مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
۷.
۸.
۹.
خرمشهر
حوزههای تخصصی:
خوزستان جزء لاینفک ایران به دلایل گوناگونی، از جمله موقعیت ژئوپلیتیکی و برخورداری از ظرفیت های بالقوه اقتصادی و تجاری به لحاظ قرار گرفتن در حاشیه خلیج فارس و دریاهای آزاد و نیز بهره مندی از رود کارون و اروند رود در توسعه تجاری و کشت و زرع، همجواری و داشتن مرز مشترک با دولت عثمانی (بصره محل استقرار انگلیسی ها) و اهمیت روز افزون نفت که نقش مهمی در پیروزی انگلیس در جنگ جهانی اول داشت، توجه دولتمردان انگلیس را بیش از پیش به خود جلب کرد.
این پژوهش بر آن است در حد امکان، منافع سیاسی و اقتصادی انگلیس در خوزستان را از گرفتن امتیاز کشتیرانی در رود کارون تا پایان سلطنت قاجار را بررسی کند. روش تحقیق در این مقاله، روش تحقیق تاریخی (توصیفی تحلیلی) مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای است.
رویکردی تحلیلی به نقش منظر در ارتقا خاطرات جمعی (نمونه موردی: خرمشهر، جنگ ایران و عراق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال دوم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۵)
37 - 60
حوزههای تخصصی:
منظر شهر واجد ویژگی های ارزشمندی است که می تواند سبب شکل گیری خاطرات جمعی گردد. برخی از خاطرات دوره تاریخی جنگ ایران عراق مرتبط با مناظر شهر خرمشهر است که حفظ آن ها نقشی مهم در بازنمایی خاطرات این برهه تاریخی دارد. ارائه الگو جهت تقویت خاطرات جمعی جنگ در منظر خرمشهر هدف اصلی پژوهش حاضر است که در جهت پاسخ به چگونگی نقش منظر این شهر بر ارتقا و تقویت خاطرات جمعی جنگ در خرمشهر، طرح گردیده است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و دسته بندی جدیدی از منظر شهر بر اساس حواس پنچ گانه ارائه گردید و با استفاده از متون خاطرات جنگ خرمشهر در جدولی جمع بندی شد و معیارها مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت و چهار معیار مؤثر بر ارتقا خاطرات جمعی، باورهای جمعی، عملکردهای گذشته، نشانه ها و مراسم به عنوان یافته تحقیق تدوین، نهایتاٌ نشانه بصری و عملکردهای گذشته، مهم ترین عوامل مؤثر منظر شهر در جهت ارتقا خاطرات جمعی در این برهه تاریخی تبیین گردید.
مکان یابی بهینه دفن پسماندهای زائد شهری در حوزه خلیج فارس؛ مطالعه موردی: شهرستان خرمشهر
مدیریت مواد زائد جامد یکی از مسائل و معضلات مهم زیست محیطی است که شهر های بزرگ ایران با آن روبه رو هستند. هدف اصلی از انجام این پژوهش مکان یابی بهینه دفن مواد زائد جامد در شهرستان خرمشهر با رویکرد مدل-سازی و مکان یابی است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از منظر روش شناسی توصیفی- تحلیلی محسوب می شود که با مطالعه در ادبیات مبانی نظری پژوهش 12 شاخص منتخب در این زمینه استخراج شدند. با توجه به الگوی اثرپذیری و اثرگذاری در فرآیند تعیین بهترین مکان برای دفن پسماند از تکنیک ترکیبی Anp-Dematel برای مدل سازی در قالب نمایش علّی شاخص ها، تعیین وزن و اولویت آن استفاده شده و در ادامه حریم و سطح بندی مناسب بر اساس استانداردهای موجود انجام گرفته است. همچنین برای توزیع فضایی پهنه مناسب دفن پسماند از نرم افزار ArcGIS استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در بخش نتایج موضوعی زیر معیار مراکز جمعیتی با میزان اثرگذاری 0.108 اثر گذارترین شاخص و در خصوص اثرپذیری در شاخص های کلان، معیار زمین ساختی با وزن 0.326 و دسترسی با وزن 0.103 در رتبه اول قرار دارند. در بخش نتایج مکانی مشخص شد از بین 1805947 کیلومتر مربع مساحت شهرستان خرمشهر، 647823 کیلومتر مربع یعنی 87/35 درصد وضعیتی کاملا مناسب داشتند. در پایان و با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهایی در سه سطح قابل تفکیک ارائه شد؛ در سطح اول با توجه به عامل هزینه دوری از مراکز جمعیتی، گسل، چاه تغذیه و سنگ بستر مناسب مکان مناسب پیشنهاد شد. در سطح دوم باتوجه به عامل دسترسی به شبکه ارتباطی مناسب و شیب کمتر از 5 درصد، سطح مناسب پیشنهاد می شود. در سطح سوم که مربوط به کم خطرترین مکان برای دفن زباله های جامد است، توجه به اصول دوری از مراکز شهر و روستا و آب های سطحی پیشنهاد شده است اما این سطح از منظر میزان هزینه و فایده به صرفه نیست.
دولت قاجاری در کشمکش با سیاست توسعه طلبانه عثمانی بر سر مالکیت خرمشهر و جزایر ایرانی جنوب غرب خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
209 - 239
حوزههای تخصصی:
در اسناد و مدارک تاریخی دوره قاجار و پاره ای از پژوهش های جدید اخبار جسته گریخته ای درباره اقدامات تجاوزکارانه دولت عثمانی در بندر خرمشهر و جزایر ایرانی جنوب غرب خوزستان وجود دارد. با این حال، درباره عوامل و چگونگی این مسئله روایت به هم پیوسته و منسجمی بیان نشده است. این مقاله با رویکردی تاریخی و با توصیف و تحلیل منابع و اسناد دوره قاجار، در قالب روایتِ «سیاست توسعه طلبی استراتژیک» عثمانی، در پی توضیح این مسئله برآمده است. یافته های این پژوهش به شرح زیر است: نخست، موقعیت سوق الجیشی خرمشهر و جزایر این منطقه امکان تسلط و نفوذ بر بصره، بین النهرین و مسیرهای تجاری و نظامی منتهی به آبراهه مهم خلیج فارس را برای رقیبان عثمانی فراهم می ساخت. از این رو، این مسئله برای این دولت حساسیت برانگیز و تهدیدآمیز بود. دوم، تسلط احتمالی بر منطقه زرخیز خرمشهر و آبادان می توانست ثروت قابل توجهی را از محل فروش محصولات کشاورزی و نیز درآمدهای مالیاتی نصیب دولت عثمانی و پاشای بغداد کند. سوم، درهم تنیدگی جغرافیایِ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناحیه خرمشهر با حوزه بصره و بغداد، حساسیت های امنیتی و اهمیت اقتصادی این ناحیه مهم را برای دولت عثمانی افزون کرده بود. بنابراین، دولت عثمانی، براساس سیاستی توسعه طلبانه، با استفاده از عهدنامه های ناشفاف و عدم تعیین قطعی مرزهای فی مابین، تغییراتی که اروندرود در مرزها ایجاد می کرد و جغرافیای درهم تنیده سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این نواحی با منطقه بین النهرین، در این مناطق مکرر به اقدامات اشغالگرانه دست زد و در جریان مذاکرات با دولت قاجاری نیز بر دعاوی تمامیت خواهانه خود اصرار ورزید. با این همه، به دلیل سیاست ورزی صحیح دیپلمات های دولت قاجاری در رسیدن به اهداف خویش ناکام ماند.
بررسی انتقادی معرفی شیخ شبیر خاقانی در پژوهش های تاریخ انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
در قلمرو تاریخ نگاری انقلاب اسلامی موضوعات متنوعی مورد بحث و ارزیابی قرار می گیرد که ازجمله آن نقش رجال در تحولات سیاسی و اجتماعی نقاط مختلف کشور است که در زمره تاریخ محلی انقلاب نیز قابل مطالعه است. بررسی رویدادهای مناطق مختلف ایران هم از حیث نقش آفرینی در پیروزی انقلاب اسلامی و هم از حیث رخدادهای پساانقلاب و شناخت ریشه های بحران های قومیتی از اهمیت خاصی برخوردار هستند. این در حالی است که در برخی موارد، نوع روایت این رخدادها و نقش آفرینی افراد با کاستی ها و اشکالاتی مواجه است؛ لذا این بُعد از تاریخ نگاری انقلاب نیازمند آسیب شناسی جدی است؛ زیرا در این حوزه موانعی وجود دارد که تحصیل امر واقع را دشوار می سازد. در مقاله پیش رو تلاش شده تا نحوه معرفی سوابق شیخ محمد طاهر آل شبیر خاقانی از روحانیون سرشناس خرمشهر در برخی منابع بررسی شود و کاستی های روایت های مربوط به نقش آفرینی وی در رخدادها و بحران مهروموم های ابتدایی پس از انقلاب در خرمشهر و نیز شیوه رفع آنها موردبحث قرار گیرد تا بهتر بتوان به شناخت امر واقع در این زمینه دست یافت.
بررسی تطبیقی نقش عوامل جغرافیایی در عملیات های آزادسازی خرمشهر و حلب سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره در بروز جنگ ها، نقش جغرافیا، نقشی انکارناپذیر و حیاتی است. مولفه ها و عوامل جغرافیایی به قدری در سرنوشت جنگ ها موثرند که می توانند شکست و یا پروزی در جنگ را رقم بزنند. جنگ تحمیلی هشت ساله عراق بر علیه ایران و جنگ داخلی سوریه هم از منظر جغرافیا قابل بررسی و اتقان است. به اذعان صاحب نظران و کارشناسان، امروزه یکی از اساسی ترین کاربردهای جغرافیا، تاثیر گذاری آن بر تدوین راهبردهای دفاعی است. پژوهش حاضر کوشیده تا با هدف بررسی تطبیقی نقش عوامل جغرافیایی در دو عملیات آزادسازی خرمشهر و آزادسازی حلب، مولفه های جغرافیایی نقش آفرین در هر دو عملیات را احصاء نماید. سئوال اصلی این پژوهش عبارت است از نقش عوامل جغرافیایی در دو عملیات آزادسازی خرمشهر ایران و حلب سوریه چیست و اساسا اشتراکات و تفاوت های جغرافیایی اثرگذار در آزادسازی خرمشهر و حلب کدام اند؟ این پژوهش از نوع پژوهش های علّی یا پس رویدادی بوده که به روش «داده بنیاد» و با ابزار مصاحبه از جامعه آماری خود انجام شده است. پس از اشباع نظری در مصاحبه ها، کدگذاری باز، شکل گیری مفاهیم و ظهورمقوله ها از مفاهیم انتزاع شده در هر دو عملیات انجام و موارد اشتراک و افتراق دو عملیات آزادسازی خرمشهر و آزادسازی حلب احصاء گردید. بنا به یافته های پژوهش آزادسازی خرمشهر و حلب سوریه دارای اشتراکات و افتراقات زیادی در حوزه های رهبری، فرماندهی، ویژگی های کیفی و کمی جمعیت، اقلیم، هیدرولوژی، توپوگرفی و غیره می باشند.
تبیین رابطه بین احساس امنیت و ناهنجاری (مورد مطالعه شهروندان خرمشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹
129 - 159
حوزههای تخصصی:
ناهنجاری، وضعیتی است که طی آن، هنجارها به عنوان تنظیم کننده کنش های جمعی و تعیین کننده تمامی رفتار جامعه، کارکرد خود را از دست می دهد. غایت هنجار، حفظ و حراست از حقوق فردی و جلوگیری از تجاوز به دیگران است که در نهایت مودی و موجد نظم پایدار و بسترساز و تسهیل کننده امنیت و احساس امنیت در میان کنشگران فردی و جمعی داخل اجتماع است. رابطه میان وجود ناهنجاری و ایجاد حس امنیت، متقابل است و وجود هر کدام مقوم دیگری بوده، تأمین کننده نظم اجتماعی است. پژوهش حاضر، با استفاده از مطالعه ای توصیفی - تبیینی است و روش پیمایش در بین شهروندان بالای هجده سال ساکن شهرستان خرمشهر انجام شده است. حجم نمونه 380 نفر و ضریب تعیین (R2) به دست آمده در ارتباط با ناهنجاری برابر با 20/0 است. در بخش معادلات ساختاری، اثرات مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای مستقل بر وابسته (برون زا بر درون زا) مسیر مدل نشان داد که میزان تأثیر کل متغیرهای احساس امنیت، احساس آنومی، احساس عدالت و اعتماد اجتماعی بر ناهنجاری به ترتیب 514/0، 275/0، 145/0 و 448/0 است که متغیر احساس امنیت، بیشترین اثر کل (مستقیم و غیرمستقیم) و متغیر احساس عدالت نیز کمترین اثر را بر ناهنجاری داشته است.
بحران خوزستان در سال 1358 ش (با تکیه بر نقش عوامل داخلی و خارجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
183 - 226
حوزههای تخصصی:
بحران خوزستان در سال 1358 از مباحث مهم زمینه ساز جنگ ایران و عراق است. دولت عراق و سایر دولت های عربی همراه، در این بحران وارد شدند. هدف از ورود به بحران تجزیه این استان نفتی و ضمیمه آن به خاک عراق بود. عراق و دولت های همراه در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، «سازمان سیاسی خلق عرب» را ایجاد و از آن و گروه های همسویش پشتیبانی کردند. اقدامات خلق عرب موجب ایجاد دوگانگی و درگیری در خرّمشهر و زیاد شدن اختلافات گردید. ادامه بحران منجر به بروز درگیری های شدیدِ چهارشنبه 9 خرداد 1358 شد که در آن، جریان خلق عرب موقّتاً سرکوب گردید. ولی این خاتمه ماجرا نبود و پس از وقایع این روز، خلق عرب تلاش بیشتری را برای تسلط بر خوزستان و خرّمشهر انجام داد. خلق عرب پاسداری از تأمین کنندگان امنیّت خرّمشهر را به شهادت رساند و با وقایع پس از آن، همه چیز تغییر کرد و بحران خلق عرب برای همیشه پایان یافت. شیخ شبیر خاقانی تبعید گردید و مراکز پشتیبانی عراق هم تعطیل شدند. مقاله حاضر به روش توصیفی - تحلیلی با استفاده از اسناد، روزنامه ها و کتاب ها فراز و فرود بحران خوزستان در سال 1358 ش را با تکیه بر نقش عوامل داخلی و خارجی بررسی می نماید. پرسش اصلی این است که بحران خوزستان از شکلگیری تا پایان آن چه سیری داشت و نقش عوامل داخلی و خارجی در آن چه بود؟ به نظر میرسد نقش عوامل خارجی به ویژه دولت عراق و برخی علل محلی و منطقه ای در بروز بحران خوزستان تاثیرگذار بوده است.
بازسازی مناطق جنگ زده و تأثیر آن بر توسعه پایدار کالبدی در شهرها (مطالعه موردی: شهر خرمشهر )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
54 - 70
حوزههای تخصصی:
مقدمه در بازسازی مناطق جنگ زده، باید توجه خاصی به حفظ ویژگی های بومی و محلی و ساختار اجتماعی منطقه داشت. این بازسازی ها باید به گونه ای طراحی شوند که مردم بتوانند در فرایند بازسازی مشارکت کنند و از این طریق به بازسازی نه تنها فضای فیزیکی، بلکه ساختار اجتماعی و فرهنگی خود نیز بپردازند. در بسیاری از موارد، عدم توجه به این ابعاد می تواند به از دست رفتن هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی منطقه منجر شود و نتایج منفی اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته باشد. در این زمینه، یکی از دغدغه های مهم موجود در فرایند بازسازی مناطق جنگ زده، ایجاد تعادل بین بازسازی فیزیکی و حفظ هویت فرهنگی است. خرمشهر به عنوان یکی از شهرهای مهم مرزی ایران، در جریان جنگ تحمیلی دچار آسیب های عمیق کالبدی، اجتماعی و فرهنگی شد. در دهه های پس از جنگ، تلاش های گسترده ای برای بازسازی این شهر صورت گرفته، اما اغلب این اقدامات بر ترمیم فیزیکی بناها و زیرساخت ها متمرکز بوده اند و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و هویتی شهر کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. با وجود آنکه ادبیات تخصصی و اسناد سیاست گذاری از دهه ۱۳۷۰ تا کنون، بر ضرورت بازسازی بر پایه توسعه پایدار و با محوریت هویت شهری و مشارکت اجتماعی تأکید داشته اند، شواهد میدانی نشان می دهد بسیاری از این توصیه ها در عمل محقق نشده اند. شرایط منحصربه فرد خرمشهر از جمله موقعیت مرزی، تنوع قومی و فرهنگی، سابقه طولانی مهاجرت، و تداوم آسیب های روانی و اجتماعی ناشی از جنگ، سبب شده اند که بازسازی این شهر با چالش هایی فراتر از ملاحظات کالبدی مواجه باشد. در چنین بستری، لازم است بازسازی نه تنها به عنوان پروژه ای فنی و ساختمانی، بلکه به عنوان فرایندی اجتماعی، فرهنگی و شهری نگریسته شود که هدف آن، بازآفرینی یک شهر پایدار، هویتمند و زیست پذیر است. با توجه به این زمینه، مسئله اصلی پژوهش آن است که بازسازی انجام شده در خرمشهر تا چه اندازه توانسته است به پایداری کالبدی منطبق با نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر منجر شود، و چه شکاف هایی میان دیدگاه های ساکنان، معماران و مدیران شهری در ارزیابی این فرایند وجود دارد؟ مواد و روش ها روش تحقیق این مطالعه به صورت ترکیبی (کمّی و کیفی) طراحی شده است تا امکان تحلیل هم زمان داده های تجربی و ادراکی فراهم شود. این رویکرد با توجه به ماهیت چندبعدی پایداری کالبدی در بازسازی شهری انتخاب شده است؛ چرا که این پدیده نه تنها متکی بر شاخص های فنی، بلکه متأثر از نگرش ها و تجارب ذی نفعان نیز هست. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل ساکنان، معماران و مدیران شهری بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد. از هر گروه ۱۰ نفر (در مجموع ۳۰ نفر) با هدف دستیابی به تنوع نظری انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها با روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار Maxqda صورت گرفت. در بخش کمّی، از پرسشنامه ای با طیف لیکرت برای سنجش شاخص هایی همچون پایداری کالبدی، کیفیت فضای شهری، مشارکت اجتماعی و هویت تاریخی استفاده شد. داده های حاصل با آزمون های تی مستقل، تحلیل واریانس (ANOVA)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. این طراحی ترکیبی امکان درک عمیق و سنجش پذیر از عوامل مؤثر در بازسازی شهری خرمشهر را فراهم کرده است. یافته ها نتایج نشان می دهند پایداری کالبدی به طور مستقیم تحت تأثیر پایداری انرژی با ضریب رگرسیون 0/57 و سطح معناداری 0/003 قرار دارد که نشان می دهد طراحی های مقاوم و پایدار از نظر کالبدی معمولاً بهینه سازی مصرف انرژی را نیز به همراه دارند. همچنین، کیفیت فضاهای شهری تحت تأثیر دسترسی به حمل ونقل با ضریب رگرسیون 0/62 و سطح معناداری 0/002 قرار دارد که بهبود دسترسی به حمل ونقل عمومی می تواند به بهبود کیفیت فضاهای شهری و راحتی ساکنان کمک کند. هویت شهری و معماری نیز تحت تأثیر حفظ بافت تاریخی با ضریب رگرسیون 0/60 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده اهمیت حفظ فرهنگ و معماری بومی در بازسازی مناطق شهری است. در نهایت، عوامل اجتماعی فرهنگی تحت تأثیر مشارکت اجتماعی با ضریب رگرسیون 0/54 با سطح معناداری 0/001 قرار دارد که نشان دهنده سطح پایین اثرگذاری در باززنده سازی شهر خرمشهر پس از جنگ بین ایران عراق است. نتیجه گیری یافته های این پژوهش نشان می دهد بازسازی خرمشهر، با وجود گذشت دهه ها از پایان جنگ، هنوز به الگویی متوازن و پایدار نرسیده است. تحلیل های کمی و کیفی حاکی از آن است که سیاست های بازسازی نتوانسته اند ابعاد کالبدی، اجتماعی و فرهنگی را به طور مؤثر تلفیق کنند. تفاوت معناداری در نگرش میان ساکنان، معماران و مدیران شهری وجود دارد؛ ساکنان بیشتر بر ایمنی و کیفیت محیط زندگی تأکید دارند، در حالی که معماران و مدیران به جنبه های فنی می پردازند. این شکاف نشان دهنده نبود گفت وگوی مؤثر میان ذی نفعان است. در بعد فضایی، کیفیت فضا زمانی مطلوب خواهد بود که با عملکرد اجتماعی و زمینه فرهنگی پیوند یابد، امری که در بازسازی های زیرساخت محور کمتر دیده شده است. همچنین، مشارکت اجتماعی در فرایند بازسازی بسیار محدود بوده که در شهری همچون خرمشهر با تنوع فرهنگی و خاطره جمعی قوی، ضعف بزرگی محسوب می شود. نتایج کمی نیز نشان دادند حفظ بافت تاریخی با احساس تعلق شهری رابطه دارد، هرچند این رابطه آماری است نه علّی. در نهایت، پژوهش تأکید می کند که بازسازی شهری باید به مثابه بازآفرینی اجتماعی و فرهنگی دیده شود، نه فقط بازسازی فیزیکی.