فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۹٬۸۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اصلاح و تقویت ارتباطات میان فردی یکی از ضروریات زندگی اجتماعی است. هدف اصلی این مقاله، بررسی وضعیت موجود تعاملات میان فردی کارکنان پلیس و ارائه راهکارهایی برای پوشش دادن ضعف های احتمالی و بهبود و تقویت نقاط قوت تعاملات میان فردی افراد پلیس با نگاهی به سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. روش: روش تحقیق توصیفی-کاربردی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری آن کلیه افراد پلیس با درجه ستوان یکم تا درجه سرهنگی است که در رسته های مختلف ناجا خدمت می کنند و به عنوان دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد در دانشگاه علوم انتظامی امین مشغول به تحصیل هستند. تعداد کل این دانشجویان به عنوان جامعه آماری 210 نفر است. که به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب و با استفاده از جدول مورگان به تعداد 136 نفر انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات، میدانی و ابزار آن پرسشنامه محقق ساخته بوده است. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان داد که برای مدیران ناجا، از میان پنج ویژگی اساسی ارتباطات میان فردی، بُعد گشودگی از همه ابعاد مهم تر بوده و بُعد مثبت گرایی از همه ابعاد کم اهمیت تر بوده است. اولویت بندی ارتباط میان فردی با استفاده از ضریب فریدمن نشان داد که «تساوی» در رتبه اول، همدلی در رتبه دوم، گشودگی و حمایتگری و مثبت گرایی به ترتیب در رتبه های سوم تا ششم قرار دارند. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که مؤلفه های پنجگانه مطرح شده در مدل «دویتو» و «گیب» در سیره پیامبر اعظم(ص) وجود دارد و آموزش این مؤلفه ها می تواند در بهبود مهارت های برقراری ارتباط میان فردی پلیس مفید باشد.
بازنمایی مولفه های دینی در آثار سینمای دینی ایران: مطالعه تطبیقی آثار سینمایی اولین (1384) و دهمین دوره جشنواره کوتاه دینی رویش (1395)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۲
85 - 112
حوزههای تخصصی:
مساله چیستی سینمای دینی، پاسخ های متعددی همچون سینمای اشراقی، عرفانی، معناگرا و سینما حقیقت داشته و تلاش هایی برای مطالعه سینمای دینی همچون ژانر، گونه و سبک انجام شده است. اما در این مقاله به جای ارائه تعاریف ساختاری و پایدار از سینمای دینی، رویکردی استقرایی در پیش گرفته شده تا فضای مفهومی یا تلقی های اجتماعی و فرهنگی از سینمای دینی در متن فیلم ها ترسیم شود. لذا با مطالعه فیلم های راه یافته به جشنواره سینمای دینی رویش و بررسی تعداد 369 فیلم بر اساس روش شناسی تحلیل محتوا، به این پرسش پاسخ داده شده که ظهور و تجلی دین در آثار این جشنواره چگونه است؟ چه ابعاد و شاخص هایی از دین در آثار سینمایی این جشنواره نمود دارد؟ همچنین با مطالعه تطبیقی اولین دوره جشنواره (1384) با دهمین دوره جشنواره رویش (1395)، تحولات فرهنگی و اجتماعی در سینمای دینی مورد مطالعه گرفته و به این پرسش پرداخته شده که نمودهای دینی در فیلم ها چه تغییراتی داشته است؟ نتایج پژوهش نشان داد که مواجهه ستایشگرانه سینماگران با دین جای خود را به مواجهه ای پرسشگرانه و جستجوگرانه نسبت به دین داده است؛ همچنین بازنمایی مناسکی دین در سینما به طور چشم گیری کاهش داشته و نوعی سینمای دینیِ غیرمناسکی افزایش یافته است؛ همچنین مواجهه های سنتی و نوستالژیک در سینمای دینی که بر معصومیت ذاتی (کودکانه، ساده دلی روستایی، طبیعت گرایی ناب) یا بازسازی و حفظ سنت ها (آیین های سنتی، مشاغل سنتی، بناهای سنتی، هنرهای سنتی) تاکید دارد کاهش یافته و جای خود را به سینمای تروماتیک و بحرانی داده است.
ارائه الگوی گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی از طریق رسانه های اجتماعی در عرصه ارتباطات بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران پس از انقلاب اسلامی همواره تحت تحریم و فشارهای گسترده در عرصه روابط بین الملل و به ویژه از منظر اقتصادی بوده است. گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی در حوزه روابط بین الملل با بهره گیری از توانمندی رسانه های اجتماعی می تواند راه گشا باشد. در مطالعه حاضر کوشش شده است تا الگوی راهبردی گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی مبتنی بر رسانه های اجتماعی در عرصه ارتباطات بین الملل ارائه شود. همچنین این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعه ای و از منظر شیوه گردآوری داده ها یک پژوهش توصیفی با روش پیمایش مقطعی است. جامعه آماری بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با 17 نفر اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمّی نیز از دیدگاه 130 نفر از کارشناسان استفاده شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه استفاده گردید. مقوله های زیربنایی الگوی گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی در عرصه ارتباطات بین الملل با روش تحلیل مضمون و با نرم افزار MaxQDA 20 شناسایی شد. در بخش کمّی جهت اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد عوامل زیرساختی بر عوامل ماهیتی و حقوقی گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی در عرصه بین المللی تاثیر می گذارند. این عوامل نیز بر عوامل روانی و امنیتی تاثیر گذاشته و در ادامه عوامل محتوایی در رسانه های اجتماعی را تحت تأثیر قرار می دهند. با استفاده از محتوای تولید شده در رسانه های اجتماعی می توان عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را در عرصه بین المللی تحت تأثیر قرار داد.
شناسایی وظایف و الزامات اخلاقی رسانه های اسلامی در حوزه خبر و اطلاع رسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه ها نهاد هایی هستند که با اصلاح آنها امید است تقوا در جامعه انتشار یابد و کل جامعه اصلاح شود. پژوهش در باب رسانه های اسلامی از سویی به دلیل شناسایی و ایجاد رسانه های منطبق بر جهان بینی و ارزش های اسلامی و از سویی دیگر برای استفاده صحیح و حداکثری از توانمندی های رسانه در مسیر تحقق آرمان های الهی و در نهایت نیل به سعادت حقیقیِ دنیوی و اخروی امری ضروری است. اگرچه رسانه ها کارکردهای مختلفی چون آموزش، تفریح و سرگرمی دارند، اما درمقایسه با سایر بخش ها، نیاز محسوس تر به اخبار، اهمیت آن را دوچندان کرده است. می توان گفت خبر و اطلاع رسانی مهم ترین کارکرد رسانه درباره درگیری و هدایت افکار عمومی محسوب می شود. در پژوهش حاضر با استفاده از تحلیل محتوای کیفیِ آیات و روایات اسلامی و باتکیه بر درس تفسیر قرآن آیت الله جوادی آملی تلاش شده است تا مبنایی برای کارکرد اطلاع رسانی در رسانه تنظیم شود. نتایج به دست آمده را می توان در دو بخش وظایف و الزامات اخلاقی دسته بندی کرد. از مهم ترین وظایف رسانه های اسلامی در حوزه اطلاع رسانی، می توان به «تبیین هدف آفرینش انسان»، «تبیین نگاه انسان به دنیا»، «عقلانی کردن جامعه» و «ارائه رویکرد تحلیلی» اشاره کرد و از مواردی همچون «پرهیز از علم بی عمل و عمل بی علم»، «پرهیز از رویکرد ماکیاولی»، «پرهیز از ریا و شهرت طلبی» و «عدم تجسس در امور دیگران» به عنوان اهم الزامات اخلاقی یاد کرد.
پدیدارشناسی ابعاد آزادی بیان در رسانه های ایران از دیدگاه اساتید علوم ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال یازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
139-158
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی تجارب اساتید علوم ارتباطات از آزادی بیان در رسانه های ایران انجام شد. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدار شناسی و تعداد مشارکت کنندگان 12 نفر از اساتید رشته علوم ارتباطات بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند مورد مطالعه قرار گرفتند. همچنین جمع آوری یافته ها تا اشباع نظری اطلاعات ادامه یافته و با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ادامه تعداد 62 مفهوم استخراج و پس از مقوله بندی در پنج بُعد شامل: 1.وضعیت رسانه ای؛ 2.تنوع رسانه؛ 3.مالکیت و محتوا؛ 4.قانونی و 5.موانع آزادی بیان، در رسانه های ایران دسته بندی شد. نتایج نشان داد که برای ارتقای آزادی بیان در رسانه های کشور، باید تمامی ابعاد فوق در تصمیم گیری و سیاستگذاری به طور بی طرفانه مورد توجه قرار گرفته و قوانین و فرایندها به گونه ای اصلاح شود تا برای رسانه ها شفاف تر و دارای محدودیت کمتری باشد.
ارائه مدل برندسازی شخصی کارآفرینان در فضای مجازی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال یازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
159-191
حوزههای تخصصی:
استفاده روزافزون از شبکه های اجتماعی و تأثیر آن بر شیوه ارتباطات و تعاملات، فرصت های جدیدی در استفاده از این شبکه ها بخصوص شبکه اجتماعی اینستاگرام را ایجاد کرده است به طوری که ابزاری برای تعاملات و ارتباطات کارآفرینان و رشد کسب و کار آنان شده است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه مدل برندسازی شخصی کارآفرینان در فضای مجازی اینستاگرام است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و روش نظریه مبتنی بر داده انجام شده و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی با 20 نفر از کارآفرینان اینستاگرامی مصاحبه شد، سپس داده ها تحلیل و 1052 کد اولیه از کدگذاری باز، 66 مقوله از کدگذاری محوری و 6 عامل اصلی از کدگذاری انتخابی، شناسایی شدند. براساس نتایج پژوهش، پدیده اصلی این پژوهش، برندسازی شخصی کارآفرینان در اینستاگرام(جایگاه سازی برند شخصی، خلق برند قوی) در نظر گرفته شده که با توجه به شرایط علّی(افزایش درآمد، عوامل فرهنگی هنری، نگرش آموزشی، ارتقای عملکرد برند)، عوامل زمینه ای(مدیریت ساختاری، مدیریت مخاطب، تأثیر شخصیت برند) و عوامل مداخله گر(ناکارآمدی در برندسازی، شرایط اقتصادی، زیرساخت های قانونی) شکل گرفته است و از طریق راهبردها(تکنیک های برندسازی، هویت سازی، ایجاد تمایز، مدیریت برندسازی)، پیامدها(تداعی برند، تثبیت برند کارآفرین، توسعه کسب و کار، تصویر برند) به دست آمده است.
سواد رسانه ای از منظر قیم مآبی آزادی خواهانه
حوزههای تخصصی:
این ایده که هیجانات و عناصر غیرعقلانی آفت جریان صحیح تفکر و تصمیم گیری انسان هستند، از یونان باستان حتی تا عصر روشنگری کشیده شد. اما امروزه ایده آمیختگی فرایندهای عقلانی و فرایندهای غیرعقلانی (هیجانی و گرایشی) جای آن را گرفته است. امروزه سخن از پاک سازی جریان تفکر از عناصر غیرعقلانی نیست، بلکه سخن از شناسایی این عناصر غیرعقلانی و استفاده از آنها برای مدیریت جریان تفکر است. ایده «قیم مآبی آزادی خواهانه» به دنبال معماری انتخاب مردم، بدون محدود کردن گزینه های آنها است. در نوشتار حاضر، در پی پاسخ به این سؤال بودیم که «رسانه ها چگونه می توانند با بهره گیری از مؤلفه های ناهشیار تفکر، فرایند تصمیم گیری مخاطبان را کنترل کنند؟». بدین منظور، پاره ای از عناصر غیرعقلانی و سوگیری های ذهن را بر اساس مطالعات تجربی معرفی کرده و آنگاه به شیوه بهره برداری از آنها توسط اصحاب رسانه اشاره کرده ایم. هدف نوشتار حاضر، معرفی حوزه ای از سواد رسانه ای است که به شگرد رسانه ها در معماری انتخاب مردم می پردازد؛ شگردهایی که در ضمن هدایت انتخاب های مردم، احساس آزادی را از آنها نگیرند. رسانه ها از سوگیری ذهن افراد همچون اثر لنگری، تمایل به سازگاری شناختی، دیدن آرزومندانه و فشار هنجارهای اجتماعی برای مدیریت انتخاب های آنها استفاده می کنند. آنها با تصویرسازی، حسن تعبیرها، استفاده از کودکان برای فشار به والدین و شگردهای دیگر، مخاطبان را به رفتار و تفکر مدنظر خود سوق می دهد.
مسئولیت مدنی پلتفرم های آنلاین ناشی از نقض حریم خصوصی اطلاعاتی از سوی کاربران؛ مطالعه تطبیقی در ایران، امریکا و اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پلتفرم های آنلاین نقش مهمی در زندگی جوامع کنونی ایفا می کنند و از مزایای زیادی برخوردارند. بااین همه، ویژگی های خاص این پلتفرم ها امکان بروز برخی خطاها را در چنین فضایی تشدید کرده است. کاربران در فضای مجازی می توانند گمنام یا ناشناخته باقی بمانند و با سوءاستفاده از این وضعیت، اقدام به نقض حقوق دیگران ازجمله حق بر حریم خصوصی کنند. تردیدی نیست که با چنین فرضی، کاربر ناقض واجد مسئولیت مدنی است، اما آیا می توان پلتفرم های آنلاین را نیز به سبب ایجاد فضای تسهیل کننده نقض، مسئول دانست؟ در مقاله حاضر، تلاش شده است با استفاده از روش اسنادی و به شیوه تطبیقی، مسئولیت مدنی پلتفرم ها در قبال نقض حریم خصوصی دیگران از سوی کاربرانشان در سه نظام حقوقی امریکا، اروپا و ایران مورد مطالعه قرار گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که اصل اولیه در هر دو نظام حقوقی امریکا و اروپا، جز در موارد استثنایی، مسئولیت نداشتن پلتفرم های آنلاین در قبال نقض حریم خصوصی از سوی کاربران است. در نظام حقوقی ایران، با عنایت به تأکید بر اصل شخصی بودن مسئولیت و نیز وجود قاعده مسئولیت مباشر در فرض اجتماع با سبب در ورود زیان، امکان تحمیل مسئولیت بر پلتفرم های آنلاین به سبب نقض حریم خصوصی اطلاعاتی از سوی کاربران وجود ندارد اما به نظر می رسد که مفاد «طرح قانون صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی» که با هدف مسئولیت پذیر کردن پلتفرم های آنلاین و حمایت از کاربران، تدوین شده و بر حراست از حریم خصوصی افراد در این فضا تأکید دارد، از این منظر با نظام های حقوقی امریکا و اروپا متفاوت است.
واکاوی حوزه مطالعاتی دین و رسانه های نوین؛ مروری بر پیشینه، مفاهیم و نظریه های رایج با تأکید بر رویکرد ساخت اجتماعی دینی فن آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اولین مطالعات در حوزه دین و رسانه را می توان در دهه های 70 و 80 میلادی پیگیری کرد. اما تا قبل از دهه 90 میلادی این حوزه مطالعاتی به طور جدی در کانون توجه اندیشمندان قرار نگرفته بود. تأثیرپذیری مطالعات رسانه از مطالعات فرهنگی و دین گریزی به عنوان خصلت مهم ادبیات مطالعات فرهنگی یکی از عوامل مهم دوری دین از فضای مطالعات رسانه در آن سال ها بود. همچنین، اندیشمندان علوم دینی رسانه های جمعی را عامل تضعیف دین می دانستند و به همین خاطر، کم تر توجهی به مطالعات رسانه داشتند. با این حال، تأکید رویکردهای فرهنگی بر فرایندهای معناسازی در جامعه و اهمیت دین در مقام یکی از مهم ترین مولفه ها در فرایند معناسازی عاملیت انسانی موجب شد تا توجهات به سمت دین معطوف گردد. از همین روی، از دهه 90 میلادی شاهد رشد ادبیات حوزه مطالعاتی دین و رسانه هستیم. مطالعاتی که با تلاش های اندیشمندانی چون کلیفورد گیرتز و جیمز کری آغاز شد و تا به امروز ادامه داشته و به واسطه نفوذ گسترده رسانه های نوین و ویژگی های منحصربفرد آنها در سطح جامعه، افزایش نیز یافته است. بررسی عملکرد گروه های دینی، رویکرد مخاطب محور، بررسی پوشش خبری دین، تحلیل محتوای مضامین دینی، سیاست گذاری و تحلیل محتوای انتقادی از جمله عرصه های مطالعاتی حوزه دین و رسانه در این سال ها بوده اند. اما، مهم ترین رویکردهای این عرصه مطالعاتی نوظهور را می توان در «جبرگرایی تکنولوژیک» مارشال مک لوهان، «رسانه ای شدن دین» استیگ هاروارد، «وساطت معنا» استوارت هوور، «وساطت گونه های مقدس» جی. لینچ و «ساخت اجتماعی دینی فن آوری» هیدی کمبل جستجو کرد.
The aesthetics of Instagram: Exploring the aesthetics of visual and semantic aspects of Instagram
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۵, Issue ۱, January ۲۰۲۱
59 - 78
حوزههای تخصصی:
The article presents the results of an aesthetic study of content and visual forms on Instagram, a relatively new social media platform. The study focuses on how the products of digital technology, understood as new artifacts within the postmodern aesthetic framework, have been taken up within the digital culture. The results of the research help us to understand the characteristics of this new social media platform, indicating that Instagram has been highly successful in changing aesthetic criteria and standards and creating new aesthetic forms and content.
تأثیر روابط دولت-رسانه بر روند روزنامه نگاری توسعه در ترکیه (1945-2021)
منبع:
علوم خبری سال دهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۸
11 - 40
حوزههای تخصصی:
روزنامه نگاری توسعه از دهه 1980 به بعد به صفاتی همانند بانی ملت-دولت، کارگزاران تقویت کننده دولت، حافظان شفافیت، مزین شده است. در همین راستا، هدف مقاله حاضر، واکاوی تأثیر متقابل روابط دولت-رسانه بر روند روزنامه نگاری توسعه و تأثیر آن بر فرآیند دموکراسی سازی ترکیه است. چارچوب نظری پژوهش حاضر، مبتنی بر «روزنامه نگاری توسعه» بوده و از روش «ردیابی فرآیند» بهره برداری شده است. در ترکیه، رابطه دولت و رسانه به ندرت در قالب رویکرد «خیرخواهی اقتدارگرا» که به ضرورت همکاری رسانه ها و دولت تأکید دارد، استوار بوده است؛ معهذا جریان مطبوعات به ویژه «روزنامه نگاری توسعه» توانسته است در بزنگاه های تاریخی نقش روشنفکری حرفه ای را بازی کند و انرژی لازم برای جنبش های اجتماعی را فراهم نماید. آغاز این روند، به دوره ی ورود ترکیه به سیستم چندحزبی در سال 1945 برمی گردد؛ دوره ای که زمینه ی تحولات شگرف در حوزه مطبوعات شکل گرفته بود اما در ادامه به جهت رویه ی تمامیت خواهی ساختار حاکم(سال های 1950)، ناقص باقی ماند. در دهه ی 1960، علی رغم کودتای نظامیان، به دلیل تصویب قانون اساسی لیبرال، مطبوعات ترکیه با یک فضای سیاسی تکثرگرا مواجه شدند و بدین ترتیب بار دیگر زمینه برای نقش آفرینی مطبوعات در رشد افکار و جریانات فراهم گشت. در دهه 1970 به جهت کودتای نظامیان، مطبوعات با موانع سخت مواجه شدند اما با تغییرات ساختاری -کیفی سال های 1980، مجدداً عرصه ی روزنامه نگاری رونق گرفت. دهه ی 1990 متأثر از نظام سیاسی آنارشیک وار، عرصه مطبوعات هم یک دوره ی پر از تشتت را تجربه کرد. از سال های 2003 تاکنون هم، جریان مطبوعات به غیر از یک دوره روند صعودی (2003 تا 2007) به جهت کاهش روند دموکراسی سازی، تغییر هدف دار برخی از مفاد قانون اساسی و تغییر نظام سیاسی از پارلمانی به ریاستی، فضای رشد و توسعه روزنامه نگاری توسعه به مراتب محدود شده است.
بازنمود وضعیت فساد در گفتمان رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
159 - 185
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به وضعیت رسانه ها و مطبوعات در کشورهایی که نرخ فساد در آن ها پایین است، به خوبی می توانیم به نسبت تعریف شده بین نقش مطبوعات و رسانه ها در مبارزه با فساد پی ببریم. از آنجا که نهادینه شدن فساد در کشور باعث دور شدن کشور از مسیر توسعه شده است، در این تحقیق به دنبال شناسایی گرایش ها مختلف فساد در گفتمان های نوشتاری و گفتاری روزنامه ها هستیم و می خواهیم نشان دهیم که چگونه این مسئله با ایدئولوژی های که در تولید اخبار نهفته است همخوان است. از چهار روزنامه وطن امروز، شرق، اعتماد، کیهان، جهت انجام مطالعه استفاده شده است و از هرکدام ازاین روزنامه ها بر اساس نمونه نظری، تعدادی متن به عنوان نمونه جهت تحلیل و تفسیر مسئله فساد انتخاب شده اند. جهت پاسخگویی به سؤالات تحقیق از روش های تحلیل نظام گذرایی هالیدی استفاده گردید.از طریق نظام گذرایی هالیدی و همچنین الگوی برجسته سازی و حاشیه رانی به دنبال تحلیل تیترها و عناوین خبری پیرامون فساد در هرکدام از روزنامه ها بوده ایم. ما به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که چگونه هرکدام از روزنامه ها از طریق تکنیک های مختلف به معرفی افراد، نهادها و سازمان و گفتمان های درگیر فساد می پردازند.نتایج حاکی ازاین می باشد که مطبوعات خنثی و بی طرف نیستند و هرکدام از روزنامه ها به بازنمایی مسائل مورد دلخواه که با منافع آن ها منطبق بود، پرداخته اند و تمام تلاش روزنامه ها در بازتاب فساد، برجسته سازی فسادهای منتسب به دیگری مقابل و در مقابل، به حاشیه بردن و عدم توجه به فسادهای گفتمان خودی بوده است.
نمودهای شناخت زنانه در اثناء تاریخ فرهنگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
75 - 101
حوزههای تخصصی:
تشخیص احتمال شناخت زنانه در تاریخ فرهنگی نجد ایران، قصد اصلی ما برای سفر به عصرِ تاریخیِ پیشابرنز و پسابرُنز و کشف نمودهای شناختِ زنانه در آن اعصار و نشانگانی از ماندگاریِ آن در اعصار بعدی است. حوزه ی ما جامعه شناسی شناخت و روش ما، با پرهیز از نظام های تفسیری موجود، خوانشِ تاریخ نگارانه متونِ مدلّل تاریخ، در تلاقی دو رویکرد دیالکتیکی و هرمنیوتیکی،یعنیتعامل و مراودهدائم میان ذهنیت نویسندگان و عینیت تاریخ،در مقام تفسیر آناست. این بررسی شرایط پیدایش شناخت و عناصر آن در الهیّات (به عنوان مهم ترین حوزه ی مُعرّف شناخت هر عصر)، اسطوره ها و الهیّات اسطوره ایِادوارِ پیدایش کشاورزی، شکل گیریِ اجتماعات مُبتنی بر آن، تغییرات آن الهیّات و اساطیر پس از مهاجرت آریاییان و تشکیل جوامع دولت مرکز و تغییرات زنانگیدر الهیّات را شامل شده شده است. مهم ترینِ این نمودها در یافته ها و تفسیر ما از ساخت ِشناخت زنانه ی ایرانی شامل «اصالت زندگی و خردوندیِ پشتیبان آن»، «تنیدگی ابژه/سوژه در الگوی شناخت»، «عینیت نافذ»، «وساطتِ موثر»، «ادراکِ دَوَرانیِ زمان و جاودانگی درعین کرانمندی» است. روشن است کشف و پی گیریِ نشانِ هر حدودی از الگوهای شناخت زنانه در بنیادهای تاریخی-اجتماعی و سیر تحولات و تطورات تاریخی شان، در مقایسه با استفاده از الگوهای نظریِ غیرتاریخی و ذات انگارانه، رهنمای فهم و تفسیرِ هرچه غیرجانبدارانه تر تاریخ ایران، زنان و شناخت زنان ایرانی خواهد بود.
رابطه سواد رسانه ای دیجیتال و رضایتمندی سیاسی شهروندان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری صحیح و مناسب از فناوری های نوین اطلاع رسانی، سطح آگاهی افراد را افزایش داده و باعث تغییر در توقعات آنان از زندگی و در نتیجه عملکرد دولت می شود. بنابراین سطح رضایتمندی شهروندان از زندگی تغییر می کند و می تواند زمینه های تغییر در عملکردها و شیوه های اجرایی نظام سیاسی را به وجود آورد. هدف این پژوهش، مطالعه ارتباط میان سواد رسانه ای دیجیتال و رضایتمندی سیاسی شهروندان تهرانی است. بنابراین تأثیر سواد رسانه ای دیجتال بر مؤلفه های رضایتمندی شهروندان از نظام سیاسی شامل وضعیت موجود، کارگزاران و ساختارهای نظام سیاسی با استفاده از روش های دلفی، اسنادی و پیمایشی مطالعه شده است. جامعه آماری را شهروندان ایرانی بالای 18 سال ساکن شهر تهران تشکیل می دهند که تعداد آن ها 6559171 نفر است. حجم نمونه به روش کوکران 385 نفر تعیین و پرسشنامه ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ی تصادفی توزیع و داده های لازم جمع آوری شدند معنا داری بین سواد رسانه ای و رضایتمندی سیاسی شهروندان تهرانی، وجود نداشته و به رغم سطح متوسط سواد رسانه ای دیجیتال، رضایتمندی سیاسی شهروندان تهرانی بسیار اندک است. به همین دلیل و به منظور بهره مندی مناسب از رسانه های دیجیتال در سیاستگذاری های نظام سیاسی، پیشنهادهابی برای سیاستگذاران و مدیران حوزه های رسانه ای ارائه شده است.
تحول مؤلفه های قدرت در عصر شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم زمستان ۱۴۰۰شماره ۲۸
169-194
حوزههای تخصصی:
جهان جدید به وسیله ی اینترنت در حال شبکه ای شدن است. در این دنیای شبکه شده، آنچه جدید می نماید، جامعه ی شبکه ای و معماری شبکه سازی شده ی آن است که در آن گره های به هم پیوسته با ارتباطات مختلف درون شبکه قرار دارند و اثرات اجتماعی مختلفی را بر جوامع می گذارند. برخی محتوا را عنصر بسیار مهمی در شکل دادن به قدرت آینده می بینند. اما بررسی رخدادها و رفتارهایی که تاکنون به وجود آمده و با روش توصیفی تحلیلی بررسی شده است نشان می دهد که قدرت از مفهوم سنتی خود در حال تغییر است و عناصر قدرت ساز جدیدی ناظر به فناوری های ارتباطی در حال شکل گیری هستند. آنچنان که این موضوع حتی چالش حکمرانی آینده ی دولت ها شده است. فناوری، شبکه، اطلاعات مولفه های جدید قدرت ساز هستند. این سه عنصر به صورت کلی در 4 پدیده اینترنت، دستگاه ، پلتفرم و محتوا-خدمت بروز و ظهور می کنند و از طریق آن ها اعمال قدرت می کنند. عصر فناوری های ارتباطی، عصر شبکه است که در آن با ایجاد روابط فرامکانی و بی زمانی بر بستر اینترنت، کنشگر شبکه خلق می شود. کنشگری که خود را در قید حاکمیت دولت ملی نمی بیند چرا که روابط و محتوایش در کنترل او نیست و دولت تنها به یک گره هرچند مهم از شبکه خاص تبدیل می شود. از سوی دیگر قدرت به صورت عمودی به ترتیب از دارندگان فناوری، صاحبان پلتفرم و تولیدکنندگان محتوا-خدمت توزیع می شود.
شیوه های تقویت خداباوری کودک در تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم خدا و توحید، از مفاهیم بنیادین و سنگ بنای مفاهیم اعتقادی است؛ اما درک صحیح از «خداباوری» و مفاهیمی کلیدی آن برای کودکان دوره پیش عملیاتی آسان نیست، چراکه این مفاهیم انتزاعی است. رسانه ملی با اتخاذ شیوه های مناسب و در اختیار داشتن ظرفیت های عظیم آموزشی و تربیتی ازجمله شبکه های تخصصی کودکان می تواند نقش اساسی داشته باشد. در این پژوهش داده ها از طریق روش اسنادی و مصاحبه نیم ساخت یافته از کارشناسان مربوط گردآوری شده و سپس از طریق روش تحلیل تفسیری و تحلیل مضمون، موردبررسی قرارگرفته اند. یافته های پژوهش بیانگر این است که برای تقویت خداباوری در کودک 4 -7 ساله می توان سه دسته از روش های شناختی، عاطفی و رفتاری پیشنهاد داد. عینی سازی مفهوم خدا، الگوسازی، تلقین انگاره ها و نمادسازی ذیل راهکارهای دسته شناختی قرار دارند. ایجاد جاذبه ها، از بین بردن عوامل دافعه خداباوری و استفاده از الگوهای روابط انسانی عاطفی ناظر به راهکارهای عاطفی هستند. قراردادن کودک در فضاهای معنوی و روح بخش توسط رسانه، استفاده از الگوهای رفتارساز و تمرین عملی مناسک ساده دینی از طریقه رسانه به تقویت بعد رفتاری می پردازند.
تأثیر تماشای تلویزیون بر ارزشهای فرهنگی -اجتماعی زنان ساکن مهاباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۹
67 - 33
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تماشای تلویزیون بر ارزش های فرهنگی اجتماعی زنان (15 تا 65 ساله) ساکن مهاباد است. روش این پژوهش از نوع پیمایشی است و اطلاعات موردنیاز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است. تعداد 382 نفر از زنان 15 تا 65 ساله شهر مهاباد به عنوان جامعه آماری مطرح بوده اند که با کمک نرم افزار spss23 تحلیل توصیفی و استنباطی داده ها انجام پذیرفته است. طبق یافته های این پژوهش، تماشای شبکه های تلویزیونی داخلی و خارجی بر ارزش های فرهنگی اجتماعی زنان ساکن مهاباد تأثیرگذار است، با این تفاوت که تماشای شبکه های تلویزیونی خارجی در مجموع رابطه معکوس و منفی و تماشای شبکه های تلویزیونی داخلی رابطه مستقیم و مثبت با ارزش های فرهنگی اجتماعی زنان دارد. نتایج پژوهش نشان داد که در این زمینه، شاخص های اجتماعی اقتصادی مانند سن، تحصیلات، وضعیت اقتصادی نیز تأثیرگذار هستند. اما از بین متغیرهای مثبت، تحصیلات با ضریب بتای 0.329، بیشترین تأثیرات مثبت را بر ارزش های فرهنگی اجتماعی زنان ایفا می کند و تلویزیون خارجی با ضریب بتای 0.307- بیشترین تأثیر منفی را بر ارزش های فرهنگی اجتماعی دارد.
سازمانهای مردم نهاد ایران (خیریه) و ذی نفعان در رسانه های اجتماعی (مطالعه کیفی الگوهای ارتباطی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
103 - 128
حوزههای تخصصی:
امروزه همه جنبه های زندگی مردم مرتبط با رسانه های اجتماعی است. آمارهای رسمی نشانگر سپری شدن وقت زیاد بخش قابل توجهی از افراد در میان این رسانه ها است. سازمان های مردم نهاد (سمن ها) نیز مانند دیگر سازمان ها، رسانه های اجتماعی را برای باقی ماندن در محیط رقابتی و جذب و مدیریت ذی نفعان خود از قبیل: خیرین، داوطلبان، خدمت گیرندگان، مدیران وکارمندان استفاده می کنند. توسعه روابط موثرتر با ذی نفعان در سمن ها، نیازمند استراتژی متناسب برای استفاده از رسانه های اجتماعی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی- توسعه ای، از نظر ماهیت توصیفی و به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری شامل خبرگان و ذی نفعان در دو حوزه رسانه های اجتماعی و سمن ها است ،که با روش اشباع تئوریک از 13 نفر مصاحبه عمیق گرفته شد. یافته های پژوهش نشان می دهد: در ایران به دلیل موانع مختلف و محدودیت های فیلترینگ، اینستاگرام اصلی ترین رسانه اجتماعی مورد استفاده سمن ها است و از دیگر رسانه های اجتماعی به صورت مکمل، با فاصله قابل تأملی بهره گرفته می شود. یافته های این پژوهش برلزوم اصلاح ساختار ارتباطی در سمن-ها، افزایش دانش جامع نگر به کارکردهای رسانه های اجتماعی، شناخت و تفکیک ویژگی های گروه های مختلف ذی نفع و شبکه سازی آنها در جهت اهداف خیریه ها تاکید دارد. در این پژوهش دریافتیم با توجه به تفاوت های زیرساختی اعم از فن آوری ، محدودیت های جغرافیایی ، تفاوت های دانشی و آمادگی های فرهنگی و فردی یک استراتژی ارتباطی عمومی قابل تعمیم وجود نداشته و بکارگیری استراتژی ارتباطی اقتضایی و تعاملی هدفمند با ذی نفعان توصیه می شود
محاصره دریایی یمن توسط ائتلاف سعودی از منظر قواعد حقوق بین الملل و بازنمایی رسانه ای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محاصره دریایی که به عنوان روش جنگی متأثر از پیشرفت فناوری های جدید بوده است، منجر به ایجاد چالش های حقوقی و تغییر در شیوه و دامنه آن شده است. علاوه بر این، به کارگیری محاصره دریایی توسط ائتلاف سعودی نشان می دهد این شیوه یکی از شیوه های جنگی مؤثر است. از این رو هدف این مقاله، مطالعه نقض قواعد محاصره دریایی و حقوق بین الملل بشردوستانه در یمن به همراه بررسی رویکرد رسانه های سعودی و رسانه های خارجی در بازنمایی نقض این قواعد است. بنابراین، نگارنده در این مقاله سعی دارد به این سؤالات پاسخ دهد که قواعد حقوقی حاکم بر محاصره دریایی توسط ائتلاف سعودی در جنگ یمن تا چه حدی رعایت شده است؟ و رویکرد بازنمایی محاصره دریایی یمن توسط ائتلاف سعودی در رسانه ها چگونه بوده است؟ روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای- اسنادی است. یافته های تحقیق نشان می دهد قواعد حاکم بر محاصره دریایی و حقوق بشردوستانه توسط ائتلاف سعودی نقض شده است. با اینکه رسانه های سعودی تلاش داشته اند نقض های ناشی از محاصره غیرقانونی را کم رنگ جلوه دهند اما رسانه های خارجی تا حدودی در بازتاب این نقض ها تلاش داشته اند. در نهایت، پیشنهادهایی به رسانه های برون مرزی برای بازنمایی محاصره دریایی یمن ارائه شده است.
تحلیل گفتمان وصیت نامه شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش در پی کشف گفتمان های موجود در متن وصیت نامه سردار سلیمانی و معرفی گفتمان غالب در آن است. روش: پژوهش حاضر به روش تحلیل گفتمان و با استفاده از الگوی ون دایک انجام شده است. جامعه این پژوهش، متن کامل وصیت نامه سردار شهید سلیمانی است و نمونه گیری در این نوشتار به صورت هدفمند انجام شد. یافته ها: ساختارهای گفتمان مدار موجود در فرازهای متن وصیت نامه شهید حاکی از ایدئولوژی مترقی فقه شیعه یعنی ولایت فقیه، در متن بوده است. اصلی ترین چارچوب موجود در متن، تقویت گفتمان انقلاب اسلامی به عنوان مرکزیت تحولات و تقابلات ایدئولوژیک اسلام و دشمنان اسلام در سده بیستم میلادی و مشروعیت افزایی جمهوری اسلامی به عنوان تنها ساختار سیاسی مبتنی بر تشیع در دوران کنونی است. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که مهمترین و اصلی ترین روایت موجود در متن وصیت نامه اهمیت حفظ جمهوری اسلامی ایران به عنوان تداعی کننده اسلام است. نگارنده متن با بیان مصادیق و چهارگانه ی نقاط ضعف، نقاط قوت، تهدیدها و فرصت ها این موضوع را برجسته کرده است که حفظ اسلام و حفظ ایران، هر دو در گرو حفظ جمهوری اسلامی ایران است.