ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۹۵۶ مورد.
۱.

تأثیر تمرینات مقاومتی و استقامتی بر سطوح تری گلیسرید، کلسترول و آپولیپوپروتئین A-1 در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲: یک کارآزمایی تصادفی کنترل شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: دیابت نوع ۲ در زنان میانسال شایع است و باعث اختلال در استفاده انسولین، افزایش قندخون و مشکلات لیپیدی می شود. تغییرات هورمونی یائسگی، چاقی و کم تحرکی ریسک ابتلا به این بیماری را افزایش می دهند. این مطالعه کارآزمایی تصادفی کنترل شده با هدف مقایسه تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی و استقامتی بر سطوح تری گلیسرید، کلسترول تام و آپولیپوپروتئین A-1 در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ انجام شد. مواد و روش ها: شصت زن مبتلا به دیابت نوع ۲ با میانگین سنی 63/7 ±87/50 سال به طور تصادفی در سه گروه (هر گروه ۲۰ نفر) شامل تمرین مقاومتی، استقامتی و کنترل تقسیم شدند. معیارهای ورود آزمودنی ها به پژوهش شامل نداشتن سابقه بیماری قلبی عروقی، نداشتن فعالیت بدنی منظم و مصرف داروی مشابه برای کنترل دیابت بود. گروه های مداخله تحت برنامه های تمرینی ساختاریافته، سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته قرار گرفتند. شاخص های متابولیک شامل قندخون ناشتا، شاخص توده بدنی، تری گلیسرید، کلسترول تام و آپولیپوپروتئین A-1 در ابتدا و پایان مطالعه اندازه گیری شدند. یافته ها: در هر دو گروه تمرین مقاومتی و استقامتی به طور معنا داری قندخون ناشتا (01/0=P)، شاخص توده بدنی (03/0=P) و تری گلیسرید (03/0=P) در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت، اما تغییر معنا داری در کلسترول تام و آپولیپوپروتئین A-1 مشاهده نشد (05/0<P). همچنین بین اثربخشی دو نوع تمرین در بهبود شاخص های بررسی شده تفاوت معنا داری وجود نداشت. نتیجه گیری: تمرینات مقاومتی و استقامتی طی هشت هفته به طور چشمگیری شاخص های متابولیک مهمی مانند قندخون ناشتا، شاخص توده بدنی و تری گلیسرید را در زنان میان سال مبتلا به دیابت نوع ۲ بهبود می بخشند. این نتایج نشان دهنده کارایی هر دو نوع تمرین در کنترل بهتر قندخون و بهبود ترکیب بدن است و می تواند به عنوان بخشی از درمان های غیردارویی به کار رود؛ با این حال، برای بررسی دقیق تر اثرات بر سایر شاخص های لیپیدی مثل آپولیپوپروتئین A-1، انجام مطالعات طولانی تر با نمونه های بزرگ تر توصیه می شود.
۲.

تأثیر ترکیب تمرین هوازی و مکمل اسپیرولینا بر میزان بیان ژن های مسیر سیگنالینگ BDNF/p75NTR در رت های نر دیابتی نژاد ویستار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: دیابت به عنوان اختلال متابولیک خاص مغز شناخته شده است که نقش حیاتی در تخریب نورونی دیابتی دارد. اصلاح سبک زندگی سبب بهبود و کنترل اختلالات این بیماری پیشرونده و شایع می شود. در این مطالعه اثر چهار هفته ورزش هوازی و مکمل اسپیرولینا بر مسیر سیگنالینگ BDNF/p75 در رت های دیابتی مدل استرپتوزوسین بررسی شد. مواد و روش ها: تعداد 28 سر رت نر نژاد ویستار پس از تزریقmg/kg 50 استرپتوزوسین به صورت داخل صفاقی و ارزیابی گلوکز خون ناشتا برای تأیید ایجاد مدل دیابت، به چهار گروه تقسیم شدند: گروه کنترل دیابت؛ گروه دیابت+اسپیرولینا؛ گروه دیابت+ورزش؛ و گروه دیابت+ورزش+اسپیرولینا. گلوکز خون ناشتا در بازه های زمانی دو هفته و چهار هفته پس از القای دیابت بررسی شد. همچنین 72 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی بیان ژن های BDNF و p75 در هیپوکمپ رت ها از طریق روش RT-PCR بررسی شد. تحلیل های آماری با روش آنوای یک طرفه در نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد، روش های مداخله ای پس از شش هفته سبب کاهش معنادار گلوکز خون و بیان P75 در مقایسه با گروه کنترل دیابت شد و بیان BDNF به طور معناداری افزایش یافت (0.01P≤). اختلاف بین گروه های تک مداخله ای معنادار نشد (0.05P>)، اما در گروه مداخله ترکیبی اختلاف در فاکتورهای بررسی شده در مقایسه با سایر گروه ها معنادار شد (0.01P≤). نتیجه گیری: نتیجه گرفته می شود که کنترل متابولیک و بهبود حفاظت نورونی به دنبال فعالیت ورزشی و دریافت مکمل اسپیرولینا در رت های دیابتی می تواند سبب بهبود اختلالات شود.
۳.

اثر یک دوره تمرینات تناوبی با شدت بالا بر سطوح برخی پروتئین های درگیر در اختلال لیزوزومی در بافت قلب موش های صحرایی مبتلا به دیابت کاردیومیوپاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: دیابت نوع دو با تغییرات متابولیکی و ساختاری در قلب ازجمله کاردیومیوپاتی دیابتی، فرایند پاکسازی سلولی از طریق اتوفاژی-لیزوزوم را مختل می کند. پروتئین هایLAMP1، LAMP2 و TFEB در حفظ هموستاز و بیوژنز لیزوزوم نقش اساسی دارند. در این مطالعه تأثیر تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر بیان این پروتئین ها در قلب موش های مبتلا به دیابت بررسی شد. مواد و روش ها: موش های نر ویستار به صورت تصادفی به سه گروه هشت تایی تقسیم شدند: کنترل سالم (NC، بدون مداخله)؛ کنترل دیابتی (DC، دیابت نوع دو بدون تمرین)؛ دیابت+HIIT (دیابت نوع دو همراه با تمرین HIIT). برنامه تمرینی HIIT به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته اجرا شد. پس از پایان مداخله، شاخص های متابولیکی مانند گلوکز و HOMA-IR اندازه گیری شدند و بیان پروتئین های LAMP1، LAMP2 و TFEB در بافت قلب با روش وسترن بلات بررسی شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس یک راهه (آنوا) انجام شد. یافته ها: براساس نتایج، دیابت نوع دو باعث کاهش معنادار بیان پروتئین های لیزوزومی LAMP1، LAMP2 و TFEB در قلب رت ها شد (به ترتیب 028/0=P، 021/0=P). تمرینات HIIT توانست این کاهش را جبران کند و بیان این پروتئین ها افزایش معناداری داشت (001/0=P)؛ به طوری که مقادیر آن ها به ترتیب ۱۵۵، ۱۵۰ و ۱۸۷ درصد در مقایسه با گروه DC بیشتر بود. دیابت نوع دو باعث افزایش 95/3 برابری در سطوح گلوکز سرمی شد (001/0=P)؛ در حالی که تمرین HIIT باعث کاهش ۲۷ درصد گلوکز سرمی شد (001/0=P). همچنین موجب کاهش 50/62 درصد در شاخص HOMA-IR در مقایسه با گروه DC شد (001/0=P). نتیجه گیری: درمجموع، HIIT احتمالاً به عنوان یک استراتژی درمانی غیردارویی مؤثر، با بازسازی عملکرد اتوفاژی لیزوزومی و بهبود متابولیسم گلوکز، پتانسیل حفاظت قلبی عروقی در برابر عوارض دیابت نوع دو را آشکار می کند.
۴.

تاثیر تمرینات ورزشی تناوبی و تداومی بر برخی نشانگرهای میتوفاژی (PINK1, Parkin) در بافت هیپوکمپ رت های مدل سالمندی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۸
هدف: اختلال عملکرد میتوکندری از مهم ترین عوامل آسیب عصبی در سالمندی است. شواهد نشان داده اند که فعالیت ورزشی می تواند کیفیت عملکرد میتوکندری را بهبود بخشد؛ با این حال، شدت بهینه آن هنوز مشخص نیست. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرینات تداومی با شدت متوسط (MICT) و تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر برخی نشانگرهای میتوفاژی در بافت هیپوکمپ رت های مدل سالمندی القاء شده با دی-گالاکتوز انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه، 28 رت نر ویستار به طور تصادفی به چهار گروه (7=n) کنترل (C)، سالمندی القاءشده با دی-گالاکتوز (D-gal)، تمرین تداومی با شدت متوسط+دی-گالاکتوز (MICT+D) و تمرین تناوبی با شدت بالا+دی-گالاکتوز (HIIT+D) تقسیم شدند. سالمندی با تزریق داخل صفاقی دی-گالاکتوز (150 میلی گرم/کیلوگرم) به مدت هشت هفته القا شد. تمرینات ورزشی روی نوارگردان، پنج روز در هفته، به مدت هشت هفته با شدت های60 و 85 درصد سرعت بیشینه برای گروه های تمرینی اجرا شد. بیان پروتئین هایPINK1 وParkin به روش وسترن بلات ارزیابی شد و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس یک طرفه در سطح معناداری 05/0 ≤P صورت گرفت. یافته ها: تزریق دی-گالاکتوز به افزایش معنادار پروتئین های PINK1 و Parkin در گروه های مداخله در مقایسه با کنترل منجر شد (001/0=P). هر دو نوع تمرین موجب کاهش معنادار سطوح PINK1 و Parkin در مقایسه با گروه D-gal شدند (001/0=P)؛ اگرچه MICT اثر قوی تری را نشان داد (001/0=P). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که با وجود کاهش مقادیر این پروتئین ها در اثر هر دو نوع تمرین، روشMICT در بازیابی تعادل پروتئین های PINK1 و Parkin به نظر مؤثرتر است.
۵.

تاثیر چهار هفته مصرف بتاآلانین بر لاکتات و عملکرد بی هوازی دختران شناگر آماتور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: برخی مکمل ها از قبیل بتاآلانین با افزایش کارنوزین عضلانی می توانند تحمل خستگی را بهبود بخشند؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مصرف بتاآلانین بر لاکتات و عملکرد بی هوازی دختران شناگر انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش، 30 دختر شناگر 25-17 ساله آماتور (شاخص توده بدنی 2.6±23.3) شرکت کردند و به صورت تصادفی در دو گروه دارونما و بتاآلانین قرار گرفتند. گروه بتاآلانین روزانه دو عدد کپسول 400 میلی گرمی و گروه دارونما کپسول های 500 میلی گرمی دکستروز را یک ساعت قبل از تمرین به مدت چهار هفته مصرف کردند. آزمودنی ها تمرینات روزانه خود را به مدت سه روز در هفته به صورت یک روز در میان، 1.5 ساعت شنا در مسافت حدود 2.5 کیلومتر انجام دادند. رکورد شنای 100 و 200 متر کرال سینه در جلسه اول و جلسه آخر گرفته شد. برای اندازه گیری توان بی هوازی از آزمون SAST استفاده شد. لاکتات خون با استفاده از دستگاه لاکتومتر سنجیده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 صورت گرفت. یافته ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری تکراری نشان داد که مصرف بتاآلانین بر لاکتات خون (0.009P=)، رکورد شنای 100 متر (0.001P=)، 200 متر (0.001P=) و توان بی هوازی (0.0001P<) دختران شناگر تأثیر معنادار داشت؛ ولی مصرف بتاآلانین بر pH دختران شناگر تأثیر معنادار نداشت (747/0P=). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر اثر مثبت مصرف کپسول 400 میلی گرمی بتاآلانین را بر بهبود عملکرد و توان بی هوازی دختران شناگر نشان داد. مصرف بتاآلانین موجب کاهش معنادار لاکتات خون دختران شناگر شد؛ بنابراین استفاده از آن می تواند برای بهبود سرعت شناگران آماتور مفید باشد.
۶.

ارتباط فرتوتی جسمانی و روان شناختی با فعالیت بدنی و کیفیت زندگی سالمندان: یک مطالعه مشاهده ای-مقطعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: فرتوتی جسمانی و روان شناختی ممکن است بر توانایی سالمندان در انجام فعالیت های روزمره و کیفیت زندگی آن ها تأثیر بگذارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط فرتوتی جسمانی و روان شناختی با میزان فعالیت بدنی و کیفیت زندگی سالمندان انجام شد. مواد و روش ها: نمونه آماری این تحقیق، 107 نفر از زنان و مردان (60 نفر مرد و 47 نفر زن) سالمند (میانگین سن 44/66 سال، میانگین وزن 19/64 کیلوگرم، میانگین قد 2/163سانتیمتر و میانگین شاخص توده بدنی 99/23 کیلوگرم/مترمربع) بودند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل شاخص فرتوتی فرید، پرسشنامه کیفیت زندگی و پرسشنامه فعالیت بدنی بود. داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون لجستیک در سطح معناداری 05/0=α تحلیل شد. یافته ها: براساس نتایج توصیفی، شیوع فرتوتی جسمانی و روان شناختی 5/78 درصد در میان سالمندان مشاهده شد. همچنین 2/25 درصد از شرکت کنندگان دارای فعالیت بدنی کافی و 2/68 درصد دارای کیفیت زندگی مناسبی بودند. رابطه منفی و معنادار بین فرتوتی جسمانی و روان شناختی با کیفیت زندگی، فعالیت بدنی و تنهایی عاطفی سالمندان مشاهده شد (001/0>P)؛ به گونه ای که کیفیت زندگی به میزان 1/11 درصد، فعالیت بدنی به میزان 6/27 درصد و تنهایی عاطفی به میزان 42 درصد می تواند میزان فرتوتی جسمانی و روانشناختی سالمندان را پیش بینی کند. از سوی دیگر، رابطه مثبت و معنادار بین افسردگی با فرتوتی جسمانی و روان شناختی مشاهده شد (001/0>P)؛ به طوری که این عامل می تواند به میزان 1/62 درصد فرتوتی جسمانی و روان شناختی سالمندان را پیش بینی کند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که فرتوتی جسمانی و روان شناختی در میان سالمندان شیوع زیادی دارد و عوامل تغییرپذیری مانند فعالیت بدنی، کیفیت زندگی و تنهایی عاطفی، همراه با عامل روان شناختی مهمی چون افسردگی، نقش معناداری در پیش بینی آن ایفا می کنند.
۷.

بررسی ارتباط ترکیب بدن با طرحواره ناسازگار اولیه در افراد فعال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط ترکیب بدن با طرحواره ناسازگار اولیه در افراد فعال انجام شد.روش پژوهش: روش اجرای این پژوهش، از نوع توصیفی-همبستگی بود. همه ورزشکاران زن و مرد رشته های مختلف ورزشی با ترکیب بدنی متفاوت در استان گلستان جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از جدول مورگان 400 نفر (مرد: 270 نفر، زن: 103 نفر و تمایل به بیان جنسیت نداشتند: 27 نفر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه طرح واره یانگ فرم کوتاه (YSQ-S) (1998)، پرسشنامه خودکنترلی تانجی (2004) و شاخص توده بدنی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کلموگروف-اسمیرنوف و همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج: خودکنترلی و طرحواره غالب افراد فعال با ترکیب بدن مختلف نسبت به توزیع نرمال تفاوت معناداری وجود داشت (0.05>P). بین طرحواره ناسازگار اولیه با خودکنترلی و شاخص توده بدنی متفاوت (چاق، اضافه وزن، متناسب و لاغر) رابطه معناداری وجود داشت (0.01>P)؛ با این حال، رابطه بین طرحواره و خودکنترلی در افراد چاق و اضافه وزن مثبت بود، ولی در افراد متناسب و لاغر منفی به دست آمد (0.01>P). همچنین بین شاخص توده بدنی با طرحواره و خودکنترلی افراد چاق و لاغر رابطه مثبت وجود داشت؛ درحالی که بین شاخص توده بدنی با خودکنترلی افراد دارای اضافه وزن و نیز بین شاخص توده بدنی و طرحواره افراد متناسب رابطه منفی مشاهده شد (0.01>P). نتیجه گیری: تحلیل کلی این نتایج اهمیت مداخلات روان شناختی در مدیریت وزن را برجسته می کند. همچنین تشویق به رفتارهای سالم و ارتقای اعتمادبه نفس می تواند تأثیر مثبت بر وضعیت بدنی و روانی افراد داشته باشد؛ لذا محرک های روانی و اجتماعی مختلف می توانند بر خودکنترلی افراد تأثیر بگذارند. به طور خاص، تفاوت های جنسیتی و وضعیت ترکیب بدنی نقش مهمی در نحوه تعامل افراد با ورزش به عنوان یک فعالیت برای سلامتی دارند.
۸.

تاثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر میزان پروتئین های داینامیک میتوکندریایی (MFN2 و FIS1) در عضله نعلی رت های نر نژاد ویستار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه و هدف: ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﯿﺘﻮﮐﻨﺪری ﺑﻪ ﺷﺪت ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻣﻮرﻓﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ و ﺳﺎﺧﺘﺎری آنﻫﺎ واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان پویایی یا داﯾﻨﺎﻣﯿﮏ ﻣﯿﺘﻮﮐﻨﺪری ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷود. پویایی و داینامیک میتوکندری می تواند از طریق پروتئین های MFN2 و FIS1 تنظیم شود؛ بنابراین، هدف از انجام تحقیق حاضر، تاثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر میزان پروتئین های داینامیک میتوکندریایی (MFN2 و FIS1) در عضله نعلی رت های نر نژاد ویستار می باشد. مواد و روش ها: در این پژوهش تجربی، تعداد 12 سر رت از نژاد ویستار با میانگین وزنی 30±280، به صورت تصادفی به دو گروه: 1. گروه کنترل، 2. HIIT (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. رت های گروه HIIT به مدت 8 هفته، هر هفته 5 جلسه و هر جلسه شامل 10 تناوب با شدت بالا به مدت 3 دقیقه که تناوب های استراحتی 2 دقیقه ای تمرین کردند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین بافت عضله اسکلتی نعلی از بدن حیوان شد. محتوای متغیرها از طریق روش آزمایشگاهی وسترن بلات اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها داده ها از طریق آزمون t-مستقل در نرم افزار های SPSS نسخه 27 و گراف پد پریسم نسخه 2/2/10 انجام شد. سطح معنا داری کمتر از 05/0≥p بود. یافته ها: محتوای درون سلولی پروتئین MFN2 تغییر معنی داری را در گروه HIIT نسبت به گروه کنترل نشان نداد (66/0P=). در مقابل محتوای درون سلولی پروتئین FIS1 کاهش معنی داری را نشان داد (004/0P=). نتیجه گیری: به نظر می رید تمرین HIIT نمی تواند تعادل بین ﻫﻤﺠﻮﺷﯽ یا فیوژن و ﺷﮑﺎﻓﺖ یا فیژن میتوکندری را تعدیل کند و در نتیجه به بهبود کیفیت و عملکرد میتوکندری کمک کند.
۹.

تأثیر دوزهای مختلف کافئین، سیترولین مالات و تقویت پس فعالی بر ارتفاع پرش، توان بی هوازی و توان هوازی زنان کیک بوکسینگ کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: در این پژوهش به بررسی تأثیرات حاد دوزهای مختلف کافئین، سیترولین مالات و تقویت پس فعالی (PAP) بر توان اندام تحتانی، ظرفیت بی هوازی و عملکرد هوازی در زنان کیک بوکسینگ کار پرداخته شد. مواد و روش ها: هفتاد شرکت کننده به صورت تصادفی در هفت گروه قرار گرفتند: کنترل (Con)، کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم (Caf4)، کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم (Caf5)، کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات (Caf4+CitMal)، کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات (Caf5+CitMal)، کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات+PAP (Caf4+CitMal+PAP) و کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم+سیترولین مالات+PAP (Caf5+CitMal+PAP). یک ساعت قبل از اجرای آزمون مکمل ها استفاده شدند. تمام مکمل ها (شامل دارونما و گروه های مداخله) از نظر ویژگی های حسی (رنگ، طعم و بو) یکسان بودند. پس از ۵۰ دقیقه از مصرف مکمل، آزمودنی ها به مدت ۱۰ دقیقه گرم کردن انجام دادند. به منظور بررسی عملکرد ورزشی از آزمون های عملکردی شامل آزمون پرش سارجنت (برای اندازه گیری ارتفاع پرش عمودی)، آزمون دویدن بی هوازی (RAST) (به منظور سنجش توان بی هوازی) و آزمون شاتل ران 20 متری (برای تخمین حداکثر اکسیژن مصرفی (maxVO2) استفاده شد. PAP از طریق تمرینات پلایومتریک پنج دقیقه قبل از آزمون ها اعمال شد. یافته ها: نتایج نشان داد، ترکیب کافئین 5 میلی گرم/کیلوگرم با سیترولین مالات و PAP (Caf5+CitMal+PAP) منجر به بهبود معنادار در ارتفاع پرش عمودی (12 درصد) و توان بی هوازی (15 درصد) در مقایسه با گروه کنترل شد (0.05P<). درمقابل، مصرف کافئین 4 میلی گرم/کیلوگرم به تنهایی (Caf4) بهبود معناداری را ایجاد نکرد. درباره عملکرد هوازی، ترکیب کافئین و سیترولین مالات (Caf4+CitMal و Caf5+CitMal) افزایش معناداری را در VO2max ایجاد کرد؛ به طوری که گروه Caf5+CitMal بهبود 10 درصد در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (0.05P<)؛ با این حال، افزودن PAP تأثیر بیشتری بر عملکرد هوازی نداشت. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که دوزهای بالاتر کافئین (5 میلی گرم/کیلوگرم) در ترکیب با سیترولین مالات و PAP، به طور خاص بر بهبود توان انفجاری و ظرفیت بی هوازی در زنان کیک بوکسینگ کار مؤثر است.
۱۰.

تغییرات استقامت قلبی تنفسی و نشانگرهای اکسیداتیو متعاقب مکمل یاری کوآنزیم Q10 در ترکیب با تمرین تناوبی با شدت بالا در سالمندان: یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: با افزایش سن، کاهش عملکرد سیستم آنتی اکسیدانی و افزایش استرس اکسیداتیو منجر به افزایش خطر آسیب های سلولی و تسریع فرایند سالمندی می شود. کوآنزیم Q10 (CoQ10) به عنوان یک آنتی اکسیدان ممکن است با تقویت دفاع سلولی، سازگاری های ناشی از تمرینات شدید را بهبود بخشد؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر مکمل یاری CoQ10 بر سازگاری دستگاه آنتی اکسیدانی ناشی از تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) در سالمندان انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه، ۳۸ سالمند (۲۲ مرد و ۱۶ زن، ۶۵ تا ۷۵ سال) به صورت داوطلبانه شرکت کردند و به طور تصادفی به دو گروه تمرین+مکمل CoQ10 و تمرین+پلاسبو تقسیم شدند. شاخص VO2peak و نشانگرهای استرس اکسیداتیو شامل مالون دی آلدئید (MDA)، سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) و ظرفیت آنتی اکسیدانی کل (TAC)، پیش و پس از هشت هفته تمرین HIIT و مصرف روزانه ۱۰۰ میلی گرم مکمل یا دارونما اندازه گیری شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، گروه تمرین+مکمل بهبود معناداری را در (0.05>P) VO2peak و شاخص های آنتی اکسیدانی [MDA (0.05>P)، SOD (0.05>P) و TAC (0.05>P)] در مقایسه با گروه پلاسبو نشان داد. نتیجه گیری: براساس یافته ها، اثر هم افزای مکمل یاریCoQ10 با تمرینات HIIT موجب بهبود بیشتر ظرفیت قلبی تنفسی و سازگاری آنتی اکسیدانی در سالمندان می شود.
۱۱.

تأثیر تمرین شنا، داروی دیازپام و فلوکستین بر روی سطح هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون سرمی موش های با لیپپوپلی ساکارید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
مقدمه و هدف: استرس و التهاب ناشی از تزریق LPS می تواند بر محور هورمونی اثر گذاشته و منجر به تغییرات معنادار در سطح هورمون های استرس و جنسی شود. شناسایی راهکارهای مؤثر برای تعدیل این تغییرات اهمیت بالینی و پژوهشی دارد. بنابراین هدف این مطالعه تعیین تأثیر تمرین شنا، داروی دیازپام و فلوکستین بر روی سطح هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون سرمی موش های مواجهه شده با لیپپوپلی ساکارید بود.روش کار: در این مطالعه تجربی که به مدت چهار هفته به طول انجامید، 80 سر موش های نر(Mice) نژاد NMRI با سن تقریبی 80-90 روز و وزن 25-22 گرم از انستیتو پاستور ایران تهیه شد. نمونه ها به 8 گروه ۱- (گروه کنترل یا سالین)۲-(گروه LPS)۳-(گروه شنا + سالین)۴-(گروه شنا + LPS)۵-(گروه دیازپام+ سالین)۶-(گروه فلوکستین+ سالین)۷-(گروه شنا+ دیازپام+ LPS)۸-(گروه شنا+ فلوکستین+ LPS). که در هر گروه 10 سر موش وجود داشت. در این مطالعه گروه های دارو، دیازپام 3 میلی گرم بر کیلوگرم(3mg/Kg) و فلوکستین 10 میلی گرم بر کیلوگرم (3mg/Kg) به صورت خوارکی دریافت کردند و نمونه های گروه های تمرینی تحت یک برنامه چهار هفته ای تمرین شنا قرار گرفتند. پس از چهار هفته درمان دیازپام، قرار گرفتن در معرض ورزش یا ترکیب آنها، حیوانات به صورت تزریق درون صفاقی با LPS آماده شده (830 میکروگرم بر کیلوگرم) یا سالین استریل بدون اندوتوکسین تحت مداخله قرار گرفتند. از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و از آزمون توکی برای مقایسه بین گروهی استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که LPS افزایش کورتیکوسترون و کاهش تستوسترون را به دنبال داشت (05/0>p). ترکیب تمرین شنا و فلوکستین و دیازپام در تغییرات هورمون های کورتیکوسترون و تستوسترون نسبت به گروه های فلوکستین و دیازپام موثرتر بود (05/0>p).نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان نتیجه گیری کرد که مداخله با LPS باعث افزایش معنادار هورمون کورتیکوسترون و کاهش سطوح تستوسترون در موش ها می شود و این تغییرات نشان دهنده تأثیر منفی استرس التهابی بر محور هورمونی هستند.
۱۲.

تأثیر دو نوع آبرسانی مجدد در دوره بازیافت بر عوامل آمادگی جسمانی و عملکردی تکواندوکاران نوجوان و جوان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۶۰
بازیافت به عنوان یک استراتژی مؤثر برای کاهش خستگی و حفظ عملکرد ورزشی در حین و پس از فعالیت های شدید شناخته شده است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر انواع آبرسانی مجدد در دوره بازیافت بر عوامل آمادگی جسمانی و عملکردی تکواندوکاران نوجوان و جوان است. جامعه آماری این پژوهش شامل 12 نفر تکواندوکار نوجوان و جوان شهر بجنورد با حداقل پنج سال سابقه تمرین در رشته تکواندو است. آزمودنی ها به مدت چهار جلسه با فاصله زمانی یک هفته پروتکل پژوهش را اجرا کردند. تکواندوکارها فرآیند تمرینات را به همراه مصرف دو نوع نوشیدنی در جلسات مختلف تمرین، با وقفه 20 دقیقه ای برای جذب نوشیدنی ها طبق برنامه تمرینی از قبل طراحی شده انجام داده و سپس آزمون های آمادگی جسمانی و عملکردی را به انجام رساندند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. ماحصل نتایج مطالعه حاضر شامل تفاوت معنادار بین گروهی در فاکتور های چابکی، سرعت عکس العمل و توان عضلانی پا با مصرف نوشیدنی های نوع 1 و 2 بوده است (p < 0.05). ضمناً تنها در متغیر چابکی هوازی - بی هوازی ویژه تکواندو تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده نشد .(p > 0.05)به بیان دیگر استفاده از محلول ها با ترکیب غالب کربوهیدرات (نوشیدنی نوع 1) و ترکیب غالب الکترولیت ها (نوشیدنی نوع 2)، بهبود فاکتورهای آمادگی جسمانی و عملکردی تکواندوکاران را در پی دارد. بر این اساس تمرکز بر تقویت آبرسانی مجدد در دوره بازیافت بر فاکتورهای اشاره شده تأثیرگذار است و موجب ارتقاء آن ها خواهد شد.
۱۳.

تاثیر 12 هفته تمرین پیلاتس بر سطوح نیتریک اکساید و رنین زنان مبتلا به پر فشار خون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: مطالعه حاضر با هدف تاثیر 12 هفته تمرین پیلاتس بر سطوح سرمی رنین، نیتریک اکساید و فشار خون زنان مبتلا به پرفشار خونی انجام گرفت مواد روش ها: در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، 30 بیمار زن مبتلا به پرفشار خونی به عنوان نمونه آماری به صورت در دسترس و با توجه به شرایط ورود به مطالعه انتخاب شدند. سپس آزمودنی ها به صورت تصادفی در 2 گروه 15 نفری تمرینات پیلاتس و کنترل قرار گرفتند. در مرحله پیش آزمون، بعداز اندازه گیری فشار خون سیستولی و دیاستولی، برای اندازه گیری سطوح رنین و نیتریک اکساید بعد از 12 ساعت ناشتایی خونگیری صورت گرفت سپس تمرین پیلاتس به مدت 12 هفته و هر هفته 3 جلسه انجام شد 48 ساعت پس از اتمام دوره تمرینی اندازه گیری شاخص های مطالعه انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون های تی وابسته و آزمون کوواریانس با آزمون تعقیبی بنفرونی تحلیل گردید یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که تمرینات پیلاتس باعث افزایش معنادار سطوح سرمی رنین و نیتریک اکساید زنان مبتلا به پرفشار خونی گردیده است علاوه براین، نتایج حاکی از کاهش معنادار فشار خون سیستولی و فشار خون دیاستولی زنان مبتلا به پرفشار خونی در اثر 12 هفته تمرینات پیلاتس بود (05/0>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به نظر می رسد انجام منظم تمرینات پیلاتس در افراد مبتلا به فشار خون بالا و پرفشاری خون می تواند فراهمی زیستی NO و فعالیت رنین پلاسما را افزایش داده و در نتیجه باعث ایجاد اثر کاهش فشار خون شود
۱۴.

اثر تعاملی یک دوره تمرین هوازی اینتروال و آلفالیپوئیک اسید بر سطوح آیریزین، ویسفاتین و مقاومت به انسولین در موشهای دیابتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۶
زمینه و هدف: مداخله ورزشی و دارویی مخصوصاً داروهای گیاهی، از جمله بهترین رویکردهای بهبود وضعیت در افراد دیابتی محسوب می شود. ازطرفی، آلفالیپوئیک اسید یک آنتی اکسیدان بیولوژیکی قوی است. بااین حال، اثر همزمان تمرین ورزشی و آلفالیپوئیک اسید بر دیابت بخوبی مشخص نیست. هدف از مطالعه ی حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی اینتروال با شدت متوسط و مصرف آلفالیپوئیک اسید بر مقادیر آیریزین، ویسفاتین و مقاومت به انسولین در موشهای دیابتی نوع دو بود. مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، 42 سر موش نر بطور تصادفی به 6 گروه (سالم، دیابتی، سالین، تمرین، مکمل، مکمل+ تمرین) قرار گرفتند. دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین القا شد. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته و هرجلسه شامل 10 وهله یک دقیقه ای دویدن روی ترمیل با شدت 70 درصد اکسیژن مصرفی با دو دقیقه استراحت بین ستها را اجرا کردند. آلفالیپوئیک اسید به مقدار mg/kg20 در روز بصورت گاواژ به موشها داده شد. از روش آماری تحیلیل واریانس یکطرفه و سطح معناداری 05/0 ≥α استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آیریزین افزایش معناداری در گروه های مکمل، تمرین و تمرین + مکمل نسبت به گروه دیابتی داشت (001/0P=). میزان ویسفاتین (021/0P=)، میزان گلوگز (011/0P=) و مقاومت به انسولین (008/0P=) در گروه-های تمرین و مکمل+تمرین کاهش معنی داری نسبت به گروه دیابت داشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد که تمرین هوازی اینتروال با شدت متوسط به همراه با مصرف آلفالیپوئیک اسید می تواند با افزایش آیریزین و کاهش ویسفاتین، گلوگز و مقاومت انسولین تاثیر مثبت بر کنترل دیابت نوع دو بگذارد.
۱۵.

پویایی LDH، CPK و CRP در بسکتبال حرفه ای: مطالعه ای بر روی مداخله ذهن آگاهی-موسیقی برای مدیریت خستگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مداخله ترکیبی ذهن آگاهی-موسیقی بر سطوح نشانگرهای بیوشیمیایی LDH، CPK و CRP در بازیکنان بسکتبال حرفه ای و نقش آن در مدیریت خستگی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر به صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده با گروه کنترل و طرح پیش آزمون-پس آزمون انجام شد. جامعه آماری شامل 40 بازیکن مرد بسکتبال حرفه ای لیگ برتر ایران بودند که به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت 8 هفته تحت برنامه ترکیبی ذهن آگاهی-موسیقی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل تنها تمرینات معمول خود را ادامه دادند. سطوح LDH، CPK و CRP در سه مرحله اندازه گیری شد و داده ها با استفاده از آزمون های آماری مناسب تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد گروه مداخله کاهش معنی داری در سطوح LDH (15.1%)، CPK (18.6%) و CRP (34.4%) تجربه کردند. همچنین بهبود قابل توجهی در شاخص های روان شناختی شامل کاهش خستگی و استرس ادراک شده مشاهده شد. این در حالی بود که در گروه کنترل تغییرات معنی داری مشاهده نشد. همبستگی مثبت بین کاهش نشانگرهای التهابی و بهبود عوامل روان شناختی نیز به دست آمد. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که مداخله ترکیبی ذهن آگاهی-موسیقی می تواند به عنوان یک روش مؤثر برای کاهش آسیب عضلانی، کنترل پاسخ التهابی و مدیریت خستگی در بازیکنان بسکتبال حرفه ای مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد غیردارویی می تواند در برنامه های تمرینی و بازتوانی ورزشکاران گنجانده شود.
۱۶.

تاثیر دوازده هفته تمرین مقاومتی و مصرف مکمل کراتین فسفات بر سطوح سرمی دوپامین و سروتونین در مردان میانسال هنگام بازی شناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه: تحقیق حاضر با هدف تاثیر 12 هفته تمرین مقاومتی با و بدون مصرف مکمل کراتین فسفات بر عملکرد جسمانی در مردان میانسال انجام شد. روش کار: تعداد 36 مرد میانسال در این مطالعه داوطلبانه شرکت کردند و در سه گروه تمرین مقاومتی+مکمل (12 نفر)، گروه تمرین مقاومتی+دارونما (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) بصورت تصادفی، قرار گرفتند. تمرین مقاومتی به مدت 12 هفته با تواتر چهار جلسه در هفته با شدت 70 تا 85 درصد یک تکرار بیشینه تکمیل گردید همچنین گروه مکمل از کراتین هیدروکلراید به میزان سه گرم در روز را در روز های تمرین و غیر تمرین مصرف کردند. گروه دارونما در شرایط یکسان از مالتودکسترین استفاده کردند. نتایج: نتایج بین گروهی در میزان سروتونین و دوپامین سرمی در مرحله اول (حاد) اختلاف معنی داری مشاهده نشد (00/1=P). در مرحله دوم؛ تفاوت معنی داری در میزان سروتونین و دوپامین در گروه کنترل نسبت به گروه تمرین مقاومتی+مکمل (00/1=P؛ 269/0=P) و تمرین مقاومتی+دارونما (00/1=P؛ 341/0=P) مشاهده نشد. تغییرات درون گروهی نشان داد که کاهش سروتونین و دوپامین نسبت به پیش آزمون در تمام گروه ها معنی دار است (001/0=P).
۱۷.

مقایسه تغییرات بیان ژن رزیستین در تارهای عضلانی تند انقباض و کند انقباض متعاقب تمرینات استقامتی،مقاومتی و ترکیبی در موش های نر نژاد ویستار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹
مقدمه: رزیستین یکی از آدیپوکاین های مهم است که در بافت های مختلف بدن بیان می شود و نقش کلیدی در تنظیم متابولیسم گلوکز و لیپید ایفا می کند. با توجه به تأثیر فعالیت های ورزشی بر مسیرهای مولکولی مرتبط با هموستاز انرژی، هدف این مطالعه بررسی و مقایسه اثرات سه نوع تمرین ورزشی شامل تمرینات استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر سطح بیان ژن رزیستین در فیبرهای عضلانی تند انقباض و کند انقباض در رت های نر ویستار بود. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، ۴۰ رت نر بالغ و سالم از نژاد ویستار به صورت تصادفی به چهار گروه مساوی (هر گروه ۱۰ رت) تقسیم شدند: گروه کنترل، گروه تمرین استقامتی، گروه تمرین مقاومتی و گروه تمرین ترکیبی. هر گروه به مدت هشت هفته پروتکل تمرینی خاص خود را انجام دادند. پس از پایان دوره تمرینی، نمونه هایی از عضلات تند انقباض و کند انقباض جمع آوری شد و سطح بیان ژن رزیستین با استفاده از روش واکنش زنجیره ای پلیمراز در زمان واقعی (Real-Time PCR) اندازه گیری گردید. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه. (Two-way ANOVA) و آزمون های تعقیبی مناسب تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر سه نوع تمرین ورزشی باعث کاهش معنی دار در سطح بیان ژن رزیستین نسبت به گروه کنترل شدند (P<0.001). همچنین، تفاوت های معنی داری بین گروه های تمرینی مشاهده شد، به طوری که تمرین ترکیبی بیشترین کاهش را در بیان ژن رزیستین ایجاد کرد، به ویژه در فیبرهای کند انقباض، که این کاهش نسبت به تمرینات استقامتی و مقاومتی چشمگیرتر بود. (P<0.001) نتیجه گیری: تمرینات استقامتی، مقاومتی و ترکیبی همگی در کاهش بیان ژن رزیستین در عضلات اسکلتی مؤثر بودند. با این حال، تمرین ترکیبی اثرگذاری بیشتری داشت، به خصوص در فیبرهای کند انقباض، که نشان دهنده پتانسیل بالای این نوع تمرین در تنظیم ژن های مرتبط با متابولیسم و بهبود وضعیت متابولیکی بدن است. این یافته ها می توانند در طراحی برنامه های ورزشی برای بهبود سلامت متابولیکی و پیشگیری از بیماری های مرتبط با اختلالات متابولیکی مورد استفاده قرار گیرند.
۱۸.

اثر مداخله ترکیبی و جداگانه تمرین تناوبی با شدت بالا و مکمل یاری عصاره بوقناق بر بیومارکرهای آپوپتوز در بافت عضله دوقلو موش های نر مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۶
هدف: دیابت نوع 2 (T2DM) اختلال متابولیک شایعی است که با مقاومت به انسولین و نقص ترشح انسولین همراه است و موجب آسیب و تحلیل عضلانی می شود. ازآنجاکه استرس اکسیداتیو و آپوپتوز نقش مهمی در آسیب عضلات اسکلتی در دیابت دارند، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) و عصاره بوقناق، به صورت جداگانه و ترکیبی، بر بیومارکرهای آپوپتوز در عضله سولئوس موش های دیابتی بود. مواد و روش ها: در این پژوهش تجربی، 50 موش صحرایی نر به پنج گروه تقسیم شدند: کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی+بوقناق، دیابتیHIIT+ و دیابتی+HIIT+بوقناق. دیابت با تزریق استرپتوزوتوسین (STZ) القا شد. مداخلات شامل شش هفته تمرین HIIT و تجویز خوراکی عصاره بوقناق (100 میلی گرم/کیلوگرم) بود. در پایان دوره، سطوح پروتئین های Bax و Bcl-2 و نسبت Bax/Bcl-2 در عضله سولئوس اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تمرین HIIT باعث کاهش معنادار BAX (p=0.001) و افزایش معنادار Bcl-2 (p=0.001) در مقایسه با گروه کنترل دیابتی شد. تجویز بوقناق به تنهایی تأثیر معناداری بر سطوح Bax و Bcl-2 نداشت(p>0.05) . درمقابل، گروه ترکیبی کاهش چشمگیر BAX (p=0.001)، افزایش چشمگیر Bcl-2 (p=0.001) و کاهش قابل توجه نسبت Bax/Bcl-2 را نشان داد که از سایر گروه های مداخله ای بیشتر بود. نتیجه گیری: نتایج مطالعه بیانگر آن است که تمرین HIIT اثرات حفاظتی قابل توجهی بر عضلات دیابتی دارد و ترکیب آن با عصاره بوقناق می تواند این اثرات را تقویت کند و میزان آپوپتوز را کاهش دهد. به طور کلی، مداخله ترکیبی HIIT و بوقناق ممکن است رویکردی مؤثر برای مدیریت و کاهش عوارض عضلانی مرتبط با دیابت نوع 2 باشد.
۱۹.

تأثیر تمرین تناوبی خیلی شدید بر وضعیت التهابی و اکسیدانی بافت هایپوکمپ موش های صحرایی مبتلا به نارسایی قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: نارسایی قلبی بیماری مزمن و پیش رونده ای است که با افزایش التهاب سیستمیک و استرس اکسایشی باعث التهاب عصبی می شود. هدف این مطالعه بررسی تأثیر تمرین تناوبی خیلی شدید (HIIT) بر سایتوکاین های التهابی و ضدالتهابی (IL-1β و IL-10)، وضعیت اکسیدانی و آنتی اکسیدانی (SOD و MDA) هایپوکمپ موش های صحرایی مبتلا به نارسایی قلبی بود. مواد و روش ها: در این مطالعه، ۲۴ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با میانگین وزن 250 تا 300 گرم به صورت تصادفی به سه گروه سالم (H)، نارسایی قلبی (HF) و نارسایی قلبی و تمرین تناوبی خیلی شدید(HFT) تقسیم شدند. نارسایی قلبی با تزریق ایزوپروترنول القا شد. پس از پایان هشت هفته HIIT، بافت هایپوکمپ برداشته شد و مقادیر بافتی IL-1β، IL-10 SOD و MDA به روش الایزا سنجیده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، مقادیر بافتی MDA و IL-1β گروه HF در مقایسه به گروه H افزایش یافت؛ در حالی که مقادیر SOD و IL-10در مقایسه با گروه H کاهش یافت (01/0P<). هشت هفته HIIT باعث کاهش مقادیر MDA و IL-1β و افزایش مقادیر SOD و IL-10 در مقایسه با گروه HF شد (05/0P<). نتیجه گیری: براساس نتایج، هشت هفته HIIT، تعادل عوامل التهابی، ضدالتهابی و وضعیت آنتی اکسیدانی را در هایپوکمپ موش های های مبتلا به نارسایی قلبی بهتر کرد. کاهش وضعیت التهابی، اکسیدانی و افزایش ضدالتهاب و آنتی اکسیدان در تعدیل التهاب عصبی ناشی از نارسایی قلبی مؤثر است.
۲۰.

اثر تمرین هوازی و مکمل کورکومین بر مسیر TLR4/NF-κB/NLRP3/IL-1β در موش های صحرایی نر چاق نژاد ویستار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه و اهداف هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر چاقی و تمرینات ورزشی هوازی، همچنین مصرف مکمل کورکومین بر عوامل التهابی در موش های صحرایی نر بود. مواد و روش ها 25 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با سن هشت هفته و با دامنه وزنی 37/9 ± 5/187 گرم، به طور تصادفی انتخاب و برای القای چاقی، موش های صحرایی به مدت 8 هفته تحت رژیم غذایی پُرچرب قرار گرفتند. موش های صحرایی در پنج گروه سالم، چاق، چاق+تمرین، چاق+مکمل و چاق+تمرین+مکمل قرار گرفتند. پس از تایید ابتلا به چاقی، مکمل کورکومین بصورت محلول خوراکی و تمرین هوازی به مدت ۸ هفته ، ۵ جلسه در هفته در گروه های مربوطه اعمال شد. برای اندازه گیری بیان ژن های TLR4، NF-κB، NLRP3 و IL-1β از روش Real Time-PCR استفاده شد. از روش آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی جهت تعیین اختلاف بین گروه ها در سطح معنی داری 05/0>p استفاده شد. یافته ها بنابر نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه بین گروه های پژوهش حاضر در مورد بیان ژن های TLR4، NF-κB، NLRP3 و IL-1β، پس از هشت هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل کورکومین، تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0=p). در ادامه نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که بیان ژن های فوق در گروه چاق به طور معنی داری نسبت به گروه سالم بالاتر بود (001/0=p). همچنین این بیان ژن ها در گروه های چاق+تمرین، چاق+مکمل و چاق+تمرین+مکمل به طور معنی داری نسبت به گروه چاق پایین تر بود (001/0=p). نتیجه گیری مطالعه حاض ر پیشنهاد می کند که تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل کورکومین منجر به بهبود مسیر سیگنالیک TLR4/NF-κB/NLRP3/IL-1β در موش های صحرایی نر چاق می گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان