نقد دفاع عرفا از ابلیس با تکیه بر نظریه کهن الگویی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
239 - 264
حوزههای تخصصی:
وجود لایه های متعدد در متون عرفانی اجازه خوانش ها و نقدهای متنوعی را به منتقد ادبی می دهد. نقد کهن الگویی، یکی از رویکردهایی است که با استفاده از آن می توان به بررسی مباحث عرفانی پرداخت. این رویکرد از مباحث روان شناسی تحلیلی به ادبیات راه یافته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، به نقدِ دفاع عرفا از ابلیس بر پایه رویکرد کهن الگویی می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که دفاع و ستایش گروهی از عرفا از ابلیس ناظر به ستایش پیر خرد در وجه منفی آن و دفاع از کهن الگوی سایه در سویه مثبت این کهن الگوست. ابلیس معلم ملائکه بود و رفتار او در سجده نکردن برای انسان تعلیم یکتاپرستی و وجهی از پیر خرد است؛ همچنین وسوسه های ابلیس و مشکلاتی که بر سر راه سالک قرار می دهد، راهی برای رسیدن به یکپارچگی روانی و مقابله با سایه بزرگ روان است که همانند حائلی میان فرد و حقیقت راستین عمل می کند و فقط کسانی به حقیقت واقعی می رسند که سایه را در خود حل کنند؛ بنابراین، این دو کارکرد مهم ابلیس سبب ستایش او ازسوی برخی از عرفا شده است.