فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: کیفیت حسابرسی به توانایی حسابرسان مستقل در ارزیابی دقیق و بی طرفانه عملکرد مالی و کنترلی سازمان ها وابسته است. هشداردهی حسابرسان که شامل شناسایی و افشای ضعف های کنترلی و خطرات بالقوه است، تأثیر چشمگیری بر کیفیت حسابرسی دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هشداردهی حسابرسان مستقل بر کیفیت حسابرسی و با در نظر گرفتن نقش میانجی هوش هیجانی انجام شده است. روش: این پژوهش کاربردی و کمّی است. داده ها از طریق توزیع پرسشنامه در میان ۱۳۰ حسابرس فعال در مؤسسات حسابرسی تهران (از جامعه ۲۰۰ نفری) جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعیین گردیده و داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SMART PLS تحلیل شدند. یافته ها: هشداردهی حسابرسان مستقل تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت حسابرسی دارد (ضریب مسیر:0.472). تاثیر هشداردهی حسابرسان بر هوش هیجانی نیز با ضریب مسیر 0.996 مثبت و معنادار است. هوش هیجانی به طور مستقیم کیفیت حسابرسی را بهبود می بخشد (ضریب مسیر برابر است با 0.525). نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که هوش هیجانی در رابطه بین هشداردهی حسابرسان و کیفیت حسابرسی، نقش میانجی ایفا می کند. در ابعاد هشداردهی عامل «حرفه حسابرسی» با وزن ۰.۹۹۵ بیشترین اهمیت و عوامل مربوط به «ذی نفعان» با وزن ۰.۹۸۸ کمترین اهمیت را نشان دادند. در ابعاد کیفیت حسابرسی عامل «کیفیت حرفه ای» با وزن ۰.۹۹۴ به عنوان مهم ترین عوامل، «مدیریت و رهبری» و «ارزش مشتری» با وزن ۰.۹۹۰ کم اثرترین عوامل بودند. در مولفه های هوش هیجانی «خودتنظیمی» و «خودآگاهی» با وزن ۰.۹۹۵ بالاترین اهمیت، و «مهارت اجتماعی» با وزن ۰.۹۹۱ کمترین سطح اهمیت را نشان دادند. نتیجه گیری: توجه به ظرفیت هشداردهی حسابرسان، همراه با تقویت مهارت های هوش هیجانی آنان، نقش مهمی در ارتقای کیفیت حسابرسی دارد. از این رو، آموزش و توسعه هوش هیجانی در حسابرسان و فراهم سازی بسترهای سازمانی برای بیان مؤثر هشدارها، می تواند راهبردی مؤثر در بهبود عملکرد حسابرسی باشد.
ارزیابی عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با خوشه بندی های K-Mean و K-Medoid(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
165 - 198
حوزههای تخصصی:
با افزایش حجم داده های مالی در شرکت های بورسی، انتخاب روشی دقیق و کارآمد برای تحلیل و خوشه بندی این داده ها از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این پژوهش بررسی عملکرد مالی شرکت های بورسی ایران و خوشه بندی آنها با استفاده از دو روش خوشه بندی K-Mean و K-Medoid است. این مطالعه بر اساس نسبت های مالی کلیدی شامل بازده دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام، حاشیه سود ناخالص، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و نسبت قیمت به ارزش دفتری انجام شده است. داده های مالی مربوط به شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی ده ساله جمع آوری و تحلیل شده اند. روش K-Mean به دلیل سرعت بالا و کارایی مناسب در داده های بزرگ، خوشه بندی سریعی ارائه می دهد، در حالی که روش K-Medoid به دلیل مقاومت بیشتر در برابر داده های پرت و دارای اغتشاش، خوشه بندی های دقیق تری انجام داده است. تحلیل واریانس (ANOVA) نشان دهنده تفاوت معنادار بین خوشه ها بر اساس معیارهای مالی مذکور است. نتایج پژوهش نشان می دهد که روش K-Medoid توزیع متعادل تر و نتایج دقیق تری در تفکیک شرکت ها ارائه کرده است، در حالی که روش K-Mean برای داده های ساده تر و با حجم بالا مناسب تر است. یافته های این تحقیق می تواند به سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی کمک کند تا بر اساس خوشه های مشخص شده و با توجه به ریسک پذیری و بازدهی مورد انتظار خود، تصمیمات استراتژیک بهتری اتخاذ کنند.
تأثیر استراتژی های تحول دیجیتال بر رفتار خرید مصرف کنندگان
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱ (جلد ۲)
204 - 220
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استراتژی های تحول دیجیتال بر رفتار خرید مصرف کنندگان انجام شده است. این تحقیق از نوع پژوهش های کاربردی و به روش توصیفی-پیمایشی تحلیلی است. جامعه آماری شامل مشتریانی است که در سال 1403 از فروشگاه اینترنتی کورش خرید کرده اند و نمونه گیری به صورت غیرتصادفی دردسترس انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و تحلیل های آماری از طریق نرم افزار Smart PLS 3.0 انجام شد. نتایج آزمون فرضیات نشان داد که استفاده از کانال های بازاریابی دیجیتال، تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار خرید مصرف کنندگان دارد. فرضیه اول که به تأثیر بازاریابی محتوا پرداخته بود، تأیید شد (ضریب مسیر 0.45). فرضیه دوم در مورد بازاریابی از طریق تلفن همراه نیز با ضریب مسیر 0.38 تأثیر مثبت و معنادار خود را نشان داد. همچنین فرضیه سوم که به تأثیر بازاریابی وابسته اشاره داشت، تأیید شد (ضریب مسیر 0.32). در نهایت، فرضیه چهارم که تأثیر بازاریابی هدف گذاری مجدد را بررسی می کرد، با ضریب مسیر 0.50 قوی ترین تأثیر را بر رفتار خرید مصرف کنندگان نشان داد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که استراتژی های تحول دیجیتال به ویژه بازاریابی محتوا، بازاریابی موبایلی، بازاریابی وابسته و هدف گذاری مجدد به طور مؤثری بر تصمیمات خرید مصرف کنندگان تأثیر می گذارند و می توانند در بهبود عملکرد برندها و افزایش تعامل مصرف کنندگان با برندها و محصولات مؤثر واقع شوند.
بررسی اثر تعدیلی مدیریت سود بر ارتباط بین ناهنجاری تأمین مالی و ارزش گذاری نادرست سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
691 - 714
حوزههای تخصصی:
هدف: ریسک و بازده از عوامل بنیادی تأثیرگذار بر قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای هستند. در بازارهای رقابتی و آزاد، قیمت گذاری محور بسیاری از معاملات شناخته می شود. قیمت نه تنها نمایانگر درک بازار از ارزش یک دارایی است، بلکه به عنوان یک شاخص کلیدی برای ارزیابی عملکرد مدیران شرکت ها و به ویژه، ارزیابی عملکرد کلی شرکت ها در بازار اوراق بهادار نیز عمل می کند. تعیین قیمت و ارزیابی آن، فرایند بسیار حساس و پیچیده ای است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد و می تواند بر رفتار سرمایه گذاران و پویایی های بازار اثرگذار باشد. در این زمینه، پژوهش حاضر به بررسی اثر تعدیلی مدیریت سود بر ارتباط بین ناهنجاری تأمین مالی و ارزش گذاری نادرست سهام پرداخته است. ناهنجاری های مالی، به الگوهایی در بازده سهام اشاره دارد که با نُرم ها و نظریه های موجود، مانند فرضیه بازار کارا، هم خوانی ندارد. این ناهنجاری ها می توانند به طرق مختلف نمایان شوند و بر تصمیم های سرمایه گذاران و در نتیجه، ارزیابی سهام تأثیر بگذارند. هدف این پژوهش بررسی اثر تعدیلی مدیریت سود بر ارتباط بین ناهنجاری تأمین مالی و ارزش گذاری نادرست سهام است.
روش: این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی هم بستگی است که در حوزه تحقیقات حسابداری و مالی قرار می گیرد. این پژوهش از لحاظ طبقه بندی تحقیق بر مبنای هدف، از نوع تحقیقات بنیادی تجربی است. جامعه آماری آن، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه آماری پژوهش، داده های ۱۰۵ شرکت برای دوره ۱۱ ساله، از ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۱ و روش نمونه گیری از نوع حذفی سیستماتیک بوده است. روش حذف سیستماتیک به انتخاب دقیق شرکت ها کمک می کند تا اطمینان حاصل شود که شرکت های منتخب معیارهای خاص مرتبط با مطالعه را دارند. برای برآورد الگو، از روش رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی استفاده شده است. این روش، به ویژه برای درک روابط بین چندین متغیر در طول زمان مؤثر است.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که ناهنجاری تأمین مالی، بر ارزش گذاری نادرست سهام تأثیر مثبت و معناداری دارد. زمانی که ناهنجاری های مالی رخ می دهد، می تواند به رفتارهای غیرمنطقی قیمت گذاری در بین سرمایه گذاران و در نهایت، به ارزیابی نادرست سهام منجر شود و یافته به دست آمده با این ایده هم خوانی دارد. علاوه براین، نتایج نشان داد که مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی، بر ارتباط بین ناهنجاری تأمین مالی و ارزش گذاری نادرست سهام اثر تعدیلی مثبتی دارد.
نتیجه گیری: این نشان می دهد که شرکت هایی که به مدیریت سود می پردازند، ممکن است بتوانند تأثیر ناهنجاری های مالی بر قیمت سهام خود را تحت تأثیر قرار دهند. با دست کاری در گزارش های سود، این شرکت ها می توانند واقعیت های اقتصادی واقعی را پنهان کرده و به این ترتیب تأثیر ناهنجاری های مالی بر ارزش گذاری سهام خود را کاهش دهند. در پایان، این پژوهش به روابط پیچیده بین مدیریت سود، ناهنجاری های مالی و ارزش گذاری نادرست سهام روشنی می اندازد. این موضوع بر اهمیت درک تأثیرات شیوه های مدیریتی بر بازار و رفتار سرمایه گذاران تأکید می کند. به این ترتیب، این پژوهش بینش های ارزشمندی برای سرمایه گذاران، ناظران و مدیران شرکتی فراهم می آورد که به دنبال مدیریت پیچیدگی های بازارهای مالی هستند. تحقیقات بیشتری در این زمینه می تواند به بررسی عوامل اضافی تأثیرگذار بر این روابط بپردازد و به درک دقیق تری از پویایی های قیمت گذاری دارایی ها در بازارهای نوظهور کمک کند.
ارزیابی مدل مفهومی اعتبار گزارش حسابرسی: رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
77 - 111
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به ارزیابی مدل مفهومی اعتبار گزارش های حسابرسی با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری پرداخته و هدف آن شناسایی و تحلیل متغیرهای تأثیرگذار بر اعتبار این گزارش ها و بررسی روابط بین آن ها است.این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی/پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل استفاده کنندگان گزارش های حسابرسی نظیر سرمایه گذاران حرفه ای و غیرحرفه ای، حجم نمونه آماری از طریق محاسبه گر حجم نمونه مدلسازی معادلات ساختاری تعداد 514 نفر تعیین شده است. قلمرو زمانی این پژوهش نیمه اول سال 1403 است. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه تهیه شده بر اساس یافته های پژوهش کیفی کیانی ده کیانی و همکاران (1403) جمع آوری گردید. این مطالعه از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرم افزار SmartPLS استفاده کرده است. نتایج نشان می دهند که اعتبار گزارش های حسابرسی تحت تأثیر متغیرهای نظارت اثربخش، شرایط محیطی، ویژگی های فردی و کیفیت رسیدگی قرار دارد. تمامی فرضیات پژوهش با معیارهای معناداری تأیید شدند و یافته ها به تأکید بر اهمیت تعامل این متغیرها در افزایش اعتبار گزارش های حسابرسی پرداخته اند. این پژوهش به روشن شدن روابط میان متغیرهای مؤثر بر اعتبار گزارش های حسابرسی کمک می کند و به نهادهای ذی نفع این حوزه، اعم از حسابرسان و نهادهای نظارتی، بینش های ارزشمندی برای بهبود فرآیندهای حسابرسی و اعتبار گزارشات مالی ارائه می دهد.
بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر کیفیت اطلاعات حسابداری مدیریت (مطالعه موردی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار )
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
79 - 98
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال امروزی، هوش مصنوعی به عنوان یکی از مهمترین فناوریهای نوین، نقش برجستهای در تحول سازمانها و فرآیندهای کسب وکار ایفا میکند. یکی از حوزههای کلیدی که تحت تأثیر این تحول قرار گرفته است، حسابداری مدیریت است. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر کیفیت اطلاعات حسابداری مدیریت در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. روش این پژوهش اسنادی-تحلیلی است و دادهها به صورت کاملاً ثانویه از طریق گزارشهای سالانه، بیانیههای مدیریت، صورتهای مالی حسابرسی شده و اطلاعات منتشر شده در وبسایت شرکتها و بورس اوراق بهادار تهران جمعآوری شدند. جامعه آماری شامل تمامی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود که در سال 1403 دارای گزارشهای منتشر شده بودند. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه مورد نیاز معادل 240 شرکت تعیین شد. دادهها پس از جمعآوری، در محیط نرمافزارهای SPSS و SmartPLS وارد شدند و تحت تحلیلهای آماری شامل همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه و مدلیابی معادلات ساختاری قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هوش مصنوعی دارای تأثیر مستقیم و معناداری بر کیفیت اطلاعات حسابداری مدیریت است نتایج آزمون متغیرهای تعدیلکننده نیز نشان داد که سطح دیجیتالسازی نقش مهمی در تقویت تأثیر هوش مصنوعی بر کیفیت اطلاعات ایفا میکند. در نهایت، این تحقیق ضمن تأیید فرضیه اصلی، زمینه لازم برای استفاده عملی از هوش مصنوعی در بهبود فرآیندهای حسابداری مدیریت را فراهم کرد.
بررسی نقش هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی در سازمان های مالی با روش ترکیبی دلفی فازی
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
22 - 45
حوزههای تخصصی:
امروزه سازمان های مالی به دنبال روش های نوین برای تقویت موقعیت رقابتی و بهینه سازی فرآیندهای تصمیم گیری هستند. هوش مصنوعی (AI) به عنوان یکی از پیشرفته ترین فناوری ها در این زمینه نقشی بی بدیل ایفا می کند. این مقاله به تحلیل نقش هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی سازمان های مالی می پردازد و به بررسی چگونگی تأثیرگذاری این فناوری بر بهبود تجزیه و تحلیل داده ها، پیش بینی مالی، و تسهیل فرآیندهای تصمیم گیری استراتژیک می پردازد. با بهره گیری از الگوریتم های پیچیده و یادگیری ماشین هوش مصنوعی توانایی شناسایی الگوهای پنهان و پیش بینی سناریوهای مالی را دارد که می تواند در ارزیابی ریسک و فرصت های سرمایه گذاری مؤثر باشد. همچنین به پیامدهای فرهنگی و فنی ناشی از پیاده سازی فناوری هوش مصنوعی در ساختارهای حسابداری مدیریت می پردازد و چالش هایی از جمله نیاز به تغییر در مهارت های کارکنان و ادغام سیستم های هوش مصنوعی در فرآیندهای موجود را مورد بحث قرار می دهد. هدف تحقیق حاضر بررسی معیار های نقش هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی در سازمان های مالی است.شناسایی و رتبه بندی معیار ها از طریق پیشینه پژوهش و سپس به روش دلفی فازی شناسایی وتایید خبرگان قرار گرفتند به منظور رتبه بندی معیارهای تأییدشده از روش تصمیم گیری چندمعیاره بهترین-بدترین استفاده شد و در نهایت نتایج بیانگر آن بود که معیار های هزینه های آموزش وتوسعه مهارت، کمبود منابع انسانی متخصص جهت پیاده سازی، هزینه های نگهداری وپشتیبانی به ترتیب از مهم ترین معیار های نقش هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت راهبردی در سازمان های مالی هستند.
نقش تعدیل گریِ مشکلات نمایندگی در زمینه تأثیر راهبرد کسب و کار بر میزان کارایی سرمایه گذاری در نیروی کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی نقش تعدیل گریِ مشکلات نمایندگی در زمینه تأثیر راهبرد کسب و کار بر کارایی سرمایه گذاری در نیروی کارِ شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی نهایی 1396 الی 1401 پرداخته شد. در راستای سنجش متغیرها، از داده های 1390 الی 1395 نیز استفاده گردید. در این راستا، تعداد 134 شرکت طی دوره مذکور بررسی گردید. برای تحلیل داده ها از رگرسیون تلفیقی/ترکیبی در نرم افزار EViews 10 استفاده شد. در مطالعه حاضر، جهت سنجش کارایی سرمایه گذاری در نیروی کار، از مدل جانگ و همکاران (2013) استفاده شد. همچنین، برای طبقه بندی شرکت ها به سه گروه راهبرد کسب و کار (از قبیل راهبرد کلی و راهبردهای تدافعی و تهاجمی کسب و کار)، به پیروی از بنتلی و همکاران (2013)، از امتیازبندی راهبرد کسب و کار به صورت گسسته استفاده بعمل آمد. در نهایت، برای اندازه گیری مشکلات نمایندگی، رشد اموال، تجهیزات و ماشین آلات استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که در بین سنجه های راهبرد کسب و کار، تنها تأثیر راهبرد تهاجمی بر کارایی سرمایه گذاری در نیروی کار، منفی و معنادار بوده است. به بیان دیگر، شرکت های دارای راهبرد تهاجمی، به طور کلی از ریسک بالاتری در زمینه سرمایه گذاری در نیروی کار برخوردار بوده اند. یکی از دلایل این امر پیچیدگی و دشوار بودنِ پیش بینی تقاضای بهینه نیروی کار در این شرکت هاست. به هر حال، کارایی سرمایه گذاری در نیروی کار، مستقل از امتیاز کلی و راهبرد تدافعی بوده است. همچنین، رابطه بین راهبرد کسب و کار و کارایی سرمایه گذاری در نیروی کار، مستقل از متغیر تعدیل گرِ مشکلات نمایندگی بوده است.
نقش چسبندگی انتظارات مدیران در تغییر محتوای اطلاعاتی سود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
115 - 144
حوزههای تخصصی:
تمایل به واکنش کمتر از حد به اخبار و اطلاعات دریافتی می تواند نشان دهنده نوعی از سوگیری رفتاری مدیر در پاسخ به شرایط اقتصادی جدید باشد، به نحوی که مدیران با توجه به چسبندگی انتظارات، اقدام به محدودسازی و عدم تعدیل در پیش بینی های قبلی خود می نمایند. در این مقاله، هدف بررسی نقش چسبندگی انتظارات مدیران در تغییر محتوای اطلاعاتی سودهای جاری است. در این پژوهش به منظور بررسی و تحلیل فرضیات، داده های مربوط به 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1392 تا 1402 استخراج و از مدل رگرسیونی داده های ترکیبی به روش اثرات ثابت برای آزمون فرضیه های تحقیق استفاده شده است. به منظور محاسبه چسبندگی انتظارات مدیران از رویکرد پیش بینی سود استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که در شرکت های مورد مطالعه شاهد چسبندگی انتظارات مدیران هستیم. همچنین، چسبندگی انتظارات مدیران منجر به افزایش ناهنجاری در سودهای آتی می شود. در نهایت، نتایج حاصل از فرضیه سوم تحقیق بیانگر ارتباط معنادار بین چسبندگی انتظارات مدیران و محتوای اطلاعاتی سودهای جاری است. چسبندگی انتظارات مدیران منجر به کاهش تمایل به تعدیل پیش بینی ها و واکنش مناسب به اخبار جدید می گردد. واکنش با تاخیر و کمتر از حد مدیران در نتیجه انتظارات قبلی آنها منجر به کاهش قابلیت اتکا سودهای جاری شده و محتوای اطلاعاتی سودهای جاری را در پیش بینی فعالیت های آتی کاهش می دهد.
طراحی الگوی اثرات اجرای حسابداری مدیریت زیست محیطی و استراتژی زیست محیطی بر عملکرد شرکت ها به کمک تئوری داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی اثرات اجرای حسابداری مدیریت زیست محیطی و استراتژی زیست محیطی برعملکردشرکت ها به کمک تئوری داده بنیاد انجام شده است.یافته های پژوهش طی سه گام محقق شده است.گام اول:تجزیه وتحلیل کتابخانه ای؛گام دوم:انجام مصاحبه با 15 نفر ازخبرگان(بازه زمانی سالهای1401-1402)؛وگام سوم:کدگذاری مؤلفه های شناسایی شده براساس تئوری داده بنیاد به روش استراوس و کوربین.نهایتاً الگوی پارادایمی پژوهش شامل شرایط علّی،شرایط زمینه ای،عوامل محوری، عوامل مداخله گر،راهبردهاوپیامدهاارائه گردید.شرایط علّی شامل:مدیریت منابع انسانی،تعهد مدیریت ارشد،عدم اطمینان زیست محیطی،مسئولیت پذیری اجتماعی،نوآوری سبز،گزارشگری هزینه های زیست محیطی،افشای هزینه های زیست محیطی،قوانین و مقررات زیست محیطی،عملکرد مدیریت ارشدوبودجه ریزی زیست محیطی؛شرایط زمینه ای شامل: تعریف حساب های زیست محیطی در شرکت، وارد ساختن هزینه های زیست محیطی در گزارش های مالی شرکت ها، طراحی و استفاده از سیستم حسابداری مدیریت زیست محیطی، و هماهنگی بین بخش های مختلف سازمان؛ عوامل محوری شامل: پیاده سازی استراتژی توسعه قابلیت های زیست محیطی، پیاده سازی استراتژی شفافیت زیست محیطی، پیاده سازی استراتژی توزیع عادلانه منابع، پیاده سازی استراتژی ترویج مسئولیت پذیری زیست محیطی، و پیاده سازی استراتژی مشارکت جمعی؛ شرایط مداخله گر شامل: ردیابی، سنجش و گزارش صحیح و دقیق هزینه های زیست محیطی، تخصیص صحیح هزینه های زیست محیطی به محصولات و خدمات شرکت، کنترل مستمر و نظارت بر هزینه های زیست محیطی، انتشار دوره ای و منظم گزارش های زیست محیطی، و مدیریت هزینه های زیست محیطی؛ و راهبردها شامل: تدوین استانداردها و آیین نامه ها از سوی سازمان های مربوطه، برگزاری دوره های آموزشی مستمر، گنجاندن مباحث در سرفصل های درسی دانشگاهی و رتبه بندی شرکت ها و نهایتاً پیامدها شامل: ارتقای سطح عملکرد مالی و بهبود عملکرد زیست محیطی شرکت ها می باشند. این پژوهش ازحیث هدف،یک پژوهش اکتشافی بوده وازنظرنتیجه، پژوهش بنیادی محسوب می شودوازداده های کیفی استفاده می کند.همچنین از روش نمونه گیری نظری هدفمند باتوجه به سطح اشباع بهره جسته است.روایی و پایایی،براساس معیارهای قابلیت اعتباریاباورپذیری تأیید شده است.
بررسی نقش تعدیل گری جنسیت مدیر حسابرسی داخلی بر رابطه بین کیفیت حسابرسی داخلی و عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی نقش تعدیل گری جنسیت مدیرحسابرسی داخلی بر رابطه میان کیفیت حسابرسی داخلی و عملکرد واحد تجاری است. روش:در این پژوهش داده های مورد نیاز با استفاده از اطلاعات افشا شده توسط شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران در سال های 1397 تا 1401 در سامانه جامع اطلاع رسانی ناشران (کدال) جمع آوری گردیده و سپس با استفاده از روش رگرسیون (GLS) مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها، نتایج نشان داد جنسیت مدیر حسابرسی داخلی تأثیر معناداری در رابطه بین کیفیت حسابرسی داخلی و عملکرد واحدهای تجاری مورد بررسی نداشته اند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که در شرکت های مورد بررسی برخلاف عمده پژوهش های پیشین، به دلایلی از قبیل مسائلی که در اقصادهای درحال توسعه مثل ایران وجود دارد و درآن کشورها عملکرد مالی شرکت ها در کوتاه مدت تحت تأثیر عوامل متعددی از قبیل تحریم ها، تغییرات نرخ ارز و سایر عواملی بوده که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر عملکرد شرکت ها تأثیر می گذارند و عوامل مذکور تحت کنترل واحد تجاری نیستند و با پیاده سازی حسابرسی داخلی باکیفیت نیز تأثیر منفی برخی از این عوامل را در عمل نمی توان خنثی نمود و یاپیاده سازی شکلی (و نه محتوایی) حسابرسی داخلی، رابطه منفی بین کیفیت حسابرسی داخلی و عملکرد وجود داشته و تاثیرجنسیت مدیر حسابرسی داخلی بر رابطه مذکور معنادار شناسایی نشد. دانش افزایی: با توجه به اینکه تاکنون پژوهشی برای سنجش نقش تعدیل گری جنسیت مدیرحسابرسی داخلی بر رابطه کیفیت حسابرسی داخلی وعملکرد واحد تجاری در ایران انجام نشده، این پژوهش می تواند کمکی به پر نمودن شکاف پژوهشی مربوطه بنماید.
طراحی و ارزیابی الگوی پرتفوی سرمایه گذاران نهادی در بازارهای مختلف با رویکرد نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۲
337 - 366
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی و ارزیابی الگوی پرتفوی سرمایه گذاران نهادی در بازارهای مختلف با رویکردی نوین می باشد. این پژوهش به صورت اکتشافی و پیمایشی صورت گرفته است و در بخش کیفی با استفاده از روش دلفی و در بخش کمی مدل ساختاری تفسیری و روش معادلات ساختاری انجام می شود. در بخش کیفی و همچنین روش مدل ساختاری تفسیری برای جامعه مورد مطالعه، مدیران و کارشناسان شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران و اعضای هیأت علمی در رشته مدیریت مالی که با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی در دسترس 12 فرد انتخاب شدند و با استفاده از تکنیک کتابخانه ای، مؤلفه های تأثیرگذار بر مدل شناسایی شدند. ابتدا با استفاده از تکنیک دلفی به غربال و ارزیابی مولفه های شناسایی پرداخته شده است. در ادامه مدلسازی با استفاده از روش دلفی و روش ساختاری تفسیری انجام شده است. نرم افزار مورد استفاده EXCEL و MICMAC می باشد. جامعه کمی سرمایه گذاران بورس اوراق بهاردار نامحدود است و با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. بر اساس پرسشنامه محقق ساخته بر اساس تحلیل کیفی، داده ها با استفاده از کدگذاری و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای برازش مدل پیشنهادی، از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SMARTPLS استفاده شد. بر اساس تکنیک دلفی، پنج دسته از عوامل کلیدی شامل جایگاه ریسک، شرایط سرمایه گذاری، تحولات بازار، برنامه ریزی مالی و سودآوری و رشد پایدار شناسایی شدند.
بررسی تاثیر کیفیت حاکمیت شرکتی بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و پرداخت سود سهام
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲ (جلد ۳)
185 - 201
حوزههای تخصصی:
شرکت هایی با مکانیسم های نظارتی خوب با درجات پایین تری از عدم تقارن اطلاعاتی و در نتیجه فرصت های کمتری برای انتخاب نامطلوب و خطر اخلاقی مرتبط هستند. تا جایی که درست باشد، اثربخشی حاکمیت شرکتی باید با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در میان فعالان بازار، تأثیر قابل توجهی بر پرداخت سود سهام شرکت ها داشته باشد. در هر سازمان وجود سازوکارهای راهبری شرکتی اثربخش، به منظور حفاظت از حقوق سرمایه گذاران برای دستیابی به اطلاعات درست و منصفانه در مورد شرکت حیاتی است. از این رو با توجه به مطالب فوق این تحقیق به دنبال بررسی این موضوع است که کیفیت حاکمیت شرکتی بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و پرداخت سود سهام در بازار سرمایه ایران تأثیر دارد؟ جامعه آماری تحقیق 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. همچنین قلمرو زمانی شامل 10 سال متوالی از سال 1393 تا 1402 است که با استفاده از رگرسوین لجستیک و داده های ترکیبی به آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد که نتایج یافته ها نشان داد بین عدم تقارن اطلاعاتی و پرداخت سود سهام رابطه معنادار و معکوسی برقرار است همچنین در دیگر یافته های تحقیق مشخص گردید که کیفیت حاکمیت شرکتی رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و پرداخت سود سهام را تعدیل می کند.
بررسی رابطه بین حقوق و دستمزد و میزان درستکاری در میان کارکنان (مطالعه موردی: دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کرمانشاه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه میان حقوق و دستمزد و میزان درستکاری در میان کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام شده است. روش تحقیق به کاررفته، توصیفی-تحلیلی و جامعه آماری شامل کلیه کارکنان رسمی و قراردادی دانشگاه بوده است. همچنین نمونه گیری به روش تصادفی ساده با روش کوکران به تعداد 145 نفر انجام گرفته است. در این پژوهش جهت گرد آوری اطلاعات بر اساس فرضیه اصلی و چهار فرضیه فرعی، پرسشنامه ای حاوی هفت سوال در بخش عمومی و بیست و سه سوال در بخش تخصصی مبتنی بر مقیاس لیکرت طراحی گردید که در این طیف هر گویه دارای پنج گزینه است که اعتبار ابزارها از طریق روایی محتوا و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تأیید شده است. بر اساس نتایج حاصل شده، می توان گفت که کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بر این عقیده اند که پنج متغیر حقوق و دستمزد، دستمزد بالا، نابرابری در پرداخت دستمزد، عدم تناسب بین حقوق و مزایای دریافتی با کار انجام شده و بی احترامی کارفرمایان به آنان، دارای رابطه مستقیم و معناداری با درستکاری آنان در محیط کار هستند و نشان داد که نارضایتی از حقوق و دستمزد منجر به کاهش اعتماد سازمانی و افزایش رفتارهای غیراخلاقی می شود. این پژوهش بر اهمیت طراحی نظام پرداخت شفاف، متناسب و مبتنی بر شایستگی تأکید دارد و نشان می دهد که عدالت در پرداخت، نه تنها عاملی کلیدی در افزایش رضایت شغلی است، بلکه نقشی مهم در بهبود اصول اخلاقی و درستکاری کارکنان ایفا می کند. پیشنهاد می شود مدیران در سیاست گذاری های مرتبط با حقوق و دستمزد، به ابعاد عدالت سازمانی و اثرات آن بر رفتارهای فردی و گروهی توجه ویژه ای داشته باشند.
طراحی مدل هوش مصنوعی در انجام فرآیندهای عملیاتی حسابداری
حوزههای تخصصی:
مسئله ی محوری این مطالعه از شکاف عمیق میان واقعیت های عمل حرفه ای و ادبیات علمی موجود ناشی می شود؛ در حال حاضر، شاهد آن هستیم که در شمار قابل توجهی از سازمان ها، هوش مصنوعی (AI) به عنوان مجری فرایند در هسته ی چرخه های عملیاتی حسابداری (به ویژه در حوزه های حساب های پرداختنی، حساب های دریافتنی و تطبیق بانکی) به کار گرفته می شود، در حالی که فقدان یک چارچوب منسجم برای طراحی این سامانه ها، سازگاری آن ها با منطق کنترل داخلی و الزامات حسابرسی پذیری را با چالش جدی مواجه ساخته است. هدف این مطالعه، تدوین، ارائه و ارزیابی معماری هوش مصنوعی کنترل سازگار است؛ معماری ای که به صورت چندلایه طراحی شده و تمامی جنبه ها را از پذیرش و آماده سازی داده ها، هسته ی مدل یادگیری ماشین (ML) و سازوکار آستانه های اطمینان، تا لایه ی لاگینگ حسابرسی پذیر و حاکمیت چرخه ی عمر مدل را دربر می گیرد. از نظر روش شناختی، پژوهش حاضر بر رویکرد علم طراحی بنا شده است؛ بدین معنا که ابتدا با ترکیب هدفمند ادبیات سیستم های اطلاعات حسابداری (AIS)، کنترل داخلی و هوش مصنوعی توضیح پذیر (XAI)، مدل مفهومی و اصول طراحی استخراج گردیده است. سپس، این معماری در قالب یک نمونه ی کاربردی متمرکز بر کدگذاری خودکار صورتحساب ها و تطبیق بانکی، پیاده سازی شده و بر روی داده های تاریخی، به صورت شبه تجربی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج به دست آمده به وضوح نشان می دهد که دستیابی هم زمان به کارایی عملیاتی بالا و سطح مطلوب کنترل، تنها مشروط به تعریف آگاهانه ی آستانه های اطمینان، طراحی جریان Human-in-the-loop و ثبت ریزدانه ی تراکنش ها امکان پذیر است؛ در مقابل، گسترش بدون قید و شرط اتوماسیون، اگرچه شاید اندکی به بهبود سرعت بیانجامد، اما به طور قابل ملاحظه ای به تضعیف ردیابی پذیری، تفکیک وظایف و اتکاپذیری حسابرسی منجر خواهد شد.
بررسی تأثیر ابزارهای کنترل بودجه بر سیستم حسابداری شهرداری ها (مطالعه موردی شهرداری بندر بوشهر)
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶ (جلد ۱)
240 - 255
حوزههای تخصصی:
سازمان شهرداری به منظور اتخاذ تصمیمات مهم در زمینه مسائل شهری و ارزیابی بازخورد این تصمیمات، نیازمند وجود سیستمهای اطلاعاتی پیشرفته و کارامد است. بنابراین، هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر ابزارهای کنترل بودجه بر سیستم حسابداری شهرداری ها (مطالعه موردی شهرداری بندر بوشهر) است. به منظور رسیدن به اهداف پژوهش، 40 از پرسنل شاغل در ذی حسابی و اداره کل امور مالی و معاونت طرح و برنامه شهرداری بندر بوشهر در سال 1400 به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. در این تحقیق برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه استاندارد استفاده شده است. در سؤالات پرسشنامه که برای سنجش متغیرهای اصلی مورداستفاده قرارگرفته از مقیاس لیکرت 5 گزینه ای استفاده شده است. درنهایت برای تحلیل آماری از نرم افزار SPSS نسخه 23 استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد پذیرش مدیریتی و اختیار قانونی به عنوان ابزار کنترلی بودجه بر سیستم حسابداری شهرداری بندر بوشهر تأثیر مستقیم دارد. همچنین نتایج نشان داد که توانایی ارزیابی عملکرد به عنوان ابزار کنترلی بودجه بر سیستم حسابداری شهرداری بندر بوشهر تأثیر معکوس دارد. در نهایت نتایج نشان داد که پذیرش سیاسی، پذیرش انگیزشی، توانایی فنی، توانایی انسانی، اختیار رویه ای و اختیار سازمانی به عنوان ابزار کنترلی بودجه بر سیستم حسابداری شهرداری بندر بوشهر تأثیری ندارد.
بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران با نقش تعدیل گری تداوم فعالیت و گزارشگری شرکتی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۱ (جلد ۲)
187 - 203
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران با نقش تعدیل گری تداوم فعالیت و گزارشگری شرکتی می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی بوده و از آنجایی که در پژوهش حاضر وضعیت موجود متغیرها با استفاده از جمع آوری اطلاعات، از طریق اطلاعات گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، در ردیف مطالعات توصیفی و از نوع پس رویدادی گنجانده می شود. در مسیر انجام پژوهش، سه فرضیه اصلی تدوین و 120 شرکت از طریق نمونه گیری به روش حذف سیستماتیک برای دوره زمانی 10 ساله بین سال 1397 تا 1402 انتخاب شده و داده های مربوط به متغیرهای پژوهش بعد از گردآوری در نرم افزار اکسل با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان داد: بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین تداوم فعالیت بر رابطه بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران تاثیر مستقیم دارد؛ و گزارشگری شرکتی بر رابطه بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران تاثیر مستقیم دارد.
عوامل تأثیرگذار بر انتخاب عاملین نظارت مالی (مورد مطالعه: ذیحسابی شهرداری تهران)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر کشف برخی از مسائل مربوط به فرآیند انتخاب عاملین نظارت مالی حوزه ذیحسابی شهرداری تهران می باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی با رویکرد تحلیل محتوا، پارادایم تحقیق تفسیری و روش پژوهش از منظر هدف اکتشافی می باشد. روش جمع آوری داده ها، مصاحبه بوده که با 12 نفر از قائم مقامان ذیحساب دو شهرداری تهران که در مناطق، معاونتها، مراکز، ادارات کل و واحدهای ستادی، شرکتها و سازمانهای وابسته به شهرداری تهران شاغل هستند در سال های 1402و 1403 انجام شد. مصاحبه های پژوهش طی سه مرحله رمزگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش به شکل گیری یک شبکه ارتباط مقوله ها انجامید که در این شبکه، 12مقوله اصلی در قالب پنج طبقه در ارتباط با انتخاب قائم مقامان ذیحساب دو شهرداری تهران شناسایی و تبیین شد. یافته ها نشان می دهد که انتخاب قائم مقامان ذیحساب دو شهرداری تهران به عواملی از قبیل: عوامل ساختاری، عوامل سازمانی، عوامل توسعه ای، تاییدیه نهادها، مراجع و سازمان های نظارتی و شایستگی و صلاحیت فردی بستگی دارد و مولفه رابطه سالاری بیشترین تاثیر را بر انتخاب قائم مقامان ذیحساب دو دارد. به طور کلی لازم است در انتخاب، ارزیابی عملکرد، جابجایی و برکناری قائم مقامان ذیحساب دو به عواملی از قبیل عدالت سازمانی، رعایت بی طرفی، سیستم محوری، استقلال حرفه ای، حاکمیت شایسته سالاری و شایسته گزینی، ارزیابی روانی و روانشناختی، حمایت در برابر جابجایی و برکناری ناعادلانه، جلوگیری از رابطه سالاری، حمایت از عملکرد قانون محور، حفظ کرامت انسانی توجه شود.
آزمون مدل قیمت گذاری دارایی چهار عاملی مبتنی بر سرمایه انسانی: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
63 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه انسانی بر توان توضیح دهندگی مدل سه عاملی فاما و فرنچ (1993) در بورس اوراق بهادار تهران است. با توجه به این که سرمایه انسانی به عنوان یکی از دارایی های کلیدی شرکت ها شناخته می شود و می تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد مالی و ریسک های مرتبط با آن داشته باشد، این پژوهش به دنبال پر کردن شکاف های موجود در مدل های قیمت گذاری دارایی است که به این عامل توجهی نمی کنند. روش پژوهش شامل تحلیل داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1393 تا 1402 با استفاده از مدل های رگرسیونی و روش های آماری مناسب است. برای اندازه گیری سرمایه انسانی، از رشد حقوق و دستمزد نیروی کار به عنوان معیاری برای تحلیل این عامل استفاده شده است. همچنین، مدل سه عاملی فاما و فرنچ به مدل چهارعاملی با افزودن عامل سرمایه انسانی گسترش یافته است تا تأثیر آن بر تغییرات بازده سهام بررسی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که افزودن عامل سرمایه انسانی به مدل سه عاملی فاما و فرنچ، به طور معناداری توانایی مدل را در توضیح تغییرات بازده سهام افزایش می دهد. به ویژه، ضریب تعیین تعدیل شده برای مدل چهارعاملی بالاتر از مدل سه عاملی است و این نشان دهنده بهبود قدرت توضیح دهندگی مدل در پیش بینی بازده سهام می باشد. همچنین، نتایج نشان می دهد که شرکت های کوچک با نسبت های بالای ارزش دفتری به ارزش بازار و رشد بالای حقوق و دستمزد، بازده بیشتری دارند. نتیجه گیری این پژوهش تأکید می کند که نادیده گرفتن سرمایه انسانی در مدل های قیمت گذاری می تواند منجر به ارزیابی نادرست ریسک و بازده باشد. به همین دلیل، به سرمایه گذاران و پژوهشگران توصیه می شود که به اهمیت سرمایه انسانی در تحلیل های مالی توجه بیشتری داشته باشند و این عامل را در مدل های خود لحاظ کنند. همچنین پیشنهاد می شود که در مطالعات آینده، عواملی مانند تحصیلات، مهارت ها و تجربیات شغلی نیز مورد بررسی قرار گیرد تا درک بهتری از تأثیر سرمایه انسانی بر عملکرد مالی شرکت ها فراهم شود. هدف این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه انسانی بر توان توضیح دهندگی مدل سه عاملی فاما و فرنچ (1993) در بورس اوراق بهادار تهران است. با توجه به این که سرمایه انسانی به عنوان یکی از دارایی های کلیدی شرکت ها شناخته می شود و می تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد مالی و ریسک های مرتبط با آن داشته باشد، این پژوهش به دنبال پر کردن شکاف های موجود در مدل های قیمت گذاری دارایی است که به این عامل توجهی نمی کنند. روش پژوهش شامل تحلیل داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1393 تا 1402 با استفاده از مدل های رگرسیونی و روش های آماری مناسب است. برای اندازه گیری سرمایه انسانی، از رشد حقوق و دستمزد نیروی کار به عنوان معیاری برای تحلیل این عامل استفاده شده است. همچنین، مدل سه عاملی فاما و فرنچ به مدل چهارعاملی با افزودن عامل سرمایه انسانی گسترش یافته است تا تأثیر آن بر تغییرات بازده سهام بررسی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که افزودن عامل سرمایه انسانی به مدل سه عاملی فاما و فرنچ، به طور معناداری توانایی مدل را در توضیح تغییرات بازده سهام افزایش می دهد. به ویژه، ضریب تعیین تعدیل شده برای مدل چهارعاملی بالاتر از مدل سه عاملی است و این نشان دهنده بهبود قدرت توضیح دهندگی مدل در پیش بینی بازده سهام می باشد. همچنین، نتایج نشان می دهد که شرکت های کوچک با نسبت های بالای ارزش دفتری به ارزش بازار و رشد بالای حقوق و دستمزد، بازده بیشتری دارند. نتیجه گیری این پژوهش تأکید می کند که نادیده گرفتن سرمایه انسانی در مدل های قیمت گذاری می تواند منجر به ارزیابی نادرست ریسک و بازده باشد. به همین دلیل، به سرمایه گذاران و پژوهشگران توصیه می شود که به اهمیت سرمایه انسانی در تحلیل های مالی توجه بیشتری داشته باشند و این عامل را در مدل های خود لحاظ کنند. همچنین پیشنهاد می شود که در مطالعات آینده، عواملی مانند تحصیلات، مهارت ها و تجربیات شغلی نیز مورد بررسی قرار گیرد تا درک بهتری از تأثیر سرمایه انسانی بر عملکرد مالی شرکت ها فراهم شود.
معاملات با اشخاص وابسته و حق الزحمه حسابرسی: معاملات عادی در مقابل معاملات فرصت طلبانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر حجم معاملات با اشخاص وابسته بر حق الزحمه حسابرسی است. با توجه انگیزه طرفین درگیر در این نوع معاملات، می توان آن ها را به عادی و فرصت طلبانه تفکیک کرد. بنابراین، تأثیر نوع معاملات با اشخاص وابسته بر حق الزحمه حسابرسی نیز در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1397 الی 1402 می باشد که در نهایت 87 شرکت (522 مشاهده) مورد بررسی قرار گرفتند. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی قرار دارد. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از روش رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده های پانل استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد معاملات با اشخاص وابسته با حق الزحمه حسابرسی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، تفکیک معاملات به عادی و فرصت طلبانه نشان داد که معاملات عادی اثر معناداری بر حق الزحمه حسابرسی ندارند؛ اما معاملات فرصت طلبانه دارای تأثیر مثبت و معنادار بر حق الزحمه حسابرسی هستند. با بررسی نوع معاملات با اشخاص وابسته در بازار سرمایه ایران، نوآوری جدیدی بر ادبیات موضوعه اضافه شده است.