ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
۱۲۲۱.

ارزیابی و تحلیل مؤلفه های حیاتی رشد هوشمند شهری در شهرهای میانه اندام (مطالعه موردی: شهر خوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل عاملی شهر میانه اندام رشد هوشمند توسعه شهری شهر خوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
امروزه شهرها با چالش های زیادی در زمینه توسعه فضایی مواجه هستند. رشد پراکنده و افقی شهرها و عدم رعایت نظام توزیع کاربری اراضی و نیز عدم تناسب بین رشد خدمات و زیرساخت های شهری، مناطق شهری را از نظر معیارهای پایداری و کیفیت زندگی با انواع مسائل همچون حاشیه نشینی، ترافیک، کمبود مسکن و مشکلات زیست محیطی روبرو ساخته است. رشد هوشمند به عنوان پاسخی برای تداوم مشکلات توسعه پراکنده و نتایج منفی آن به وجود آمده است. رشد هوشمند گزینه هایی در حوزه حمل ونقل، مسکن، مشاغل و امکانات رفاهی (شامل خدمات فرهنگی، اجتماعی، تفریحی و آموزشی) ارائه می دهد و از برنامه ریزی های جامع برای هدایت، توسعه، طراحی، مدیریت، احیاء و ساخت جوامع استفاده می کند؛ هدف این پژوهش بررسی و شناخت شاخص های رشد هوشمند شهر خوی می باشد. این پژوهش کاربردی و آمیخته و باتوجه به ماهیت داده ها از نوع غیرتجربی است. برای شناسایی ابعاد گوناگون رشد هوشمند با استفاده پنل متخصصین و کارشناسان، 30 شاخص گوناگون در قالب 3 مؤلفه اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، مطالعه و نتایج آن با بهره گیری از مدل تحلیل عاملی ارزیابی شده است. در گام نخست، با استفاده از تحلیل عاملی اقدام به کاهش شاخص ها و استخراج مجموعه عوامل دخیل در میزان رشد هوشمند پرداخته و پس از آن رتبه بندی شده اند. براساس محاسبات انجام شده، داده های موجود برای تحلیل عاملی مناسب تشخیص داده شدند. باتوجه به ملاک کیسر 10 عامل دارای مقدار ویژه بالاتر از یک برای عوامل مؤثر بر رشد هوشمند شهری استخراج و در مجموع ده عامل با بار 949/5 واریانس کل رشد هوشمندی را تبیین می کنند.
۱۲۲۲.

ﺗﺤﻠﯿﻞ وﺿﻌﯿﺖ ﺷﺎﺧﺺ های ﻋﯿﻨﯽ و ذهنی ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ در فضاهای شهری (ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻮردی: محلات ﻣﻨﺘﺨﺐ ﮐﻼن شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاخص های کیفیت زندگی بعد ذهنی بعد عینی محلات منتخب کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۲۱۶
ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﺷﻬﺮی، روﯾﮑﺮدی ﺟﺎﻣﻊ در اﺑﻌﺎد ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﮐﺎﻟﺒﺪی، اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ- ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و اﻗﺘﺼﺎدی اﺳﺖ. ﯾﮑﯽ از ﺿﺮورﯾﺎت ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﺷﻬﺮی در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺷﻬﺮی ارﺗﻘﺎی ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ اﺳﺖ. ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ دارای اﺑﻌﺎد ﻣﺎدی و ﻣﻌﻨﻮی ﯾﺎ ﻋﯿﻨﯽ و ذﻫﻨﯽ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﺤﯿﻂ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺤﯿﻂ ﺑﺴﺘﺮ، ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺳﺎﺧﺖ وﺳﺎزﻫﺎ، اﻗﺘﺼﺎد، ﺗﺄﺳﯿﺴﺎت و ﺗﺠﻬﯿﺰات و ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎی روﺣﯽ و رواﻧﯽ اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ از ﻧﻮع ﺗﺤﻠﯿﻠﯽ و ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ اﺳﺖ. روش ﻫﺎی ﺟﻤﻊ آوری، ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ داده ﻫﺎ و اﻃﻼﻋﺎت ﺗﻮﺳﻂ ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎی SPSS، Excel و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎی آﻣﺎری t-test است؛ ﺗﻌﺪاد ﻧﻤﻮﻧﻪ آﻣﺎری ﺑﺎ ﺗﻌﺪاد ﮐﻞ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺷﻬﺮ ﺗﻬﺮان ﺑﺮاﺳﺎس ﺳﺮﺷﻤﺎری 1395 ﻣﺮﮐﺰ آﻣﺎر اﯾﺮان 8693707 ﻧﻔﺮ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ، ﺗﮏ ﻧﻤﻮﻧﻪ ای اﺳﺖ. اﺳﺘﻔﺎده از ﻓﺮﻣﻮل ﮐﻮﮐﺮان 262 ﻧﻔﺮ از ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﻣﺤﻼت ﻣﻨﺘﺨﺐ ﮐﻼن ﺸﻬﺮ ﺗﻬﺮان و ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﺼﺎدﻓﯽ ﺳﺎده اﺳﺖ. ﯾﺎﻓﺘﻪ ﻫﺎی ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﺠﺰﯾﻪ وﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﺮﺳﺸ ﻨﺎﻣﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ وارﯾﺎﻧﺲ داده ﻫﺎ و آزﻣﻮن T ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﺷﻬﺮی ﻣﺤﻼت ﻣﻨﺘﺨﺐ ﺧﺎﻧﯽ آﺑﺎد ﻧﻮ، رﺳﺎﻟﺖ، دوﻟﺖ ﺧﻮاه، اﺳﺘﺎد ﻣﻌﯿﻦ، ﻣﻬﺮآﺑﺎد و ﺷﻬﯿﺪ دﺳﺘﻐﯿﺐ در ﻫﺮ دو ﺑُﻌﺪ ذﻫﻨﯽ و ﻋﯿﻨﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ را دارﻧﺪ. ﻣﺤﻼت ﺣﺼﺎرک، اﮐﺒﺎﺗﺎن، ارم، ﺻﺎدﻗﯿﻪ و ﭘﺮدﯾﺴﺎن دارای وﺿﻌﯿﺖ ﻣﺘﻮﺳﻂ در اﺑﻌﺎد ذﻫﻨﯽ و ﻋﯿﻨﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑه دﺳﺖ آﻣﺪه از ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﻣﺤﻼت ﮔﯿﺸﺎ، وﻧﮏ، ﺟﺮدن و ﻗﻠﻬﮏ از وﺿﻌﯿﺖ ﻣﻄﻠﻮب ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ در دو ﺑُﻌﺪ ﻋﯿﻨﯽ و ذﻫﻨﯽ ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ. ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ رﺿﺎﯾﺘﻤﻨﺪی ﺷﻬﺮوﻧﺪان از ﻧﻈﺮ ﻋﯿﻨﯽ در ﺑُﻌﺪ ﮐﺎﻟﺒﺪی و از ﻧﻈﺮ ذﻫﻨﯽ در ﺑُﻌﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ- ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮐم ترین ﻣﯿﺰان را داراﺳﺖ. در ﻧﺘﯿﺠﻪ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﻫﺎی ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻗﺘﺼﺎدی و ﮐﺎﻟﺒﺪی ﺑﺎ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺑﺮای ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﺿﺮوری اﺳﺖ.اهداف پژوهش:ارائه الگویی برای تبیین عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی شهری در مقیاس محلات منتخب شهر تهران.تدوین معیارها و شاخص های سنجش کیفیت زندگی شهری در مقیاس محلات منتخب شهر تهران.سؤالات پژوهش:معیارها و شاخص های سنجش کیفیت زندگی شهری در مقیاس محلات کلان شهر تهران چیست؟چه راهکارهایی جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری در سطح محلات کلان شهر تهران وجود دارد؟
۱۲۲۳.

تحلیل ساختاری محرک های مؤثر بر وضعیت آینده توسعه شهری دانش پایه در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه توسعه شهری دانش پایه شهر دانش تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۵۶
شهرها کانون اندیشه، رقابت و رشد در سرتاسر جهان هستند. توسعه شهری دانش پایه از ابعاد کاربردی توسعه پایدار است که امروزه گره گشای مشکلات شهری است. شهر دانش پایه خروجی توسعه شهر دانش پایه، شهری مبتنی بر اقتصاد منطقه ای دانش پایه با صادرات با ارزش افزوده بالا که از طریق تحقیق، فناوری و قدرت فکری ایجاد و برای تشویق و تقویت دانش طراحی شده است. هدف از این پژوهش شناخت و تحلیل محرک های توسعه شهری دانش پایه در کلان شهر تهران می باشد. پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی بوده و به لحاظ هدف، کاربردی می باشد. محرک ها مؤثر از طریق تحلیل محتوی کیفی استخراج و با روش دلفی توسط 20 متخصص غربال گری و در سه مرحله با ماتریس دوسویه، در 9بعد و 43 شاخص امتیازدهی شده و از روش تحلیل ساختاری با نرم افزار MicMac بر پایه روش تحلیل اثرات متقاطع مورد تحلیل قرار گرفت و در ادامه اثرات مستقیم و غیرمستقیم این محرک ها بر آینده توسعه شهری دانش پایه در شهر تهران مشخص شد. از میان متغیرهای بررسی شده بیشترین متغیرهای مؤثر شناسایی شده، متغیر مدیریت بازار محور از بعد زیرساخت سیاسی با میزان تأثیرگذاری مستقیم 408 در جایگاه اول، متغیر تقویت سرمایه انسانی از بعد زیرساخت انسانی با میزان تأثیرگذاری مستقیم 400 در جایگاه دوم و متغیرهای مدیران دانشی و یکپارچه سازی فعالیت های سیاسی از بعد زیرساخت سیاسی با میزان تأثیرگذاری مستقیم 361 در جایگاه سوم، متغیر یکپارچه سازی فعالیت های سیاسی از زیرساخت سیاسی با میزان تأثیرگذاری مستقیم 361 در جایگاه چهارم و متغیر کیفیت اجتماعی از زیرساخت انسانی با تأثیرگذاری مستقیم 356 در جایگاه پنجم قرار گرفتند. به این ترتیب محرک های مؤثر در توسعه شهری دانش پایه در شهر تهران در ابتدا زیرساخت سیاسی و بعد زیرساخت انسانی می باشد. در نهایت می توان اشاره کرد که شهر تهران هنوز شرایط لازم برای رسیدن به شهر دانش پایه را ندارد زیرا هنوز توسعه شهری دانش پایه در این شهر شکل نگرفته است.
۱۲۲۴.

نسبت سواد بصری و شکاف دیجیتال در میدان اجتماعی بر اساس نظریه پیر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سواد بصری شکاف دیجیتال عادت واره سرمایه دیجیتال میدان اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۹۶
سواد بصری VL یا سواد بصری دیجیتال DVL، به واسطه تصویری شدن فناوری های نوین در عصر دیجیتال، به جزء جدایی ناپذیری از مجموعه مهارت های ضروری برای کاربران تبدیل شده و محدوده کاربران از متخصصان تا عموم مردم از نسل های گذشته و کودکانی که با این فناوری ها رشد می یابند نیز گسترده شده است. این تغییرات به واسطه مجموعه مهارت هایی که به آن سرمایه دیجیتال گفته می شود در میدان های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به وقوع پیوسته است. در تمامی میدان ها سرمایه دیجیتال به سان پلی برای کسب سایر سرمایه ها عمل می کند. بر اساس تلقی بوردیو از عادت واره و میدان، تغییر در یکی از آنها ضرورتا به تغییر دیگری می انجامد. بنابراین برای سازگاری، عادت واره عاملان در میدان که کاربران فناوری های دیجیتال محسوب می شوند باید هم راستا و مرتبط با تغییرات میدان باشد. از این رو این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، بر پایه نظریه میدان پیر بوردیو، به تبیین رابطه بین مهارت سوادبصری به عنوان عادت واره ای برای سازگاری عاملان در میدان و شکاف دیجیتال در سه سطح، به عنوان مانعی برای کسب سرمایه دیجیتالی می پردازد. گردآوری داده ها به شیوه اسنادی- کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل داده ها نیز به شیوه استقرایی انجام شده است. در نهایت چنین نتیجه گیری می شود که بنابر دیالکتیکی که بین عادت واره و سرمایه در میدان وجود دارد، سوادبصری در حکم عادت واره در کسب سرمایه دیجیتالی و بازتولید سایر سرمایه ها به عاملان در میدان کمک خواهد کرد. این امر عاملی در جهت کاهش شکاف دیجیتالی در بستر اجتماعی خواهد بود. از طرفی چون مهارت سواد بصری بیشتر از طریق تکرار در تجربه دیدن به دست می آید با افزایش شکاف دیجیتالی در سطح یک و دو بین عاملان، احتمال بروز نابرابری های اجتماعی و عدم دسترسی به سرمایه ها نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
۱۲۲۵.

واکاوی جایگاه آلبرشت دورر در رنسانس: هنر کلاسیک، تصویرسازی و چاپ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آلبرشت دورر اومانیسم رنسانس اروپای شمالی هنر کلاسیک چاپ تصویرسازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۵۲
 دوره رنسانس با جنبش اومانیسم، بازیابی ویژگی های هنر کلاسیک، پیشرفت در حوزه چاپ و تسهیل دسترسی به اطلاعات و آموزش، پیشرفت های فراوانی را در حوزه های هنری، علمی، فلسفه و ادبیات به همراه داشت. این دوره به عنوان نقطه عطفی در تاریخ شناخته می شود که بر روی تمدن غرب تأثیر بسزایی داشته است. در این دوره دو نظام بصری نقاشی و تکنولوژی چاپ نقشی اساسی در پیشبرد تفکرات رنسانس داشتند. نظام نقاشی با استفاده از نظریه های جدید در باب تناسبات، پرسپکتیو و زیبایی شناسی و تکنولوژی چاپ با تسهیل توزیع متون ادبی، فلسفی و آثار هنری، امکانات جدیدی را در جهت انتقال آگاهی فراهم کردند و باعث گسترش پژوهش علمی و تجربی شدند. در این بین آلبرشت دورر با ترکیب هنر رنسانس ایتالیا و رنسانس شمالی و با تکنیک هایی که در دوران جوانی فرا گرفت، موفق به ایجاد دستاوردهای جدیدی در حیطه هنر و چاپ شد. پاسخ به این پرسش که نقش آلبرشت دورر در شکل گیری موقعیت اجتماعی جدید هنر و هنرمند در دوره رنسانس چگونه بوده است هدف اصلی این مطالعه است که به شیوه ه توصیفی-تحلیلی و با اتخاذ رویکرد تاریخی به آن می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که هنرمند با به کارگیری آموزه های اومانیستی رنسانس، نوآوری ها و تکنیک های جدیدی را در حوزه تصویری ایجاد می کند. جایگاه تصویرگر رنسانس از پیشه وری ساده پیشی گرفته و ارزش کار هنری، تصویرسازی و چاپ، بیش از پیش توسط هنرمند مشخص می شود. همچنین نتایج این مطالعه نشان می دهد دورر نقش مهمی در شناخت ظرفیت های اقتصادی تکنولوژی چاپ برای هنرمند عصر رنسانس و ناشران داشته است. تکثیر آثار هنری و ادبی در قالب کتب تصویری پنجره ای تازه را به روی انسان عصر رنسانس می گشاید، و دورر، با درک این فضا، مسیر تازه ای را برای استقلال اقتصادی هنرمند هموار می کند. از دیگر نتایج این مطالعه تأکید هنرمند بر دفاع از حق نشر آثار است. تلاش های دورر را می توان نقطه آغازی برای تصویب قانون حق نشر در نظر گرفت که به موجب آن ارزش مادی و معنوی، خلاقیت و تلاش هنرمند حفظ می شود.   
۱۲۲۶.

تبیین نقش بندر خشک در توسعه منطقه ای شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بندر خشک توسعه منطقه ای شهر زاهدان استان سیستان و بلوچستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین نقش بندر خشک در توسعه منطقه ای شهر زاهدان انجام شده است. بندر خشک به عنوان پایانه لجستیکی، جریان حمل و نقل جاده ای، ریلی و دریایی را تسهیل کرده و تأثیرات مهمی بر توسعه اقتصادی، اشتغال زایی و کیفیت زندگی دارد. با روش تحقیق آمیخته، داده های کمی از 109 پرسش نامه و داده های کیفی از 24 مصاحبه گردآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر توسعه بندر خشک شامل توسعه اقتصادی، کنترل کیفیت، بهبود شرایط اجتماعی، وجود زیرساخت های مرتبط و موقعیت جغرافیایی است. همچنین شاخص هایی نظیر دسترسی به حمل و نقل، کاهش بیکاری، افزایش اشتغال و توسعه تجارت بین المللی نقش کلیدی دارند. برای پیشبرد اهداف بندر خشک، پیشنهادهایی چون بهبود زیرساخت های حمل ونقل، جذب سرمایه گذاری، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی، ارتقای آموزش نیروی انسانی و تقویت مشارکت محلی ارائه شده است که می تواند به توسعه پایدار استان سیستان و بلوچستان کمک کند.
۱۲۲۷.

نقش مؤلفه های ریخت شناسی شهری بر ارتقای امنیت فضاهای همگانی (مورد مطالعاتی: منطقه ی 22 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ریخت شناسی امنیت روش چیدمان فضا (Space Syntax) ابزار UNA منطقه ی 22 شهرداری تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۵۸
امنیت جزو اساسی ترین نیازهای انسان است و فضاهای شهری و عرصه های اجتماعی نیز، نقاط مهم شکل گیری رفتارها و تعاملات اجتماعی هستند. هر چند بناها و فضاها، ساخته ی دست بشر هستند، ولی خود نیز بر رفتار اجتماعی و فردی آنان اثر می گذارند. برای داشتن شهری سرزنده که ساکنان از فضاهای آن استفاده کنند و در آن حضور پررنگ داشته باشند؛ لازم است عوامل موثر بر امنیت فضاهای همگانی مورد بررسی قرار گیرد. امروزه به این موضوع پی برده اند که فضای فیزیکی می تواند موجب تقویت هنجارها شود و فضاهایی ایجاد کند احساس امنیت و راحتی را تقویت کرده، یا بر روان پریشی افراد اجتماع بیفزاید. پژوهشگران و متخصصان شهری بر این عقیده اند که با به کارگیری اصول و پایه های نظریه های شهرسازی، می توان از وقوع جرم و بزهکاری در محیط شهری پیشگیری نمود یا میزان آن را کاهش داد و به این ترتیب میزان امنیت شهروندان را ارتقا بخشید. هدف پژوهش حاضر، شناسایی معیارهای ریخت شناسانه ی موثر بر امنیت فضاهای شهری و بررسی چگونگی اثرگذاری شان در محدوده های امن و ناامن است. به همین علت در این پژوهش، به شناسایی و بررسی معیارهای ریخت شناسانه ی موثر بر امنیت فضاهای شهری پرداخته شده و میزان تأثیرگذاری آن ها مورد بررسی قرار می گیرد، تا از این طریق بتوان پیشنهادات ریخت شناسانه ای را ارائه داد که به ارتقای امنیت فضاهای همگانی بینجامد. روش این پژوهشِ کاربردی، از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد و از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی نظریات اندیشمندان، به شاخص های ریخت شناسانه ی موثر بر امنیت فضاهای همگانی دست می یابد. محدوده های مورد مطالعه در این پژوهش از محلات منطقه ی 22 شهرداری تهران، بر اساس اطلاعات مکان مند جرم و جنایت انتخاب شده اند؛ که عبارتند از: بخشی از شهرک دانشگاه شریف که از امنیت بالایی برخوردار است و بخشی از شهرک صدرا که محدوده ای ناامن شناسایی شده است. سپس با استفاده از تکنیک های «چیدمان فضا» و «تحلیل شبکه ی شهری» به بررسی شاخص های ریخت شناسانه ی موثر بر امنیت فضاهای شهری، در این محدوده ها پرداخته می شود. یافته ها نشان می دهند که عوامل ریخت شناسانه ی بررسی شده (شامل: خط دید خیابان ها، میزان دسترسی، شکل هندسی فضا، میزان وضوح، قابلیت نمایانی و نظارت پذیری فضا) بر امنیت فضاهای همگانی تاثیرگذار هستند. این پژوهش با هدف ارتقای امنیت محدوده های مورد بررسی، راهبردها و پیشنهادات مکان مندی را برای ارتقای امنیت محدوده ی مطالعاتی به ویژه محدوده ی ناامن، بر اساس اصول نظریه ی پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط ارائه می دهد
۱۲۲۸.

مطالعه تطبیقی آرای سیدحسین نصر و آنه ماری شیمل درباره ابعاد معنوی خوش نویسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خوشنویسی اسلامی شیمل نصر سنت گرائی پدیدارشناسی معنویت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۴
سیدحسین نصر و آنه ماری شیمل هر دو نزد اهل تحقیق شناخته شده اند و هر دو مباحثی درباره خوش نویسی اسلامی نگاشته اند که مورد توجه پژوهشگران حوزه هنر اسلامی بوده است. نصر در شمار فیلسوفان سرشناس معاصری است که منادی فلسفه جاویدان است و در برابر او شیمل فیلسوف و محققی است که در شمار پدیدارشناسان هرمنوتیک شناخته می شود. هر دو محقق در حوزه معنویت اسلامی تحقیقات مهمی دارند که مرجع پژوهش های دانشگاهی است. در نگاه نخست به نظر می آید این دو دانشمند در یک دسته بندی قرار دارند، لیکن تدقیق و ژرف نگری در آثارشان تفاوت ها و تشابه هایی را آشکار می کند که می شود آن را نمونه ای از تقارب و تباعد مناظر پدیدارشناختی و فلسفه جاویدان دانست. هدف تحقیق، تطبیقِ آرای نصر و شیمل درباره خوش نویسی و ابعاد معنوی آن است. پرسش این است: تفاوت و تشابه آرای نصر و شیمل درباره وجوه معنوی خوش نویسی اسلامی در چیست؟ تقارب و تباعد آرای ایشان تا چه حد است؟ این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است و شیوه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. نتایج بحث حاکی است علیرغم مطالعه کیفی و معنایی و تشابه در پافشاری بر کارکرد نمادین و معنوی خوش نویسی اسلامی در تحقیقات هر دو محقق، با توجه به این که رویکرد شیمل بر بافت فرهنگی، تکامل تاریخی و تحقیقات بین رشته ای تأکید دارد، نتیجه مطالعات وی به تفسیر مبتنی بر اذهان و تجربه انسان ها در جوامع اسلامی تکیه دارد. در حالی که رویکرد نصر بیشتر مبتنی بر تفاسیر متافیزیکی است که سرچشمه اصلی سنت و عامل رسیدن به کمال و درک زیبایی است؛ ازاین رو، نصر بر جنبه های متافیزیکی و کیهانی خوش نویسی که ریشه در آموزه های قرآنی و وحیانی اسلام و نیز فلسفه اسلامی دارد، تأکید می کند؛ درحالی که تمرکز شیمل در مطالعه خوش نویسی عمیقاً با تظاهرات عرفان اسلامی و بافت فرهنگی مسلمانان در هم آمیخته است.
۱۲۲۹.

بررسی تحلیلی تکنیک گریم و تأثیر نمادین رنگ ها در شخصیت پرداز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گریم شخصیت پردازی تئاتر چهره پردازی بازیگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۸۸
بخش قابل توجهی از تأثیرگذاری کنش بازیگر بر مخاطب از طریق حالات چهره منتقل می شود. تماشاگران با مشاهده چهره بازیگر، هیجانات، امیال و خواسته های شخصیت نمایش را که بازیگر قصد القای آن ها را دارد، درک می کنند. گریم نقش مهمی در ارتقای کیفیت این انتقال داشته و تعاملات فرازبانی میان تماشاگر و نمایش را تقویت می کند. هدف این پژوهش، توصیف، تحلیل و تفسیر عناصر فرازبانی مؤثر در هنر چهره پردازی است. در این پژوهش، عملکرد تکنیک های گریم و تأثیرات نمادین رنگ ها در چهره پردازی و خلق شخصیت در تئاتر بررسی می شود. همچنین، شاخصه های چهره پردازی و روان شناسی رنگ در ایجاد شخصیت تحلیل شده و نتایج حاصل از کاربرد این عناصر تفسیر می گردد. این پژوهش از نوع کیفی و کاربردی است و فرضیه آن بر این مبنا استوار است که گریم و تأثیر نمادین رنگ ها، به عنوان یکی از عوامل اجرایی (در کنار نورپردازی، صحنه پردازی، صدا و لباس)، تأثیر مستقیمی بر بیان و انتقال مفاهیم نمایشی دارد. چهره پردازی با ظهور مکاتب مختلف هنری در هنرهای نمایشی دستخوش تغییرات زیادی شده و امروزه با بهره گیری از روان شناسی رنگ به خلق و پرورش شخصیت ها می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد گریم می تواند تأثیر بصری نمایش را برای مخاطب افزایش داده و درعین حال، خواسته های کارگردان را به شکلی ملموس در اجرا متبلور سازد. با استفاده از امکانات متنوعی که گریم در ظاهر بازیگر ایجاد می کند، انتقال هیجانات، امیال و ویژگی های اخلاقی و رفتاری شخصیت نمایش به شکلی مؤثرتر و شفاف تر صورت می پذیرد. همچنین، گریم در باورپذیری شخصیت نزد مخاطب و جلب توجه او به نمایش تأثیرگذار بوده و نقش آن در گذر زمان با پیشرفت های چشمگیری همراه بوده است. این تأثیرگذاری، به واسطه خلاقیت گریمور در استفاده از رنگ ها و ایجاد تغییرات ظریف و نمادین در چهره بازیگر، محقق می شود.
۱۲۳۰.

شکل گیری مدارس نوین در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش مدارس نوین معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۱۶۷
فضاهای آموزشی همواره تحت تأثیر تحولات فرهنگی، اجتماعی و تکنولوژیکی دستخوش تغییرات شده اند. این تغییرات، به ویژه در معماری مدارس، متناسب با شرایط فرهنگی، نیازهای آموزشی و تأثیرات خارجی شکل گرفته است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی- تاریخی است که ترکیبی از تحلیل اسناد و مدارک تاریخی به بررسی سیر تحول معماری مدارس نوین در ایران طی دوره های قاجار و پهلوی اول و دوم (۱۲۵۰ تا ۱۳۲۰ شمسی) می پردازد. روش پژوهش بر پایه مطالعات اسنادی - کتابخانه ای، بررسی تطبیقی و بازدیدهای میدانی استوار بوده و تحلیل داده ها به صورت کیفی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که معماری مدارس از اواخر قاجار، تحت تأثیر ورود نهادهای خارجی، میسیونرها و اندیشه های مدرن غربی دگرگون شده است. این تأثیرات در سازمان دهی فضاها، نحوه طراحی ساختمان ها، تغییر در شیوه استقرار کلاس ها و استفاده از مصالح مدرن مشهود است. مدارس از ساختار سنتی درون گرا فاصله گرفته و به سمت برون گرایی و الگوهای فضایی اروپایی سوق یافته اند. از مهم ترین تغییرات کالبدی می توان به تحولات در دستگاه ورودی، حیاط مدارس، افزایش تعداد کلاس ها، تغییر در ابعاد و تناسبات فضاهای آموزشی و ارتقای کیفیت نورگیری اشاره کرد همچنین، تلفیق سبک های معماری سنتی و اروپایی منجر به شکل گیری بناهایی با سبک التقاطی شد که در آن ها، علاوه بر حفظ برخی عناصر بومی، از شیوه های مدرن ساخت، فناوری های جدید و روش های بهینه سازی فضا بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که معماری مدارس نوین در ایران بازتابی از تغییرات آموزشی، فرهنگی و اجتماعی بوده و تحت تأثیر سیاست های کلان کشور در دوران قاجار و پهلوی بوده است. این پژوهش می تواند زمینه ای برای مطالعات تکمیلی در حوزه معماری فضاهای آموزشی نوین، بررسی تأثیرات سبک های وارداتی و تطبیق آن با نیازهای آموزشی معاصر فراهم نماید 
۱۲۳۱.

درآمدی بر ارائه رشته های هنرهای تجسمی در نظام آموزش عالی و فضای غیر دانشگاهی در ایران

کلیدواژه‌ها: آموزش هنر آموزش رسمی هنر آموزش غیر رسمی هنر رشته های هنرهای تجسمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
امروزه آموزش غیر رسمی رشته های هنرهای تجسمی، به شکلی گسترده و متنوع ارائه می گردد. در واقع حضور این آموزش به حدی است که نمی توان اثرگذاری آن ها بر نظام آموزش عالی ایران را کم اهمیت تلقی کرد. آموزش غیر رسمی رشته های هنرهای تجسمی شامل این موارد است: 1-نقاشان تجربی که اصطلاحاً نقاشان بازاری نامیده می شوند و این شیوه را یاد می دهند. 2-آموزشگاه های کنکور هنر که دوره های آمادگی جهت شرکت در آزمون ورودی دانشگاه های هنر در مقاطع تحصیلی مختلف را برگزار می کنند.3- آموزشگاه های هنری آزاد که به استانداردهای موجود در دانشگاه ها نزدیک تر می باشند و اغلب توسط هنرمندان تثبیت شده و در برخی موارد توسط هنرمندانی تأسیس می شوند که در دانشگاه ها نیز تدریس می کنند. 4- آموزشگاه های هنری آزاد که صرفاً در حوزه نظری هنر نظیر تاریخ هنر، فلسفه هنر، نقد هنر و... فعالیت دارند. در این راستا پژوهش حاضر تلاش دارد، تا تطبیق و ارتباط میان ارائه دانشگاهی رشته های هنرهای تجسمی و آموزش غیر رسمی رشته های مذکور را مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. پژوهش حاضر با این پرسش روبه رو است که ارائه رشته های هنرهای تجسمی در حیطه های آموزش غیر رسمی و آموزش دانشگاهی چگونه قابل مطالعه است؟ روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی می باشد. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از شیوه تجزیه و تحلیل کیفی بهره گرفته شده است. در این پژوهش اطلاعات به صورت کتابخانه ای گردآوری و در جهت پاسخگویی به سوال پژوهش ساماندهی شده اند. چنانچه از بررسی و تطبیق ارائه رشته های هنرهای تجسمی در آموزش رسمی و غیررسمی بر می آید، افزون بر هدف محتوای آموزشی  توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مشخص می گردد. این مسئله بر مؤلفه های دیگر نیز مؤثر است. این در حالی است که بخش عمده ای از  آموزش غیر رسمی مبتنی بر تجربیات استاد و ترجیح و اولویت متقاضی است.
۱۲۳۲.

Factors Influencing the Place Attachment & rsquo;s Users of Social Housing Complexes From the Perspective of Residents (Case Study: Residential Complexes in Districts 3, 7, 9 and 11 of Shiraz City)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: residential complex Place attachment housing design the meanings of the place social housing

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۶
The present research aims to determine the factors influencing the place attachment users of social housing complexes from the residents' perspective using the content analysis research method. From the research methodology perspective, this research is qualitative research conducted with the help of library and field studies by studying documents related to the topic, taking photographs, and semi-structured interviews with 387 residents of social housing complexes in Shiraz who were selected by random probability method. The interviews, which were in the form of audio and video files, were converted into text and entered into the ATLAS-TI 9 software. After coding and determining the validity of the subcategories, concepts, and codes by ten experts in the design of residential complexes, they were extracted in the form of diagrams. The data coding by subcategories and concepts is also compared with the effective components of designing social housing complexes. It is worth mentioning that the selection of social housing complexes in Shiraz was done by the AHP method with the help of Expert Choice 11 software. The findings revealed that the components related to the place attachment of the residents's social housing complexes based on interviews with their users include social connections, emotional connection with the place, the meanings of the place, and the dark side of the attachment to the place.
۱۲۳۳.

نقش طراحی شهری سازگار با سیل از منظر بهبود ادراک خطرپذیری (یک مرور نظام مند بین رشته ای)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت یکپارچه سیل خطرپذیری سیل ادراک محیطی مدل اجتماعی - اکولوژیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۵۴
پیرو کانال کشی نهرها و به کارگیری زیرساخت های کنترل سیل، ادراک افراد از پویایی اکولوژیکی رودخانه ها و ایمنی محیط دچار اختلالات گسترده ای شده است که این عدم درک صحیح از خطرپذیری سیل، در زمان وقوع جریان های شدید سیل می تواند به تلفات عدیده ای منجر شود. لذا در راستای تاب آوری در برابر سیل، علاوه بر معیارهای سازه ای، نحوه بهبود معیارهای غیرسازه ای همانند درک خطرپذیری در راستای ارتقاء سازگاری و آمادگی جوامع در برابر سیل، از جمله مباحث پراهمیت محسوب می شود. امروزه با وجود گذار مدیریت رودخانه ها از رویکردهای تماماً سازه ای به رویکردهای یکپارچه و تأکید بر مشارکت رشته های مرتبط در راستای تلفیق معیارهای سازه ای و غیرسازه ای در زمینه تاب آوری در برابر سیل، نقش طراحی شهری در فرایند مذکور هم چنان در هاله ای از ابهام است. لذا، با توجه به توانایی طراحی شهری در بسط تجربه ادراکی افراد در محیط، این پژوهش درصدد است با انجام یک مرور نظام مند بین رشته ای، نحوه ورود و تلاقی طراحی شهری در بحث ادراک خطرپذیری سیل را مورد بررسی قرار دهد. این پژوهش با بسط مدل اجتماعی-اکولوژیکی پژوهش سه دیدگاه نظری روان شناسی محیط، جغرافیای انسانی و حفاظت از طبیعت را به عنوان نقطه های آغازین این پژوهش بین رشته ای برمی گزیند، سپس با انجام یک مرور نظام مند در پایگاه داده اسکوپوس در شش مرحله، نقش طراحی شهری در بهبود درک خطرپذیری سیل را واکاوی می کند. طراحی شهری در هریک از حوزه های روان شناسی محیط، جغرافیای انسانی و حفاظت از طبیعت می تواند از طریق کیفیت های زیبایی شناختی و ادراکی محیط، حس مکان و تنظیم خدمات اکوسیستمی نقش مهمی در بسط تجربه ادراکی افراد از رودخانه ها و متعاقباً بهبود ادراک خطرپذیری سیل ایفا کند، اما در هریک از حوزه های مذکور با چالش های متعددی مواجه است و نخست باید نحوه سازگاری و ایجاد توازن با عوامل مداخله گر مربوطه را دریابد.
۱۲۳۴.

پژوهشی تاریخی_معناشناختی در دیوارنگاره های بقعه سهل بن علی شهر آستانه (استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیوارنگاری سهل بن علی تزئینات معماری آستانه قاجار منطق الطیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۷۲
بقعه سهل بن علی مزار _مدرسه ای است که در جنوب غربی استان مرکزی در شهر آستانه واقع شده است. براساس شواهد تاریخی هسته اصلی این بنا پیش از دوران صفویه بنیاد نهاده شده و دارای تزئینات مختلف از جمله کتیبه نگاری، دیوارنگاری، نقاشی پشت شیشه و... است که در این میان دیوارنگاره ها هم به دلیل وسعت بسیار و هم به دلیل نقوش جانوری فراوان، آن هم در مکانی مذهبی قابل توجه هستند. به همین منظور این پژوهش پس از بررسی ویژگی های کیفی و همچنین تعیین تاریخ دیوارنگاره ها، با هدف بررسی علل استفاده از نقوش جانوری در مکانی مذهبی، در صدد پاسخ گویی به این سوال است که به کارگیری نقوش جانوری در بنایی مذهبی بر چه اساس و تحت تاثیر چه شرایطی رخ داده است؟ پژوهش پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی صورت پذیرفته است.روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی(عکاسی، گردآوری اطلاعات بومی و...) صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد دیوارنگاره ها تنها جنبه تزئینی نداشته و احتمالا بازتابی از اندیشه عرفانی مسلط بر محیط اجتماعی در زمانه خود است که  نگارگر آن تحت تاثیر حضور متصوفه و تسلط خانقاه ها در شهر، سعی در نمادپردازی آیات قرآن با الهام از ادبیات عرفانی و به خصوص مثنوی منطق الطیر عطار داشته است. دیوارنگاره ها هم از نظر سبک و هم با استناد به شواهد تاریخی متعلق به دوران قاجار است و دارای درجات مختلف کیفی از نظر شیوه اجرا هستند. از دیگر نتایج این پژوهش می توان به یافتن نشانه هایی از دیوارنگاری پنهان شده در زیر گچ اشاره نمود که احتمال وجود نمونه های مشابه دیگری را در بنا افزایش می دهد.
۱۲۳۵.

نظریه ای تبیینی برای توضیح سطوح مشارکت در معماری بر مبنای منطق فرایندهای تصمیم گیری در خصوص محیط انسان ساخت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصمیم گیری مشارکتی معماری مشارکتی محیط انسان ساخت نظریه معماری واحد عمل شناختی - فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
بیان مسئله: مشارکت موضوعی چندوجهی و چندپارادایمی است که نمی توان توضیح مطلقی از آن ارائه داد؛ اما بدون نظریات تبیینی نیز نمی توان به بررسی کاربردی مفاهیم مشارکت یا توسعه و ارزیابی نظریات مشارکت در معماری پرداخت. دردست نبودن چارچوب های تبیینی، به ازهم گسیختگی و نارسایی های نظری انجامیده است. بر این اساس، این پرسش مطرح شده است که «کدام مفاهیم قابل تفکیک و قابل سطح بندی می توانند توضیحی از ماهیت تصمیمات مشارکتی مربوط به محیط انسان ساخت ارائه دهند که نارسایی های نظری این حوزه را در توضیح تجارب گوناگون برطرف کند؟»هدف پژوهش: فراهم آوردن چارچوبی تبیینی که بتواند ویژگی ها و مقولات تصمیمات مشارکتی را در حوزه معماری، به گونه ای قابل شناسایی و قابل ارزیابی توضیح دهد.روش پژوهش: روشی کیفی و سه مرحله ای مبتنی بر استدلال منطقی در پیش گرفته شده است که به کمک مدل سازی مفهومی به تبیین چارچوب نظری می پردازد. در این روش ابتدا چارچوب و تعریفی اولیه برای توضیح مشارکت در تصمیمات مربوط به معماری ارائه می شود که مؤلفه ها و مقولات سطح بندی شده و مشخصی دارد. در مراحل بعدی با تحلیل منطق نظریات و سه تجربه مشارکت در معماری، به کمک مصاحبه های نیمه ساختاریافته، کاربرد این چارچوب بررسی شده و مدل پیشنهادی راستی آزمایی می شود.نتیجه گیری: می توان براساس منطق مفاهیم «چرخه تصمیم گیری» و «واحد عمل شناختی-فرهنگی» و با شرح رابطه میان مقولات «فرایند تصمیم گیری مشارکتی»، «توزیع قدرت تصمیم گیری» و «تعاملات میان مشارکت کنندگان»، توضیحی قابل ارزیابی از پدیده مشارکت در تصمیمات مربوط به محیط انسان ساخت ارائه کرد. در این تصمیمات، سطح خودزایی در فرایند، سطح توزیع در قدرت تصمیم گیری و سطح دستیابی به زبان مشترک در تعاملات، می توانند توضیح دهنده سطح کلی مشارکت باشد.
۱۲۳۶.

زمان اصیل و اثر آن بر درک لذت ناشی از کنش محصول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زمان اصیل نیاز انگیزش تجربه لذت کنش محصول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۸۹
لذت، احساسی است ناشی از یک تجربه حسی مثبت. استمرار لذت وعملکردی لذت بخش کاربر در طول چرخه عمر استفاده از محصول، برای طراحان حائز اهمیت است؛ چرا که سبب ایجاد پیوندی فرامادی بین کاربر و محصول طراحی شده می شود. زمان در این فرایند نقشی محوری دارد که همواره مورد توجه اندیشمندان بوده است. در این پژوهش با اتخاذ تعریف زمان اصیل و زمانمندی از دو فیلسوف شهیر قرن بیستم، برگسون و هایدگر، به بررسی اثر زمان بر تجربه و درک لذت ناشی از کنش محصول از سوی کاربر می پردازیم. پژوهش کیفی به روش توصیفی- تحلیلی انجام شد. پس از بررسی مطالعات انجام شده در سه حوزه زمان، نیاز و تجربه لذت به روش مطالعات اسنادی، سه نمونه از محصولات موفق طراحی شده از منظر هم سویی با زمان، ورای تعریف خطی آن، مطالعه شدند. نتایج حاکی از آن است که چنان چه طرح محصول، با تفکر طراحی مناسبی حمایت شود و این اندیشه در جوهره طرح انعکاس یابد به ذات اصیل کاربر (و به تعبیر فلاسفه، دازاین یا موجود متفکر) نزدیک شده و تجربه زمان اصیل را برای مخاطب خود، فارغ از زمان هندسی و فیزیکی فراهم می کند تا در جهت معنا دادن به زندگی خود حرکت کند.  
۱۲۳۷.

تدوین راهبردهای طراحی شهری توسعه محله شهری خلاق از منظر کارکردی-فضایی، مورد پژوهی: محله سنگ سیاه، شیراز

کلیدواژه‌ها: شهر خلاق محلات شهری مدل سوآت ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی محله سنگ سیاه شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۷۳
نظریه شهر خلاق سعی دارد تا کیفیتی را شرح دهد که تصویر ذهنی یک شهر را برای شهروندان زیباتر نماید. هدف از مطرح نمون مفهوم کیفیت زندگی در این نظریه، اصلاح تکامل توسعه شهری از مفهوم رشد کمّی به توسعه پایدار شهری است. در واقع، خلاقیت شهری به عنوان یک رویکرد راهبردی می تواند بر کیفیت های زیستن در شهر تاثیرگذار باشد. بنابراین هدف اصلی از این پژوهش ارائه راهبرد جهت تحقق ایده شهر خلاق در محلات شهری و انتخاب استراتژی مطلوب است. در راستای دستیابی به هدف پژوهش از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه های تحقیق پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده بهره گرفته شده است. جامعه آماری پژوهش را تمام ساکنان محله سنگ سیاه که بر اساس طرح مطالعاتی محله بندی شهر شیراز برابر با 6355 بوده اند و کارشناسان طراحی شهری تشکیل می دهد. در گروه شهروندان با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه به تعداد 363 نفر به صورت تصادفی ساده و در گروه کارشناسان تعداد 30 کارشناس انتخاب شده است. در این نوشتار برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل SWOT و از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمّی (QSPM) جهت اولویت بندی استراتژی ها بهره گرفته شده است. بر اساس نتایج حاصل شده از مدل SWOT موقعیت شاخص های شهر خلاق در بعد کارکردی-فضایی در محله مورد مطالعه با توجه به تمامی عوامل به دست آمده، در موقعیت رقابتی قرار دارد. نتایج به دست آمده از QSPM نشان می دهد که از بین پنج استراتژی مهم، استراتژی تقویت فضاهای سبز محلی در جهت افزایش حضورپذیری افراد و تقویت تعاملات اجتماعی میان ساکنین با کسب بالاترین امتیاز به عنوان بهترین راهبرد شناخته می شود.
۱۲۳۸.

مسئله سیاست اجتماعی مسکن در ایران: بررسی اثرات اجرای پروژه مسکن مهر بر گسترش پدیده جدایی گزینی فضایی-اجتماعی در مجموعه کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دینامیز های بازار-محور مسکن مهر حاشیه نشینی جدایی گزینی اجتماعی و فضایی مجموعه کلان شهری تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
 در سه دهه گذشته، چیرگی کامل دینامیز های بازار-محور بر نظام مسکن ایران به افول شدید استطاعت پذیری خصوصاً برای اقشار کم درآمد منجر شده است. در نتیجه این امر نیاز های مسکن فراوان و رو به تزایدی، عمدتاً از طرف اقشار کم درآمد جامعه، بی پاسخ مانده است. از طرف دیگر کاهش شدید استطاعت پذیری باعث گسترش پدیده جدایی گزینی اجتماعی-فضایی شده است. بروز این پدیده علاوه بر جدایی گزینی فضایی طبقات جامعه از یکدیگر، باعث می شود تا تعاملات و کنش های اجتماعی بین آن ها نیز محدودتر شود. از طرف دیگر، جدایی گزینی باعث محدود شدن بهره مندی اقشار کم درآمدتر به خدمات شهری و زیر ساخت های اجتماعی ضروری برای بازتولید اجتماعی نیروی کار می شود. بر اساس برخی از تجارب جهانی، مداخله دولت در بازار مسکن باعث افزایش استطاعت پذیری و کاهش جدایی گزینی می شود. بر همین اساس پروژه عظیم مسکن مهر طرح ریزی شد تا با آنچه شکست بازار نامیده می شود مقابله کند؛ اما این مقاله آشکار می سازد که پروژه مسکن مهر علاوه بر آنکه تا حد زیادی نتوانست با دینامیز های بازار مقابله کند، بلکه با تقویت این نیروها به گسترش پدیده جدایی گزینی فضایی-اجتماعی شهرها سرعت بخشید. این مقاله با بررسی چگونگی شکل گیری پدیده افتراق فضایی-اجتماعی در مجموعه شهری تهران، اثرات اجرای پروژه مسکن مهر را بر گسترش این پدیده بررسی می کند.
۱۲۳۹.

برنامه ریزی سناریوی شکوفایی شهری (مطالعه موردی: کلانشهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی شکوفایی شهری میک مک سناریو ویزارد کلانشهر اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
کلانشهر اصفهان طی چند دهه اخیر با توسعه ی بی رویه فیزیکی، توسعه صنایع، هزینه های خدمات، آلودگی هوا، حاشیه نشینی و... باعث تسریع در روند شکل گیری توسعه ناپایدار شده است که لزوم توجه به شاخص ها و روندهای توسعه محور در حوزه پایداری را می طلبد. شکوفایی دارای شاخص هایی است که بر پایداری اجتماعی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار تأثیرگذار است. این پژوهش با استفاده از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع و همچنین نرم افزار میک مک و سناریو ویزارد، مؤلفه های شکوفایی شهری در کلانشهر اصفهان را مورد تحلیل قرار داده است. نتایج میک مک نشان می دهد که کلانشهر اصفهان دارای سیستمی ناپایدار می باشد. درنهایت 14 عامل کلیدی انتخاب شدند و تعداد 42 وضعیت احتمالی مختلف بر عوامل کلیدی در نرم افزار سناریو ویزارد در نظر گرفته شد. نتایج نشان می دهد 3 سناریو احتمال وقوع بیشتری در توسعه ی شکوفایی آیندۀ اصفهان دارند. از بین این 3 سناریو، سناریوی اول شرایط ایده آل، سناریو شماره 2، سناریو نسبتاً مطلوب و سناریوی شماره 3، وضعیت بحرانی و نامطلوب را دربر دارد. از این میان، نرخ فقر بیشترین اثرگذاری را داشته که بیانگر اهمیت این عامل در شکوفایی شهر اصفهان می باشد.
۱۲۴۰.

بازتاب روابط سیاسی و تجاری شاه عباس اول و جمهوری ونیز در اسناد و آثار هنری آرشیو ونیز و موزه کورِر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاه عباس دوران صفوی جمهوری ونیز آرشیو ملی ونیز موزه کورِّر روابط خارجی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۶۵
  تا پیش از دوره صفوی، روابط ایران و غرب، بسیار محدود بود و تنها اسناد کمی در زمینه حضور تجار ونیزی در تبریزِ عصر ایلخانی، روابط ایران و اسپانیا در دوره تیموری و اتحاد ایران با جمهوری ونیز به منظور مقابله با ترکان عثمانی از دوره آق قویونلوها در دست است؛ اما دوره شاه عباس اول را باید نقطه عطفی در روابط ایران و اروپا دانست که پیش از این نیز در تحقیقات تاریخ سیاسی درباره آن مطالبی آمده است؛ اما مقاله حاضر با هدف بررسی نقش آثار هنری در قالب هدایای سیاسی و پیگری نحوه بازتاب هنر ایران در آثار به جای مانده از هنر وقت جمهوری ونیز، به بررسی اسناد باقی مانده از این دوران پرداخته است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تاریخی و با بررسی اسناد مکتوب موجود در آرشیو ملی ونیز و آثار هنری موزه کورِّر مربوط به آن دوران، انجام شده است. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی است؛ نتایج پژوهش نشانگر رویکردهای شاه عباس در روابط خود با ونیز در سه بُعد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی با اولویت گسترش جنبه های فرهنگی است که در نتیجه آن، ثبت رویداد در اسناد ونیز، ثبت هدایای ایران و توجه به سیما و پوشش سفیران ایرانی به عنوان سوژه های جدید، توسط هنرمندان مقیم در این شهر رواج پیدا کرد و آن را باید زمینه ساز اولیه شناخت اروپاییان از ایران دوره صفوی دانست که ضمن ترویج فرهنگ و هنر ایرانی در ونیز و گسترش آن به سایر کشورهای غربی، موجب گسترش روابط و حضور بیش تر اروپاییان در ایران شد.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان