درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
۶۱.

روش شناسی ساخت شاخص ترکیبی توسعه اجتماعی: تصیمات کلیدی و نتایج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۲۹۹
برای ساخت ابزار سنجش توسعیه اجتماعی ضرورت روش شناسی ایجاب می کند، از چارچوب جامعی تبعیت شود تا با پاسخ گویی به انتظارات مفهومی و روشی، شاخص ها در چارچوبی مدون و معتبر منطبق شوند. مقالیه حاضر چالش های پیش روی ساخت این ابزار را شرح داده است. در این پژوهش از روش ناردو و همکاران برای ساخت شاخص ترکیبی استفاده شده که دارای ده مرحله است؛ 6 مرحلیه اول مربوط به ساخت شاخص ترکیبی، دو مرحلیه بعدی مرتبط با ارزیابی نحویه ساخت و دو مرحلیه آخر راه های ارائه و انتشار شاخص را بررسی می کنند. مطابق یافته ها در انتخاب معرف ها و شاخص ها رعایت تناسب با محتوای نظری، اهداف پژوهش و فاکتور غیرجایگزین بودن مدنظر بود. ساختاربندی داده ها با معیارهای قدرت تحلیل، عدم هم پوشانی، قابلیت دسترسی و اعتمادپذیربودن بررسی شد. داده های مخدوش، ناقص، پرت و داده هایی که با یکدیگر هم پوشانی داشتند، حذف و استحکام ابزار به دست آمده با تحلیل نااطمینانی آزمون شد. مشکل وزن های متفاوت معرف ها و شاخص ها با استفاده از تکنیک تحلیل مؤلفه های اصلی برطرف شد. برای حل مشکل عدم تقارن، ابتدا هر شاخص از ترکیب معرف های مرتبط و هر بُعد از ترکیب شاخص های آن به دست آمد؛ درنهایت ابعاد به صورت خطی با یکدیگر جمع شدند و امتیاز شاخص ترکیبی نهایی یا همان توسعیه اجتماعی به دست آمد. نتایج نشان می دهد مجموعه ای از 11 شاخص در سه گروه: بهره مندی از انواع امکانات و خدمات (سرماییه انسانی و بهره مندی)، سطح دسترسی به انواع امکانات و خدمات (سرماییه زیرساختی و دسترسی) و کم و کیف وضعیت انسجام اجتماعی (سرماییه اجتماعی و انسجام) ابعاد مختلف توسعیه اجتماعی در ایران را اندازه گیری می کنند.
۶۲.

تبیین جامعه شناختی تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی با تأکید بر نقش تعدیلگری طبقه اجتماعی (مورد مطالعه شهروندان بالای 18 سال شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۱ تعداد دانلود : ۳۵۷
هدف از نگارش مقالیه حاضر تبیین نظری و تجربی مدل تحلیلی است که در آن تأثیر ساختار قدرت در خانواده به عنوان متغیر مستقل بر بدبینی اجتماعی به عنوان متغیری وابسته با در نظر گرفتن طبقیه اجتماعی به عنوان متغیر تعدیلگر بررسی شده است. چارچوب نظری این پژوهش با استفاده ازنظریه های دارندورف، ترنر، کالینز، کمپر و نظرییه منابع نگاشته شده است. جامعیه آماری در این پژوهش، شهروندان بالای 18 سال شهر اصفهان بودند و حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Power 410 نفر برآورد شد. روش تحقیق پیمایشی و شیویه نمونه گیری ترکیبی (خوشه ای دو مرحله ای-دردسترس) و ابزار سنجش پرسش نامیه دارای اعتبار و قابلیت اعتماد بوده است. بدبینی اجتماعی در 4 بُعد فردی، بین فردی، گروهی و نهادی و متغیر ساختار قدرت در خانواده در سه بُعد حوزیه قدرت، تصمیم گیری و شیویه اعمال قدرت و بُعد عینی طبقیه اجتماعی با استفاده ازنظرییه وبر سنجش شده است. اعتبار استفاده شده در این مطالعه اعتبار محتوایی و سازه بوده است. برای سنجش قابلیت اعتماد پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که مقدار آن برای بدبینی اجتماعی 0.86 و برای ساختار قدرت در خانواده 0.84 به دست آمده است. نتایج این تحقیق نشان داد که ساختار قدرت در خانواده و طبقیه اجتماعی در جامعیه مطالعه شده تأثیر معناداری بر بدبینی اجتماعی دارد و طبقیه اجتماعی نقش تعدیلگری معناداری در رابطیه ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی دارد.
۶۳.

نظم و ترجیح گفتمانی در سریال «آوای باران» (با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۰
در عصر حاضر، رسانه های جمعی به ویژه سریال های تلویزیونی، نقشی فراتر از سرگرمی ایفا کرده و به بستری مؤثر برای تولید، بازتولید و چرخش گفتمان های اجتماعی تبدیل شده اند. پژوهش حاضر با هدف شناخت نظم و ترجیح گفتمانی بازنمایی شده در سریال «آوای باران» و با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده انجام شده است. در روش تحلیل گفتمان شش مرحله ای این پژوهش، واحد تحلیل، سریال و واحد مشاهده، مناسبات گفتمانی موجود در فیلم بوده است. یافته ها نشان داد که در این سریال، دو گفتمان خانوادگی جاه طلب و مسئولیت پذیر بازنمایی شده است. روابط تعارضی اعضای خانواده در گفتمان جاه طلب با یکدیگر از دو گونه شکاف نسلی و شکاف فرهنگی ناشی می شود. در گفتمان مسئولیت پذیر، روش تربیتی فرزندان، اهمیت اساسی داشته است و در این گفتمان، اعتماد به یکدیگر، جایگاه ویژه ای دارد. فرجام گفتمانی با برتری گفتمان خانواده مسئولیت پذیر، خاتمه یافته است. نکته دیگر مشاهده، نوعی بی اعتماد نهادی و به ویژه بی اعتمادی نسبت به نیروی انتظامی و پلیس بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان به این نتیجه دست یافت که سریال «آوای باران» با ترسیم تقابل گفتمانی میان خانواده هایی با محوریت جاه طلبی و مسئولیت پذیری، ترجیح معنایی خود را به سوی الگوی مسئولیت پذیر سوق داده است. این ترجیح ضمن تأکید بر نقش اخلاق فردی در حفظ نظم اجتماعی، نقش نهادهای ساختاری را کمرنگ کرده و بر ایدئولوژی فردگرایانه و تقدیرمحور تکیه کرده است.
۶۴.

مطالعه نشانه شناسی اجتماعی در رمان ساقه بامبو از سعود السنعوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
نشانه شناسی اجتماعی شاخه ای از نشانه شناسی است که پی یر گیرو، زبان شناس فرانسوی، به آن پرداخته است. او نشانه شناسی را علمی می داند که به مطالعه نظام های نشانه ای نظیر زبان، مؤلفه ها و نظام های علامتی و غیره می پردازد. این پژوهش در نظر دارد با بهره گیری از این رویکرد، رمزگان های اجتماعی داستان ساقه بامبو از سعود السنعوسی را بررسی کند. یافته های تحقیق نشانگر آن است که آداب معاشرت و هویت جایگاه مهمی در این داستان دارند. تفسیر مؤلفه های اجتماعی موجود در داستان حاکی از آن است که نویسنده توجه ویژه ای به این نشانه ها و ذکر تفاوت ها و تقابل های هر یک در فرهنگ دو کشور موردنظر در داستان دارد. نام ها، القاب، عقاید دینی و باورها، سنت ها، شغل ها و آرایش و پوشاک ازجمله رمزگان های اجتماعی قابل مشاهده در این متن هستند؛ اما عنصر هویت نسبت به دیگر مؤلفه ها برجسته تر و پربسامد است. این مقاله به شیوه تحلیلی تطبیقی انجام شده است.
۶۵.

تمدن اخلاقی برساختی در فلسفه مالک بن نبی و لوازم مترتب بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
این مقاله به بازخوانی انتقادی اندیشه تمدنی مالک بن نبی می پردازد و نشان می دهد که او چگونه از رهگذر نقد مبانی پیش فرض شده تمدن غربی، افق هایی نو برای بازسازی تمدن اسلامی می گشاید. مسئله اصلی آن است که به زعم بن نبی، تمدن غربی حقیقتی جهان شمول و فراامتی را مسلم می انگارد و آن گاه تجلی تمدنی خود را صورتی کامل از آن حقیقت مطلق جهان شمول می بیند. اما در نقطه مقابل، بن نبی بر این باور است که حقیقت امری است مقید، موقعیت مند و مبتنی بر ساختارهای جمعی هر امت. حقیقت اطلاق ناپذیر است و هیچ قومی را نمی توان مالک تمامیت آن دانست. این پژوهش به روش تحلیلی-تطبیقی و بر پایه داده های کتابخانه ای سامان یافته و با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمونی، در پی استخراج مؤلفه های کلان اندیشه تمدنی بن نبی است. یافته ها نشان می دهد بن نبی روح حاکم بر هر امت و فرهنگ ساری در آن را، عامل سازنده حقیقت قومی می داند. بر این بنیاد، مسلمانان را به ساخت تمدنی متناسب با ظرفیت ها، سلایق و تمایزات وجودی خویش فرامی خواند. در سپهر اخلاق، دستگاه فکری او به سوی نوعی «وظیفه گرایی امت مدار» میل می کند که در آن، تکلیف اخلاقی نه از عقل فردی، بلکه به واسطه ضمیر جمعی امت، برعهده فاعل اخلاقی نهاده می شود. در این هندسه تمدنی، تقدم با جنگ است نه صلح؛ چرا که هر تمدنی برای صیانت از تعین خویش، ناگزیر از ستیزی دائمی با دیگر تمدن ها است. همچنین با التزام به این چارچوب، دین و سیاست چنان درهم تنیده می شوند که اخلاق تابع شریعت می شود و اعتبار جهان شمول حقوق بشر غربی زیر سؤال می رود. درنتیجه هر امتی خود را محق می داند که دستگاه حقوقی ای متناسب با هویت و تمدن خویش بنیان نهد.
۶۶.

تبیین فرایند ملّت سازی ناتمام در ایران با بهره گیری از عوامل اثرگذار کلان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۰
  بنابر تجربه تاریخی کهن، ایرانیان همواره یک ملت بوده اند. یکی از وجوه مدرنیته، ملت سازی به شیوه نوین و متفاوت با تجربه کهن ایرانیان بود. اما این تجربه جدید در ابتدا با جنگ روسیه علیه ایران در قفقاز در قامت یک "مدرنیته ای توپخانه ای" برای ایرانیان ظاهر شد.؛ بنابراین ملت شدن به مفهوم مدرن و اندوختن تجربه نوین بر تجربیات کهن ایرانی یک وضعیت حادث و تحمیلی بود؛ اما حدوث این وضعیت نوین با چالش ها و موانعی در ایران روبرو بود که ناتمامی پروژه ملت سازی مدرن ایرانی پی آمد آن بوده و موضوع اصلی این پژوهش است. این پژوهش به تبیین عوامل چالش برانگیز و اثرگذار کلان بر فرایند ملّت سازی در ایران می پردازد. روش تحقیق تبیین علّی با رویکرد کیفی است. هدف تحقیق تبیین موانع و چالش های فرایند ملّت سازی در ایران است. فرضیه تحقیق اینست که به نظر می رسد عوامل اثرگذار کلان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بر ناتمامی فرایند ملّت سازی در ایران مؤثر بوده اند. روش گردآوری مطالب مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. نوآوری مهم تحقیق، پردازش مفهومی چالش های ملّت سازی ایرانی مبتنی بر عوامل اثرگذار کلان است. نقطه تقاطع عوامل اثرگذار کلان چهارگانه فرهنگی، اقتصادی، ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک، بر فرایند ملّت سازی در ایران پی آمد رشد وطن ستیزی را داشته است. این ابعاد چهارگانه مانع فرایند ملّت سازی پایدار در تحولات اجتماعی در ایران بوده است. یافته مهم پژوهش ایضاح چالش های کلان ملّت سازی در ایران و تقویت مبانی نظری جهت غلبه بر این چالش هاست. نتیجه پژوهش ارائه پیشنهادهای سیاستی جهت تأثیر بر فرایند ملّت سازی در ایران و ضروری بودن تداوم عناصر ملّت ساز نهادی در ایران است.
۶۷.

درآمدی بر مختصات تاریخی میدان دانشگاهی علوم اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۳۲۸
تاکنون آثار گوناگونی به بررسی وضعیت علوم اجتماعی در ایران پرداخته اند. برخی مبانی نظری این علوم را کاویده اند و عواملی نظیر ضعف یا قوت سنت های فکری، چالش سنت و مدرنیته، چالش علوم «غربی» و بومی و... را محور بررسی خود قرار داد ه اند. و بعضی دیگر سازوکارهای اجتماعی تولیدِ علم را مبنا قرار داده اند و مسائل نهادی و سازمانی را بررسی کرده اند. گرچه این دو رویکرد با هم متعارض نیستند اما تاکید بیش ازحد بر هر یک از این شقوق موجب ایجاد شکاف میان تحلیل فرمالِ علوم اجتماعی و تحلیل محتوایی آن شده است. در این مقاله،که با روش نظریه مبنایی انجام شده است، تاکید بر وضعیت علوم اجتماعی در حوزه دانشگاهی، با تمرکز بیشتر بر رشته جامعه شناسی، است و در این مسیر می کوشیم با بررسی علوم اجتماعی دانشگاهی به مثابه یک «میدان» بر شکاف مزبور فائق شویم و محتوای دانشِ تولیدشده در میدان دانشگاهی علوم اجتماعی ایران را با سازوکارهای تولید آن پیوند دهیم. مسألیه اصلی ما ترسیم مختصات میدان دانشگاهی با تمرکز بر قواعد، استانداردها، جایگاه ها، سرمایه ها و سازوکارهای تولیدِ ارزش است. اگرچه بدین منظور مجبوریم علوم اجتماعی را در فراسوی میدان دانشگاهی نیز مورد بررسی قرار دهیم تا به درک درستی ازتمامیت میدان دست پیدا کنیم. مساله توزیع رانت در میان جایگاه ها و اشکال ویژه تمایزیابی در میدانی که در دل مناسبات نظم دسترسی محدود شکل گرفته است، محور تحلیل ما از وضعیت مزبور بوده اند.
۶۸.

تحلیل جامعه شناختی مدرنیته سیاسی در ایران دوره سوم و چهارم مشروطه 1320 -1332(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۸۹
موضوع این مقاله مطالعه تطبیقی مدرنیته سیاسی در ایران 1320-1332 است. مسئله این پژوهش ناظر بر آن است که مدرنیته سیاسی در ایران در مرحله تثبیت پرابلماتیک شده و تلاش های ناظر بر  تغییرات دموکراتیک در دوره مورد مطالعه به بازگشت اقتدارگرایی منجر شده است. با توجه به شواهد تجربی ارائه شده در پژوهش استدلال شده است که جامعه ایرانی، عدم تثبیت مدرنیته سیاسی و در نتیجه بازگشت اقتدارگرایی را در 1327 و 1332 تجربه کرده است. پس از اثبات مسئله، سوال مقاله به این صورت بیان شده است که «عدم تثبیت مدرنیته سیاسی در ایران 1320-1332 چگونه قابل تبیین می باشد؟». مدل نظری پژوهش بر مبنای رویکرد ترکیب گرایانه است. پژوهش حاضر با روش تاریخی تطبیقی و در دوسطح تحلیل درون موردی و تحلیل علی انجام شده است. مطابق با مدعای نظری این متن عدم تثبیت مدرنیته سیاسی در ایران تحت شرایط ترکیب شروط علی ضعیف بودن میزان نهادمندی نظام سیاسی ناظر بر انحلال پارلمان، تعویق انتخابات، انحلال انجمن ها و احزاب سیاسی، عدم استقلال قوا از یکدیگر، حذف یا تغییر قوانین مصوب، عدم جدایی جامعه مدنی از دولت، ضعیف بودن حضور حقوق فردی و شهروندی در قانون اساسی و نقش منفی کنشگر خارجی در تحولات سیاسی داخلی رخ داده است.  
۶۹.

دلالت های جامعه مخاطره آمیز الریش بک بر گسترش سرمایه گذاری و معاملات رمزارزها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۸
این پژوهش با رویکردی جامعه شناختی و با تکیه بر چارچوب نظریه «جامعه مخاطره آمیز» اولریش بک، به بررسی عوامل ساختاری مؤثر بر گرایش فزاینده ایرانیان به بازار رمزارزها می پردازد. مطالعه حاضر به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه آنلاین انجام شده است. نمونه گیری به روش تصادفی طبقه ای با حجم ۱۶۵۰ نفر از ۱۲ استان ایران (بر اساس پراکندگی جمعیتی و سطح مشارکت در بازار رمزارزها) انجام شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (شامل جداول توزیع فراوانی و محاسبه میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (شامل ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر) تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد در بستر تحولات اجتماعی- اقتصادی ایران، شامل نارضایتی شغلی، تورم بالا، تحریم های بین المللی و بی اعتمادی به نهادهای مالی دولتی ، رمزارزها به عنوان راه حلی فردی برای مدیریت ریسک های ساختاری ظهور کرده اند. تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون رابطه معناداری بین میزان احساس مخاطره اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با میزان مشارکت در بازار رمزارزها را نشان داد. بر اساس نتایج رگرسیون چندگانه، احساس مخاطره اقتصادی با ضریب بتای 0.55 قوی ترین پیش بین کننده مشارکت در بازار رمزارزهاست، پس از آن احساس مخاطره اجتماعی (0.30=β) و سیاسی (0.15=β) قرار داشتند. همچنین، پایگاه اقتصادی-اجتماعی متوسط با مشارکت بیشتر و پیامدهای منفی شدیدتر (مانند ضرر مالی و استرس شدید) همراه بود.این پژوهش تأکید می کند که توزیع ناعادلانه منابع و فرصت ها در ایران موجب شده است، مخاطرات حضور در بازار رمزارزها نیز به طور نابرابری بین طبقات اجتماعی توزیع شود. به طوریکه طبقات متوسط، در معرض آسیب پذیری بالاتری در برابر پیامدهای منفی این مشارکت قرار دارند. کلمات کلیدی: جامعه مخاطره آمیز، رمزارز، فردیت یابی، جهانی شدن مخاطرات، دولتهای ملی، انتقال ریسک.
۷۰.

تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر حیات موسیقایی شمال خراسان از دهه 80 شمسی تا 1399(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۸۲
موسیقی شمال خراسان در دهیه 80 تا کنون تحت تأثیر شبکه های مجازی قرار گرفته است. این تأثیرات به حفظ شغل، انتشار، بازاریابی، ارتباط با مخاطب و ... برمی گردد؛ به گونه ای که این شبکه ها در نزدیکی آن به موسیقی مردم پسند تأثیر داشته اند. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که شبکه های مجازی چه تأثیری بر حیات موسیقی شمال خراسان داشته اند؟ روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا است. روش گردآوری منابع برگرفته از مصاحبه ها، بررسی فعالیت های موسیقی پردازان محل در شبکه های اجتماعی مجازی و جنبه های فرهنگی مرتبط با آن است. هدف از این تحقیق چگونگی شکل گیری روند مذکور است. بی شک تغییرات حاصله از تحولات رسانه ای در هر شهر یا منطقه ای متفاوت است، در این تحقیق موسیقی پرداز، موسیقی و مخاطب سه رکن اصلی محسوب می شوند. به طور کلی شبکه های مجازی در این موارد نقش ایفاء کرده اند: تعامل گستره تر با مخاطب، حفظ شغل در زمینیه انتشار و بازاریابی موسیقی، هزینیه کمتر برای موسیقی پرداز، ستاره سازی موسیقی پردازان شمال خراسان، فعالیت هایی از قبیل ضبط های استودیویی و تهییه موزیک ویدئوها، امکان بارگذاری اجراهای زنده و اشتراک گذاری هنرمندان مورد علاقیه مخاطبان. فرایند مذکور در نزدیکی رفتار اجرایی موسیقی پردازان به موسیقی مردم پسند، گزینش ترانه های رایج که مردم گرایش بیشتری به آن دارند و تمایلات مخاطبان به جنبه های صوتی و بصری این حوزه مشهود است. بنابراین شبکه های اجتماعی علاوه بر پیامدهای مثبت، تأثیرات منفی نیز به دنبال داشته اند. مهم ترین تأثیرات مذکور عبارتند از: تجاری سازی موسیقی و تبدیل ماهیت موسیقی مردمی به موسیقی مردم پسند است.
۷۱.

بررسی تطبیقی منشأ حاکمیت از منظر علامه طباطبایی و توماس هابز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
تلاش برای یافتن علت و منشأ حاکمیت از مسائلی است که مورد توجه فیلسوفان سیاسی قرار گرفته است. علامه طباطبایی و توماس هابز تفسیرهای مشابهی از انسان و زندگی اجتماعی ارائه می کنند و منشأ حاکمیت از نظریات آنان استخراج می شود. در پاسخ به این پرسش که منشأ حاکمیت از منظر علامه طباطبایی و هابز چیست، این مطالعه به روش اکتشافی-توصیفی انجام گرفت. یافته های پژوهش بیانگر آن است که هابز با تأکید بر حقوق طبیعی و برابر انسان ها در پی دستیابی به نظریه ای درباره حق، قدرت و پیوند حق و قدرت است. او منشأ را در قرارداد اجتماعی و ضرورت امنیت مطلق می بیند. انسان هابزی انسانی بدون پیوندهای اجتماعی و تحت تسلط قوای غریزی و غیرعقلانی است که در وضعیتی وحشیانه به سر می برد و راه برون رفتی جز قرارداد اجتماعی مشروط و به نفع شخص ثالث و واگذاری همه حقوق و اختیارات به او ندارد. اما در نگاه علامه طباطبایی، انسان ناگزیر از زندگی اجتماعی مبتنی بر قرارداد عملی بین استخدام متقابل و عدالت اجتماعی است. در نگاه او انسان های اولیه تحت تأثیر قوای طبیعی بودند و سلطه قوای طبیعی، عقل را نیز دربرمی گرفت، اما عقل در سیر اجتماعی کمال یافته و با وحی و نبوت تقویت شده و حاکم بر قوای طبیعی می شود. یافته ها نشان می دهد تفاوت بنیادین در انسان شناسی و فلسفه حقوق دو متفکر، به دو تحلیل متفاوت از سیاست و حکومت می انجامد. نتایج این پژوهش می تواند به تقویت فهم تطبیقی فلسفه سیاسی اسلامی و غربی کمک کند.
۷۲.

واکاوی تجربه زنان روستایی از طلاق در بستر تغییرات فرهنگی روستا؛ مطالعه موردی سه روستا در شرق اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۵۵
در طول دهه اخیر، نرخ طلاق در ایران، روند رشد نگران کننده ای داشته و نه تنها کلان شهرها، بلکه مناطق روستایی را نیز دربر گرفته است. در پژوهش حاضر، تجربه زنان از پدیده طلاق در سه روستای گیشی، قمشان، و قلعه بالا، واقع در شرق اصفهان بررسی شده است. روش انجام پژوهش، کیفی از نوع تحلیل مضمون است. نمونه گیری به شیوه هدفمند با ترکیب دو شیوه نمونه گیری حاد و گلوله برفی انجام شد. درمجموع، با 17 زن مطلقه یا در آستانه طلاق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد. مصاحبه ها پس از پیاده سازی و تبدیل به متن، کدگذاری شدند. از مجموع مضامین اولیه و وابسته به متن، 27 مضمون فرعی، 7 مضمون اصلی، و یک مقوله اصلی استخراج شد. مقوله های اصلی پژوهش عبارت اند از: «معماری کج بنیان زندگی مشترک»، «فقدان صمیمیت پایدار و حمایتگری عاطفی زوجین»، «ازدواج نابخردانه در بستر نظام تصمیم گیری غیردموکراتیک حاکم بر خانواده»، «ازدواج، قربانی ترکیب های نگرشی نامتوازن درباره رابطه با جنس مخالف»، «آسیب های اجتماعی فرساینده زندگی خانوادگی در روستا»، «زیست تاریخی کژ دار و مریز زنان روستا با رفتارهای انحرافی همسران»، و «چالش های تشدیدکننده مشکلات نهاد خانواده در روستا». همه این مقوله ها، حول مقوله مرکزی «طلاق، زاییده زیست متناقض سوژه های شبه دموکراتیک در بستر ساختارهای سنتی» شکل می گیرند. حاکمیت ساختارهای سنتی بر روستا مانع آن می شود که زنان، زندگی مشترک خود را به عنوان سوژه و عامل آغاز کنند. زندگی مشترک، تحمیلی، و فاقد صمیمیت که زنان نوخواه روستا جویای آن هستند باعث جدایی عاطفی زوجین، شکل گیری سوژگی شبه دموکراتیک در قالب روابط فرازناشویی، و سرانجام، جدایی آن ها می شود.
۷۳.

وفاداری سیاسی در حاکمیت های توتالیتر (تجربه شوروی، چین و آلمان نازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۲۵۱
هدف مقاله تلاش برای ارائه تبیینی جامعه شناختی از منابع، شیوه تضمین و پیامدهای وفاداری در حاکمیت های توتالیتر قرن بیستم (شوروی، چین و آلمان نازی) است. در مورد وفاداری به رویکرد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداخته شده و استدلال های مربوط به هر کدام به شکل خلاصه طرح گردیده و چهارچوب نظری مورد استفاده تلفیقی از ترکیب رویکردهای مذکور بوده است. روش مطالعه تطبیقی-تاریخی بوده و با استفاده از مقایسه موردهای خاص صورت گرفته است. نمونه ها به شکل هدف مند از بین نظام های توتالیتر قرن بیستم انتخاب گردیده اند، گردآوری داده ها از منابع دست دوم صورت گرفته و پس از روایت تاریخی مبتنی بر شاخصه های وفاداری در هر مورد، جدول مقایسه موردها ارائه شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. اعتبار داده ها از طریق مراجعه به متون مختلف مربوط به هر مورد تامین شده است. یافته ها نشان می دهد حاکمیت های توتالیتر تلاش کرده اند به شکل مشابه از زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای تأمین، تضمین و بهره برداری از وفاداری استفاده کنند و استفاده از این زمینه ها وجه اشتراک تمامی توتالیترها بوده است. لیکن این حاکمیت ها به شکل هوشمندانه ای به شیوه موقعیتی از فرمول های متفاوت در جوامع مختلف استفاده کرده اند. تفسیر هوشمندانه شرایط و استفاده عقلانی از شرایط مختلف هر جامعه برای کسب، تضمین و بهره برداری از وفاداری در نمونه های مورد مطالعه مشاهده می شود که در مقاله به تفصیل با استفاده از نمونه های تاریخی مورد اشاره واقع شده اند.
۷۴.

تحلیل جامعه شناختی احساس امنیت زنان و عوامل موثر بر آن در کلان شهر شیراز

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه: زنان تا پیش از انقلاب صنعتی صرفا نقش­های سنتی برعهده داشتند اما جامعه نوین صنعتی باعث شد زنان به طور گسترده وارد عرصه های مختلف اجتماعی شوند و نقش های آنان بطور حیرت انگیزی تغییر یابد. اگرچه، زنان موفقیت های بسیار بزرگی در حوزه های مختلف کسب کرده اند اما همواره با چالش های متعددی نیز روبرو بوده اند. امنیت یکی از این چالش ها است که به ویژه در کلان شهرها در سراسر جهان به یک مساله حاد اجتماعی تبدیل شده است. این وضعیت در ایران نیز به عنوان کشوری که در دهه های اخیر تغییرات زیادی در وضعیت زنان تجربه نموده است، وجود دارد. برهمین مبنا، هدف این پژوهش، بررسی احساس امنیت در بین زنان و ارتباط آن با «عزت نفس» و «اعتماد» در کلان شهر شیراز است. روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از تکنیک پیمایش انجام شده است. جامعه آماری، زنان 15تا45 ساله کلان ﺷﻬﺮ شیراز ﻫﺴﺘﻨﺪ که 384 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت احساس امنیت، پرسشنامه امنیت و لذت گیلبرت و همکاران (2009) بود. برای سنجش عزت نفس از پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (1965) استفاده گردید و بالاخره، برای برآورد اعتماد از پرسشنامه اعتماد اجتماعی میرفردی و قارنایی (1395) استفاده به عمل آمد. کلیه پرسشنامه ها با استفاده از همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ تعیین پایایی شدند که مقادیر آن برای «عزت نفس»(79/0)، «احساس امنیت» (83/0) و «اعتماد» (81/0) بود. یافته‌ها: براساس یافته های توصیفی، میانگین نمره احساس امنیت در بین زنان، کمتر از سطح متوسط است که نشان می دهد احساس امنیت همچنان یک مساله چالش برانگیز در کلان شهرهاست. به علاوه، براساس یافته های تحلیلی، رابطه مستقیم و معناداری بین عزت نفس و اعتماد اجتماعی با احساس امنیت زنان وجود دارد و این متغیرها قادر هستند، 28/0 واریانس را تبیین کنند. یافته ها همچنین نشان دادند، متغیرهای وضع تاهل و تحصیلات رابطه معناداری با احساس امنیت ندارند. نتیجه‌گیری: زنان نیمی از جمعیت هر جامعه‌ را تشکیل می‌دهند و نقش حیاتی در فرآیند توسعه جوامع نوین صنعتی ایفا می‌کنند. با این حال، فقدان احساس امنیت می‌تواند مانع پیشرفت آنها شود و همین امر، پرداختن به این مساله اجتماعی را ضروری می‌سازد. نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که با بهبود عزت نفس روانی و ظرفیت‌های اعتماد اجتماعی زنان، می‌توان احساس امنیت را در کلان‌شهرها افزایش داد و به طور بالقوه یکی از چالش‌های مهم پیش روی زنان کشور را تسکین و تقلیل داد.
۷۵.

تدوین و بومی سازی الگوی توسعه پایدار سواحل مکران بر مبنای رویکرد اجتماع محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف : هدف این پژوهش طراحی و بومی سازی الگویی برای توسعه پایدار سواحل مکران بر اساس رویکرد اجتماع محور و بهره برداری از ظرفیت های بومی جنوب شرق ایران است. این منطقه، به عنوان یکی از مناطق استراتژیک کشور، پتانسیل های فراوانی برای رشد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی دارد که در صورت مدیریت صحیح، می تواند به عنوان محرکی برای توسعه پایدار عمل کند. پژوهش حاضر با هدف تلفیق ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ساکنان بومی، الگویی جامع ارائه می کند که نه تنها به بهره گیری از منابع طبیعی منطقه توجه دارد، بلکه بر نیازهای اجتماعی و مشارکت محلی تأکید دارد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با استفاده از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 30 نفر از خبرگان، اساتید دانشگاه و متخصصان توسعه مناطق ساحلی جمع آوری شدند. برای انتخاب نمونه ها از روش گلوله برفی استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA انجام شد که امکان دسته بندی و کدگذاری داده های کیفی را فراهم کرد. نتایج : نتایج تحقیق نشان داد برای دستیابی به الگویی بومی شده برای توسعه پایدار سواحل مکران، باید به مفاهیم کلیدی زیر توجه کرد: ظرفیت های انسانی دانش محلی، مهارت های سنتی و شبکه های اجتماعی، ظرفیت های طبیعی (تنوع زیستی، منابع آبی و انرژی های تجدیدپذیر)، مشارکت اجتماعی و اقتصادی (تصمیم گیری محلی، صنایع دستی و گردشگری پایدار)، چالش های توسعه (نابرابری های اجتماعی و وابستگی به کمک های دولتی).
۷۶.

واکاوی چالش های گذر از صنعت منبع بنیان به صنعت دانش بنیان: مطالعه واحدهای فناور و دانش بنیان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
زمینه و هدف: گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت دانش بنیان، یکی از بنیادی ترین چالش های توسعه در استان های دارای ساختار اقتصادی متکی بر منابع، مانند خوزستان است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان است. روش و داده ها : تحقیق به روش کیفی و با رویکرد داده بنیاد اجرا شد. مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان خوزستان، شامل استادان دانشگاه و مدیران شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور بودند که 44 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند نمونه گیری به شیوه نمونه گیری نظری و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها: مقوله های شرایط علی مستخرج از یافته ها عبارتند از؛ نبود فضای کارگاهی مالکیتی؛ پارک علم و فناوری خوزستان؛ تناسب نداشتن رشد کمی شرکت ها و توسعه کالبدی پارک علم و فناوری؛ افزایش هزینه های تولید در اثر کمبود فضای کارگاهی؛ ناتوانی پارک در برقراری امکانات اولیه فناوران؛ در اختیار قرار گرفتن سوله های صنعت و معدن توسط دلالان؛ اجرانشدن قوانین مصوب کشوری در خوزستان؛ و سرانجام خارج شدن تحقیق و توسعه از اولویت شرکت های دانش بنیان. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت مبتنی بر دانش نه به دلیل ضعف بنگاه ها در دانش فنی، بلکه به دلیل موانع ساختاری، نهادی و اجرایی با کندی مواجه شده است. پیام اصلی: آنچه شرکت های دانش بنیان را از میدان تولید خارج می کند ضعف دانش فنی نیست؛ بلکه فراهم نبودن بستر ها و شرایط زیست مناسب برای شرکت های دانش بنیان در جامعه است. 
۷۷.

واکاوی فرایندهای عاملیت زنان در عرصه مجالس مذهبی تک جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۱۷
فضاهای شهری زمانی به مکان های موفق تبدیل می شوند که بتوانند محصول کنش های جمعی مردم باشند و در شکل دهی به آن نقش ایفا کنند. مفهوم فضای سوم رویکرد نوینی است که با تأکید ویژه بر فضا، شکل گیری امر اجتماعی، تنوع بخشیدن به زندگی روزمره، ارتباط با هم نوعان و نگرش به جایگاه خود، تولید فضای شهری را نمایان می کند. زنان با شرکت در جلسات مذهبی نیاز به «در جمع بودن» را در مکانی فراهم می کنند که خودآگاه جمعی نسبت به «عمل به وظیفه دینی» وجود دارد و فضاهای ارتباطات اجتماعی خود را در سازگاری با عقاید رسمی و ارزش های تعریف شده در جامعه تولید می کنند. رویکرد این پژوهش کیفی و روش گراندد تئوری بوده است. جمعیت هدف این پژوهش 11 نفر از زنانی بوده اند که به عنوان مبلغ یا شرکت کننده در جلسات مذهبی حضور داشتند و به صورت هدفمند انتخاب شدند. هسته مرکزی پژوهش عاملیت زنان و استمرار کردارهای اعتقادی استخراج شد. مقولات مرتبط با علل و انگیزه های پاسخگویان از شرکت در جلسات مذهبی شامل احساس تعلق به فضا، تنوع بخشی به زیست روزمره، مشارکت مدنی، معرفت افزایی بوده است که با راهبردهای شخصی همچون استفاده از برنامه های جانبی، نمایش سبک زندگی، انعکاس گرایش های سیاسی محقق شده و پیامدهایی روان شناختی، اجتماعی، آموزشی و اقتصادی داشته است. مقولات مرتبط با زمینه ها در این فضای سوم شامل آشنایی با جلسات مذهبی از دوران کودکی، اعتقادات مذهبی، داشتن اوقات فراغت و بیکاری، وجود گروه های پیام رسان جلسات مذهبی و شرایطه مداخله گر نیز شامل کمبود فضای متناسب با اعتقادات، روزمرگی و مشگل گشایی بوده است. یافته ها نشان می دهد که زنان در برابر فضاهای شهر منفعل نیستند و به طور دائمی معناهای خود را خلق می کنند. آنها با قرار گرفتن در نوعی ساختار فضایی متناسب با نظام ارزش های رسمی به بازتولید باورهای مرسوم می پردازند و عاملیت خود را با انتخاب انواع متفاوتی از جلسات مذهبی نشان می دهند.
۷۸.

اثرات کوتاه مدت و بلندمدت سالخوردگی جمعیت بر پایداری مالی صندوق های بازنشستگی تأمین اجتماعی: مطالعه موردی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۳
زمینه و هدف: با توجه به چشم انداز سالخوردگی جمعیت در استان خوزستان، و به موازات آن رشد تعداد بازنشستگان و کاهش تعداد بیمه پردازان، چالش های مالی جدی فراروی صندوق های بازنشستگی تأمین اجتماعی وجود دارد. مقاله حاضر در صدد است اثرات کوتاه مدت و بلندمدت سالمندی جمعیت را بر پایداری مالی صندوق های بازنشستگی در این استان مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش، تحلیل نقش متغیرهای جمعیتی و اقتصادی بر وضعیت منابع مالی این صندوق ها و ارائه شواهد تجربی برای سیاست گذاری در این حوزه است.   روش و داده ها : در این پژوهش از مدل اقتصادسنجی الگوی خودبازگشتی با وقفه های توضیحی (ARDL) برای بررسی روابط میان متغیرها استفاده شده است. داده های مورد استفاده شامل نرخ اشتغال، سهم جمعیت سالمند و میانگین سنی جمعیت استان خوزستان طی سال های 1389-1399 بوده که از منابع آماری رسمی گردآوری شده اند.   یافته ها: نتایج نشان داد که افزایش سهم سالمندان و کاهش نسبت شاغلان به بازنشستگان تأثیر منفی و معناداری بر پایداری مالی صندوق ها داشته اند. میانگین سنی نیز تأثیر منفی معناداری نشان داد که حاکی از سالخوردگی نیروی کار است. ضریب تصحیح خطای منفی و معنادار نیز نشان دهنده وجود رابطه تعادلی بلندمدت و سرعت بازگشت مطلوب به تعادل است.   بحث و نتیجه گیری: مقابله با آثار سالخوردگی نیازمند سیاست گذاری منسجم در حوزه های سلامت، اشتغال، آموزش و رفاه است. تنها در چارچوب همکاری چندبخشی می توان به ایجاد نظام بازنشستگی پایدار و مقاوم دست یافت.   پیام اصلی: تغییرات ساختار سنی جمعیت، کاهش نرخ اشتغال به ویژه در میان جوانان و روند فزاینده سالمندی در استان خوزستان پایداری مالی صندوق های بازنشستگی را تهدید کرده به طوری که توان معیشتی بازنشستگان کاهش یافته و فشار اقتصادی بر خانوارها افزایش خواهد یافت. این شرایط لزوم تدوین سیاست های جامع را گوشزد می کند.
۷۹.

«خانه عنکبوت»، تبیین حک شدگی بازاریابی شبکه ای در پارادایم جامعه شناسی اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۷۷
بازاریابی شبکه ای، نوعی فروش مستقیم است که از طریق آن، کالاها از طریق تماس مستقیم مشتری و توزیع کنندگان مستقل، به فروش می رسند. سازمان های فروش مستقیم، اغلب به شکل محیط های شبه خانگی به تصویر کشیده می شوند که ویژگی اصلی آن ها، همکاری افقی به همراه پیوندهای عاطفی ا ست. در این سازمان ها، فرایند شبکه سازی از دو بخش عمده تشکیل شده است؛ ابتدا، توزیع کنندگان، انواع گوناگون روابط شخصی را برای ایجاد معاهده های تجاری فعال می کنند؛ دوم، توزیع کنندگان، شکل و جوهر شبکه های اجتماعی/تجاری خود را به منظور تحکیم اعتماد و حل تنش های ذاتی موجود در کنش های اقتصادی مبتنی بر شبکه، تغییر می دهند. این همپوشانی کسب درآمد و دوست یابی در فروش مستقیم، پرسش های جامعه شناختی بنیادینی را ایجاد می کند: «توزیع کنندگان چگونه اعتماد را حفظ و شبکه های خود را تحکیم می کنند؟» «آن ها چگونه روابط شخصی را به سوی کنش های اقتصادی سودآور هدایت می کنند؟» مقاله حاضر که پژوهشی اکتشافی کیفی به روش مرد م نگاری مجازی است، برای پاسخ به این پرسش ها از مفهوم حک شدگی جامعه شناسی اقتصادی بهره گرفته است. در این مقاله، فرایند حک شدگی بازاریابی شبکه ای در چهار سطح شبکه، منفعت، سازمان، و فرهنگ تبیین شده است. مقوله های خفقان اطلاعات و تجاری سازی پیوندها به سطح شبکه، فردگرایی لیبرال و بازاریابی اعتقادی به سطح منفعت، اجتماع شبه خانوادگی و رهبران عقاید به سطح سازمان، و سرانجام، رؤیای کارآفرینی و تحقق عدالت به سطح فرهنگ تعلق دارند.
۸۰.

تله فضایی فقر و پیامدهای برساخت کولبری در مناطق مرزی کردستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۳۰۲
با بررسی پیشینه پژوهش ها و مطالعات مرزی، پیداست که تحلیل ها در باب علل و پیامدهای اجتماعی- فرهنگی کولبری محدود می باشد. به همین منظور، پژوهش حاضر با استفاده از مفاهیم فضا، تولید فضا و تله فضایی فقر در پی دستیابی به این مهم با مطالعه جامعه مرزنشینان شهرستان بانه و مریوان در استان کردستان می باشد. روش انجام پژوهش، کیفی بوده که با استفاده از روش نظریه زمینه ای و کاربست نمونه گیری هدف مند و گلوله برفی، 56 نفر از افراد مطلع و درگیر در پدیده کولبری به عنوان نمونه انتخاب گردیده اند. اطلاعات به روش تحلیل زمینه محور و کدگذاری باز و محوری با استفاده از شیوه اشباع نظری و مدل پارادایمی بیان شده اند. یافته های تحلیلی نشان می دهد که تله فضایی فقر، برساخت پدیده کولبری را در مناطق مرزی کردنشین به دنبال داشته است. کنشگران مرزی به واسطه شرایط علّی حاکم از جمله فشار اقتصادی، نبود منبع درآمد جایگزین، جبر محیطی و ضعف درآمد پیله وری و همچنین غالب بودن بسترها و زمینه هایی همچون ضعف بخش کشاورزی، نبود صنعت و اشتغال صنعتی و ضعف اشتغال گردشگری و با شرایط مداخله گر و مکانیسم هایی همچون امنیتی کردن مناطق مرزی و تاریخی بودن تجارت در منطقه، تنها استراتژی را استفاده از توانایی های جسمی خود یافته و به کولبری روی آورده اند. همین استراتژی، پیامدهایی اجتماعی- فرهنگی در قالب 5 مقوله محوری به دنبال داشته است که از جمله تخریب سرمایه های انسانی بومی، رشد مصرف گرایی، تنزل کرامت انسانی و حقوقی افراد، رشد فضاهای فقرپرور و حاشیه نشین، تداوم چرخه فقر و بازتولید کولبری در میان ساکنان مناطق مرزی غرب کشور از جمله استان کردستان را به دنبال داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان