فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
375 - 408
حوزههای تخصصی:
هدف: پایداری در دهه اخیر، توجه زیادی را در حوزه های مختلف از جمله رسانه ها، نهادها، سازمان های سیاست گذار ملی و بین المللی به خود جلب کرده است. همچنین ادبیات مسئولیت اجتماعی، به ویژه در شرکت های خانوادگی که ویژگی های منحصربه فردی دارند و آن ها را از سایر نهادهای خصوصی متمایز می کند، به تازگی گسترش سریعی را در رابطه با مفهوم پایداری تجربه کرده است و زمینه های پژوهشی متفاوت و جذابی را شکل داده است. این پژوهش در تلاش است تا با تجزیه وتحلیل بیبلیومتریک پژوهش های پیشین مسئولیت اجتماعی شرکتی در کسب وکارهای خانوادگی و ادغام آن با پایداری، به یکپارچه سازی مطالعات گذشته بپردازد و از این طریق، شکاف اقدام های پراکنده مسئولیت اجتماعی کسب وکارهای خانوادگی در صنایع مختلف را پوشش دهد.
روش: روش این پژوهش، آمیخته و ترکیبی از روش کمی کیفی با رویکردی بیبلیومتریک و طراحی مدلی مبتنی بر چارچوب اِی دی اُ (پیشایندها، تصمیمات و نتایج) و تی سی اِم (نظریه، زمینه، روش) است. در این مطالعه برای تحلیل علم سنجی، از پایگاه داده اسکوپوس، بزرگ ترین پایگاه داده قابل اعتماد و مورد استفاده فراوان در پژوهش های علم سنجی بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ استفاده شد. از میان ۵۹۲ مقاله استخراجی، ۱۲۰ مقاله، پس از غربالگری اولیه، برای تحلیل علم سنجی انتخاب و وارد نرم افزار وی اُاِس ویور شد. در فاز عملیاتی پژوهش، برای حذف مقاله های نامرتب، از مدل پیشنهادی آیدن و همکاران (۲۰۱۷)، در چهار مرحله بهره گرفته شد: الف. شناسایی و استخراج مقاله های مرتبط؛ ب. غربالگری بر اساس عنوان و چکیده مرتبط با حوزه اصلی پژوهش؛ ج. غربالگری مجدد با بررسی مقدمه، نتایج و انتخاب مقاله های مرتبط؛ د. ارزیابی و بررسی مقاله های غربالگری، بر اساس هدف پژوهش و انتخاب ۳۶ مقاله نهایی.
یافته ها: یافته ها نشان داد که علاقه به مسئولیت اجتماعی شرکتی در شرکت های خانوادگی پس از سال ۲۰۱۰ به طور چشمگیری گسترش یافته است. مطالعات آغازین ردپایی در پژوهش های اروپای غربی و آمریکای شمالی دارد؛ اما اکنون مرکز ثقل مطالعات به سمت آسیا و به ویژه مطالعات در کشورهایی با اقتصاد نوظهور یا پیشرفته نظیر چین، تغییر جهت داده است. این تحلیل نقش محوری مطالعات کمّی، به ویژه با روش های تحلیل رگرسیون را برجسته می کند و بسیاری از تحقیقات در این زمینه مبتنی بر آن هستند.
نتیجه گیری: بر اساس مدل آیدن و همکاران با غربالگری ثانویه، یک مدل محقق ساخته از ۳۶ مقاله احصا شده، طراحی شد. نتایج نشان داد که سهم بیشتر پیشایندها در زمینه های مسئولیت اجتماعی شرکت عبارت اند از: توسعه پایدار، اهداف توسعه پایدار (SDG)، اخلاق و عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. بسیاری از تصمیم ها در زمینه استراتژی های شرکتی با جهت گیری های بلندمدت و در سطح تصمیم های هیئت مدیره با تمرکز بر روش های مدیریت سود، ساختار مالکیت، افشای عملکرد محیطی، کوچک سازی، کاهش مشاغل، تنوع جنسیتی و سرمایه گذاری است. بررسی این پژوهش ها نشان می دهد که هدف این مداخله ها، افزایش شفافیت در افشای پایداری، تقویت رویکردهای مسئولانه و تنظیم سرمایه گذاری در راستای پایداری بوده که یکی از روندهای اصلی سال های اخیر است. علاوه براین، مطالعه کنونی، مشارکت های چشمگیری از شرکت های خانوادگی در کشورهای آسیایی مانند چین، کره جنوبی، روسیه، ترکیه و کشورهای اروپایی مانند لیتوانی، بلغارستان، جمهوری چک، استونی، لتونی، لهستان، اسلواکی، اسلوونی، بلاروس، اوکراین آلبانی، بوسنی و هرزگوین، کوزوو، مولداوی، مونت نگرو، مقدونیه شمالی، صربستان قبرس، یونان، ایتالیا، پرتغال و کشورهای آمریکایی از جمله ایالات متحده آمریکا را برجسته می سازد. افزون بر موارد یاد شده، در این دسته از مقاله ها، نظریه هایی مانند نظریه ثروت اجتماعی – عاطفی، نظریه ذی نفعان، نظریه نهادی و دیدگاه مبتنی بر منابع، نظریه نونهادی، نظریه سرپرستی، نظریه نمایندگی، نظریه سیستم های هدف، نظریه رفتار برنامه ریزی شده و نظریه سیگنالینگ، بر مشارکت شرکت های خانوادگی در اقدام های مسئولیت پذیری شرکتی تأکید می کنند.
بررسی شیوه های ارتباط صنعت و دانشگاه و ارائه الگوی مطلوب ارتباط سازمان بورس و اوراق بهادار با دانشگاه های کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۲
137 - 172
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش کلیدی تعامل صنعت و دانشگاه در شکل گیری و پیشبرد نوآوری، هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی سازوکارهای تعاملاتی سازمان بورس و اوراق بهادار با دانشگاه های کشور براساس مجموعه ای از معیارهای منتخب است. در این راستا، به منظور شناسایی معیارهای سنجش اثربخشی تعاملات و همچنین شناسایی سازوکارهای تعاملی مؤثر، از روش گروه کانونی خبرگان و نظرسنجی از خبرگان استفاده شده است. به منظور تعیین وزن و اهمیت معیارهای ارزیابی مورد نیاز برای اولویت بندی سازوکارهای تعاملی، از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) چندمعیاره استفاده شده است. نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد، معیارهای «یادگیری» با ضریب 0/39 و «پاسخگویی به نیازها» با ضریب 0/30 یشترین اهمیت را در ارزیابی سازوکارهای تعامل صنعت و دانشگاه دارند. براین اساس، پنج سازوکار «حضور/برگزاری کنفرانس و رویدادهای مشترک»، «حمایت از طرح ها و پروژه های پژوهشی (پایان نامه، رساله و ...)»، «طراحی فرصت های مطالعاتی مشترک»، «برگزاری دوره های کارآموزی مشترک»، و «انعقاد قراردادهای پژوهشی با دانشگاه ها» به عنوان مهم ترین و مؤثرترین سازوکارهای تعامل سازمان بورس و اوراق بهادار با دانشگاه ها شناسایی می شوند.
چرخه عمر شرکت و پیش بینی پذیری تداوم فعالیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
111 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف: فرض تداوم فعالیت یک اصل اساسی است که زیربنای تهیه صورت های مالی است. یکی از روش هایی را که می توان برای پیش بینی در مورد ادامه فعالیت یک شرکت استفاده نمود، تمرکز بر چرخه عمر شرکت است. آگاهی از مرحله چرخه عمر شرکت می تواند به مدیریت در ارزیابی تداوم فعالیت کمک نماید. در این راستا، در پژوهش حاضر چرخه عمر شرکت و پیش بینی پذیری تداوم فعالیت شرکت مورد بررسی قرارگرفته است. روش: روش شناسی این پژوهش هم مبتنی بر روش شناسی تجربی و هم روش شناسی شبیه سازی آماری است. در این راستا، ابتدا چرخه عمر طبیعی شرکت و دینامیک چرخه عمر طبیعی شرکت معرفی شده و بر اساس داده های تجربی و داده های شبیه سازی شده به روش مونت کارلو فرضیه های پژوهش آزمون شد. داده های تجربی این پژوهش از میان تعداد 141 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی سال های 1382 تا 1401 به دست آمده است. یافته ها: بر اساس مدل چرخه عمر طبیعی شرکت و بر مبنای مدل دیکینسون با استفاده از داده های تجربی و داده های شبیه سازی شده نتایج نشان داد چرخه عمر شرکت دارای رفتار غیرخطی بوده و به دلیل بالا بودن درجه غیرخطی در تمامی مراحل چرخه عمر پیش بینی تداوم فعالیت میسر نیست. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت با توجه به مدل دیکینسون چرخه عمر شرکت از یک چرخه طبیعی پیروی نمی کند را نشان نمی دهد و در نتیجه، پیش بینی پذیری تداوم فعالیت شرکت امکان پذیر نیست. با توجه به جدید بودن این پژوهش، ازلحاظ نظری، نتایج به دست آمده می تواند مسیر جدیدی را در پژوهش های مربوط به چرخه عمر شرکت باز کند. همچنین، نتایج این پژوهش اطلاعات مناسب تری را در اختیار استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری و مالی در راستای تصمیم گیری آن ها قرار می دهد.
طراحی اوراق اجاره آتی (موصوفه فی الذمه) مبتنی بر فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
181 - 210
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف گسترش ابزارهای مالی اسلامی برای تأمین مالی طرح ها، به ویژه در بازار سرمایه، از نیازهای اساسی نظام مالی محسوب می شود. در این میان، اوراق اجاره به دلیل انعطاف پذیری ساختاری و اتکای آن ها به دارایی های واقعی، جایگاه ویژه ای در تأمین مالی طرح ها یافته اند. با وجود تنوع ابزارهای اجاره ای در سایر کشورهای اسلامی، در بازار سرمایه ایران تاکنون تنها از اشکال محدود اوراق اجاره استفاده شده است. یکی از ابزارهای نوین در این حوزه، اوراق اجاره آتی (موصوفه فی الذمه) است که تاکنون در ایران عملیاتی نشده است. هدف این پژوهش، بررسی فقهی اوراق اجاره آتی و ارزیابی میزان انطباق آن با مبانی فقه امامیه، به منظور امکان سنجی استفاده از این ابزار در تأمین مالی طرح ها است. 2. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر رویکرد، کیفی و از حیث هدف، کاربردی است و با روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. در این مطالعه، با بهره گیری از منابع معتبر فقه امامیه، شامل کتب فقهی، آرای فقها و مستندات حقوقی، ماهیت اجاره آتی (موصوفه فی الذمه) مورد تحلیل قرار گرفته است. همچنین، مسائل فقهی مرتبط با صحت عقد، امکان پرداخت اجاره بها پیش از تحویل عین، قابلیت معامله در بازار ثانویه و چالش غرر در این نوع اوراق بررسی شده و در نهایت، ریسک های عملیاتی مترتب بر انتشار این اوراق تحلیل گردیده است. 3. یافته های تحقیق یافته ها نشان می دهد که انعقاد قرارداد اجاره آتی (موصوفه فی الذمه) از منظر فقه امامیه صحیح بوده و اجاره منافع آتی با وصف رافع غرر، با عمومات صحت معاملات سازگار است. همچنین، در صورت توافق طرفین، پرداخت اجاره بها پیش از تحویل عین موضوع اجاره، فاقد اشکال فقهی بوده و امکان پذیر است. نتایج تحقیق همچنین حاکی از آن است که اوراق اجاره آتی، در صورت رعایت شرایط فقهی، قابلیت معامله در بازار ثانویه را دارا می باشند. با این حال، این اوراق با ریسک های عملیاتی متعددی مواجه اند که مهم ترین آن ها شامل خراب شدن دارایی موضوع اجاره، عدم تحویل دارایی مطابق قرارداد و عدم انطباق دارایی تحویلی با اوصاف مندرج در زمان انتشار اوراق است. 4. بحث و نتیجه گیری بر اساس نتایج پژوهش، اوراق اجاره آتی (موصوفه فی الذمه) از منظر فقه امامیه واجد مشروعیت بوده و می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در تأمین مالی طرح ها مورد استفاده قرار گیرد. با این وجود، مدیریت ریسک های عملیاتی از طریق پیش بینی شروط مناسب ضمن عقد و تبیین دقیق حقوق و تعهدات موجر و مستأجر، ضرورتی اجتناب ناپذیر در طراحی این اوراق است. در صورت تحقق این الزامات، عملیاتی سازی اوراق اجاره آتی در بازار سرمایه ایران می تواند ضمن توسعه ابزارهای مالی اسلامی، به تأمین مالی طرح های زیرساختی و تولیدی کمک شایانی نماید.
بررسی رابطه بین عدم قطعیت سیاست اقتصادی در حمایت از سرمایه گذار با نقش تعدیلگری ارزش وجه نقد مازاد در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
در وضعیت عدم قطعیت سیاست های اقتصادی، بسیاری از تصمیم های جزئی اجرایی معلق خواهند شد. تحت این شرایط جلب اعتماد سرمایه گذار به سختی انجام می گیرد. این پژوهش به روش کمی- استقرایی انجام شده و هدف کلی بررسی اثر عدم قطعیت سیاست اقتصادی بر حمایت از سرمایه گذار؛ و سپس بررسی اثر تعدیلی دارایی نقدی شرکت می باشد. جامعه آماری شامل تمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه 1394 الی 1402 به مدت نه سال تمام بود که در مجموع به 1350 سال- مشاهده ختم گردید. تحلیل رگرسیون با نرم افزار ایویز انجام شد. در سطح اطمینان بالای 99 درصد، هر دو فرضیه پژوهش در سطح اطمینان بالای 99 درصد، به صورت منفی و معنی دار به تائید رسیدند. نتیجه نهایی این که فقدان قطعیت سیاست اقتصادی موجب افزایش ریسک عملیاتی و به تبع آن کاهش جذابیت سرمایه گذاری می گردد. بنابراین قطعیت سیاست اقتصادی بر حمایت از سرمایه گذار اثر مثبت و معنی داری داشته و ارزش پول نقد مازاد بر این رابطه اثرگذار است. بالا بودن ارزش دارایی نقدی مازاد موجب اطمینان بیشتر سرمایه گذار شده و به نحوی خنثی کننده نگرانی های ناشی از عدم قطعیت سیاست اقتصادی می باشد. بنابراین بیشتر بودن ارزش دارایی نقدی مازاد موجب تقویت اثر قطعیت سیاست اقتصادی بر حمایت از سرمایه گذار خواهد شد.
بررسی رابطه بین افشای موضوعات کلیدی در گزارش حسابرس و ابهام در سود
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف اساسی گزارشگری مالی، ارائه اطلاعات شفاف و قابل اتکا به استفاده کنندگان جهت تصمیم گیری آگاهانه است. با این حال، در سال های اخیر ابهام در سود به عنوان یکی از شاخص های کیفیت پایین سود، توجه بسیاری از پژوهشگران، سرمایه گذاران و تنظیم گران را به خود جلب کرده است. در چنین شرایطی، نقش حسابرس در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و ارتقای شفافیت اطلاعاتی حیاتی است. از این رو با توجه به مطالب فوق این تحقیق به دنبال بررسی این موضوع است که شهرت شرکت رابطه بین سیاست های تقسیم سود و مالکیت نهادی را تعدیل می کند؟ جامعه آماری تحقیق 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. همچنین قلمرو زمانی شامل 10 سال متوالی از سال 1393 تا 1402 است که با استفاده از رگرسوین خطی چند متغیره و داده های ترکیبی به آزمون فرضیه تحقیق پرداخته شد که نتایج یافته ها نشان داد بین افشای موضوعات کلیدی در گزارش حسابرس و ابهام در سود رابطه معنادار و معکوسی برقرار هست.
توسعه و تحول در ابزارهای تامین مالی اسلامی در نظام بانکی کشور
حوزههای تخصصی:
در نظام بانکداری اسلامی، انطباق با شریعت یکی از ارکان بنیادین توسعه محصول محسوب می شود. طراحی محصولات مالی اسلامی باید به گونه ای باشد که در عین پاسخگویی به نیازهای اقتصادی بازار، با اصول فقهی مانند ممنوعیت ربا، غرر، میسر، ظلم و اشیای غیرمجاز نیز مطابقت داشته باشد. این فرآیند مستلزم نظارت دقیق هیئت های شریعت و انجام حسابرسی های منظم شرعی است تا از یکپارچگی فقهی و اخلاقی محصولات اطمینان حاصل شود. با این حال، شباهت ساختاری برخی محصولات اسلامی به ابزارهای متعارف، انتقادات قابل توجهی در سطح نظری و اجرایی به همراه داشته است. در این مقاله، ضمن مرور دیدگاه های انتقادی نسبت به تقلید از ساختارهای متعارف، بر ضرورت توسعه چارچوب های نظارتی و نوآوری فقهی تأکید می شود. همچنین نقش حیاتی هیئت های نظارت شریعت و مدیریت بانک ها در همسوسازی بین الزامات شرعی و انتظارات بازار بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که پایبندی مؤثر به اصول شریعت، نه تنها ضامن مشروعیت محصولات، بلکه موجب اعتماد مشتریان و تمایز راهبردی بانک های اسلامی در بازار رقابتی امروز است.
تدوین الگوی عوامل موثر بر ارزیابی فرار مالیاتی شرکت ها در ایران با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، شناسایی عوامل موثر بر فرار مالیاتی و تدوین الگوی نهایی مربوط به ارزیابی فرار مالیاتی شرکت ها در ایران با استفاده از اطلاعات حسابداری مدیریت شرکت و نظریه پردازی داده بنیاد است. روش پژوهش، روشی کیفی مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد با کمک ابزار مصاحبه علمی، عمیق و ساختارنیافته خبرگان مالیاتی است که از طریق گام های کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی، در سال 1400 انجام شده است. همچنین بخش ادبیات نظری پژوهش برمبنای مطالعه های کتابخانه ای، جمع آوری و تهیه گردیده است. جامعه آماری را خبرگان صاحب نظر مالیاتی از بین کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی و استادان رشته حسابداری دانشگاهای دولتی و خبره در حوزه مالیات تشکیل داده اند. یافته های این پژوهش با استفاده از روش آنتروپی شانون به صورت آماری نشان داده شد. تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا صورت گرفته است. نتایج پژوهش عوامل علی، زمینه ای ،مداخله گر، راهبردها و پیامدها را نشان می دهد. به گونه خاص عوامل فردی، درون سازمانی، برون سازمانی، شرایط نامناسب اقتصادی و عوامل کیفیت اطلاعات حسابداری مدیریت به عنوان عوامل علی در ارزیابی ریسک فرارمالیاتی مشاهده گردید. با توجه به کدگذاری های انجام گرفته و الگوی تدوین شده راهبردهای زیر برای ارزیابی و کاهش ریسک فرارمالیاتی نیز مشخص شد: اجرای هرچه سریع تر پایانه فروشگاهی و سامانه مودیان برخط، توجه بیشتر به گزارشگری مالی بین المللی IFRS و استفاده از زبان گزارشگری مالی توسعه پذیر XBRL. الگوی نهایی ارائه شده برای جامعه نقش کاربردی داشته و پیامدهای مثبتی برای شرکت ها، استفاده کنندگان، دولت، مالیات ستان ها، اقتصاد و عموم مردم در بر دارد.
بررسی تأثیر ارتباطات سیاسی و توانایی مدیران بر رابطه بین کیفت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
153-178
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر ارتباطات سیاسی و توانایی مدیران بر رابطه بین کیفت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. از این رو برای دستیابی به اهداف مطالعه چهار فرضیه تدوین شد. سپس، داده های 132 شرکت پذیرفته شده در بورس تهران طی سال های 1393 تا 1400 گردآوری و با استفاده از نرم افزار ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد کیفیت حسابرس با عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی و معنی داری دارد. ارتباطات سیاسی رابطه بین کیفت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی را تعدیل نمی کند. اما توانایی مدیران رابطه بین کیفیت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی را تعدیل می کند. این مطالعه از طریق کمک به گسترش مرزهای دانش، طرح سوالات جدیدی برای تحقیقات آتی و ارائه راه حل های عملی برای مشکلات موجود، از سایر تحقیقات متمایز می شود و به سیاست گذاران و سرمایه گذاران پیشنهادهای کاربردی ارائه می دهد.
بررسی کارایی رویکردهای رگرسیون و یادگیری عمیق برای کشف تقلب صورت های مالی با تمرکز بر ابعاد فشار/ انگیزه و فرصت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
241-282
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر عملکرد حسابرسی داخلی و بررسی عملکرد روش های رگرسیون و یادگیری عمیق برای کشف تقلب صورت های مالی با تمرکز بر ابعاد فشار/انگیزه و فرصت انجام شده است. در این پژوهش، فرضیات اصلی شامل شناسایی عوامل مؤثر بر فشار/انگیزه و فرصت در کشف تقلب صورت های مالی از طریق مدل های رگرسیون و یادگیری عمیق و مقایسه عملکرد این دو رویکرد در شبیه سازی این عوامل و شناسایی تقلب است. قلمرو مکانی این پژوهش، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی، سال های بین 1391 تا 1400 است. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز برای انجام این پژوهش، از روش کتابخانه ای استفاده شد. در بخش بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد حسابرسی داخلی از روش رگرسیونی استفاده شد. در بخش کشف تقلب نیز از یادگیری عمیق و شبکه عصبی پیشخور استفاده گردید. نتایج نشان داد که مدل های یادگیری عمیق و شبکه عصبی پیشخور در مقایسه با روش های رگرسیونی عملکرد بهتری در شبیه سازی و پیش بینی تقلب صورت های مالی داشتند. به ویژه، یادگیری عمیق توانست ارتباط بهتری بین ابعاد فشار/انگیزه و ابعاد فرصت شناسایی کند و نسبت به مدل های رگرسیونی عملکرد بالاتری از خود نشان داد. در این راستا، این روش ها توانستند ویژگی های پنهان بیشتری را در داده ها شبیه سازی کرده و عوامل پیچیده تری را شناسایی کنند که مدل های سنتی قادر به آن نبوده اند. پژوهش حاضر به طور ویژه به ارزش استفاده از تکنیک های یادگیری عمیق در شناسایی تقلب در صورت های مالی پرداخته است و نشان داده که این تکنیک ها می توانند ابعاد پیچیده تری از فشار/انگیزه و فرصت ها را که پیش تر کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، شبیه سازی و شناسایی کنند. این تحقیق به پر کردن شکاف موجود در مدل های سنتی پیش بینی تقلب کمک کرده و همچنین در شناسایی عوامل کلیدی که بر عملکرد حسابرسی داخلی تأثیر می گذارند، گامی مؤثر برداشته است. بدین ترتیب، استفاده از یادگیری عمیق می تواند دقت و اثربخشی روش های پیش بینی تقلب صورت های مالی را به طور قابل توجهی افزایش دهد. این تحقیق با بررسی عملکرد یادگیری عمیق در کشف تقلب صورت های مالی، به ویژه با تأکید بر ابعاد فشار/انگیزه و فرصت ها، به غنای علمی در حوزه حسابداری و حسابرسی افزوده است. این پژوهش اولین مطالعه ای است که از این تکنیک ها برای شبیه سازی و شناسایی روابط پیچیده و پنهان در داده های صورت های مالی استفاده کرده و بدین ترتیب می تواند به محققان و حرفه ای های حسابرسی کمک کند تا ابزارهای جدید و مؤثرتری برای شناسایی تقلب ارائه دهند.
بررسی تاثیر مالی سازی شرکت بر کارایی سرمایه گذاری بر اساس نقش تعدیل کننده محدودیت های تامین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی این مسئله که آیا مالی سازی شرکت ها تاثیری بر کارایی سرمایه گذاری آن ها دارد و این تاثیر چگونه توسط محدودیت های تامین مالی شرکت ها تعدیل می شود، ضرورتی است که نیاز به مطالعه بیشتر دارد. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر مالی سازی شرکت بر کارایی سرمایه گذاری براساس نقش تعدیل کننده محدودیت های تامین مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بررسی تأثیر مالی سازی بر کارایی سرمایه گذاری با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده محدودیت های تأمین مالی، به شرکت ها این امکان را می دهد تا بهره وری بهینه تری از منابع مالی خود داشته و عملکردشان را به طور قابل توجهی ارتقا دهند. شناخت این تأثیرات می تواند راهنمای مؤثری برای شرکت ها در بهبود مدیریت مالی و تصمیم گیری های سرمایه گذاری باشد. جهت انجام این پژوهش تعداد 143 شرکت برای یک دوره زمانی 10 ساله، بین سال های 1391 تا 1400 در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه آماری بررسی گردید. فرضیه های پژوهش با استفاده از روش رگرسیون پانل دیتا و رگرسیون داده های ترکیبی در نرم افزار EViews10 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج حاصل از تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش تخمین حداقل مربعات تعمیم یافته نشان داد که مالی سازی شرکت بر کارایی سرمایه گذاری تاثیر مثبت و معنی داری دارد. محدودیت های تامین مالی در رابطه میان مالی سازی شرکت و کارایی سرمایه گذاری تاثیر منفی و معنی داری دارد.
بررسی تاثیر اطلاعات بر تصمیم گیری هیات مدیره(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر اساس رویکرد زمینه ای و در راستای بررسی تاثیر اطلاعات ارائه شده به هیات مدیره جهت تصمیم گیری برای شرکت به انجام رسیده است.برای معتبر سازی تحقیق زمینه ای و در واقع به نوعی تمرین اولیه از یک نمونه پایلوت بهره گرفته شده است. علاوه بر مصاحبه ها از یادداشته های میدانی هم بهره گرفته شده که این یادداشت ها میدانی نیز ثبت و کدگذاری شد. این یادداشت ها در مجموع 64 کد با مجموع 64 منبع تولید شده و در بررسی های نهایی 64 کد و 261 منبع ایجاد کرد. مصاحبه پایلوت مشخص کرد که باید بیشتر بر گوش دادن در طول مصاحبه تمرکز کرده و اطمینان حاصل شود که کدگذاری در تحقیق به طور موثری انجام شده و روندها و فعالیت ها مورد بررسی قرار گرفته است. در این مقاله، فرض شده که چشم انداز "تخصیص تلاش" با نقش هیات مدیره و درک ریسک، در ارتباط هستند. بنابراین، با فرض صحت این موضع گیری فلسفی، باید نمادهایی در فرایندهای هیات مدیره وجود داشته باشد که به ما امکان می دهد تا درک درستی از چشم اندازها در "تخصیص تلاش" داشته باشیم. اگر همه اعضای هیات مدیره، درک مشترکی از نقش هیات مدیره شرکت و درک لازم در مورد ریسک داشته باشند، هیات مدیره به عنوان درک گروهی از ریسک و درک سازمان از ریسک، عینیت می یابد. در آن صورت "تخصیص تلاش"،تجلی آشکار عدم انطباق بین اعضای هیات مدیره یا در رابطه با درک نقش آن ها یا ریسک ناشی این مسئله خواهد بود.
بهینه سازی سبد سهام تحت شرایط زیان گریزی در بورس تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
799 - 826
حوزههای تخصصی:
هدف: در حوزه بهینه سازی پُرتفوی سهام، در مطالعات گذشته، معیارهای ریسک مختلفی تحت عنوان «معیارهای کلاسیک ریسک» به کار گرفته شده است. برآورد صحیح مقدار ریسک پرتفوی و کنترل آن، در حفظ ثروت سرمایه گذاران نقش مؤثری دارد. عدم برآورد صحیح ریسک پرتفوی، یکی از مهم ترین دلایل بروز بحران های مالی در دهه های اخیر بوده است. مطابق با تئوری دورنما، سرمایه گذاران در قبال زیان، احساس عدم مطلوبیت بیشتری می کنند؛ بنابراین وزن بیشتری به زیان می دهند. این موضوع باعث می شود که شاخص های رایج ریسک، مانند ارزش در معرض ریسک، ریزش مورد انتظار، واریانس و...، ریسک را غالباً کمتر از حد برآورد کنند. این مطالعه به دنبال بررسی بهینه سازی پرتفوی سهام با رویکرد مالی رفتاری و تحت شرایط زیان گریزی در بورس اوراق بهادار تهران است و برای نخستین بار عملکرد این رویکرد با معیارهای مختلف ریسک در حوزه مالی کلاسیک (نظیر انحراف معیار، ریزش مورد انتظار، ارزش در معرض ریسک، ارزش در معرض ریسک شرطی، گشتاور ارزش در معرض ریسک، حداکثر زیان، آنتروپی و...) با در نظرگرفتن افق های زمانی مختلف (کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت) و با پرتفوی هایی با اندازه های مختلف (کوچک، متوسط و بزرگ) مقایسه شده است.
روش: عملکرد معیار ریسک مبتنی بر زیان گریزی که بر اساس مدل فولگا (۲۰۱۶) طراحی شده است، به همراه ۱۱ معیار ریسک کلاسیک دیگر در بهینه سازی پرتفوی، با استفاده از داده های روزانه ۱۷۸ شرکت بورسی و با استفاده از آزمون های ناپارامتریک (آزمون کروسکال والیس و آزمون ویلکاکسون یک طرفه) و رویکرد مبتنی بر شبیه سازی ارزیابی شده است. مدل فولگا، با استفاده از معیار ریسک مبتنی بر بخش زیان بار توزیع بازدهی پرتفوی که به طور خاص رفتار سرمایه گذاران زیان گریز را شبیه سازی می کند، با در نظر گرفتن معیارهایی مانند ارزش در معرض ریسک شرطی (CVaR) و میزان انحراف منفی یا زیان بار از یک سطح مرجع (LPM)، ارزیابی دقیقی از ریسک را در چارچوب مالی رفتاری در بازارهای مالی ارائه می دهد. در این مطالعه، به جای اکتفا به بازدهی و ریسک پرتفوی سهام برای مقایسه عملکرد آن ها، از ۲۶ معیار مختلف برای این منظور استفاده شد. همچنین در این مطالعه از روش شبیه سازی تاریخی برای محاسبه معیارهای ریسک استفاده شده است؛ دلیل بهره گیری روش شبیه سازی تاریخی آن است که نخست، همه معیارهای ریسک استفاده شده در پژوهش حاضر این قابلیت را دارند که با استفاده از روش یاد شده محاسبه شوند. علت دوم استفاده از روش شبیه سازی تاریخی این است که روش یاد شده، هیچ پیش فرضی برای توزیع داده ها در نظر نمی گیرد و به همین دلیل نسبت به سایر روش های محاسبه ریسک برتر است.
یافته ها: بسته به مقدار آستانه یا همان نقطه مرجع در تئوری دورنما، عملکرد معیار ریسک با لحاظ زیان گریزی می تواند متفاوت باشد. زمانی که مقدار آستانه از صفر بزرگ تر یا مساوی با آن (معادل صفر درصد، ۲+ درصد و ۴+ درصد) است، معیار ریسک با لحاظ زیان گریزی نسبت به دیگر معیارها، به طور مطلق در بهینه سازی پرتفوی عملکرد بهتری دارد؛ اما در حالت هایی که مقدار آستانه ای منفی است (معادل ۲- درصد و ۴- درصد)، نسبت به سایر معیارها برتری خاصی ندارد.
نتیجه گیری: در شرایطی که امکان برآورد پارامترهای ضریب زیان گریزی و مقدار آستانه ای وجود دارد، عملکرد معیار ریسک مبتنی بر مالی رفتاری (تحت شرایط زیان گریزی) در بهینه سازی پرتفوی در شرایط واقعی بازار (مقدار آستانه ای صفر یا بالاتر) بهتر از سایر معیارهای کلاسیک مالی است. همچنین زمانی که مقدار آستانه ای از صفر بزرگ تر می شود، نتایج این مطالعه نشان می دهد که «انحراف معیار» نسبت به سایر معیارهای ریسک کلاسیک، عملکرد بهتری را از خود نشان می دهد.
درک مالیات دهندگان از مسئولیت پذیری بخش عمومی شامل ( پاسخگویی بخش عمومی، شفافیت مالی دولت، بودجه متوازن و مازاد، انتشار مؤثر اطلاعات و مشارکت عمومی دولت) بر انطباق داوطلبانه رفتار مالیات دهندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
179 - 196
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: پژوهش حاضر در پی ردیابی درک مالیات دهندگان از مسئولیت پذیری بخش عمومی شامل(پاسخگویی بخش عمومی، شفافیت مالی دولت، بودجه متوازن و مازاد، انتشار مؤثر اطلاعات و مشارکت عمومی دولت) بر انطباق داوطلبانه رفتار مالیات دهندگان است. روش: جامعه آماری این پژوهش را مودیان مالیاتی و صاحبان مشاغل و صنایع در استان فارس تشکیل می دهند و محدوده زمانی این پژوهش سال 1404 است. با توجه به عدم وجود آمار دقیق در مورد اندازه جمعیت، از فرمول کوکران برای اندازه جمعیت ناشناخته برای تعیین حجم نمونه استفاده شد. بر این اساس، حجم نمونه 384 نفر محاسبه شد. در نهایت400 پرسشنامه بین کلیه افراد جامعه توزیع و مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع از پرسشنامه های توزیع شده، با پیگیری های مکرر توسط محقق، 267 پرسشنامه کامل و قابل استفاده دریافت گردید. یافته ها: مشاهده گردید که بین همه متغیرهای مستقل شامل(پاسخگویی عمومی دولت، شفافیت مالی دولت، بودجه متوازن و مازاد دولت، انتشار مؤثر اطلاعات، تعامل دولت با شهروندان و مشارکت عمومی) با متغیر وابسته پژوهش(انطباق داوطلبانه رفتار مالیات دهندگان) در سطح اطمینان 99 درصد همبستگی مثبت و معنادار قابل توجهی وجود دارد. نتیجه گیری: انطباق داوطلبانه رفتار مالیات دهندگان به تمکین مالیاتی و پایبندی عموم مردم نسبت به انجام الزامات لازم برای اظهار و پرداخت مالیات اشاره دارد. افکار عمومی انتظار دارند که دولتشان از نظر مالی مسئولیت پذیر باشد، بدین منظور خواستار سلامت اداری، شفافیت، انتشار مؤثر اطلاعات، برگزاری جلسات استماع عمومی و ارائه گزارش های پاسخگویی هستند تا عملکرد مسئولان دولتی که به منابع عمومی دسترسی دارند، مورد ارزیابی قرار گیرد.
تحلیل تأثیر منبع کنترل، تجربه حسابرسی، وظیفه شناسی و پیچیدگی وظیفه بر قضاوت حرفه ای حسابرسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
162 - 191
حوزههای تخصصی:
در محیط پیچیده امروزی، قضاوت حرفه ای حسابرسان نقشی اساسی در شفافیت گزارشگری مالی ایفا می کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر منبع کنترل، تجربه حسابرسی، وظیفه شناسی و پیچیدگی وظیفه بر قضاوت حرفه ای حسابرسان در بین شرکا و مدیران فنی شاغل در مؤسسات حسابرسی ایران انجام شده است. داده های پژوهش از طریق توزیع الکترونیک پرسشنامه در بین ۲۶۰ نفر از شرکا و مدیران فنی شاغل و با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس در سال ۱۴۰۳ گردآوری شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که تجربه حسابرسی و وظیفه شناسی اثر مثبت و معنادار و منبع کنترل اثر منفی و معناداری بر قضاوت حرفه ای دارد، در حالی که پیچیدگی وظیفه اثر معناداری بر قضاوت حرفه ای حسابرسی نداشت. یافته های پژوهش ضرورت توجه مؤسسات حسابرسی به تجربه و وظیفه شناسی در فرآیندهای استخدام و آموزش منبع کنترل درونی را برجسته می کند.ا ین پژوهش مدلی جامع برای بررسی عوامل روان شناختی، تجربی و شخصیتی مؤثر بر قضاوت حرفه ای ارائه می دهد. همچنین، یافته های پژوهش نشان می دهد که تقویت منبع کنترل درونی حسابرسان (افزایش اعتماد به نفس و استقلال در تصمیم گیری) و کاهش وابستگی آنها به عوامل بیرونی، راهکاری مؤثر برای بهبود کیفیت قضاوت حرفه ای محسوب می شود.
مدل انتخاب نمونه حسابرسی با استفاده از تکنیک های داده کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
192 - 216
حوزههای تخصصی:
از آنجائی که انتخاب نمونه حسابرسی تأثیر بسزائی در کارایی و اثربخشی فرآیند حسابرسی دارد، این پژوهش با هدف معرفی مدلی جهت انتخاب نمونه حسابرسی با استفاده از تکنیک های داده کاوی سعی در ارائه راهکاری برای افزایش اثربخشی و کارایی حسابرسی دارد. در این پژوهش ابتدا طی مصاحبه هایی با حسابرسان، نیازمندی ها و دانش آنان از تکنیک های داده کاوی مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس پایگاه های داده های مالی 35 شرکت-سال (شامل 12 شرکت برای سال های 1399 تا 1401) که پرونده های حسابرسی آنان در اختیار است، از طریق تکنیک های مختلف داده کاوی ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تکنیک های داده کاوی خوشه بندی، درخت تصمیم جنگل تصادفی و نمونه گیری بوت استرپینگ می توانند به عنوان مدل مناسبی برای انتخاب نمونه حسابرسی مورد استفاده قرار گیرند. این نتایج نشان می دهد نمونه های انتخاب شده علاوه بر پوشش 65 درصدی نمونه های انتخاب شده به روش های دیگر، می توانند با ارائه نمونه های مرتبط تر، اثربخشی فرآیند حسابرسی را افزایش دهند. از طرف دیگر بیش از 63 درصد حسابرسان علاقمند بودند تا نمونه انتخاب شده از طریق تکنیک های داده کاوی را با نمونه های انتخاب شده به روش های سنتی جایگزین نمایند.
ارزیابی و پیش بینی ارزش شرکت ها با استفاده از داده های ESG و ریسک اقلیمی
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به تحلیل و پیش بینی ارزش شرکت ها با استفاده از داده های مالی، شاخص های ESG (زیست محیطی، اجتماعی و حکمرانی) و ریسک های اقلیمی پرداخته شده است. هدف اصلی این تحقیق، توسعه یک مدل پیش بینی دقیق تر با استفاده از الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین نظیر XGBoost و شبکه های عصبی چند لایه (MLP) برای تحلیل تأثیر داده های ESG و ریسک های اقلیمی بر ارزش شرکت ها است. نتایج نشان می دهند که ROE (بازده حقوق صاحبان سهام) بیشترین تأثیر را بر پیش بینی ارزش شرکت ها دارد، در حالی که ویژگی های غیرمالی مانند ESG و ریسک های اقلیمی تأثیر نسبتاً کمتری دارند. مدل MLP عملکرد بهتری نسبت به XGBoost در پیش بینی ها از خود نشان داد و دقت بالاتری در شبیه سازی داده ها داشت. این تحقیق همچنین نشان داد که ریسک های اقلیمی و شاخص های ESG، هرچند تأثیر کمتری بر پیش بینی های مالی دارند، اما به عنوان ابزاری برای ارزیابی پایداری بلندمدت شرکت ها باید در تحلیل های مالی گنجانده شوند. بر اساس این یافته ها، پیشنهاد می شود که از مدل های پیچیده تر و دقیق تر برای پیش بینی ارزش شرکت ها و ارزیابی تأثیر ریسک های اقلیمی در بازارهای سرمایه استفاده گردد.
نقش اختلالات عصب شناختی شنیداری و دیداری در تردید حرفه ای حسابرسان
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تردید حرفه ای، عامل بنیادینی در حفظ و بهبود کیفیت حسابرسی محسوب می شود و از این رو، مطالعات گوناگونی به بررسی عوامل اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی موثر بر آن پرداخته اند. مطالعه حاضر، دامنه این عوامل را به حوزه عصب شناختی گسترش می دهد. به طور خاص، این مطالعه تأثیر اختلالات عصب شناختی، شامل اختلالات شنیداری و دیداری، بر تردید حرفه ای حسابرسان را ارزیابی می کند. همچنین، مطالعه حاضر تأثیر شرایط کاری مطلوب - شامل کیفیت پرداخت، فرصت های ارتقاء و محیط همکاری - در کاهش اثرات منفی این اختلالات را مورد بررسی قرار می دهد. روش شناسی: برای اندازه گیری اختلالات یادشده، از یک ابزار رایانه ای شبه آزمایشی با نام آزمون عملکرد پیوسته شنیداری و دیداری یکپارچه، استفاده می شود. تردید حرفه ای نیز با استفاده از مقیاس تردید حرفه ای هارت (2010) مورد ارزیابی قرار می گیرد. نمونه پژوهش شامل 76 نفر از حسابرسان مستقل می باشد. نتایج: نتایج نشان می دهد که اختلالات شنیداری تاثیر معنی داری بر تردید حرفه ای حسابرسان ندارد لکن، اختلالات دیداری به طور معکوس و معنی داری بر تردید حرفه ای اثرگذار می باشد. به بیان دیگر، اختلالات دیداری سبب تضعیف تردید حرفه ای می گردد. افزون بر این، مطابق با شواهد پژوهش، شرایط کاری مطلوب، به طور معناداری اثرات منفی اختلالات دیداری را کاهش می دهد. . نتیجه گیری: نتایج این پژوهش برای سیاست گذاران حوزه مالی و موسسه های حسابرسی دارای اهمیت است، زیرا نشان می دهد که اولا اختلالات عصب شناختی، تهدید با اهمیتی برای تردید حرفه ای محسوب می شود و ثانیا بهبود شرایط کاری می تواند به حفظ کیفیت حسابرسی حتی با وجود اختلالات عصب شناختی کمک نماید.
The Impact of Blockchain Technology on Enhancing Transparency and Security of Financial Reporting: Opportunities and Challenges(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۳, No ۱, Spring ۲۰۲۵
1-17
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study aims to examine the impact of blockchain technology on transparency, security, fraud reduction, and stakeholder trust in financial reporting. It is grounded in the view that emerging technologies like blockchain can transform financial processes by enhancing accuracy, reliability, and efficiency. Methodology/Design/Approach: A quantitative approach and Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLS-SEM) were employed to analyze data collected from 312 accounting and financial professionals working in companies listed on the Tehran Stock Exchange. Findings: The results indicate that the adoption of blockchain technology significantly enhances financial reporting transparency, improves information security, reduces fraud and financial errors, and increases stakeholder trust and technology acceptance. Innovation: This research contributes to the literature by empirically demonstrating the strategic importance of blockchain technology in transforming financial and auditing processes. It highlights its role as an effective tool for improving the accuracy, reliability, and efficiency of financial reporting in emerging markets.
مدیریت در لحن افشا و میزان استفاده از اطلاعات محرمانه در معاملات سهام: پیامدهای تداوم انتخاب حسابرس و حق الزحمه های غیر عادی حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نوع لحن افشا می تواند علامت های متفاوتی برای تفسیر اطلاعات با در نظر گرفتن ناهمگونی بین سرمایه گذاران ایجاد نماید. تأثیر افشای داوطلبانه در بازار سرمایه، همچنین انگیزه هایی برای مدیریت لحن افشا توسط شرکت های با محیط اطلاعاتی ضعیف تر ایجاد می کند. از این رو، این پژوهش درصدد است اثر تعدیلی پیامد های تداوم در انتخاب حسابرس و حق الزحمه های غیرعادی حسابرسی بر رابطه ی بین لحن غیرعادی افشا و میزان استفاده از اطلاعات محرمانه در معاملات سهام بررسی نماید. برای دستیابی به این هدف، تعداد 91 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1394 الی 1401 به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای آزمون فرضیه ها مدل پژوهش از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان می دهد که سطح لحن غیرعادی افشا تاثیر مثبت و معناداری بر میزان استفاده از اطلاعات محرمانه در معاملات سهام دارد. علاوه بر این، پیامدهای تداوم در انتخاب حسابرس رابطه بین لحن غیرعادی و معامله بر مبنا اطلاعات محرمانه اثر تعدیل کننده ندارد اما میزان حق الزحمه غیرعادی حسابرسی بر رابطه ی بین لحن غیرعادی و معامله بر مبنا اطلاعات محرمانه اثر تعدیل کننده دارد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که لحن غیرعادی افشا از طریق ایجاد اختلاف نظر بین سرمایه گذاران و گمراهی بیشتر سرمایه گذاران خرد، موقعیت های استفاده از اطلاعات محرمانه را افزایش می دهد و حق الزحمه غیرعادی حسابرسی رابطه بین مدیریت لحن افشا و استفاده از اطلاعات محرمانه را تشدید می کند.