میثم خداشناس

میثم خداشناس

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

بازآفرینی پسااستعماری هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران با تأکید بر مفهوم کنشگری مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مطالعات پسااستعماری جهانی شدن کشورهای پیرامونی طراحی صنعتی کنشگری مرزی هویت ایرانی- اسلامی.

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
بیان مسئله: در بستر گفتمان های پسااستعماری و جهانی شدن، طراحی صنعتی در کشورهای حاشیه ای نظیر ایران، به عرصه ای پیچیده برای بازتعریف هویت های فرهنگی، دینی و تاریخی بدل شده است. بنابراین در این پژوهش، واکاوی چگونگی بازنمایی هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران، در شرایطی که طراحی به مثابه امری خنثی تلقی نمی شود، بلکه خود محل نزاع گفتمانی و فرهنگی است، به عنوان هدف جامع در نظر گرفته شده است. هدف پژوهش: هدف از انجام این پژوهش، تبیین چگونگی بازآفرینی هویت ایرانی- اسلامی در طراحی صنعتی معاصر ایران از منظر مطالعات پسااستعماری و با تأکید بر مفهوم کنشگری مرزی است. این پژوهش می کوشد نقش طراح صنعتی را به مثابه کنشگری فرهنگی در میان دوگانه های بومی/ جهانی و سنت/ مدرنیته تحلیل کرده و ظرفیت ها و چالش های این موقعیت مرزی را در فرایند هویت سازی معاصر بررسی کند. روش پژوهش: این مطالعه با رویکردی نظری- تحلیلی، مفهوم «کنشگری مرزی» را به عنوان چهارچوبی برای تبیین وضعیت طراح در میانه دوگانه های بومی/ جهانی، سنت/ مدرنیته و مرکز/ پیرامون به کار می گیرد. نتیجه گیری: با تحلیل گفتمان آثار طراحی و اسناد نظری، این پژوهش نشان می دهد کنشگری مرزی، امکان و چالش است: از یک سو فرصت بازآفرینی معنا و عاملیت فرهنگی برای طراحان ایرانی فراهم می آورد و ازسوی دیگر، آن ها را در معرض دوگانگی ها، تنش های هویتی و فشارهای بازار جهانی قرار می دهد. نتایج تحلیل حاکی از آن است که بسیاری از محصولات طراحی شده در ایران حامل تلاش هایی برای تلفیق عناصر سنتی با زبان طراحی معاصر هستند اما این تلفیق همواره موفق یا بی تنش نیست؛ چراکه طراحان ناگزیرند در فضایی خاکستری میان بومی سازی، مدرن سازی و بازنمایی فرهنگی حرکت کنند. تحلیل ها همچنین نشان می دهد طراحی صنعتی در ایران، فراتر از عملکرد فنی و زیبایی شناسی، به عرصه ای برای مواجهه، مذاکره و حتی مقاومت فرهنگی تبدیل شده است؛ جایی که طراح به مثابه کنشگر مرزی، درگیر فرایند مستمر معناپردازی و هویت سازی در موقعیتی ناهم تراز است.
۲.

بررسی نقش فناوری های نوین در همگرایی هنر مجسمه سازی و طراحی مبلمان و خلق محصول فرارشته ای مبلمان تندیسگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طراحی فرارشته ای مبلمان تندیسگرا فناوری های نوین همگرایی مجسمه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
در عصر کنونی، مرز بین رشته ها به شدت سیال و انعطاف پذیر گشته و تحت عوامل مختلفی، در حال گسترش و تحول مداوم هستند، تا جایی که ممکن است رشته های موجود ادغام یا حذف شوند یا رشته های جدیدی پدید آیند. امروزه تحت عوامل متعددی، شاهد گسترش و همگرایی روز افزون حوزه های طراحی مبلمان و هنر مجسمه سازی هستیم؛ پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش فناوری های نوین در این همگرایی در عصر حاضر بوده و به پیامدهای این همگرایی می پردازد. در عصر فناوری های نوین، کاربست نرم افزارهای رایانه ای، اسکنرها، هوش مصنوعی در مرحله طراحی و محاسبه، همچنین کاربست مواد، مهارت های نوین و فناوری هایی همچون پرینتر سه بعدی و CNC در مرحله ساخت، به صورت مشترک در هر دو حوزه طراحی مبلمان و هنر مجسمه سازی، بیش از هر دوره ای باعث همگرایی این دو حوزه گردیده است. کاربست فناوری های نوین در طراحی و ساخت مبلمان، امکان خلق فرم های پیچیده و ظریف در حد مجسمه را فراهم کرده، و کاربست این فناوری ها در هنر مجسمه سازی، جایگزینی مدل سازی و ساخت به روش سنتی دستی با روش صنعتی را به مثابه حوزه طراحی صنعتی امکان پذیر ساخته است. علاوه بر همگرایی مواد و فناوری های طراحی و تولید مجسمه و مبلمان، در پی ظهور رویکردهای پست مدرن و نوین، شاهد همگرایی در اهداف و کارکرد آن ها نیز هستیم که ازجمله نتایج این همگرایی ها خلق محصول فرا رشته ای مبلمان تندیسگرا است. پژوهش حاضر از حیث نوع پژوهش کاربردی، از حیث ماهیت توصیفی تحلیلی (توصیفی زمینه گرا) و از حیث نوع داده ها و تحلیل داده ها کیفی بوده؛ نمونه گیری غیرتصادفی، روش و ابزار گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای است.
۳.

ارائه مدل عوامل تأثیرگذار بر توسعه مبلمان تندیسگرای معاصر با رویکرد فرا رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تندیسگرا فرا رشته ای مبلمان مجسمه معماری تندیسگرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۶۰
در عصر کنونی مبلمان تندیسگرا راه حلی مناسب برای پاسخگویی به نیازهای پیچیده و چندوجهی کاربران امروزی می باشد که علاوه بر رفع نیازهای فیزیکی، تامین کننده نیازهای معنوی و احساسی کاربران نیز می باشد و افزون بر محصولی کاربردی، به عنوان مجسمه نیز قابل ارزیابی هستند. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی عوامل ظهور و توسعه مبلمان تندیسگرا در عصر کنونی، و ارائه مدلی برای آن می باشد تا به عنوان ابزاری مفید جهت بهبود کیفیت این محصولات، مورد استفاده طراحان و تولیدکنندگان قرار گیرد. امروزه توسعه محصول، از تک رشته ای به فرارشته ای در حال گذر بوده و آموزش خطی سنتی طراحی، پاسخگوی نیازها و سلایق گسترده امروز نیست. مبلمان تندیسگرا را می توان محصولی فرارشته ای، حاصل ادغام مجسمه و مبلمان توصیف کرد؛ از این رو، پژوهش حاضر با نگرشی فرارشته ای، اصلی ترین عامل توسعه را همگرایی مجسمه و مبلمان و عوامل این همگرایی را به عنوان عوامل فرعی تر مورد بررسی قرار داد. عوامل فرهنگی، اقتصادی، پیشرفت تکنولوژی، توسعه معماری تندیسگرا، رویکردهای نوین (رویکردهای هنری و طراحی پست مدرن و معاصر) به عنوان عوامل موثر در همگرایی مجسمه و مبلمان، و همچنین عوامل ثانویه توسعه مبلمان تندیسگرا در دوره معاصر شناسایی شد. پژوهش حاضر از حیث نوع پژوهش کاربردی، از حیث ماهیت توصیفی-تحلیلی (توصیفی زمینه گرا) و از حیث نوع داده ها و تحلیل داده ها کیفی بوده؛ روش و ابزار گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای می باشد.
۴.

شناسایی الگوهای برساخت طراحی ملّی در مواجهه با طراحی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت ملی طراحی صنعتی دیالکتیک امر عام و امر خاص جهانی شدن تاریخ طراحی مطالعات پسااستعماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۱۹
طراحی محصول علاوه بر انطباق با نیاز های جامعه کاربری، نمایشگر سبک زندگی ایشان و به گونه ای روایتگر فرهنگ زمانه ی خود است. با شروع قرن جدید طراحی صنعتی از طراحی محصول صرف به سمت گونه ای کنشگری در جامعه حرکت نموده است و ظهور و رشد گرایش هایی مانند مدیریت طراحی و رویکردهای فرهنگی-اجتماعی از نتایج همین روند کلان طراحی صنعتی جهان است. به همین ترتیب، در پی رشد مطالعات پسااستعماری در هنر و طراحی، پژوهش در طراحی ملل و کشورهای پیرامونی به تعبیر ویکتور پاپانک جایگاه ویژه ای در مطالعات دانشگاهی طراحی صنعتی یافته است. لذا با عنایت به مبانی نظری جهانی شدن، نوعی رابطه ی دیالکتیکی در قالب طراحی جهانی به مثابه ی امر عام و طراحی بومی، ملّی و محلی به عنوان امر خاص طراحی است. هدف پژوهش حاضر بررسی و شناسایی الگوها و رویکردهای هویت یابی کنشگران (طراحان، مورخین و نظریه پردازان طراحی صنعتی) کشورهای پیشرو و در حاشیه ی طراحی در مواجهه با الزامات عام و جهان شمول طراحی جهانی است. این پژوهش با رویکردی تفسیری و به روش تحلیل اسنادی و روش شناسی کیفی انجام شده و در تجزیه وتحلیل داده های اسنادی از روش کدگذاری موضوعی استفاده شده است. پژوهش حاضر، در چگونگی تعامل و تقابل نظریه پردازان و مورخین طراحی ملّی در قاره های مختلف، چهار الگوی کلی مواجهه همراهی کامل، خلاقانه، چندگانه و التقاطی با طراحی را شناسایی نموده که همگی در مجموعه تجربیات جهانی-محلی گرایی قرار گرفته و الگوی فرضی محلی گرایی محض از طریق رد کامل آموزه های طراحی جهانی دیده نمی شود. به نظر می رسد که دلیل آن، برتری فناورانه روش تولید و مواهب غیرقابل انکار آن در دنیای معاصر است. بخش عمده ی تمایزسازی طراحی ملّی نیز با توجه به شرایط فرهنگی-اجتماعی و از طریق بهره گیری از نمادهای بومی، فرم های کلاسیک تثبیت شده و ارزش های فرهنگی بومی و با اولویت در زیبایی شناسی طراحی محصول جلوه گر شده است.
۵.

جستارهایی ذات گرا به طراحی ملی بر اساس نظریه شخصیت ملی هردر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذات گرایی طراحی ملی هویت ملی شخصیت ملی مطالعات پسااستعماری وان هردر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۳۶۲
بیان مسئله: نگرش ملی به تاریخ طراحی از یک سو محبوب و از سوی دیگر با چالش مواجه بوده است. این جنبه دوگانه در بستر جهانی شدن تشدید هم شده است. از یک سو، نگرش غالب عملکردگرا هویت اشیاء را منحصر به اهداف کاربردی آن دانسته و در سوی دیگر، مورخین نوگرای طراحی با رویکرد پسااستعماری، طراحی اشیاء را ملهم از شرایط مختلف اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی می دانند. بنابراین طراحی محصول به عنوان بخشی از فرهنگ مادی یک ملت، چگونه می تواند واجد معانی هویت ساز ملی یا منطقه ای باشد؟ طراحی محصول چگونه شخصیت ملی خاصی را به مخاطبان خود انتقال می دهد؟ روش پژوهش: پژوهش حاضر در پاسخ به سؤالات فوق، با رویکرد کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی روش های کلان ذات گرای طراحی ملی بر اساس شناسایی مفهوم شخصیت ملی در طراحی را بررسی کرده است. هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر تبیین جایگاه رویکرد ذات گرایی طراحی ملی در تاریخ نگاری طراحی جهان و شناسایی رویکردها، ابزارها و روش های اتخاذ شده برای تشکیل طراحی با هویت ملی بر اساس شناسایی شخصیت ملی در آن است. نتیجه گیری: در این پژوهش در مجموع با بررسی اسناد معتبر تاریخ طراحی ملی، پنج روش کلی تأثیرگذار در تأسیس شخصیت ملی در طراحی محصول شناسایی شد: استخراج اختصاصات زیبایی شناسی منطبق بر منش ملی، ویژگی خاص عملکردی محصول منبعث از منش ملی، طراحی محصولات برآمده از سبک زندگی شهروندان یک کشور به سان برند ملی، نشان دارکردن محصول با استفاده از مواد بومی و روش ساخت خاص آن و بالاخره روش تفکر طراحی ملی که ریشه در جهان بینی متفاوت دارد. در تمامی روش های فوق، رسیدن به هویتی ذاتی و ایجاد شخصیت ملی در طراحی با اتکا به دو عامل «عنصر یا پدیده اختصاصی» طراحی و «استمرار یا تکثر تاریخی» آن عنصر انجام شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان