درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۱۰۱.

تحلیل تأثیر شبکه های اجتماعی بر دیپلماسی فرهنگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۰
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی بر دیپلماسی فرهنگی ایران(مسئله) با استفاده از روش تحقیق کمّی و تحلیل داده های جمع آوری شده از ۱۵۵ پرسشنامه محقق-ساخته انجام شده است(روش). در عصر دیجیتال، شبکه های اجتماعی به ابزاری کلیدی برای تبادل فرهنگی و دیپلماسی عمومی تبدیل شده اند. این مطالعه به بررسی نقش این شبکه ها پرداخته و درصدد پاسخ به این سوال است که شبکه های اجتماعی چگونه و با چه سازو کارهایی بر دیپلماسی فرهنگی ایران تأثیر می گذارند؟ یافته ها نشان می دهد که شبکه های اجتماعی بر ابعادی مانند تبادل فرهنگی (۰.۴۵۸)، تصویر ایران (۰.۳۴۲)، و همکاری های بین المللی (۰.۷۸۵) تأثیر معناداری دارند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شبکه های اجتماعی ابزاری مؤثر برای تقویت دیپلماسی فرهنگی ایران هستند، اما نیازمند راهبردهای هوشمندانه ای مانند تولید محتوای جذاب و بهره گیری از فناوری های نوین می باشند. این نتایج نشان می دهد که شبکه های اجتماعی می توانند به عنوان ابزاری مؤثر در تدوین و اجرای سیاست های فرهنگی مورد استفاده قرار گیرند. (یافته ها و نتایج)
۱۰۲.

شیوه های بهره گیری از نظریه در پژوهش های جامعه شناسی؛ مروری نظام مند برای شناسایی چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۳
موضوع این تحقیق ناظر بر شیوه های بهره گیری دانشجویان جامعه شناسی از نظریه در پژوهش بوده و با هدف شناسایی چالش ها در این خصوص انجام شده است. مطالعه حاضر با اتکا به مرور نظام مند 176 پژوهش در رشته جامعه شناسی و در بازه زمانی 1400-1391، به این نتیجه دست یافت که چالش های موجود را می توان ذیل چهار محور خلاصه کرد: 1) اختلال در نسبت یابی تحلیلی (اشتباه در انتخاب نظریه)؛ 2) ضعف در درک، تفسیر و تطبیق مفاهیم نظری (ناتوانی در پردازش نظریه)؛ 3) اختلال در فاصله گذاری تحلیلی با نظریه (باور قلبی به صادق بودن نظریه)؛ 4) تحمیل پیش فرض نظری به واقعیت (تمایل قلبی به صادق بودن نظریه). یافته ها گویای آن است که این مشکل به ساختارهای آموزشی و فرهنگی مسلط بر تولید علم در کشور باز می گردد؛ اگرچه بخش اندکی از آن را می توان به مهارت های فردی نیز نسبت داد. از این رو، برای عبور از وضع موجود نیازمند تحول در سه سطح راهبردی هستیم: 1) تحول در گفتمان نظریه پردازی؛ 2) بازآرایی نهادی نظام آموزش عالی؛ 3) تقویت تربیت نظری دانشجو. دستیابی به چنین افق هایی نیز تنها از مسیر تقویت اراده جمعی در دانشگاه، بازاندیشی در سنت های رایج و تقویت روحیه گفت وگوی انتقادی ممکن است. در غیراین صورت، بهره گیری از نظریه در میان بخشی از جامعه دانشگاهی همچنان در سطحی نمایشی، صوری و غیرمولد باقی خواهد ماند.
۱۰۳.

نگاهی انتقادی به قضایی سازی و تحریف جهان زیست خانواده ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۵
خانواده در ایران کش وقوس های فراوانی را از سر گذارند. خانواده ایرانی از زمان تصویب قانون خانواده در سال 1310 تا تشکیل دادگاه های خانواده در سال 1391، همواره موضوع سیاستگذاری دولت قرار گرفت و خودبنیادی اش برای حل مسائلش به تدریج رو به تحلیل گذاشت. این روند از ساخت فرایندی حکایت دارد که قضایی سازی نامیده ایم. قضایی سازی ضمن همدستی با دو رسانه پول و قدرت توانست مناسبات فرهنگی پیرامون ازدواج را به حقوق قضایی فردی و مراسمات کالایی بدل کند و تا امروز به تحریف جهان زیست خانواده ایرانی کمر بندد. مطالعه حاضر در صدد است تا نشان دهد که چگونه قضایی سازی موجبات تضعیف پیوندهای جمعی را در عرصه خانوادگی فراهم آورده و از طریق ایجاد سازوکارهای قضایی حول مناسبات فرهنگی خانواده ایرانی به کالایی شدن و تورم قضایی آن منجر گردد. روش مطالعه حاضر، روش عینیت بخشی دیالکتیکی یورگن هابرماس بوده و با تکنیک کتابخانه ای به تحلیل انتقادی فرایند قضایی سازی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که قضایی سازی به شکل مستقیم و غیرمستقیم پیامدهای هزینه باری را به خانواده ایرانی تحمیل کرده است که کالایی شدن مناسبات پیرامون ازدواج، افزایش اختلافات خانوادگی و رواج طلاق، گسترش دامنه شروط ضمن عقد، رشد بازار مشاوره و چرخه ارجاع، و رواج گرایش به روابط آزاد خارج از ازدواج از این جمله اند.
۱۰۴.

عوامل مؤثر بر نگرش جوانان به همباشی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۸۱
هدف مقاله حاضر، شناخت نگرش جوانان ایرانی به همباشی یا زندگی مشترک بدون ازدواج و بررسی عوامل تعیین کننده آن با استفاده از تحلیل ثانویه داده های پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های جوانان کشور در سال ۱۳۹۹ است. تعداد نمونه بررسی شده شامل ۱۱۵۷۳ نفر از جوانان ۱۸ تا ۳۵ سال ساکن در مناطق شهری و روستایی در ۳۱ استان کشور است. یافته ها نشان داد که بیشتر افراد بررسی شده مخالف همباشی بوده اند و درمقابل، حدود ۱۵درصد پاسخ گویان نگرشی موافق به سبک زندگی همباشی داشته اند. همچنین براساس یافته ها، افراد دارای نگرش موافق به همباشی را مردان، افراد بدون همسر، در سنین 23-18 سال، غیرشاغل، فارس زبان و ساکن شهرها تشکیل می دهند. نتایج تحلیل رگرسیون رتبه ای نشان داد که نگرش به همباشی به طور معناداری متأثر از عوامل جمعیتی، شامل جنسیت، سن، وضعیت تأهل، قومیت، مذهب و محل سکونت است. به علاوه، وضعیت اقتصادی خانوار، نگرش به ازدواج، معاشرت با جنس مخالف و مصرف کالاهای فرهنگی، رابطه مثبت و نظارت و انسجام خانوادگی رابطه منفی با نگرش به همباشی داشته اند؛ بدین ترتیب، یکی از چالش های فراروی ازدواج و تشکیل خانواده در دهه های پیش رو افزایش زندگی های همباشی خواهد بود.
۱۰۵.

رابطه تجربه دوستی قبل از ازدواج با نگرش به طلاق: مطالعه زنان متأهل شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
روند صعودی بی ثباتی و ناپایداری نهاد خانواده، یکی از مسائل مهم جامعه است و نیاز به بررسی دارد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه میان متغیرهای تجربه دوستی، تعلق عاطفی، تمایل به تنوع طلبی، بی اعتمادی با نگرش به طلاق در میان زنان متأهل است. تحقیق حاضر یک پیمایش مقطعی بوده و دارای ماهیت توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل زنان متأهل 39-20ساله ساکن شهر تهران در مناطق سه، سیزده و شانزده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر برآورد شد. شیوه نمونه گیری ترکیبی از روش های طبقه بندی چندمرحله ای و تصادفی ساده بود.نتایج یافته های تحقیق نشان داد که متغیرهای تجربه دوستی، تعلق عاطفی، تمایل به تنوع طلبی، بی اعتمادی و وضعیت اشتغال به ترتیب بیش ترین تأثیر را بر نگرش مثبت به طلاق داشته اند. متغیر تعلق عاطفی تأثیر منفی و متغیرهای تمایل به تنوع طلبی، بی اعتمادی و وضعیت اشتغال تأثیر مستقیم بر نگرش مثبت به طلاق داشتند؛ اما متغیر تجربه دوستی علاوه بر تأثیر مستقیمی که بر نگرش مثبت به طلاق دارد، ازطریق غیرمستقیم و ازطریق تأثیر بر متغیرهای تعلق عاطفی، بی اعتمادی و تمایل به تنوع طلبی در نگرش مثبت به طلاق بسیار اثرگذار است. این یافته، از سویی سرنخ هایی برای نهادهای فرهنگی- تربیتی در ارتباط با آگاهی بخشیدن به نوجوانان و جوانان_ و اصلاح الگوهای تعاملی با جنس مخالف_ فراهم می کند و از سوی دیگر، تأمین خدمات مشاوره ای را برای زوجینی تأکید می کند که به دلیل سوابق نامناسب قبلی، زندگی مشترک آن ها در معرض خطر است.
۱۰۶.

بررسی تأثیر وقفه های کاری بر بهزیستی با نقش میانجی نشخوار فکری در کادر درمان صنعت پزشکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه: در نتیجه نفوذ گسترده فناوری های نوین به ویژه اینترنت و تلفن همراه در زندگی کارکنان، وقفه های کاری به چالشی مهم در سازمان ها تبدیل شده اند. ایمیل، پیامک، تماس های تلفنی و غیره، برخی از شایع ترین زمینه های شکل گیری وقفه های کاری هستند که کارکنان را از وظایف کاری معمول شان منحرف می سازند. حسب شواهد، وقفه های کاری پیامدهای منفی زیادی بر سازمان دارند. وقفه های کاری در همه سازمان ها اتفاق می افتند اما در صنعت پزشکی از حساسیت بیشتری برخوردارند. بدلیل شیوع وقفه­ های کاری در بین کارکنان سازمانها در ایران، این پژوهش تلاش کرده است اثر وقفه‌های کاری بر بهزیستی با نقش میانجی نشخوار فکری را در کارکنان صنعت پزشکی بررسی کند. روش: نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش و نحوه گردآوری داده ها، پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه کادر درمان بیمارستان شهید چمران تهران (مرکز تخصصی دندان‌پزشکی شهید فخری‌زاده) به تعداد 305 نفر می‌باشد که 260 نفر از آنان به روش احتمالی تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت سنجش بهزیستی، نشخوار فکری و وقفه های کاری به ترتیب از پرسشنامه‌های بهزیستی کارول ریف (1989)، نشخوار فکری نولن- هوکسما و مارو (1991) و وقفه‌های کاری یو و لی (2007) استفاده شد. این پرسشنامه ها در تحقیقات پیشین تعیین اعتبار شده و در شرایط جامعه ایران مورد استفاده قرار گرفته اند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادله ساختاری در نرم افزار Amos استفاده گردید. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که وقفه‌های کاری با ضریب 51/0 بر بهزیستی تأثیر معنادار دارد و با ضریب 04/0- بر نشخوار فکری تأثیر معنادار ندارد. نشخوار فکری با ضریب تأثیر 19/0- بر بهزیستی تأثیر معنادار داشته است. همچنین نشخوار فکری رابطه وقفه‌های کاری و بهزیستی کادر درمان بیمارستان شهید چمران تهران (مرکز تخصصی دندان‌پزشکی شهید فخری‌زاده) را میانجی‌گری نمی‌کند. مربع ضریب همبستگی چندگانه نشان می دهد که وقفه‌های کاری و نشخوار فکری به میزان 31 درصد، واریانس متغیر وابسته بهزیستی را تبیین می کنند. نتیجه‌گیری: با استناد به یافته های تحقیق، نتیجه گیری پژوهش این است که وقفه‌های کاری با فعال کردن عاطفه مثبت با توجه به ماهیت شغلی کادر درمان، باعث ارتقای بهزیستی می‌شود. کادر درمان به وقفه‌های متعدد و مکرر در محیط کاری خود عادت کرده‌اند و از این جهت استرس زیاد و نشخوار فکری را برای آنها به همراه نخواهد داشت و همین عامل تبیین‌کننده عدم وجود نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه وقفه‌های کاری و بهزیستی کادر درمان می‌باشد.
۱۰۷.

کرمانیان در برابر مغولان؛ تقابل تدبیر و شمشیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
بررسی برخی از تحقیقاتِ جدید و حتی بعضی از منابع دست دومِ تاریخی، این نکته را به ذهنِ مخاطب متبادر می سازد که کرمانیان (اعم از حاکمان، دولتمردان و عمومِ مردمِ کرمان) با طوع و رغبت از مغولان چنگیزی اطاعت کرده و بدون هیچ سیاست، تلاش و یا مقاومتی به تسلیمِ کامل آنان درآمده اند. نوشتار حاضر بر آن است که با بهره گیری از روش پژوهش تاریخی با رویکرد تحلیلی، این قولِ ساده انگارانه را به چالش کشد و با ارائه دلایل و شواهدِ متقنِ تاریخی بدین پرسش پاسخ دهد که رویکرد کرمانیان در برابرِ مغولان چنگیزی چگونه بود و این رویکرد چه تبعات و نتایجی برای کرمان داشت؟ یافته های پژوهش نشان داد که اولاً حاکمان و دولتمردانِ کرمان همزمان با تهاجماتِ مغولان، با توجّه به شناختی که از مغولان، کشتار و شدّت عملِ آنها داشتند؛ زیرکانه سعی کردند از رسمِ ایلیِ مغولان تبعیت کرده و از ویرانیِ کرمان جلوگیری کنند. ثانیاً دولتمردانِ کرمان تا حدّ ممکن سعی داشتند از باز شدنِ پایِ مغولان به کرمان جلوگیری کرده و با رسومی همچون فرستادن گروگان به دربارِ مغولان و یا ازدواج های سیاسی و حتی پرداخت مالیات، امنیت سیاسی – اجتماعی کرمان را حفظ کنند تا در پسِ این امنیت بتوانند به رونق اقتصادی نیز دست یابند. اگرچه سرانجام مغولان همزمان با دورانِ ایلخانیِ اولجایتو بر کرمان استیلا یافتند؛ اما کرمانیان نزدیک به یک قرن با همین رویکرد در مقابل مغولان ایستادگی کردند و نه تنها از ویرانیِ سرزمین خود جلوگیری کردند؛ بلکه دورانی همراه با رونق اقتصادی و رشد فرهنگی را پشت سر گذاشتند؛ دورانی که اوج آن همزمان با حکومت تَرکان خاتون قراختایی است. در مجموع می توان کرمانیان را پیروزِ میدانِ رویارویی با مغولان دانست.
۱۰۸.

نقش اجتماعی و فرهنگی زنان ایالت جبال ایران در دوره های آل بویه و سلجوقی بر پایه نظریه بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۰
ایالت جبال به عنوان کانونی راهبردی در ایران دوره میانه، نقش مؤثری در تحولات سیاسی، مذهبی و فکری جهان اسلام ایفا کرد. با این وجود، نقش آفرینی زنان این منطقه علی رغم اهمیت تاریخی آن، کمتر موضوع مطالعات نظام مند بوده است. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای و با کاربست چارچوب نظری پیِر بوردیو، به تحلیل کنشگری و جایگاه زنان در بازتولید قدرت و مقاومت فرهنگی در ایالت جبال در دوره آل بویه و سلجوقی می پردازد. مطالعه حاضر با اتکا بر منابع تاریخی اولیه و مطالعات کتابخانه ای، مفاهیم کلیدی بوردیو شامل میدان، سرمایه، عادت واره و خشونت نمادین را به عنوان ابزار تحلیلی به کار گرفته و به تحلیل نظام مند داده های تاریخی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که زنان جبال، با وجود محدودیت های ساختاری و اعمال خشونت نمادین، کنشگرانی فعال و راهبردی بوده اند. در میدان علمی-دینی، زنان محدثه و عالمه با تبدیل سرمایه فرهنگی و اجتماعی به سرمایه نمادین در انتقال معارف اسلامی و تربیت شاگردان مؤثر عمل کرده اند. در عرصه عرفانی، زنان صوفی با استفاده از شبکه های خویشاوندی و معنوی، فضاهایی برای حضور عرفانی ایجاد کردند. همچنین، در حوزه سیاسی و اجتماعی، آنان با سرمایه نمادین و اقتصادی خود در دیپلماسی، مدیریت بحران، تثبیت مشروعیت خاندان های حاکم و فعالیت های خیریه نقش آفرینی کردند . این پژوهش نشان می دهد که زنان جبال، با درک قواعد میدان های اجتماعی-فرهنگی و استفاده هوشمندانه از سرمایه های مختلف، و با بهره گیری از جایگاه راهبردی جغرافیایی ایالت جبال که بستری برای تبدیل فرصت های مکانی به سرمایه های گوناگون فراهم می کرد، توانستند در چارچوب همان ساختارهای مردسالارانه موقعیتی اثرگذار برای خود ایجاد کنند . یافته ها اهمیت ترکیب تحلیل جامعه شناختی و تاریخی برای درک دیالکتیک سلطه و مقاومت و نقش زنان در تاریخ اجتماعی ایران و جهان اسلام را برجسته می سازد و الگویی نظری برای مطالعات آینده در حوزه جنسیت، قدرت و فرهنگ ارائه می دهد .    
۱۰۹.

نقش مذهبِ تشیع در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی (با تکیه بر گزاره های استبداد شرقی از منظر هگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۸
قدرت گیری صفویه نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی-اجتماعی و سیاسی ایران محسوب می شود. ظهور صفویه پس از سال ها انسداد سیاسی و انقباض اقتصادی، آغاز دوره ای جدید در تاریخ ایران بود. حکومت صفویه با رسمی کردن مذهب تشیع ، همگون سازی فرهنگی را در ایران آغاز نمود و بستر را برای وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی فراهم نمود. این یکپارچگی مسیر را برای تقویت نظام و ایجاد حکومت استبدادی در دوره صفویه فراهم کرد. هگل که نگاهی به تاریخ ایران داشت، ساختارهای اجتماعی-سیاسی آن را استبدادی و در مفهومی کلی و عام، شرقی ترسیم می کرد. هگل نقش مذهب را در ایجاد یکپارچگی اصل اساسی می دانست و از آن به عنوان ابزاری در دست حکومت برای ایجاد استبداد مرکزی، مطیع کردن و مضمحل کردن نیروهای پیرامونی(پیرامونی)، وحدت اجتماعی و یکپارچگی سیاسی-اقتصادی عنوان می کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیلِ نقشِ مذهب در ایجاد و تثبیت قدرتِ صفوی از منظر هگل می باشد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که مذهب چه نقشی در تثبیت ساختار قدرتِ صفوی، ایجاد استبداد متمرکز و یکپارچگی سرزمینی داشت؟ هگل در تحلیل جوامع شرقی، ضمن معرفی خصلت استبدادی حکومت متاثر از اقلیمِ گرم و خشک، به جوامع پیرامونی خودکفا اشاره می کند و تجمیع و ترکیب این دو را ممکن نمی داند مگر با نقش اتصال گر مذهب. مذهب در آراء هگلی، به سان ملاتی عمل می کند که ضمن چسباندن(وحدت عملی) بین مرکز و نیروهای پیرامونی، نقش ابزاری برای تثبیت ساختار قدرت مرکزی را نیز دارد. این پژوهش با روش تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از فرضیه استبدادشرقی از منظر آراء هگل نگارش شده است.مساله پژوهش حاضر، اعتبارسنجی گزاره های هگلی و شناخت ماهیت استبداد صفوی از گذرگاه این گزاره هاست. .فرضیه ارائه شده با تکیه بر آراء هگل، بیان می کند که مذهب نقشی کارکردی-تاریخی در ایجاد و تثبیتِ ساختار قدرت در ایرانِ عصر صفوی داشته است.
۱۱۰.

پیوندهای خانوادگی و همبستههای اقتصادی اجتماعی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۹
در اهمیت خانواده به عنوان یک ساختار سازمانی اساسی و تاثیر آن بر برخی ابعاد زندگی اجتماعی تردیدی نیست. بر این اساس در این مقاله به بررسی پیوندهای خانوادگی و همبسته های اقتصادی اجتماعی آن در ایران پرداخته شده است. داده های آخرین موج ارزش های جهانی در ایران (سال1399) با 1499 نمونه به کار گرفته شده است. یافته ها نشان داده که 3/44 درصد از پاسخگویان پیوندهای خانوادگی را در سطح بالا، 1/32 درصد متوسط و 6/23 درصد پایین گزارش کرده اند. پیوندهای خانوادگی در متاهلین، سنین بالاتر، قوم ترک و بلوچ، افراد با تحصیلات و طبقه پایین تر، قوی تر بوده و با جنسیت و اشتغال رابطه معناداری نداشته است. آزمون های دومتغیره نشان داده که پیوندهای خانوادگی با اخلاق عمومی؛ فرزندآوری؛ سایز خانوار؛ ترتیبات زندگی؛ نگرش های جنسیتی رابطه مستقیم معنادار داشته است. آزمون های چند متغیره نیز نشان داده که با کنترل متغیرهای زمینه ای (جنسیت، سن، تحصیلات، درآمد خانوار) و دینداری، تاثیر معنادار پیوندهای خانوادگی بر نگرش های جنسیتی و اخلاق عمومی همچنان برقرار بوده است. یافته های تحقیق نشان از تاثیر پیوندهای خانوادگی بر دیگر ابعاد زندگی ایرانیان و تفوق متغیرهای زمینه ای بر آن در برخی ابعاد دارد. پیشنهادات سیاستی و پژوهشی ارائه شده است.
۱۱۱.

خرده فرهنگ بزهکاری در سکونتگاههای غیررسمی (مطالعه موردی: نوجوانان منطقه 18 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۷
مسئله اصلی پژوهش حاضر واکاوی بسترهای شکل گیری خرده فرهنگ بزهکاری در میان نوجوانان در فضاهای همگانی در سکونتگاه های غیررسمی است. میدان مطالعه منطقه 18 شهر تهران است که چهار نمونه از فضاهای همگانی این منطقه، که قلمرو پرسه زنی و کنشگری نوجوانان هستند، به شیوه نمونه گیری هدفمند برای مطالعه انتخاب شده اند. سوژه های موردمطالعه نیز به شیوه نمونه گیری هدفمند، با بیشینه پراکنش، از میان نوجوانانی که در این فضاها حضوری دایمی دارند انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه عمیق فردی و روش تفسیر داده ها تحلیل تماتیک یا مضمونی است. نتایج نشان می دهد که سوژه های موردمطالعه در این فضاها به طور معمول مرتکب سه طیف از جرایم و بزهکاری می شوند: جرایم علیه اشخاص، جرایم علیه اموال و انجام کنش های وندالیستی. نوجوانان ارتکاب این اَعمال را در متن خرده فرهنگ بزهکاری و به-مثابه بخشی از هویت گروهی و کردارهای روزمره به انجام می رسانند. این خرده فرهنگ خود حاصل زمینه ها و بسترهایی همچون «ازجاکندگی خانواده و فقدان حمایت های عاطفی»، «انگ زنی در سکونتگاه های غیررسمی»، «بافت شهری متراکم و جمعیت های نامتجانس»، و «سیطره فرهنگ مصرفی مبتذل بر فضاهای عمومی» است. سوای زمینه های شکل گیری، این خرده فرهنگ اما واجد پیامدهایی مهم در زندگی نوجوانان است که «بازتولید فرودستی»، «سرخوردگی و واپس روی»، «پذیرش جایگاه رانده شدگان»، «انزجار از فرهنگ کلی جامعه» و «احساس زائد بودن» مهم ترین شان هستند. دست آخر این که نوجوانان به واسطه همین خرده فرهنگ با اتخاذ تدابیری چون «نافرمانی مدنی»، «گسست از خانواده و انتخاب زیست مجردانه» و «ابداع سبک های بدیع در بدن آرایی و بدن نمایی» در برابر قواعد اجتماعی موجود مقاومت می کنند.
۱۱۲.

عوامل کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری در جوانان از دیدگاه صاحب نظران در استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری در میان جوانان استان چهارمحال و بختیاری است؛ مسئله ای که در سال های اخیر به یکی از نگرانی های مهم اجتماعی و جمعیتی کشور تبدیل شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به کارگیری روش دلفی انجام شد. در این فرایند، ده نفر از خبرگان حوزه های مرتبط در سه مرحله متوالی شرکت کردند تا از طریق هم اندیشی و تبادل نظر، به اجماع نظری درباره عوامل مؤثر دست یابند. یافته ها نشان داد که مشکلات اقتصادی، گسترش سبک زندگی غربی، کاهش باورهای دینی، نبود فرصت های شغلی مناسب و رشد شهرنشینی از مهم ترین دلایل کاهش رغبت به ازدواج در میان جوانان است. همچنین افزایش گرایش زنان به تحصیلات عالی و استقلال اقتصادی، چالش های خانوادگی و نگرانی والدین درباره آینده شغلی فرزندان نیز از عوامل بازدارنده فرزندآوری شناخته شد. مجموعه این عوامل، بازتابی از تعامل پیچیده متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری الگوهای نوین ازدواج و باروری در جامعه امروز ایران است. نتایج این مطالعه بر لزوم طراحی مداخلات هدفمند در حوزه های اقتصادی و اجتماعی، تقویت حمایت های خانواده محور و احیای ارزش های فرهنگیِ مشوق ازدواج زودهنگام و فرزندآوری تأکید دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاران با تمرکز بر ایجاد اشتغال پایدار و حمایت مالی از زوج های جوان، روند کنونی را اصلاح کنند.
۱۱۳.

شناسایی زمینه های بروز قانون گریزی در بافت شهری کاشان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۷۰
افزایش رفتارهای قانون گریزانه طبق شواهد تجربی و آمارهای رسمی در جامعه ایران، به ویژه در سال های اخیر، به یکی از مسائل مهم اجتماعی تبدیل شده است که نیازمند بررسی دقیق و تحلیل ابعاد مختلف آن است. این پژوهش، باهدف شناسایی و تحلیل عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر قانون گریزی در شهر کاشان انجام شده است تا درک بهتری از این پدیده حاصل شود و راهکارهایی برای کاهش آن ارائه گردد. مطالعه حاضر از نوع پیمایشی و کمی بوده و داده ها از طریق پرسش نامه جمع آوری شده اند. در تدوین چارچوب نظری این تحقیق از نظریات آنومی دورکیم، سرمایه اجتماعی پاتنام، کنترل هیرشی، پیوند افتراقی ساترلند، عدالت رویه ای تام تیلر و محرومیت نسبی پیتر بلاو استفاده شده است. برای سنجش پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که مقدار آلفای کرونباخ کل پرسش نامه برابر با ۸۲۴/۰ به دست آمده است. در فرآیند سنجش روایی، اعتبار محتوایی پرسش نامه موردتوجه قرارگرفته است. نمونه گیری به صورت احتمالی و متناسب با حجم جامعه آماری (شهروندان کاشان) انجام شده و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که قانون گریزی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که مهم ترین آن ها شامل عدالت رویه ای (ادراک عادلانه بودن فرآیندهای قانونی)، آنومی اجتماعی (احساس بی هنجاری و عدم انسجام اجتماعی که منجر به افزایش رفتارهای قانون گریزانه می شود)، دین داری، سرمایه اجتماعی درون گروهی (روابط و پیوندهای قوی درون گروه های اجتماعی)، کنترل غیررسمی، قانون گریزی گروه دوستان و اعتقاد به هنجارهای شهروندی (پایبندی به ارزش های شهروندی و احساس مسئولیت اجتماعی) هستند. این متغیرها در مجموع ۱/۴۹ درصد از تغییرات متغیر وابسته قانون گریزی را تبیین کردند. در پایان، راهکارهایی برای کاهش قانون گریزی در جامعه ارائه شده است که شامل بهبود عدالت رویه ای در نهادهای قانونی، تقویت انسجام اجتماعی، ترویج ارزش های دینی و اخلاقی، افزایش سرمایه اجتماعی و ترویج فرهنگ شهروندی می باشد.
۱۱۴.

مطالعه ادراکات و رفتارهای کاربران ایرانی در مواجهه با انتشار اخبار جعلی در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۲
هدف این پژوهش مطالعه ادراکات و رفتارهای کاربران ایرانی در مواجهه با انتشار اخبار جعلی در شبکه های اجتماعی اینستاگرام و تلگرام بود. روش پژوهش از نوع پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه آنلاین بود. جامعه آماری شامل کاربران ایرانی مصرف کننده رسانه های اجتماعی«اینستاگرام و تلگرام» جهت دریافت اخبار است. حجم نمونه با استفاده از تحلیل توان تعیین شد که شامل400 نفر (234زن و 166مرد) انتخاب شدند. جهت تعیین اعتبار پرسشنامه از اعتبار صوری و جهت تعیین پایایی پرسشنامه، از آلفای کرونباخ ( 89/0) استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که بسط اطلاعات، سواد رسانه ای در تشخیص انتشار اخبار جعلی و انتظار تجویزی از رسانه های اجتماعی به طور قابل توجهی اعتماد و بی اعتمادی را نسبت به «اینستاگرام و تلگرام» پیش بینی می کنند که به نوبه خود برشدت استفاده کاربران ایرانی از پلتفرم های اطلاعاتی تأثیر می گذارد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که ویژگی های مبتنی بر اطلاعات و ویژگی های کاربران به طور قابل توجهی بر اعتماد و بی اعتمادی تأثیر می گذارد، اما بین دو ساختار متمایز اعتماد و بی اعتمادی واسطه های مهمی هستند که از طریق آنها انتشار اخبار جعلی بر استفاده کاربران تأثیر می گذارد. اعتماد به مراتب تأثیر قوی تری بر افزایش شدت استفاده از«اینستاگرام و تلگرام» دارد.
۱۱۵.

تحلیل جامعه شناختی رابطه اهمیت امکانات زندگی و گرایش به مهاجرت به خارج از کشور در شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه: همواره انسان­های زیادی به دلایل مختلف، بطور موقت یا دائم مکان زندگی خود را ترک می­کنند. از این پدیده به عنوان مهاجرت یاد می­شود. گاهی مهاجرت در درون مرزهای داخلی اتفاق می ­افتد، اما گاهی این پدیده به خارج از مرزهای سرزمینی رخ می­دهد که به آن مهاجرت بین ­المللی می گویند. حسب برآوردها جمعیت مهاجران بین المللی به رقم شگفت انگیز 270 میلیون نفر رسیده است. کشور ایران نیز به ویژه در چند دهه اخیر با مهاجرت گسترده خارجی مواجه بوده است و هرسال تعداد قابل توجهی از جمعیت متخصص و دارای مهارت، ایران را به مقصد سایر کشورها ترک می کنند. تداوم این پدیده، کشور را در سالهای آتی با چالش­های فراوان و غیرقابل پیش بینی روبرو خواهد کرد. این پژوهش از یک چشم انداز جامعه ­شناختی رابطه اهمیت امکانات زندگی و گرایش به مهاجرت به خارج از کشور در بین ساکنان شهر شیراز را مطالعه و بررسی می کند.روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری افراد 49-18 ساله ساکن شهر شیراز بودند که 400 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه ­گیری تصادفی چند مرحله­ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت سنجش گرایش به مهاجرت بین المللی و اهمیت امکانات زندگی، پرسشنامه های محقق ساخته است. این پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی، تعیین اعتبار سازه ای گشته، با استفاده از همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ تعیین پایایی شدند. یافته­ ها: بر اساس یافته ­های تحقیق، گرایش به مهاجرت بین المللی در بین پاسخگویان بالاست. به علاوه، رابطه مستقیم و معناداری بین اهمیت امکانات زندگی و گرایش به مهاجرت به خارج از کشور وجود دارد. یافته های تحقیق همچنین نشان می دهند از بین متغیرهای جمعیتی، سن رابطه معناداری با گرایش به مهاجرت خارجی دارد اما جنسیت، وضع شغلی و تحصیلات رابطه معناداری با گرایش به مهاجرت خارجی ندارد.نتیجه­ گیری: با توجه به پیامدهای زیان بار مهاجرت خارجی برای کشور مبدا، گسترش گرایش به مهاجرت خارجی در بین شهروندان ایرانی یک زنگ خطر جدی است. این امر به دلایل مختلف انجام می شود اما حسب نتایج این پژوهش، اهمیت دسترسی به امکانات زندگی نقش مهمی در این زمینه دارد. با استناد به یافته های پژوهش، نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که با تامین امکانات زندگی برای نیروی انسانی متخصص و با مهارت کشور می توان تمایل آنان به مهاجرت خارجی را کاهش داد و از این طریق به فرآیند توسعه کشور کمک کرد.
۱۱۶.

نابرابری و توسعه: تحلیل نهادی فرایند توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۸۹
توسعه که مفهومی برخاسته از فضای اندیشه ای و مفهومی دوران مدرن و دگرگونی های فکری، فرهنگی، سیاسی، علمی و تکنولوژیکی وابسته به آن و پس از آن است، همواره مفهومی در حال تغییر و آبستن برداشت های گوناگون و بنابراین پرچالش و مناقشه برانگیز بوده و هست. از سوی دیگر، نابرابری و رفاه و هم چنین نسبت آن ها با توسعه نیز همیشه محل کنکاش و پرسش بوده است. این ویژگی ها باعث شده است که توسعه، حوزه های گوناگون علوم انسانی و اجتماعی به ویژه جامعه شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و مطالعات فرهنگی را درنوردد و در تقاطع و هم چنین یکی از مهم ترین فصول مشترک آن ها لقب بگیرد. این ویژگی البته سبب شده است که دستیابی به توسعه نیازمند آرایه هایی گوناگون از این بسترهای چندگانه باشد، که بنابر پژوهش های جدیدتر و به بهترین وجه، در سیمای شرایط نهادی بسترساز توسعه رخ می نماید. هدف این پژوهش، تحلیل نهادی شرایط مناسب و مساعد برای توسعه و برابری است، که قدر متیقن آن ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است، و این هدف را با روی کرد کیفی، روش اسنادی و تکنیک تبیینی-استنتاجی دنبال می کند. یافته ها حاکی از درهم تنیدگی نهادی این ساختارهای چندگانه و کنش و برهم کنش و تاثیر و تاثر جدی میان آن ها با ساختار حقوقی-قانونی و نیز برابری و عدالت در جامعه به گونه ای است که، جز با تحصیل و حصول این شرایط نهادی بسترساز توسعه، هر کوشش های توسعه خواهانه ای جز رویایی دوردست و آرزویی دست نیافتنی در دفتر و دیوان نخواهدبود.
۱۱۷.

تفسیر و نحوه مواجهه نوجوانان با شکاف نسلی در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف این پژوهش فهم دیدگاه و نحوه مواجهه دختران نوجوان با شکاف نسلی است. پژوهش حاضر مطالعه ای کیفی است که در شهر یزد انجام شده است. در این پژوهش 29 دختر نوجوان 13 تا 17 سال مشارکت داشتند. روش جمع آوری داده مصاحبه عمیق و گروه متمرکز است. داده ها با رویکرد داده بنیا برساختی تحلیل شد. هفت مقوله اصلی برآمده از داده ها عبارت اند از، خودسازی مقایسه ای، هراس اجتماعی، سازگاری و ارتقاء فردی، مقاومت و گریز، محدودیت جنسی، نابسامانی خانوادگی، بازاندیشی ارزشی. برساخت خویشتن متمایز نیز به عنوان مقوله مرکزی در نظر گرفته شد. نوجوانان در مواجهه با تفاوت نسلی رنج آمیخته با رشد را تجربه میکنند و در واقع شاهد دو شیوه متمایز مواجهه با تفاوت نسلی هستیم یکی منجر به رشد شخصی یا سازگاری در محیط خانواده و دیگری منجر به مقاومت می شود. وجوانانی که رشد شخصی را تجربه می کنند، اغلب مهارت های جدیدی برای کنار آمدن با تفاوت های والدین خود کسب می کنند. زندگی در بستر رسانه ، باعث میشود تا نوجوانان خود را با همسالان خود در سطح جهانی مقایسه کنند.
۱۱۸.

عوامل اجتماعی و فرهنگی تعیین کننده نگرش به زندگی مجردی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه خوارزمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: در جامعه ایران، طی سالیان اخیر رفتارها و نگرش های جوانان در زمینه های ازدواج و همسرگزینی تغییرات چشمگیری را تجربه کرده است. پژوهش حاضر، نگرش دانشجویان دانشگاه خوارزمی نسبت به زندگی مجردی و عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر آن را مورد مطالعه قرار می دهد. روش و داده ها : روش پژوهش کمی است. داده های پژوهش با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان دانشگاه خوارزمی بوده اند که 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. یافته ها: برمبنای یافته ها، متغیرهای «پایبندی به آموزه های دینی»، «پایبندی به ارزش های خانواده»، «اعتماد اجتماعی»، «فردگرایی» و «مسئولیت پذیری اجتماعی» به عنوان متغیرهای اثرگذار بر نگرش به زندگی مجردی شناسایی شدند. یافته ها نشان داد که 26 درصد از تغییرات نگرش به زندگی مجردی تحت تأثیر عوامل اجتماعی- فرهنگی قرار دارد. فردگرایی به عنوان مهم ترین عامل با ضریب بتای 230/0 شناسایی شد، درحالی که پایبندی به ارزش های خانوادگی و مسئولیت اجتماعی نیز تأثیر معنی داری با جهات مختلف داشتند. بحث و نتیجه گیری: ارزش های خانوادگی و پایبندی به آموزه های دینی، نقش مهمی در شکل گیری نگرش های مثبت به ازدواج دارند. از سوی دیگر، افزایش فردگرایی، به تغییر در انتخاب های زندگی مجردی منجر شده است. یافته ها حاکی از آن است که اگرچه سنت های دینی و خانوادگی همچنان بر تمایل به ازدواج تأثیرگذارند، اما گسترش فردگرایی، که خود متأثر از فضای مجازی است، به عنوان یکی از عوامل مهم تغییرات ارزشی جامعه ایران، نگرش های دانشجویان را به سمت پذیرش سبک زندگی مجردی سوق می دهد. پیام اصلی: نگرش جوانان به زندگی مجردی نشان دهنده تغییرات عمیق در ارزش ها و باورهای اجتماعی است که تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. این نگرش ها نه تنها بر تصمیم گیری های فردی تأثیر می گذارند بلکه می توانند بر ساختارهای اجتماعی و الگوهای خانوادگی نیز اثرگذار باشند. شناخت این نگرش ها برای برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی ضروری است تا بتوان به نیازها و دغدغه های جوانان پاسخ داد. 
۱۱۹.

مطالعه دیالکتیک تجربه زیسته بیگانگی و ادراک پدیداری از نهاد علم؛ مورد کاوش، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
مطالعه تجربه زیسته بیگانگی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و زوایای گوناگون آن در پیوند با ادراک پدیداری آن ها از دانشگاه هدف مطالعه را تشکیل می دهد. 19 دانشجو، به وجهی هدفمند و بر پایه معیارهای شمول به عنوان آگاهی دهندگان پژوهش انتخاب شدند. داده یابی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و کاوش در تجربیات با روش کلایزی صورت گرفت. 3 مضمون «استنکاف و انصراف از انتخاب پیشین، دروازه کردارها و گفتارهای بازاندیشانه پسین»، «تحقیر در نظاره فرصت های بر باد و هزینه های بر آب» و «رجحان یافتگی اضطرار مفارقت بر انتخاب متابعت» بازنمایی کننده تجربه زیسته بیگانگی آگاهی دهندگان هستند. پدیدار بیگانگی در پیوندِ همزمان با مناسبات درون دانشگاهی و زمینه های زیست شده برون دانشگاهی در دانشجویان متحقق می شود. در همین راستا، «برهم کنشی زندگی کنکوری و موفقیت تحصیلی کالایی شده»، «حک شدگی برساخته های بازار در مناسبات انتخاب رشته» و «فهم ذات انگار از نخبگی» زمینه های برون دانشگاهی مقدم بر تجربه زیسته بیگانگی دانشجویان را تشکیل می دهند. 4 مضمون «شریف؛ آمیزنده محاسبه پذیری و عقلانیت بازار»، «شریف؛ سکوی پرتاب به خارج از کشور»، «شریف؛ کارگزار جامعه پذیری ابزاربنیاد و درجه اندیش» و «شریف؛ هادم کثرت های هویتی» در حکم وجوه سازنده ادراک پدیداری دانشجویان از نهاد علم هستند. برساخت صورتبندی های انتقادی از انشقاق و چندپارگی های موجود درون وزارتخانه ای و میان وزارتخانه ای در خصوص شاخه های مختلف علوم، همنشین سازی علوم انسانی ازیک سو و علوم پزشکی و فنی مهندسی از سوی دیگر ذیل ملاحظات میان رشتگی و سرانجام، بازاندیشی های معطوف به انگاره وحدت علوم محوری ترین نتایج مطالعه را تشکیل می دهند. استخدام مفاد مذکور در مقام سیاست گذاری و برنامه ریزی نظام آموزش عمومی و عالی کشور به مراتب زمینه ساز فروکاهش و تعدیل تجربه زیسته بیگانگی در نهاد دانشگاه خواهد بود.
۱۲۰.

بررسی رابطه شخصیت های بیزاری آور اجتماعی با اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۱
سه شخصیت ماکیاولیایی، خودشیفتگی و ضد اجتماعی به عنوان شخصیت های بیزاری آور اجتماعی و مثلث تاریک شخصیتی شناخته می شوند. پژوهش ها، ارتباط این صفات را با سوءمصرف مواد گزارش کرده اند. پژوهش حاضر با هدف تبیین صفات تاریک شخصیتی بر اساس الگوی پنج عاملی شخصیت در سوءمصرف کننده های مواد انجام گرفت. جامعه آماری معتادان مرد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد خصوصی و دولتی شهر تبریز در سال 1401 تشکیل می دادند. از بین جامعه آماری، 206 نفر مورد آزمون قرار گرفتند. آزمودنی ها به پرسشنامه های شخصیت ماکیاولیایی، پرسشنامه شخصیت چند محوری بالینی میلون-2 و فرم بلند شخصیت نئو پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که در میان سوءمصرف کننده های مواد، شخصیت ماکیاولیایی با روان آزرده گرایی (به صورت مثبت)، برون گرایی، توافق جویی و با وجدان بودن (به صورت منفی)، شخصیت خودشیفته با توافق جویی (به صورت منفی) و با وجدان بودن (به صورت مثبت) و شخصیت ضد اجتماعی با روان آزرده گرایی (به صورت مثبت) و توافق جویی (به صورت منفی)، بیشترین رابطه را نشان دادند. می توان نتیجه گرفت که وجه مشترک شخصیتی مطابق الگوی پنج عاملی در مثلث تاریک شخصیتی در بین سوءمصرف کننده های مواد توافق جویی پایین است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان