واکاوی تحلیلی- انتقادی دیدگاه های الهیاتی ریچارد روبنشتاین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
55 - 77
حوزههای تخصصی:
هولوکاست تکاپویی جدی در میان الهی دانان یهود برانگیخت و اندیشه های ریچارد روبنشتاین از نتایج چنین تکاپویی است. به اعتقاد او، پس از آشویتس باور به «خدای تاریخ» دیگر از حیث عقلانی و اخلاقی قابل دفاع نیست و تمام تئودیسه های سنتی ناپذیرفتنی اند، ازاین رو کوشید الهیات یهودی را با عنایت به واقعیت های جهان مدرن بازسازی کند. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی انتقادی به تبیین بازتفسیرهای بنیادین روبنشتاین از مفاهیم محوری الهیات یهودی می پردازد. مطابق تحلیل نویسندگان، این بازتفسیر را می توان حول پنج آموزه سامان داد: حضور یا غیب خدا، شرّ و تئودیسه، عهد کتاب مقدسی، معنای تاریخ و امکای بقای ایمان. به اعتقاد روبنشتاین، اکنون در عصر مرگ خدا هستیم و باید در جست وجوی الهیاتی انضمامی رفت. دستگاه فکری او با تاکید بر «مرگ خدای تاریخ»، به سمت درکی طبیعت گرایانه از الوهیت، که از آن با تعبیر «هیچِ مقدس» یاد می کند، متمایل گشت. مطابق تحلیل روبنشتاین، می توان از دو شرّ طبیعی و مدرن سخن گفت. شرّ طبیعی جزوی از جهان گشوده به روی ماست و به ناگزیر باید زندگی را با همه لحظات خلق و سازندگی و نیز با لحظات تخریب و زوال آن پذیرفت. شرّ مدرن نه بازگشت به بربریت که محصول مستقیم فرایندهای مدرنیته نظیر عقلانیت ابزاری، سکولاریزاسیون و مدیریت «جمعیت مازاد» است. این تحلیل از شرّ مدرن، روبنشتاین را به سمت دیدگاه های جنگ طلبانه ای سوق داد که واکنش سایر اندیشمندان را در پی داشت. نقدهایی از قبیل تقلیل گرایی در تحلیل مدرنیته، نادیده گرفتن نقش عوامل انسانی در بروز وقایعی چون هولوکاست و همسو شدن با گفتمان های اسلام هراسانه، از جمله آن نقدها می باشد.