراج شد. سپس مدل سازی اطلاعات ساختمان با نرم افزار Revit و استفاده از پلاگین Insight و سایت Green Building Studio برای سنجش و شبیه سازی مصرف انرژی سالانه ساختمان به کار رفت. داده ها بر اساس استاندارد ASHRAE تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج مدل سازی نشان داد که حدود 73.3% از مصرف انرژی الکتریکی ساختمان مربوط به تجهیزات گرمایش، سرمایش و تهویه مطبوع است و مصرف انرژی سالانه معادل 266 کیلووات ساعت بر مترمربع است که بالاتر از حد قابل قبول استاندارد ASHRAE (208 کیلووات ساعت بر مترمربع) می باشد. مهم ترین دلایل، استفاده زیاد از تجهیزات مکانیکی و عدم توجه کافی به جهت گیری بهینه ساختمان و نوع سازه معرفی شد. نتیجه گیری: ساختمان مورد مطالعه با وجود رعایت اصول معماری سبز، موفق به دریافت استاندارد ASHRAE نشد. با این حال، اعمال راهکارهایی مانند تغییر زاویه استقرار ساختمان و استفاده از سازه چوبی می تواند مصرف انرژی را کاهش داده و شانس دستیابی به استاندارد را بهبود بخشد. تأکید بر استفاده از BIM و مدل سازی پیش ساخت، نقش چشمگیری در بهینه سازی انرژی ساختمان ها دارد.
ارزیابی رضایت مندی ساکنین مسکن حداقل براساس نیازهای انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
120 - 133
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: یکی از راه حل های شایع در تأمین مسکن توسط دولت ها، برنامه ریزی و ساخت مسکن اجتماعی می باشد. حداقل سازی به عنوان یک رویکرد کاربردی در مسکن اجتماعی بسیار استفاده می شود به گونه ای که می توان این نوع مسکن را مسکن حداقل نیز نامید. کمینه کردن فضاها در مسکن حداقل به عنوان یک راه حل متداول، موجب نادیده گرفته شدن کیفیت محیط های مسکونی که عاملی تأثیرگذار بر کیفیت زندگی انسان و در نتیجه رضایت مندی در محیط مسکونی ساخته شده است، می گردد. در نتیجه توجه به عوامل و مؤلفه های تأثیرگذار در افزایش کیفیت زندگی و در نتیجه ایجاد رضایت مندی سکونتی در مسکن حداقل اهمیت دارد. هدف: هدف از این پژوهش بررسی مؤلفه های مؤثر در تأمین نیازهای انسانی در مسکن حداقل که در نتیجه منجر به افزایش سطح رضایت مندی سکونتی در ساکنین این گونه از مسکن می گردد، می باشد. روش: در این پژوهش در مرحله اول به روش تحلیلی-توصیفی متغیرها و ریز معیارهای مؤثر در ایجاد رضایت مندی براساس نیازهای انسانی ارائه گردید. سپس میزان تأثیرگذاری هرکدام از متغیرها در تأمین نیازهای انسانی با توجه به مؤلفه های محیطی و انسانی ارزیابی شد. برای این منظور به وسیله پرسش نامه بسته پاسخ با مقیاس لیکرت 5 گزینه ای، از 331 نفر از ساکنین مسکن مهر شهر رشت، 8 سوال فردی و 37 سوال ارزیابی برای 5 عامل انسانی و 7 عامل محیطی پرسیده شد. نتایج به روش آمار توصیفی و استنباطی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته ها :نتایج پژوهش نشان داد علاوه بر توجه به مؤلفه های نور و ابعاد و سرانه ها (تسهیلات مسکن) و ایمنی در طراحی مسکن حداقل، پارامترهایی مانند انعطاف پذیری و دسترسی مناسب و همچنین سیمای شهری در ارتقا کیفیت مسکن حداقل و رفع نیازهای انسانی تأثیر به سزایی دارند و لحاظ کردن این مؤلفه ها در طراحی مسکن حداقل، به منظور افزایش رضایت مندی ساکنان حائز اهمیت می باشد. با افزایش نیازهای قلمروگزینی، حس تعلق خاطر و زیبایی شناسی از طریق تدوین اصول طراحی فضاها از نظر کالبدی و عملکردی نیز می توان به این هدف دست پیدا کرد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد علاوه بر توجه به مؤلفه های نور و ابعاد و سرانه ها (تسهیلات مسکن) و ایمنی در طراحی مسکن حداقل، پارامترهایی مانند انعطاف پذیری و دسترسی مناسب و همچنین سیمای شهری در ارتقا کیفیت مسکن حداقل و رفع نیازهای انسانی تأثیر به سزایی دارند و لحاظ کردن این مؤلفه ها در طراحی مسکن حداقل، به منظور افزایش رضایت مندی ساکنان حائز اهمیت می باشد.
بررسی نقش صاحب منصبان عصر صفوی در آبادانی شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
251 - 274
حوزههای تخصصی:
صاحب منصبان همواره در دوره های مختلف در ساخت آثار معماری تاثیرگذار بودند. در دوره صفوی شکل جدیدی از حمایت از آثار معماری پدید آمد. صاحب منصبان در این دوره از جانب بانی اصلی، یعنی شاه، به حمایت از معماری می پرداختند. این تدبیر موجب شد که انگیزه های شاه و درباریان همسو شود و همه ثروت و قدرت ایشان در جهت حمایت از معماری گرد آید. توصیف جهانگردان از قم در دوره صفوی نشان می دهد که شهر در این دوره، از رونق و آبادانی خوبی برخوردار بوده است. قم در این دوره علاوه بر اینکه در مسیر شاهراه ارتباطی تردد خانواده سلطنتی از دارالسلطنه اصفهان به دارالسلطنه قزوین و دارالسلطنه اردبیل بود، پایگاه مهمی برای مذهب شیعه بود و از آنجایی که شاهان صفوی، مروج مذهب شیعه بودند، سبب شد تا این شهر مورد حمایت شاهان و صاحب منصبان صفوی قرار گیرد. برخی از آن ها حتی در بازه های مختلف زمانی بنا به دلایل مختلف در قم حضور و اقامت کوتاه مدت و یا بلندمدت داشتند و این امر اهمیت قم را در دوره صفوی نشان می داد. این مقاله قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که «صاحب منصبان دوره صفوی چه نقشی در آبادانی شهر قم داشتند و معماری شهر قم در این دوره چه تغییراتی کرد؟». روش تحقیق این پژوهش تفسیری تاریخی است و بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از اسناد و منابع دست اول و سپس یافته های منابع جدید پیرامون وضعیت شهر قم در دوره صفوی، به تحلیل می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که صاحب منصبان و افراد صاحب نام که لزوما ساکن شهر قم هم نبودند حامی آبادانی این شهر بودند و اقدامات آنان فقط اماکن مذهبی را شامل نمی شد و ساخت مدارس متعدد، مرمت بناهای قدیمی، تعمیر باروی شهر، ایجاد سیل بند و موارد دیگر از جمله این اقدامات بود.
ارائه مدل عوامل تأثیرگذار بر توسعه مبلمان تندیسگرای معاصر با رویکرد فرا رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
63 - 80
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی مبلمان تندیسگرا راه حلی مناسب برای پاسخگویی به نیازهای پیچیده و چندوجهی کاربران امروزی می باشد که علاوه بر رفع نیازهای فیزیکی، تامین کننده نیازهای معنوی و احساسی کاربران نیز می باشد و افزون بر محصولی کاربردی، به عنوان مجسمه نیز قابل ارزیابی هستند. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی عوامل ظهور و توسعه مبلمان تندیسگرا در عصر کنونی، و ارائه مدلی برای آن می باشد تا به عنوان ابزاری مفید جهت بهبود کیفیت این محصولات، مورد استفاده طراحان و تولیدکنندگان قرار گیرد. امروزه توسعه محصول، از تک رشته ای به فرارشته ای در حال گذر بوده و آموزش خطی سنتی طراحی، پاسخگوی نیازها و سلایق گسترده امروز نیست. مبلمان تندیسگرا را می توان محصولی فرارشته ای، حاصل ادغام مجسمه و مبلمان توصیف کرد؛ از این رو، پژوهش حاضر با نگرشی فرارشته ای، اصلی ترین عامل توسعه را همگرایی مجسمه و مبلمان و عوامل این همگرایی را به عنوان عوامل فرعی تر مورد بررسی قرار داد. عوامل فرهنگی، اقتصادی، پیشرفت تکنولوژی، توسعه معماری تندیسگرا، رویکردهای نوین (رویکردهای هنری و طراحی پست مدرن و معاصر) به عنوان عوامل موثر در همگرایی مجسمه و مبلمان، و همچنین عوامل ثانویه توسعه مبلمان تندیسگرا در دوره معاصر شناسایی شد. پژوهش حاضر از حیث نوع پژوهش کاربردی، از حیث ماهیت توصیفی-تحلیلی (توصیفی زمینه گرا) و از حیث نوع داده ها و تحلیل داده ها کیفی بوده؛ روش و ابزار گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای می باشد.
نوروز؛ آیین گرامیداشت رستاخیزِ انسان و طبیعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۷
5 - 5
حوزههای تخصصی:
اینک که این مرقومات را مطالعه می فرمایید نوروز بر من و شما گذشته است؛ این که نوروز امسال را نوروز ۱۴۰۴ شمسی خورشیدی بنامیم یا چون تاجیکان و دیگر گرامی دارندگانِ بیرون از مرزهای سیاسی ایران امروزی نوروز ۲۰۲۴ شمسی ترسایی بخوانیمش یا بسان هم میهنان زرتشتی نوروز ۳۷۶۳ اوستایی بدانیم یا چون ایرانیان تا پیش از سقوط قاجار نوروز ۱۴۴۶ هجری قمری، اختیارش با شماست؛ اما تمام این سال شمارهای آورده شده بعد از نوروز، گواه آن است که گرامیداشت نوروز تنها برای آغاز سال نو نیست! نوروز از کهن ترین جشن هایی است که آدمی تا به امروز آن را گرامی داشته که مرتبط با تولد و مرگ کسی نیست. نوروز یک جشن کیهانی است و هنگامه آن، گاهی است که پرتو آفتاب به برج حَمَل می افتد و آغازگر اعتدال بهاری می گردد؛ یعنی دقیقاً همان لحظه ای است که هزاره هاست با نواختن بر طبل ها و کرِنای ها و شلیک توپ ها و آن را ایرانی زادگان از پدر به پسر گرامی داشته اند1 . در نوروز نو شدگی عالم کبیر با نو شدگی عالم صغیر همراه می شوند؛ طبیعت نو می شود، من و شما نیز نو می شویم؛ در مراسم نوروز رختی نو بر تن می کنیم، خود را می آراییم و... که این اعمال و نو شدگی رفتار هم زمان با نو شدگی عالم طبیعت می گردد پس به درستی نوروز تقارن آدمی با طبیعت است.باشندگانِ فلاتِ بزرگِ ایران در دوران باستان که مَردمی کشاورز بودند هر ساله جشن آیینی باشکوهی، در بزرگداشتِ ایزدان گیاهی برگزار می کردند معمولاً در این جشن ها که به جشن مرگ و رستاخیز ایزد گیاهی معروف بود، ابتدا مراسم سوگواری برگزار می شد و سپس، گو اینکه ایزد گیاهی زنده شده، به شادی و پایکوبی می پرداختند. به این ترتیب، می پنداشتند که ایزد گیاهی، لطف خود را شامل حال آن ها خواهد کرد و آن سال محصولات پربارتری خواهند داشت. مرگ و رستاخیز ایزد گیاهی، همواره با آغاز سال نو نیز همراه بود و هدف از برگزاری این آیین ها، جلبِ ترحمِ ایزدِ باروری و در نتیجه، برانگیختن نیروهای زایای طبیعت بود2 . نوروز در ارتباط تنگاتنگ با سرزمین ایران است؛ نوروز و ایران بسان ظرف و مظروفی غیرقابل تفکیک می مانند. برای پاسداشت سرزمین ایران چه در برابر تخریب ماده آن و چه در برابر دست اندازی دشمن بیرونی باید مفاهیمی چون نوروز [که سازنده معنی ایران هست] را والا نهاد؛ زیرا گرامیداشت آیین هایی بسان نوروز روشی برای ژرف اندیشی به باور عمومی نسبت به مقوله سرزمین است و در جهانی که دانش همراه با باور ترویج می گردد پاسداشت آیین هایی چون نوروز به مانند ابزار و روش هایی برای ارتقا و درک عمومی منافع جامعه است. بنگریم به جهان بینی مستور در نوروز که خالقش باشندگان سرزمین ایران بودند که حاکی از نگاه منظومه ای و سامان مند به طبیعت و نسبت آن باسعادت انسان در گیتی است؛ بزرگداشت رشد و حیات انسان با تأکید بر نقطه اعتدال بهاری اقدامی برای پیوند زمین (سعادت بشر) با آسمان (آغاز بهار) است؛ تبلور این جهان بینی را در کتیبه داریوش بزرگ در تخت جمشید [جایگاهی که در دوران هخامنشی نورز را برپا می داشتند] می بینیم که پادشاه بزرگ در شکل نیایش و دعا از درگاه خداوندگار می خواهد که سرزمینش [ایران] از سپاه دشمن، دروغ و خشکسالی در امان بدارد.
تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در دوران وقوع پاندمی (نمونه موردی: کوچه های منتخب از محله زعفرانیه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
1 - 20
حوزههای تخصصی:
در این دوران که تحولات چالش برانگیز محیطی و بهداشتی اجتناب ناپذیرند، همه گیری کووید-19 به آشکارسازی میزان آمادگی فضاهای شهری ما برای رویارویی با بحران ها پرداخته است. کوچه ها که عناصر مهمی از پیکره شهری محسوب می شوند، اهمیت خود را بیش از پیش برای اقشار آسیب پذیر، مانند کودکان در دوران همه گیری، جایی که با محدودیت های جدی در دسترسی به امکانات تفریحی و اجتماعی مواجه شده اند، بروز دادند. با تمرکز بر محله زعفرانیه تبریز، در این پژوهش سعی شده است تا با توجه به ویژگی های کودکان و نقش مهم آن ها در ارتباط با محیط زندگی، اصولی برای طراحی کوچه های زیست پذیر از دیدگاه کودکان مورد بررسی قرار گیرد. در رویکرد تحقیق که به جنبه های کاربردی و توسعه ای می پردازد، علاوه بر تحلیل توصیفی، به استخراج مستندات نظری از منابع کتابخانه ای و بررسی ادبیات پژوهش پرداخته و اطلاعات میدانی نیز از طریق مشاهده و مصاحبه به دست آمده است. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که تدوین اصول طراحی کوچه زیست پذیر از دیدگاه کودکان در محله زعفرانیه تبریز بر پایه چهار بعد است: کالبدی-فضایی، عملکردی، منظر شهری و اجتماعی- فرهنگی؛ که برای تحقق و ارتقای آن ها نیازمند ایمن سازی، توسعه دسترسی به فضاهای سبز و فراهم آوردن موقعیت هایی برای بازی و تعاملات کودکانه هستیم. در نهایت این مطالعه، با پیشنهاداتی مشخص برای بهبود فضاهای شهری با توجه به نیازهای کودکان و درک عمیق تر از تأثیرات پاندمی بر استفاده از فضاهای عمومی، به مجموعه دانش موجود در این حوزه می افزاید و راهبرد های مواجهه با چالش های بهداشتی آینده را معرفی می کند.