فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۴٬۹۴۹ مورد.
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
87 - 100
حوزههای تخصصی:
درباره مناقشه میان تصویر نیوتنی از فضازمان و تصویر لایب نیتزی از آن تا کنون بسیار بحث شده است؛ اما دو تصویر متافیزیکی رقیب دیگر از فضازمان وجود دارند که تا کنون بررسی نشده اند. این دو تصویر عبارت اند از: «تصویر نیوتنی» و «تصویر لاگرانژی». در «تصویر نیوتنی»، فضازمان را می توان به صورت تحول زمانی رویه ای فضایی در نظر گرفت. در «تصویر لاگرانژی»، فضازمان کلی یکپارچه است که تمام آن به صورت یکجا بررسی می شود و تحول (زمانی) جزئی از آن، مگر به صورت موضعی یا محلی، معنادار نیست. اگرچه تصویر نیوتنی تصویر متافیزیکی غالب بوده است، آشنایی ما با این دو تصویر رقیب جدید است و در انتقادات اسمولین به کیهان شناسی مدرن و پژوهش های وارتون در مبانی مکانیک کوانتومی ریشه دارد. در این نوشتار، آرای اسمولین و وارتون را شرح می دهیم و استدلال خواهیم کرد که دو صورت بندی معروف نسبیت عام، یعنی صورت بندی هامیلتونی و صورت بندی لاگرانژی، به ترتیب از تصویر نیوتنی و تصویر لاگرانژی بهره می برند. همچنین، استدلال می کنیم (1) تصویر لاگرانژی بیش از تصویر نیوتنی با روح و فلسفه کلی نظریه نسبیت سازگار است؛ در حالی که تصویر نیوتنی فقط برای مقاصد عملی و محاسباتی قابل قبول است و (2) تصویر لاگرانژی جهان شمول است و برای هر فضازمانی کاربرد دارد؛ در حالی که تصویر نیوتنی فقط در رابطه با فضازمان هایی ویژه به کار می رود؛ بنابراین، تصویر لاگرانژی نسبت به تصویر نیوتنی تصویر متافیزیکی پذیرفتنی تری است.
معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۱/۱
121 - 143
حوزههای تخصصی:
معرفت در آینه زبان تجلی پیوندی ژرف و رازآلود میان هستی و آگاهی است، آنگاه که زبان صرفاً ابزار انتقال معنا نیست بلکه خود میدانِ قوام بخش حقیقت و آفرینشگر معناست. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل معرفت در آینه زبان از دیدگاه هایدگر و گادامر پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که معرفت در زبان انعکاس منفعلِ واقعیت نیست بلکه خَلقِ حقیقت در میدان گفتار است. زبان موجودی زنده، سیّال و خودآفرین است که جایگاه ظهور معرفت و هم معمار ساختاری آن است. بدین سان، زبان و معرفت به هم وابسته اند و رابطه آن ها دوسویه است. زبان امکان درک هستی را فراهم می کند و در همان حال از لایه های پیش فرض تاریخی و فرهنگی سرشار است. هر معرفتی علمی، دینی، فلسفی یا هنری در بستر زبان قوام می یابد و معنا پیدا می کند. ازاین رو، زبان فقط صورت اندیشه نیست بلکه شرط امکان آن است. آینه بودن زبان نسبت به معرفت هم دلالت بر امکان کشف حقیقت دارد و هم بر محدودیت آن. زیرا زبان به قدرِ ظرفیت وجودیِ خویش افق تبلور معنا را می گشاید و به همان اندازه حائلی بر تمامیت حقیقت باقی می ماند. بنابراین، معرفت بدون درک خاستگاه ها و سازوکارهای زبانی اش قابل فهم نیست. زبان هم بازتابنده و هم سازنده معرفت است.
طبیعت گرایی زیست شناختی؛ بررسی دیدگاه جان سرل درباره رابطه ذهن و بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
27 - 46
حوزههای تخصصی:
مسئله پژوهش حاضر نوع رابطه میان ذهن و بدن از دیدگاه جان سرل است. از نظر سرل، این مسئله راه حل نسبتاً ساده ای دارد؛ «طبیعت گرایی زیست شناختی» نامی است که سرل به راه حل خود برای این مسئله داده است. بر اساس این نظریه، پدیده های ذهنی همچون آگاهی، احساسات، افکار و امیال 1. اموری واقعی اند 2. معلول فرآیندهای نوروفیزیولوژیکی درون مغزند 3. درون خود مغز بوده و ویژگی مغز محسوب می شوند و 4. نسبت به بدن نوعی علیت دارند و موجب رفتارهایی خاص در انسان می گردند. روش تحقیق در مقام گردآوری، کتابخانه ای و اسنادی و در مقام داوری، تحلیلی عقلی است. یافته های تحقیق نشان می دهد نظریه سرل گرچه نسبت به برخی دیدگاه ها پیشرفت قابل توجهی محسوب می شود، اما در نهایت در دامان فیزیکالیسم قرار گرفته و همه مشکلات فیزیکالیسم دامنگیر آن است.
بررسی اشکال وایزمن بر احکام تحلیلی بر پایه مبانی فلسفه و منطق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
1 - 28
حوزههای تخصصی:
فردریش وایزمن تعریف احکام تحلیلی را – که بسیار شبیه حمل ذاتی بر ذات است – تناقض آمیز می داند. اساس سخن وی بر نفی ترکیب اتحادی میان موضوع و محمول و اعتباری بودن و معدوم بودن کل مبتنی است. بحث محوری نوشتار حاضر عمدتاً تمرکز بر مسئله حمل است؛ زیرا نقد وایزمن بر مبنای اشکال عدم حمل اجزاء بر کل و نیز منحصر دانستن وجود کل در کل اعتباری شکل گرفته است. در بررسی تطبیقی این اشکال با آرای فلاسفه و منطق دانان مسلمان نشان می دهیم چنین اشکالی از دیرباز در آثار آن ها، به ویژه ابن سینا، مطرح بوده است و پاسخی درخور نیز به آن داده شده است. جدای از راه حل حمل اشتقاقی که از سخنان اندکی از فیلسوفان مشاء برمی آید، آن ها به دلیل تفکیک کل حقیقی و اعتباری باور دارند هنگام ترکیب اجزاء، شیء ای دیگر هم پدید می آید؛ به گونه ای که در برخی از موارد حمل امکان پذیر است و در برخی دیگر امکان ناپذیر. اشکال وایزمن فقط به حالت دوم مربوط می شود. همچنین، مبحث حمل نزد اندیشمندان مسلمان به بحث درباره ترکیب اتحادی و انضمامی گره خورده است. با بررسی ریشه های تاریخی این بحث نشان خواهیم داد محتوای سخنان ابن سینا همان بحث ترکیب انضمامی و اتحادی است که با اعتبار به شرط لا و لابه شرط بیان می شود. با اعتبار نخست اشکال وایزمن وارد است؛ ولی با اعتبار دوم نه.
حیات قدیسانه، واقعیت یا فسانه: واکاوی و نقد دیدگاه سوزان ولف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
29 - 45
حوزههای تخصصی:
قدیسان و قهرمانان جایگاهی ممتاز در میان الگوهای اخلاقی دارند. آنان با گذر از معیارهای حداقلیِ اخلاق، خود را وقف خدمت به دیگران کرده اند؛ اما توجیه سبک زندگی نامعمول و طاقت فرسای آن ها و به تبع آن، الگوبرداری از چنین شخصیت هایی به ویژه برای انسان مدرن کاری دشوار است. سوزان ولف در زمره فیلسوفانی است که با درک این موضوع می کوشد تا الگوهایی جذاب تر را معرفی کند که خوشی، خوبی و معناداری زندگی را در کنار هم پیش می برند و از این رو، به شدت حیات قدیسانه را که از نظر وی ناخوشایند، تک بعدی و کسل کننده به نظر می رسد، به چالش می کشد. در این مقاله، به روش توصیفی و تحلیلی، ضمن تبیین دیدگاه مهم ولف و ادله مخالفانش، مدعاهای مطرح شده را نقد می کنیم و می کوشیم تا کارآمدی قدیس اخلاقی را در قالب آرمانی قابل تأسی برای زندگی امروز بسنجیم. نتیجه آنکه هرچند سبک زندگی قدیسان به واسطه عدم همرنگی با جماعت، تکیه بر فضایل الهی، وسعت نوع دوستی و انجام اعمال فراوظیفه، برای انسان امروز قابل درک نیست، آنان به مثابه پیش قراولان اخلاق، افق ها و ظرفیت هایی تازه از حیات انسانی را به نمایش می گذارند و همواره می توانند الهام بخش ما در مسیر تحول درونی، به فعلیت رساندن توانمندی ها و کسب بیشتر فضایل باشند.
پی افکنی تاریخ در پرتو پاس داشت اثر هنری بزرگ از منظر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
47 - 64
حوزههای تخصصی:
هایدگر بر این نظر است که با رخداد آثار هنری بزرگ، بنیادی تازه در تاریخ گذاشته می شود. از منظر وی، آثار هنری بزرگ نسبتی تازه میان آدمی و هستی رقم می زنند. این نسبت تازه در ارتباط بنیادینی که هستی و زمان با یکدیگر دارند، تاریخی تازه پیش روی اجتماع تدارک می کند. هایدگر شرطی اساسی برای این پی افکنی تاریخی برمی شمرد. این شرط که مقاله پیش رو آن را بررسی می کند، «پاس داشت اثر هنری» است. بر پایه این شرط، رابطه ای دوسویه میان اثر هنری و مخاطب به منزله پاس بان اثر هنری برقرار است. هم مخاطب در پرتو رخداد اثر هنری حفظ می شود و در وضعیتی اصیل قرار می گیرد و هم اثر هنری در پرتو نگاه داری و پاس بانی مخاطب امکان اثرگذاری حقیقی پیدا می کند. این شرط در پیوندی اساسی با تعریفی است که هایدگر از ذات آدمی به منزله «شبان هستی» ارائه می کند. از منظر هایدگر، پاس داشت اثر هنری زمانی انجام می شود که به اثر هنری اجازه داده شود آن گونه که هست ظهور یابد و آن گونه که هست بقا پیدا کند.
تحلیل و نقد نیک خواهی بی طرفانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
65 - 85
حوزههای تخصصی:
اولین و واضح ترین معنی بی طرفی اخلاقی، نیک خواهی بی طرفانه است به معنی اهمیت برابر دادن به خیر تک تک افراد در یکایک تصمیم گیری ها. لازمه این نوع بی طرفی نفی طرفداری نسبت به برخی از افراد است که به معنی اندازه ای از ترجیح آن ها و منافعشان بر دیگران است. هدف مقاله پیش رو، با توجه به ضیق مجال، بحث درباره یک جنبه محدود از مسأله متقابل بی طرفی و طرفداری در اخلاق است. نیک خواهی بی طرفانه را که دیدگاهی مهم درباره بی طرفی اخلاقی است تحلیل و نقد خواهیم کرد و وجوهی خاص از طرفداری را به عنوان پایگاهی برای نقد نیک خواهی بی طرفانه پیش خواهیم کشید. بر اساس نیک خواهی بی طرفانه، اگر منافعی که شما می توانید با تخصیص پول و وقت و توانتان به دیگران عاید آن ها کنید، حتی اندکی بیش از منافعی هستند که شما با این کار از دست می دهید، باید به این کار ادامه دهید، زیرا عمل بر اساس ویژگی های رابطه ای نه فقط «غیرعقلانی» بلکه «غیراخلاقی» است. اما هردوی این استدلال ها برای نیک خواهی بی طرفانه قابل رد هستند. نخست، طرفداری عقلانی نیز وجود دارد. دوم، نیک خواهی بی طرفانه از پشتوانه کلیت پذیری اخلاقی برخوردار نیست. سوم، اصل های طرفداری می توانند در ارزیابی بی طرفانه تأیید شوند. از سوی دیگر، نیک خواهی بی طرفانه نه فقط غیرمقدور است، بلکه اخلاق را از شکوفایی انسانی می گسلد.
ارزیابی اصل تضاد در دیالکتیک هگل بر پایه اندیشه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
111 - 133
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار به اضداد در اندیشه هگل می پردازیم. اضداد فلسفه هگل را در نظر مخاطبان به تفکری زایا تبدیل کرده است به طوری می توان آن را جذاب ترین جنبه تفکر هگل نامید. اضداد بر اساس سه پایه ها سیر دیالکتیکی خود را طی می کنند. با بررسی روش دیالکتیکی و فرایند تبدیل اضداد می کوشیم نظرگاه هگل درباره اضداد و نحوه وحدت بین آنها را به دست آوریم. در گام بعد اضداد از منظر مولوی را نیز بررسی خواهیم کرد چرا که در اندیشه مولوی نیز به این موضوع توجه بسیار شده است. در تفکر مولوی اضداد در عالم جبروت و عالم ماده سرنوشتی کاملا متفاوت دارند. اضداد در عالم ماده کارکردهای متنوعی داشته و در پایان مسیر تجرد را می پیمایند در حالی که فضای اندیشه هگل از چنین مفاهیمی به دور است هم چنانکه هگل تنها به اضداد در عالم ماده توجه دارد. ضمن اینکه هگل در بحث اضداد اقتباس های پرشماری از مولوی داشته است.
نقد دیدگاه نفی گرایانه قونوی در انطباق صادر اول و عقل اول با تکیه بر داوری ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه فلسفی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
۲۵۷-۲۳۹
حوزههای تخصصی:
پرسش از نحوه صدور کثرات از مبدا واحد از اساسی ترین مسایل در فلسفه و عرفان اسلامی است. قاعده الواحد بر صدور معلول واحد از واحد حقیقی دلالت دارد، در حالی که وجود کثرت امری بدیهی است. حکمای مشاء با تبیین صدور عقول طولی و حکمت اشراق با معرفی نور اقرب این چالش را پاسخ داده اند. در عرفان نظری صادر اول، حقیقت محمدیه و نخستین تجلی مطلق تلقی شده است. صدرالدین قونوی صادر اول را حقیقتی اطلاقی و بسیط می داند که عقل اول تنها یکی از تجلیات آن است. فناری در نقد حکمای مشاء، صادر اول را وجود محض و فاقد ماهیت معرفی می کند. ملاصدرا با ارایه نظریه وحدت وجود و تحلیل علیت بر مبنای تشأن و تجلی، دیدگاه های فلسفی و عرفانی را جمع نموده و عقل اول را همان صادر اول دانسته است. این مقاله به تحلیل دیدگاه قونوی و تطبیق آن با اندیشه ملاصدرا می پردازد.
تحلیل و بررسی تأثیر فلسفه پویشی وایتهد در تحوّل الهیاتی با تمرکز بر مسأله «شدن»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۰
489 - 506
حوزههای تخصصی:
«فلسفه پویشی» وایتهد به عنوان یک نگرش نوین و تأثیرگذار در حوزه فلسفه معاصر، به بررسی روابط اندام وار و پیوسته میان عناصر مختلف هستی و فرآیندها می پردازد. این رویکرد، که برخاسته از بینش های فلسفی و علمی است، معتقد است که واقعیت، به هیچ وجه به عنوان یک مجموعه ثابت و ایستا از موجودات قابل درک نیست، بلکه به عنوان شبکه ای درهم تنیده و پویا از رویدادها و تغییرات بی پایان درک می شود. این تغییرات مداوم نشان دهنده یک دگرگونی دائمی در طبیعت هستی است. در این راستا، مفهومِ «شدن» به عنوان بنیادی ترین اصل در تفکر ارگانیسمی وایتهد به تصویر کشیده می شود. اهمیت این موضوع به ویژه در فهم تغییرات پیوسته در هستی و تعاملات میان رویدادها و موجودات به وضوح قابل مشاهده است و همچنین تأثیر این تغییرات بر دیدگاه های الهیاتی و تصورات انسان از خداوند و جهان به طور کلی بسیار قابل تأمل است. پژوهش حاضر به دنبال آن است که با استفاده از روش تحلیلی، تأثیر فلسفه پویشی را در شکل گیری و گسترش الهیات پویشی مورد بررسی قرار دهد. از منظر الهیات پویشی، تصورات و دیدگاه های مربوط به خداوند به عنوان موجودی که در حال پویش و دگرگونی است، به وضوح با رویکرد سنتی که خدا را به عنوان موجودی ثابت و غیرقابل تغییر می شناسد، ناسازگار است. این تناقض می تواند تبعات و تحولات مهمی در اندیشه دینی معاصر و در فهم ما از روابط بین انسان و خداوند به همراه داشته باشد و به طور کلی، عرصه های جدید و چالش های جدی برای ایمان سنّتی به وجود آورد.
نقدی بر مفهوم ساختار در فرامتافیزیک سایدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۲
119 - 137
حوزههای تخصصی:
بخش رو به گسترشی از ادبیات متافیزیکی اخیر تلاش می کند به این سؤال پاسخ دهد که واقع گرایی متافیزیکی چیست. تئودور سایدر در اثرش، نوشتن کتاب جهان، شرحی از واقع گرایی ارائه می دهد که بر مفهوم ساختار مبتنی است. سایدر با تعمیم ایده طبیعی بودن محمول ها نزد دیوید لوئیس تلاش می کند نشان دهد که علاوه بر محمول ها مقوله های دستوری دیگری، ازجمله سورها، هم می توانند بنیادی یا غیربنیادی باشند. در این مقاله، من نگاهی خواهم انداخت به اینکه ساختار چیست و چه استدلال هایی به سود آن ارائه شده است. تمایز میان هستی شناسی و ایده شناسی برای فهم آنچه سایدر از ساختار مدنظر دارد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. درکی که سایدر از پژوهش متافیزیکی دارد گستره پژوهش ایده شناختی را توسعه می دهد و بر اهمیت نظری آن می افزاید. من استدلال خواهم کرد که مفهوم ساختار به مثابه ایده شناسی مبهم و ابتنای واقع گرایی متافیزیکی بر آن با مشکلاتی مواجه است.
Beyond the 'Is-Ought' Divide: Naturalistic Solutions to Hume's Conundrum with Special Reference to John Searle(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
107 - 126
حوزههای تخصصی:
This paper undertakes a comprehensive examination of Hume's Guillotine, a perennial problem in moral philosophy first identified by David Hume. The central objective of this inquiry is to explore potential solutions to this conundrum, grounded in a naturalistic framework. The paper is divided into four sections. The paper provides an overview of general naturalistic claims in ethics, establishing the foundational context for the subsequent discussion, delves into the 'is-ought' problem, a fundamental challenge in moral philosophy, and examines Hume's perspective on this issue & presents a critical analysis of various naturalistic approaches to addressing the 'is-ought' problem, with a focus on their strengths and limitations. The paper concludes with a synthesis of the key findings, offering a philosophical reflection on the implications of naturalistic solutions to Hume's Guillotine with special reference to John Searle
Meditation as dissolution of wandering thoughts: A comprehensive analysis to achieve morality(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
189 - 226
حوزههای تخصصی:
This paper explores how human thoughts shape individual realities across different contexts and concepts. Individuals develop unique thought patterns based on sensory perceptions, past experiences, and anticipated futures derived from collective lived experiences. The layering and accumulation of these diverse thought patterns presents a significant challenge for those seeking to achieve “a state of thoughtlessness”—a state that many spiritual traditions associate with divine connection. The research examines how thought patterns influence moral frameworks within society, demonstrating that negative thought cycles often produce corresponding negative outcomes in behavior and decision-making. Meditation emerges as a critical practice for analyzing and deconstructing these thought patterns, particularly negative ones that impede moral development. Through systematic meditation practices, individuals can progressively strip away layers of “wandering thought” to ultimately reach a thoughtless state where authentic moral decision-making becomes possible. Drawing from ancient philosophical traditions, this study investigates three specific methodologies—assimilation, reduction, and surrender—as pathways toward thoughtlessness and divine connection. Various meditation techniques will be examined, with particular emphasis on how these practices contribute to the cultivation of moral behavior, by working on the cognitive and affective processes of mind, and ultimately, the experience of transcendence. By examining the interconnectedness between thought dissolution, meditation practice, and moral development, this research offers insights into accessing higher states of consciousness and authentic living.
ایمان و امید؛ پیشران های تحقق تمدن سازی مبتنی بر اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ایمان و امید، پیشران های تحقق تمدن سازی مبتنی بر اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری می باشند. ایمان و امید، مطابق بینش قرآنی ایشان، دو واژه همنشین و عوامل نرم افزاری مؤثر در بالندگی و تحول آفرینی جامعه در راستای تمدن سازی اند. ایمان، ریشه و مبنای شکل گیری امید است. هدف نوشتار حاضر، بررسی معنای ایمان و امید، همچنین ضرورت و آثار آن در تمدن سازی از نگاه قرآنی مقام معظم رهبری بود. روش: پژوهش حاضر، بنیادی و از نوع توصیفی و تحلیلی است که به روش کتابخانه ای- اسنادی مبتنی بر آثار قرآنی و بیانات رهبری نگاشته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تعریف قرآنی ایشان از ایمان و امید، معرفت گرایانه است. طبق منطق قرآن، باید ایمان مبتنی بر معرفت به خداوند و امید به یاری و رحمت او و دلبستگی به آینده روشن را در مسائل عینی کشور مطرح کرد. نتیجه گیری: تقویت ایمان آگاهانه و اخلاق فردی اجتماعی در لایه های متعدد جامعه، باور به وعده های تخلف ناپذیر الهی، معرفی الگوهای اخلاقی، تبیین سنّت معیّت الهی، توجه به مسئله مهدویت و روشنگری، از شیوه های تقویت ایمان و امید در مسیر رسیدن به تمدن نوین اسلامی است.
تبیین فلسفی نقش «ذکر» در تکامل نفس بر اساس مبانی فلسفی علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
41 - 57
حوزههای تخصصی:
کمال نهایی انسان بر اساس اصول حاکم بر علم النفس فلسفی از منظر علامه مصباح یزدی، در گرو «یافت شهودی فقر وجودی» یا «به فعلیت رسیدن شناخت ناآگاهانه و اشتداد علم حضوری به حقیقت نفس و ارتباط تکوینی با خدای متعال» است. پژوهش حاضر درصدد بررسی نقش «ذکر» در تکامل نفس است. ازاین رو سؤال اساسی آن است که «توجه به خدا» چگونه موجب «اشتداد علم حضوری نفس به خود و خداوند» می شود؟ سؤال دیگر آن است که آیا توجه به خود، موجب تقویت علم حضوری به نفس است یا تضعیف آن؟ این در حالی است که در بیانات علامه مصباح یزدی، سخنانی به نفع هر دو دیدگاه مطرح شده است. هدف این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده، پاسخ به این پرسش ها بر اساس مبانی خاص ایشان است. نتیجه حاصل از تحقیق نشان می دهد که میان توجه به خود و توجه به خداوند، نوعی یگانگی برقرار است؛ به گونه ای که تقویت و اشتداد علم حضوری به خود، علم حضوری به خداوند را نیز در پی دارد. بنابراین، توجه به ذات نفس با تکامل نفس سازگار است، و توجه به مراتب دیگر، ناسازگار با آن.
رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر با نقش میانجی خودکارآمدی خلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در رابطه سبک های فرزندپروری و خطرپذیری فکری انجام شد. روش اجرای پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم منطقه 4 شهر تهران بودند که 341 از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری پلوپا، خودکارآمدی خلاق کاروسکی و همکاران و خطرپذیری فکری بگتو استفاده شد. نتایج مدل معادلات ساختاری بیانگر تأثیر مثبت و معنی دار سبک های پذیرش و حمایت از استقلال بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری بود (01/0p<). تأثیر محافظت افراطی بر خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (01/0p<). تأثیر خواسته های افراطی بر خودکارآمدی خلاق (05/0p<) و خطرپذیری فکری (01/0p<) منفی و معنی دار بود. خودکارآمدی خلاق در تأثیر پذیرش و حمایت از استقلال بر خطرپذیری فکری نقش میانجی مثبت و معنی دار داشت. نقش میانجی خودکارآمدی خلاق در تأثیر محافظت افراطی و خواسته های افراطی بر خطرپذیری فکری منفی و معنی دار بود (05/0p<). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که سبک های فرزندپروری نقش قابل توجهی در خودکارآمدی خلاق و خطرپذیری فکری دانش آموزان دختر دارند و لزوم آگاهی والدین از شیوه های صحیح فرزندپروری جهت موفقیت علمی دانش آموزان را مورد تأکید قرار می دهند.
پیامدهای آموزه گناه فطری در انسان شناسی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
95 - 110
حوزههای تخصصی:
در قرون وسطا مسیحیت با تمسک به عهد عتیق از مفهوم «گناه فطری» دفاع می کرد. آموزه «گناه فطری» تناقض درونی داشت و تلاش کلیسا برای حل این مشکل با تمسک به بحث از «کلی ها» ناموفق بود. به همین علت در انسان شناسی جدید، مفهوم «گناه فطری» کنار گذاشته شد. بااین حال، این آموزه در چارچوب «باور به شرارت ذاتی انسان» در بخش مهمی از مبانی انسان شناختی اخلاق، روانکاوی و فلسفه تاریخ، بازسازی شد و با برچسبی علمی یا فلسفی به حیات خود ادامه داد. حتی گسترش شک و بی اعتمادی به عقل بشر و نگرانی از دسترسی انسان به فناوری و تلاش برای محدود کردن دسترسی انسان به طبیعت نیز با آموزه «گناه فطری» در ارتباط است. این نوشتار استدلال کرده است که باور به شرارت ذاتی انسان نیز مانند مفهوم «گناه فطری» دچار تناقض است و با روشی علمی یا عقلی قابل اثبات نیست. حتی روانکاوی نیز با روش تجربی یا عقلی نمی تواند شرارت ذاتی انسان را نشان دهد و زمانی که به ناخودآگاه تمسک می کند، به دیدگاهی ابطال نا پذیر و غیرعلمی تبدیل می شود. روش تاریخی نیز گرفتار «مغالطه نمود شر» است و از تمرکز تاریخ بر جنگ و کشتار نمی توان نتیجه گرفت شرارت در انسان ذاتی است یا غلبه دارد.
واکاوی مفاهیم کلیدی و چالش های کاربردی مشاوره فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
129 - 147
حوزههای تخصصی:
مشاوره فلسفی ذیل فلسفه عمومی و جنبش نوین کاربست فلسفی در جهان مطرح شده است و اگرچه نوپدید است، اما ریشه هایی در یونان باستان به عنوان فلسفه ای برای زیستن دارد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی چیستی مشاوره فلسفی و مفاهیم کلیدی آن، با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد معرفتی درجه دوم است. یافته ها حاکی است که مشاوره فلسفی با ماهیت ترکیبی فیلو روانی، نوعی ارتباط آموزشی و یاورانه است تا ایده های فلسفی به کمک مشاور، به نظام فکری و باور مراجع در موقعیت های زندگی گره بخورد. تأکید بر مؤلفه هایی مانند تغذیه از ایده های فلسفی نظام های فکری مختلف، نظام باور و جهان بینی انسان، توجه به پرسش های عمیق زندگی در خودآگاه مراجع، تمایز مشاوره فلسفی با شاخه هایی مانند روان درمانی های اگزیستانسیالیستی، روان شناختی و روان کاوی را شکل می دهد. مشاورِ فلسفی نیز، ماهیت دوگانه فیلسوف مشاور دارد. رابطه میان مشاور و مراجع نیز، با رویکردهای متنوع حل مسئله، تفکر نقادانه و خوددگرگونی و گرایش های تحلیلی و قاره ای، بر مفاهیمی چون سلامت فلسفی در سازوارگی نظام باور و بازیابی تعادل درونی و بیرونی تأکید دارد. حفظ میانه دوری و نزدیکی به مراجع و ارتباط میان مفاهیم فلسفی با زندگی روزمره و تصمیم برای حقیقت یا مفید بودن در جهت سلامت مراجع، از جمله چالش های کاربردی مشاوره فلسفی است.
چرخش فلو از الحاد به خداباوری در پرتو برهان نظم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۵
211 - 237
حوزههای تخصصی:
آنتونی فلو بعد از دهه ها دفاع جانانه از خداناباوری، نهایتا در شش سال آخر عمر چرخشی در اندیشه خود انجام داد و به سمت خداباوری روی آورد. وی اصلی ترین دلیل خود را در قالب تقریری از برهان اتقان صنع و با ابتناء بر یافته های جدید علمی، بخصوص در حوزه زیست شناسی تدوین می کند. فلو در دوره اول حیات فکری خود با تمسک بر رویکرد های پوزیتیویستی و پوپری، خداباوری را فاقد قرائن و دلایل کافی و بسنده اعلام می کند. اما در دوره دوم، بر اساس دلایل زیست شناختی و در قالب تقریری از برهان اتقان صنع، به دفاع از خداباوری روی آورده است.آنتونی فلو از جمله مدافعین برهان نظم می باشد که برهان نظم و یافته های جدید علمی را از جمله دلایل خداباوری خود می خواند، او به کشفیات جدید DNA، مسئله بیگ بنگ در کشفیات جدید فیزیکی و... در خداباوری خود تأکید می کند. ما در این پژوهش دو دوره فکری فلو را نشان دادیم.همچنین قدرت برهان نظم را به تقریری که فلو مطرح کرده است و نقاط قوت و ضعف آن را سنجیدیم. توصیف و تفصیل منسجم مطالب فوق و بررسی آن ها به شیوه تحلیلی، موضوع و دغدغه اصلی این مقاله است.
نسخه های خطی اشراقی: بازشناسی سهروردی و اقبال به وی
منبع:
الهیات سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
145 - 170
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نسخه های خطی مکتب اشراق، به ویژه آثار سهروردی و مفسران اولیه او مانند ابن کمونه، شمس الدین شهرزوری و قطب الدین شیرازی پرداخته است. نویسنده یعنی جان والبریج، در طول یک دهه تحقیقات خود حدود ۹۰۰ نسخه خطی اشراقی را شناسایی کرده است که شامل آثار سهروردی، تفسیرها و شرح های متعدد بر آثار او می شود. مقاله به چالش های فهرست نویسی و دسترسی به این نسخه ها اشاره کرده است. اینکه این فهرست ها در بیشتر واقع کیفیت پایینی دارند و اینکه آثار کوتاه تر سهروردی در این فهرست ها وارد نمی شوند. همچنین به بررسی نسخه های خطی اولیه سهروردی و مفسران او پرداخته و نشان می دهد که چگونه این آثار در طول قرن ها تکثیر و تفسیر شده اند. نویسنده در ادامه، به نقش مهم شرح و تفسیرهای ابن کمونه، شهرزوری و قطب الدین شیرازی در تثبیت و گسترش فلسفه اشراقی سهروردی اشاره می کند. والبریج همچنین نسخه های خطی رساله های رمزی فارسی سهروردی و آثار مرتبط با آنها را بررسی کرده و نشان داده که این آثار به رغم شهرت امروزی شان، در نسخه های خطی قدیمی، کمتر یافت می شوند. در نهایت، نویسنده به اهمیت مجموعه های نسخه های خطی اشراقی در کتابخانه های سلطنتی عثمانی اشاره می کند و به برخی نسخه ها از جمله راغب پاشا اشاره کرده و اطلاعات مربوط به آن ها را در اختیار ما گذاشته است.