مقالات
حوزههای تخصصی:
نخستین نشانه ها از کاربرد گچ و آرایه های گچی از دوره ایلام است. از دوره هخامنشی برای سفیدکاری دیوارها و ستون های چوبی از گچ استفاده شده و استمرار استفاده از آرایه های گچی در تزئین بناها در دوره اشکانی است. در دوره ساسانی استفاد از گچ نه تنها به عنوان پوشش دیوارها به کار می رفت، بلکه به دلیل خاصیت شکل پذیری گچ، دیوارهای گلی و سنگی را زینت می بخشید. در این دوره روش های آرایه های گچی رو به تکامل گذاشت و در دوران اسلامی با تنوع بیشتری تداوم یافت. در سواحل شمالی خلیج فارس تعداد فراوانی از آرایه های گچی دوره ساسانی و اوایل اسلام در بندر تاریخی سیراف توسط «وایت هاووس» معرفی شده است. در طی بررسی و شناسایی باستان شناسی بندر تاریخی نجیرم که در 10 کیلومتری غرب شهرستان دیر واقع شده است، مواد فرهنگی سطح محوطه شامل: قطعات سفال، شیشه، اشیاء فلزی، سکه و قطعات آرایه های گچی مورد مطالعه قرار گرفت. درمیان یافته های فرهنگی سطح این محوطه، قطعات آرایه های گچی به دلیل فراوانی و تنوع زیاد از اهمیت زیادی برای مطالعات باستان شناسی، تاریخ نگاری و بازسازی تاریخی بندر تاریخی نجیرم برخوردار است. در این بررسی میدانی، قطعات آرایه های گچی های دوره ساسانی-اوایل اسلام بر دامن تپه های مشرف به دریا و تعداد کمتری از ترانشه لایه نگاری جمع آوری گردید. در این پژوهش به مطالعه آرایه های گچی های مکشوف از نجیرم پرداخته و نمونه های موجود براساس نوع نقوش آرایه های گچی طبقه بندی خواهد شد. تنوع و تعداد زیاد قطعات آرایه های گچی باوجود فقدان کاوش باستان شناسی نشان دهنده وجود سازه های بزرگ مذهبی و بناهای عام المنفعه، رونق تجارت و ساخت بناهای فاخر در میان بافت شهری آن است. آرایه های گچی بندر تاریخی نجیرم قابل مقایسه با آرایه های گچی سیراف در دوره ساسانی و سده های نخستین بعد از اسلام است. مهم ترین اهداف این پژوهش مطالعه نقوش به کار رفته در آرایه های گچی نجیرم و طبقه بندی آن ها جهت تعیین کاربری و تاریخ گذاری آن ها است. آرایه های گچ بری بندر تاریخی نجیرم به انواع هندسی، اسلیمی، سامرا نوع C، عناصر معماری، گیاهی، نیم ستون، کتیبه، کاربردی و نقوش ترکیبی تقسیم می شوند؛ هم چنین مطالعه تکنیک ساخت و مقایسه تحلیلی نقوش با نمونه های مشابه در خلیج فارس، به ویژه بندر تاریخی سیراف و بردستان از دیگر اهداف این پژوهش باستان شناختی است.
مظاهر عرف گرایی در هنرهای دورۀ ایلخانی با تحلیلی بر داده های باستان شناختی و تاریخی این دوره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش ها و رویکردهای مختلف در مطالعه هنر و باستان شناسی دوره ایلخانی، نتایج گوناگون و بعضاً ضدونقیضی به بار آورده است؛ بااین وجود اکثر پژوهشگران معتقدند در آثار باقی مانده از این دوره، سبک ها، شیوه ها و نیروهای مختلفی تأثیرگذار بوده که با مطالعه و بررسی دقیق تا حد امکان می توان پارادایم های دخیل را شناسایی کرد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه و تحلیل مظاهر عرف گرایی و مفاهیم سنتی مغولی در مهم ترین آثار معماری، نگارگری و سکه های باقی مانده از دوره ایلخانی با استناد بر مبانی جامعه شناسی هنر و مکاتب تکامل تاریخی و اقتصادی است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که عرفضگرایی و سنن ایلی مغولان تا چه حد و به چه نحوی در آثار موردمطالعه نمود یافته است؟ این پژوهش از گونه پژوهش های کیفی است و با رویکرد توصیفی- تحلیلی به مطالعه داده ها پرداخته است. داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. طبق یافته های پژوهش، مفاهیم عرفی و ایلی مغولان اولیه بعد از شروع حملات، به طور کامل حذف و یا مستحیل نشده و در برخی موارد به مناطق غربی تصرف شده، ازجمله ایران منتقل شده و تاحدودی در آثار مختلف قابل شناسایی است. این مضامین در برخی آثار معماری، نگارگری و سکه های ایلخانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم نمود یافته است. مضامین عرفی و ایلی مغولی در نحوه مکان گزینی در تأسیس شهرهای جدید ایلخانی و مجموعه های معماری به تبعیت از سنن استپی، کاشت و پرورش گیاهان استپی در باغ ها و محوطه های بناها، اهمیت اردو بازارها، تأثیر از تزئینات و ساختار یورت های مغولی در شکل برخی از قبور ایلخانی و همچنین تأثیر مادرسالاری و رسوم سوگواری رایج در بین مغولان اولیه در مضامین برخی نگاره های شاهنامه بزرگ مغولی و مفاهیم اویغوری در عناصر بصری سکه های ایلخانی قابل مشاهده است.
مطالعۀ نمونه های کمتر شناخته شدۀ کاشی کاری در دورۀ ایلخانان و جانشینان آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از ابنیه دوران ایلخانی و مظفری تا به امروز باقی مانده اند؛ اما آثار کاشی کاری برخی از آن ها دیگر بر بدنه بناها قرار ندارد، به موزه ها منتقل شده اند یا برای همیشه از بین رفته اند. درمیان ابنیه دارای تزئینات کاشی کاری این دوران، مواردی وجود دارد که در منابع نامی از آن ها برده نشده، یا بررسی های صورت گرفته از آن ها مختصر و مربوط به سال های دور است و وضعیت کاشی کاری آن ها تا به امروز بسیار تغییر کرده است. مقاله حاضر، با طرح این پرسش که، تزئینات کاشی کاری ناشناخته و کمتر شناخته شده دوران ایلخانی و مظفری شامل چه مواردی می شود و جایگاه آن ها در سیر و تحول کاشی کاری ایلخانی و مظفری چیست؟ با رویکردی تاریخی - تطبیقی، به معرفی، مستندنگاری و بررسی تزئینات کاشی کاری آن ها پرداخته است. داده های این پژوهش، براساس واکاوی منابع مکتوب و بررسی های میدانی در ایران کنونی، ازمیان ۶۴ بنا شناسایی و گردآوری شده اند. تأکید بر آثاری است که هم چنان در ابنیه باقی مانده اند و فاقد تاریخ دقیق هستند. در این راستا، ابتدا بناها به طور اجمالی معرفی شده اند، سپس تزئینات مورد نظر توصیف و شرایط کنونی آن ها ذکر شده و درنهایت، با مقایسه با موارد مشابه، تاریخی برای آن ها پیشنهاد شده است. در این بررسی ها مشخص شد انواع کاشی، مانند معرق، معقلی، تراش، تا انواع کاشی هایی ازجمله طلاچسبان و زرین فام، در ابنیه این دوران وجود دارند که هم چنان ناشناخته باقی مانده اند. مقایسه آن ها نشان می دهد درحالی که تأثیرات بین منطقه ای وجود داشته است؛ به طورمثال، -میان آذربایجان تا ورامین- سنت های منطقه ای نیز در جریان بوده اند.
واکاوی تأثیرات نظام اقتصادی صفوی بر سازمان دهی فضایی شهر اصفهان با رویکرد ارتباط معماری و شهرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره صفوی به عنوان یکی از ادوار مهم و برجسته در تاریخ ایران، تحولات بنیادینی را در ساختارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی شهرهای ایران رقم زد. در این میان، شهر اصفهان که در جایگاه پایتخت صفویان قرار داشت، تجلی گاه عینی این تحولات و بازتاب دهنده نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم در آن عصر به شمار می آید. این شهر در دوران مذکور، تغییرات شگرفی را در سامان دهی فضایی خود تجربه نمود؛ با این وجود، بررسی نحوه تأثیرگذاری نظام اقتصادی صفوی بر ساختار فضایی اصفهان در مقایسه با دیگر ابعاد، کمتر موردتوجه محققان قرارگرفته است. پژوهش حاضر قصد دارد، به تحلیل و تبیین نحوه تأثیرگذاری نظام اقتصادی صفوی بر سازمان فضایی شهر اصفهان از رهگذر بررسی پیوندهای میان معماری و شهرسازی در این دوره تاریخی بپردازد. این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تاریخی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. به منظور دستیابی به نتایج دقیق تر، میدان نقش جهان و بافت پیرامونی آن به عنوان مطالعه موردی برگزیده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای اقتصادی حاکم در این دوره به صورت مستقیم بر شکل گیری فضاهای عمومی، ساختار بازارها و نحوه استقرار محلات شهری اثرگذار بوده است. گسترش شبکه های تجاری و توسعه زیرساخت های ارتباطی و خدماتی در سایه سیاست های اقتصادی صفوی، تأثیرات عمیقی بر سازمان فضایی شهر اصفهان به جا گذاشت. نتیجه نهایی تحقیق حاکی از آن است که میان نظام اقتصادی و سازمان فضایی شهر اصفهان در دوره صفویه، ارتباطی تنگاتنگ و متقابل برقرار بوده است. هم پیوندی میان معماری و شهرسازی در فرآیند فضاسازی های شهری کاملاً مشهود بوده و همگرایی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شکل دهی به هویت بصری و فرم فضایی شهر اصفهان، نقشی محوری ایفا کرده است.
معرفی سامون به عنوان بخشی از منظرِ شبانی در ایران نمونۀ موردی: سامون تَتِرِساق در بلدۀ مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراتع، نقشی بسیار حیاتی در حفظ تعادل اکوسیستم ها و تأمین خوراک دام ایفاء می کنند. به منظور حفاظت از دام، بهره برداری مناسب از مراتع و تأمین معیشت و زیست جوامع محلی، نظام های ساختاری و کارکردی متنوعی توسط انسان در طول زمان شکل گرفته و تبدیل به منظرِ شبانی شده است. این منظر در مناطق روستایی ایران با چالش های متعددی مواجه است. تغییرات اقلیمی، مهاجرت و چرخش از نظام دامداری سنتی به صنعتی، آن ها را در معرض زوال و فراموشی قرار داده است. هدف این پژوهش معرفی یکی از اجزای منظرِ شبانی در بلده مازندران به نام «سامون» است. سامون، ظرفی است عرفی که برای تدقیق مرزهای شبانی، زیستی و معیشتی اهالی این روستاها از آن استفاده شده و دارای عرصه ها و پهنه های مختلف کالبدی و عناصر هویتی غیرکالبدی است. این پژوهش به دنبال پاسخ به دو پرسش درباره چیستی اندام ها، عناصر و ارزش های موجود در سامون بوده و در این مسیر از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سامون تَتِرِساق دارای سه عرصه زیستی، مرتعی و زراعی بوده و هر یک از عرصه ها دارای دو پهنه جداگانه هستند. اهالی سامون به وجودآورنده و توسعه دهنده ارزش های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و کالبدی در طول قرن ها بوده اند و به نوعی از آن تاکنون پاسداری کرده اند. اما هم اکنون با توجه به رشد فزآینده زوال منظر شبانی می بایست با پژوهش گسترده بر وضعیت عرصه و حریم سامون ها به مقولاتی چون: ایجاد و تقویت صنایع تبدیلی متوازن جاذب جمعیت و استفاده از ظرفیت های گردشگری منظرِ شبانی ازجمله اَگری توریسم و فارم توریسم نیز توجه نمود.
حفاظت و مرمت جامعه محور (موردپژوهی قرآن نِگِل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی اسناد بین المللی حفاظت و مرمت نشان دهنده یک تغییر تدریجی در رویکردهای حفاظت و مرمت است. تاکنون رویکردهای متفاوتی در حفاظت و مرمت از میراث فرهنگی حاکم بوده است و این رویکردها، روش و علوم مورداستفاده در حفاظت و مرمت را تحت تأثیر قرار داده اند. رویکرد بالا به پایین تا قبل از منشور بورا حاکم بود و بسیاری از مرمت ها بر پایه این رویکرد شکل گرفته است. در این رویکرد، روش های پوزیتیویستی حاکم هستند که بر جسم و ماده تشکیل دهنده شئ تاریخی فرهنگی تأکید دارند. نتیجه یک سیستم پوزیتیویستی بسیاری از معانی غلیظ مرتبط با میراث، ازجمله احساسات مردم و وابستگی های عاطفی مرتبط با اثر را از دست خواهد داد. پس از «منشور بورا» با گسترش نسبی گرایی فرهنگی رویکرد تغییر کرده و رویکرد پایین به بالا، یعنی مشارکت فعال مردم در حفاظت و مرمت و حفاظت جامعه محور حاکم می شود. نکته مهم این که در عمل کمتر به این موارد پرداخته شده است. عوامل زیادی در فرآیند حفاظت و مرمت دخالت دارند که جامعه اثر یک عامل مهم در فرآیند حفاظت و مرمت است. مردم به عنوان بخش مهمی از ذی نفعان مرتبط با آثار تاریخی فرهنگی، بایستی در فرآیند حفاظت و مرمت درنظر گرفته شوند. هدف از این تحقیق پرداختن به فرآیند حفاظت و مرمت و تأثیرات عوامل اجتماعی دخیل در آن است. یکی از این موارد حفاظت و مرمت قرآن نِگِل در شهرستان سنندج است. نوع خط و ضخامت کاغذ آن موجب شده که مردم باور داشته باشند که از نسخه های آغازین قرآن است. در این جستار فرآیند حفاظت و مرمت قرآن نِگِل با روش کیفی (موردپژوهی) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که فرآیند حفاظت و مرمت قرآن نِگِل از آنجایی که یک حفاظت و مرمت «جامعه محور» متکی بر علوم نرم و علوم سخت و با یک رویکرد پایین به بالا انجام شده است؛ یک حفاظت و مرمت کاملاً متفاوت و خاص بوده است و از همه این جهات دارای اهمیت است. همچنین مردمی که اثر در آن واقع شده است، سهم مهمی در فرآیند حفاظت و مرمت دارند و بایستی به آن توجه ویژه شود.