فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱٬۰۶۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثر پیچیدگی تکلیف بر انتقال دوسویه در افراد سالمند بود.روش پژوهش: در این پژوهش 30 سالمند سالم مرد و زن با میانگین سنی 7/40± 68/5 سال به شکل در دسترس، شرکت کردند. مشارکت کنندگان در مرحله پیش آزمون سه نوع تکلیف مهارت انگشتی متفاوت از نظر پیچیدگی شامل تخته میخ پردو، چابکی اکانر و تخته میخ پردو در آینه را با دست برتر و غیربرتر خود انجام دادند. سپس یکی از تکالیف را شش بار با دست برتر تمرین و در نهایت در مرحله پس آزمون و یادداری نیز تکلیف را با دست برتر و غیربرتر خود انجام دادند. بین پس آزمون و یادداری تکلیف اول تا شروع تمرین تکلیف دوم یک هفته فاصله بود. زمان انجام هر تکلیف نسبت به زمان انجام تکلیف در پیش آزمون نرمال سازی و درصد پیشرفت نسبت به این وضعیت در تکرارهای مختلف محاسبه شد. به منظور تحلیل نتایج از آزمون تحلیل واریانس یکراهه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد (0/05≥P).یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد طی مرحله پس آزمون و یادداری تفاوت معناداری در میزان پیشرفت دست غیربرتر در اجرای مهارت انگشتی با پیچیدگی مختلف بین آزمون پردو و پردو در آینه و همچنین بین آزمون پردو و اکانر، وجود داشت. همچنین بین کل زمان تمرین و میزان پیشرفت دست غیربرتر در تکلیف پردو و بین میزان پیشرفت دست برتر و غیربرتر در آزمون پردو و پردو در آینه همبستگی معناداری وجود داشت.نتیجه گیری: به نظر می رسد در افراد مسن سازوکار های جبرانی عامل ایجاد انتقال دوسویه در تکالیف پیچیده اند.
تأثیر تحریک جریان مستقیم جمجمه ای و الگودهی با نقاط روشن بر اجرای مهارت پرتاب آزاد در بسکتبالیست های ماهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رفتار حرکتی بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
17 - 34
حوزههای تخصصی:
در حیطه مهارت های حرکتی و ورزشی، اثر تحریک جریان مستقیم جمجمه ای (tDCS) در جنبه های توصیفی و آزمایشگاهی مورد مطالعه قرار گرفته است و لازم است اثر این شیوه مداخله بر مهارت های واقعی ورزشی مورد مطالعه قرار گیرد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر tDCS آندی بر اجرای مهارت پرتاب آزاد در بسکتبالیست های ماهر بود. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، مداخله، پس آزمون و پیگیری است. شرکت کنندگان 26 نفر بسکتبالیست پسر ماهر بودند که به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و شم تقسیم شدند و به تعداد سه جلسه در سه روز متوالی تحت مداخله قرار گرفتند. هردو گروه، ابتدا الگوی نورانی مهارت پرتاب آزاد بسکتبال مربوط به دو بازیکن تیم ملی را مشاهده می کردند. سپس گروه تجربی به مدت 20 دقیقه تحت tDCS از روی جمجمه بر قشر پیش حرکتی قرار گرفتند و گروه شم تحریک ساختگی دریافت نمودند. پس از مداخله، شرکت کنندگان هر دو گروه به اجرای مهارت ملاک پرداختند. پس آزمون و پیگیری به ترتیب پس از یک و هفت روز پس از مداخله گرفته شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس مختلط دو عاملی، t مستقل و t همبسته استفاده شد. نتایج نشان داد که tDCS تفاوت اجرای بین گروهی در مرحله مداخله را نشان نداد اما در مرحله آزمون باعث بهبود اجرای مهارت در گروه تجربی در برابر گروه شم شد. یافته های ما نشان می دهد که tDCS ممکن است به عنوان مداخله مفید برای بهبود اجرای مهارت پرتاب آزاد در بسکتبال مورد توجه قرار گیرد.
تأثیر تداخل زمینه ای بر دقت فضایی و برنامه ریزی مجدد حرکتی تکلیف حرکتی متوالی در افراد مبتلا به پارکینسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از اهداف تحقیقات ایجاد محیط یادگیری است که بتواند یادگیری را افزایش دهد. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تداخل زمینه ای بر دقت فضایی و برنامه ریزی مجدد حرکتی تکلیف حرکتی متوالی در افراد مبتلا به پارکینسون است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی است و طرح پژوهش پیش آزمون - پس آزمون است. 64 نفر از افراد مبتلا به پارکینسون ( میانگین سنی= 3 ± 93/62 سال) به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به چهار گروه مساوی (16 نفری) شامل قالبی- تشابه زیاد/ قالبی- تشابه کم/ تصادفی-تشابه بالا/ و تصادفی- تشابه کم تقسیم شدند. شرکت کننده ها180کوشش ( 12 بلوک 15 کوششی) برای سه تکلیف حرکتی متوالی انجام دادند. خطای اجرای الگوهای حرکتی در همه مراحل محاسبه شد. در مرحله اکتساب از آزمون تحلیل واریانس مرکب دو (تداخل زمینه ای) × دو (تشابه توالی) × 11 (بلوک های اکتساب)، مراحل یادداری از تحلیل واریانس دو (تداخل زمینه ای) × دو (تشابه توالی) × سه (مرحله)، آزمون انتقال و برنامه ریزی مجدد از طرح تحلیل واریانس دوطرفه دو (تداخل زمینه ای) × دو (تشابه توالی) در سطح 0/05 تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد در مرحله اکتساب گروه قالبی- تشابه بالا عملکرد بهتری داشتند و اثر تعاملی گروه و تشابه توالی در مراحل یادداری و انتقال معنادار نبود، در مرحله برنامه ریزی مجدد نیز گروه تصادفی - تشابه بالا بهتر بودند.نتیجه گیری: طبق فرضیه بسط تمرین تصادفی قدرت بازنمایی حافظه را افزایش می دهد و پردازش عمیق تری را در حافظه شکل دهد.
رابطه بین انگیزش حرکتی و لذت فعالیت بدنی در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رفتار حرکتی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
61 - 78
حوزههای تخصصی:
با وجود آگاهی و علاقه مندی افراد برای ارتقاء فعالیت بدنی در مدارس به قدر شایسته به آن پرداخته نمی شود. یکی از راه های انجام این کار، توجه به فضای انگیزشی و لذت بردن از کلاس های تربیت بدنی و فعالیت بدنی است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین انگیزش حرکتی و لذت فعالیت بدنی کودکان انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانش آموزان دختر 9 الی 12 ساله شهرستان خوی است. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شده و با استفاده از معادلات ساختاری به کمک نرم افزار Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد که عامل فعالیت، عامل انگیزش و عامل سازگاری بر لذت فعالیت بدنی در کودکان، تأثیر مثبت دارند. بر این اساس علت عدم فعال بودن برخی از کودکان ناشی از لذت نبردن از فعالیت های بدنی است. نتایج پژوهش می تواند در برنامه ریزی مدرسین، مربیان، والدین و ... که با این گروه از کودکان سروکار دارند، برای مقابله با بی میلی در ورزش و نداشتن رفتاری پایدار و مقاوم برای مشارکت در فعالیت های بدنی مورد توجه قرار گیرد، چرا که با تمرین و چیرگی بر مهارت ها، اعتمادبه نفس دانش آموزان افزایش می یابد و شرکت در تمرینات نیز برای آن ها لذت بخش تر می شود. از این رو، این احتمال وجود دارد که در فعالیت های آتی نیز مشارکت بیشتری داشته باشند.
تأثیر تمرین تناوبی شدید با عصاره خرفه بر روی سیرتوئین 6 و مقاومت به انسولین موش های دارای کبد چرب غیر الکلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: بیماری کبدچرب غیرالکلی از تجمع بیش از حد تری گلیسرید در کبد به وجود می آید. NAFLD در بدن منجر به التهاب و فشار اکسایشی می شود، به نظر می رسد براثر فشار اکسایشی بیان سیرتوئین ۶ دچار اختلال شده و تلومر دچار فرسایش می شود. بنابراین هدف از تحقیق حاضر بررسی هشت هفته تمرینات تناوبی شدید (HIIT) و مصرف مکمل خرفه بر سطح SIRT6 و مقاومت به انسولین در موش های دارای کبدچرب غیرالکلی می باشد.
مواد و روش ها: 25 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با سن شش هفته و با دامنه وزنی 160 تا 185 گرم، به طور تصادفی انتخاب و برای القای NAFLD، موش ها به مدت 12 هفته تحت رژیم غذایی پرچرب قرار گرفتند. سپس موش ها در پنج گروه کنترل سالم، کنترل کبدچرب، تمرین، مکمل خرفه و تمرین+مکمل خرفه قرار گرفتند. مکمل خرفه با توجه به وزن موش ها با دوز 400 میلی گرم بر کیلوگرم به گروه های مربوطه خورانده شد. پروتکل تمرینی HIIT به مدت 8 هفته 5 روز در هفته با 7 تکرار یک دقیقه ای با شدت 90 درصد سرعت بیشینه انجام شد که با تناوب های استراحت فعال شامل 2 دقیقه دویدن با شدت 20 درصد بیشینه همراه بود. میزان SIRT6 باروش وسترن بلات اندازه گیری شد . داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 0.05≥P تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: مقاومت به انسولین در گروه کنترل کبدچرب به طور معناداری نسبت به گروه کنترل سالم بالاتر بود. سطح این شاخص در گروه تمرین، مکمل خرفه و تمرین+مکمل خرفه به طور معناداری پایین تر از گروه کنترل کبدچرب بود. همچنین سطح پروتئین سیرتوئین 6 در گروه کنترل کبدچرب به طور معناداری نسبت به گروه کنترل سالم پایین تر بود. سطح این شاخص در گروه تمرین، مکمل خرفه و تمرین+مکمل خرفه به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل کبدچرب بود (0.05≥P).
بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد ترکیب تمرین تناوبی شدید با مصرف مکمل خُرفه می تواند به عنوان درمان مکمل در افراد مبتلا به کبدچرب غیر الکلی استفاده شود.
تأثیر آموزش مبتنی بر بازی برای فهمیدن بر مهارت های حرکتی بنیادی و کارکردهای اجرایی کودکان دارای محرومیت اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناسایی چارچوب های نظری و مؤلفه های مداخلاتی در جوامع محروم از نظر اقتصادی- اجتماعی به منظور ارتقای سطح عملکرد آنها در جنبه های مختلف رشدی می تواند مؤثر باشد؛ بنابراین نیاز به بررسی ادبیات جدیدتر که اثربخشی مداخلات را گزارش می کنند، برای افرادی که در مناطق محروم اقتصادی-اجتماعی زندگی می کنند، وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر روش آموزش مبتنی بر بازی برای فهمیدن بر مهارت های حرکتی بنیادی و کارکردهای اجرایی کودکان دارای محرومیت اقتصادی بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و از نظر هدف کاربردی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. بدین منظور 30 نفر از کودکان 7-9 سال مناطق محروم شهرستان کهنوج به طور تصادفی به دو گروه رویکرد غیرخطی (آموزش مبتنی بر بازی برای فهمیدن ) و خطی تقسیم شدند و به مدت هشت هفته تحت آموزش قرار گرفتند. پیش و پس از هشت هفته نمرات آزمون رشد حرکتی درشت-2 و پرسشنامه کارکردهای اجرایی جمع آوری شد.یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که روش آموزش مبتنی بر بازی برای فهمیدن تأثیر بیشتری بر خرده مقیاس های مهارت های حرکتی پایه و کارکردهای اجرایی کودکان کم توان اقتصادی نسبت به رویکرد خطی دارد (0/05≥P).نتیجه گیری: درگیر شدن در فعالیت های شناختی در روش آموزش مبتنی بر بازی برای فهمیدن موجب بهبود مهارت های حرکتی و کارکردهای اجرایی می شود.
تاثیر تمرینات هوازی، واقعیت مجازی و تکالیف دو گانه بر عملکرد حرکتی و افسردگی بیماران ام. اس. افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رفتار حرکتی بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
35 - 54
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با بررسی تاثیر تمرینات هوازی، واقعیت مجازی و تکالیف دوگانه بر عملکرد حرکتی و افسردگی بیماران ام اس افسرده انجام شد. 48 زن مبتلا به ام اس با میانگین سنی 21/8 ±13/42 در این تحقیق شرکت کرده و به صورت تصادفی به سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. گروه تمرین هوازی به مدت هشت هفته و هر هفته دو جلسه به تمرینات هوازی پرداختند و گروه واقعیت مجازی در محیط مجازی و گروه تکالیف دوگانه به صورت همزمان با استفاده از تمرین هوازی و واقعیت مجازی تحت مداخله قرار گرفتند. گروه کنترل نیز فعالیت های روزمره خود را ادامه داد. از پرسشنامه افسردگی بک، تست تعادل رسیدن عملکردی و ده متر راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. نتایج آزمون t زوجی نشان داد راه رفتن، تعادل و افسردگی در گروه های تمرین از پیش آزمون تا پس آزمون بهبود معنی داری یافت (05/0≥P). برای مقایسه راه رفتن و تعادل در گروه های تحقیق از آزمون کوواریانس استفاده شد و نتایج نشان داد که بین نمرات پس آزمون راه رفتن، تعادل و افسردگی در گروه های تحقیق تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0≥P). نتایج آزمون بونفرونی نیز نشان داد که در متغیر راه رفتن، تعادل و افسردگی بین گروه تکالیف دوگانه با گروه هوازی و کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0≥P). در نهایت نتایج تأیید می کند که تکالیف دوگانه بیشتر از تمرینات هوازی و واقعیت مجازی منجر به بهبود تعادل و راه رفتن و افسردگی زنان ام. اس. افسرده می شود و این تمرینات می تواند مداخله مناسبی برای بهبود عملکرد حرکتی و افسردگی این افراد باشد.
تاثیر دوازه هفته تمرین ترکیبی (هوازی و پیلاتس) بر سطوح سرمی بیومارکرهای آنتی اکسیدانی در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: بررسی ها نشان می دهد بین سطوح آنتی اکسیدان های درون زاد و خطر ابتلا به سرطان پستان و بازرخداد آن ارتباط وجود دارد. فعالیت ورزشی به عنوان یک راهکار موثر در پیشگیری و درمان سرطان شناخته شده است. از طرفی نقش فعالیت های ورزشی ترکیبی بویژه ورزش پیلاتس و هوازی بر این عوامل در بیماران سرطانی مشخص نیست. هدف مطالعه حاضر بررسی تغییرات برخی آنتی اکسیدان های درونزاد زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان متعاقب ۱۲ هفته فعالیت ورزشی ترکیبی بود.مواد و روش ها: در این مطالعه نیمه تجربی ۳۰ زن مبتلا به سرطان پستان تحت درمان به عنوان آزمودنی های در دسترس انتخاب و بطور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت ۱۲ هفته و هر هفته ۳ جلسه به فعالیت ورزشی پیلاتس و هوازی پرداختند و گروه کنترل در این مدت در هیچ برنامه فعالیت ورزشی شرکت نکردند. قبل و بعد از مداخله تمرین نمونه خونی جهت سنجش متغیرهای مورد مطالعه اخذ شد. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل و وابسته در سطح معناداری کوچکتر از 0.05 تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد پس از ۱۲ هفته تمرین ترکیبی، سطوح گلوتاتیون پراکسیداز (0.005=P) و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام در گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی داری داشتند (0.05>P)، اما تغییرات سطوح سوپراکسید دیسموتاز و مالون دی آلدئید معنی دار نبود (0.05<P).نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرین ترکیبی هوازی و پیلاتس می تواند اثرات سودمندی برای دفاع آنتی اکسیدانی آنزیمی از طریق افزایش گلوتاتیون پراکسیداز، سوپراکسید دیسموتاز و ظرفیت آنتی اکسیدانی تام در زنان مبتلا به سرطان پستان داشته باشد که شاید پیامد آن کاهش بازرخداد یا متاستاز سرطان پستان باشد.
مقایسه اثر سیستم های تمرین مقاومتی با شدت بالا، هرمی مسطح، دراپ ست و پیش خستگی بر هورمون رشد و فاکتور رشد شبه انسولین یک در مردان ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تمرینات مقاومتی اثرات مثبتی بر ترکیب بدن، متابولیسم و عملکرد ورزشی دارند. استفاده از سیستم های تمرینی مختلف باعث می شود که تمرینات با شرایط فیزیکی ورزشکار تطبیق داده شود و باعث پیشرفت تمرینی فرد شود. هدف این پژوهش بررسی اثر روش های مختلف تمرین مقاومتی بر پاسخ هورمون رشد (GH) و فاکتور رشد شبه انسولین یک (IGF-1) در مردان ورزشکار بود.مواد و روش ها: ده ورزشکار مرد (سن 5.48± 25.21 سال، وزن 9.81±75.25 کیلوگرم، قد 4.75±180.31 سانتی متر) بصورت هدفمند و داوطلبانه، برای شرکت در این پژوهش انتخاب شدند و به صورت متقاطع چهار برنامه مختلف تمرین مقاومتی (با شدت بالا، هرم مسطح، ترکیبی درآپ ست، پیش خستگی) را طی یک جلسه انجام دادند. نمونه خونی پس از اجرای هر روش، از ورید بازوی دست راست آزمودنی ها برای اندازه گیری سطوح سرمی GH و IGF-1، در دو دوره زمانی، قبل و بلافاصله بعد از تمرین، گرفته شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه های تکراری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که بین سطوح GH و IGF-1، قبل و بعد از تمرین در تمام روش های تمرینی تفاوت معناداری وجود دارد (0.05>P). همچنین مقایسه میانگین GH و IGF-1 بین سیستم های تمرینی هیچ اختلاف معناداری را نشان نداد (0.05<P).نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سیستم های تمرینی با شدت بالا، هرمی مسطح، دراپ ست و پیش خستگی علیرغم حجم و شدت تمرینی متفاوت، باعث افزایش یکسان GH وIGF-1 می شود.
تأثیر تمرین تداومی و محدودیت کالری بر ایزوپروستان 8، مالون دی-آلدئید و اینترلوکین 6 رت های نر چاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: افزایش التهاب ناشی از چاقی روی سیستم های بدن اثر می گذارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر تمرین تداومی و محدودیت کالری بر ایزوپروستان 8، مالون دی آلدئید و اینترلوکین 6 رت های نر چاق انجام شد.مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، تعداد 24 سر رت نر به طور تصادفی در چهار گروه کنترل، تمرین، محدودیت کالری و تمرین+ محدودیت کالری تقسیم شدند. برنامه تمرین تداومی به مدت هشت هفته و شدت 24-33 متر در دقیقه با شیب 15 درصد حفظ شد و مدت زمان تمرین از 10 دقیقه در روز اول تمرین تا 60 دقیقه در روز، در هفته پنجم تمرین افزایش و تا انتهای برنامه با همین شرایط حفظ شد. گروه های دارای محدودیت، 50 درصد مقدار غذای مصرفی سایر گروه ها را دریافت کردند. از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 0.05 استفاده شد.یافته ها: ایزوپروستان 8 در گروه های تمرین، محدودیت کالری و تمرین + محدودیت کالری نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافت (P˂0.05). هم چنین بین گروه تمرین + محدودیت کالری و محدودیت کالری نیز تفاوت معناداری وجود داشت. متغیرهای مالون دی آلدئید و اینترلوکین-6 در گروه های تمرین، محدودیت کالری و تمرین + محدودیت کالری نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کاهش یافت (P˂0.05).نتیجه گیری: هشت هفته تمرین تداومی به همراه محدودیت کالری، می تواند منجر به بهبود ایزوپروستان 8، مالون دی آلدئید و اینترلوکین-6 شود. تمرین به همراه محدودیت کالری بیشتر از تمرین بدون رژیم محدودیت کالری است.
تأثیر بازخورد افزوده با استفاده از دستگاه شبیه ساز بر اکتساب مهارت تیراندازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رفتار حرکتی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
135 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر بازخورد افزوده با استفاده از دستگاه شبیه ساز بر اکتساب مهارت تیراندازی بود. که به صورت نیمه تجربی و با طرح دوگروهی پیش آزمون و پس آزمون بر روی 30تیرانداز مبتدی با دامنه سنی 18تا22 انجام شد. آزمودنی ها به دو گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند و 12 جلسه تمرین تیراندازی را انجام دادند. گروه کنترل فقط از مربی بازخورد می گرفت و گروه آزمایشی هم از مربی و هم دستگاه اسکت بازخورد می گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بازخورد آگاهی ازنتیجه ارائه شده توسط مربی، بر اکتساب مهارت تیراندازی تاثیر معنی داری دارد (p = 0.01)، و همچنین بازخورد آگاهی ازنتیجه ارائه شده از طریق دستگاه اسکت بر اکتساب مهارت تیراندازی تاثیر معنی داری دارد (p = 0.01). علاوه بر این، بین روند تغییرات عملکرد در طول اکتساب، در گروه ارائه بازخورد توسط مربی و گروه اسکت تفاوت معنی داری وجود دارد (p = 0.01). به طور کلی نتایج نشان داد که بازخورد افزوده توسط مربی و دستگاه اسکت به صورت همزمان به علت اینکه باعث شناسایی خطا، کنترل لرزش دست و تمرکز در تیرانداز می شود باعث ارتقاء مهارت در تیراندازی می شود.
اثر زمان بندی استفاده از خودگویی راهبردی بر عملکرد و یادگیری شوت بسکتبال در افراد نوآموز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف تحقیق حاضر بررسی اثر زمان بندی استفاده از خودگویی راهبردی بر عملکرد و یادگیری افراد نوآموز بود. روش پژوهش: 36 دانشجوی نوآموز در مهارت های بسکتبال انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه خودگویی راهبردی قبل از ارائه بازخورد، بعد از ارائه بازخورد و کنترل تقسیم شدند. در هر جلسه، 60 کوشش تمرینی از چهار نقطه از قوس بسکتبال داده شد. مربی پس از هر سه کوشش یک بازخورد درباره شیوه اجرای مهارت به نوآموزان می داد. در گروه تجربی اول، به نوآموزان آموزش داده شد تا از خودگویی راهبردی پس از اتمام سه کوشش تمرینی و پیش از ارائه بازخورد برای شناسایی خطا استفاده کنند؛ به گروه تجربی دوم، از نوآموزان خواسته شد که از خودگویی راهبردی پس از ارائه بازخورد برای اصلاح خطاها استفاده کنند و در گروه کنترل، تمرینات و بازخورد داده شد، اما خودگویی ارائه نشد. در نهایت، دو هفته پس از پایان مداخله آزمون یادداری برگزار شد.یافته ها: نتایج تحلیل واریانس دوعاملی در مرحله اکتساب نشان داد که اثر اصلی جلسات (0/000=P) و گروه (0/024=P) بر عملکرد شوت بسکتبال معنی دار بود. همچنین، اثر تعاملی جلسات و گروه بر عملکرد شوت بسکتبال معنا دار بود (0/001=P). در نهایت، خودگویی پیش از ارائه بازخورد نسبت به بعد از بازخورد به بهبود یادگیری مهارت شوت بسکتبال منجر شد (0/007=P). نتیجه گیری: به نظر می رسد خودگویی راهبردی در قبل از ارائه بازخورد به دلیل توجه بر شناسایی خطا و استفاده از بازخورد مربی درباره نحوه اصلاح خطاها برای یادگیری پرتاب بسکتبال مفید است.
مقایسه برخی شاخص های پاسچرال و فانکشنال در سالمندان با و بدون سابقه افتادن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افتادن یکی از مسائل جدی دوران سالمندی است که در نتیجه عوامل بسیاری رخ می دهد. هدف از تحقیق حاضر، مقایسه تعادل ایستا و پویا، سرعت راه رفتن، انحنای ستون فقرات و ثبات مرکزی سالمندان با و بدون سابقه افتادن بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات علی مقایسه ای بود. 60 نفر از زنان سالمند با دامنه سنی 60 تا 70 سال تبریز به صورت داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند. آزمودنی ها به دو گروه با و بدون سابقه افتادن تقسیم شدند. سابقه زمین خوردن داوطلبان توسط پرسشنامه سابقه افتادن سنجیده شد. تعادل ایستا و پویا به ترتیب با آزمون های شارپند رومبرگ و زمان برخاستن و راه رفتن زمان دار ارزیابی شد. سرعت راه رفتن با آزمون 10 متر راه رفتن، ثبات مرکزی با آزمون مک گیل و انحنای ستون فقرات با خط کش منعطف ارزیابی شد. برای مقایسه میانگین متغیرها در دو گروه از آزمون آماری تی مستقل استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که بین شاخص های تعادل ایستا و پویا، انحنای ستون فقرات کمری، سرعت راه رفتن و ثبات مرکزی در سالمندان با و بدون سابقه افتادن تفاوت معناداری وجود داشت. اما بین شاخص انحنای ستون فقرات پشتی در سالمندان با و بدون سابقه افتادن تفاوت معناداری وجود نداشت.نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، توسعه و بهبود شاخص های تعادل، سرعت راه رفتن و ثبات مرکزی در افراد با سابقه افتادن ضروری به نظر می رسد.
تأثیر تمرین هوازی بر بیان ژن mir-195 در بافت قلب موش های صحرایی مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سال های اخیر رابطه بسیار نزدیکی بین miRNA و بیماری های دیابت و قلبی عروقی پیدا شده است. بنابراین، این تحقیق با هدف بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر بیان ژنmir-195 در بافت قلب موش های صحرایی مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد.مواد و روش ها: برای این منظور، 18 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (با میانگین وزنی 240 گرم و میانگین سن 8 هفته ای) بصورت تصادفی به سه گروه 1) کنترل سالم، 2) کنترل دیابتی، و 3) تمرین دیابتی تقسیم شدند. برای القاء دیابت نوع دو، ابتدا یک رژیم غذایی پرچرب (60 درصد) به مدت دو هفته و سپس تزریق استرپتوزوسین در حالت ناشتا صورت گرفت. پروتکل تمرین دویدن روی تردمیل پنج روز در هفته با رعایت اصل اضافه بار در هفته اول با سرعت 10-5 متر در دقیقه به مدت 10-15 دقیقه و در هفته هشتم با سرعت 18-24 متر در دقیقه به مدت 60 دقیقه به دست آمد. برای بررسی بیان ژن miR-195 از روش Real-time PCR استفاده شد. از آزمون های تحلیل واریانس یک راهه و تعقیبی توکی، در سطح معنی داری 0.05≥P استفاده شد.یافته ها: هشت هفته ابتلاء به T2DM منجر به افزایش معنی دار در گلوکز و بیان ژن miR-195 شد (0.05≥P). با این حال هشت هفته تمرین هوازی منجر به کاهش معنی دار در گلوکز و بیان ژن miR-195 نسبت به گروه کنترل دیابتی شد (0.05≥P).نتیجه گیری: نتایج ما نشان داد که ورزش به ویژه تمرینات هوازی یک استراتژی مناسب برای کاهش miR-195 و بهبود عملکرد میوکارد در موش های دیابتی است.
بررسی نقش استراتژی های آموزشی یادگیری حرکتی در بهبود خلاقیت تیمی فوتبالیست های مبتدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رفتار حرکتی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
17 - 32
حوزههای تخصصی:
خلاقیت یکی از مهم ترین متغیرهایی است که موفقیت ورزشی یک فرد را تضمین می کند و برای ادامه فعالیت بدنی در افراد مبتدی مهم است. این مطالعه با هدف بررسی نقش استراتژی های آموزشی یادگیری حرکتی بر خلاقیت تیمی فوتبالیست های مبتدی انجام شد. شرکت کنندگان این مطالعه 66 نفر از دانشجویان پسر دانشگاه های تهران بودند (49/27 ± 68/2 سال) که داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. همه آن ها مبتدی بودند که با نظر متخصص این موضوع تأیید شد. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در گروه های آموزش خطی، غیرخطی و افتراقی جای داده شدند و به مدت سه ماه هر هفته دو جلسه تمرین کردند. هر گروه توسط مربی خاص خودش تمرین داده شد. پس از مداخلات هر گروه یک بازی انجام داد و خلاقیت شرکت کنندگان با تحلیل فیلم و نظر دو متخصص بررسی شد. نتایج با توجه به نادربودن اعمال شناسایی شده به صورت توصیفی گزارش شده است. یافته ها نشان داد خلاقیت گروهی که به روش غیرخطی تمرین کردند، بیشتر از دو گروه دیگر بود و همچنین خلاقیت گروه افتراقی بیشتر از گروه خطی بود. این نتایج با استناد به دیدگاه پویایی بوم شناختی، استفاده از دستکاری قیود را برای ارتقای خلاقیت تیمی به دلیل اکتشافی بودن و کمک به حل چالش های حرکتی مفید می داند و برای مربیان، معلمان و مدرسان تربیت بدنی توصیه می شود؛ البته استفاده از این روش به تخصص و خلاقیت مربی نیز نیاز دارد.
تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس واکنش پذیری به استرس ادراک شده در ورزشکاران نوجوان (PSRS-AA)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: واکنش پذیری به استرس زمینه ساز تفاوت های فردی در پاسخ های ذهنی، عاطفی و فیزیولوژیکی به موقعیت های استرس زا بوده و نشانگری معتبر برای پیامدهای نامطلوب سلامت فعلی و آینده است. با وجود اهمیت موضوع واکنش پذیری به استرس و تبعات آن، محاسبه فیزیولوژیکی مرسومِ واکنش پذیری زمان بر، پرهزینه و تهاجمی است. هدف پژوهش، تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس واکنش پذیری به استرس ادراک شده در ورزشکاران نوجوان بود.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. نمونه آماری 290 نفر از ورزشکاران (130 دختر و 160 پسر) رشته های ورزشی مختلف با دامنه سنی 12 تا 20 سال بودند که با روش نمونه گیری در دسترس در پژوهش حاضر شرکت کردند. ابتدا با استفاده از روش بازترجمه، صحت ترجمه نسخه فارسی پرسشنامه تأیید و در ادامه برای تعیین روایی ساز پرسشنامه از تحلیل عامل تأییدی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری و برای تعیین همسانی درونی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص نیکویی برازش و شاخص برازش تطبیقی بالاتر از 0/90 است. ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس واکنش پذیری به استرس ادراک شده در ورزشکاران نوجوان و ابعاد آن بالای0/7 (مقدار شاخص قابل قبول بودن) به دست آمد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج، مقیاس فارسی واکنش پذیری به استرس ادراک شده در ورزشکاران نوجوان از روایی سازه و پایایی درونی مطلوب و قابل قبولی برخوردار است و می توان از آن به عنوان ابزاری روا و پایا استفاده کرد.
اثر تمرینات تصویرسازی حرکتی بر راه رفتن، خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس: کارآزمایی کنترل شدل تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رفتار حرکتی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۷
53 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرینات تصویرسازی حرکتی بر توانایی راه رفتن ، شدت خستگی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) بود. جامعه پژوهش شامل زنان 20 تا 50 سال مبتلا به ام اس با مقیاس وضعیت شدت ناتوانی 1 تا 5/2 و عضو انجمن ام اس شهر اصفهان بودند. از بین بیماران داوطلب 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب و در دو گروه تجربی وکنترل (15 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی های هر دو گروه قبل از شروع برنامه تمرینی پرسشنامه های کیفیت زندگی و شدت خستگی بیماران ام اس را تکمیل کردند و در آزمون های برخاستن و راه رفتن زمان دار شرکت کردند. گروه تجربی هشت هفته تمرینات تصویرسازی حرکتی را سه جلسه در هفته و هر جلسه به مدت25 تا 30دقیقه اجرا کردند و گروه کنترل در این مدت فعالیت های روزمره خود را انجام داد. پس از هشت هفته دو گروه مجدد با آزمون های قبلی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق آزمون آنالیزکوواریانس در سطح خطای 05/0 تحلیل شد. نتایج نشان داد پس آزمون های برخاستن و راه رفتن زمان دار (001/0= p)، شدت خستگی (001/0= p) و کیفیت زندگی (001/0= p) بین دو گروه تفاوت معناداری داشت. همچنین نتایج گروه تجربی نشان داد به ترتیب توانایی برخاستن و راه رفتن زمان دار 09/31 درصد و کیفیت زندگی 57/19 درصد، افزایش و خستگی بیماران 55/15درصد کاهش داشت. درمجموع استفاده از تمرینات تصویرسازی حرکتی به دلیل مزایای عدم نیاز به حرکت بدنی و عدم بروز خستگی حاصل از آن در مقایسه با دیگر روش های تمرینی در برنامه توانبخشی بیماران ام اس توصیه می گردد.
مقایسه اثر دو نوع تمرین هوازی اختیاری و اجباری بر سطوح نوروترانسمیترهای گابا و سروتونین در هیپوکامپ رت های نر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، تأثیر تمرین هوازی بر نوروترانسمیترهای مغز، به ویژه گابا و سروتونین، توجه زیادی جلب کرده است. با این حال، تفاوت آثار تمرینات هوازی اختیاری و اجباری بر این نوروترانسمیترها همچنان چالش برانگیز است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دو نوع تمرین هوازی اختیاری (شنا) و اجباری (تردمیل) بر سطح نوروترانسمیترهای گابا و سروتونین در هیپوکامپ رت های نر بود.مواد و روش ها: تحقیق حاضر از نوع کاربردی در قالب طرح تجربی اجرا شد. تعداد 24 رت نر نژاد ویستار به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم بندی شدند. گروه های تمرین هوازی، به مدت ۴ هفته، هفته ای ۵ جلسه به اجرای تمرینات هوازی اجباری روی تردمیل و تمرینات هوازی اختیاری درون آب پرداختند. 48 ساعت پس از پایان پروتکل تمرینی، حیوانات بیهوش شده و سپس بافت برداری انجام شد. سطوح نوروترانسمیترهای گابا و سروتونین با روش وسترن بلات اندازه گیری شدند. کلیه داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و از طریق آزمون تحلیل واریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: نتایج پژوهش حاضر کاهش معنی داری را در سطوح سروتونین بین گروه کنترل و تمرین هوازی اجباری (تردمیل) نشان داد (0.05>P). اما تفاوت معنی داری در سطوح سرتونین بین گروه تمرین هوازی اختیاری (شنا) در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نشد (0.05<P). به علاوه، نتایج نشان داد بین گروه های پژوهش در متغیر گابا تفاوت معناداری وجود ندارد (0.05<P). نتیجه گیری: اجرای 4 هفته تمرینات هوازی اجباری (تردمیل) علی رغم افزایش در سطوح نوروترانسمیتر سروتونین در بافت هیپوکامپ رت های نر، تأثیری بر سطوح نوروترانسمیتر گابا ندارد. همچنین، تمرین هوازی اختیاری (شنا) باعث تغییر قابل توجهی در سطوح نوروترانسمیترهای سروتونین و گابا در بافت هیپوکامپ رت های نر نمی شود. در نتیجه می توان از تمرینات هوازی اجباری (تردمیل) برای افزایش سطوح نوروترانسمیتر سروتونین در رت های نر استفاده کرد.
تأثیر چهار برنامه تمرینی مختلف کاراته بر برخی از شاخص های آمادگی جسمانی و عملکردی کاراته کاها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: احتمالاً انجام تمرینات ورزشی به صورت وهله های مختلف، تاثیرات متفاوتی بر شاخص های آمادگی جسمانی و عملکردی ورزشکاران داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر چهار برنامه تمرینی مختلف کاراته بر برخی از شاخص های آمادگی جسمانی و عملکردی کاراته کاها انجام شد.مواد و روش ها: تعداد 32 آزمودنی در قالب 4 گروه 8 نفری به صورت داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی در چهار گروه شامل تمرین با وهله کوتاه مدت، وهله بلندمدت، وهله متوسط مدت و تمرین معمول کاراته مورد آزمون قرار گرفتند. آزمودنی ها در هر چهار گروه تکنیک های کاراته را در 9 ایستگاه انجام دادند. ایستگاه ها در وهله های 10، 20، 30، 45، 60، 90 و 180 ثانیه تعریف شدند. در برنامه تمرین با وهله های کوتاه مدت، آزمودنی ها بیشتر از وهله های 10 و 20 ثانیه استفاده کردند. در برنامه میان مدت، از وهله های 30، 45 و 60 ثانیه و در برنامه طولانی مدت آزمودنی ها بیشتر از وهله های 90 و 180 ثانیه برای تمرین استفاده کردند. گروه چهارم هم از برنامه های معمول کاراته که غالبا ترکیب های متفاوتی از همین وهله های تمرینی بود استفاده نمودند. آزمودنی ها تمرینات را به مدت 8 هفته و دو بار در هفته انجام دادند. داده ها با روش های آماری آنووا یک طرفه، آنالیز کوواریانس و تی همبسته در سطح معنی داری 0.05>P مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که بین چهار برنامه تمرینی از لحاظ اثرگذاری بر چابکی، سرعت پا، تعادل پویا، توان بی هوازی و سرعت جابجایی دست تفاوت معنی داری وجود ندارد (0.05˃P) برنامه تمرینی با وهله های میان مدت از لحاظ اثرگذاری بر توان هوازی، توان انفجاری، استقامت عضلات شکم، زمان عکس العمل و قدرت ضربه دست نسبت به سه برنامه دیگر برتری داشت (0.05˂P). برنامه های تمرینی با وهله های میان مدت و کوتاه مدت از لحاظ اثرگذاری بر استقامت عضلانی بالاتنه، سرعت ضربه پا، سرعت ضربه دست و قدرت ضربه پا نسبت به دو برنامه سنتی و طولانی مدت برتری داشتند (0.05˂P).نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد که برنامه های تمرینی مختلف می تواند تأثیرات متفاوتی بر شاخص های آمادگی جسمانی و عملکردی در کاراته کاها داشته باشد، با این حال احتمالاً برنامه تمرینی با وهله های کوتاه و میان مدت نسبت به دو برنامه دیگر می تواند تأثیرگذاری بیشتری بر کاراته کاها داشته باشد.
تأثیر 4 هفته تمرین هوازی تداومی باحجم های مختلف وگرسنگی بر بیان برخی ژن های دخیل در میتوفاژی کبد رت های سالم نر نژاد ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: افزایش تعداد میتوکندری های معیوب و تداوم آن می تواند موجب آپوپتوز و نکروز سلول ها گردد. تمرینات ورزشی منظم به همراه محدودیت زمان مصرف کالری دریافتی (TRE) می تواند در بهبود آسیب و عملکرد میتوکندری نقش مهمی داشته باشد. لذا هدف این مطالعه بررسی تاثیر 4 هفته تمرین هوازی تداومی وگرسنگی بر بیان برخی از ژن های دخیل در میتوفاژی شامل PINK1و BNIP3و برخی از عوامل موثر برعملکرد سلامت کبد از جمله آنزیم های کبدی ALT و AST و نیمرخ لیپیدی رت های سالم می باشد.مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع تجربی می باشد. 30 سر رت نر سالم نژاد ویستار 20-18 هفته ای با میانگین وزن بدن 25.34 ±330.40 گرم که از انیستیتو پاستور ایران خریداری شده بودند به عنوان نمونه تحقیق انتخاب و به طور تصادفی ساده در 6 گروه 5 تایی: کنترل، گرسنگی، 3 روز تمرین، 5 روز تمرین، گرسنگی + 3 روز تمرین، گرسنگی + 5 روز تمرین تقسیم شدند. تمرین ورزشی در مدت 4 هفته به تعداد 3 و 5 روز در هفته به مدت 60-45 دقیقه روی تردمیل انجام شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی و 14 ساعت ناشتایی بافت برداری انجام و خون گیری بلافاصله از قلب صورت گرفت. روش آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی LSD نیز برای مقایسه داده ها استفاده گردید.یافته ها: شاخص های وزن، کلسترول و ALT در همه گروه ها در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری نشان داد (0.05>P). همچنین، دو گروه گرسنگی + 3 روز تمرین وگرسنگی + 5 روز تمرین در مقایسه با سایر کاهش بیشتری در این شاخص ها ایجاد کردند، اما بین آنها تفاوت معناداری مشاهده نشد. شاخص تری گلیسرید در همه گروه ها در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری یافت. بین سایر گروه ها تفاوت معناداری مشاهده نشد. شاخص AST در همه گروه ها در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت(0.05>P). گروه های 3 و 5 روز تمرین، گرسنگی + 3 روز تمرین و گرسنگی+ 5 روز تمرین در مقایسه با سایر گروه ها کاهش بیشتری را نشان دادند و بین این گروه ها تفاوت معناداری مشاهده نشد. شاخص PINK1در گروه های 5 روز تمرین، گرسنگی + 3 و 5 روز تمرین در مقایسه با گروه کنترل و گروه گرسنگی کاهش معناداری یافت (0.05>P). بین سایر گروه ها تفاوت معناداری مشاهد نشد. شاخص BNIP3 درگروه های 3 روز تمرین، 5 روز تمرین و گروه گرسنگی + 3 روز تمرین در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی داری نشان داد (0.05>P). گروه 5 روز تمرین افزایش بیشتری را در مقایسه با گروه گرسنگی + 3 روز تمرین ایجاد کرد. بین گروه های گرسنگی و گرسنگی + 5 روز تمرین در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نشد.نتیجه گیری: چهار هفته تمرین هوازی تداومی و گرسنگی توام با ورزش، با تنظیم کاهشی وضعیت نیمرخ لیپیدی و افزایش بیان ژن BNIP3 می تواند اثرات مثبتی بر سلامت کبد با وضعیت میتوفاژی نرمال داشته باشد.