فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
8 - 29
حوزههای تخصصی:
تکرار واضحات در گزارش حسابرسی نوعی زبان مورد استفاده بدون تغییر با ارزش اطلاعاتی اندک است که خوانندگان گزارش را کمتر دچار مشکل می کند و با پیچیدگی یا خوانایی متن متفاوت است. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی تأثیر تکرار واضحات در اثربخشی گزارش های حسابرسی و سپس بررسی نقش تجربه استفاده کنندگان از گزارش حسابرسی در پرتو نظریه اثر تقلیل دهندگی است. روش شناسی: این مطالعه مداخله ای به روش نمونه گیری در دسترس بر روی نمونه های پژوهش که شامل سرمایه گذاران خبره و کم تجربه است، اجرا شده و اطلاعات موردنیاز با اجرای یک طرح آزمایش و پرسشنامه محقق ساخته گردآوری و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری ANCOVA برای اندازه های تکراری انجام شده است. یافته های پژوهش: نتایج تحقیق نشان می دهد که تکرار واضحات بالا در گزارش حسابرسی موجب کاهش اثربخشی گزارش حسابرسی می شود و این تأثیر در مورد سرمایه گذاران کم تجربه با شدت و معنی داری بیشتری وجود دارد. نتیجه گیری، اصالت و دانش افزایی: نتایج مطالعه بینش های مهمی را، نه تنها برای تدوینکنندگان استانداردهای حسابرسی در مورد بهبود اثربخشی گزارش های حسابرس ارائه می کند، بلکه پیامدهایی نیز برای سایر حوزه ها با توجه به اجرای مقررات مشابه به همراه دارد. نهایتاً، نتایج حاصله برای حرفه حسابرسی به لحاظ ضرورت زیر سوال بردن منتقدانه شیوه های گزارش دهی کنونی حائز اهمیت است.
آینده پژوهی پایداری مالی صندوق های بازنشستگی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
163 - 197
حوزههای تخصصی:
هدف: طی سال های گذشته صندوق های بازنشستگی از لحاظ پایداری با مشکلاتی مواجه شده اند. با وجود این، استراتژی های برون رفت از شرایط ناپایداری، به صورت علمی بررسی نشده است؛ بنابراین مسئله پیش رو، شناخت پیشران های مؤثر بر پایداری مالی صندوق های بازنشستگی، تحلیل و فهم روابط میان آن ها، شناسایی حوزه های اقدام و ارائه راهبرد و برنامه های برون رفت از ناپایداری مالی با توجه به سناریوهای متصور از آینده است.
روش: پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، ترکیبی و به روش پیمایشی و اکتشافی اجرا شده است. برای پاسخ به مسئله، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پیشران ها با روش تحلیل ساختاری و نتایج، نرم افزار میک مک تعیین شد. با تعیین پیشران های بااهمیت و دارای عدم قطعیت، بر اساس الگوی شوارتز، سناریوهای آتی استخراج شدند. با انجام تحلیل محتوای نتایج مصاحبه با خبرگان و مرور ادبیات، حوزه های اقدام و سیاست گذاری صندوق های بازنشستگی بررسی و با ترکیب اقدام ها، استراتژی ها حاصل شد. با به کارگیری نرم افزار متلب، سیستم استنتاج فازی و بر اساس روش های شش گانه برنامه ریزی پابرجا، استراتژی های پابرجا برای بهبود پایداری مالی تعیین شدند.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که وجود تحریم ها و تنش های اقتصادی، نظامی و استقلال صندوق ها از دولت، دو پیشران اصلی پایداری مالی صندوق هاست و بر پایداری مالی و سایر پیشران ها بیشترین تأثیرگذاری را دارند. تحلیل ریخت شناسی این دو پیشران، به ایجاد ۹ سناریو منجر می شود که ممکن است در آینده پیش روی صندوق ها بازنشستگی قرار گیرد. نتایج پژوهش دربرگیرنده ۱۰ حوزه اقدام استراتژیک است که به شناسایی ۳۲ استراتژی مختلف و ۱۰ پایگاه دانش منجر می شود. با به کارگیری سیستم استنتاج فازی و تحلیل پایگاه دانش، داده های لازم برای تحلیل پابرجایی استراتژی ها حاصل شد. استراتژی ها برای خروج از بحران ناپایداری مالی بر اساس تحلیل نتایج روش های شش گانه پابرجایی ارزیابی شد. استراتژی منتخب شامل اصلاح و بهبود پارامترهای مؤثر بر تعهدات صندوق های بازنشستگی، استفاده از نظام چندستونی، اتصال نظام بازنشستگی به سیستم مالیاتی، ایجاد طرح های بیمه پردازی و پوشش فراگیر جمعیت (ازجمله جمعیت مهاجر) برای مشارکت در طرح های بازنشستگی و بیمه پردازی، واگذاری مدیریت سرمایه گذاری صندوق ها به نهادهای مالی به منظور افزایش سودآوری است.
نتیجه گیری: تحلیل ساختاری پیشران ها بیانگر اهمیت متغیرهای کلان اقتصادی و شیوه حکمرانی صندوق هاست. علاوه بر تأثیرگذاری این دو بُعد بر پایداری، سایر پیشران ها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد بنابراین، در تصمیم گیری ها، بایستی روابط بین پیشران ها مدنظر قرار گیرد. از طرفی این ابعاد بیشتر تحت تأثیر سیاست های کلان کشور است و سناریوهای متصور آتی را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. بازنگری در این خصوص، بر عملکرد صندوق ها اثر مثبتی خواهد داشت. صندوق های بازنشستگی برای خروج از ناپایداری مالی، باید اقدام های گسترده ای در حوزه های تدوین طرح های بازنشستگی جدید، تأمین مالی از منابع پایدار و بهبود بازده سرمایه گذاری ها انجام دهند. قوانین و مقررات حوزه نظام بازنشستگی باید توسط نهادهای ذی ربط بازنگری و در تصمیم گیری های مالی استقلال صندوق ها لحاظ شود. به دلیل درهم تنیدگی آثار اجتماعی و اقتصادی صندوق های بازنشستگی، انجام هرگونه اصلاح یا اتخاذ هر استراتژی در این حوزه، باید بااطلاع کامل ذی نفعان و اندازه گیری اثرهای پیدا و پنهان آن صورت پذیرد تا بهترین نتیجه حاصل شود.
مسئولیت اجتماعی شرکت و راهبردهای رقابتی: نقش تعدیل کنندگی عملکرد راهبری و عملکرد شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
145 - 184
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر راهبردهای رقابتی با نقش تعدیل کنندگی عملکرد راهبری و عملکرد شرکت بر اساس شاخص های ارزش آفرینی است. نمونه پژوهش متشکل از 1660 مشاهده با مجموع 166 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 تا 1401 است و داده ها با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مسئولیت اجتماعی شرکت، بر راهبرد رهبری هزینه و راهبرد تمایز تاثیر مثبت و معناداری دارد. از بین سه مولفه عملکرد راهبری، استقلال کمیته حسابرسی و کارایی عملکرد واحد حسابرسی داخلی، تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر راهبرد رهبری هزینه را تقویت می کند، اما استقلال هیئت مدیره، نقش تعدیل کنندگی بر این تاثیر ندارد. همچنین، از بین سه مولفه عملکرد راهبری، تنها کارایی عملکرد واحد حسابرسی داخلی تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر راهبرد تمایز را تقویت می کند. علاوه بر این، ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار، تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر هر دو راهبرد رهبری هزینه و تمایز را تقویت می کنند. ارتقای عملکرد راهبری شرکت ها از طریق اجرای اصول راهبری شرکتی و همچنین برنامه ریزی جهت بهبود عملکرد شرکت بر اساس شاخص های ارزش آفرینی موجب تقویت تاثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر راهبردهای رقابتی و به تبع، بهره مندی شرکت از مزایای این امر می شود. علاوه بر این، با در نظر گرفتن اهمیت عملکرد راهبری و مشارکت مسئولیت اجتماعی در راهبردهای رقابتی، مدیران می توانند ضمن کسب مزیت رقابتی، موجب خلق ارزش و مشروعیت در جامعه برای شرکت شوند.
چرخه عمر شرکت و پیش بینی پذیری تداوم فعالیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
111 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: فرض تداوم فعالیت یک اصل اساسی است که زیربنای تهیه صورت های مالی است. یکی از روش هایی را که می توان برای پیش بینی در مورد ادامه فعالیت یک شرکت استفاده نمود، تمرکز بر چرخه عمر شرکت است. آگاهی از مرحله چرخه عمر شرکت می تواند به مدیریت در ارزیابی تداوم فعالیت کمک نماید. در این راستا، در پژوهش حاضر چرخه عمر شرکت و پیش بینی پذیری تداوم فعالیت شرکت مورد بررسی قرارگرفته است. روش: روش شناسی این پژوهش هم مبتنی بر روش شناسی تجربی و هم روش شناسی شبیه سازی آماری است. در این راستا، ابتدا چرخه عمر طبیعی شرکت و دینامیک چرخه عمر طبیعی شرکت معرفی شده و بر اساس داده های تجربی و داده های شبیه سازی شده به روش مونت کارلو فرضیه های پژوهش آزمون شد. داده های تجربی این پژوهش از میان تعداد 141 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1382 تا 1401 به دست آمده است. یافته ها: بر اساس مدل چرخه عمر طبیعی شرکت و بر مبنای مدل دیکینسون با استفاده از داده های تجربی و داده های شبیه سازی شده نتایج نشان داد چرخه عمر شرکت دارای رفتار غیرخطی بوده و به دلیل بالا بودن درجه غیرخطی در تمامی مراحل چرخه عمر پیش بینی تداوم فعالیت میسر نیست. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت با توجه به مدل دیکینسون چرخه عمر شرکت از یک چرخه طبیعی پیروی نمی کند را نشان نمی دهد و در نتیجه، پیش بینی پذیری تداوم فعالیت شرکت امکان پذیر نیست. با توجه به جدید بودن این پژوهش، ازلحاظ نظری، نتایج به دست آمده می تواند مسیر جدیدی را در پژوهش های مربوط به چرخه عمر شرکت باز کند. همچنین، نتایج این پژوهش اطلاعات مناسب تری را در اختیار استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری و مالی در راستای تصمیم گیری آن ها قرار می دهد.
پیش بینی ریسک مالی شرکت ها بر اساس الگوریتم ترکیبی یادگیری عمیق FA-PSO-LSTM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با توجه به لزوم نظارت مستمر یر داده های مالی و با تمرکز بر الگوریتم های هوش مصنوعی طی یک مطالعه تجربی و میدانی و با استفاده از با استفاده از یک مدل جدید مورد، داده های شرکت های فعال در سه صنعت فلزات اساسی، خودروسازی و فرآورده های نفتی را در یک بازه زمانی ده ساله موردارزیابی دقیق قرار داده است. پس از تعیین عوامل موثر مالی حاصل از تحلیل عاملی، از خطای میانگین مربعات و مقادیر پیش بینی شده شبکه عصبی LSTM جهت بهینه سازی تابع الگوریتم ازدحام ذرات و بهینه سازی نرخ یادگیری و تعداد لایه های پنهان شبکه های عصبی استفاده گردید. مدل یادگیری عمیق FA-PSO-LSTM مورد استفاده یک مدل ابتکاری و نسبتا جدید است که از مزایای شبکه LSTM در پردازش سری های زمانی به طور کامل می تواند بهره مند شده و به تکامل نطریه پردازی در این خصوص منتهی شود. نتایج حاکی از آن است که مدل پیشنهادی در صنعت فرآورده های نفتی با دقت بالا ریسک مالی را پیش بینی نموده و اهمیت متغیرهایی چون نقدینگی، جریان نقدی و سودآوری را برجسته ساخته است. در صنعت خودروسازی، شاخص هایی مانند نقدینگی، ظرفیت عملیاتی و توسعه پایدار اثرگذارتر بودند، در حالی که در صنعت فلزات اساسی بیشترین ثبات داده ها مشاهده و بهترین عملکرد مدل ثبت شد.در مجموع، متغیرهای نقدینگی، سودآوری، جریان نقدی، ظرفیت عملیاتی و قابلیت توسعه به عنوان عوامل کلیدی مشترک ریسک شناسایی گردیدند همچنین مشخص شد که که مدل پیشنهادی در مقایسه با روش های سنتی و سایر الگوریتم ها، دقت و کارایی بالاتری دارد.
شناسایی الگوی ساختاری عدم قطعیت سیاست اقتصادی، عدم ثبات بازار مالی و نقد شوندگی سهام بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
41 - 64
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با عنوان شناسایی الگوی ساختاری عدم قطعیت سیاست اقتصادی، عدم ثبات بازار مالی و نقدشوندگی سهام بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. این پژوهش به صورت اکتشافی انجام شده است. در روش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و در روش کمی با روش ساختاری تفسیری به مدلسازی پرداخته شده است. جامعه مورد بررسی خبرگان و مدیران بورس اوراق بهادار هستند که با روش گلوله برفی تعداد 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این تحقیق، مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. فرایند تحلیل داده های حاصل از متن مصاحبه ها نیز با توجه به اهمیت آن در رویکرد تحلیل تم، همزمان با جمع آوری داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز انجام شد و در قالب مضامین و زیر مقولات طبقه بندی شدند. در روش تحلیل تم برای تأمین روایی و پایایی براساس شاخص کاپای کوهن، مقدار 0.87 مورد تائید قرار گرفت. در ادامه براساس شاخص های شناسایی شده ماتریس ورودی تکنیک ساختاری تفسیری تشکیل شده و بر این اساس مدلسازی تفسیری انجام شده است .تغییرات در نرخ تورم، سیاست ارزی، و نوسانات لحظهای در بازار بورس میتوانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم تأثیراتی بر نقدشوندگی سهام و عدم ثبات بازار مالی داشته باشند. این ارتباطات معقولیت بازار را در پرتو فرضیه بازار کارا نشان میدهند و اهمیت مدیریت ساختار سرمایه، رشد درآمد، سازگاری با بازار، و اخبار و رویدادها را در سیاستگذاری و مدیریت بورس به وضوح نشان میدهند.
انتقال دانش در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی با توجه به اثر تعدیلی تخصص حسابرس در صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
141 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه انتقال دانش در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی با توجه به اثر تعدیلی تخصص حسابرس در صنعت است. انتقال دانش بین موسسه های حسابرسی (انتقال دانش بیرونی) نیز موضوعی بود که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت؛ به این معنی که شباهت در سطح صنعت باعث غنی شدن محیط اطلاعاتی شرکت می شود و می تواند توانایی حسابرس در درک معامله های اقتصادی را افزایش دهد که در نتیجه بهای تمام شده در حسابرسی کاهش می یابد. در این پژوهش داده های شرکت های بورسی در بازه زمانی سال های 1391 تا 1401 استخراج و تحلیل شد. آزمون فرضیه ها با استفاده از داده های ترکیبی (شرکت-سال) از طریق نرم افزار استاتا نسخه 17 انجام گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد انتقال دانش در حسابرسی و انتقال دانش بیرونی در حسابرسی با حق الزحمه حسابرسی رابطه معکوس و معنی دار دارد. علاوه بر این نتایج نشان داد تخصص حسابرس در صنعت، رابطه بین انتقال دانش در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی و همچنین رابطه بین انتقال دانش بیرونی در حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی را تعدیل می کند.
بررسی میزان اثربخشی مسئولیت اجتماعی شرکت بر میزان رضایت مندی کارکنان: بررسی موردی کارکنان پتروشیمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) به عنوان یک فلسفه انتقادی و یک استراتژی که بر نگرش کارکنان تأثیر می گذارد، ظهور کرده است. درحالی که بیشتر پژوهش های CSR بر رابطه بین فعالیت های CSR و مشتریان خارجی متمرکز است، مطالعات نسبتاً کمی تأثیر CSR را از دیدگاه کارکنان بررسی می کنند. این مطالعه تأثیر CSR را بر مشارکت، رضایت و حفظ کارکنان مورد بررسی قرارداد. روش: داده ها از ۳۵۰ کارمند شاغل در شرکت های پتروشیمی جمع آوری شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استفاده شد و تمامی مقیاس ها از مطالعات قبلی اقتباس شدند. از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد و پاسخ دهندگان شامل کارکنان مدیریتی و غیرمدیریتی شرکت های پتروشیمی بودند. از پاسخ دهندگان خواسته شد تا نظرات خود را در مقیاس پنج درجه ای لیکرت از ۱ کاملاً مخالف تا ۵ کاملاً موافق ارزیابی کنند. با کارکنان شخصاً تماس گرفته شد و پرسش نامه ها سه هفته پس از توزیع جمع آوری شد. از ۴۰۰ پرسش نامه توزیع شده، ۳۵۰ پاسخ جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از SPSS استفاده شد. تحلیل همبستگی برای بررسی قدرت ارتباط بین متغیرهای CSR و رضایت کارکنان استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بین CSR و رضایت کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (r = 0.754، p < 0.001). این ارتباط اولیه شواهدی را در حمایت از فرضیه های پژوهش ارائه می کند. علاوه بر این، برای آزمون تأثیر CSR بر رضایت کارکنان، تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد. نتایج نشان داد CSR به طور مثبت و معناداری بر رضایت کارکنان تأثیر دارد (β = 0.527، p < 0.001). ضریب تعیین تعدیل شده (Adj-R² = 36.9%) نشان داد که CSR توضیح دهنده بخش قابل توجهی از تغییرات رضایت کارکنان است. این بدان معناست که با افزایش یک واحد در CSR، رضایت کارکنان به میزان 0.527 افزایش می یابد. نتیجه گیری: این یافته ها برای تصمیم گیرندگان و محققان بسیار مهم است و نشان می دهد که سازمان ها می توانند از طریق مشارکت دادن خود در فعالیت های اجتماعی، به عنوان مثال، شناسایی نیازهای جامعه و برآوردن آنها، کار برای محیطی بهتر، مشارکت در رفاه کارکنان، تولید محصولات باکیفیت برای مشتریان و پیروی از آن ها، رضایت و حفظ کارکنان خود را افزایش دهند.
بررسی نقش حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمان های بخش عمومی: با میانجی گری کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری (مورد مطالعه: بیمارستانهای دولتی استان تهران)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش بررسی نقش حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمان های بخش عمومی: با میانجیگری کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری (موردمطالعه: بیمارستانهای دولتی استان تهران) بوده و حوزه پژوهش کاربردی است. روش تحقیق پیمایشی با کمی انجام شده است و داده ها با نمونه گیری تصادفی ساده به وسیله پرسش نامه ای استاندارد گردآوری شده است. توزیع پرسش نامه در 40 بیمارستان دولتی استان تهران در سال ۱۴۰3 انجام شده است و نمونه ای 200 نفره از جامعه آماری موردمطالعه شامل افرادی با پست های سازمانی: مدیر و کارشناس فناوری و اطلاعات، مدیر امور مالی و حسابداری و کارشناس سیستم اطلاعات در بیمارستان های دولتی استان تهران انتخاب شدند. آزمون آمار توصیفی از طریق نرم افزار spss26 و آزمون فرضیه های با استفاده نرم افزار آماری smart pls4 انجام شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات عملکرد را افزایش نمیدهد، بلکه باید از طریق سیستم اطلاعات حسابداری میانجیگری شود. این موضوع نشان میدهد که توالی نقش حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات به سیستم اطلاعات حسابداری یک عامل اساسی در دستیابی به عملکرد سازمانی است؛ بنابراین حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمان های بخش عمومی: با میانجیگری کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری (موردمطالعه: بیمارستانهای دولتی استان تهران) تأثیر معناداری دارد.
نقش اختلالات عصب شناختی شنیداری و دیداری در تردید حرفه ای حسابرسان
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تردید حرفه ای، عامل بنیادینی در حفظ و بهبود کیفیت حسابرسی محسوب می شود و از این رو، مطالعات گوناگونی به بررسی عوامل اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی موثر بر آن پرداخته اند. مطالعه حاضر، دامنه این عوامل را به حوزه عصب شناختی گسترش می دهد. به طور خاص، این مطالعه تأثیر اختلالات عصب شناختی، شامل اختلالات شنیداری و دیداری، بر تردید حرفه ای حسابرسان را ارزیابی می کند. همچنین، مطالعه حاضر تأثیر شرایط کاری مطلوب - شامل کیفیت پرداخت، فرصت های ارتقاء و محیط همکاری - در کاهش اثرات منفی این اختلالات را مورد بررسی قرار می دهد. روش شناسی: برای اندازه گیری اختلالات یادشده، از یک ابزار رایانه ای شبه آزمایشی با نام آزمون عملکرد پیوسته شنیداری و دیداری یکپارچه، استفاده می شود. تردید حرفه ای نیز با استفاده از مقیاس تردید حرفه ای هارت (2010) مورد ارزیابی قرار می گیرد. نمونه پژوهش شامل 76 نفر از حسابرسان مستقل می باشد. نتایج: نتایج نشان می دهد که اختلالات شنیداری تاثیر معنی داری بر تردید حرفه ای حسابرسان ندارد لکن، اختلالات دیداری به طور معکوس و معنی داری بر تردید حرفه ای اثرگذار می باشد. به بیان دیگر، اختلالات دیداری سبب تضعیف تردید حرفه ای می گردد. افزون بر این، مطابق با شواهد پژوهش، شرایط کاری مطلوب، به طور معناداری اثرات منفی اختلالات دیداری را کاهش می دهد. . نتیجه گیری: نتایج این پژوهش برای سیاست گذاران حوزه مالی و موسسه های حسابرسی دارای اهمیت است، زیرا نشان می دهد که اولا اختلالات عصب شناختی، تهدید با اهمیتی برای تردید حرفه ای محسوب می شود و ثانیا بهبود شرایط کاری می تواند به حفظ کیفیت حسابرسی حتی با وجود اختلالات عصب شناختی کمک نماید.
تأثیر سرمایه گذاران نهادی بر افشای پایداری: بررسی نقش تعدیل کننده عملکرد مالی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سرمایه گذاران نهادی و افشای پایداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است همچنین نقش تعدیل کننده عملکرد مالی در این رابطه مورد تحلیل قرار گرفت تا روشن شود آیا شرکت های با عملکرد مالی بهتر، در تقویت این رابطه نقش موثرتری ایفا می کنند یا خیر ؟ این پژوهش از نوع همبستگی، پس رویدادی و کاربردی است جامعه آماری این پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1402- 1393 بود که پس از اعمال روش حذف سیستماتیک 58 شرکت (580 مشاهده سال –شرکت ) به عنوان نمونه انتخاب شدند. همپنین تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Eviews 10 انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که سرمایه گذاران نهادی تاثیر مثبت و معناداری بر افشای پایداری شرکت ها دارند. همچنین عملکرد مالی به عنوان یک متغیر تعدیلگر، شدت این رابطه را به صورت مثبت و معناداری تقویت می کند. به بیان دیگر، شرکت هایی که از عملکرد مالی مطلوب تری برخوردارند، تمایل بیشتری به افشای اطلاعات مرتبط با پایداری نشان می دهند .
بهینه سازی سبد سهام تحت شرایط زیان گریزی در بورس تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
799 - 826
حوزههای تخصصی:
هدف: در حوزه بهینه سازی پُرتفوی سهام، در مطالعات گذشته، معیارهای ریسک مختلفی تحت عنوان «معیارهای کلاسیک ریسک» به کار گرفته شده است. برآورد صحیح مقدار ریسک پرتفوی و کنترل آن، در حفظ ثروت سرمایه گذاران نقش مؤثری دارد. عدم برآورد صحیح ریسک پرتفوی، یکی از مهم ترین دلایل بروز بحران های مالی در دهه های اخیر بوده است. مطابق با تئوری دورنما، سرمایه گذاران در قبال زیان، احساس عدم مطلوبیت بیشتری می کنند؛ بنابراین وزن بیشتری به زیان می دهند. این موضوع باعث می شود که شاخص های رایج ریسک، مانند ارزش در معرض ریسک، ریزش مورد انتظار، واریانس و...، ریسک را غالباً کمتر از حد برآورد کنند. این مطالعه به دنبال بررسی بهینه سازی پرتفوی سهام با رویکرد مالی رفتاری و تحت شرایط زیان گریزی در بورس اوراق بهادار تهران است و برای نخستین بار عملکرد این رویکرد با معیارهای مختلف ریسک در حوزه مالی کلاسیک (نظیر انحراف معیار، ریزش مورد انتظار، ارزش در معرض ریسک، ارزش در معرض ریسک شرطی، گشتاور ارزش در معرض ریسک، حداکثر زیان، آنتروپی و...) با در نظرگرفتن افق های زمانی مختلف (کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت) و با پرتفوی هایی با اندازه های مختلف (کوچک، متوسط و بزرگ) مقایسه شده است.
روش: عملکرد معیار ریسک مبتنی بر زیان گریزی که بر اساس مدل فولگا (۲۰۱۶) طراحی شده است، به همراه ۱۱ معیار ریسک کلاسیک دیگر در بهینه سازی پرتفوی، با استفاده از داده های روزانه ۱۷۸ شرکت بورسی و با استفاده از آزمون های ناپارامتریک (آزمون کروسکال والیس و آزمون ویلکاکسون یک طرفه) و رویکرد مبتنی بر شبیه سازی ارزیابی شده است. مدل فولگا، با استفاده از معیار ریسک مبتنی بر بخش زیان بار توزیع بازدهی پرتفوی که به طور خاص رفتار سرمایه گذاران زیان گریز را شبیه سازی می کند، با در نظر گرفتن معیارهایی مانند ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR) و میزان انحراف منفی یا زیان بار از یک سطح مرجع (LPM)، ارزیابی دقیقی از ریسک را در چارچوب مالی رفتاری در بازارهای مالی ارائه می دهد. در این مطالعه، به جای اکتفا به بازدهی و ریسک پرتفوی سهام برای مقایسه عملکرد آن ها، از ۲۶ معیار مختلف برای این منظور استفاده شد. همچنین در این مطالعه از روش شبیه سازی تاریخی برای محاسبه معیارهای ریسک استفاده شده است؛ دلیل بهره گیری روش شبیه سازی تاریخی آن است که نخست، همه معیارهای ریسک استفاده شده در پژوهش حاضر این قابلیت را دارند که با استفاده از روش یاد شده محاسبه شوند. علت دوم استفاده از روش شبیه سازی تاریخی این است که روش یاد شده، هیچ پیش فرضی برای توزیع داده ها در نظر نمی گیرد و به همین دلیل نسبت به سایر روش های محاسبه ریسک برتر است.
یافته ها: بسته به مقدار آستانه یا همان نقطه مرجع در تئوری دورنما، عملکرد معیار ریسک با لحاظ زیان گریزی می تواند متفاوت باشد. زمانی که مقدار آستانه از صفر بزرگ تر یا مساوی با آن (معادل صفر درصد، ۲+ درصد و ۴+ درصد) است، معیار ریسک با لحاظ زیان گریزی نسبت به دیگر معیارها، به طور مطلق در بهینه سازی پرتفوی عملکرد بهتری دارد؛ اما در حالت هایی که مقدار آستانه ای منفی است (معادل ۲- درصد و ۴- درصد)، نسبت به سایر معیارها برتری خاصی ندارد.
نتیجه گیری: در شرایطی که امکان برآورد پارامترهای ضریب زیان گریزی و مقدار آستانه ای وجود دارد، عملکرد معیار ریسک مبتنی بر مالی رفتاری (تحت شرایط زیان گریزی) در بهینه سازی پرتفوی در شرایط واقعی بازار (مقدار آستانه ای صفر یا بالاتر) بهتر از سایر معیارهای کلاسیک مالی است. همچنین زمانی که مقدار آستانه ای از صفر بزرگ تر می شود، نتایج این مطالعه نشان می دهد که «انحراف معیار» نسبت به سایر معیارهای ریسک کلاسیک، عملکرد بهتری را از خود نشان می دهد.
بررسی رابطه بین افشای موضوعات کلیدی در گزارش حسابرس و ابهام در سود
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف اساسی گزارشگری مالی، ارائه اطلاعات شفاف و قابل اتکا به استفاده کنندگان جهت تصمیم گیری آگاهانه است. با این حال، در سال های اخیر ابهام در سود به عنوان یکی از شاخص های کیفیت پایین سود، توجه بسیاری از پژوهشگران، سرمایه گذاران و تنظیم گران را به خود جلب کرده است. در چنین شرایطی، نقش حسابرس در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و ارتقای شفافیت اطلاعاتی حیاتی است. از این رو با توجه به مطالب فوق این تحقیق به دنبال بررسی این موضوع است که شهرت شرکت رابطه بین سیاست های تقسیم سود و مالکیت نهادی را تعدیل می کند؟ جامعه آماری تحقیق 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. همچنین قلمرو زمانی شامل 10 سال متوالی از سال 1393 تا 1402 است که با استفاده از رگرسوین خطی چند متغیره و داده های ترکیبی به آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد که نتایج یافته ها نشان داد بین افشای موضوعات کلیدی در گزارش حسابرس و ابهام در سود رابطه معنادار و معکوسی برقرار هست.
بررسی رابطه آگاهی بخشی قیمت سهام و ناکارآمدی مدیریت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه آگاهی بخشی قیمت سهام و ناکارآمدی مدیریت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس شواهد بازار سرمایه پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف، تحقیقی کاربردی و در زمره تحقیقات توصیفی- همبستگی به شمار می رود. داده های تحقیق برای دوره 10 ساله (۱۳۹۳ لغایت ۱۴۰۲) از صورت های مالی حسابرسی شده شرکت های بورس اوراق بهادار تهران و در مواردی نیز با استفاده از نرم افزارهای اطلاعاتی ره آورد نوین که حاوی داده های بازار سرمایه ای تهران می باشند، گردآوری می شود. اطلاعات ۱۸۱ شرکت پس از بررسی همه جانبه از جنبه در دسترس بودن اطلاعات آنها پس از جمع آوری، پردازش شد و توسط روش های آمار توصیفی مناسب و هم چنین روش های آماری استنباطی جهت تشخیص نوع داده های ترکیبی و با استفاده از نرم افزار آماری R، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس تحلیل صورت پذیرفته نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها در سطح خطای مورد انتظار پنج درصد نشان داد بین آگاهی بخشی قیمت سهام و ناکارآمدی مدیریت رابطه معنی داری وجود دارد.
نقش هوش مصنوعی در ارتقای عملکرد و مدیریت ریسک در شرکت های لیزینگ
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های کلیدی در تحول دیجیتال بخش مالی مطرح شده است. شرکت های لیزینگ، به عنوان نهادهای میانجی مالی فعال در تأمین سرمایه گذاری های بلندمدت، با چالش های متعددی در زمینه های ارزیابی اعتبار، پیش بینی ریسک های مالی و بهینه سازی عملیات روبه رو هستند. این پژوهش با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) و با استفاده از داده های شبیه سازی شده مبتنی بر روش مونت کارلو (۱۰,۰۰۰ تکرار)، نقش هوش مصنوعی در ارتقای عملکرد عملیاتی و مدیریت ریسک در شرکت های لیزینگ را بررسی کرد. یافته های کیفی حاصل از مصاحبه با ۱۰ خبره، سه تم اصلی را آشکار ساخت: چالش های ساختاری در عملکرد، نیاز به سیستم های هوشمند مدیریت ریسک، و بارزگری فناوری هوش مصنوعی. بر این اساس، داده های کمّی شبیه سازی شده نشان داد که استقرار هوش مصنوعی، زمان تصمیم گیری را ۶۴٪ (از ۱۴ روز به ۵ روز)، هزینه های عملیاتی را ۱۸٪ کاهش و دقت پیش بینی نکول را از ۷۲٪ به ۸۹٪ افزایش می دهد. همچنین، ریسک تقلب ۶۶٪ کاهش یافت. آزمون های آماری صورت گرفته تأیید کرد که تمام تفاوت ها از نظر آماری بسیار معنادار هستند. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که «هماهنگی در زمان واقعی» و «یکپارچه سازی داده» به ترتیب قوی ترین پیش بین های عملکرد عملیاتی و مدیریت ریسک هستند.
بررسی تأثیر ارتباطات سیاسی و توانایی مدیران بر رابطه بین کیفت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
153-178
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر ارتباطات سیاسی و توانایی مدیران بر رابطه بین کیفت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. از این رو برای دستیابی به اهداف مطالعه چهار فرضیه تدوین شد. سپس، داده های 132 شرکت پذیرفته شده در بورس تهران طی سال های 1393 تا 1400 گردآوری و با استفاده از نرم افزار ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد کیفیت حسابرس با عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی و معنی داری دارد. ارتباطات سیاسی رابطه بین کیفت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی را تعدیل نمی کند. اما توانایی مدیران رابطه بین کیفیت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی را تعدیل می کند. این مطالعه از طریق کمک به گسترش مرزهای دانش، طرح سوالات جدیدی برای تحقیقات آتی و ارائه راه حل های عملی برای مشکلات موجود، از سایر تحقیقات متمایز می شود و به سیاست گذاران و سرمایه گذاران پیشنهادهای کاربردی ارائه می دهد.
بررسی بکارگیری مدل های زبانی بزرگ در حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
95-130
حوزههای تخصصی:
ظهور مدل های زبانی بزرگ تحولات قابل توجهی را در حوزه حسابداری به همراه داشته است. این مدل ها توانایی بهینه سازی فرآیندهای حسابداری، استخراج و تحلیل داده های مالی و به روزرسانی روش های سنجش را دارند. بااین حال، چالش هایی مانند محدودیت های شناختی در مقایسه با توانایی های انسانی، پیچیدگی در پیاده سازی، هزینه های اجرایی و شکاف مهارتی، موانعی برای پذیرش گسترده این فناوری ایجاد کرده اند. پژوهش حاضر با ارائه مرور کلی بر مدل های زبانی بزرگ و مقایسه آن ها با توانایی های انسانی، چالش ها و محدودیت های آن ها را در حسابداری بررسی می کند. همچنین، روش های اصلی استفاده از این مدل ها، شامل رابط کاربری، رابط برنامه نویسی کاربردی، و یک روش مبتنی بر ادغام با اتوماسیون فرآیند رباتیک تشریح می گردد. علاوه بر این، مزایا و معایب هر روش ارائه و تأثیر بکارگیری آن ها در اجرای یک وظیفه حسابداری از لحاظ زمان، نیروی کار و بهای پیاده سازی، ارزیابی می شود. در نهایت، تلاش می شود با ارائه نمونه های عملی از پیاده سازی مدل های زبانی بزرگ در حسابداری، به درک بهتر کاربردهای آن کمک کرده و به کاهش فاصله بین نوآوری های فناورانه و استفاده عملی از آن ها در این حوزه اشاره می شود.
سواد دیجیتال و مهارت های حسابداران نسل Y و Z(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
161-188
حوزههای تخصصی:
سواد دیجیتال، مجموعه ای از مهارت های اساسی در عصر دیجیتال است که فراتر از عملیات رایانه ای محض، توانایی درک دقیق و بکارگیری اطلاعات دیجیتال را در امور مورد نیاز در برمی گیرد. حسابداران جوان نسل Y و Z (متولدین سال های 1360 تا 1381) از ابتدا با تکنولوژی و ابزارهای دیجیتال آشنا بوده اند و به نظر می رسد این مزیت آن ها را قادر می سازد تا در سناریوهای مالی پیچیده و در حال تحول، وظایف خود را اجرا کنند. هدف کلی این مقاله، تعیین رابطه سطح «سواد دیجیتال» با سطح مهارت های حسابداران جوان است. «ذهنیت چابک» شامل سازگاری، یادگیری مستمر، رویکرد مشارکتی و تفکر راه حل محور و «تفکر طراحی» شامل خلاقیت، همدلی و حل مسأله است. همچنین «مهارت کنترلی مدیریت» شامل برنامه ریزی استراتژیک، تخصیص منابع، اندازه گیری عملکرد و مدیریت ریسک می باشد. با مشارکت 175 نفر از حسابداران جوان در تکمیل پرسشنامه ای شامل 30 گزاره و استخراج مدل با استفاده از روش معادلات ساختاری، هدف مقاله محقق گردید. یافته ها بیانگر این است که میانگین سطح «سواد دیجیتال» حسابداران جوان، وضعیت مطلوبی دارد.نتایج تحلیل مسیر مستقیم نشان می دهد در بین حسابداران جوان، سطح «سواد دیجیتال» با «ذهنیت چابک» و «مهارت تفکر طراحی» رابطه مثبت دارد اما با «مهارت کنترلی مدیریت» رابطه معناداری ندارد. اما در تحلیل مسیر غیرمستقیم مشاهده گردید که سطح «سواد دیجیتال» و «ذهنیت چابک» به واسطه «مهارت تفکر طراحی» بر سطح «مهارت کنترلی مدیریت» حسابداران تأثیر می گذارد. به نظر می رسد با تقویت و اجرای هر چه بیشتر برنامه درسی حاوی مباحث مربوط به فن آوری های دیجیتال، عملکرد حسابداران ارتقا می یابد.
The Impact of Blockchain Technology on Enhancing Transparency and Security of Financial Reporting: Opportunities and Challenges(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۱, Spring ۲۰۲۵
1-17
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study aims to examine the impact of blockchain technology on transparency, security, fraud reduction, and stakeholder trust in financial reporting. It is grounded in the view that emerging technologies like blockchain can transform financial processes by enhancing accuracy, reliability, and efficiency. Methodology/Design/Approach: A quantitative approach and Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM) were employed to analyze data collected from 312 accounting and financial professionals working in companies listed on the Tehran Stock Exchange. Findings: The results indicate that the adoption of blockchain technology significantly enhances financial reporting transparency, improves information security, reduces fraud and financial errors, and increases stakeholder trust and technology acceptance. Innovation: This research contributes to the literature by empirically demonstrating the strategic importance of blockchain technology in transforming financial and auditing processes. It highlights its role as an effective tool for improving the accuracy, reliability, and efficiency of financial reporting in emerging markets.
ارزیابی و پیش بینی ارزش شرکت ها با استفاده از داده های ESG و ریسک اقلیمی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به تحلیل و پیش بینی ارزش شرکت ها با استفاده از داده های مالی، شاخص های ESG (زیست محیطی، اجتماعی و حکمرانی) و ریسک های اقلیمی پرداخته شده است. هدف اصلی این تحقیق، توسعه یک مدل پیش بینی دقیق تر با استفاده از الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین نظیر XGBoost و شبکه های عصبی چند لایه (MLP) برای تحلیل تأثیر داده های ESG و ریسک های اقلیمی بر ارزش شرکت ها است. نتایج نشان می دهند که ROE (بازده حقوق صاحبان سهام) بیشترین تأثیر را بر پیش بینی ارزش شرکت ها دارد، در حالی که ویژگی های غیرمالی مانند ESG و ریسک های اقلیمی تأثیر نسبتاً کمتری دارند. مدل MLP عملکرد بهتری نسبت به XGBoost در پیش بینی ها از خود نشان داد و دقت بالاتری در شبیه سازی داده ها داشت. این تحقیق همچنین نشان داد که ریسک های اقلیمی و شاخص های ESG، هرچند تأثیر کمتری بر پیش بینی های مالی دارند، اما به عنوان ابزاری برای ارزیابی پایداری بلندمدت شرکت ها باید در تحلیل های مالی گنجانده شوند. بر اساس این یافته ها، پیشنهاد می شود که از مدل های پیچیده تر و دقیق تر برای پیش بینی ارزش شرکت ها و ارزیابی تأثیر ریسک های اقلیمی در بازارهای سرمایه استفاده گردد.