فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
49 - 72
حوزههای تخصصی:
توجه به موضوع مدیریت تعارضات در پیشینه مطالعات حوزه شهرسازی، تقریباً سابقه ای به قدمت این رشته دارد و در دهه های اخیر مکاتب مختلف شهرسازی به این موضوع توجه نشان داده اند. نگاه جدی به این موضوع مشخصاً از دهه 70 شروع می شود و به تدریج با گسترش اندیشه برنامه ریزی مشارکتی در دهه 80 رشد چشمگیری پیدا می کند. این درحالی است که تفکرات ارائه شده در خصوص درک تعارضات در برنامه ریزی تاکنون، به طور عموم مجموعه ای نامنسجم و گاه متضاد بر اساس مبانی فکری فلسفی متنوع و متشتی است. با توجه به تحول تاریخی تعامل نظریه برنامه ریزی با موضوع تعارض، هدف این پژوهش، توصیف و فهم ماهیت تعارض و در ادامه مدیریت تعارضات در بستر اندیشه وتفکر برنامه ریزی شهری و تلاش درجهت طبقه بندی دیدگاه ها بر اساس رویکردهای نظری فلسفی و زمینه ای غالب است. روش شناسی، مبتنی بر شیوه فراتحلیل و تحلیل محتوای کیفی است و از مرور سیستماتیک منابع چاپ شده در پایگاه داده اسکوپوس و گوگل اسکالر، در قالب چارچوب پریزما برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. مطابق این چارچوب، به تحلیل محتوای 183 منبع به زبان انگلیسی پرداخته شد. بر این اساس رویکردهای پیرامون ماهیت و مفهوم تعارضات در برنامه ریزی شهری را می توان طبق هدف مطالعات و پاسخگویی به سه سئوال چیستی و چرایی تعارضات و چگونگی مدیریت آن، شامل رهیافت های «موقعیت مند» ، «مدیریتی» ، «نظریه ای» دانست. رهیافت موقعیت مند شامل تعارضات در حوزه های «الگوهای فضایی مکانی شهر» ، «کاربری و مالکیت اراضی» ، «فضاهای شهری» ، «توسعه و حفاظت» و «پروژه های بزرگ مقیاس»، رهیافت مدیریتی شامل «فرایند تصمیم گیری» ، «تکنیک های مدیریت تعارض» ، «ارزیابی تأثیرها» و «تحلیل و طراحی نهادی» و رهیافت نظریه ای شامل «نقش نظریه برنامه ریزی» ، «نقش نهادهای قدرت» و «نقش برنامه ریز» در فهم مسئله تعارض است. رهیافت های مدیریتی و نظریه ای بر اساس سیر تاریخی ماهیت تعارضات در حوزه نظریه های برنامه ریزی شهری در سه پارادایم تحول یافته است. نتایج نشان می دهد، نگاه به مفهوم ماهیت و مدیریت تعارضات، در قالب سه پارادایم «اثبات گرا» با اعتقاد به اجماع هدایت شده، «پسااثبات گرا» با اعتقاد به پایان تعارضات ازطریق اجماع مبتنی بر اخلاق گفتمان و «انتقادی» با تأکید بر هژمونی حاصل از اجماع سازی و بازتولید همیشگی تعارضات در برنامه ریزی قابل شناسایی و ساختاربندی است. بدین ترتیب باوجود پیشینه های ایدئولوژیک و رویکردهای مختلف به موضوع تعارض، یک چرخش سیاسی در این حوزه در نظریه و عمل برنامه ریزی شهری شناسایی می شود. درنتیجه برنامه ریزان باید از تنزل اقداماتشان به طور سنتی به یک بعد تنظیمی، فراتر رفته و به مفهوم سازی مجدد سیاست شهری و دگرگونی بعد فیزیکی و نمادین فضا کمک نمایند.
بازشناسی مؤلفه های موثر بر حس دلبستگی مکان در سه مقیاس خانه، محله، شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
73 - 86
حوزههای تخصصی:
حس دلبستگی مکانی یکی از مهمترین شاخص های سنجش کیفیت مکانی یک فضا از بعد روان شناختی آن است و ارتباط مشخصی با شکل گیری حس مکان در یک فضای شهری دارد. با وجود استفاده گسترده از این مفهوم در پژوهش های مختلف در حوزه مکان، به تأثیر "مقیاس مکان" در نحوه شکل گیری و بروز حس دلبستگی مکانی در شهروندان کمتر توجه شده است. بنابراین در این پژوهش هدف اصلی کشف عوامل مؤثر در شکل گیری یا عدم شکل گیری حس دلبستگی مکانی در مقیاس های مختلف مکانی به تفکیک خانه، محله و شهر است. رویکرد این پژوهش رویکردی کیفی برای شناسایی عوامل مؤثر بر حس دلبستگی در سه مقیاس خانه، محله و شهر بوده و برای این منظور روش تحلیل محتوای کیفی مورد استفاده قرار گرفته است. در مجموع 66 مصاحبه عمیق در شش محله در سطح شهر تهران انجام شده و با تحلیل محتوای این مصاحبه ها مفاهیم کلیدی مؤثر بر حس دلبستگی به تفکیک سه مقیاس استخراج و در نهایت در قالب مقولاتی انتزاعی بیان گردید. بر این اساس چهار مقوله ساختار مسکن، تعلق اجتماعی، کارایی محیطی و تعلق معنایی در مقیاس خانه، چهار مقوله کارایی محله، تعلق خاطر به محله، سرمایه اجتماعی و ارزش های اداراکی-شناختی در مقیاس محله و چهار مقوله سرزندگی، دسترسی و کارایی، وابستگی اجتماعی و ارزش های ادراکی- معنایی در مقیاس شهر به عنوان عوامل مؤثر بر شکل گیری حس دلبستگی تعیین گردید. همچنین نتایج پژوهش نشان داد مقیاس محله به عنوان مهمترین و حلقه واسط میان تمام مقیاس ها در شکل گیری حس دلبستگی مکانی عمل می نماید. از طرف دیگر این مقولات متناسب با هرم نیازهای انسانی مازلو بازتعریف و دسته بندی گردید. همچنین نتایج پژوهش نشان داد، ماهیت مقولات شکل دهنده به حس دلبستگی مکانی در مقیاس خانه ملموس و عینی و در مقیاس شهر ماهیتی غیرملموس و ذهنی و در مقیاس محله ماهیتی بینابین دارد.
مطالعه ادراک شرکت کنندگان در ابررویداد اربعین پدیده گردشگری مذهبی جهان امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
16 - 25
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت رویداد اربعین به عنوان یکی از مهم ترین رویدادهای گردشگری مذهبی برای شیعیان، این پژوهش درصدد است با استفاده از رویکرد تفسیرگرایی اجتماعی به مطالعه زمینه ها و دلایل استقبال شیعیان ایرانی و تجربه و درک فعالیت در آن بپردازد. روش شناسی این پژوهش، کیفی است. داده ها با استفاده روش های مرسوم در روش اتنوگرافی جمع آوری شده و به وسیله روش گراند تئوری تحلیل شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که زمینه هایی چون ناکارآمدی نظام تصمیم گیری داخلی، به دلیل مواجهه دولت و نظام اداری برآمده از آن با انواع بحران ها در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نابرابری اجتماعی در حضور در این رویداد نقش دارند. این نابرابری ناشی از احساس تبعیض مذهبی و برخوردارنبودن از حقوق توسط شرکت کنندگان معنا می شود. بازسازی معنایی تجربه و درک زائران از حضور در این رویداد به مثابه مجرایی برای مشارکت و همبستگی اجتماعی، تغییر فرهنگی و پل ارتباطی ذی نفعان و مسئولان اجرایی است. مقوله هسته نیر بر رویداد پیاده روی اربعین به مثابه جایگزینی برای تنگناهای موجود دلالت می کند.
تحلیل مؤلفه های تاب آوری منطقه ای در برابر مخاطرات لرزه خیزی، بررسی موردی: استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۴
45 - 74
حوزههای تخصصی:
یکی از نیازهای شهرها و مناطق برای مواجهه با مخاطرات طبیعی، نحوه مدیریت بحران با استفاده از مفهوم تاب آوری است که یک مفهوم مقیاس پذیر است و می بایست قلمرو وسیع تر منطقه را دربرگیرد. امروزه مطالعات اندکی درخصوص تاب آوری منطقه ای در برابر مخاطرات طبیعی انجام گرفته است، لذا پژوهش حاضر سعی به بررسی این مفهوم در سطح منطقه دارد. با توجه به سوابق تاریخی فعالیت گسل ها، استان تهران در آینده با زلزله ای عظیم مواجه خواهد شد. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل مؤلفه های تاب آوری منطقه ای در برابر مخاطرات لرزه خیزی استان تهران است. ازآنجایی که برای دستیابی به ویژگی های مناطق تاب آور در برابر مخاطرات لرزه خیزی، به شاخص هایی جامع نیاز است، لذا با در نظرگیری مدل های جامع در مطالعات نظری و تجربی، شاخص ها در قالب مدل تلفیقی (BRIC, DROP, CDRI, MDFR, UNISDR, PEOPLES, RIM) استخراج شدند. روش جمع آوری اطلاعات در شاخص های عینی (کمی) و ذهنی (کیفی)، روش مطالعات اسنادی و استفاده از پرسش نامه الکترونیکی است. جامعه آماری، ساکنین استان تهران هستند که حجم نمونه با فرمول کوکران در کل استان، 384 نفر برآورد شده است و برای تقلیل شاخص ها و یافتن مؤلفه ها، با روش تحلیل عاملی اکتشافی و نرم افزار SPSS، شاخص ها به 23 مؤلفه تقلیل یافتند و با محاسبه شاخص مرکب ازطریق مجموع امتیاز ابعاد عینی و ذهنی و نحوه توزیع فضایی آن در نرم افزار ArcGIS مورد بررسی قرار گرفت و میزان ارتباط و تأثیر هریک از مؤلفه ها بر تاب آوری منطقه ای استان تهران ازطریق تحلیل رگرسیون خطی (آزمون معناداری R2 برابر 0.54)، برای مؤلفه های ذهنی و ازطریق میانگین امتیازات عاملی، برای مؤلفه های عینی انجام شد. نتایج حاکی از آن است که نیمی از استان تهران دارای تاب آوری اندکی است و درصورت وقوع زمین لرزه در هریک بالأخص شهرستان تهران که پایتخت را دربردارد، تاب آوری اندکی را از خود نشان خواهند داد که تبعاتی را در پی دارد.
تحلیل روایت شناسانه به بند کشیدن ضحاک در شاهنامه بایسنقری بر مبنای نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
73 - 84
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی یکی از روش های تحلیل روایت است. نظریه پردازانی در زمینه روایت شناسی به تحقیق پرداخته اند از جمله آنها می توان به ژرار ژنت اشاره نمود. از نظر ژنت برای تحلیل روایت پنج عامل وجود دارد: تداوم، بسامد، نظم که به زمان مربوط می شوند و دو عامل دیگر وجه و لحن هستند. هدف از این پژوهش، انطباق روایت تصویری به بند کشیدن ضحاک در شاهنامه بایسنقری بر اساس عوامل تحلیل کننده روایت در نظریه ژنت است. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی بوده و گردآوری مطالب کتابخانه ای است. براین اساس این سؤال مطرح است که چگونه نقاش داستان ضحاک را بر اساس تصویر، روایتگری نموده است؟ عناصر روایت در نظریه ژنت چگونه با روایت تصویری نگاره منطبق می شود؟ از نتایج تحقیق چنین برمی آید که باتوجه به تفاوت های ساختاری میان متن کلامی و متن تصویری برای نگارگر این امکان وجود نداشت که همچون شاعر از پیوستگی تصویر برای نشان دادن رخدادها استفاده کند؛ بنابراین نگارگر تلاش کرده بود تا توالی زمان رخدادها را شکسته و با پیوند دو یا چند رخداد یک تصویر را به نمایش بگذارد. همچنین با مداخله در مواردی چون زمان و وجه، نقش مخاطب را پررنگ تر کرد. می توان گفت نقش نگارگر در لحن به مثابه بیان تصویری پررنگ تر بوده و به عنوان دانای کل عمل کرده است.
رهیافت های توسعه گردشگری در شهرهای کوچک برمبنای تحلیل عوامل و مسائل بازدارنده آن؛ مطالعه موردی: شهر دلبران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
95 - 107
حوزههای تخصصی:
جریان فعالیت گردشگری اثرات زیادی را در زمینه های مختلف به دنبال دارد و رونق و توسعه آن نیز وابسته به عوامل متنوعی است. ضعف امکانات شهری و خدمات زیرساختی، در شهرهای کوچک مناطق محروم، عاملی است که فاصله جریان فعالیت گردشگری را نسبت به حد ایده آل بیشتر می کند و محدودیت ها و مسائلی را در مسیر توسعه آن به وجود می آورد. این پژوهش که از نوع کاربردی و رویکرد روش شناسی آن آمیخته است، با هدف ارائه رهیافت های توسعه گردشگری در شهرهای کوچک، در پی تبیین و تحلیل زمینه های بازدارنده توسعه گردشگری در شهر دلبران می باشد. مسائل مترتب بر گردشگری شهر دلبران و حوزه تحت نفوذ آن احصاء و جمع آوری شده و بر اساس بار محتوایی آنها در سه بُعد ناکارآمدی نظام اقتصادی، ضعف زیرساخت های ارتباطی و خدماتی و ناتوانی و سستی ساختارهای اجتماعی-فرهنگی نام گذاری و دسته بندی شدند. ابعاد مذکور در ارتباط با ایستایی فعالیت گردشگری از طریق 23 شاخص مشاهده پذیر و در چارچوب مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) سنجش و بررسی شد. یافته ها نشان می دهند که رابطه عامل های ضعف زیرساخت ها و ناکارآمدی نظام اقتصادی با ایستایی فعالیت گردشگری معنی دار می باشد و 94 درصد از تغییرات کسادی و بی رونقی فعالیت گردشگری در مدل ساختاری پژوهش قابل تبیین و برآورد است. ناکارآمدی نظام اقتصادی و ضعف زیرساخت ها به ترتیب با ضریب اثر 0.401 و 0.394 بر ایستایی فعالیت گردشگری اثرگذار هستند. ضعف زیرساخت ها هرچند در رتبه دوم اثرگذاری قرار دارد ولی به دلیل اینکه اثر غیرمستقیم (0.311) هم دارد مهم ترین و اثرگذارترین متغیر موثر بر جریان فعالیت گردشگری است. درنهایت متناسب با نقشه روابط میان عوامل و مسائل بازدارنده فعالیت گردشگری، رهیافت های ارتقاء و توسعه زیرساخت های ارتباطی و خدماتی، بهبود زمینه های اقتصادی و توانمندسازی ساختارهای اجتماعی- فرهنگی ارائه شده است.
تصویرگری عجایب المخلوقات در پویانمایی با تکیه بر کتاب قزوینی (678 ه .ق) و انیمیشن سندباد (1975م.)
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
139 - 158
حوزههای تخصصی:
موجودات عجیب الخلقه از دیرباز در فرهنگ عامه مردم جهان نقش مهمی داشته اند. در ایران باستان نیز به دلیل فرهنگ اصیل و فولکلور حضور بیشتری دارند. یافته های خطی متعددی از سالیان گذشته توسط کاتبان علوم غریبه و قصه پردازان به ثبت رسیده است. این کتب حاوی افسانه ها و داستان های عجیب غریب و مزین به نگاره های انسانی، حیوانی و عجیب الخلقه هستند. سؤال این است که نقش و تأثیر موجودات عجیب در عجایب نگاری کهن و آثار تلویزیونی معاصر چیست؟ پژوهش حاضر به بررسی وجوه اشتراک و افتراق کتاب عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات محمدبن زکریای قزوینی (678 ه .ق) و سریال انیمیشنی شب های عربی: ماجراهای سندباد به کارگردانی فومیئو کوروکاوا (1975م.) می پردازد که حاوی تعداد بی شماری از تصاویر و قصه های اعجاب انگیز است. کتاب هزارویک شب، یکی از نقاط مشترک بین این دو اثر است که در بطن خود قصه ها و حکایات مختلفی از حضور دیوها و غول ها دارد. این کتاب که پیشینه ای طولانی دارد نقش مهمی در نشان دادن عجایب المخلوقات در کتاب قزوینی و در انیمیشن سندباد ایفا کرده است. هدف این نوشتار مطالعه بازآفرینی نمودهای موجودات عجیب الخلقه برگرفته از کتاب مذکور در این انیمیشن است تا بتوان ظرفیت های این کتاب را در خلق آثار متحرک و بهره گیری از ادبیات عامیانه و افسانه های کهن ایرانی نشان داد. این پژوهش، توصیفی تحلیلی است و طی مقایسه تصویری هر دو اثر، مشخص شد که کتاب قزوینی و انیمیشن کوروکاوا، با اینکه در فاصله زمانی چند قرن موجوداتی عجیب غریب را نشان می دهند؛ اما این موجودات هویت ذاتی خود را حفظ کرده و از نظر فرم، ماهیت و ویژگی های رفتاری و شخصیتی هیچ تغییری نکرده اند و بیشتر رویکرد خلاقانه و تکنیک اجرایی متفاوتی برای بیان روایت داستان به نمایش گرفته شده است.
تحلیل بازنمایی مکان زندگی روزمره در آثار عکاسان معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکان زندگی روزمره، ازجمله موضوعاتی است که همواره موردتوجه هنرمندان معاصر بوده است. دلیل این امر نه تنها ارزش گذاری به مکان، بلکه تلاشی بر دیالکتیکی بودن تأمل و درک انتقادی از فرهنگ و زندگی روزمره بوده است. نمایش فضای خصوصی ازجمله خانه در هنر به ویژه عکاسی، در معنابخشی به زندگی روزمره مهم تلقی گشته و به درک امر روزمره به عنوان موضوعی درخور تأمل می انجامد. این مقاله بر آن است با طرح این پرسش که هدف از بازنمایی خانه در آثار عکاسان معاصر ایرانی چه بوده است، به تحلیل بازنمایی مکان در آثارشان نائل آید. مطالعه آثار و تحلیل نشانه های صریح و ضمنی نمایش مکان زندگی روزمره در آثار این هنرمندان، گویای این امر است که بازنمایی خانه در این آثار به منظور بازنمایی امر روزمره، بازیابی خاطرات، حس نوستالژیک و نقد مدرنیته صورت گرفته و هنرمندان با طرح این پرسش ضمنی برای مخاطب که آدم های این مکان ها کجا رفته اند و چگونه می توان این مکان ها را دوباره احیا کرد، به خلق اثر پرداخته اند. این پژوهش کیفی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی می باشد. نقد مدرنیته، حس نوستالژیک، اهمیت به مکان زندگی روزمره و خانه، بازیابی خاطرات، ازجمله اهداف مشترک هنرمندان در بازنمایی مکان زیسته و تجربه شده در زندگی روزمره بوده است. یافته های این پژوهش و نتایج این بررسی در جداولی مجزا بر اساس الگوی هولستی در انتهای مقاله قبل از نتیجه گیری ارائه شده است. همچنین در جدولی دیگر مدل تحلیلی داده های این پژوهش رسم گردیده است. عکس ها و نقاشی های این مقاله با توجه به پرسش پژوهش و بر اساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.
آسیب شناسی شیوه های متداول اسکان موقت و نقش نیمه-پیش ساختگی بر ایجاد الگویی کارا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
۱۶-۱
حوزههای تخصصی:
اهداف: ارائه راهبردهای کاربردی در جهت افزایش کیفیت خانه های اسکان موقت و تبیین نقش پیش ساختگی و نیمه-پیش ساختگی در جهت نیل به اهداف معماری کارا. روش ها: در این پژوهش ترکیبی با روشی توصیفی-تحلیلی و پیمایشی پس از بررسی متون تخصصی در حوزه طراحی خانه های اسکان موقت و نمونه های انجام شده در سایر داخل و خارج از کشور و نیز شیوه های نوین نیمه پیش ساختگی، به بررسی و استخراج رویکرد ها و شاخص های طراحی خانه های اسکان موقت پرداخته و پرسشنامه هایی در اختیار متخصصان حوزه طراحی و اجرای خانه های اسکان موقت قرار داده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، گویه توجه به حریم خصوصی کاربران (از مولفه مردم-محوری) با میانگین رتبه؛ 5.14، گویه مقاومت مصالح در برابر زلزله و آتش سوزی (از مولفه مصالح-محوری) با میانگین رتبه؛ 4.03 و نهایتا گویه بهره گیری از شیوه های نوین پیش ساختگی و نیمه پیش ساختگی(از مولفه طراحی-محوری) با میانگین رتبه؛ 3.44 بالاترین رتبه را به منظور ارتقا کیفیت خانه های اسکان موقت ایفا می کنند. نتیجه گیری: از منظر خبرگان، مصالح-محوری و مردم-محوری اهمیت بیشتری بر طراحی خانه های اسکان موقت دارند و نقش طراحی محوری و مولفه های آن از منظر گروه خبرگان کم اهمیت تر بود. لذا می توان با بهره گیری از شاخصه های موجود در مؤلفه طراحی محوری و همچنین ارتقا کیفی راهبرد های آن (از جمله بهره گیری از شیوه های نوین نیمه-پیش ساختگی) به عنوان یک فرصت، باعث ارتقا کیفیت خانه های اسکان موقت گردید.
پژوهشی باستان شناختی بر حدود و ثغور رستاق ریشهر در کوره اَرجان و قلاع تاریخی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۴)
5 - 29
حوزههای تخصصی:
در جنوب غربی ایران دو جای نام ریواردشیر در اردشیرخوره و ریشهر در کوره اَرجان وجود داشته است که به دلیل روایات نادرست از تغییر نام ریواردشیر به ریشهر در برخی متون دوران اسلامی، گاهی برخی از تحولات ریشهر اَرجان را به ریواردشیر نسبت داده اند. تعیین حدود و ثغور رستاق ریشهر در کوره اَرجان در جنوب غربی ایران و پی بردن به جایگاه ژئوپولیتیک تاریخی آن، با بررسی و مطالعه باستان شناختی قلاع تاریخی گستره جغرافیایی رستاق یاد شده، هدف عمده این پژوهش است. بنابراین، پژوهش حاضر در صدد پاسخ به دو پرسش است: 1- گستره جغرافیایی رستاق ریشهر چه مناطقی از کوره اَرجان را در بر می گیرد؟ 2- با توجه به قلاع و استحکامات دفاعی، اهمیت سیاسی- نظامی و شکل گیری حوزه اداری رستاق ریشهر به چه دوره ای بر می گردد؟
تحلیل تاریخی به کمک مدارک باستان شناسی حاصل از بررسی میدانی روشمند باستان شناختی و مطالعات منابع مکتوب روشی است که پژوهش پیش رو از آن سود جسته است. نتیجه آنکه تلفیق اطلاعات حاصل از متون جغرافیایی و تاریخی اسلامی و مطالعات باستان شناختی نشان داد، ریشهر کوره ارجان یک ناحیه ی سیاسی- اداری مشخص در دوران اسلامی به مرکزیت شهر دیرجان است که حدود آن در محدوده ی شهر سردشت و زیدون تا حدود امیدیه و هندیجان کنونی بوده است. حدود و ثغور آن با توجه به شواهد باستان شناختی مرتبط با سازمان دفاعی و اداری این رستاق مانند قلاع تاریخی، وضع توپوگرافیک منطقه و عوارض طبیعی محدود کننده مرزهای سیاسی- اداری مانند رودها قابل تشخیص است. شواهد باستان شناختی موجود از جمله قطعات سفال و آثار معماری به جای مانده قلاع دیده بانی و دفاعی و نیز منابع تاریخی، گویای اهمیت و جایگاه ژئوپولتیک مهم این رستاق، طی دوره ساسانی تا قرن ششم ه .ق است.
شناسایی نقش چرخه های زمانی در تبیین شاخص های اجتماع پذیری فضاهای عمومی (مطالعه موردی: میدان جانباز مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
195 - 212
حوزههای تخصصی:
در میان انواع فضاها، فضاهای عمومی به دلیل ایجاد بستر فعالیت های اجتماعی واجد اهمیت بالایی هستند و بخش زیادی از زندگی جمعی افراد در آن ها سپری می شود. از آنجا که تعاملات اجتماعی افراد در این گونه فضاها شکل می گیرد، اجتماع پذیری از مهم ترین کیفیت های فضاهای عمومی تلقی می شود. اما تاثیرات این کیفیت در چرخه های زمانی مختلف متفاوت است و برای تحلیل همه جانبه ی ماهیت مکان، نیاز است تا این ماهیت در بازه های زمانی مختلف مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، هدف این تحقیق آن است تا رابطه ی همبستگی میان عامل زمان و سطح شاخص های اجتماع پذیری فضاهای عمومی متاثر از عامل زمان را تحلیل نموده و به بررسی چگونگی ارتباط شاخص های اجتماع پذیری با چرخه های زمانی روزانه و سالانه، به لحاظ کمی و کیفی بپردازد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی به صورت ترکیبی با تخصیص زمانی، قوم نگاری و تحلیل محتوا می باشد که به مطالعه ی محیط، رفتار، تحلیل و ارزیابی مکان و سیاست ها و برنامه ها با استفاده از موردپژوهی در میدان جانباز مشهد، می پردازد. اطلاعات با استفاده از مطالعات اسنادی، پرسش نامه های بسته پاسخ، مصاحبه های عمیق نیمه سازمان یافته و مشاهدات کنترل شده و ناپیوسته گردآوری شده و با استفاده از روش های قیاسی، محتوایی، گرافیکی و نرم افزار دبث مپ1 و اس پی اس اس2 تحلیل می گردند. یافته ها نشان می دهند که میزان تاثیرات شاخص ها در ارتقای اجتماع پذیری فضاهای عمومی به شدت تحت تاثیر عامل زمان است؛ به طوری که غالب شاخص ها در برخی از بازه های زمانی خاص در جذب افراد به فضا بسیار موفق بوده اند. در حالی که در بازه های زمانی دیگر اینگونه نبوده و تاثیرات آن ها به شدت کاهش می یابد. هماهنگی و همسازی شاخص ها با نیازهای مخاطب در بازه های زمانی مختلف تاثیر بسزایی در کارکرد فضایی- اجتماعی فضاهای عمومی و ارتقای اجتماع پذیری آن ها دارد. شاخص های اجتماع پذیری فضاهای عمومی در بازه های زمانی مختلف به شدت به یکدیگر وابسته اند و تاثیرات آن ها در افزایش اجتماع پذیری فضا را می بایست در کنار هم بررسی نمود.
خوانش بینافرهنگی متون مصور مکتب نگارگری مشهد بر اساس آرای مایکل ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
57 - 75
حوزههای تخصصی:
فرهنگ عامه، مجموعه آداب و رسومی است که از گذشتگان برجای مانده و ریشه در ادبیات و هنر جامعه دارد. خوانش بینا فرهنگی نوعی از خوانش است که به تبیین پیش متن های درون و برون فرهنگی متن پرداخته و علاوه بر کشف لایه های معنایی عمیق، پیش متن های احتمالی آن ها را نیز بررسی می کند. هدف پژوهش حاضر این است که با توجه به اهمیت بازشناسی فرهنگ عامه و بازتاب آن در متون هنری هر دوره، با تکیه بر آرای خوانشی مایکل ریفاتر به بررسی متون هنری مکتب مشهد در عصر ابراهیم میرزای صفوی بپردازد. پرسش های اصلی عبارتند از: 1- در خوانش اولیه متون مکتب نگارگری مشهد چه وجوهی از فرهنگ عامه عصر ابراهیم میرزای صفوی مشهود است؟ ۲- در خوانش بینافرهنگی ثانویه، پیش متن های احتمالی کلامی و تصویری این متون کدامند؟ روش پژوهش تطبیقی- تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد عناصر فرهنگی بسیاری از جمله سنت های مادی، رفتاری و گفتاری در نگاره های این مکتب اغلب مبتنی بر پیش متن های تصویری احتمالی درون فرهنگی خراسان بزرگ در عهد ابراهیم میرزای صفوی و در کتابخانه او مصور شده است که با بررسی آن ها بسیاری از آداب و رسوم فرهنگ عامه مردمان آن روزگار و نیز برخی ویژگی های تصویری مکتب نگارگری مشهد علاوه بر سنن تصویری مکاتب گذشته مشهود است.
خوانش نشانه شناختی تصویر پیکر شهید در منتخبی از آثار نقاشان معاصر ایران (1360-1400)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۱
87 - 99
حوزههای تخصصی:
در هنر معاصر بازنمایی پیکر انسان به عنوان یک مؤلّفه نمادین بیش ازپیش موردتوجه قرار گرفته و بدن در وضعیت هایی که تا پیش از آن مرسوم نبود به نمایش درآمد. در پست مدرنیته غربی نمایش بدن های زخمی و بی جان دلالت بر تروما و رنج انسان در عصر حاضر دارد؛ ولی پیکر مجروح و بی جان شهید در نقاشی معاصر ایران نشانی از درد و تباهی ندارد. از این منظر هدف پژوهش حاضر تبیین دلالت های معنایی تصویر پیکر شهید در منتخبی از آثار هنرمندان نقاش ایرانی در خلال سال های 1360-1400 است. پژوهش حاضر سعی در پاسخ به این پرسش داشته که پیکر شهید در آثار نقاشان معاصر ایران چگونه بازنمایی شده و نشانه های تصویری به کاررفته در تصویرگری شهادت بر چه مفاهیمی دلالت دارند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و رویکرد نظری نشانه شناسی تصویری است. شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی و میدانی است و جامعه آماری پژوهش را آن دسته از آثار هنرمندان نقاش ایرانی تشکیل می دهند که پیکر شهید را در لحظه شهادت یا برخوردار از نشانه های شهادت به تصویر کشیده اند. آثار هنرمندان برجسته و آثار راه یافته به جشنواره ها به عنوان نمونه های منتخب در نظر گرفته شدند. مطالعه نمونه های پژوهش حاکی از آن است که تصویر شهید به مثابه قهرمان تفاوت اساسی با مشخصه های تصویری قهرمان در سنت نقاشی ایرانی دارد. در بازنمایی پیکر، شهید هنرمند با اجتناب از نمایش بدنی تنومند و آراسته توجه را از ویژگی های مادی به مشخصه های معنوی قهرمان سوق می دهد. نقاشان معاصر ایران برای تصویرسازی پیکر شهید از نمادهای مذهبی و ملی آشنا برای مخاطبین شان بهر برده اند تا با تلفیق واقعیت و خیال، تصویری خلق کنند که نشان دهنده وجه نادیدنی شهید و شهادت به عنوان مفهوم والا و مقدس و منطبق بافرهنگ ایرانی-اسلامی باشد. جراحت و نقص در پیکر شهید، دلالت بر عبور از بدن مادی و پیوستن به عالم ماورا و سعادت ابدی دارد.
اثرات خنک کنندگی دریاچه های شهری بر ساختمان های اطراف، نمونه مطالعاتی: دریاچه چیتگر، تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
33 - 44
حوزههای تخصصی:
توسعه شهرنشینی چالش های زیست محیطی بزرگی از جمله انتشارات گازهای مضر را به همراه داشته است. این امر با افزایش دما و تراکم شهری به اوج خود رسیده است. یکی از مهم ترین چالش ها جزیره گرمایی شهری (UHI) است که در مناطق شهری پرجمعیت به طور برجسته تر ظاهر می شود. در میان اجزای تشکیل دهنده مورفولوژی شهری، پهنه های آبی مانند رودخانه ها و دریاچه ها تأثیر قابل توجهی بر خنک کنندگی شهری دارند. به دلیل ویژگی های خنک کنندگی، پهنه های آب مانند یک فضای باز شهری بیشتر از دیگر عناصر، بر جزایر گرمایی شهری از طریق فرآیندهای تبخیر و انتقال حرارت تأثیر می گذارند. تهران در سال های اخیر به دلیل افزایش جمعیت با مشکلات گرمایشی شدیدی مواجه بوده است. احداث دریاچه چیتگر در تهران فرصتی قابل توجه برای بررسی اثرات خنک کنندگی آب و بهینه سازی ساختارهای شهری فراهم کرده است. در این تحقیق با نرم افزار انوی مت 4.4.5 بر اساس مطالعات انجام شده، 16 مدل ترکیبی برای مقایسه سناریوهای شهری بر اساس فرم و هندسه شهری با عوامل اقلیمی و شاخص آسایش حرارتی PET (دمای معادل فیزیولوژیک) طراحی شد. از نتایج به دست آمده مشخص شد که با احداث دریاچه چیتگر دمای محیط کاهش و رطوبت افزایش یافته است. شاخص آسایش حرارتی PET نشان داد که پس از احداث دریاچه چیتگر، آسایش حرارتی از شرایط بهتری برخوردار است. نتایج به دست آمده از سناریوی فرم شهری بهینه نشان داد که هر چه نسبت ارتفاع به عرض دره های شهری بیشتر باشد، شاخص دما و آسایش حرارتی کاهش، اما رطوبت افزایش می یابد. همچنین محل قرارگیری ساختمان ها در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کمترین درجه حرارت و آسایش حرارتی PET را دارد اما از رطوبت بیشتری برخوردار است.
تحلیل نگاره «معراج پیامبر (ص)» از خمسه طهماسبی با نگاهی دینی و سیاسی به شیوه آیکونولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲)
213 - 232
حوزههای تخصصی:
نگاره «معراج پیامبر (ص)» اثر سلطان محمد متعلق به نسخه خمسه طهماسبی از تبریز در دوره صفوی است که در زمان شاه سلیمان توسط محمد زمان مرمت شده و یکی از آثاری است که نگارگر به عنوان مؤلف اثر هنری، معنای افزوده ای از اثر را به وجود آورده است. نکتهٔ قابل توجه در این نگاره، فرشته ای است که در حین نگاه توأم با لبخند به مخاطب اثر، در حال حرکت به سمت پیامبر (ص) و اهدای تاج به تصویر کشیده شده، گویی نگارگر دیدگاه خویش را در اثر نمایان کرده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی معنای لایه های پنهانی، نگاره موردنظر را با شیوهٔ آیکونولوژی پانوفسکی تحلیل کرده و در پی پاسخ به این پرسش است که چه لایه های معنایی پنهانی در نگاره «معراج پیامبر (ص)» وجود دارد؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد عوامل فرهنگی و سنت های اجتماعی دوران صفوی و عناصر بصری رایج در نگارگری این زمان، در پوشش و احوال شخصیت های موجود در نگاره تاثیرگذار بوده اند و از طرفی نگارگر تحت تأثیر فضای معنوی و اجتماعی حاکم بر دورهٔ صفوی دست به خلق اثر زده است. درحقیقت این نگاره برخاسته از دیدگاه های معنوی و دینی زمان خلق اثر توسط سلطان محمد و دیدگاه های سیاسی و اجتماعی زمان مرمت اثر توسط محمد زمان بوده است. سلطان محمد متأثر از نگرش عرفانی، دست به خلق این اثر زده است. از طرفی هم محمد زمان مرمت گر اثر نیز باتوجه به شرایط سیاسی و اجتماعی آشفته حاکم بر زمان حکومت شاه سلیمان صفوی به صورت باطنی و غیرمستقیم با توجه به سیرت پیامبر، ایشان را الگوی حکومت داری دینی دانسته و نارضایتی خویش را از دوره تاریخیِ صفوی به مخاطب اثر القاء می کند. در نتیجه شاه سلیمان را لایق حکومت داری ندانسته است.
ارزیابی عملکرد تهویه طبیعی با استفاده از مدل سازی فرم های شهری در بافت قدیم کلان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
120 - 139
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با توسعه شهرها در عصر حاضر، مشکلات و پدیده هایی مانند جزایر گرمایی شهری، کاهش کیفیت هوا در بافت شهرها و عدم آسایش حرارتی در فضاهای عمومی شهرها چالش های عمیقی برای زیست شهروندان به وجود آورده اند. از طرف دیگر، در مطالعات معماری و شهری، کمتر مطالعه ای به ویژگی های فرم و شکل شهرها به منظور افزایش تهویه طبیعی در خیابان ها به عنوان فضاهای عمومی پرتردد در شهرها پرداخته است.هدف: این مطالعه با در نظر گرفتن تراکم و ارتفاع ساختمان ها در جداره یک خیابان شهری در بافت میانی کلان شهر شیراز، به ارزیابی مدل های ممکن در جهت افزایش تهویه طبیعی و درنتیجه کاهش گرمای محیط شهری و خروج بهتر آلاینده ها می پردازد.روش: روش انجام تحقیق از نوع کمی و از ابزار شبیه سازی محاسبات دینامیک سیالات برای مدل سازی جریان باد در محیط شهری استفاده شده است. بر این اساس نرم افزار FloEFD پس از اعتبارسنجی در این مطالعه قرار گرفت و پس از مدل سازی در محیط داخلی نرم افزار سه مؤلفه دما، فشار، سرعت جریان هوا و الگوی حرکتی جریان هوا بین مدل های ایجادشده موردبررسی قرار گرفت.یافته ها: یافته های مطالعه نشان می دهد مدل دوم که با افزایش تدریجی تعداد طبقات از جداره خیابان به سمت بافت در نظر گرفته شده است، توزیع هوا و سرعت مناسب جریان هوای مناسب تری نسبت به دیگر مدل های بررسی شده، داشته است. بر اساس نتایج عددی، سرعت جریان در این مدل تا 2/2 متر بر ثانیه افزایش داشته است.نتیجه گیری: در ارتباط با الگوی جریان هوا در مدل بهینه، جریان با شدت سرعت بیشتر و در تمامی نقاط بافت و خیابان موردمطالعه پراکنده شده است که این امر منجر می تواند به خروج بهتر گرما و آلاینده ها از محیط خیابان منجر شود. مدل دوم یعنی افزایش تدریجی ارتفاع ساختمان ها از لبه خیابان به سمت بافت بهترین سرعت جریان هوا به منظور تهویه طبیعی در خیابان فراهم می کند. همچنین الگوی حرکتی جریان در مدل دوم نسبت به دو مدل دیگر بهتر می تواند در توزیع جریان در نقاط مختلف خیابان عمل کند به طوری که توزیع دما و فشار متوازن در نقاط مختلف منجر به افزایش کارایی تهویه در محیط خیابان گردیده است.
شناسایی تعارض منافع ساکنین و گردشگران در مسیرهای گردشگری بافت های تاریخی (نمونه موردی: گذر صدر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
43 - 60
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: رهاشدگی، افول پویایی و افت حیات در بافت های شهری- تاریخی و مسکونی از مسائلی هستند که همواره حضور گردشگران شهری به عنوان راه حلی برای رفع آنها یاد می شود. اهداف، اولویت ها و خواسته های متفاوت میان دو قشر ساکنین و گردشگران و بروز مشکلات و وجود مزایای متفاوت برای هر یک از طرفین، می تواند منجر به بروز تضادها و تعارض منافع مابین آنها شود. ازاین رو با توجه به ضرورت توجه به خواسته های ساکنین و نیز نیازهای گردشگران، تعارض منافع این دو قشر در محدوده ی گذر تاریخی صدر شهر تبریز مورد شناسایی قرار می گیرد.هدف: در این پژوهش، هدف درک صحیحی از سازوکار تعارض منافع ساکنین و گردشگران و دستیابی به اهداف هم راستا بین نیازهای گردشگران و ساکنان و کاربست آن در طرح های بازآفرینی و توسعه گردشگری از منظر کالبدی است.روش: روش پژوهش ترکیبی بوده و با راهبرد پس کاوی انجام یافته است. تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت تحلیل عامل اکتشافی و با استفاده از نرم افزار SPSS Ver 22 صورت گرفته است.یافته ها: عوامل شناسایی شده شامل چهار مورد بودند؛ عامل اول شامل حضور گردشگران و شادابی و نشاط محله، استقبال از گردشگران و پذیرش آن ها، کاهش هزینه های گردشگران، کاربری های ویژه تفریحی گردشگری، شلوغی معبر به منظور افزایش امنیت گردشگران؛ عامل دوم شامل مراکز اقامتی گردشگری، زیرساخت های گردشگری، کسب وکارهای گردشگری، تنوع و دامنه ی فعالیت ها و آزادی انتخاب گردشگران در انتخاب فعالیت ها؛ عامل سوم شامل دید و منظرهای مناسب، راحتی تردد پیاده و دوچرخه، دسترسی به حمل ونقل عمومی، بهداشت محیطی و فضای سبز؛ و عامل چهارم شامل باززنده سازی مراسمات ملی و مذهبی.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تعارض منافعی بین ساکنان و گردشگران در گذر تاریخی صدر وجود ندارد و ساکنان و گردشگران در یک نظام متعادل از منافع با جذب امکانات متنوع و متفاوت، ضمن ایجاد بستری مناسب می توانند موجب ایجاد تعادل منافع در این گذر تاریخی شوند.
تاریخ نگاری، آشنایی زدایی و تحلیل گفتمان عکس های شخصی در دوره معاصر
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
195 - 216
حوزههای تخصصی:
از ورود صنعت عکاسی به ایران، این فن به یکی از مهم ترین بسترهای انتقال معنا به مخاطب تبدیل شده است. فراگیر شدن استفاده از عکس در امور اداری در جامعه و علاقه مردم به ثبت لحظات شخصی باعث گسترش عکاسی شخصی در طی 180 سال شده است. هر عکس یک متن است و می توان فنون نقد متن را برای آن به کار برد و در بینامتنیت با متون دیگر بررسی نمود. عکس خنثی نیست و بارِ معنایی دارد . با تحلیل گفتمان می توان معانی آشکار و پنهان عکس و همچنین ایدئولوژی نهان شده در آن و بازتولید گفتمان موجود در عکس به خصوص عکس های اجتماعی و خانوادگی را بازخوانی و آشکار نمود. در تفسیر عکس نیز همچنین از هرمنوتیک نقد متن می توان بهره گرفت. مسئله پژوهش حاضر، بررسی چگونگی آشکار شدن عناصر تاریخی، گفتمان و ایدئولوژی پنهان در عکس ها با روش آشنایی زدایی و تحلیل گفتمان است. در این پژوهش با روش تحقیق کیفی و اسنادی، تعدادی عکس های پرسنلی و شخصی در دوره معاصر بعد از آشنایی زدایی با روش تحلیل گفتمان فرکلاف بررسی می شوند. نتایج پژوهش نشان می دهد با تجزیه عناصر فرمی سوژه های عکس می توان به دوره تاریخی عکس و تحلیل عناصر کالبدی اطراف سوژه به تغییرات محیطی در طی دوره و تحلیل گفتمان فرم و محتوای عکس های شخصی و خانوادگی به تاریخ دوره، ایدئولوژی و گفتمان پنهان در زمینه و زمانه عکس دست یافت. درحقیقت هر عکس یک متن تاریخی است که با گذر به لایه های پنهان آن می توان لابه لای سطور آن را خواند و بازبینی نمود.
اثبات وجود خداوند نزد متکلمان و فلاسفه و انعکاس این اندیشه در معماری مساجد (مسجد کبود تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
129 - 148
حوزههای تخصصی:
اختلاف فلسفه و کلام در این است که فلسفه وجود و زندگی دنیا و آخرت را دربر می گیرد؛ درحالی که علم کلام به اعتقادات دینی می پردازد، همان طور که فلسفه به جست وجوی حقیقت می پردازد، خواه این حقیقت دینی باشد یا غیردینی، و علم کلام به جست وجوی الوهیت، نبوت و سمعیات می پردازد؛ پس علم کلام به دنبال حقایق دینی است. سپس در این تحقیق به شواهدی که متکلمان و فیلسوفان ذکر کرده اند پرداخته ایم. آنجا که علمای الهیات بر اثبات وجود خداوند متعال اتفاق نظر دارند؛ برخی از آن ها به دلایل نقل شده از قرآن و سنت بر اثبات وجود خداوند تکیه کرده و آن را نقطه شروع اصلی قرار می دهند، اما برخی دیگر بر دلایل عقلی تکیه می کنند و برخی هم در کنار این دو دلیل اصلی، به دلایل دیگری مانند دلیل فطرت استناد می کنند؛ زیرا در میان عقلا درخصوص وجود مدبر و خالق هستی اختلافی نیست و همه آن را قبول دارند، چراکه مردم بر شناخت خالق آفریده شده اند و یکی دیگر از دلایلی که عقلا به آن استناد می کنند دلیل التسلیم جدلی است، آنجا که متکلمان این دلیل را برای محکوم کردن مخالفینشان بعد از آنکه در مقابلشان چنین وانمود می کنند که تمام دلایل آنان را پذیرفته اند به کار می گیرند. دلایل فلاسفه دلیل حدوث است؛ این یکی از دلایل مشترک متکلمان و فیلسوفان می باشد که هر یک برای اثبات وجود خالق به این دلیل تمسک می کنند، با این تفاوت که هر یک از آن ها راه خاص خود را برای اثبات وجود خداوند متعال در پیش می گیرند. فلاسفه و متکلمان در اثبات وجود خالق عقیده مشترکی دارند اما ابزار و روش های متفاوتی برای این اثبات دارند. وحدانیت و وجود الهی به طرزی آشکار در معماری اسلامی نیز نمود یافته است.اهداف پژوهش:بررسی شواهد وجود خداوند متعال در میان علمای علم کلام و فیلسوفان.بررسی اعتقادات مشترک بین فلاسفه و متکلمان برای اثبات وجود خداوند و انعکاس آن در معماری مسجد کبود تبریز.سؤالات پژوهش:دلایل بررسی شواهد وجود خداوند متعال در میان علمای علم کلام و فیلسوفان چیست؟وجود خداوند در معماری مسجد کبود تبریز چه بازتابی یافته است؟
از احیاء تا پایداری
منبع:
مکتب احیاء سال دوم تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
5 - 5
حوزههای تخصصی:
جهان با بحران های پیچید ه اقلیمی، زیست محیطی، اجتماعی و تمد نی روبروست. حفاظت از منابع طبیعی، اکوسیستم ها و میراث فرهنگی جوامع به عنوان ارکان اساسی توسعه پاید ار، نه تنها به تقویت هویت ملی و ارزش های فرهنگی می پرد ازد ، بلکه نقش محوری د ر پاید اری زیست محیطی و مد یریت منابع تجد ید ناپذیر ایفا می کند . این حفاظت طیف گسترد ه ای از عناصر، از جمله کوه ها، جنگل ها، د ره ها، د ریاچه ها و رود خانه ها، مزارع، بناهای تاریخی، محوطه های باستانی، مکان های عام المنفعه و میراث معاصر، میراث صنعتی و فضاهای سبز شهری و مناظر فرهنگی و غیره را د ر بر می گیرد . این عناصر به عنوان سرمایه های طبیعی و فرهنگی، ضمن حفظ هویت تاریخی و فرهنگی جوامع، د ر توسعه پاید ار نیز نقش محرک د اشته و منافع عمومی را تامین می کنند . ضرورت حفظ، مرمت و احیای مکان ها و مناظر تاریخی بر کسی پوشید ه نیست؛ اما پرسش اصلی اینجاست که چرا اصول حفظ و احیای مکان های تاریخی به د رون خود ش محد ود شد ه و به بیرون و به توسعه های معاصر تعمیم نیافته است؟ کوتاه شد ن عمر بناهای جد ید ، منقضی شد ن زود هنگام تاریخ مصرف بناهای نوساز، همراه با تخریب های بی رویه ساختمان ها با طول عمر کم و زیاد ، بار سنگینی بر محیط زیست تحمیل کرد ه است. به عبارت د یگر، تخریب ساختمان ها به معنای هد رد اد ن منابع و انرژی های تجسد یافته و آغاز مجد د چرخه استخراج منابع و مصرف انرژی است که د ر نهایت به تخریب بیشتر محیط زیست منجر خواهد شد . بنابراین، جهان امروز بیش از هر زمان د یگری نه تنها نیازمند نگهد اری، مرمت و حفاظت از میراث تاریخی و محیط مصنوع و طبیعی خود است بلکه ضرورت باز نگری د ر رویکرد های جاری معماری و شهرسازی و خانه سازی بیش از هر زمان د یگری اهمیت یافته است. اکنون زمان آن فرا رسید ه که اصول حفاظت، مرمت و احیا که د ر کنوانسیون های جهانی و منشورهای ملی و بین المللی انعکاس یافته، فراتر از حوزه های تخصصی میراث فرهنگی، به عنوان راهنمای برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های توسعه پاید ار، از جمله معماری، شهرسازی، محیط زیست، مسکن و آمایش سرزمین مورد توجه ویژه قرار گیرد . این اصول بر احترام به محیط زیست، بستر طبیعی و زمینه فرهنگی و اجتماعی که اثر د ر آن شکل گرفته تأکید د ارند ، حد اقل مد اخله و حد اکثری بهره وری د ر محیط را تشویق می کنند ، بازگشت پذیری و قابلیت انعطاف پذیری طرح ها و تصمیمات را می طلبند ، بر پاید اری، انسجام و کل نگری پافشاری می کنند ، بر اصالت، ساد گی، خوانایی و استفاد ه از مصالح و فنون سازگار و بوم آورد اصرار، و بر احترام به ساختارها و تجربه زیسته گذشته برای بهره برد اری نسل حال و آیند ه و بر تد وام و مد یریت تغییر و تأمین منافع عموم و موارد بسیاری د یگر از این د ست تأکید می ورزند . با اجرایی شد ن چنین اصولی، می توان به تعاد لی پاید ار بین نیازهای نسل حاضر و آیند گان د ست یافت، از هد ر رفت منابع جلوگیری کرد ه و به حفظ هویت فرهنگی، محیط زیست و توسعه پاید ار امید وار بود . انتظار می رود مسئولین به مسئله حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی و نقش آن د ر توسعه پاید ار، نه تنها به عنوان یک مسئولیت مد نی بلکه یک ضرورت استراتژیک بنگرند و با اتخاذ سیاست های مناسب، از میراث فرهنگی، تاریخی و طبیعی کشور پاسد اری کنند . تد وین قوانین و مقررات، تخصیص بود جه های کافی برای مرمت و نگهد اری مکان ها و مناظر تاریخی، معاصر و د ارایی هایی که با کاهش عملکرد و بهره وری مواجه هستند ، افزایش آگاهی عمومی و مشارکت مرد م د ر حفاظت از میراث و محیط های طبیعی و انسانی از جمله اقد اماتی است که می توان د ر زمینه به سرانجام رساند .