فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
منبع:
اثر دوره ۴۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۹)
109 - 133
حوزههای تخصصی:
آرامگاه شاه نعمت الله ولی، از شاهکارهای معماری عصر تیموری به شمار می رود که روند ساخت آن در گذر سده ها تا دوره پهلوی تداوم یافته است. این بنای شکوهمند، نه تنها نمادی از هنر ایرانی اسلامی است، بلکه هویت مذهبی و فرهنگی شهر ماهان را نیز در خود جای داده است. این مجموعه از قسمت های مختلفی چون: رواق ها، صحن ها، حمام، آب انبار، کاروانسرا و کتابخانه تشکیل شده و به یکی از شاخص های هنر و معماری ماهان تبدیل شده است. براساس منابع مکتوب و گمانه زنی های انجام شده در محوطه لنگر واقع در فاصله ۴ کیلومتری ماهان شواهدی به دست آمده که نشان می دهد سکونت در این منطقه دست کم به دوره آل بویه بازمی گردد؛ هرچند داده های باستان شناختی حاکی از آن است که این منطقه در آن مقطع تاریخی از رونق اقتصادی و جمعیتی چشم گیری برخوردار نبوده، با روی کار آمدن شاه نعمت الله ولی در عصر تیموری، ماهان حیاتی تازه یافت. این پژوهش می کوشد علاوه بر بررسی مباحث تاریخی در مجموعه شاه نعمت الله ولی به جایگاه و تعامل این آرامگاه با شهرسازی ماهان از دوران آل بویه تا قاجار بپردازد. روش پژوهش در این جستار تحلیلی-تاریخی است و جمع آوری اطلاعات ازطریق مطالعات کتابخانه ای چون استفاده از منابع مکتوب تاریخی، کتب، مقالات، پایان نامه ها و تحقیقات میدانی چون مشاهدات مستقیم و تصویربرداری از بنا و محوطه صورت گرفته است. این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این پرسش است که آرامگاه شاه نعمت الله ولی چگونه بر سازمان دهی و ساختار شهر ماهان مؤثر است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد علاوه بر مسئله آب به عنوان یک عنصر حیاتی، وجود مقبره شاه نعمت الله ولی و نفوذ ایشان در دستگاه سیاسی کشور و تردد امیران، حاکمان و مریدان به ماهان و موقعیت استراتژیک این منطقه در همسایگی کرمان، این شهر را به حلقه ای حیاتی در نظام خدمت رسانی به دارالملک تبدیل کرده و بخش زیادی از نیازهای ساکنان کرمان را فراهم می کرد؛ درنتیجه، این رفت وآمدها و به تدریج از دوره قاجاریه، شهر از مرکز به جنوب و به صورت متحدالمرکز حول این آرامگاه مقدس گسترش یافت.
منظر رنج؛ مصائب توسعه دیگران در منافع جامعه محلی
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
5 - 7
حوزههای تخصصی:
مقدمه شکل گیری این پژوهش به زمستان 1403 برمی گردد که مطالعه «کمپ B» در بندر امام خمینی از سوی گروه معماری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به پژوهشکده نظر پیشنهاد شد. «کمپ B» نامی است که سازندگان ژاپنی شرکت پتروشیمی ایران-ژاپن (IJPC)، به بخشی از اقامتگاه کارگران خود در 15 کیلومتری پتروشیمی داده بودند. آن زمان، بندر ماهشهر بزرگترین منطقه سکونتی نزدیک پتروشیمی بود و در اراضی امروزین بندر امام زندگی شهری جریان نداشت. بندر امام (شاهپور) از آنرو برای احداث تأسیسات پتروشیمی انتخاب شده بود که با بهره گیری از خورهای (پیشرفت آب در خشکی) خود امکان کشتیرانی تا فاصله نزدیکتری به اهواز، مرکز لجستیک استان خوزستان را فراهم می کرد. صنایع نفتی که از اواخر قاجار در خوزستان احداث شده بود، اهواز را مرکز لجستیک خود با سرزمین اصلی قرار داد و بندر شاهپور نزدیک ترین خروجی به آب های بین المللی بود. از این رو راه آهن بندرشاهپور-اهواز با خط مستقیمی که امروزه بی اهمیت انگاشتنش هر عارضه طبیعی یا اجتماعی در پیرامون خود را با حرکت بر مدار قضیه حمار تصریح می کند، احداث شد. همان خطی که در جریان جنگ جهانی نیز متفقین با اتصال آن به بندر شاه در دریای مازندران، پل پیروزی خود را در مقابل آنها و متحدانشان ایجاد کردند. بدین ترتیب برای بندر شاهپور به مثابه نقطه آغاز دسترسی به سرزمین ایران، مزیتی ایجاد شد که در قیاس با سایر بنادر کشور در طول دوهزار کیلومتر، ساحل جنوب آن را در موقعیت برتری قرار داد. ژاپنی ها در سال 1352 ساخت پتروشیمی را در این نقطه آغاز کردند تا ارزش افزوده صنایع نفتی را با کارگر ارزان، معافیت های مالیاتی، هزینه های بالاسری اندک ناشی از قیمت زمین، زیرساخت ها و مهمتر از همه معافیت از انتقال حجم انبوه نفت خام از طریق فراوری آن در مبدآ مضاعف سازند. بدین ترتیب بندر شاهپور که پس از انقلاب اسلامی، بندر امام خمینی خوانده شد، در هیئت یکی از مهمترین بنادر کنونی کشور زاده شد.
تأثیر قوانین و برنامه های توسعه بر شهر و بندر امام خمینی، از قاجار تاکنون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
8 - 23
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: این مقاله با تحلیل تطبیقی بیست سند ملی، منطقه ای و ناحیه ای مرتبط با توسعه بندر امام خمینی در استان خوزستان، به بررسی گسست های ساختاری و مقیاسی در نظام سیاست گذاری توسعه بندر و شهر همجوار آن می پردازد. یافته ها نشان می دهند که اسناد ملی عمدتاً با نگاهی کلان نگر و بر پایه منافع فراملی، بندر امام را به مثابه زیرساختی راهبردی در شبکه حمل ونقل و اقتصاد بین الملل تعریف کرده اند. در حالی که نقش و نیازهای جامعه محلی به ویژه شهر سربندر در این چارچوب نادیده گرفته شده است. اسناد منطقه ای نیز از الگوی توسعه بالا به پایین تبعیت کرده و فاقد توجه به واقعیت های زیستی مردم منطقه هستند. در سطح ناحیه ای، سیاست گذاری ها عمدتاً منفک از فرآیند بندری بوده و به گسست عملکردی-فضایی میان شهر و بندر دامن زده اند. تحلیل ساختار فضایی سربندر نشان می دهد که این شهر نه به عنوان یک شهر بندری، بلکه به عنوان حاشیه ای تابع و کارگری برای بندر شکل گرفته است. رشد عملکردی بندر در مقیاس ملی و بین المللی، هم زمان با حاشیه نشینی و محرومیت شهر، نوعی تعارض توسعه ای میان دو پلان فضایی هم جوار را رقم زده است. سؤال پژوهش: در چارچوب تضادهای مقیاسی که برای توسعه شهر و بندر مطرح شده، چگونه می توان نقش واقعی شهر سربندر را در الگوی توسعه بندر بازتعریف کرد؟ نتیجه: مقاله نتیجه می گیرد که تداوم این الگوی توسعه یافتگی نامتوازن، بدون بازنگری بنیادین در سیاست های فضایی، سازوکار نهادی و مشارکت پذیری محلی، نه تنها بر نابرابری های منطقه ای خواهد افزود، بلکه ظرفیت های بومی را در حاشیه نگاه خواهد داشت. بر این اساس، تحقق عدالت فضایی و انسجام نهادی در توسعه بندر، ضرورتی راهبردی تلقی می شود.
مرور دامنه ای بر مطالعات دلبستگی به مکان با تأکید بر رابطه آن با حس مکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاهیم حس مکان و دلبستگی به مکان به عنوان هسته مطالعاتِ پیوند عاطفی انسان با محیط اهمیت زیادی دارند. بااین حال، در ادبیات پژوهشی، ابهام مفهومی و تداخل معنایی گسترده ای میان این دو اصطلاح وجود دارد، به نحوی که غالباً به جای یکدیگر و بدون تبیین مرزهای نظری دقیق به کار برده می شوند. این سردرگمی، دقت روش شناختی و توسعه نظری در این حوزه را با چالش مواجه ساخته است. هدف و مسئله اصلی این پژوهش، دستیابی به یک چهارچوب تحلیلی شفاف از طریق مرور نظام مند است تا تفاوت ها، شباهت ها و روندهای مطالعاتی این دو مفهوم کلیدی را مشخص کند و با رفع ابهام موجود، به استحکام مبانی نظری تحقیقات آینده کمک کند. پژوهش حاضر، از رویکرد مرور دامنه ای با استفاده از استانداردهای پریزما بهره می برد. با جست وجو در پایگاه های علمی و ارزیابی کیفیت، از مجموع ۵۰۰ مقاله اولیه، تعداد ۳۶ مقاله مرتبط با تمایز مفهومی انتخاب و سپس تحت تحلیل محتوای کیفی عمیق قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که این دو مفهوم علاوه بر همپوشانی، دارای تفاوت های ماهوی هستند: «حس مکان» سازه ای انتزاعی، پدیدارشناسانه و فاقد ابزار سنجش مستقیم و جهانی است. در مقابل، «دلبستگی به مکان» عینی تر، ملموس تر و دارای تعاریف ثابت تر و ابزارهای اندازه گیری شفاف تری است. این تمایزها توضیح می دهد که چرا «دلبستگی به مکان» از سال ۲۰۱۶ توجه علمی بیشتری را به خود جلب کرده و در تحقیقات تجربی محبوبیت بیشتری یافته است. نتیجه گیری (بازنگری ساختاری) این مرور بر ضرورت استفاده دقیق از اصطلاحات بر اساس تفاوت های آن ها در ابعاد ذهنی در برابر عینی، قابلیت اندازه گیری و زمانمندی شکل گیری تأکید می کند. ارائه این چهارچوب مفهومی شفاف، راهنمای روش شناختی ارزشمندی برای پژوهشگران فراهم آورده و به جلوگیری از نتایج متناقض و تقویت بنیان های تئوری در مطالعات پیوند انسان و مکان یاری می رساند.
Optimizing Channel Configurations to Enhance Thermal Comfort in Connected Enclosed Atrium (Case Studies: Yazd and Tabriz)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۲ - Serial Number ۵۶, Spring ۲۰۲۵
31 - 50
حوزههای تخصصی:
Global challenges, including climate change and rising energy consumption, necessitate sustainable architectural solutions. Optimizing architectural design for passive natural ventilation enhances energy efficiency and reduces reliance on mechanical systems. An investigation was conducted to examine how channel dimensions impact thermal comfort in connected, enclosed atria in Yazd and Tabriz. The objective is to determine channel configurations that maximize year-round thermal comfort while minimizing mechanical heating and cooling. With Rhino software and Honeybee and Ladybug plugins, simulation models were developed. A variety of channel dimensions were tested to determine the optimum PMV values throughout seasonal changes. A variety of channel widths were evaluated for thermal comfort. The atrium and adjoining spaces were improved by enhancing airflow and temperature regulation. In both cities, a 1-meter channel width consistently provided optimal thermal comfort. During winter, PMV should be -3.43, in autumn -0.66, in summer 2.41, and in spring 0.0041. As in Tabriz, the winter PMV is -4.94, the autumn PMV is -0.62, the summer PMV is 0.72, and the spring PMV is -1.13. One-meter channel widths maintain comfort through seasonal temperature variations and environmental conditions, eliminating the need for supplemental heating or cooling. The study highlights the importance of climate-responsive design and optimizing passive ventilation systems to enhance building energy efficiency. As a result, buildings can be designed for both hot and cold climates. Energy-efficient and comfortable architectural solutions are supported. A focus on channel dimensions for optimal natural ventilation is recommended for future building designs in similar climates.
Continuity in Urban Heritage Identity: A Tourists' and Residents' Perceptions Perspective (Case Study: Districts 11 and 12 of the City of Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۲ - Serial Number ۵۶, Spring ۲۰۲۵
65 - 78
حوزههای تخصصی:
Today, places play a significant role in shaping individuals' identities. However, due to phenomena such as urbanization and urban development, places are often under threat and may lose their true meaning. The role of neighborhoods as elements that strengthen and preserve the sense of place identity among citizens is undeniable. As such, this study aims to explore the perceptions of residents and tourists regarding urban heritage identity and the old neighborhoods of Tehran to determine whether these neighborhoods still successfully create a sense of place identity among their inhabitants. The purpose of this research is to identify the aspects of continuity in urban heritage identity in Tehran's old neighborhoods, with an emphasis on the perceptions of tourists and residents. This research is practical and descriptive-analytical. Data and information were collected using library resources, field studies, and questionnaires. The study population includes tourism and cultural heritage experts, tourism officials, as well as residents and tourists who have visited the old fabric of Tehran. To test the hypotheses, a 21-item questionnaire was prepared and distributed among 188 residents and 245 tourists of the neighborhoods, selected through convenience sampling. The findings revealed six components—familiarity and attachment, nostalgia and memories, architecture, security, values, and vibrancy—that can be considered as the components of continuity in urban heritage identity. Furthermore, the findings indicated that residents and tourists have a relatively favorable perception of the components of continuity in urban heritage identity in the studied areas.
Repositioning the Role of Narrative and Narrative Inquiry in Urban Planning: A Systematic Review Based on the PRISMA Framework(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۲ - Serial Number ۵۶, Spring ۲۰۲۵
89 - 102
حوزههای تخصصی:
Narrative inquiry has emerged as a pivotal approach for analyzing human processes and experiences in urban planning. This study employs a systematic review methodology based on the PRISMA framework to explore the role and positioning of narrative and narrative inquiry in addressing contemporary urban challenges. From an initial pool of 327 English-language sources, a refined process involving rigorous inclusion/exclusion criteria, screening, and citation chaining identified 27 key references (85% journal articles, 15% books; mean publication year: 2017). Findings, supported by quantitative trends (e.g., 75% growth in narrative studies post-2016, 48% focusing on participation, Table 3), reveal that narratives—categorized as for, in, and of planning (Ameel, 2017, 2020, 2022)—enhance stakeholder dynamics, place identity, and social decision-making, aligning with Clandinin and Rosiek’s (2007) polyphonic narratives and Sandercock’s (2003) transformative typologies. The integration of these narratives fosters interdisciplinary linkages across urban studies, architecture, and sociology, yet gaps persist in inclusivity (33% addressing identity/heritage, Table 3) and technological adoption (15%, Table 6). Thematic analysis using NVivo 12 (r = 0.65 interconnectivity) highlights the need for justice-oriented and context-sensitive approaches. Narrative inquiry facilitates interdisciplinary planning methodologies, forging robust linkages among urban studies, architecture, and sociology, while identifying critical gaps, such as inclusivity and technological integration.
Investigating The Effect of Mesoclimate on the Physical Characteristics of Semi-Open Spaces in Vernacular Houses of Cold Climate (Case Study: Qajar-Era Houses in Ardabil and Tabriz)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۴ - Serial Number ۵۸, Autumn ۲۰۲۵
19 - 34
حوزههای تخصصی:
Today, the necessity and importance of paying attention to climatic conditions in architecture as an effective factor on the environmental quality of buildings is not hidden from architects. In the country of Iran, the cold climate zone requires special attention in the climatic design of buildings due to its difficulties and considerable extent. Semi-open spaces have been a crucial element in architecture, significantly influencing the spatial arrangement of vernacular buildings in Iranian architecture. However, in contemporary housing, these spaces lack the necessary efficiency, and one of the factors contributing to this, especially in cold climates, is the failure to consider climatic conditions. Modeling climatic design solutions for these spaces in vernacular architecture and applying them in contemporary housing design will enhance the efficiency of these spaces. Intending to investigate the effect of mesoclimate on the structure of semi-open spaces in Qajar-era houses in cold climates, this article examined and compared the climatic conditions in the two cold cities of Ardabil and Tabriz. It identified the physical characteristics of semi-open spaces in the case studies and analyzed the impact of mesoclimatic conditions on the differences in the features of semi-open spaces between the two cities. This research is applied and has a qualitative nature, utilizing the grounded theory method. Comparing the physical attributes of the semi-open spaces in the vernacular houses of the two cities and matching them with the differences in climatic conditions reveals significant differences based on the influence of the mesoclimate on the physical structure of the semi-open spaces.
روایت کهن الگویی نقوش در نشان برند های خطوط هوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۶)
37 - 53
حوزههای تخصصی:
طراحی نشان، یکی از مهم ترین عناصر شناسایی و هویت بخشی در برندهای هواپیمایی ها است که علاوه بر برندسازی، رعایت مسائل زیبایی شناختی و جزئیات، اطلاعات تصویری مهمی از داستان برند را روایت می کند. طراحان گرافیک با استفاده از نقوش، اطلاعات تصویری را در قالب طراحی نشان و هویت بصری نمایان می کنند. پژوهش حاضر با مداقه درکهن الگوهای نقوش و تصاویر مورد استفاده در نشان های طراحی شده در برندهای خطوط هوایی در دنیا، به تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق در چند نمونه از نشانه های خطوط هوایی با هدف یافتن روایت های کهن الگویی نقوش در طراحی گرافیک نشان در برندهای خطوط هوایی در دنیا و در پاسخ به این سوالات انجام شد که تحلیل روایت شناسانه کهن الگوی نقوش موجود در نشان های برندهای خطوط هوایی چیست و این که این برندها، در نشان های خود از چه کهن الگوهایی استفاده کرده اند؟ روش کار با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی در تطبیق نمونه هایی از نشان های خطوط هوایی در دنیا، با استناد به منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. در نتایج مشخص شد که نشان های برند های خطوط هوایی از روایت های «اساطیری»، «سمبولیک»، «بومی» و «فرهنگی» و «پرواز»، بهره برده اند. همچنین در اکثر این نشان ها، عناصر تصویری تاریخی، با هدف بیان «قدمت» و همچنین نقش «پرنده»، با هدف بیان مفهوم «سرعت» و «آرزوی پرواز» مورد استفاده بوده اند و بیشتر این نشان ها، از رنگ «آبی تیره» که تاکید بر رنگ آسمان و رنگ «قرمز درخشان» با تاکید بر «قدرت»، برای هویت بصری رنگی خود بهره برده اند. بر اساس نظریه مارک و پیرسون مبتنی بر معرفی کهن الگوها در برندها، مضامین کهن الگوهای برندهای خطوط هوایی شناخته شده در دنیا از قرار: نگهدارنده، قهرمان، جادوگر، فرمانروا، عاشق، معصوم و دانا شناخته شدند و کهن الگوهای پرتکرار نیز «نگهدارنده»، «قهرمان» و «معصوم» بودند.
شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد نواحی نوآوری با تأکید بر بازآفرینی محلات ناکارآمد شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
19 - 34
حوزههای تخصصی:
نحوه مواجهه با بافت های ناکارآمد شهری در ادوار مختلف بر اساس الگوهای مختلفی بوده است که متأسفانه نتیجه مطلوبی در جهت بهبود آنها به دست نیامده است، ایجاد مراکز نوآوری شهری سبب شکل گیری رویکردی نوین برای بازآفرینی بافت های ناکارآمد شده است؛ اما مسئله این است که آنها نیز نتوانسته اند تأثیر چشمگیری در این بافت ها بگذارند؛ زیرا نواحی نوآوری اعیانی سازی را تشویق می کنند و ممکن است موجب کاهش فرصت های شغلی برای افراد کم سوادتر شوند، بدین ترتیب نیاز به سیاست ها و اقداماتی مبتنی بر جامعه است که از اعیانی سازی جلوگیری کند؛ بنابراین هدف پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر ایجاد نواحی نوآوری با تأکید بر بازآفرینی محلات ناکارآمد شهری است. در این پژوهش ابتدا عوامل مؤثر از طریق مرور ادبیات نظری به دست آمده و سپس برای تکمیل و غربالگری آن عوامل از روش دلفی در دو راند استفاده شده است، در نهایت ۲۸ عامل به دست آمده است که در سه بعد کالبدی و محیطی، شبکه ای و اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته اند.
تحلیلی بر نقش طراحی بیوفیلیک در خلق معماری حساس به اقلیم و متناسب با فرهنگ در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ تیر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
19 - 34
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: طراحی بیوفیلیک، ریشه در فرضیه بیوفیلیا داشته و باهدف ادغام هوشمندانه عناصر طبیعی در محیط های ساخته شده، به دنبال ارتقای پایداری، بهزیستی و تعامل انسان با طبیعت است. بااین حال، کاربرد گسترده این رویکرد نوآورانه در ایران، به واسطه چالش هایی همچون تراکم فزاینده شهری، روش های ساخت وساز سنتی و موانع فرهنگی و سیاستی محدود مانده است.هدف پژوهش: با تلفیق شبیه سازی های محاسباتی و مصاحبه های تخصصی با کارشناسان این حوزه، این مطالعه به ارزیابی عملکرد زیست محیطی، انرژی و فرهنگی طراحی بیوفیلیک در سه شهر نماینده مناطق اقلیمی متنوع ایران، یزد (گرم و خشک)، تبریز (سرد و نیمه خشک) و رشت (مرطوب) پرداخته است.روش پژوهش: در بخش تحلیل کمی، داده های اقلیمی دقیق از منابع معتبر همچون پایگاه داده های Meteonorm و پایگاه داده Power ناسا استخراج و با بهره گیری از نرم افزارهای پیشرفته شبیه سازی همچون Ecotect Analysis و Grasshopper-Ladybug، تحلیل و بررسی شد. در بخش کیفی نیز با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۷ نفر از خبرگان و متخصصان این حوزه که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، به بررسی چالش ها و فرصت های اجرای طراحی بیوفیلیک در ایران پرداخته شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش، گواهی بر مزایای چشمگیر اصول طراحی بیوفیلیک در بهبود عملکرد ساختمان ها و ارتقای کیفیت محیط زیست ساخته شده است. به عنوان نمونه، شهر یزد با بهره گیری هوشمندانه از روش های خنک سازی غیرفعال توانست به کاهش قابل توجه ۳۰ درصدی مصرف انرژی دست یابد. شهر تبریز نیز با بهبود عایق کاری حرارتی ساختمان ها، عملکرد انرژی خود را به میزان ۲۰ درصد ارتقا بخشید. در شهر رشت نیز، افزایش ۳۰ درصدی بهره وری آب، گامی مهم در جهت پایداری منابع آبی برداشته شد. بااین حال، گسترش کاربرد طراحی بیوفیلیک در ایران با موانعی همچون محدودیت های اقتصادی، آگاهی ناکافی عمومی و سیاست های پراکنده و ناهماهنگ مواجه است.
کنشگری ارتباطی در مدیریت پروژه های شهری، نمونه مورد مطالعه: مدیریت شهری زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
35 - 48
حوزههای تخصصی:
کنش مبتنی بر تعامل و تفاهم چندجانبه، الگویی است ریشه در نظریه کنشی یورگن هابرماس که اصول آن در مشارکت، مباحثه، تفاهم، تمرکز و انحصار خارج از قدرت تبیین می شود. مدیریت شهری نوین با این رویکرد می تواند توسعه شهری را با نگاه جمعی و کارشناسی کثرت گرا به پایداری سوق دهد. این پژوهش باهدف تبیین رویکرد کنش ارتباطی هابرماس در مدیریت میانی در پیشبرد پروژه های توسعه شهری انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است که به شیوه پدیدارشناسی (تفسیری استقرایی) شکل گرفته است. واحد جغرافیایی و جامعه موردمطالعه، شهر زنجان و مدیریت های اثرگذار بر توسعه شهری هستند. گردآوری داده ها حاصل مصاحبه های نیمه ساختارمند و مشاهده های موردی است که در آن مدیران میانی سازمان های با اثرگذاری بیشتر در مدیریت شهری با حجم نمونه ای بالغ بر 45 نفر بوده اند. تحلیل داده بر اساس مدل داده بنیاد در فرایند کدگذاری باز انجام و با کدگذاری محوری و انتخابی، مفاهیم و مقوله های کلیدی استخراج گردید. تبیین تفسیری مقوله ها و مفاهیم استخراج شده در مدل پارادایمی مبتنی بر شرایط علّی، زمینه ای، میانجی، راهبردی انجام گرفته و شرایط پیامدی تبیین گردید. نتایج نشان می دهد مقوله های قدرت، ترس، مقاومت، اجبار، فردگرایی و انحصارگرایی، اطاعت و دستورپذیری، وابستگی و منافع سازمانی به عنوان عوامل غیر کنشی و تعامل، پذیرش و مقبولیت، نقدپذیری، تفاهم، مشارکت نهادی و ارتباط داده ای به عنوان عوامل کنشی فعال شناخته می شوند. پیامد های حاصل از شرایط علّی، زمینه ای میانجی و راهبردی نشان می دهد یک جانبه نگری، فردگرایی، تفکر سیاسی و جناحی، تغییرات مداوم، رویه های اداری، کاهش سرمایه اجتماعی ناشی از انحصارطلبی، ناتوانی مدیریت شهری در پیشبرد کیفی و به هنگام پروژه های شهری و نارضایتی شهروندان پیامد مانع برای ایجاد کنش ارتباطی است. شرایط پیامدی تقویت حس تعلق، کنش مفاهمه ای، همیاری و همکاری نهادی، تخصص مبتنی بر مشورت، کثرت گرایی و هم افزایی نهادی را مؤثرترین شرایط پیامدی در پیشبرد کیفی مدیریت پروژه های شهری تبیین کرده است.
ارائه مدلی نوین جهت ارتقاء مدیریت کیفیت در ساخت و ساز ساختمان های مسکونی لوکس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
109-117
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، روند توسعه جوامع به سمت مدرنیته و پیشرفت شتاب فزاینده ای گرفته است. یکی از شاخص های کلیدی این توسعه، رشد و گسترش شهرها و صنعت ساختمان در آنهاست که نقش بسزایی در ارتقای کیفیت زندگی ایفا می کند. از این رو، شاهد ساخت و ساز بناهایی لوکس با سبک های خاص و کیفیت مرغوب توسط برخی از سازندگان هستیم. ساخت این نوع ساختمان ها به عنوان سرمایه گذاری های قابل توجه، مستلزم ترجمه دقیق الزامات و خواسته های مشتریان به زبان مهندسی در مراحل طراحی، اجرا و بهره برداری است. این تحقیق یافته های یک تلاش پژوهشی را ارائه می دهد که با نظر سنجی فازی، پس از تشخیص معیارهای تشکیل دهنده ساختمان های مسکونی لوکس، کیفیت مورد نظر مشتریان و راه های ارتقای کیفیت آن ساختمان ها را ارزیابی کرده است. نظریه مجموعه فازی به دلیل سازگاری آن برای استدلال تردیدآمیز یا تقریبی که شامل تفکر شهودی انسان است، برای استفاده در تمام مراحل تحقیق انتخاب شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بیش از هر زمان دیگری به طرز چشمگیری، معنای لوکس در املاک مسکونی تغییر کرده است و کیفیت جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. با تحلیل خانه کیفیت دو مرحله ای فازی مدلی جهت ارتقاء سطح مدیریت کیفیت با 12معیار ارائه شده است که به ترتیب "مدیریت زمان و هزینه"، "به کارگیری BIM" و " مدیریت بهره برداری" اولویت های تاثیر گذار آن هستند.
واکاوی معنای تمهیدات سینمایی با رویکرد آزمایشگاهی: معرفی مدل طیف معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با اینکه پژوهش های آزمایشگاهی و مبتنی بر داده های کمی در مطالعات سینما کمتر شناخته شده اند، اما این رویکردها به سرعت در حال گسترش و پیشرفت هستند. این مقاله نیز با همین رویکرد، مدل طیف معنایی را به عنوان جایگزینی برای روش های قطعی و مرزبندی شده فعلی در توضیح معنای تمهیدات سینمایی معرفی می کند. فرضیه این پژوهش بیان می کند که نسبت دادن یک معنای مشخص به هر تمهید سینمایی در چهارچوبی قطعی و مرزبندی شده، روشی ناقص برای تبیین معنای تمهیدات است. در عوض، مدل طیف معنایی به عنوان روشی جامع تر و دقیق تر پیشنهاد می شود که در آن چند معنا با وزن های متفاوت برای هر تمهید در نظر گرفته می شود. برای آزمون این فرضیه، هفده تمهید سینمایی از دو کتاب داستان گویی سینمایی و دکوپاژهای مرجع 3 انتخاب شده و معنای هریک از آن ها در قالب پرسشنامه ای چهارگزینه ای از مخاطبان پرسیده شد. سوالات به دو گروه تقسیم شدند؛ گروه اول براساس روش فعلی و گروه دوم با استفاده از مدل طیف معنایی طراحی شدند. 69 نفر در این آزمایش شرکت کردند و نتایج نشان داد که مدل طیف معنایی توانسته گرایش مخاطبان را به گزینه منطبق با تمهید 33 درصد افزیش دهد. این نتایج نشان می دهد که مدل طیف معنایی قادر به پر کردن خلأ موجود در روش های فعلی برای تبیین معنای تمهیدات سینمایی است.
روایت زال و سیمرغ در شاهنامه فردوسی و عقل سرخ سهروردی و تبلور آن در نگاره های شاهنامه تهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی یکی از برجسته ترین آثار ادبی و هنری ایران و جهان است که از هم آمیزی دقیق اسطوره، حماسه، ادبیات و تاریخ شکل گرفته است. فردوسی با هنرمندی تمام، عناصر داستانی و اساطیری را به نحوی پرورانده که شخصیت هایی ماندگار و اثری بی بدیل خلق کند. همچنین سهروردی، از عارفان علاقه مند به حکمت ایران باستان، در کتاب عقل سرخ به شخصیت های اساطیری همچون زال و سیمرغ پرداخته است. او با رجوع به حکمت باستان و مطالعه آثار پهلوی و اوستایی، فلسفه ای را به نام حکمت اشراق بنیان نهاد که آمیزه ای از فلسفه ایرانی و حکمت اسلامی است. این پژوهش با هدف مقایسه ساختاری و معنایی داستان زال و سیمرغ در عقل سرخ سهروردی و شاهنامه فردوسی انجام شده است. مقاله به بررسی افتراقات و اشتراکات دو روایت و تأثیر آن ها بر آثار تصویری نگارگران می پردازد. پرسش اصلی این است که فردوسی و سهروردی چگونه و با چه رویکردی به داستان زال و سیمرغ پرداخته اند و این روایات چه تأثیری بر شکل و معنای روایت داشته اند؟ همچنین، نقش نگارگر ایرانی در بازنمایی تصویری این روایات چگونه بوده است؟ روش پژوهش تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و داده ها به شیوه اسنادی گردآوری شده است. شباهت اصلی دو روایت در پیرزادگی زال و سیمرغ به عنوان نماد خرد است؛ اما تفاوت ها در شیوه روایت حماسی فردوسی و خوانش عرفانی سهروردی است. در حالی که زال در شاهنامه در بزرگسالی به وصال پدر می رسد، در عقل سرخ این وصال در کودکی رخ می دهد. نگارگر ایرانی با اقتباس از شاهنامه فردوسی، در ساختار و معنا از این اثر تأثیر پذیرفته است.
کمال گرایی یا بی طرفی حکومت در تنظیم گری حوزه هنر
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
155 - 184
حوزههای تخصصی:
حق بر هنر و مصادیق آن از جمله آزادی آفرینش هنری، حق بر آزادی بیان هنری و...، براساس تلقی «حق» به معنای «حق داشتن» بنا شده است. تفکیک میان «خیر» و «حق»، به ترتیب دو حوزه «فضیلت و اخلاق» و «حاکمیت حقوقی بر روی آثار هنری» را رقم می زند. در سطح نخست، صرفا با تضمین اراده آزاد افراد مواجه هستیم، بی آنکه داوری در باب محتوای عمل برآمده از این اراده (اثر هنری) را به حکومت واگذاریم؛ اما در سطح دوم، محتوای عمل برآمده از اراده آزاد هنرمند نیز موضوع بحث و داوری قرار می گیرد. مبتنی بر این توضیح مقدماتی، ضرورت دارد که امکان بی طرفی هنر و نیز کاهش یا منع مداخله ایدئولوژیک دولت در آثار هنری مورد بررسی علمی قرار گیرد. از جمله نتایج این نوشتار توصیفی-تحلیلی آن است که گرچه اصل اساسی و اولیه، دست نبردن در نیات اخلاقی است؛ ولی حذف نظارت حقوقی بر آثار هنری لزوما به بی طرفی هنر نمی انجامد؛ افزون بر آنکه، نظریات بی طرفی نیز اقتضای نبود نظارت حقوقی بر آثار هنری را ندارد. همچنانکه نبایستی تصویر واقعی حیات اجتماعی بشر را به کنار نهاد و تفسیری غیرممکن و غیرمطابق با واقع ارائه نمود. افزون بر این، رسالت هنر و نیز نظارت دولت بر آثار هنری، مبتنی بر حمایت از «هسته سخت خیرهای اخلاقی»-به عنوان شعور مشترک و قدر مشابه میان برداشتهای مختلف از خیر- است.
تحلیل عناصر بصری تبرزین محفوظ در موزه ملی کراکو لهستان از منظر مفاهیم عرفانی متصوفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷)
161 - 172
حوزههای تخصصی:
تبرزین، سلاحی ترکیبی از تبر و نیزه، از دوران باستان در ایران برای نبردهای سواره و شکستن زره دشمن به کار می رفت. این سلاح بعدها در آیین های عرفانی و میان دراویش نیز به نمادی از قدرت و شهامت بدل شد. تبرزین فولادی دوره قاجار که در موزه ملی کراکو در لهستان نگه داری می شود، نمونه ای برجسته از تبلور مفاهیم عرفانی، اسطوره ای و شیعی در قالب یک شیء هنری است. پرسش اصلی پژوهش آن است که تبرزین مزبور چگونه مفاهیم عرفانی متصوفه را در قالب صور نمادین بازنمایی کرده است؟ هدف این پژوهش، شناسایی مفاهیم عرفانی متصوفه در عناصر بصری تبرزین مورد نظر است. روش پژوهش نیز به شیوه توصیفی تحلیلی، با تکیه بر منابع مکتوب عرفانی و با رویکردی نمادشناختی انجام شده است. نمونه مورد مطالعه تبرزینی است که با نقوشی چون اژدها، دیو، نیلوفر، خورشید، شمایل حضرت علی (ع) و حسنین (ع) و کتیبه نستعلیق تزیین شده و در ساختار خود جلوه ای از ستیز با نفس اماره، جهاد اکبر و سیر و سلوک عرفانی را در پیوند با مفاهیم هنر اسلامی، حماسه ای و اسطوره ای به نمایش می گذارد. یافته ها نشان می دهند که این اثر به واسطه نمادپردازی چندلایه اش، بازتابی از اتحاد بین صورت و معنا در هنر شیعی بوده و هنرمند با بهره گیری از عناصر مقدس، تجربه سلوک عرفانی و وصال حق را به زبان تصویر ترجمه کرده است.
پوشش سقف در کاخ آپادانای تخت جمشید؛ نگاهی نو به فناوری های ساختمانی هخامنشیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
181 - 203
حوزههای تخصصی:
کاخ های هخامنشی جلوه ای بارز از کاربست فناوری های پیشرفته معماری در جهان باستان به شمار می آیند؛ بااین حال، تاکنون توجه علمی به شیوه های اجرایی این سازه ها محدود بوده است. پژوهش میان رشته ای حاضر با تمرکز بر نظام پوشش سقف کاخ آپادانا، به تحلیل انتقادی بازسازی های رایجی می پردازد که ریشه در نظریات معمار آلمانی فردریش کرفتر دارند. به منظور سنجش اعتبار دیدگاه غالب، این تحقیق با رویکرد ترکیبی و در بستر تاریخی، از روش های توصیفی تحلیلی و استدلال منطقی بهره می گیرد. نخست، پیشینه پژوهش، مسیر دو قرن بحث و نظریه پردازی پیرامون پوشش سقف کاخ ها را ترسیم می کند. بررسی سیر تحول تالارهای ستون دار در تمدن های باستان، وجوه اشتراک و افتراق معماری هخامنشی با دیگر فرهنگ ها را نمایش می دهد. درنهایت، شواهد سازه ای، اجرایی و باستان شناختی برای نقد کاستی های الگوی غالب بازسازی ها به کار می رود. بر پایه تحلیل معماری، اصول ساختمان سازی در دوران باستان، و داده های میدانی، این پژوهش به شناسایی فناوری مورد استفاده توسط معمار هخامنشی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که سرستون ها علاوه بر نقش تزیینی، عملکرد سازه ای داشته اند: شاه تیرها درون فضای خالی میان سرستون ها جای می گرفتند و این چیدمان از نخستین تلاش های بشر برای مهار چرخش آزادانه دو سر تیر و ایجاد اتصالات بهینه برای انتقال تنش ها بوده است. همچنین با قرارگیری چوب در میان حفره سنگی، با به کارگیری اتصالات ساده و بدون تضعیف مصالح، معمار یکپارچگی ساختاری تیرها را تأمین می کرد. در این روش، شاه تیرها ستون ها را به صورت نواری به یکدیگر متصل و تیرهای عرضی، سازه سقف را کامل می کرده اند؛ آرایشی که در یکپارچگی رفتار سازه در برابر زلزله نقشی مؤثر داشت. این نتایج دریافتی تازه از فناوری ساخت هخامنشیان ارائه می دهد و نبوغ معمار ایرانی در طراحی و اجرای وسیع ترین تالارهای تخت پوش جهان باستان را آشکار می سازد.
مقایسه تطبیقی ابعاد هویت مکانی در دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور (مطالعه موردی: توسعه های مسکونی منطقه قاسم آباد مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
293 - 316
حوزههای تخصصی:
«هویت مکانی» جزئی از هویت شخصی است که با فرایندی که در آن افراد، ازطریق تعامل با مکان، خود را متعلق به مکانی مشخص معرفی و توصیف می کنند، تعریف می شود. در چند دهه اخیر، با گسترش مجتمع های مسکونی محصور در مناطق مختلف جهان، پژوهشگران متعددی تلاش کرده اند ماهیت و ابعاد مختلف این گونه از مسکن را شناسایی و تأثیرات آن را بر کاربران ارزیابی کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی ابعاد مختلف هویت مکانی در مجتمع های مسکونی محصور و غیرمحصور، با پیکره بندی خطی، در منطقه قاسم آباد شهر مشهد طرح شده است. روش پژوهش حاضر، در بخش مبانی نظری، ادبیات پژوهی با رویکرد تحلیل مفهومی و در بخش مطالعه میدانی، روش کمّی با راهبرد پیمایش و تحلیل همبستگی است. بر این اساس، داده های آماری نمونه ای شامل 240 نفر از جامعه آماری ساکنان مجتمع های مسکونی محصور و غیرمحصور منطقه قاسم آباد، با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و نمونه گیری تصادفی خوشه ای، گردآوری و با روش آزمون تی مستقل و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان دهنده تفاوت معنی دار ابعاد چهارگانه هویت مکانی (ابعاد شناختی، عاطفی، ارزیابانه و رفتاری) در دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور است. این درحالی است که مقایسه درون گروهی دو گونه مسکن محصور و غیرمحصور، تفاوت معناداری را در ابعاد مختلف هویت مکانی نشان نمی دهد. به عنوان نتیجه نهاییِ پژوهش حاضر می توان گفت که با توجه به ضعیف تر بودن همه ابعاد هویت مکانی در نمونه های مسکن محصور، محصور کردن مجتمع ها در محدوده مورد مطالعه موجب کاهش احساس هویت مکانی ساکنان این مجتمع ها شده است.
مؤلفه های برجسته سه گانه (تریلوژی) اورستیا اثر آیسخولوس بر پایه معنای عدالت از دیدگاه هامفری کیتو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله عدالت یکی از مسائل مهم از نظر نویسندگان تراژدی در یونان باستان بوده است. از میان آثار برجسته کهن، تریلوژی اورستیا اثر آیسخولوس سه تراژدی به هم پیوسته و با مضمونی واحد است، شامل «آگاممنون»، «شراب آوران» و «الهگان» انتقام، که به مسئله عدالت و قانون می پردازد. موضوع هر سه نمایشنامه مصیبتی است ناشی از جنایت که به نسل های بعدی منتقل می شود و در پی هر جنایت، جنایتی دیگر روی می دهد و با هر جنایتی مکافات عمل فرا می رسد. در پژوهش حاضر مؤلفه های فلسفی برجسته در این تریلوژی از دیدگاه هامفری کیتو بررسی شده است. پرسش اساسی ما در این نوشتار این است که از دیدگاه کیتو کدام مؤلفه های فلسفی در اورستیا برجسته هستند؟ و پرسش دیگر این است که تحلیل و تفسیر نویسنده از معنای عدالت در تریلوژی از چه دیدگاهی درباره آیسخولوس نشئت می گیرد؟ آیا معنای عدالت در اینجا ثابت است یا متغیر؟ شیوه تحقیق ما مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی می باشد. هدف ما در این پژوهش این است که نشان دهیم مؤلفه های برجسته فلسفی در این تریلوژی شامل اراده الهی، سرنوشت بشری، محدوده توانایی انسان، هوبریس و زیاده خواهی او، مجازات شدن و به تبع آن، درد و رنج او، عدالت و قانون می باشد. از نظر کیتو مؤلفه عدالت در میان این مؤلفه ها از اهمیت بیشتری برخوردار است. هدف ما نشان دادن این امر است که تحلیل و تفسیر نویسنده از معنای عدالت در تریلوژی اورستیای آیسخولوس بر اساس دیدگاه مذهبی آیسخولوس است. آیسخولوس، عدالت را حفظ سلسله مراتب و نظم در عالم کیهانی و انسانی می داند و هرگونه نقض این سلسله مراتب، که خودش را در کینه جویی، انتقام، هرزگی، زیاده خواهی، سرکشی، حسادت، خشم و غرور نشان می دهد، شایسته مجازات می داند. اینگونه معنای عدالت ثابت اما مصادیق آن متفاوت است. در نمایشنامه اول مصداق خشن و خشونت بار عدالت مورد توجه واقع می شود که این امر خودش را در انتقام کور و بی رحمانه نشان می دهد اما با گذر از نمایشنامه اول و دوم به نمایشنامه سوم یک مصداق دیگری از آن آشکار می شود که مبتنی بر اراده و عقلانیت و تدبیر جمعی و قانون انسانی است و همسو با اراده ایزدان و مبانی الوهی، که در آن دیگر خبری از انتقام کور و بی رحمانه نیست. درنهایت می توان گفت که هامفری کیتو سه گانه را بر اساس دیدگاه مذهبی آیسخولوس تحلیل می کند، چراکه آیسخولوس در همه جا و همه چیز دست زئوس و اراده او را می بیند.