فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۴٬۹۴۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این نوشتار، ارزیابی مدلهای تولید علم دینی به لحاظ روش شناختی بود که از تحلیل مبانی بنیادین تا منطق حاکم بر اخذ روش را در بر می گیرد و گامی اساسی در خروج از مباحث نظری و انتزاعی و حرکت در پیشبرد ادبیات علم دینی به لحاظ عینی و کاربردی است. روش: این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تطبیقی دو مدل حکمی- اجتهادی و مدل فرهنگستان علوم می پردازد. یافته ها: مدل حکمی- اجتهادی با توجه به فلسفه مضاف تأسیسی و روش شناسی حاکم بر آن، به روش شناسی عامی می رسد که روش انتزاعی کلی نگر است و ارتباطش با مصادیقش، به نحو کلی و جزیی است؛ لذا در مدل پیشنهادی خود، با رویکردی تلفیقی از روشهای تجربی، عقلی، نقلی و اجتهادی استفاده می کند. مدل فرهنگستان علوم نیز با فلسفه تأسیسی شدن، به روش عام حاکم بر علوم دست می یازد که علاوه بر رویکردکل نگرانه، به فرایند تغییر و تکامل سیستم توجه دارد و در مدل پیشنهادی خود، از روشهای عقلی، تجربی، نقلی و اجتهادی بهره می برد. نتیجه گیری: هر دو مدل به دلیل پرداختن به اکثر مؤلفه های روش شناختی، نسبت به سایر مدلهای فلسفی- اجتهادی، گامهای عملیاتی مؤثری در پیشبرد ادبیات علم دینی و خروج از مباحث انتزاعی برداشته اند. رویکرد کاربردی به فلسفه و توجه به فلسفه های مضاف، همچون استفاده از ظرفیت اجتهاد فراتر از روشهای مرسوم و اعتقاد به روش شناسی اسلامی در تولید علم و... از مهم ترین مواضع اشتراک و اختلاف در برخی مبانی معرفت شناختی، همچون چگونگی فلسفه تأسیسی و روش تحقیق تکاملی در فرایند تولید علم دینی، از مهم ترین مواضع اختلاف دو دیدگاه محسوب می شود.
تبیین مسائل فراروی فلسفه اخلاقِ فناوری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۱ بهار ۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۱)
107-131
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین مسائل فراروی فلسفه اخلاقِ فناوری آموزشی می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش تبیینی-تحلیلی استفاده شده است. ارائه راهکارهای عملی به چالش های مطرح شده در حوزه اخلاق فناوری آموزشی از یافته های این پژوهش می باشد که برخی از آن ها عبارتند از برگزاری کارگاه ها و دوره های آموزشی در زمینه آموزش اصول اخلاقی فناوری های آموزشی، طراحی سیستم هایی جهت تسهیل همکاری و تبادل نظر بین کاربران و طراحان، توسعه چارچوب های نظارتی، وضع قوانین و ضوابط اخلاقی برای نحوه استفاده از فناوری های آموزشی و همچنین آموزش مستمر در حوزه اخلاق فناوریِ اموزشی و آگاهی رسانی در زمینه مسئولیت های اخلاقی طراحان و کاربرانِ فناوری های آموزشی. در پایان می توان نتیجه گیری نمود که ایجاد رویکرد اخلاقی در حوزه فناوری های آموزشی نیازمند تعامل و همفکری بین پژوهشگران، معلمان، سیاست گذاران و خود دانش آموزان است که صرفاً با ایجاد یک بستر مشترک فکری و تبادل نظر بین آن ها می توان به بهبود کیفیت آموزش و ارتقاء آگاهی درباره چالش های اخلاقی فناوری آموزشی منجرب شد.
تحلیل نشانه شناسانه انیمیشن پهلوانان بر پایه نظریه تفکر انتقادی رابرت انیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از تولیدات انیمیشنی[i] ایرانی که در راستای تفکر انتقادی و مهارت حل مسئله با ذهنیت انتقادی، مفاهیم، ارزش ها و معناهای ایرانی را بازنمایی کرده، انیمیشن پهلوانان است. در این پژوهش که با هدف شناخت عناصر شاخص تفکر انتقادی در انیمیشن نامبرده به تحریر در آمده، به بررسی نشانه های تفکر انتقادی بر پایه نظریه رابرت اِنیس در یکی از قسمت های این انیمیشن با عنوان طوطی سخنگو پرداخته شده است. پرسشی که در این جستار مطرح است، چگونگی بروز نشانه های تفکر انتقادی انیس در انیمیشن پهلوانان براساس دوگانه نشانه ای دلالت صریح و ضمنی بارت است. با اتکاء به نظریه تفکر انتقادی انیس در انیمشن مورد بحث، دو سطح استدلال و تأمل متناسب با مخاطب هدف آن یعنی کودکان و نوجوانان پررنگ و ملموس و با دلالتی صریح تر است، اما سطح تصمیم گیری با توجه به میزان پردازش ذهنی رده سنی اصلی این انیمیشن، به نسبت دو سطح دیگر تفکر انتقادی انیس از وضوح وشفافیت کمتری ارائه شده است. باتوجه به اهمیت سطح تصمیم گیری در تفکر انتقادی است ابهام یا عدم صراحت آن در این اثر، گونه ای کاستی تلقی شود. [i] معادل فارسی واژه «انیمیشن»، «پویانمایی» است که به دلیل مصطلح بودن انیمیشن در این مقاله نیز از این واژه استفاده شده است.
ذات گرایی جدید و واقع گرایی کوانتومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از مقاله حاضر، به تصویر کشیدن سه جریان ذات گرایی قدیم پیش از نیوتن، ضد ذات گرایی بعد از نیوتن تا حال حاضر و ذات گرایی جدید چهل سال اخیر در تفسیری که از مشاهده پذیرها و مشاهده ناپذیرها دارند و در برداشتی که از فیزیک کوانتوم می توانند داشته باشند، بوده است. یافته ها: نزد واقع گرایانی همچون الیس، فیزیک کوانتوم همواره بر اساس نظریه فرایندهای انتقال انرژی و عدم قطعیت آنها بحث شده است. اما خود فرایندهای انتقال انرژی در بستر فرایندهای علّی بنیادین مشتمل بر روابط متقابل علّی بین ذرّات و میدانها به بار می نشینند و غفلت از وجود فرایندهای متقابل علّی، منشأ باور ابزارگرایان به عدم قطعیت عمومی شده است. از نظر الیس، اینها وجودی واقعی دارند و ما بر شناسایی درست و مطابق با واقع آنها تواناییم. شناسایی آنها نیز بهترین تبیین از آنها و تقرّب به حقیقت آنهاست. اما به نظر می رسد شناسایی آنها می تواند تبیین درست از آنها و کشف حقیقت آنها باشد. نتیجه گیری: در فیزیک کلاسیک، مشاهده پذیرها و مشاهده ناپذیرها وجودی مستقل از ما دارند و می توان از آنها تصویری مطابق با واقع آنها ارائه داد. در فیزیک کوانتوم، طبق تفسیر ابزارگرایان، مشاهده پذیرها وجودی مستقل از ما دارند، اما مشاهده ناپذیرها واقعیتی مستقل از ذهن ما ندارند و فقط انتزاعات از مشاهده پذیرها می باشند. اما طبق تفسیر واقع گرایان، فیزیک کوانتوم، فیزیک ناقصی است که در آینده، با پیشروی خود، به اصول عام فیزیک کلاسیک و اصل علّیت و قطعیت رجوع خواهد کرد.
زبان دین در کتاب العلل (کتاب ایضاح فی الخیر المحض لأرسطوطالیس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۱ بهار ۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۱)
163-187
حوزههای تخصصی:
درکتاب العلل که از اسناد محوری نوافلاطونیان است، درباره امکان شناخت پذیری و نیز سخن گفتن از علت نخستین در باب های پنجم، هفدهم و بیست ویکم بحث شده است. پرسش این است زبان دین در کتاب العلل چگونه است و چگونه مسئله بیان پذیری و شناخت پذیری علت نخستین تبیین می شود؟ در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی به این یافته ها دست یافتیم که در کتاب العلل بطور مشخص از الهیات تنزیهی و سلبی سخن گفته می شود و الهیات سلبی مطرح شده در آن، هم درمعنای سلب و سکوت و هم در معنای الهیات سلبی تفضیلی است و معنای دوم غالب تر است و علاوه بر آن الهیات ایجابی درمعنای «آنالوژی استعاری» برای توصیف و بیان علت نخستین مطرح می شود؛ اما الهیات ایجابی نیز معنایی سلبی به معنای تفضیلی دارند؛ درنتیجه هردو راه سلبی و ایجابی به راه سلبی تفضیلی منجر می شود. علت نخستین، از حیث ذات و «آنچه او هست» با عقل، یا هر راه دیگری شناخت ناپذیر است؛ اما شناخت علت نخستین توسط علت دوم، یعنی عقل ممکن است؛ درنتیجه علت نخستین بیان پذیر و نیز شناخت پذیر است؛ شناخت آن «لمّی» نیست، بلکه انّی از طریق مخلوقات است.
ساختار بی مانایی و چالش تعدد تفسیر: میانجی گری بین هرمنوتیک وابسته به مؤلف و تفسیرهای چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۱
147 - 170
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به این پرسش های بنیادین پاسخ داده می شود: آیا هنجاری به معنایِ مفهوم نظر نویسنده برای تفسیری از یک متن وجود دارد؟ و اگر چنین است چرا ممکن است تفسیرهای متعددی از آن وجود داشته باشد که تاحدودی همگی معتبر به نظر برسند؟ در این پژوهش، با معرفی مفهومی به نام «ساختار بی مانایی» که مفهومی کاربردی و متمایز از روش مفهومی فرگه و جهان های ممکن کریپکی است و همچنین با بهره گیری از دو اصل زبان شناختی، راهی میان دو پیشنهاد هرمنوتیکی متعارض ارائه می شود. ازطریقِ این دیدگاه نشان داده می شود که چگونه می توان به معنای موردنظر مؤلف دست یافت، درحالی که وجود تفسیرهای چندگانه از متن نیز مشروعیت می یابد. علاوه بر این، دو مثال کلیدی از کاربرد این مفهوم ارائه شده است که به بررسی موضوع تحلیلی-ترکیبی کواین از منظری نوین می پردازد. به این ترتیب، نشان داده می شود که چگونه به کمک ساختار بی مانایی می توان به تحلیل ابهام ذاتی در مرزهای مفاهیم فلسفی کمک کرد. همچنین این ساختار کمک می کند درعین حال که تفسیری سنتی از یک متن داشته باشیم از تفاسیر کلیشه ای جلوگیری کنیم و تفسیرهای معتبری از همان متن داشته باشیم.
نیوتن در برابر لاگرانژ: دو تفسیر از فضازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
87 - 100
حوزههای تخصصی:
درباره مناقشه میان تصویر نیوتنی از فضازمان و تصویر لایب نیتزی از آن تا کنون بسیار بحث شده است؛ اما دو تصویر متافیزیکی رقیب دیگر از فضازمان وجود دارند که تا کنون بررسی نشده اند. این دو تصویر عبارت اند از: «تصویر نیوتنی» و «تصویر لاگرانژی». در «تصویر نیوتنی»، فضازمان را می توان به صورت تحول زمانی رویه ای فضایی در نظر گرفت. در «تصویر لاگرانژی»، فضازمان کلی یکپارچه است که تمام آن به صورت یکجا بررسی می شود و تحول (زمانی) جزئی از آن، مگر به صورت موضعی یا محلی، معنادار نیست. اگرچه تصویر نیوتنی تصویر متافیزیکی غالب بوده است، آشنایی ما با این دو تصویر رقیب جدید است و در انتقادات اسمولین به کیهان شناسی مدرن و پژوهش های وارتون در مبانی مکانیک کوانتومی ریشه دارد. در این نوشتار، آرای اسمولین و وارتون را شرح می دهیم و استدلال خواهیم کرد که دو صورت بندی معروف نسبیت عام، یعنی صورت بندی هامیلتونی و صورت بندی لاگرانژی، به ترتیب از تصویر نیوتنی و تصویر لاگرانژی بهره می برند. همچنین، استدلال می کنیم (1) تصویر لاگرانژی بیش از تصویر نیوتنی با روح و فلسفه کلی نظریه نسبیت سازگار است؛ در حالی که تصویر نیوتنی فقط برای مقاصد عملی و محاسباتی قابل قبول است و (2) تصویر لاگرانژی جهان شمول است و برای هر فضازمانی کاربرد دارد؛ در حالی که تصویر نیوتنی فقط در رابطه با فضازمان هایی ویژه به کار می رود؛ بنابراین، تصویر لاگرانژی نسبت به تصویر نیوتنی تصویر متافیزیکی پذیرفتنی تری است.
ارزیابی و مقایسه دو نظریه منطق ربط و نظام تابع ارزشی منطق پایه گزاره ها بر اساس روش شناسی استنتاج بهترین تبیین و مدل کمّی پریست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
99 - 118
حوزههای تخصصی:
ظهور منطق های غیرکلاسیک در چند دهه اخیر، مسأله گزینش معقول میان منطق ها را به میان کشیده است. در این مقاله با این فرض که نظریه های منطقی از نظریات علمی مستثنی نیستند و بر اساس روش شناسی پسینی استنتاج بهترین تبیین، نظریه ای به عنوان نظریه مرجح گزینش می شود که نسبت به بقیه نظریات علمی تبیین بهتری از شواهد ارایه کند، به شناسایی معیارهای ترجیح یک نظریه علمی بر نظریه های علمی دیگر در وادی منطق پرداخته و معیارهای قدرت بیان و تفکیک جمله ها، قدرت تبیین و تفکیک استنتاج ها، سازگاری و انسجام درونی، سازگاری با شواهد (کفایت داده ها) وضوح و سادگی، وحدت بخشی را به عنوان معیار ترجیح یک نظریه منطقی بر نظریه های منطقی دیگر معرفی می شوند. سپس با توجه به اینکه در این روش، پذیرش یا رد نظریه منطقی فقط از طریق ارائه شواهد موافق یا مخالف انجام می شود، به بیان دیدگاه های گراهام پریست و تیموتی ویلیامسون منطق دانان معاصر درباره موضوع و شاهد منطقی پرداخته و با این فرض که وفق نظر پریست، موضوع علم منطق، مفهوم زبانی «درستی و اعتبار استدلال» باشد و استنتاج های جزئی و شهودات ما درباره درستی یا نادرستی این استنتاج ها، شواهد نظریات منطقی را تشکیل دهند، به مقایسه موردی نظریه منطق ربط و نظریه نظام تابع ارزشی منطق پایه گزاره ها بر اساس معیارهای فوق پرداخته و نمایه معقولیت هر نظریه را به دست می آوریم و نشان خواهیم داد که نظریه نظام تابع ارزشی منطق پایه گزاره ها نسبت به نظریه منطق ربط نمایه معقولیت بالاتری را کسب می کند و با فاصله قابل توجهی از این منطق پیشی می گیرد..
واکاوی مفاهیم کلیدی و چالش های کاربردی مشاوره فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
129 - 147
حوزههای تخصصی:
مشاوره فلسفی ذیل فلسفه عمومی و جنبش نوین کاربست فلسفی در جهان مطرح شده است و اگرچه نوپدید است، اما ریشه هایی در یونان باستان به عنوان فلسفه ای برای زیستن دارد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی چیستی مشاوره فلسفی و مفاهیم کلیدی آن، با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد معرفتی درجه دوم است. یافته ها حاکی است که مشاوره فلسفی با ماهیت ترکیبی فیلو روانی، نوعی ارتباط آموزشی و یاورانه است تا ایده های فلسفی به کمک مشاور، به نظام فکری و باور مراجع در موقعیت های زندگی گره بخورد. تأکید بر مؤلفه هایی مانند تغذیه از ایده های فلسفی نظام های فکری مختلف، نظام باور و جهان بینی انسان، توجه به پرسش های عمیق زندگی در خودآگاه مراجع، تمایز مشاوره فلسفی با شاخه هایی مانند روان درمانی های اگزیستانسیالیستی، روان شناختی و روان کاوی را شکل می دهد. مشاورِ فلسفی نیز، ماهیت دوگانه فیلسوف مشاور دارد. رابطه میان مشاور و مراجع نیز، با رویکردهای متنوع حل مسئله، تفکر نقادانه و خوددگرگونی و گرایش های تحلیلی و قاره ای، بر مفاهیمی چون سلامت فلسفی در سازوارگی نظام باور و بازیابی تعادل درونی و بیرونی تأکید دارد. حفظ میانه دوری و نزدیکی به مراجع و ارتباط میان مفاهیم فلسفی با زندگی روزمره و تصمیم برای حقیقت یا مفید بودن در جهت سلامت مراجع، از جمله چالش های کاربردی مشاوره فلسفی است.
تبیینی ارتقایافته از ادله اثبات تشکیک عرضی وجود در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
7 - 23
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر که به صورت تحلیلی توصیفی نگاشته شده، تلاشی است در جهت احراز و اثبات «تشکیک عرضی» در فلسفه صدرالمتألهین. بدین روی در گام نخست، پس از تعریف این اصطلاح، با توجه به دسته بندی ها و معیارهای ارائه شده از سوی صدراییان، جایگاه و هویت آن در نظام حکمت متعالیه بررسی و تثبیت شده است. در گام بعد، پس از احراز تصوری موضوع، به ادله اثباتی تشکیک عرضی پرداخته شده که در قالب سه دلیل ارائه گردیده است: دلیل نخست مبتنی بر حد وسطِ شهود حضوری کثرت در عین وحدت وجودات علمی؛ دلیل دوم با همان حد وسط و در پرتو احکام مراتب طولی وجود؛ و دلیل سوم با تکیه بر کاشفیت اشتراک معنوی مفهوم «وجود» میان موجودات متکثر از طریق وحدت سنخی آنها در عین کثرت. در پایان، به اشکالی که بر دلیل سوم وارد شده (یعنی تردید در کاشفیت اشتراک معنوی مفهومی از وحدت سنخی وجودی) در سه سطح پاسخ داده شده است. ازجمله دستاوردهای نوآورانه این پژوهش، ارائه دو دلیل جدید در اثبات تشکیک عرضی وجود است که پیش تر در آثار فلسفی مطرح نشده اند.
تحلیل انتقادی دو رویکرد فلسفی و اصولی علامه طباطبایی نسبت به مسألۀ کاشفیت علم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مابعدالطبیعی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
129 - 152
حوزههای تخصصی:
مسأله کاشفیت علم از مسائل بنیادین در دانش معرفت شناسی است که مانند دیگر مسائل آن دانش، به قدر مسائل هستی شناسانه مورد توجه فیلسوفان قرار نگرفته است. با این حال، علامه طباطبایی علاوه بر نگارش متنی مستقل درباره کاشفیت علم، مقاله «ارزش معلومات» از مجموعه مقالات اصول فلسفه و روش رئالیسم، در جای جای آثار خویش به این مسأله پرداخته است. او دو رویکرد به مسأله کاشفیت علم دارد: در رویکرد فلسفی خود بر اساس عینیت ماهوی، علم حصولیِ تصدیقیِ یقینی را کاشف از معلوم بالعرض می داند، اما در رویکرد اصولی خود، کاشفیت حقیقی را از علم نفی می کند تا مسیر کاشفیت اعتباری آن را هموار سازد. عینیت ماهوی بدین سبب که به معقولات ثانی فلسفی و منطقی راه ندارد، و نیز بدین سبب که با اصالت وجود در منافات است، نمی تواند مناط کاشفیت علم به شمار آید؛ این پژوهش بر پایه روش تحلیل منطقی مفاهیم، نشان داده است که دو دلیل علامه طباطبایی در رویکرد اصولی اش نسبت به مسأله کاشفیت علم ناتمام بوده و در نتیجه سلب کاشفیت حقیقی از علم ناموجه به شمار می آید. ناتمامیت آن دو دلیل مستند به این دو ایده است اول، این که چیزی می تواند ربط باشد و در عین ربط بودن، چیزی دیگر را بازنمایی کند، و دوم، چیزی می تواند بدون آنکه فانی در چیزی دیگر باشد، آن را بازنمایی کند.
بررسی انتقادی برهان های وجودی اسپینوزا در اثبات وجود خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
69 - 90
حوزههای تخصصی:
اسپینوزا از جمله متفکرانی است که برای اثبات وجود خداوند از برهان وجودی بهره برده است. وی شش تقریر مختلف از این برهان ارائه داده است. این برهان ها کمتر مورد توجه محققین قرار گرفته اند. در اثر پیش رو به شیوه ای توصیفی تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای به تقریر و نقادی این برهان ها پرداخته شده است. یافته های این تحقیق بدین صورت است که وی در این تقریرها به سه صورت از مفهوم خداوند بهره برده است: مفهوم خدا بما هو مفهوم، مفهوم خدا از جهت حکایت از امری ورای خود و وجود ذهنی مفهوم خدا. همچنین، این برهان ها دارای نقدهای مختلفی، همچون خلط بین حمل اولی و شایع در عقد الحمل، خلط میان این دو در عقد الوضع، نقض، مصادره به مطلوب و عدم توجه به کیفیت تشکیل مفهوم خداوند در ذهن هستند. نتیجه نهایی این تحقیق آنکه تمامی این برهان ها در اثبات مطلوب خود نا تمام بوده و برای اثبات مصداق عینی خداوند نا کارآمد هستند.
معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۱/۱
121 - 143
حوزههای تخصصی:
معرفت در آینه زبان تجلی پیوندی ژرف و رازآلود میان هستی و آگاهی است، آنگاه که زبان صرفاً ابزار انتقال معنا نیست بلکه خود میدانِ قوام بخش حقیقت و آفرینشگر معناست. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که معرفت در زبان انعکاس منفعلِ واقعیت نیست بلکه خَلقِ حقیقت در میدان گفتار است. زبان موجودی زنده، سیّال و خودآفرین است که جایگاه ظهور معرفت و هم معمار ساختاری آن است. بدین سان، زبان و معرفت به هم وابسته اند و رابطه آن ها دوسویه است. زبان امکان درک هستی را فراهم می کند و در همان حال از لایه های پیش فرض تاریخی و فرهنگی سرشار است. هر معرفتی علمی، دینی، فلسفی یا هنری در بستر زبان قوام می یابد و معنا پیدا می کند. ازاین رو، زبان فقط صورت اندیشه نیست بلکه شرط امکان آن است. آینه بودن زبان نسبت به معرفت هم دلالت بر امکان کشف حقیقت دارد و هم بر محدودیت آن. زیرا زبان به قدرِ ظرفیت وجودیِ خویش افق تبلور معنا را می گشاید و به همان اندازه حائلی بر تمامیت حقیقت باقی می ماند. بنابراین، معرفت بدون درک خاستگاه ها و سازوکارهای زبانی اش قابل فهم نیست. زبان هم بازتابنده و هم سازنده معرفت است.
پیامدهای آموزه گناه فطری در انسان شناسی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
95 - 110
حوزههای تخصصی:
در قرون وسطا مسیحیت با تمسک به عهد عتیق از مفهوم «گناه فطری» دفاع می کرد. آموزه «گناه فطری» تناقض درونی داشت و تلاش کلیسا برای حل این مشکل با تمسک به بحث از «کلی ها» ناموفق بود. به همین علت در انسان شناسی جدید، مفهوم «گناه فطری» کنار گذاشته شد. بااین حال، این آموزه در چارچوب «باور به شرارت ذاتی انسان» در بخش مهمی از مبانی انسان شناختی اخلاق، روانکاوی و فلسفه تاریخ، بازسازی شد و با برچسبی علمی یا فلسفی به حیات خود ادامه داد. حتی گسترش شک و بی اعتمادی به عقل بشر و نگرانی از دسترسی انسان به فناوری و تلاش برای محدود کردن دسترسی انسان به طبیعت نیز با آموزه «گناه فطری» در ارتباط است. این نوشتار استدلال کرده است که باور به شرارت ذاتی انسان نیز مانند مفهوم «گناه فطری» دچار تناقض است و با روشی علمی یا عقلی قابل اثبات نیست. حتی روانکاوی نیز با روش تجربی یا عقلی نمی تواند شرارت ذاتی انسان را نشان دهد و زمانی که به ناخودآگاه تمسک می کند، به دیدگاهی ابطال نا پذیر و غیرعلمی تبدیل می شود. روش تاریخی نیز گرفتار «مغالطه نمود شر» است و از تمرکز تاریخ بر جنگ و کشتار نمی توان نتیجه گرفت شرارت در انسان ذاتی است یا غلبه دارد.
طبیعت گرایی زیست شناختی؛ بررسی دیدگاه جان سرل درباره رابطه ذهن و بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
27 - 46
حوزههای تخصصی:
مسئله پژوهش حاضر نوع رابطه میان ذهن و بدن از دیدگاه جان سرل است. از نظر سرل، این مسئله راه حل نسبتاً ساده ای دارد؛ «طبیعت گرایی زیست شناختی» نامی است که سرل به راه حل خود برای این مسئله داده است. بر اساس این نظریه، پدیده های ذهنی همچون آگاهی، احساسات، افکار و امیال 1. اموری واقعی اند 2. معلول فرآیندهای نوروفیزیولوژیکی درون مغزند 3. درون خود مغز بوده و ویژگی مغز محسوب می شوند و 4. نسبت به بدن نوعی علیت دارند و موجب رفتارهایی خاص در انسان می گردند. روش تحقیق در مقام گردآوری، کتابخانه ای و اسنادی و در مقام داوری، تحلیلی عقلی است. یافته های تحقیق نشان می دهد نظریه سرل گرچه نسبت به برخی دیدگاه ها پیشرفت قابل توجهی محسوب می شود، اما در نهایت در دامان فیزیکالیسم قرار گرفته و همه مشکلات فیزیکالیسم دامنگیر آن است.
بررسی اشکال وایزمن بر احکام تحلیلی بر پایه مبانی فلسفه و منطق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
1 - 28
حوزههای تخصصی:
فردریش وایزمن تعریف احکام تحلیلی را – که بسیار شبیه حمل ذاتی بر ذات است – تناقض آمیز می داند. اساس سخن وی بر نفی ترکیب اتحادی میان موضوع و محمول و اعتباری بودن و معدوم بودن کل مبتنی است. بحث محوری نوشتار حاضر عمدتاً تمرکز بر مسئله حمل است؛ زیرا نقد وایزمن بر مبنای اشکال عدم حمل اجزاء بر کل و نیز منحصر دانستن وجود کل در کل اعتباری شکل گرفته است. در بررسی تطبیقی این اشکال با آرای فلاسفه و منطق دانان مسلمان نشان می دهیم چنین اشکالی از دیرباز در آثار آن ها، به ویژه ابن سینا، مطرح بوده است و پاسخی درخور نیز به آن داده شده است. جدای از راه حل حمل اشتقاقی که از سخنان اندکی از فیلسوفان مشاء برمی آید، آن ها به دلیل تفکیک کل حقیقی و اعتباری باور دارند هنگام ترکیب اجزاء، شیء ای دیگر هم پدید می آید؛ به گونه ای که در برخی از موارد حمل امکان پذیر است و در برخی دیگر امکان ناپذیر. اشکال وایزمن فقط به حالت دوم مربوط می شود. همچنین، مبحث حمل نزد اندیشمندان مسلمان به بحث درباره ترکیب اتحادی و انضمامی گره خورده است. با بررسی ریشه های تاریخی این بحث نشان خواهیم داد محتوای سخنان ابن سینا همان بحث ترکیب انضمامی و اتحادی است که با اعتبار به شرط لا و لابه شرط بیان می شود. با اعتبار نخست اشکال وایزمن وارد است؛ ولی با اعتبار دوم نه.
حیات قدیسانه، واقعیت یا فسانه: واکاوی و نقد دیدگاه سوزان ولف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
29 - 45
حوزههای تخصصی:
قدیسان و قهرمانان جایگاهی ممتاز در میان الگوهای اخلاقی دارند. آنان با گذر از معیارهای حداقلیِ اخلاق، خود را وقف خدمت به دیگران کرده اند؛ اما توجیه سبک زندگی نامعمول و طاقت فرسای آن ها و به تبع آن، الگوبرداری از چنین شخصیت هایی به ویژه برای انسان مدرن کاری دشوار است. سوزان ولف در زمره فیلسوفانی است که با درک این موضوع می کوشد تا الگوهایی جذاب تر را معرفی کند که خوشی، خوبی و معناداری زندگی را در کنار هم پیش می برند و از این رو، به شدت حیات قدیسانه را که از نظر وی ناخوشایند، تک بعدی و کسل کننده به نظر می رسد، به چالش می کشد. در این مقاله، به روش توصیفی و تحلیلی، ضمن تبیین دیدگاه مهم ولف و ادله مخالفانش، مدعاهای مطرح شده را نقد می کنیم و می کوشیم تا کارآمدی قدیس اخلاقی را در قالب آرمانی قابل تأسی برای زندگی امروز بسنجیم. نتیجه آنکه هرچند سبک زندگی قدیسان به واسطه عدم همرنگی با جماعت، تکیه بر فضایل الهی، وسعت نوع دوستی و انجام اعمال فراوظیفه، برای انسان امروز قابل درک نیست، آنان به مثابه پیش قراولان اخلاق، افق ها و ظرفیت هایی تازه از حیات انسانی را به نمایش می گذارند و همواره می توانند الهام بخش ما در مسیر تحول درونی، به فعلیت رساندن توانمندی ها و کسب بیشتر فضایل باشند.
پی افکنی تاریخ در پرتو پاس داشت اثر هنری بزرگ از منظر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
47 - 64
حوزههای تخصصی:
هایدگر بر این نظر است که با رخداد آثار هنری بزرگ، بنیادی تازه در تاریخ گذاشته می شود. از منظر وی، آثار هنری بزرگ نسبتی تازه میان آدمی و هستی رقم می زنند. این نسبت تازه در ارتباط بنیادینی که هستی و زمان با یکدیگر دارند، تاریخی تازه پیش روی اجتماع تدارک می کند. هایدگر شرطی اساسی برای این پی افکنی تاریخی برمی شمرد. این شرط که مقاله پیش رو آن را بررسی می کند، «پاس داشت اثر هنری» است. بر پایه این شرط، رابطه ای دوسویه میان اثر هنری و مخاطب به منزله پاس بان اثر هنری برقرار است. هم مخاطب در پرتو رخداد اثر هنری حفظ می شود و در وضعیتی اصیل قرار می گیرد و هم اثر هنری در پرتو نگاه داری و پاس بانی مخاطب امکان اثرگذاری حقیقی پیدا می کند. این شرط در پیوندی اساسی با تعریفی است که هایدگر از ذات آدمی به منزله «شبان هستی» ارائه می کند. از منظر هایدگر، پاس داشت اثر هنری زمانی انجام می شود که به اثر هنری اجازه داده شود آن گونه که هست ظهور یابد و آن گونه که هست بقا پیدا کند.
تحلیل و نقد نیک خواهی بی طرفانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
65 - 85
حوزههای تخصصی:
اولین و واضح ترین معنی بی طرفی اخلاقی، نیک خواهی بی طرفانه است به معنی اهمیت برابر دادن به خیر تک تک افراد در یکایک تصمیم گیری ها. لازمه این نوع بی طرفی نفی طرفداری نسبت به برخی از افراد است که به معنی اندازه ای از ترجیح آن ها و منافعشان بر دیگران است. هدف مقاله پیش رو، با توجه به ضیق مجال، بحث درباره یک جنبه محدود از مسأله متقابل بی طرفی و طرفداری در اخلاق است. نیک خواهی بی طرفانه را که دیدگاهی مهم درباره بی طرفی اخلاقی است تحلیل و نقد خواهیم کرد و وجوهی خاص از طرفداری را به عنوان پایگاهی برای نقد نیک خواهی بی طرفانه پیش خواهیم کشید. بر اساس نیک خواهی بی طرفانه، اگر منافعی که شما می توانید با تخصیص پول و وقت و توانتان به دیگران عاید آن ها کنید، حتی اندکی بیش از منافعی هستند که شما با این کار از دست می دهید، باید به این کار ادامه دهید، زیرا عمل بر اساس ویژگی های رابطه ای نه فقط «غیرعقلانی» بلکه «غیراخلاقی» است. اما هردوی این استدلال ها برای نیک خواهی بی طرفانه قابل رد هستند. نخست، طرفداری عقلانی نیز وجود دارد. دوم، نیک خواهی بی طرفانه از پشتوانه کلیت پذیری اخلاقی برخوردار نیست. سوم، اصل های طرفداری می توانند در ارزیابی بی طرفانه تأیید شوند. از سوی دیگر، نیک خواهی بی طرفانه نه فقط غیرمقدور است، بلکه اخلاق را از شکوفایی انسانی می گسلد.
ارزیابی اصل تضاد در دیالکتیک هگل بر پایه اندیشه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
111 - 133
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار به اضداد در اندیشه هگل می پردازیم. اضداد فلسفه هگل را در نظر مخاطبان به تفکری زایا تبدیل کرده است به طوری می توان آن را جذاب ترین جنبه تفکر هگل نامید. اضداد بر اساس سه پایه ها سیر دیالکتیکی خود را طی می کنند. با بررسی روش دیالکتیکی و فرایند تبدیل اضداد می کوشیم نظرگاه هگل درباره اضداد و نحوه وحدت بین آنها را به دست آوریم. در گام بعد اضداد از منظر مولوی را نیز بررسی خواهیم کرد چرا که در اندیشه مولوی نیز به این موضوع توجه بسیار شده است. در تفکر مولوی اضداد در عالم جبروت و عالم ماده سرنوشتی کاملا متفاوت دارند. اضداد در عالم ماده کارکردهای متنوعی داشته و در پایان مسیر تجرد را می پیمایند در حالی که فضای اندیشه هگل از چنین مفاهیمی به دور است هم چنانکه هگل تنها به اضداد در عالم ماده توجه دارد. ضمن اینکه هگل در بحث اضداد اقتباس های پرشماری از مولوی داشته است.