تحلیل داستان موسی و شبان بر اساس نظریه انتخاب گلسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
109 - 138
حوزههای تخصصی:
ویلیام گلسر نظریه پرداز امریکایی با ارائه نظریه انتخاب، سهم مهمی در تغییر روان شناسی کنترل بیرونی به کنترل درونی با تأکید برمسئولیت پذیری، واقعیت پذیری و انتخاب ایفا کرد. تئوری انتخاب می گوید تمام آنچه از ما سرمی زند رفتار است و تمام رفتارها انتخاب می شوند و همواره از سوی ژن ها و از درون برانگیخته می شویم تا پنج نیاز اساسی خود را برآورده کنیم: نیاز به عشق و احساس تعلق، قدرت و پیشرفت، آزادی، تفریح و بقا.در این نظریه همه ما دنیایی به نام دنیای مطلوب داریم. تصویر ذهنی خاصی از یک جهان آرمانی که دوست داریم در آن زندگی کنیم که هسته اصلی زندگی ما است. این پژوهش بر آن است تا به شیوه تحلیلی – توصیفی با تکیه بر تئوری انتخاب ویلیام گلسر، الگوی رفتاری دو شخصیت برجسته داستان، موسی و شبان را تدوین نماید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که موسی و شبان هر یک راه های مختلفی برگزیده اند.موسی با توجه به قدرت پیامبری و اقتدار معنوی خود انتخاب شبان را انکار کرده و او را مورد مذمت قرار می دهد. خداوند موسی را سرزنش کرده و مسئولیتش را به او یادآوری می کند.انتخاب شبان مورد تأیید و عنایت الهی قرار می گیرد و در طرفه العینی از وادی شریعت به طریقت اوج می گیرد و به حقیقت می رسد.