تحلیل نگاه برساخت گرایانه به بازنمایی عکاسانه در آثار عکس بنیان دهه 1390 ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
109-127
حوزههای تخصصی:
دیدگاه برساخت گرایی شفافیت و خنثی بودن بازنمایی عکاسانه را نقد می کند. بنا بر این دیدگاه، در مواردی خالقان آثار عکس بنیان، برساخته گیِ عکس را به چالش کشیده اند و از روش های پراکنده ای استفاده نموده اند. چگونگیِ به کارگیریِ این روش ها در آثار عکس-بنیان دهه 1390 دغدغه اساسی پژوهش حاضر بوده است. در این پژوهش با استفاده از آرای برساخت گرایانی چون «جودیت باتلر» در کنار نظریات «اندی گراندبرگ»، نظریه پرداز عکاسی و همچنین با توجه به رویکردهای خودانتقادی عکس، یک چارچوب اصلی برای شناسایی و دسته بندی آثاری که به نقد برساخته گی بازنمایی عکاسانه پرداخته اند، ترسیم شد. مطابق این چارچوب، نقد برساخته گی بازنمایی عکاسانه به چهار صورتِ تکرار برساخته های گفتمان غالب، ارائه برساخته های جایگزین، آگاه سازی مخاطب از عکس بودگی و برجسته سازیِ نقش عکاس انجام می شود. پس از یافتنِ آثاری که هریک از روش های چهارگانه فوق در آن ها قابل مشاهده بود، تکنیک های به کار رفته در هر یک از روش ها و میزانِ استفاده هنرمندانِ این دهه از هر شیوه و تکنیک مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان دادند که هنرمندان در این دهه، در مواردی بسیار اندک از تکرار برساخته های گفتمان غالب برای نقد برساخته گی بازنمایی عکاسانه استفاده کرده اند و در این موارد معدود، اطلاعاتِ زمینه ای عکس ها نقشی مؤثر داشته اند. ارائه برساخت های جایگزین نیز در این دهه بر قرارداد های بدیهی انگاشته ای چون پرسپکتیو رنسانسی متمرکز بوده و آگاه ساختنِ مخاطب از عکس بودگی تنها با توسل به یک تکنیک (چاپ پرفراژ نگاتیو) انجام گرفته است و در نهایت هنرمندان این دهه بیشتر از سایر روش ها از برجسته سازیِ نقش عکاس بهره گرفته اند و با تکنیک های متنوعی آن را اجرا نموده اند.