ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۴ مورد.
۲۰۴۱.

تحلیل رشد سکونتگاه های پیراشهری بخش جنوبی حریم کلان شهر تهران مبتنی بر داده کاوی مکانی فراگیر و محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
رشد سکونتگاه ها و زیرساخت های پیرامون کلان شهرها پیامد توسعه ناموزون ملی، شهری شدن سریع و همگرایی جریان جمعیت و فعالیت به سمت این گونه شهرها است. اما در مقیاس محلی، نیروهای واگرای ناشی از تقاضای فزاینده برای زمین و فضا، زمینه تخریب چشم اندازهای طبیعی و تغییر پوشش و کاربری اراضی را فراهم می کنند. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از داده های ماهواره لندست به آشکارسازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی در سال های 1380 تا 1400 در حریم جنوبی تهران پرداخته شد. سپس با استخراج قوانین انجمنی به عنوان یکی از روشهای داده کاوی، قوانین مربوط به رشد فضاهای ساخته شده در دوره 1380 تا 1400 در مقیاس های فراگیر (کل منطقه) و محلی (شهرستان های منطقه) بدست آمد. در این تحلیل از معیارهای "نوع کاربری در سال 1380"، "فاصله از سکونتگاه های شهری و روستایی"، "فاصله از کاربری های صنعتی"، "فاصله از معابر" استفاده شده است. نتایج آشکارسازی تغییرات کاربری و پوشش، بیانگر کاهش اراضی کشاورزی و افزایش سطح فضاهای ساخته شده و نیز پیوستگی قابل توجه آن ها در سال 1400 است. قوانین انجمنی مربوط به رشد فضاهای ساخته شده نیز نشان داد اراضی مجاور فضاهایی ساخته شده و راه های اصلی در سال 1380 با میزان اطمینان بیشتری در معرض تغییر قرار گرفته اند. مقایسه قوانین استخراج شده فراگیر و محلی نشان داد میزان اشتراک قوانین فراگیر با قوانین شهرستانهای شهریار، شهر ری و رباط کریم بالای %50 و در شهرستانهای اسلامشهر، شهرقدس و بهارستان کمتر از %50 است.
۲۰۴۲.

ارزیابی تأثیر تغییر اقلیم بر منابع آب سطحی حوضه کارون و تولید برق آبی سد شهید عباسپور تحت سناریوهای RCP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
گرمایش جهانی ناشی از افزایش غلظت گازهای گلخانه ای در دهه های اخیر باعث تغییرات قابل توجهی در فراسنج های اقلیمی شده است که می تواند منابع آب سطحی و به تبع آن تولید انرژی برق آبی را تحت تأثیر قرار دهد. حوضه آبریز کارون به عنوان یکی از مهم ترین منابع تأمین آب و تولید برق آبی در کشور، به واسطه وجود سدهای مخزنی بزرگ از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش، تأثیر تغییر اقلیم بر منابع آب سطحی حوضه آبریز کارون و تولید برق آبی سد شهید عباسپور در دوره های آتی تحت سناریوهای انتشار RCPs ارزیابی شد. برای این منظور از شبکه عصبی مصنوعی (ANN) جهت مدل سازی و پیش نمایی داده های هیدرو-اقلیمی و تولید انرژی برق آبی استفاده گردید. نتایج شبیه سازی نشان داد که در دوره های آتی، میزان تولید انرژی برق آبی در محدوده  5/2 درصد افزایش تا 3/22 درصد کاهش نسبت به دوره پایه متغیر خواهد بود. همچنین، تحت سناریوی خوش بینانه(RCP2.6)،تغییرات انرژی برق آبی روند افزایشی غیرمعنی دار داشت، درحالی که تحت سناریوهای بدبینانه (RCP4.5 و RCP8.5)، کاهش معنی دار تولید انرژی برق آبی تأیید شد. این نتایج نشان می دهد که تغییرات اقلیمی می تواند اثرات منفی قابل توجهی بر منابع آب سطحی و تولید انرژی برق آبی در آینده داشته باشد و مدیریت منابع آب و برنامه ریزی بلندمدت در این زمینه ضروری است.
۲۰۴۳.

ارزیابی پتانسیل ژئوتوریستی ژئوسایت های کارستیک، مطالعه موردی: بخش هورامان، استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۱
امروزه ژئوتوریسم به عنوان زیرمجموعه گردشگری سهم زیادی در توسعه گردشگری دارد. یکی از مناطق مستعد توسعه ژئوتوریسم و گردشگری، مناطق کارستیک هستند. ازآنجایی که بخش اعظم جاذبه های ژئوتوریستی نواحی زاگرس در ایران را پدیده های کارستی تشکیل می دهد؛ در این تحقیق به ارزیابی پتانسیل ژئوتوریسم کارست منطقه هورامان در زاگرس مرتفع پرداخته شد. با بهره گیری از اطلاعات کتابخانه ای و میدانی، ژئوسایت های ارزشمند ازنظر توسعه ژئوتوریسم شناسایی شدند. با توجه به یکسان نبودن ارزش و اهمیت ژئوسایت ها، با استفاده از دو روش رینارد و گام، ژئوسایت های مستعد منطقه ارزش گذاری شدند. علاوه بر ارزش گذاری هر یک از ژئوسایت ها در این دو روش، به منظور تعیین ارزش نهایی ژئوسایت ها، ارزش های به دست آمده از دو مدل باهم ترکیب شدند. ارزش نهایی هر ژئوسایت بر اساس ژئوسایت مربوطه محاسبه شد. میزان ارزش به دست آمده برای هر ژئوسایت به صورت درصد محاسبه شد. بر مبنای این درصدها ارزش نهایی هر ژئوسایت بر اساس دو مدل رینارد و ارزیابی ژئوسایت محاسبه گردید. این ارزش ها در هر دو مدل با اندکی تفاوت مشابهت نزدیکی را نشان می دهد. بر اساس نتایج این پژوهش و میانگین درصدی حاصل از هر دو مدل، چشمه آبشاری بلبر با 64/77 درصد از مجموع امتیازات دارای بالاترین ارزش بود و بعدازآن بزرگ لاپیه های سلین با 04/69 درصد، رودخانه سیروان با 48/67 درصد و دامنه های جنوبی کوسالان با 24/64 درصد از مجموع امتیازات در رده های بعدی قرار دارند.
۲۰۴۴.

فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد.  یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.
۲۰۴۵.

تحلیل فضایی پراکنش فقر شهری (مطالعه موردی: شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۲
شهرها با چالش های بسیاری مواجه هستند. اما می توان گفت مهم ترین مشکلی که آن ها را تهدید می کند فقر است. وجود فقر در شهرها منجر به بروز مسائل اجتماعی، اقتصادی، و کالبدی می شود و پایداری و توسعه این شهرها را با مشکلاتی مواجه می کند. هدف این پژوهش بررسی، شناسایی، و تحلیل پهنه های فضایی فقر در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، و کالبدی در سطح بلوک های آماری شهر ایلام است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت توصیفی  تحلیلی و بنا بر هدف کاربردی است. داده های مورد استفاده از بلوک های آماری سال 1395 مرکز آمار ایران به دست آمده است. شاخص های مورد استفاده در این پژوهش در سه بعد اقتصادی، اجتماعی، و کالبدی بررسی شده است. به منظور تحلیل فضایی پهنه های فقر در شهر ایلام از تکنیک تحلیل نقاط داغ با استفاده از شاخص گتیس ارد جی در محیط نرم افزار Arc GIS بهره گرفته شده است. نتایج تلفیق شاخص های فقر شهری نشان می دهد 58/16 درصد از مساحت شهر ایلام در پهنه های فقیر و خیلی فقیر قرار دارند. بیشترین تمرکز این مناطق در ناحیه های بان برز و سبزی آباد (منطقه 2) است. همچنین، مقادیری از این پهنه ها در نواحی استانداری، هانیوان، تپه شاهد، مرکزی (منطقه 1)، نوروزآباد (منطقه 3) و آزادگان (منطقه 4) پراکنده شده اند که نشان دهنده وجود لکه های فقر در سایر نقاط شهر است. 4/21 درصد از مساحت شهر ایلام در پهنه های مرفه و خیلی مرفه قرار دارند. این مناطق بیشتر در نواحی پشت صداوسیما و پیچ عاشوری و شادآباد (منطقه 3) و رزمندگان و جانبازان (منطقه 4) واقع شده اند. 02/62 درصد از مساحت شهر در پهنه متوسط فقر شهری قرار دارد و این مساحت در تمامی مناطق شهر، به ویژه منطقه 1، پراکنده است.  
۲۰۴۶.

ارتقای محتوای دروس معماری بر اساس مکان سازی مبتنی بر ظرفیت های فضایی: نمونه پژوهشی، طرح درس «معماری بومی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۲۷۳
پژوهش حاضر با تمرکز بر مسئله هماهنگی میان سرفصل های آموزشی درس معماری بومی و ظرفیت های نظری معماری بومی، به دنبال ارائه چهارچوبی نظری و کاربردی برای بهبود آموزش معماری است. در این راستا، مسئله پژوهش در قالب نبود مدلی جامع برای آموزش مفاهیم چندلایه بین ابنیه و طبیعت بررسی شده است. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش، توسعه محتوای آموزشی درس معماری بومی با استفاده از انگاره های مفهومی موضوع پژوهش است. در این مسیر، پژوهش به شناسایی و معادل سازی تم های اصلی در ظرفیت های نظری فضا، مکان، بوم و محیط پرداخته است. ضرورت پرداختن به این مسئله ناشی از چالش های طراحی معماری، بدون توجه به شناخت ساختاریافته از محیط و اثرات منفی آن بر کیفیت فضاهای زیستی و تعاملات انسانی است. روش پژوهش، کیفی، از نوع تحلیل تماتیک انتخاب شده و داده های پژوهش از 60 کتاب و 50 مقاله مرتبط استخراج شده است. این داده ها طی فرآیند کدگذاری و تحلیل، به 16 ترکیب مفهومی مرتبط با تم های محیطی و نظری سازماندهی شدند که به طور مستقیم در طراحی طرح درس جدید با 16 جلسه آموزشی به کار رفته اند. نتایج پژوهش از طریق طراحی شبکه ای مفهومی و تدوین اهداف رفتاری بر اساس تم های محیطی و نظری، الگویی جامع را برای آموزشِ شناخت و مداخله هدفمند در محیط های بومی ارائه کرده است. پژوهش نتیجه گیری می کند که با استفاده از اصول بوم شناسی، ترکیب معماری سنتی و فرهنگ بومی می توان آموزش معماری را به سمت معماری مبتنی بر ذات بومی آن، یعنی طراحی فضاهای پایدار و مکان های زمینه گرا، سوق داد.
۲۰۴۷.

ارزیابی شدّت خشکسالی حوضه آبخیز «رضی چای» با استفاده از شاخص های VCI ،TCI ،VHI(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۴۹
خشکسالی به عنوان یکی از مهم ترین چالش های زیست محیطی، امنیت غذایی و منابع آبی را به شدت تهدید می کند. شناسایی و پایش مناطق مستعد خشکسالی با استفاده از روش های نوین، به ویژه در حوضه آبخیز «رضی چای»، از اهمیت زیادی برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی شاخص های محیطی شامل: دمای سطح زمین(LST) ، رطوبت خاک و شاخص پوشش گیاهی (NDVI) در دوره 2016 تا 2022 و با بهره گیری از داده های ماهواره ای « MODIS » در سامانه گوگل ارث انجین انجام شد . در این مطالعه، شاخص های خشکسالی TCI ، VCI و VHI محاسبه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بیشترین دمای سطح زمین در جنوب غرب حوضه با 303 کلوین و کمترین دما در شمال شرق با 293 کلوین ثبت شده است. همچنین، رطوبت خاک در جنوب غرب به کمینه مقدار خود (73/6 میلی متر) و در شمال شرق به بیشینه مقدار (16 میلی متر) رسیده است. شاخص « NDVI » نیز بیشترین تراکم پوشش گیاهی را در جنوب غرب و شمال شرق حوضه با مقدار 15/0 نشان داد . بررسی شاخص های خشکسالی نشان داد که در بخش های مرکزی حوضه، شاخص « TCI » با مقدار 42/0 تنش گرمایی را افزایش داده است. همچنین، کاهش شاخص های VCI و VHI به ترتیب با مقادیر 16/0 و 03/0- ، نشان دهنده افت قابل توجه سلامت پوشش گیاهی در این مناطق بوده است . تحلیل همبستگی میان شاخص های خشکسالی و عوامل محیطی نشان داد که شاخص « VHI » بیشترین همبستگی معنی دار را با « NDVI » در حدود 34/0 داشته است. در نهایت، این نتایج نشان می دهد که با افزایش دمای سطح زمین و کاهش رطوبت خاک، خشکسالی تشدید شده و به سلامت پوشش گیاهی آسیب جدی وارد شده است.
۲۰۴۸.

ارزیابی تاثیر تنوع پوشش گیاهی در بام سبز گسترده بر مصرف انرژی ساختمان (نمونه موردی: ساختمان های مسکونی شهر تبریز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۲۳۴
زمینه و هدف: با توجه به تغییرات آب و هوایی و افزایش روزافزون مصرف انرژی در جهان، نیاز به تغییر رویکردها در مورد مصرف انرژی و افزایش بهره وری از آن روز به روز بیشتر احساس می شود. یکی از راه حل های مطرح شده در سال های اخیر، استفاده از بام های سبز می باشد که به واسطه ی کاهش انتقال حرارت، سایه اندازی و کنترل آلاینده ها، اثرات مثبتی بر مصرف انرژی در ساختمان دارند. عملکرد بام های سبز تحت تاثیر عوامل و فاکتورهای مختلفی قرار دارد که یکی از آن ها نوع پوشش گیاهی است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر انواع پوشش های گیاهی به کاررفته در بام سبز بر میزان مصرف انرژی ساختمان در اقلیم سرد می باشد.روش بررسی: این پژوهش به عنوان یک مطالعه ی توصیفی-تحلیلی می باشد، که، پس از انتخاب یک ساختمان مسکونی یک طبقه در شهر تبریز سه نوع پوشش گیاهی وینکا، فرانکنیا و سدوم انتخاب و در ساختار بام سبز مدل انتخابی اعمال گردید. شبیه سازی های انرژی و ارزیابی رفتار حرارتی این ساختمان با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر (ورژن 7) انجام گرفت.یافته ها و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از پوشش های گیاهی وینکا، فرانکنیا و سدوم در بام سبز ساختمان، به ترتیب مصرف انرژی را به میزان 4.2، 3.9 و 3.8درصد نسبت به ساختمان با بام بدون پوشش گیاهی کاهش می دهد. در مقالات مورد بررسی نیز تاثیر مثبت بام سبز در بهینه سازی انرژی ساختمان ثابت شده است. به نظر می رسد بهره گیری از بام سبز بطور اخص کاشت وینکا نسبت به سایر گونه های شبیه سازی شده در یک بام سز گسترده، به عنوان یک راه حل مناسب برای کاهش مصرف انرژی ساختمان ها باشد. بام سبز در اقلیم شهر تبریز راه حلی عملی و پایدار برای مصرف انرژی در آب و هوای سرد و خشک است و می توان از مزایای بسیار آن در اقلیم این شهر بهره برد.
۲۰۴۹.

بهبود دقت زمانی و مکانی نقشه شاخص پوشش گیاهی (NDVI) با استفاده از الگوریتم های تلفیق تصاویر ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۲۶۱
استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست در محدوده های وسیع، امکان پوشش هم زمان کل منطقه را فراهم نمی کند. این مسئله زمانی که ارزیابی پوشش های گیاهی هم زمان و یا بررسی تغییرات پدیده های کوتاه مدت در یک منطقه وسیع مد نظر باشد، مطالعات را با چالش مواجه می سازد. ادغام داده های تصاویر ماهواره ای لندست با قدرت تفکیک پذیری مکانی مناسب، با اطلاعات تصاویر ماهواره ای مادیس با قدرت تفکیک پذیری زمانی مناسب، می تواند راه حلی برای پیوند بین داده های با وضوح زمانی و مکانی مناسب باشد. هدف از این تحقیق ارزیابی الگوریتم های مختلف ادغام تصاویر در تهیه نقشه شاخص پوشش گیاهی (NDVI) می باشد. بدین منظور از شش الگوریتم تلفیق، شامل NNDiffuse (انتشار نزدیک ترین همسایه)، PC (مؤلفه های اصلی)،Brovey، CN(رنگ نرمال شده)، Gram-Schmidt و SFIM (مدل مبتنی بر فیلتر هموارسازی) در یک محدوده آزمایشی در استان خوزستان استفاده شد. پس از ارزیابی نتایج الگوریتم ها و انتخاب مناسب ترین الگوریتم تلفیق، بر اساس محاسبه میزان خطاهای آماری و ارزیابی معیارهای طیفی (ضریب همبستگی) و مکانی (فیلتر لاپلاسین)، اطلاعات طیفی و مکانی بازتاب باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک هشت تصویر موزائیک شده لندست-8 (30 متر) با باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک یک تصویر مادیس (250 متر) تلفیق گردید. جهت بررسی پوشش های گیاهی، با تصویر ماهواره ای تلفیق شده، شاخص پوشش گیاهی (NDVI)، در محدوده استان خوزستان تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که الگوریتم NNDiffuse از دقت مطلوب تری جهت ادغام باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک لندست 8 و مادیس برخوردار است، به طوری که شاخص گیاهی NDVI به دست آمده از این الگوریتم در مقایسه با تصویر لندست- 8 اصلی، از کم ترین خطای آماری (1234/0) RMSE و (081/0)MAE برخوردار است.
۲۰۵۰.

پیشران ها و سناریوهای توسعه کسب وکارهای سرزمینی در ایران: رویکردی آینده پژوهانه با تأکید بر آمایش سرزمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۱۹۳
کسب وکارهای سرزمینی به عنوان یکی از مهم ترین اجزای اقتصاد جهانی نقش بسزایی در توسعه و رشد اقتصادی کشورها دارند؛ بنابراین توسعه این بخش یکی از دغدغه های سیاست گذاران و مجریان عرصه توسعه صنعتی در کشورهاست. هدف از پژوهش حاضر شناسایی پیشران های مؤثر بر توسعه کسب وکارهای سرزمینی در کشور ایران با رویکرد آینده پژوهی در راستای آمایش سرزمین است. محققان در این پژوهش در راستای مبانی علم آینده پژوهی با رویکرد اکتشافی و تحلیلی و نیز با به کارگیری مدل های کمّی عوامل و پیشران های مؤثر بر کسب وکارهای سرزمینی را در ایران شناسایی و تحلیل و سناریوهای مختلف را برای توسعه این کسب وکارها در آینده تدوین کرده اند. روش گردآوری اطلاعات مبتنی بر روش مطالعات اسنادی-پیمایشی و تکنیک دلفی بوده که پیشران های پژوهش با استفاده از روش تحلیل تأثیر متقابل شناسایی شده است. در این مطالعه از 9 شاخص و 49 عامل و برای تجزیه و تحلیل داده ها و تحلیل ساختاری تأثیرگذاری هر یک از متغیر ها از نرم افزار MicMac و Scenario Wizard استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از میان عوامل بررسی شده 10 عامل به عنوان کلیدی ترین عوامل (تحریم ها، درآمد، جذب سرمایه های خارجی، دسترسی به بازار، دسترسی به سرمایه، مشارکت، دسترسی به تکنولوژی، هزینه انرژی، مشارکت بخش خصوصی و منابع) انتخاب شده است. مهم ترین اولویت در توسعه کسب وکارهای سرزمینی مدیریت عوامل موجود در موقعیت خطر و مخاطره است. همچنین، تأثیر تورم به عنوان یک محرک ثانویه در این زمینه می تواند نقش مهمی در توسعه کسب وکارها داشته باشد. درزمینه نتایج سناریوهای مختلف نیز مشخص شد که رفع تحریم ها و باز شدن درهای اقتصاد جهانی به روی اقتصاد داخلی تنها یک بخش از پازل توسعه کسب وکارهای سرزمینی در ایران است.
۲۰۵۱.

بررسی اثرات غیر خطی جهانی شدن بر بهره وری نیروی کار در کشور عراق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه و هدف: طی سال های اخیر و با افزایش مباحث مربوط به جهانی شدن و تنوع دیدگاه ها درباره آن، بررسی تاثیر جهانی شدن بر متغیرهای کلان اقتصادی و از جمله بهره وری به یک موضوع جذاب در ادبیات آکادمیک تبدیل شده است. مطالعه و بررسی اثرات جهانی شدن بر بهره وری نیروی کار به دلایل متعددی از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا بینش هایی را در مورد این که چگونه یکپارچگی اقتصادی جهانی بر کارایی نیروی کار، رشد اقتصادی و توسعه کلی تأثیر می گذارد، ارائه می دهد. مطالعه اثرات جهانی شدن بر رشد بهره وری نیروی کار برای درک پویایی های اقتصادی، اطلاع رسانی سیاست ها، افزایش رقابت پذیری و آماده سازی نیروی کار برای چالش های آینده ضروری است. این دانش کشورها و کسب وکارها را قادر می سازد تا ضمن رسیدگی به چالش های آن، از مزایای جهانی شدن بهره ببرند و در نهایت به رشد اقتصادی پایدار و بهبود استانداردهای زندگی کمک کنند. بر این اساس هدف این مطالعه بررسی اثرات غیر خطی جهانی شدن بر بهره وری نیروی کار در عراق می باشد. روش شناسی: به منظور بررسی اثرات غیر خطی جهانی شدن بر بهره وری نیروی کار در عراق طی دوره زمانی 2022-1995 از الگوی خودتوضیح با وقفه های گسترده غیرخطی (NARDL) در این تحقیق استفاده شده است. همچنین تقارن یا عدم تقارن تاثیرات جهانی شدن بر بهره وری نیروی کار در عراق بررسی شده است. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های این تحقیق نشان داد تکانه های مثبت جهانی شدن اثرات مثبت و معناداری بر بهره وری نیروی کار داشته است. اما اثرات تکانه های منفی جهانی شدن بر بهره وری نیروی کار، معنادار نبوده است. با توجه به این تاثیرات می توان نتیجه گرفت که هرچه کشور عراق در شرایط جهانی شدن اقتصاد قرار بگیرند از مزایا آن بیشتر فایده مند خواهد شد. با توجه به تاثیر مثبت و معنادار شاخص توسعه انسانی بر بهره وری نیروی کار، می توان پیشنهاد داد که سیاست مداران کشور عراق در راستای تقویت این شاخص از طریق بهبود شرایط آموزشی در مقاطع تحصیلی مختلف، بهبود شرایط بهداشت و درمان و امید به زندگی تصمیم های درست و بلندمدت بگیرند تا علاوه بر بهره مندی از اثرات غیر مستقیم این شاخص، سطح بهره وری نیروی کار به عنوان یکی از کلیدها اصلی توسعه پایدار تقویت و پایدارتر گردد. بر اساس نتایج لازم به تاکید است که توسعه انسانی و بهبود آن بدون وقفه نمی تواند سبب بهبود رشد بهره وری شود و با گذشت زمان کم کم آثار آن پدید خواهد آمد. همچنین براساس اثرات منفی و معنی دار نرخ تورم بر بهره وری نیروی کار، بانک مرکزی عراق در راستای کنترل حجم نقدینگی به عنوان دلیل اصلی تورم در اقتصاد کشورها، کوشش و اهتمام بیشتری داشته باشد. در اخر با در نظر گرفتن تاثیر مثبت و معنادار سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر بهره وری نیروی کار دولت عراق می تواند با کاهش ریسک های داخلی و افزایش امنیت سیاسی و اقتصادی خود با افزایش سرمایه گذاری خارجی علاوه بر استفاده از سایر اثرات مثبت آن، در راستای بهبود بهره وری نیروی کار قدم بزرگی بردارد.
۲۰۵۲.

بررسی عملکرد ترکیبی شاخص های سنجش از دوری در برآورد خشکسالی (منطقه مورد مطالعه: استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۳۷
خشکسالی یکی از مهمترین مخاطرات طبیعی است که برآورد و پایش صحیح آن تاثیر زیادی بر مدیریت و کاهش خسارات ناشی از این پدیده دارد. امروزه علاوه بر شاخصهای خشکسالی مبتنی بر داده های اقلیمی، شاخص های سنجش از دوری خشکسالی نیز به طور گسترده خصوصا در مناطقی که با کمبود داده های اقلیمی مواجه هستند، مورد استفاده قرار می گیرند. با توجه به دسترسی مناسب به تصاویر ماهواره ای و اطلاعات قابل توجه ارائه شده توسط این تصاویر، این شاخص ها عملکرد نسبتا مناسبی را ارائه می دهند. همچنین شاخص های ترکببی سنجش از دوری شاخص های نسبتا جدید و چند متغیره ای هستند که برای پایش خشکسالی، تلفیقی از شاخص های سنجش از دوری را در نظر می گیرند. مطالعات نشان داده است اثربخشی این شاخص ها می تواند تحت تاثیر منطقه مورد مطالعه نیز قرار گیرد. با توجه به اهمیت ارزیابی کارآیی روش های نوین در پایش خشکسالی، عملکرد شاخص ترکیبی سنجش از دور CDI با شاخص های سنجش از دوری VCI، TCI، VHI و PCI در استان چهارمحال و بختیاری مقایسه گردید. شاخص CDI ترکیبی از شاخص های VCI، TCI و PCI می باشد. بدین منظور مقادیر شاخص های مذکور با مقادیر شاخص خشکسالی اقلیمی SPI در دوره آماری 2020-2001 و با در نظر گرفتن تاخیر زمانی 0 تا 8 ماه از طریق محاسبه ضریب تعیین مقایسه شدند. برای هر شاخص تاخیر زمانی که بالاترین ضریب تعیین را ارائه نمود، مشخص شد. برای محاسبه SPI، از داده های بارش 19 ایستگاه باران سنجی منطقه مطالعه در مقیاسهای زمانی 3 و 6 ماهه استفاده شد. نتایج نشان داد شاخص ترکیبی CDI با اختلاف قابل توجه بیشترین تطابق را با مقادیر SPI ارائه می دهد. بر اساس نتایج، بالاترین ضریب تعیین برای شاخص VCI در مقیاس زمانی شش ماهه با تاخیر زمانی 3 ماه به طور میانگین برابر 0.30 می باشد. برای شاخص TCI، مقدار R2 میانگین برابر 0.50 در هر دو مقیاس سه و شش ماهه و بدون تاخیر زمانی می باشد. R2 میانگین برای شاخص VHI در مقیاس شش ماهه با تاخیر دو ماه برابر 0.41 محاسبه شد. ضریب تعیین میانگین برای PCI در مقیاس سه ماهه و بدون تاخیر زمانی برابر 0.32 به دست آمد. در نهایت شاخص CDI عملکرد بسیار بهتری را ارائه کرد. مقادیر  R2میانگین در هر دو مقیاس زمانی سه و شش ماهه و بدون تاخیر زمانی برابر 0.83 به دست آمد. بنابراین در حالیکه هر یک از سه شاخص  VCI، TCI و PCI به صورت مجزا تطابق نسبتا ضعیفی را با SPI ارائه کردند، تلفیق آنها در قالب شاخص CDI تطابق فابل توجهی را با SPI ارائه کرد.
۲۰۵۳.

تحلیل اثرات اقتصادی شهرک های صنعتی بر مناطق پیرامونی (مطالعه موردی: شهرک صنعتی سلیمان صباحی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
مقدمه امروزه، صنعت به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی، نقش محوری در پیشرفت مناطق کمتر توسعه یافته ایفا می کند. این بخش به دلیل قابلیت جابه جایی و انطباق عوامل تولید با شرایط مختلف جغرافیایی، نسبت به بخش کشاورزی از انعطاف بیشتری برخوردار است. ارتباطات پیشین و پسین صنعت با سایر بخش های اقتصادی، آن را به ابزاری مؤثر برای ساماندهی منابع و تحقق توسعه پایدار تبدیل کرده است. فرایند صنعتی شدن از چنان نقش محوری ای برخوردار است که می توان دستاوردهای فناورانه سه قرن گذشته را عامل اساسی پیشرفت و رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در عصر حاضر دانست. از این رو، صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم تعیین کننده و نیازی اجتناب ناپذیر برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورها تلقی می شود. بر این اساس، بیشتر کشورها با برنامه ریزی و سیاست گذاری های هدفمند به سمت صنعتی شدن حرکت می کنند. یکی از این سیاست ها، احداث شهرک های صنعتی است که با هدف تجمیع فعالیت های تولیدی و صنعتی در یک محدوده جغرافیایی مشخص طراحی می شوند. این شهرک ها با جذب سرمایه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه صنایع خدماتی و پشتیبان، به تحقق اهداف اجتماعی اقتصادی کمک می کنند. با این حال، توسعه شهرک های صنعتی می تواند چالش هایی مانند آلودگی محیط زیست را نیز به همراه داشته باشد. در ایران، سابقه احداث شهرک های صنعتی به سال 1333 و تأسیس اولین شهرک صنعتی در کرج باز می گردد. شهرک صنعتی سلیمان صباحی آران و بیدگل (استان اصفهان) که در سال 1370 تأسیس شد، با میزبانی بیش از 500 واحد صنعتی، به ویژه در صنعت فرش ماشینی، به یکی از مراکز کلیدی صنعتی منطقه تبدیل شده است. اقتصاد آران و بیدگل به طور قابل توجهی به این شهرک وابسته است و حضور کارگران در آن، منبع اصلی درآمد و اشتغال منطقه را تشکیل می دهد. با وجود پژوهش های متعدد درباره نقش شهرک های صنعتی در توسعه اقتصادی ایران، تأثیرات اقتصادی شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر شهر آران و بیدگل تا کنون بررسی نشده است. این پژوهش با هدف پر کردن این شکاف، به ارزیابی تأثیرات این شهرک بر شاخص های کلیدی توسعه اقتصادی، شامل ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که ایجاد و توسعه شهرک صنعتی سلیمان صباحی چه تأثیری بر شاخص های توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است؟ فرضیه پژوهش بر این است که این شهرک تأثیر مثبتی بر شاخص های توسعه اقتصادی منطقه داشته است. مواد و روش ها این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی با رویکرد کمی و کاربردی است. جامعه آماری شامل 92287 نفر از ساکنان شهر آران و بیدگل بود. نمونه گیری به روش تصادفی ساده انجام شد و با استفاده از فرمول کوکران و خطای 5 درصد، حداقل حجم نمونه 383 نفر تعیین شد. برای اطمینان از کفایت داده ها، 440 پرسشنامه توزیع شد که پس از حذف 40 پرسشنامه ناقص یا غیر معتبر، 400 پرسشنامه معتبر (91 درصد نرخ پاسخ دهی) برای تحلیل انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته با 13 سؤال در مقیاس لیکرت پنج درجه ای بود که ابعاد اصلی شاخص اقتصادی مانند اشتغال و درآمد را پوشش می داد. سؤالات مثبت (11 سؤال) و منفی (2 سؤال شامل افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی) به صورت تصادفی در پرسشنامه قرار گرفتند تا از سوگیری پاسخ جلوگیری شود. سؤالات منفی برای تحلیل یکنواخت در نرم افزار SPSS ریکود شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط پنج متخصص اقتصاد منطقه ای و روش تحقیق تأیید شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ (0/87) محاسبه شد که نشان دهنده پایایی بالای پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند. برای توصیف داده ها، از شاخص های آماری توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و برای آزمون فرضیات، از آزمون های T تک نمونه ای (مقایسه میانگین شاخص اقتصادی با مقدار مرجع 3)، فریدمن (رتبه بندی متغیرها) و T گروه های مستقل (مقایسه پاسخ های مردان و زنان) استفاده شد. سطح معناداری آزمون ها 0/05 بود و نرمال بودن داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف تأیید شد. همچنین، 13 متغیر کلیدی اقتصادی، از جمله ایجاد اشتغال، افزایش درآمد، کاهش فقر، جذب سرمایه گذاری و تغییر کاربری اراضی، با تعاریف عملیاتی مشخص انتخاب شدند تا تأثیرات شهرک صنعتی به صورت جامع بررسی شود. یافته ها نتایج آزمون T تک نمونه ای نشان داد میانگین کل شاخص اقتصادی (3/50) به طور معناداری بالاتر از مقدار مرجع 3 است (p<0.05) و اندازه اثر کوهن (d=0.74) اثر بزرگ را تأیید کرد. این یافته نشان دهنده تأثیر مثبت و قابل توجه شهرک صنعتی سلیمان صباحی بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل است. بررسی میانگین متغیرهای شاخص اقتصادی نشان داد از 13 متغیر، تنها متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» میانگینی کمتر از مقدار مرجع (3) داشت. سایر متغیرها میانگین بالاتر از حد متوسط را نشان دادند. با این حال، افزایش قابل توجه میانگین دو متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» و «تغییر کاربری اراضی» که معمولاً به عنوان پیامدهای منفی توسعه اقتصادی تلقی می شوند، نشان دهنده چالش هایی در دسترسی به مسکن و پایداری محیط زیست در منطقه است. نتایج آزمون فریدمن نشان دهندهتفاوت معنادار در رتبه بندی متغیرها توسط پاسخ دهندگان بود. به بیان دیگر، پاسخ دهندگان اهمیت متفاوتی برای متغیرهای پژوهش قائل شدند. در این راستا متغیر «افزایش قیمت زمین و مسکن» با میانگین رتبه 9/76 بالاترین اهمیت و متغیر «بهبود وضعیت پس انداز شهروندان» با میانگین رتبه 4/60 کمترین اهمیت را از دیدگاه پاسخ دهندگان داشت. نتایج آزمون T گروه های مستقل نشان داد تفاوت معناداری بین پاسخ های مردان (میانگین 3/54) و زنان (میانگین 3/44) وجود ندارد، که نشان دهنده تأثیر اندک جنسیت بر ادراک شاخص اقتصادی است.  نتیجه گیری یافته ها نشان داد شهرک صنعتی سلیمان صباحی تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه اقتصادی شهر آران و بیدگل داشته است. این تأثیر به ویژه در متغیرهای ایجاد اشتغال، افزایش تولید و افزایش صادرات محصولات مشهود است. با این حال، متغیرهای افزایش قیمت زمین و مسکن و تغییر کاربری اراضی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شدند که می توانند پایداری توسعه را تهدید کنند. برای تقویت اثرات مثبت و کاهش چالش ها، پیشنهاد می شود: 1) تنظیم مقررات برای کنترل سوداگری ملکی و تأمین مسکن ارزان قیمت، 2) نظارت دقیق بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی، و 3) استفاده از سیستم های بازچرخانی آب در واحدهای صنعتی برای مدیریت منابع آب در منطقه کویری. برای تحقیقات آتی، بررسی اثرات بلندمدت شهرک بر نابرابری درآمدی و پیامدهای اجتماعی و زیست محیطی توصیه می شود. این پژوهش به دلیل تمرکز بر یک شهرک خاص، قابلیت تعمیم محدودی دارد و بررسی های بیشتر در سایر مناطق ضروری است.
۲۰۵۴.

راهبردهای توسعه کشت گیاهان دارویی در استان لرستان با رویکرد آینده نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
تحقیق پیش رو راهبردهای توسعه کشت گیاهان دارویی را موردبررسی قرار داده است. در این تحقیق بنا به هدف تعیین شده از رویکرد آینده نگاری و تکنیک تحلیل پیشران ها استفاده شد. ابتدا با 37 تن از کارشناسان و کشاورزان مطلع، مصاحبه های نیمه ساختارمند انجام شد و کدهای حاصل از تحلیل محتوا در قالب ساختار STEEP دسته بندی و در نهایت نتایج این بخش در قالب ماتریس تأثیرات متقاطع مجدداً به پاسخگویان برگردانده شد. داده های حاصله با نرم افزار میک مک مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد که تاکنون توجه جدی به بحث بازاریابی و فروش برای تولیدکنندگان این عرصه نشده است و برخلاف پتانسیل بالای این استان در این عرصه، فعالیت های این حوزه بسیار اندک بوده و صرفاً محصولاتی مورد کشت قرار می گیرد که توسط دولت خرید تضمینی داشته باشد. این در صورتی است که توسعه بازارهای فروش و مدیریت فروش می تواند انگیزه تولیدکنندگان را افزایش دهد. از سویی دیگر تقویت زیرساخت ها نظیر توسعه و تکمیل جاده های مواصلاتی بین روستاها برای تردد ماشین آلات تخصصی موردنیاز و نیز توسعه پوشش اینترنت می تواند به افزایش تعامل بهره برداران با کارشناسان منجر گردد و اطلاع رسانی و آگاهی دادن به نحوه کشت و حل مشکلات مرتبط با تولید و بهره برداری را منجر گردد. همچنین"توسعه پژوهش و فناوری و همکاری بین بخشی در بین نهادهای مرتبط از دیگر حوزه های مهمی هستند که باید موردتوجه قرار بگیرند.
۲۰۵۵.

تبیین و تحلیل اثر مؤلفههای ارزش ویژه برند بر توسعه گردشگری پزشکی (مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۱
از آنجایی که مقصدها مکان هایی است که مردم آنها را برای تجربه ای خاص و بر اساس درکی که از خصیصه خاصی از جاذبه حاصل شده است، برای اقامت و سفر انتخاب می کنند، می توان با استفاده از روش های برنامه ریزی برای آنها یک برند ایجاد کرد. بدین ترتیب، گردشگران در هنگام انتخاب بین مقصدی که به برند تبدیل شده است و رقبای آن به دلیل جایگاه بهتری که برند در ذهن ها دارد، مقصد دارای برند را ترجیح دهند. اینگونه است که امروز توجه صرف به زیرساخت های سخت از بین رفته و تمرکزی چشمگیر به زیرساخت های نرم، طرح ریزی شهری نظیر طرح ریزی یک تصویر ذهنی خوب یا ساخت یک برند برای شهر در حال شکل گیری است. به همین منظور، پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل اثر مؤلفه های ارزش ویژه برند بر توسعه گردشگری پزشکی در کلانشهر اهواز تدوین شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. طبق یافته های پژوهش در راستای بررسی برازش مدل از شاخص های کای دو بر درجه آزادی، ریشه میانگین مربعات خطای برآورد، ریشه میانگین مربعات باقیمانده استانداردشده و شاخص برازش تطبیقی استفاده شد. در این مطالعه تمامی شاخص های 964/2CMIN/DF =، 072/0 RMSEA =، 074/0 SRMR = و 927/0 CFI = تأیید شد. همچنین، بین میانگین مشاهده شده متغیر ارزش ویژه برند توسعه گردشگری پزشکی و مؤلفه های کیفیت ادراک شده، هویت برند، تصویر برند، وفاداری به برند و آگاهی از برند با میانگین فرضی (عدد 3) تفاوت معناداری وجود دارد (001/0sig = ). همچنین، میانگین مشاهده شده متغیر ارزش ویژه برند توسعه گردشگری پزشکی و مؤلفه های کیفیت ادراک شده، هویت برند، تصویر برند، وفاداری به برند و آگاهی از برند از میانگین فرضی بیشتر است؛ درنتیجه می توان گفت که متغیر ارزش ویژه برند توسعه گردشگری پزشکی و مؤلفه های کیفیت ادراک شده، هویت برند، تصویر برند، وفاداری به برند و آگاهی برند وضعیت مطلوبی دارد.
۲۰۵۶.

ارزیابی تأثیر فرم شهری بر آسایش حرارتی فضای باز (مطالعه موردی : شهر تبریز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
در دهه گذشته، توسعه نظریه های مرتبط با شهرهای پایدار، شهرهای اکولوژیک، اکوسیستم ها، شهرهای هوشمند و شهرهای سبز، توجه طراحان و برنامه ریزان شهری را به ضرورت ایجاد هماهنگی میان طراحی شهری و طبیعت معطوف کرده است. متخصصان همواره بر اهمیت پایداری محیط زیست، مواجهه با چالش های اقلیمی و ادغام اصول اکولوژیکی در برنامه ریزی شهری تأکید داشته اند. این رویکرد بیانگر تعهدی گسترده به ایجاد محیط های شهری تاب آور است که نه تنها با تغییرات اقلیمی سازگار می شوند، بلکه تأثیرات منفی آن را نیز کاهش داده و زمینه ساز زندگی پایدار می شوند.این پژوهش به بررسی ویژگی های ریزاقلیم شهری که بر محله های مسکونی تأثیرگذار است، از طریق برنامه ریزی و طراحی شهری می پردازد. فرم های مختلف بلوک های شهری، ریزاقلیم های گوناگونی ایجاد می کنند که سطح آسایش متفاوتی برای شهروندان فراهم می آورد. پژوهش حاضر، به مقایسه موضوع آسایش حرارتی فضای باز در فصل زمستان (۲۰ دسامبر) شهر تبریز برای سه فرم رایج بلوک های مسکونی (حیاط دار، خطی و منفرد) پرداخته است. برای این منظور، از نرم افزار ENVI-met جهت شبیه سازی دمای هوا، شاخص میانگین پیش بینی شده (PMV)، سرعت باد و رطوبت نسبی استفاده شده است تا مشخص شود کدام یک از این بلوک های رایج برای اقلیم سرد تبریز مناسب تر است. هدف اصلی پژوهش، روشن سازی تأثیر فرم بلوک ها بر آسایش حرارتی فضای باز در مساکن تبریز است. در این مطالعه، با حفظ تراکم ساختمانی ثابت، اثرات فرم های مختلف شهری بر آسایش حرارتی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که در فصل زمستان، مدل های حیاط دار و منفرد تأثیر بیشتری بر آسایش حرارتی فضای باز ساکنان دارند. شبیه سازی مدل خطی حاکی از آن است که این فرم در این منطقه مناسب نیست و نمی تواند آسایش حرارتی مطلوبی برای مساکن در فصول سرد فراهم کند.
۲۰۵۷.

سنجش عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی در بافت مرکزی شهر اهواز(خیابان سلمان فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
مسیر پیاده تجلی گاه حیات مدنی شهر و محل رخداد وقایع و فعالیت های اجتماعی شهروندان در زندگی و حیات شهری می باشد. لذا هدف اصلی این پژوهش، سنجش عملکرد فضاهای پشتیبان شبکه پیاده راهی خیابان سلمان فارسی در بافت مرکزی شهر اهواز می باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است و از روش اسنادی و پیماشی برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که در بعد کالبدی(5/58)، عرض مناسب پیاده راه با توجه به حجم زیاد عابرین، بیشترین تأثیر را در میزان رضایت شهروندان از پیاده راه شامل می شود و در بعد اجتماعی که در جایگاه دوم قرار دارد(30/22)، تمایل شهروندان به پیاده روی درخیابان سلمان فارسی بیشترین اولویت را داشته است.
۲۰۵۸.

بازخوانی تفاوت های جنسیتی در ادراک معماری: تحلیل انسان شناسانه از خانه موزه میرزا کوچک جنگلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۸۲
ادراک فضاهای معماری تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله جنسیت، فرهنگ، و پیشینه اجتماعی شکل می گیرد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تفاوت های جنسیتی بر ادراک معماری، خانه موزه میرزا کوچک در شهر رشت را به عنوان مطالعه موردی انتخاب کرده است. این خانه، که نمونه ای برجسته از معماری سنتی گیلان محسوب می شود، فرصتی برای تحلیل رفتارها و واکنش های ادراکی زنان و مردان در مواجهه با فضای معماری فراهم می کند. روش تحقیق شامل پرسشنامه، مشاهده، مصاحبه و تحلیل رفتار بازدیدکنندگان است. داده ها با استفاده از تکنیک های توصیفی و تحلیلی در فرمت فیلد نوتی از مشاهدات در روند مقاله بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که زنان بیشتر به جزئیات تزئینی و عناصر حسی محیط توجه دارند، در حالی که مردان بر جنبه های کلی و عملکرد فضایی تمرکز می کنند. همچنین، فضاهای باز و ایوان های خانه برای مردان جذاب تر و فضاهای داخلی با تزیینات و نورپردازی برای زنان معنادارتر است. این مطالعه نشان می دهد که طراحی معماری باید به تفاوت های جنسیتی در ادراک توجه داشته باشد تا بتواند تجربه ای متعادل تر و مؤثرتر برای همه کاربران فراهم کند. به ویژه در فضاهای تاریخی و فرهنگی، استفاده از المان های بومی و طراحی های متناسب با ادراکات جنسیتی می تواند حس تعلق و ارتباط بازدیدکنندگان با محیط را تقویت کند. یافته های این پژوهش می تواند به معماران و طراحان در ایجاد فضاهای معماری متعادل و کارآمد برای هر دو جنس کمک کند.
۲۰۵۹.

استخراج مرز زمین های کشاورزی از تصاویر ماهواره ای با یادگیری عمیق و شبکه های عصبی پیچشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۵
هدف از استخراج اطلاعات مرزی، ایجاد پایگاه اطلاعات زمین های کشاورزی است. با داشتن این معلومات می توان میزان مصرف آب و برداشت محصول را تخمین زد و هدایت ماشین آلات کشاورزی را خودکار نمود. برداشت میدانی مرز زمین ها زمان بر و پرهزینه است و برای این کار می توان روش های سنجش از دوری را مورد استفاده قرار داد. اما ترسیم دستی مرز زمین های کشاورزی از روی تصاویر سنجش از دوری، همچنان دشوار است. بنابراین استفاده از روش های خودکار راه حل مناسبی به نظر می رسد. این روش ها را می توان به دو دسته روش های مرسوم پردازش تصویر و روش های مبتنی بر یادگیری ماشین طبقه بندی کرد. روش های مرسوم پردازش تصویر مانند تشخیص لبه، مشکلاتی چون موقعیت یابی نادرست و دقت تشخیص ضعیف دارند. بنابراین محققان الگوریتم های تشخیص لبه نوین را بر اساس یادگیری عمیق، پیشنهاد نموده اند. شبکه های عصبی پیچشی ازجمله آن ها هستند که در این پژوهش به کار رفته اند. برای پیاده سازی روش پیشنهادی، از زبان برنامه نویسی پایتون نسخه 3.11 در چارچوب کتابخانه keras استفاده شد. یکی از مشکلات استفاده از شبکه های عصبی پیچشی، کمبود مجموعه داده آموزشی مناسب است. در پژوهش حاضر برای حل این مشکل، از فنون انتقال یادگیری و تنظیم دقیق استفاده شد. مجموعه داده دسترسی آزاد فرانسه در کنار سه مجموعه داده همدان، بهار و خرسان، برای آموزش شبکه های عصبی پیچشی به کار رفت. هشت سناریوی آزمایشی طراحی شد. پنج مورد از آن ها با تنظیم دقیق و سه مورد دیگر بدون تنظیم دقیق انجام گرفت. همچنین پنج حالت معماری مختلف از شبکه U-Net با شبکه های پایه مختلف پیاده سازی شد. برای ارزیابی عملکرد، معیارهای Dice Score، IoU، Accuracy، Recall و F1-Score محاسبه شدند. در پایان مشخص شد انتقال یادگیری و تنظیم دقیق، روشی برای جبران کمبود داده های آموزشی و افزایش دقت هستند. در این پژوهش دقت عملکرد سناریوی سوم آزمایش،0.73T  در معیارIoU بود. وقتی همین سناریو با استفاده از تنظیم دقیق انجام شد، دقت آن 0.14 بهبود یافت و به 0.87 رسید. همچنین مکانیسم Attention در ترکیب با معماری های شبکه عصبی، دقت استخراج مرز را بهبود داد.
۲۰۶۰.

طراحی الگوی بازاریابی کارآفرینانه در گردشگری پایدار: بهره گیری از فناوری های نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۹
صنعت گردشگری به عنوان یکی از پویاترین صنایع جهانی، تأثیر عمیقی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی جوامع دارد. با افزایش تقاضا برای تجربه های پایدار، نیاز به رویکردهای نوآورانه در مدیریت و بازاریابی گردشگری بیش از پیش احساس می شود. این پژوهش با هدف ارائه چهارچوبی جامع برای توسعه گردشگری پایدار با تمرکز بر بازاریابی کارآفرینانه انجام شده است. بازاریابی کارآفرینانه با بهره گیری از فناوری های نوین و خلاقیت، امکان انطباق با تغییرات سریع محیطی و جلب رضایت گردشگران را فراهم می کند. این تحقیق به روش کیفی و با استفاده از رویکرد داده بنیاد انجام شد. داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۳ نفر از مدیران، استادان دانشگاه و کارشناسان بازاریابی جمع آوری شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام و مدل مفهومی تحقیق تدوین شد. نتایج نشان داد که شش مقوله اصلی شامل عوامل علّی (نوآوری در فناوری، تغییرات رفتاری گردشگران)، عوامل مداخله گر (محدودیت های قانونی، مشکلات مالی)، عوامل بسترساز (پیشرفت های فناورانه، سیاست های حمایتی)، راهبردها (استفاده از هوش مصنوعی، جذب سرمایه گذاری)، پدیده محوری (تأثیر فناوری های نوین) و پیامدها (توسعه اقتصادی پایدار، حفاظت از منابع طبیعی) چهارچوبی کامل برای توسعه گردشگری پایدار فراهم می کنند. مدل ارائه شده نقشه ای عملی برای سیاست گذاران و مدیران صنعت گردشگری است تا با بهره گیری از بازاریابی کارآفرینانه و فناوری های پیشرفته، راهکارهایی برای دستیابی به پایداری اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی خلق کنند. این پژوهش بر اهمیت داده محوری و خلاقیت در طراحی راهبردهای گردشگری تأکید دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان