ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۶٬۶۸۲ مورد.
۱۴۱.

شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله (مطالعه موردی: کلان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری کالبدی مخاطره زلزله آینده پژوهی کلان شهر کرمانشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
با توجه به اینکه نمی توان از وقوع زلزله جلوگیری کرد و یا زمان وقوع آن قابل پیش بینی نیست اما می توان با کمک علم آینده پژوهی به آمادگی در برابر زلزله پرداخت و راهکار هایی برای مقابله و یا کاهش آسیب پذیری آن ارائه داد این راهکار ها باعث افزایش ابتکارات و ایده هایی جهت مقاوم سازی و تاب آ وری شهر در برابر زلزله خواهد شد. در این راستا پژوهش حاضر، با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی به شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر و بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه می پردازد. پژوهش حاضر با بهره گیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روش های متداول و مورد پذیرش آینده پژوهی است و با استفاده از نرم افزار میک مک به تحلیل متغیرهای تاب آوری کالبدی در کلان شهر کرمانشاه پرداخته است. بدین منظور ابتدا با مطالعه اسناد فرادست تمامی عوامل مؤثر بر تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و با استفاده از روش دلفی 20 متغیر به عنوان متغیرهای اولیه اثرگذار بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله استخراج شدند، در ادامه تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل/ساختاری به وسیله نرم افزار Micmac صورت گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که کلان شهر کرمانشاه با توجه به پراکندگی متغیرها دارای سیستمی ناپایدار است و در صفحه پراکندگی پنج دسته (متغیرهای تأثیرگذار، دووجهی، تنظیمی، تأثیرپذیر و مستقل) قابل شناسایی هستند. در نهایت از میان 20 متغیر شناسایی شده، پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این متغیرها بر هم دیگر و بر وضعیت آینده تاب آوری کالبدی کلان شهر کرمانشاه با روش های مستقیم و غیرمستقیم، به ترتیب 7 عامل کلیدی: تراکم ساختمانی؛ فاصله از گسل؛ تراکم جمعیت؛ توپوگرافی؛ دسترسی به معابر اصلی؛ کیفیت ابنیه و بازسازی و بهسازی ساختمان های ناپایدار، که بیشترین نقش را در ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه دارند، انتخاب شدند. در ادامه با توجه به این پیشران های کلیدی پیشنهادهایی ارائه شده است
۱۴۲.

تحلیل نقش ذینفعان مؤثر بر حکمروایی خوب در دستیابی به توسعه پایدار (مطالعه موردی: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمروایی خوب توسعه پایدار کنشگران شهری شهرزنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه : حکمروایی شهری به عنوان بدیلی برای الگوی سنتی مدیریت شهری بر گذار از نقش ساختارهای رسمی به عنوان محور تصمیم گیری به سوی نقش یابی جامعه مدنی در اعمال حقوق دموکراتیک و انجام وظایف تأکید دارد. دراین رابطه، نگرش جدید مدیریت شهری، ایجاد سازمان های محلی، افقی و فرابخشی به منظور رسیدن به اهداف توسعه پایدار و جامعه مدنی و نیز تقسیم وظایف بین حکومت های مرکزی و محلی و صلاحیت دار کردن شهروندان از اصول اساسی محسوب می شوند که با نظام اداری مرکزی، عمومی و بخشی مغایرت دارد. داده و روش : تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، به دنبال بررسی و تحلیل نقش کنشگران مؤثر در حکمروایی شهری در دستیابی به توسعه پایدار شهر زنجان است. جامعه آماری شامل شهروندان زنجان به تعداد 430871 نفر است که با روش نمونه گیری کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و روش حداقل مربعات جزئی با کمک نرم افزار های SPSS و SmartPLS استفاده شد. یافته ها : طبق یافته های تحقیق، ضریب آماره t در شاخص حکمروایی شهری 25/32- ؛ توسعه پایدار 5/25- و عملکرد سازمان ها 57/1 است. همچنین، طبق خروجی مدل معادلات ساختاری، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 550/0 است. با تأثیر شاخص عملکرد سازمان ها به عنوان متغیر واسطه ای، نقش حکمروایی در توسعه پایدار برابر 612/0 افزایش یافته است. نتیجه گیری : نتایج بیانگر تأثیر مستقیم حکمروایی خوب در توسعه پایدار در حد مطلوب و ایده آل است. متغیر واسطه ای (عملکرد سازمان ها) نقش سازنده ای در تقویت حکمروایی خوب شهری و متعاقب آن دستیابی به توسعه پایدار دارد.
۱۴۳.

تبیین چارچوب طراحی فضای شهری دوستدار بانوی ایرانی (مطالعه موردی: خیابان های شهری کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طراحی شهری شهر دوستدار بانوان فضاهای عمومی خیابان شهری کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه : زنان به عنوان نیمی از بهره برداران فضاهای شهری، حق دارند همانند مردان از فضاهای شهری استفاده کنند. اما از آنجایی که نوع نیازها، نحوه ادراک محیط و در نتیجه الگوهای رفتاری زنان و مردان در فضاهای شهری، تفاوت های معناداری دارند، لذا نادیده انگاشتن تفاوت ها می تواند حضور زنان را در فضاهای عمو می محدود نماید. داده و روش : هدف این مقاله تبیین چارچوب طراحی فضاهای شهری دوستدار بانوان با تأکید بر خیابان های شهری در شهر کرمان است. بدین منظور، با روش توصیفی- تحلیلی و با مصاحبه میدانی و ابزار پرسش نامه در روش دلفی به دنبال بررسی موضوع پرداخته است. جامعه آماری تحقیق 16 نفر از اساتید دانشگاه، برنامه ریزان و مدیران شهرداری هستند که با روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که پیامدهای طراحی خیابان دوستدار بانوان بر اساس شرایط علی و تعاملی و همچنین تحولات مداخله گر و زمینه ای باعث گسترش حضور بانوان در خیابان و تعامل بیشتر آن ها در یک بستر اجتماعی با سایر شهروندان خواهد شد. این تعاملات به حس آرامش و احساس رضایت بانوان منجر می شود. نتیجه گیری : بر همین اساس، در طراحی شهری امنیت و ایمنی و حذف فضاهای بی دفاع و مخروبه شهری از الزامات اصلی طراحی یک خیابان دوستدار بانوان محسوب می شود که در اولویت اول چارچوب طراحی های شهری قرار می گیرد.بر همین اساس مؤلفه های طراحی شهر در سه بعد قانون گذاری، بعد ساختارسازی و بعد کارکردگرایی دسته بندی شده اند.
۱۴۴.

تحلیل راهبردی بازیگران گردشگری شهری بافت تاریخی با رویکرد چند موضوع-چند بازیگر مطالعه موردی: بافت تاریخی شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری تحلیل ذینفعان رویکرد چند موضوع-چند بازیگر بافت تاریخی شهری یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۷
گردشگری تاریخی به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی و فرهنگی در شهرهای بافت تاریخی نظیر یزد، با پیچیدگی هایی در تعاملات و نقش های ذینفعان مواجه است. تعدد نهادهای دخیل در مدیریت شهری و به تبع آن تعدد در بازیگران مرتبط با بافت تاریخی و گردشگری شهری، یکی از عوامل دشواری و پیچیدگی سیاست گذاری گردشگری شهری است. بنابراین انبوه مسائل و موضوعات مرتبط گردشگری بافت تاریخی شهرها ازیک طرف و تعدد نهادها و بازیگران مرتبط، تبیین و تحلیل مسائل گردشگری بافت تاریخی را تبدیل به یک مسئله غامض و پیچیده کرده است. این پژوهش با روش مکتور (تحلیل چند موضوع-چند بازیگر) به تحلیل نقش ذینفعان مختلف در گردشگری بافت تاریخی یزد پرداخته است. روش مکتور (MACTOR) یک ابزار تحلیلی در مدیریت استراتژیک است که برای تحلیل مسائل پیچیده با محوریت چند موضوع و چند بازیگر به کار می رود. این روش با بررسی تأثیر متقابل بازیگران و موضوعات، هم گرایی و واگرایی اهداف آن ها را شناسایی کرده و برای طراحی استراتژی های هماهنگ و مؤثر کمک می کند. نتایج نشان می دهد که برخی بازیگران کلیدی مانند سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان، معاونت سیاسی و امنیتی استانداری، و نیروی انتظامی بیشترین تأثیر را در میان ذینفعان دارند. درعین حال، سه دسته ذینفعان شامل ساکنین بومی، کسبه، و فعالان بخش گردشگری، به عنوان بازیگران دو وجهی شناخته شده اند که ضمن تأثیرگذاری، تحت تأثیر سایر بازیگران نیز هستند و استقلال کمی در عملکرد خود دارند. نقش شهرداری، اداره کل میراث فرهنگی و خود گردشگران نیز به عنوان واسط تنظیمی در سیستم گردشگری بافت تاریخی تعریف شده است. تحلیل های همگرایی و واگرایی اهداف ذینفعان نشان می دهد که توافق بالایی بر اهدافی مانند جذب گردشگر و ارتقای امنیت وجود دارد، درحالی که اهداف اقتصادی کم تر موردتوافق قرارگرفته است. این یافته ها می تواند به سیاست گذاران در شناسایی ذینفعان همسو و طراحی استراتژی های مؤثر برای توسعه گردشگری پایدار کمک کند.  
۱۴۵.

سنجش تبیینی جنبه های شهر هوشمند (حکمروایی و کیفیت زندگی) در منطقه 9 کلانشهر مشهد

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شهر هوشمند حکمروایی کیفیت زندگی منطقه 9 کلانشهر مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
شهر هوشمند یکی از دستاوردهای انقلاب انفورماتیک می باشد که به عنوان راهبردی در زمینه پایداری شهرها برای مقابله با چالش های ناشی از روند فزاینده شهرنشینی، در شش بعد حکمروایی هوشمند، اقتصاد هوشمند، شهروند هوشمند، پویایی هوشمند، محیط هوشمند و زندگی هوشمند مطرح شده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی ویژگی های ابعاد حکمروایی و زندگی هوشمند در منطقه 9 کلانشهر مشهد انجام شده که از حیث نوع، کاربردی – توسعه ای و از حیث روش، توصیفی – تحلیلی می باشد. داده ها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش به روش اسنادی-کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند و سپس از طریق تکنیک های آماری در نرم افزار SPSS و مدل کوپراس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و شهروندان منطقه 9 مشهد می باشد که با استناد به رابطه کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و میزان دقت 7 درصد، حجم نمونه 15 نفر کارشناس و 360 نفر شهروند برآورد گردید. نتایج بدست آمده از آزمون فریدمن حاکی از وجود تفاوت های آشکاری میان سطح برخورداری نواحی سه گانه از شاخص های مورد بررسی می باشد. ناحیه یک با مجموع میانگین، 501/4 رتبه اول را در میان سایرین به خود اختصاص داده است. شایان ذکر می باشد که شاخص شفافیت در هر سه ناحیه به صورت ضعیف ارزیابی شده است. همچنین یافته ها نشان می دهند که میزان مشارکت شهروندان در تصمیم گیری ها، تا حد قابل قبولی می تواند از طریق بهبود وضعیت شاخص های شفافیت (با ضریب بتای 533/0) و خدمات عمومی و اجتماعی (با ضریب بتای 311/0)، افزایش یابد. خروجی مدل کوپراس از رتبه بندی شاخص ها، حاکی از اهمیت شاخص آموزش به عنوان موثرترین عنصر در راستای بهبود استانداردهای هوشمندسازی در سطح منطقه می باشد.
۱۴۶.

آینده پژوهی تحقق رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده شهری با تأکید بر مسکن پایدار در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رویکرد کم کربن بافت فرسوده مسکن پایدار آینده پژوهی کلانشهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
مقدمه : با توجه به اهمیت و پیامدهای تغییرات اقلیمی و کارآیی انرژی در توسعه پایدار شهری و تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده، این مقاله با هدف شناسایی پیشران ها و مطالعه آینده تحقق پذیری رویکرد کم کربن در بافت های فرسوده کلان شهر تهران به لحاظ کارآمدی مسکن و بهبود وضعیت بهره وری انرژی انجام شده است. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر هدف تحقیق، در رده تحقیقات کاربردی قرار دارد و از روش کیفی و کمی (آمیخته) به منظور گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. از نرم افزارهای MAXQDA برای تجزیه و تحلیل کیفی و SPSS و MICMAC برای تجزیه و تحلیل کمی استفاده شده است. یافته ها : نتایج تحقیق نشان داد که میان رویکرد کم کربن و بافت فرسوده ارتباط وجود دارد و نیز ارتباط مثبت و معنادار رویکرد کم کربن و مسکن پایدار از طریق ضریب همبستگی پیرسون (با ارزش عددی 713/.) اثبات گردید. بر اساس نتایج اثرات تحلیل متقاطع، متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (2/88)، مدیریتی – نهادی با (72/67) و اقتصادی (37/61) بیشترین تأثیر را وضعیت رویکرد کم کربن در بافت های ناکارآمد کلان شهر تهران داشته اند. همچنین متغیرهای بخش کالبدی – فضایی با میانگین وزنی (65/79) و اقتصادی با (85/70) نیز دارای بالاترین میزان تأثیرپذیری بودند. نتیجه گیری : همچنین مشخص گردید که سیستم شهری به خصوص در بخش پایداری مسکن و رویکرد کم کربن در کلان شهر تهران شرایط ناپایداری را سپری می کند.
۱۴۷.

تاثیر فضا و مبلمان شهری بر امنیت روانشناختی شهروندان شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای شهر مبلمان روان‏شناختی اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
محیط و مبلمان شهری سهم مهمی در به وجود آوردن آرامش و سلامت روحی و ذهنی شهروندان دارد. پژوهش بررسی نقش و تاثیر مبلمان و فضاهای شهری بر آرامش روان شهروندان شهر اردبیل می باشد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش ماهیت توصیفی- پیمایشی و روش جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی و مشاهده ای می باشد. جامعه آماری شهر اردبیل می باشد که به علت گستردگی جامعه، نمونه گیری به روش روش تصادفی انجام گرفت. حجم نمونه با استفاده از روش جدول مورگان برابر با 287 نفر تعیین شد و بنابراین پرسشنامه بین این گروه توزیع گردید. تجزیه و تحلیل داده ها بصورت توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارSPSS و آزمون Tتک نمونه انجام گرفت. یافته های مستخرج از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS و آزمون T بیانگر آن است که نتایج ارائه شده برای فرضیه اول و دوم و سوم مقدار آماره آزمون حاصل به ترتیب را (91/17= ( t (919/5t = ) و(366/28t = ) می باشد و لذا سه فرضیه تاثیر مبلمان و فضاهای شهری بر مولفه آرامش روان شهروندان، بهداشت روانی و خشنودی شهروندان اردبیل مورد تایید قرار گرفت و این نشان میدهد که فضای شهری بر روان تاثیر متقابل دارد. جمع بندی کلی پژوهش بیانگر تاثیر مبلمان شهری بر روح و روان شهروندان شهر اردبیل می باشد. لذا پیشنهاد می شود که مسئولین شهری در زمینه ایجاد مبلمان شهری متناسب با شرایط روحی شهروندان فراهم آورند.
۱۴۸.

نقدی بر مبانی نظری مدل شهر 15دقیقه ای از رویکرد نقد پساساختارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر ۱۵دقیقه ای پساساختارگرایی جغرافیای انتقادی پست فوردیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۷
هدف این مقاله ارائه نقدی بر مدل شهر 15 دقیقه ای، به عنوان یکی از مدل های معاصر برنامه ریزی شهری است. بنابراین از رویکردی انتقادی به این مدل می نگرد. نقدهای این مقاله از رویکردی پساساختارگرا ارائه شده اند. پس از بررسی مبانی و پیشینه اسنادی این حوزه موضوعی، نقدها از سه بعد هستی شناختی، نقد جغراتاریخی و نقد کارکردی پرداخته شده اند. در هرکدام از نقدها، ابتدا مفروضات نظری این مدل ارائه شده و سپس با مبانی پساساختارگرا مورد نقد و بررسی قرار گرفتند. یافته های این مقاله نشان داد مدل شهر 15 دقیقه ای طراحی یک فضای مطلق و ایستا را در نظر میگیرد که قابلیت تحلیل قلمروزدایی ها و بازقلمروگذاری های فضاهای شهری را نداشته و نمونه ای از برنامه ریزی قلمرویی است. علاوه بر آن نتایج حاکی از این است که این مدل علیرغم ادعای دیجیتالی شدن و گذر از فوردیسم، اساسا از درک فضاهای شهری پست فوردیسیتی کنونی از هر دو منظر فضاهای جدید کار و فضاهای جدید مصرف ناتوان است. این مقاله نتیجه میگیرد که این مدل یک طرح آرمانشهری با ارائه تصویری غایی و غیرزمانمند است که از کارکردهای فضا و تأثیرات گردشی سرمایه بر آن نمیتواند سخنی بگوید.
۱۴۹.

شناخت الگوی هوشمند سازی حمل و نقل عمومی از دیدگاه شهروندان (مطالعه موردی مناطق 15 گانه شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حمل و نقل عمومی شهر هوشمند شهروند محور شهر اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
سیستم های حمل و نقل هوشمند می توانند نقش بسیار مؤثری در دستیابی به توسعه پایدار کلانشهرها بویژه در ایران داشته باشند. قطب اصلی در حمل و نقل عمومی شهروندان هستند بنابراین قبل از توسعه حمل و نقل عمومی هوشمند باید دیدگاه های شهروندان مطالعه شود. کلانشهر اصفهان از دیدگاه توسعه زیرساخت های فنی و مدیریت شهری در هوشمندسازی یکی از پیشگامان شهر هوشمند در ایران است و از این جهت در این پژوهش به مطالعه دیدگاه شهروندان در زمینه هوشمندسازی حمل و نقل عمومی در مناطق 15 گانه شهر اصفهان پرداخته شده است. جامعه آماری پژوهش شهروندان شهر اصفهان هستند، با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی از 384نفر از ساکنان مناطق 15گانه به دست آمده است، با توجه به جمعیت هر منطقه تعداد پرسشنامه هر منطقه تعیین شده است و با استفاده از روش میدانی و ابزار پرسشنامه اطلاعات موردنیاز جمع آوری شده است. ابتدا با مطالعه نمونه های جهانی پنج بعد اصلی شاملِ: رضایت، کارایی، شناخت و آگاهی، پذیرش و مشارکت شناخته شده است که هر بعد دارای زیرمعیارهای مختلف است، شاخص های اصلی با استفاده از نظرات شهروندان و روش آنتروپی شانون وزندهی شده است نتایج نشان می دهد که از دیدگاه شهروندان شاخص های کارایی با وزن (26/0) مهمترین شاخص موثر در هوشمندسازی حمل و نقل عمومی است و پس از آن شاخص رضایت با وزن (21/0) قرار دارد و در نهایت با استفاده از نظرات شهروندان و مدل ویکور فازی مناطق 15گانه شهر اصفهان از دیدگاه شهروندان بر اساس میزان آمادگی برای هوشمندسازی حمل و نقل عمومی رتبه بندی شده است. نتایج نشان می دهد منطقه شش شهر اصفهان از دیدگاه شهروندان این منطقه بیشترین آمادگی را برای هوشمندسازی حمل و نقل عمومی دارد و پس از آن مناطق یک و پنج قرار گرفته است در واقع این نتایج نشان می دهد که برای اجرای طرح های هوشمندسازی در حمل و نقل عمومی این مناطق را می توان به عنوان پایلوت انتخاب نمود .
۱۵۰.

تحلیل کیفی توسعه اقامتگاه های بوم گردی در روستاهای شهرستان شیراز؛ چالش ها، عوامل مؤثر و راهکارهای پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چالش های بوم گردی توسعه روستایی معیشت پایدار توسعه پایدار استان فارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه و هدف: بوم گردی یکی از انواع گردشگری است که به دنبال توسعه پایدار مقاصد گردشگری بوده و سعی در کاهش آثار منفی ناشی از حضور گردشگران دارد. نقش مهم و غیرقابل انکار اقامتگاه های بوم گردی در توسعه گردشگری و توانمندسازی جوامع محلی، باعث شده است که در این پژوهش، شناسایی و تحلیل چالش های توسعه این اقامتگاه ها در نواحی روستایی شهرستان شیراز به عنوان هدف اصلی پژوهش در نظر گرفته شود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کیفی (تحلیل محتوا) محسوب می شود. روش شناسی: در این پژوهش، استفاده از ابزار مصاحبه های عمیق، کدها استخراج شده و در ادامه با استفاده از نظریه زمینه بنیاد به تحلیل و جمع بندی چالش ها، عوامل و راهکارها اقدام شده است. یافته ها: مهم ترین یافته های این پژوهش عبارت است از: چالش هایی مانند تورم، کاهش توان اقتصادی مردم، فقدان نظام حمایتی منسجم از سوی دولت و رقابت نابرابر با اقامتگاه های غیرمجاز، عوامل مؤثری مانند ایجاد سازوکارهای تشویقی، سامان دهی اقامتگاه های غیرمجاز، سرمایه گذاری در آموزش جوامع محلی و تدوین استانداردهای مشخص برای درجه بندی کیفی این اقامتگاه ها و راهکارهای پیشرفت مانند تعریف درست و درک مفهوم اقامتگاه های بوم گردی، برگزاری نمایشگاه ها و رویدادهای گردشگری در سطح منطقه، استفاده از ابزارهای مدرن بازاریابی، توجه به نوآوری و خلاقیت باید مورد توجه قرار گیرند. نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین چالش های توسعه این اقامتگاه ها شامل: کالبدی، دانشی، مدیریتی و پایداری، مهم ترین عوامل مؤثر بر پیشرفت شامل: اصالت ها و هویت فرهنگی، مزیت های محیطی و جغرافیایی و ویژگی ها و برتری های معیشتی و اقتصادی، مهم ترین راهکارهای پیشرفت شامل: اصلاح کالبدی- امنیتی اقامتگاه ها، ارتقاء بازاریابی و بازارسازی و بازارداری بوم گردی، ترویج و آموزش مبانی و اصول بوم گردی است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با بررسی دقیق چالش ها، عوامل مؤثر و ارائه راهکارهای عملی برای توسعه اقامتگاه های بوم گردی در شهرستان شیراز، به ویژه با تأکید بر اصالت ها و هویت فرهنگی منطقه، می تواند به عنوان الگویی برای توسعه پایدار گردشگری روستایی در سایر مناطق مشابه عمل کند.
۱۵۱.

تحلیل عوامل مؤثر بر رقابت پذیری در مقاصد گردشگری شهری، مطالعه موردی: کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری شهری رقابت پذیری مقاصد بازاریابی گردشگری خلاقیت مقاصد تصویر ذهنی مقصد گردشگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۹
رقابت پذیری مقاصد گردشگری شهری، عاملی تعیین کننده برای جذب گردشگر در راستای استفاده از منافع حاصل از گردشگری است. در این تحقیق تلاش شد عوامل مؤثر بررقابت پذیری در مقاصد گردشگری شهر تهران مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. مطالعه حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این تحقیق گردشگران ورودی به شهر تهران است. در جهت تعیین حجم نمونه با توجه به نبود تعداد جامعه آماری از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده و حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. روایی ابزار تحقیق با استفاده از مدل تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و لیزرل با روش آمار توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که خلاقیت مقاصد تأثیر معنی دار بر رقابت پذیری گردشگری در شهر تهران دارد؛ و بازاریابی مقصد تأثیر معنی دار بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری در شهر تهران دارد. از دیگر نتایج این پژوهش این است که تصویر ذهنی مقصد تأثیر معنی دار بر رقابت پذیری مقاصد گردشگری در شهر تهران دارد از بین متغیرهای موردنظر از نظر تأثیرگذاری متغیر تصویر ذهنی در رتبه اول، خلاقیت مقاصد رتبه دوم و بازاریابی در رتبه سوم قرارگرفته است.
۱۵۲.

بازسازی مناطق جنگ زده و تأثیر آن بر توسعه پایدار کالبدی در شهرها (مطالعه موردی: شهر خرمشهر )(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازسازی توسعه پایدار کالبدی خرمشهر فضای شهری مناطق جنگ زده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۹
مقدمه در بازسازی مناطق جنگ زده، باید توجه خاصی به حفظ ویژگی های بومی و محلی و ساختار اجتماعی منطقه داشت. این بازسازی ها باید به گونه ای طراحی شوند که مردم بتوانند در فرایند بازسازی مشارکت کنند و از این طریق به بازسازی نه تنها فضای فیزیکی، بلکه ساختار اجتماعی و فرهنگی خود نیز بپردازند. در بسیاری از موارد، عدم توجه به این ابعاد می تواند به از دست رفتن هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی منطقه منجر شود و نتایج منفی اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد. در این زمینه، یکی از دغدغه های مهم موجود در فرایند بازسازی مناطق جنگ زده، ایجاد تعادل بین بازسازی فیزیکی و حفظ هویت فرهنگی است. خرمشهر به عنوان یکی از شهرهای مهم مرزی ایران، در جریان جنگ تحمیلی دچار آسیب های عمیق کالبدی، اجتماعی و فرهنگی شد. در دهه های پس از جنگ، تلاش های گسترده ای برای بازسازی این شهر صورت گرفته، اما اغلب این اقدامات بر ترمیم فیزیکی بناها و زیرساخت ها متمرکز بوده اند و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و هویتی شهر کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با وجود آنکه ادبیات تخصصی و اسناد سیاست گذاری از دهه ۱۳۷۰ تا کنون، بر ضرورت بازسازی بر پایه توسعه پایدار و با محوریت هویت شهری و مشارکت اجتماعی تأکید داشته اند، شواهد میدانی نشان می دهد بسیاری از این توصیه ها در عمل محقق نشده اند. شرایط منحصربه فرد خرمشهر از جمله موقعیت مرزی، تنوع قومی و فرهنگی، سابقه طولانی مهاجرت، و تداوم آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از جنگ، سبب شده اند که بازسازی این شهر با چالش هایی فراتر از ملاحظات کالبدی مواجه باشد. در چنین بستری، لازم است بازسازی نه تنها به عنوان پروژه ای فنی و ساختمانی، بلکه به عنوان فرایندی اجتماعی، فرهنگی و شهری نگریسته شود که هدف آن، بازآفرینی یک شهر پایدار، هویتمند و زیست پذیر است. با توجه به این زمینه، مسئله اصلی پژوهش آن است که بازسازی انجام شده در خرمشهر تا چه اندازه توانسته است به پایداری کالبدی منطبق با نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر منجر شود، و چه شکاف هایی میان دیدگاه های ساکنان، معماران و مدیران شهری در ارزیابی این فرایند وجود دارد؟ مواد و روش ها روش تحقیق این مطالعه به صورت ترکیبی (کمّی و کیفی) طراحی شده است تا امکان تحلیل هم زمان داده های تجربی و ادراکی فراهم شود. این رویکرد با توجه به ماهیت چندبعدی پایداری کالبدی در بازسازی شهری انتخاب شده است؛ چرا که این پدیده نه تنها متکی بر شاخص های فنی، بلکه متأثر از نگرش ها و تجارب ذی نفعان نیز هست. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل ساکنان، معماران و مدیران شهری بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. از هر گروه ۱۰ نفر (در مجموع ۳۰ نفر) با هدف دستیابی به تنوع نظری انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار Maxqda صورت گرفت. در بخش کمّی، از پرسشنامه ای با طیف لیکرت برای سنجش شاخص هایی همچون پایداری کالبدی، کیفیت فضای شهری، مشارکت اجتماعی و هویت تاریخی استفاده شد. داده های حاصل با آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. این طراحی ترکیبی امکان درک عمیق و سنجش پذیر از عوامل مؤثر در بازسازی شهری خرمشهر را فراهم کرده است. یافته ها نتایج نشان می دهند پایداری کالبدی به طور مستقیم تحت تأثیر پایداری انرژی با ضریب رگرسیون 0/57 و سطح معناداری 0/003 قرار دارد که نشان می دهد طراحی های مقاوم و پایدار از نظر کالبدی معمولاً بهینه سازی مصرف انرژی را نیز به همراه دارند. همچنین، کیفیت فضاهای شهری تحت تأثیر دسترسی به حمل ونقل با ضریب رگرسیون 0/62 و سطح معناداری 0/002 قرار دارد که بهبود دسترسی به حمل ونقل عمومی می تواند به بهبود کیفیت فضاهای شهری و راحتی ساکنان کمک کند. هویت شهری و معماری نیز تحت تأثیر حفظ بافت تاریخی با ضریب رگرسیون 0/60 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده اهمیت حفظ فرهنگ و معماری بومی در بازسازی مناطق شهری است. در نهایت، عوامل اجتماعی فرهنگی تحت تأثیر مشارکت اجتماعی با ضریب رگرسیون 0/54 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده سطح پایین اثرگذاری در باززنده سازی شهر خرمشهر پس از جنگ بین ایران عراق است. نتیجه گیری یافته های این پژوهش نشان می دهد بازسازی خرمشهر، با وجود گذشت دهه ها از پایان جنگ، هنوز به الگویی متوازن و پایدار نرسیده است. تحلیل های کمی و کیفی حاکی از آن است که سیاست های بازسازی نتوانسته اند ابعاد کالبدی، اجتماعی و فرهنگی را به طور مؤثر تلفیق کنند. تفاوت معناداری در نگرش میان ساکنان، معماران و مدیران شهری وجود دارد؛ ساکنان بیشتر بر ایمنی و کیفیت محیط زندگی تأکید دارند، در حالی که معماران و مدیران به جنبه های فنی می پردازند. این شکاف نشان دهنده نبود گفت وگوی مؤثر میان ذی نفعان است. در بعد فضایی، کیفیت فضا زمانی مطلوب خواهد بود که با عملکرد اجتماعی و زمینه فرهنگی پیوند یابد، امری که در بازسازی های زیرساخت محور کمتر دیده شده است. همچنین، مشارکت اجتماعی در فرایند بازسازی بسیار محدود بوده که در شهری همچون خرمشهر با تنوع فرهنگی و خاطره جمعی قوی، ضعف بزرگی محسوب می شود. نتایج کمی نیز نشان دادند حفظ بافت تاریخی با احساس تعلق شهری رابطه دارد، هرچند این رابطه آماری است نه علّی. در نهایت، پژوهش تأکید می کند که بازسازی شهری باید به مثابه بازآفرینی اجتماعی و فرهنگی دیده شود، نه فقط بازسازی فیزیکی.
۱۵۳.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیامدهای اقتصادی توسعه منطقه ای شهرک صنعتی شهر آران و بیدگل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۱۵۴.

بررسی تأثیر بازآفرینی شهری بر مؤلفه های سلامت محیط محلات بافت قدیم شهرها (مورد مطالعه: محله امام زاده یحیی در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی بافت تاریخی محله امام زاده یحیی محله سالم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه شهرها در همه جهان امروزه با چالش های بی سابقه ای مانند شهرنشینی شتابان، تخریب و تباه سازی محیط زیست و نابرابری های اجتماعی اقتصادی روبه رو هستند. برای رسیدگی به این مسائل، بازآفرینی شهری به عنوان یک راهبرد حیاتی به منظور احیای محله های رو به زوال و در عین بهبود کیفیت زندگی ساکنان، ظهور کرده است. بازآفرینی شهری شامل اقدامات متنوعی همچون بهبود زیرساخت ها، توسعه اقتصادی و مداخلات اجتماعی با تأکید ویژه بر بهبود محیط زیست است. سلامت محیط شهری به طرز قابل توجهی بر سلامت ساکنان تأثیر می گذارد. برای مثال، دسترسی به فضاهای سبز با کاهش سطح استرس، افزایش فعالیت بدنی و افزایش تعاملات اجتماعی مرتبط است. به عکس، تخریب محیط زیست، مانند آلودگی و کمبود فضاهای سبز، می تواند به پیامدهای منفی سلامت و کاهش کیفیت زندگی منجر شود. پرداختن به سلامت در رابطه با محیط های شهری به معنای درک، اندازه گیری، ارزیابی و زمینه سازی سلامت جمعیت ها و محیط ساخته شده در طیف وسیعی از تأثیرات، تحولات و تکامل زمانی است. در این مقاله، ضمن ارزیابی وضعیت سلامت محیط شهری محله امام زاده یحیی در تهران، اثربخشی اقدامات بازسازی که در سال های اخیر به طور گسترده صورت گرفته، در برخی مؤلفه ها و ابعاد بررسی شده است. مواد و روش ها وضعیت موجود سلامت محیط با ۲۲ شاخص که در ۳ بُعد کالبدی (۵ مؤلفه)، بهداشتی محیطی (۱۱ مؤلفه) و اجتماعی (۶ مؤلفه) دسته بندی شده اند ارزیابی شده است. اطلاعات ۱۹ شاخص از طریق پیمایش و اطلاعات با استفاده از آمار رسمی به دست آمده است. نمونه آماری به تعداد ۳۸۳ نفر به صورت تصادفی و با رعایت توزیع فضایی تقریباً برابر در محله، انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. برای هر شاخص، یک زوج سؤال وجود دارد که اوّلی وضعیت موجود و سؤال دیگر، اثربخشی طرح های بازآفرینی در بهبود شاخص را ارزیابی می کند. داده های پرسشنامه وارد نرم افزار SPSS شده و پس از تأیید پایایی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (0/728 برای همه سؤالات)، ابتدا مدل تحلیلی آزمون t تک نمونه ای برای سؤالات فرد و سپس مدل معادلات ساختاری (SEM) نرم افزار Amos برای سؤالات زوج اجرا شده است. محدوده مورد مطالعه، محله امام زاده یحیی واقع در منطقه ۱۲ شهرداری تهران و در محدوده بافت تاریخی شهر است. این محله ۶۹ هکتار مساحت دارد و در سرشماری عمومی سال ۱۳۹۵، ۱۱۳۱۸ نفر جمعیت داشته است. یافته ها رقم 2/166 برای کل شاخص ها دلالت بر این دارد که سلامت محیط در محله امام زاده یحیی از میانگین فرضی (3) پایین تر است. در میان ابعاد سه گانه، وضعیت بهتر از آن مؤلفه های بعد کالبدی با رقم 2/34 است. مؤلفه های بعد بهداشتی محیط زیستی میانگین رقمی برابر 2/121 را نشان داده و در بعد اجتماعی رقم میانگین برابر 2/10 به دست آمده است. در 22 شاخص ارزیابی، وضعیت ترافیک وسایل نقلیه، امنیت اجتماعی و حسّ مکان ضعیف ترین وضعیت را نمایان ساخته اند. در صورتی که رقم 4/5 و بالاتر را وضعیت بسیار مطلوب؛ 3/5-4/5 را وضعیت مطلوب سلامت محیط؛ 2/5-3/5 را وضعیت متوسط؛ 1/5-2/5 را وضعیت نامطلوب و بالأخره نمره 5/1 و پایین تر را وضعیت بسیار نامطلوب ارزیابی کنیم، سه مؤلفه فوق وضعیت بسیار نامطلوب، بیشتر از نیمی از مؤلفه ها (12 مورد) وضعیت نامطلوب و بقیه یعنی 7 مؤلفه، وضعیت متوسطی از سلامت محیط را نمایان می سازند. همچنین، یافته ها از مدل تحلیل ساختاری نشان می دهد اجرای طرح های بازآفرینی به ترتیب بر مؤلفه های بهبود بخشی به زیرساخت های شهری، ارتقای امنیت اجتماعی، بهبودبخشی به بهداشت اماکن عمومی، دسترسی ساکنان به مراکز خدمات بهداشتی درمانی، تأثیر بیشتری به جا گذاشته اند. نتیجه گیری معضلات سلامت محیط شهری در محله امام زاده یحیی ناشی از عدم سازگاری کارکردها و فعالیت ها با خصیصه های کالبدی، اجتماعی و فرهنگی محله است. به بیان دیگر، آنچه به عنوان مظروف به صورت فعالیت های تجاری فعلی بر ظرف یعنی کالبد محله تحمیل شده با یکدیگر سازگاری ندارند. امام زاده یحیی از دیرباز به عنوان جزء مهمی از بخش مرکز تجاری اداری و سیاسی پایتخت نقش ایفا کرده است. در گذر زمان ماهیت فعالیت های تجاری دگرگون شده و شکل و اسلوب حمل و نقل تغییر کرده است. از سوی دیگر، به موازات افزایش جمعیت و به مناسبت کارکردهای فرامحلی محله، تراکم و وسعت فعالیت های تجاری چند برابر شده، در حالی که کالبد و به ویژه گذرها دست نخورده باقی مانده اند و به دلیل ماهیت تاریخی بافت، امکان هر گونه تعریض و توسعه گذرها نیز منتفی بوده است. تراکم و ازدحام فراتر از ظرفیت جمعیت در حال گذر روزانه، ترافیک و راهبندان، آلودگی صوتی، ضعف حسّ مکان، گرایش روزافزون به تجاری کردن فضا و استفاده تجاری، کارگاهی و انباری از ساختمان های مسکونی، پتانسیل بالای وقوع حوادث، ناایمن بودن و ناامنی فضا و ... همه و همه به ناسازگاری کارکرد فضا با کالبد موجود باز می گردند. در راستای اهداف بازآفرینی در بافت های قدیمی، محلات باید محیط زندگی، کار، فعالیت، تعاملات اجتماعی و محل عرضه و ارائه طیف متنوعی از خدمات مورد نیاز جمعیت ساکن باشند. فراهم بودن فضای کسب و کار متناسب با بافت، لازمه بازآفرینی شهری است، اما در خصوص بافت های تاریخی همچون محله امام زاده یحیی، احیا و توسعه فعالیت ها، کارکردها و کسب و کارهایی سزاوار است که شرایط زندگی و زیستن در محلات و کیفیت زندگی و سلامت محیط را خدشه دار نسازند. به همین دلیل، احیا و توسعه اقتصاد فرهنگی به عنوان پیشران اصلی بازآفرینی، پیشنهاد کاربردی این تحقیق برای ارتقای کیفیت محیط زندگی در محله هستند. 
۱۵۵.

بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و پیاده محوری در ارتقای کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی بافت فرسوده محله محوری پیاده محوری ماسور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده محله ماسور شهر خرم آباد با تأکید بر برنامه ریزی محله محور و رویکرد پیاده محوری در جهت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان محله ماسور با جمعیتی حدود 22,833 نفر در سال 1404 و مساحت 222 هکتار می باشد. روش نمونه گیری به صورت ترکیبی شامل تصادفی ساده، تصادفی خوشه ای و غیرتصادفی هدفمند انجام شد و در مجموع 37 پرسشنامه باز برای جمع آوری داده ها تکمیل گردید. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه ای بوده و داده ها به روش ترکیبی (کیفی–کمی) جمع آوری و تحلیل شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه، مدل SWOT، تکنیک دلفی و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و مشاوره با خبرگان بود. نوآوری اصلی تحقیق، بهره گیری هم زمان از رویکرد محله محوری و پیاده محوری در فرآیند بازآفرینی بافت فرسوده است که در ادبیات پژوهش کمتر به صورت تلفیقی بررسی شده است. نتایج نشان داد راهبردهای بازآفرینی در چهار دسته راهبردهای تهاجمی (SO)، بازنگری (WO)، تنوع (ST) و تدافعی (WT) قابل تدوین اند و اجرای آن ها می تواند به بهبود شاخص های کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی محله کمک نماید. یافته ها حاکی از آن است که بازآفرینی محله ماسور با تأکید بر پیاده محوری علاوه بر رفع مشکلات کالبدی و زیربنایی، منجر به ارتقای کیفیت زندگی و افزایش رضایتمندی ساکنان خواهد شد.
۱۵۶.

ارائه سناریوهای بازآفرینی در بافت های ناکارآمد شهری (نمونه موردی: منطقه 6 شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی بازآفرینی پایدار بافت ناکارآمد سناریونویسی منطقه ۶ شهر مشهد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
رشد سریع و بی رویه شهرنشینی مشکلات زیادی را به همراه داشته است. یکی از مشکلات عمده وجود ساختارهای شهری ناکارآمد است. توسعه بهینه چنین ساختارهایی مستلزم آن است که برنامه ریزان و سیاست گذاران با درک دقیق از وضعیت شهر، بهترین رویکردها و مدل ها را برای تعیین مسیر توسعه انتخاب کنند. یکی از ابزارهای مناسب، تبیین سناریو مناسب بازآفرینی با استفاده از روش نوین برنامه ریزی سناریو در بهسازی این گونه بافت هاست.  منطقه 6 مشهد به دلیل وجود بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی با مشکلات و چالش هایی در ابعاد مختلف مواجه است. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از نرم افزار MaxQDA و تکنیک دلفی، محرک های کلیدی شناسایی شده و با استفاده از روش سناریونگاری و نرم افزارMICMAC و Scenario Wizard، سناریوی مطلوب و بحرانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عوامل پنج گانه به ترتیب1- شیوه برنامه ریزی و مدیریت شهری با امتیاز 4.8، 2- امنیت اجتماعی با امتیاز 4.8، 3- جلب مشارکت و سرمایه گذاری با امتیاز 4.5، 4- مهاجرت اتباع و تعامل و مشارکت پذیری ذی نفعان (انسجام و همیاری اجتماعی) با امتیاز 4.08، 5- راندمان دستگاه های نظارتی با امتیاز 3.8 و 6- توسعه بافت ناکارآمد منطقه 6 با امتیاز  3.6  نقش کلیدی و اساسی در بازآفرینی دارند. همچنین بر اساس دو موقعیت متضاد که دارای دو عدم قطعیت بحرانی بودند، 1- برنامه ریزی از پایین به بالا/ مشارکت و همکاری ذینفعان و تأیید سکونت ساکنین اصلی، 2- رشد قانونی منطقه/ ارتقای امنیت اجتماعی، سناریوهای آینده بازآفرینی بافت ناکارآمد منطقه 6 تدوین و بر این اساس سناریوی مطلوب شکوفایی منطقه و سناریوی بحرانی آن منطقه دربند ارائه شد.
۱۵۷.

استخراج و تحلیل ساختاری مؤلفه های حکمروایی خوب در مخاطرات شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران حکمروایی مخاطرات مدیریت شهری مخاطرات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۶
امروزه افزایش آسیب پذیری و کاهش تاب آوری شهر و ساکنانش در برابر انواع مخاطرات انسانی، طبیعی، تکنولوژیک، بیولوژیک و حتی جنگ و ترور را می توان تهدید جدی و روزافزون برای امنیت و آسایش شهروندان دانست. ازاین رو ضروری است مدیریت شهری همسو با این تنوع مخاطرات، نوعی سازوکار هماهنگ، گسترده، کارا و جامع را برای کنترل، کاهش و تاب آوری شهر ارائه دهد. حکمروایی شهری یک استراتژی موفق مبتنی بر اصول پذیرفته شده جهانی است که برای مواجه و مدیریت چالش های ذکرشده به کار گرفته شده است. هدف پژوهش حاضر، مفهوم سازی و تحلیل ساختاری مؤلفه های حکمروایی در برابر مخاطرات شهری و تعیین میزان و نحوه اثر گزاری و اثرپذیری این مؤلفه ها برای تحقق چشم انداز حکمروایی خوب شهری است. پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه) بوده است. در بخش میدانی و به منظور بهره گیری از آراء خبرگان و مدل سازی ساختاری در نرم افزار میک مک، از 50 کارشناس و خبره متخصص دانشگاهی و مدیران شهری استفاده شده است. در نهایت، در بخش یافته ها، 34 مؤلفه مبتنی بر اصول جهانی حکمروایی خوب و منطبق با مدیریت مخاطرات شهری ایران، مفهوم سازی شد. از بین مؤلفه های منتخب، 10 پیشران کلیدی با بیشترین اثر در تحقق حکمروایی در مخاطرات شهری شناخته شدند. همچنین نتایج این تحلیل نشان داده است که بر اساس مجموع اثرگذاری مؤلفه ها، اصول اثربخشی و کارایی هر یک با سه مؤلفه بیشترین اثر را در تحقق حکمروایی در برابر مخاطرات شهری ایران داشته است.
۱۵۸.

پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیشران های موثر آینده پژوهی فضاهای آموزشی طراحی معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
با تغییرات فناوری، عملکردها و فرم ها در طراحی فضاهای آموزشی دچار تغییرات معنادار شده و به عنوان یکی از چالش های آینده، مطابقت معماری این فضاها با نیازهای آموزشی نسل آتی را طلب می کند. این پژوهش به عنوان هدف اصلی خود، شناسایی پیشران های مؤثر بر طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی آینده را مدنظر دارد. روش این پژوهش از نوع آینده پژوهی کیفی و در این چارچوب از نوع توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف در دسته پژوهش های کاربردی است. با استفاده از روش کتابخانه ای، عوامل تأثیرگذار شناسایی و دسته بندی شدند. سپس دو مرحله پیمایش با استفاده از پرسش نامه و تشکیل پنل نخبگان انجام شد؛ در مرحله نخست، معلمان ابتدایی به عنوان متخصصان آموزش در مورد تغییرات احتمالی و عملکردهای موردنیاز آینده اظهارنظر کردند. در مرحله دوم، خبرگان معماری با تکمیل ماتریس اثر متقابل به تحلیل روابط عوامل پرداختند. تحلیل داده ها نیز با نرم افزار میک مک انجام شد. نتایج نشان داد که پیشران های مؤثر در معماری آینده فضاهای مذکور شامل ادغام با عناصر فرهنگی - هویتی ایرانی، طراحی یکپارچه با طبیعت، هندسه پیچیده و غیرمنتظم، نمای دیجیتال و مدولار، استفاده از بام و تراس، پلان ماژولار و انعطاف پذیر و عملکردهایی چون فضاهای حمایتی و مراقبتی است. تحلیل پیشران ها نشان می دهد که طراحی مدارس آینده باید با تأکید بر اصولی همچون استفاده از عناصر هویت ملی و فرهنگی ایرانی (معماری زمینه گرا)، ارتباط با طبیعت (معماری بیوفیلیک)، انعطاف پذیری فرمی و عملکردی و نوآوری در طراحی از طریق معماری تکرارپذیر و غیرمنتظم (طراحی پارامتریک) و تلفیق با فناوری روز طراحی گردند.
۱۵۹.

بررسی ارتباط حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محلل جوادیه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی بافت فرسوده تعلق محله ای شهر تهران مشارکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
مقدمه با گسترش توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم و رشد سریع جمعیت، شهرنشینی نیز با شتابی چشمگیر افزایش یافت؛ به گونه ای که شهرها دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای جمعیت ساکن را نداشتند. در این راستا، دو رویکرد اصلی در دستور کار مدیران شهری قرار گرفت: نخست، توسعه منفصل از طریق ایجاد شهرهای جدید در اطراف کلان شهرها؛ و دوم، توسعه متصل با تمرکز بر نوسازی، بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری. به دلایلی همچون حفظ هویت تاریخی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهرها، سیاست های نگهداشت و ارتقای بافت های فرسوده مورد توجه ویژه قرار گرفت. بافت های فرسوده به دلیل ساختار کالبدی آسیب پذیر و زیرساخت های ناکارآمد، مستعد ناپایداری فضایی هستند و این امر موجب اختلال در نظام زیستی و کاهش کارایی عملکردی آن ها می شود. در میان این بافت ها، محله های سنتی و تاریخی جایگاه ویژه ای دارند؛ چرا که عناصر ارزشمند معماری و شهری را در خود جای داده و بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی اند. همچنین، مراکز تجاری و مسکونی موجود در این بافت ها به عنوان سرمایه های ملی و اجتماعی شناخته می شوند که نیازمند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای ارتقا و بازآفرینی هستند. در این میان، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع و چندبُعدی، نه تنها به کالبد شهر، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی آن نیز توجه دارد. این رویکرد انسان را به عنوان عنصر مؤثر در شهر در نظر می گیرد و برای هویت، رفتار، معیشت و سکونت او ارزش قائل است. بازآفرینی شهری با مجموعه ای از اقدامات هدفمند، به بهبود پایدار شرایط نواحی دستخوش تغییر کمک می کند و در این مسیر، مشارکت شهروندان نقشی کلیدی ایفا می کند. شهر تهران با بیش از ۳ هزار هکتار بافت فرسوده، با چالش های جدی در حوزه مدیریت شهری مواجه است. اجرای موفق برنامه های بازآفرینی در این بافت ها نیازمند فراهم سازی مجموعه ای از عوامل و پیش نیازهاست که یکی از انواع مهم آن ، تقویت حس تعلق محله ای در میان ساکنان است. این مقاله با تمرکز بر اهمیت مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی، به بررسی نقش حس تعلق محله ای به عنوان مؤلفه ای تأثیرگذار بر مشارکت پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا میان حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. مواد و روش ها با توجه به ماهیت پژوهش که بر درک تجربه زیسته، نگرش ها و معناهای ذهنی شهروندان نسبت به حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی شهری تمرکز دارد، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. روش های کمی با وجود توانایی در سنجش متغیرها، در تحلیل لایه های معنایی و پیچیدگی های اجتماعی محدود هستند؛ از این رو، تحلیل کیفی با استفاده از جلسات گروه متمرکز (FGD) و مصاحبه های عمیق، مناسب ترین گزینه برای این مطالعه بود. در مرحله نخست، براساس مدل مفهومی پژوهش، راهنمای سؤالات تنظیم شد. سؤالات FGD با هدف پوشش ابعاد مختلف مدل طراحی شدند. داده های سامانه شهرسازی منطقه ۱۶ نشان دادند از مجموع ۶۹۵۳ پلاک در محله جوادیه، ۱۴۰۴ پلاک نوسازی شده و ۵۵۴۷ پلاک نیازمند نوسازی هستند. پس در گام نخست نمونه گیری از پلاک های نیازمند نوسازی آغاز شد. سپس، نقشه بافت فرسوده از دفتر توسعه محله ای تهیه و معابر اصلی، فرعی و بن بست ها شناسایی شدند. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای، پلاک های نیازمند نوسازی دسته بندی و نمونه هایی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله دوم، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب افراد واجد شرایط جهت شرکت در جلسات FGD استفاده شد. این افراد شامل ساکنان و ذی نفعان محله جوادیه بودند که سابقه سکونت یا اشتغال حداقل پنج ساله، آشنایی با مسائل محله، تمایل به مشارکت در گفت وگو، و تنوع در سن، جنسیت، تحصیلات و نوع فعالیت داشتند. تلاش شد تا از هر بخش کالبدی محله (مرکز، حاشیه، گذرهای پرتردد و نقاط کم تردد) حداقل یک یا دو نفر انتخاب شوند تا تنوع فضایی و اجتماعی حفظ شود. دو گروه ۱۲نفره از شهروندان محله جوادیه برای شرکت در جلسات FGD انتخاب شدند. این تعداد با توجه به توصیه های روش شناسی مطالعات کیفی، امکان تعامل مؤثر، تنوع دیدگاه ها و مدیریت زمان را فراهم ساخت. جلسات در بازه زمانی ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برگزار شدند و محتوای آن ها به صورت کامل مکتوب، دسته بندی و در نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۱ تحلیل شد. با توجه به اشباع اطلاعاتی حاصل از جلسات، دو جلسه کافی تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای سنجش اعتبار کدگذاری ها، از بازبینی مضاعف و تطبیق کدها با چارچوب مفهومی استفاده شد. هم خوانی درون کدی و بین کدی نیز بررسی شد تا انسجام معنایی و اعتبار نتایج تضمین شود. در نهایت، با بهره گیری از داده های استخراج شده، وضعیت حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی محله جوادیه ترسیم شد. یافته ها یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان دادند حس تعلق محله ای در میان ساکنان محله جوادیه تا حدودی وجود دارد. بسیاری از مشارکت کنندگان ضمن تمایل به نوسازی، خواستار حفظ خاطرات، هویت و شکل سنتی محله بودند. احساس امنیت روانی، مالکیت شخصی، و وابستگی قومی از عوامل اصلی این تعلق خاطر عنوان شد. در برخی موارد، همین حس تعلق مانع از مشارکت در برنامه های بازآفرینی می شد؛ به ویژه در میان نسل های قدیمی تر که خاطرات عمیق تری با محله داشتند. در مقابل، جوانان تمایل بیشتری به ترک محله در صورت عدم نوسازی داشتند که نشان دهنده شکاف نسلی در نگرش به بازآفرینی است. بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، یکی دیگر از موانع مشارکت بود. تجربه های گذشته و عدم شفافیت در برنامه ها موجب شده بود که ساکنان خواستار اطلاع رسانی دقیق و اعتمادسازی پیش از هرگونه اقدام باشند. وابستگی های قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری حس تعلق نقش داشتند؛ سکونت اقوام هم زبان و هم فرهنگ در کوچه ها و بن بست ها نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کرده بود.حس مالکیت منازل نیز به عنوان عامل تقویت کننده حس تعلق محله ای شناخته شد. بسیاری از ساکنان تأکید داشتند که حفظ حق مالکیت، شرط مشارکت در برنامه های بازآفرینی است. در نهایت، یافته ها نشان دادند حس تعلق محله ای نه تنها یک احساس شخصی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که نقش کلیدی در موفقیت برنامه های بازآفرینی ایفا می کند. توجه به مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و روانی ساکنان، شرط اساسی برای طراحی و اجرای مؤثر این برنامه هاست. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان دادند مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی شهری، علاوه بر عوامل کالبدی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه های اجتماعی و روانی نظیر حس تعلق محله ای قرار دارد. بر اساس نظریه مک میلان و چاویس، این حس شامل چهار مؤلفه اصلی است: عضویت، تأثیرگذاری، تأمین نیازها و پیوندهای عاطفی. در محله جوادیه، تنها مؤلفه «عضویت» به طور نسبی شکل گرفته است؛ ساکنان خود را بخشی از اجتماع محله ای می دانند و خواهان حفظ هویت و بهبود شرایط سکونت هستند. در مقابل، مؤلفه های دیگر دچار ضعف اند. ساکنان احساس می کنند در تصمیم گیری های شهری تأثیر ندارند و بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، مانع مشارکت آن ها شده است. شکاف میان برنامه ریزی بالا به پایین و نیازهای واقعی مردم، به ویژه در حوزه هایی همچون فضای سبز، خدمات درمانی و امنیت، نشان دهنده ضعف در تأمین نیازهاست. همچنین، مهاجرت نسل جوان، احساس شرمندگی نسبت به سکونت در محله، و انتخاب محل زندگی بر اساس اجبار مالی، بیانگر تضعیف پیوندهای عاطفی مشترک است. در مجموع، مشارکت مؤثر در بازآفرینی شهری زمانی شکل می گیرد که شهروندان نه تنها خود را عضو محله بدانند، بلکه احساس کنند صدایشان شنیده می شود، نیازهایشان درک می شود، و پیوندشان با محیط زندگی شان ارزشمند است. این امر مستلزم بازسازی اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی، و تغییر رویکرد از برنامه ریزی تکنوکراتیک به برنامه ریزی مشارکتی و زمینه مند است؛ رویکردی که شهروندان را از دریافت کننده خدمات به کنشگران فعال در تولید فضای شهری تبدیل می کند.
۱۶۰.

شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری (مطالعه موردی: شهر بندر ترکمن)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وفاداری گردشگران مقصد گردشگری رویکرد ساختاری- تفسیری بندر ترکمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۷
زمینه و هدف: امروزه در بسیاری از جوامع گردشگری به عنوان یکی از پدیده های مهم اجتماعی و اقتصادی توجه بسیاری از مدیران و برنامه ریزان شهری را به خود جلب نموده است. یکی از موضوعات قابل توجه در گردشگری، وفاداری گردشگر به مقصد گردشگری است؛ لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری بود. روش شناسی: از نظر هدف، کاربردی و به روش آمیخته کیفی-کمی در بین10 نفر از اساتید دانشگاهی انجام شده است. یافته ها: نتایج  نشان داد این عوامل در چهار سطح می باشند که عوامل (کیفیت رفتار جامعه میزبان، کیفیت تجربه گردشگر، ارزش ادراک شده گردشگر، رضایت گردشگر، خانواده گردشگر) در سطح اول و عوامل (حمل و نقل جاده ای مناسب، هویت مقصد، اعتماد به مقصد، شخصیت مقصد، امنیت اجتماعی) در سطح دوم و عوامل (غذاهای محلی، تنوع جاذبه های طبیعی، آداب و رسوم مقصد، گروه های مرجع) در سطح سوم و عامل طبقه اجتماعی گردشگر در سطح چهارم قرار دارند و عوامل (رضایت گردشگر، ارزش ادراک شده گردشگر، کیفیت تجربه گردشگر، کیفیت رفتار جامعه میزبان) در خوشه وابسته، عوامل (گروه های مرجع، خانواده گردشگر، امنیت اجتماعی، شخصیت مقصد، تنوع جاذبه های طبیعی، هویت مقصد، غذاهای محلی، حمل و نقل جاده ای مناسب) در خوشه پیوندی و عوامل (طبقه اجتماعی گردشگر و آداب و رسوم مقصد) نیز در خوشه مستقل قرار دارند. نتیجه گیری و پیشنهادات: وفاداری گردشگران به مقاصد گردشگری از موضوعات مهمی است که می تواند موفقیت یا عدم موفقیت مقاصد در زمینه جذب گردشگر را تبیین نماید؛ لذا پیشنهاد می شود مدیران با احیای برخی مشاغل سنتی و مراسم قدیمی به عنوان آداب و رسوم بومی شهر زمینه موفقیت را در جذب گردشگر فراهم کنند. نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر با رویکرد ساختاری- تفسیری، علاوه بر شناسایی و سطح بندی عوامل جامعه شناختی مؤثر بر وفاداری گردشگران به مقصد گردشگری در شهر بندرترکمن، جریان ها و موضوعات جدید را به پژوهشگران فعال در این حوزه پژوهشی نشان می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان