فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
129-160
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی نسبت های مالی مؤثر بر پیش بینی درماندگی مالی با استفاده از مدل-های رگرسیون انتخاب گام به گام و رگرسیون لاسو و سپس پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران با استفاده از مدل شبکه های عصبی چند لایه و مدل لاجستیک می باشد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناسی، کمی، پس رویدادی، توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه شرکت های فعال در بازار سرمایه ایران طی سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ بوده که پس از غربال گری، ۱۴۸ شرکت به عنوان نمونه انتخاب شدند. متغیرهای مستقل پالایش شده اولیه شامل ۱۹ نسبت مالی در چهار گروه نقدینگی، سودآوری، اهرمی و فعالیت بودند. برای تحلیل داده ها ابتدا از آزمون های مانایی، چاو، هاسمن و سپس مدل رگرسیون پانل دیتا با اثرات ثابت استفاده شد و برای انتخاب نسبت های مالی از روش های رگرسیون گام به گام و لاسو استفاده شد که در هر دو روش، ۴ متغیر کلیدی شناسایی شدند.در گام بعدی، مدل رگرسیون لاجستیک و شبکه عصبی مصنوعی برای پیش بینی درماندگی مالی به کار گرفته شد. نتایج نشان داد شبکه عصبی با مقدار 6/92 درصد صحت بالاتری نسبت به رگرسیون لاجستیک با 48/89 درصد دارد.
تحلیل و پیش بینی قیمت جهانی نفت با رویکرد تلفیقی تکنیکال و بنیادی: ارائه سناریوهایی برای آینده قیمت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نفت بواسطه وابستگی که کشور در همه زیرنظام های خود اعم از نظام اقتصادی، نظام برنامه ریزی، نظام اداری و غیره به آن دارد، از چالش برانگیزترین موضوعات اقتصاد ایران می باشد. بنابراین تحلیل تحولات بازار نفت اهمیت زیادی در امر برنامه ریزی دارد. این پژوهش به بررسی و تحلیل قیمت نفت، به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر اقتصاد ایران، می پردازد. هدف اصلی، ارائه یک تحلیل جامع از رویدادهای اخیر بازار جهانی نفت، پیش بینی روند آتی قیمت و ترسیم چشم انداز و طراحی سناریو با استفاده از تلفیق روش های تکنیکال و بنیادی است. در این راستا، ضمن مرور مبانی نظری و پیشینه پژوهش، به بررسی عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضای نفت، تحولات ژئوپلیتیکی و نقش فناوری های نوین در بازارهای انرژی پرداخته می شود. نتایج تحلیل تکنیکال و امواج الیوت رخداد موج صعودی قیمت نفت در بازار جهانی را نشان می دهد. با این حال از نظر تحلیل بنیادی، روند سال های آینده قیمت نفت، بستگی به برآیند تقابل نیروهای عرضه و تقاضا در این بازار خواهد داشت. براساس احتمال رخداد هر یک از عوامل اشاره شده، سه سناریو برای آینده قیمت جهانی نفت ترسیم شده است که مطابق آنها، دامنه قیمت بین 50 (در سناریوی نزولی) الی 120 (در سناریوی صعودی) دلار قرار دارد.
نظریه ذهن، تردید حرفه ای حسابرس و کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
821 - 844
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر توانمندی ذهن خوانی حسابرس از طریق چشم و واکنش های بین فردی وی از طریق چهار مؤلفه دیدگاه گیری، تخیل، توجه همدلانه و پریشانی فردی بر سطوح تردید حرفه ای و همچنین به عنوان نقش تعدیلگر بر رابطه بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی است.
روش: ماهیت پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی است. جمع آوری داده ها و نتیجه نهایی برای آزمون رد یا پذیرش فرضیه، از راه استقرایی و از طریق پرسش نامه های تردید حرفه ای هارت (۲۰۱۳)، ذهن خوانی بارون کوهن و همکاران (۲۰۰۱)، واکنش های بین فردی دیویس (۱۹۸۳) و کیفیت حسابرسی زارع فر و زارع فر (۲۰۱۵) انجام شده است. پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. پایایی ترکیبی و مقدار واریانس استخراج شده، آزمون و روایی آن نیز، از طریق مقایسه جذر میانگین واریانس استخراج شده هر متغیر در مقابل هم بستگی آن متغیر با سایر متغیرها آزمون شده است. نتایج با استفاده از تجزیه وتحلیل های پاسخ های ۳۳۰ حسابرس شاغل در مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و سازمان حسابرسی در سال ۱۴۰۲ و با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد مبتنی بر واریانس، به کمک نرم افزار پی ال اس به دست آمده است.
یافته ها: در این پژوهش دو فرضیه بررسی شد. در فرضیه اول، تأثیر نقش نظریه ذهن بر سطوح تردید حرفه ای بررسی و تأیید شد. نتایج نشان داد که بین توانمندی ذهن خوانی و سطوح تردید حرفه ای حسابرسان شامل ذهن پرسشگر، تعلیق قضاوت، جست وجوی دانش، درک میان فردی، اعتمادبه نفس و خودتعیینگری، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در فرضیه دوم، نظریه ذهن به عنوان یک متغیر تعدیلگر، بررسی و قدرت و جهت آن بر ارتباط بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی آزمون شد. نتایج نشان داد که فرضیه دوم نیز تأیید می شود؛ به این معنا که بین متغیرهای تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی، در حضور متغیر تعدیلگر نظریه ذهن، رابطه وجود دارد.
نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که بین نظریه ذهن و سطوح تردید حرفه ای حسابرسان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ یعنی حسابرسانی که از توانمندی ذهن خوانی (نظریه ذهن) بیشتری برخوردارند یا به بیان دیگر، در مقایسه با سایر حسابرسان، قادرند باور غلط را از حقیقت بهتر تشخیص دهند، می توانند سطوح بالاتری از تردید حرفه ای را به کار گیرند. همچنین نظریه ذهن موجب تعدیل و بهبود ارتباط بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی می شود. در واقع می توان گفت که در اجرای تردید حرفه ای توسط حسابرسان، حسابرسانی که از توانمندی ذهن خوانی بیشتری برخوردار هستند، حسابرسی را با کیفیت بهتری انجام می دهند. یافته های پژوهش حاضر، مبنی بر تأثیر مثبت نظریه ذهن بر سطوح تردید حرفه ای، دستاورد مهمی است برای جامعه حسابداران رسمی کشور و سازمان حسابرسی تا در استخدام و به کارگیری حسابرسان توانمندتر و در نتیجه، اِعمال سطوح بالاتری از تردید حرفه ای به آن ها کمک کند؛ زیرا مؤسسه های حسابرسی و سازمان حسابرسی، در جذب و به کارگیری نیروی متخصص در حسابرسی، می توانند «توانمندی ذهن خوانی» افراد پذیرفته شده را بسنجند و افرادی را جذب و استخدام کنند که از توانمندی ذهن خوانی بیشتری برخوردارند و در نهایت، موجب افزایش کیفیت حسابرسی شوند.
تأثیر تحریم ها، بر فرار مالیاتی معاملات اشخاص وابسته ، ترکیب رویکرد گراف کاوی-فراابتکاری فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۷
179 - 226
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق به بررسی تأثیر تحریم ها، بر فرار مالیاتی معاملات اشخاص وابسته بر اساس ترکیب رویکرد گراف کاوی-فراابتکاری فازی پرداخته شد. در این پژوهش تعداد1،780 شرکت دارای معاملات وابسته شامل 523 شرکت واقع در مناطق آزاد تجاری و 1،257 شرکت واقع در خارج از مناطق آزاد که دارای عضو هیأت مدیره مشترک و فعالیت اقتصادی تولیدی یا بازرگانی بوده انتخاب شده اند. دراین پژوهش داده های مالی ومالیاتی سال های 1395 لغایت 1399 ازاظهارنامه های مالیاتی و سامانه های سازمان امور مالیاتی کشور مورد استفاده قرار گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی می باشد. جهت برآورد مدل از نرم افزار پایتون و پکیج NetworkX و متلب 2021 بهره گرفته شده است. جهت پیش بینی فرار مالیاتی معاملات اشخاص وابسته از الگوریتم های فراابتکاری فازی غیرخطی از نوع لجستیک نوع 3 شفر نوع 4 بهره گرفته شد. بر اساس نتایج رویکرد مدل جگوار در مدل سازی گراف مابین شاخص های معاملات اشخاص وابسته با فرار مالیاتی از دقت بالاتری برخوردار بود؛ بر اساس نتایج معاملات اشخاص وابسته قبل از ورود مدل به تحریم موجب افزایش 389/0 درصد در فرار مالیاتی و بعد از ورود تحریم موجب افزایش 414/0 درصدی در فرار مالیاتی گردید. به عبارتی ورود تحریم به مدل موجب گردیده است؛ معاملات بیش تری در حوزه معاملات وابسته مشکوک در حوزه فرار مالیاتی شناسایی نموده است.
تحلیل انتقادی دیدگاه شهید مطهری در باب «امکان مشروعیت ربا در فعالیت های بانکی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۳۴)
723 - 754
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف بانک ها از مهم ترین نهادهای مالی در نظام اقتصادی معاصر به شمار می آیند که با جذب سپرده ها و اعطای وام بر اساس الگوی قرض همراه با بهره، نقش مؤثری در تجهیز و تخصیص منابع پولی دارند. این فرایند، اگرچه از منظر اقتصادی در جلوگیری از رکود سرمایه و تقویت چرخه تولید مؤثر است، اما از منظر فقهی می تواند مصداق «ربا» تلقی شود؛ پدیده ای که قرآن کریم آن را به صراحت نهی کرده و بسیاری از فقهای مسلمان، حرمت آن را از ضروریات دین اسلام دانسته اند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که آیا حرمت ربا محدود به روابط مالی میان اشخاص حقیقی است یا آن که اطلاق ادله قرآنی و روایی، نهادهای حقوقی و بانک های دولتی را نیز دربرمی گیرد؟ 2. مواد و روش ها این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بر پایه مطالعه کتابخانه ای انجام شده است. منابع تحقیق شامل آثار فقهی و اصولی امامیه و اهل سنت، متون قرآنی و روایی، و نیز منابع اقتصادی و بانکی معاصر است. در تحلیل داده ها از روش استدلال فقهی مبتنی بر اطلاق، تقیید و الغای خصوصیت بهره گرفته شده تا استدلال شهید مطهری درباره مشروعیت بهره بانکی ارزیابی گردد. 3. یافته های تحقیق بر اساس بررسی متون، شهید مطهری با تکیه بر دو مبنا، یعنی انحصار حرمت ربا به سرمایه های خصوصی و الغای خصوصیت از مستثنیات حرمت ربا، احتمال داده است که حرمت ربا به روابط مالی میان اشخاص حقیقی اختصاص دارد. از نظر وی، در صورتی که ربا توسط بانک های دولتی دریافت شود و درآمد حاصل از آن در مصارف عمومی و رفع نابرابری اقتصادی هزینه گردد، عنوان حرمت بر آن صدق نمی کند. افزون بر این، موارد استثناشده از حرمت ربا در فقه، صرفاً در مقام بیان مصداق اند و می توان با الغای خصوصیت از آنها، بهره بانکی را نیز خارج از دایره ربا دانست. 4. بحث و نتیجه گیری یافته های تحقیق نشان می دهد که اطلاق آیات و روایات ناظر به حرمت ربا شامل هرگونه زیاده مالی می شود و میان اشخاص حقیقی و حقوقی، خصوصی یا دولتی، تفاوتی در حکم وجود ندارد. هیچ دلیل معتبر شرعی برای استثنای قراردادهای بانکی از این حرمت در دست نیست و استدلال مبتنی بر الغای خصوصیت نیز فاقد وجاهت اصولی است، زیرا بر برداشت شخصی استوار است و از تناسب حکم و موضوع عرفی تبعیت نمی کند. بنابراین، بهره بانکی حتی در بانک های دولتی مصداق ربای قرضی است و مشروعیت آن نیازمند دلیل خاص و معتبر شرعی است که تاکنون ارائه نشده است.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی درک سرمایه گذاران نهادی از اطلاعات حسابداری افشا شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگویی مفهومی برای تبیین درک سرمایه گذاران نهادی از اطلاعات حسابداری افشا شده تدوین گردید. این مطالعه، از حیث شیوه گردآوری داده ها، در زمره پژوهش های توصیفی-پیمایشی و از نوع غیرآزمایشی با طراحی مقطعی جای می گیرد. در بخش کیفی، مشارکت کنندگان شامل خبرگان دانشگاهی در حوزه مدیریت مالی و حسابداری و همچنین مدیران ارشد و تحلیلگران شرکت های کارگزاری بورس اوراق بهادار بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و اشباع نظری با ۱۲ مصاحبه حاصل شد. جامعه آماری بخش کمی پژوهش نیز شامل مدیران و کارشناسان شرکت های کارگزاری بود و بر اساس محاسبه اندازه اثر و توان آزمون، حجم نمونه ۱۴۳ نفر تعیین و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. داده های بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون و نرم افزار Maxqda تحلیل شد. در بخش کمی نیز از پرسشنامه ساخت یافته استفاده گردید و داده ها با بهره گیری از روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart PLS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مؤلفه های «قوانین افشای اطلاعات»، «کارکردهای افشا» و «چالش های افشای حسابداری» به طور معناداری بر ابعاد «نهادی» و «اجتماعی–محیطی» تأثیر می گذارند. در لایه های بعدی مدل، ابعاد «شناختی» و «اطلاعاتی» به عنوان پیش نیازهای تأثیرگذار بر ابعاد «احساسی» و «رفتاری» عمل می کنند. در نهایت نیز این تغییرات شناختی، احساسی و رفتاری منجر به بروز کنش های مرتبط با «افشای مالی» و «افشای غیرمالی» در رفتار سرمایه گذاران نهادی می شود. این پژوهش بستری فراهم می کند برای بازنگری در راهبردهای افشای شرکتی، به گونه ای که سیاست گذاران، تنظیم گران و شرکت ها بتوانند کیفیت افشا را نه تنها در قالب شاخص های فنی، بلکه از منظر تأثیرگذاری واقعی بر ادراک و رفتار سرمایه گذاران کلان بازطراحی کنند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر ضمن ارتقای مرزهای نظری، کارکردهای مستقیم برای بهبود سیاست های اطلاع رسانی مالی در بازار سرمایه ایران خواهد داشت.
بررسی و تحلیل تأثیرات و پیامد های ترک حرفه حسابرسی مستقل در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
19 - 40
حوزههای تخصصی:
در دهههای اخیر، حرفه حسابرسی، بهعنوان یکی از پایههای اطمینان از صحت و شفافیت اطلاعات مالی سازمانها، با چالشها و تغییرات زیادی روبرو شده است. یکی از مهمترین چالشهاییکه در حالحاضر جامعه و حرفه حسابرسی را تهدید میکند، تمایل حسابرسان به خروج از حرفه حسابرسی میباشد. در سالهای اخیر، شاهد افزایش روزافزون درخواست خروج حسابرسان از موسسات حسابرسی هستیم. هدف پژوهش حاضر، آثاروپیامدهای ناشی ازخروج حسابرسان از حرفه حسابرسی میباشد. در راستای دستیابی به این هدف، با رویکرد روششناسی کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد، در سال 1402 با 29 نفر از خبرگان حرفه حسابرسی که بهصورت غیراحتمالی و هدفمند با استفاده از روش گلولهبرفی انتخاب شدند، مصاحبه شد و در انتها اشباع نظری حاصل گردید. مصاحبههای انجام شده با استفاده از نرمافزار کیفی اطلس تیآی تبدیل به مدل توسعهیافته مشتمل بر سه دسته پیامد فردی، پیامدها در سطح جامعه و در سطح مؤسسات حسابرسی و جامعه حسابداران رسمی مفهومسازی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که 46 پیامد بعد از خروج حسابرسان از حرفه حسابرسی پدیدار میشود که از مهمترین آنها افزایش فساد مالی در جامعه، کاهش کیفیت حسابرسی، بیاعتمادی به جامعه حسابداران رسمی و چالشهای اقتصادی در سطح شرکتها و تأثیرات بلندمدت در سطح جامعه میباشد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر اثر بخشی تبلیغات در شبکه های فروش آنلاین
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲ (جلد ۳)
223 - 234
حوزههای تخصصی:
با گسترش روزافزون تجارت الکترونیک و تغییر رفتار مصرف کنندگان به سوی خریدهای اینترنتی، شبکه های فروش آنلاین به یکی از مهم ترین بسترهای تعامل میان کسب وکارها و مشتریان تبدیل شده اند. در این میان، تبلیغات دیجیتال نقش کلیدی در جذب مشتری، افزایش فروش و تقویت جایگاه برند ایفا می کند. با توجه به رقابت فشرده میان فروشگاه های آنلاین، اثربخشی تبلیغات به عنوان یکی از مؤلفه های راهبردی بازاریابی، نیازمند بررسی دقیق و علمی است.هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی مؤثر بر اثربخشی تبلیغات در بستر شبکه های فروش آنلاین بود؛ فضایی که با توجه به گسترش روزافزون تجارت الکترونیک، اهمیت استراتژیک فزاینده ای در حوزه بازاریابی دیجیتال یافته است. به منظور تحقق این هدف، از رویکردی کیفی بهره گرفته شد و داده های پژوهش از طریق انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان منتخب حوزه بازاریابی دیجیتال، شامل مدیران بازاریابی، مشاوران برندینگ و متخصصان تبلیغات آنلاین، گردآوری گردید. تحلیل داده ها با استفاده از روش دلفی فازی انجام شد تا از طریق همگرایی تدریجی نظرات خبرگان و کاهش عدم قطعیت های ذهنی، اولویت بندی معناداری از عوامل استخراج گردد.یافته های پژوهش نشان دادند که «تناسب محتوای تبلیغ با نیازهای واقعی و ادراک شده مشتری»، به عنوان مهم ترین عامل اثرگذار بر اثربخشی تبلیغات دیجیتال شناسایی شد. این عامل، از منظر روان شناسی مصرف کننده، بر فرآیند درک پیام و تمایل به تعامل با آن تأثیر مستقیم دارد. در رتبه دوم، «جذابیت بصری تبلیغ» قرار گرفت که شامل طراحی گرافیکی، رنگ بندی، چیدمان عناصر بصری و هماهنگی سبک تبلیغ با هویت برند است. عامل سوم، «تعامل پذیری تبلیغ» بود که اشاره به قابلیت های تعاملی پیام تبلیغاتی دارد؛ از جمله امکان کلیک، پاسخ گویی، به اشتراک گذاری و یا شخصی سازی پیام توسط مخاطب.سایر عوامل مهم شناسایی شده عبارت بودند از: «اعتماد به برند» که به عنوان متغیری میانجی در تقویت پذیرش پیام تبلیغاتی عمل می کند، و «زمان بندی و موقعیت زمانی نمایش تبلیغ» که می تواند در بهینه سازی میزان توجه و واکنش مخاطب نقشی کلیدی ایفا کند.نتایج این پژوهش می تواند به عنوان مدلی مفهومی و عملیاتی برای طراحان کمپین های تبلیغات دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد. این چارچوب با تأکید بر هم راستایی بین پیام تبلیغاتی و نیازهای مخاطب هدف، نقش مهمی در افزایش نرخ تبدیل، بهبود تعامل کاربران با برند، و در نهایت ارتقای بازدهی سرمایه گذاری تبلیغاتی ایفا خواهد کرد.
پیش بینی صورت های مالی متقلبانه با استفاده از شیطنت های جریان های نقدی
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی پیش بینی صورت های مالی متقلبانه با استفاده از شیطنت های جریان های نقدی می پردازد. برای انجام این تحقیق نمونه ای از 99 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. در این پژوهش بررسی پیش بینی صورت های مالی متقلبانه با استفاده از شیطنت های جریان های نقدی برای دوره 1397 الی 1402 صورت گرفت که در مجموع 594 مشاهده برای تحقیق موجود می باشد. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش رگرسیون چند متغیره به شیوه پانل دیتا است. نتایج حاصل از فرضیات تحقیق نشان دهنده این مطلب می باشد که با استفاده از نسبت های جریانات نقدی می توان تقلب در صورتهای مالی را شناسایی نمود و نسبت جریان نقدی عملیاتی به تغییرات بدهی جاری، نسبت حسابهای دریافتنی به جریان های نقدی عملیاتی، نسبت جریان های نقدی عملیاتی به تغییرات کل بدهی ها و نسبت موجودی کالا به جریان های نقدی عملیاتی به صورت مستقیم بر صورتهای مالی متقلبانه تاثیر می گذارند.
شناسایی تاثیرات بازاریابی دنج در شرکت های تجاری با رویکرد فراترکیب
حوزههای تخصصی:
بازاریابی دنج به عنوان یک استراتژی مؤثر در شناسایی و هدف گیری بخشهای خاص بازار، تأثیر بسزایی بر عملکرد شرکتهای تجاری دارد . این مطالعه با بهره گیری از فراترکیب ۲۰ پژوهش برجسته در بازه سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵، نقش بازاریابی دنج را در بهبود مزیت رقابتی، افزایش بهره وری عملیاتی و ارتقای رضایت مشتریان بررسی میکند. یافته ها نشان میدهد که بازاریابی دنج باعث افزایش سهم بازار، سودآوری و رقابت پذیری پایدار میشود و در صنایع مختلفی مانند کشاورزی ، خدمات درمانی و فرهنگ نیز کاربرد گسترده دارد. همچنین، تمرکز بر بخش بندی دقیق بازار و ایجاد تجربه مثبت مشتریان نقش کلیدی در موفقیت این نوع بازاریابی دارد. در کنار فرصت ها، بازارهای دنج با چالش هایی مانند محدودیت نوآوری و اندازه کوچک بازار مواجه اند که نیازمند پژوهش های بیشتر و توسعه راهکارهای استراتژیک است. در نهایت، بازاریابی دنج به ویژه برای کسب وکارهای کوچک و متوسط ابزاری حیاتی جهت بقا و رشد است. این مطالعه ضمن بیان مزایا و چالش های بازاریابی دنج، به ارائه چشم اندازهای آینده پژوهشی در این حوزه میپردازد. نتایج این پژوهش میتواند راهنمایی برای مدیران و تصمیم گیرندگان جهت تدوین استراتژی های بازار محور و توسعه پایدار شرکت های تجاری باشد .
بررسی تاثیر توان نقدشوندگی دارایی ها بر رقابت در صنعت
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین و بررسی تاثیر توان نقدشوندگی دارایی ها بر رقابت در صنعت است. یکی از عوامل موثر بر انتخاب سرمایه گذاران، توان نقدشوندگی دارایی های شرکت است. لذا در این تحقیق این باور که توان نقدشوندگی دارایی های شرکت می تواند به تغییر رقابت در بازار کمک کند، مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی آن سالهای1397 الی1403 می باشد.با استفاده از روش حذف سیستماتیک نمونه پژوهش شامل تعداد 126 شرکت بورسی انتخاب و داده های تحقیق داده های تابلویی در نظر گرفته شده است. نتایج بررسی با استفاده از مدل رگرسیون داده های پنل بر مبنای رگرسیون با اثرات ثابت برای آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که توان نقدشوندگی دارایی های شرکت بر رقابت در صنعت تاثیرگذار است. لذا توان نقدشوندگی دارایی های شرکت می تواند مزیت استراتژیک و حیاتی برای شرکت بهمراه داشته و باعث افزایش ارزش شرکت شود که خود بر رقابت در صنعت تاثیرگذار است.
تأثیر کاهش الزامات گزارشگری بر تلاش حسابرس و محافظه کاری حسابرس
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶ (جلد ۱)
116 - 128
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر کاهش الزامات گزارشگری بر تلاش حسابرس و محافظه کاری حسابرس در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۷ ساله (۱۳۹۵-۱۴۰۱) می پردازد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر روش اجرا، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل ۲۴۵ شرکت بود که با اعمال محدودیت هایی مانند سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند، پذیرش در بورس از سال ۱۳۹۲، عدم تغییر سال مالی، و حذف شرکت های سرمایه گذاری، واسطه گری و بانک ها، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۱۵۰ شرکت تعیین شد. نتایج رگرسیون پانلی برای فرضیه اول (تأثیر کاهش الزامات گزارشگری بر تلاش حسابرس) نشان داد که ضریب EGC برابر ۰.۳۹۱۰- با احتمال ۰.۰۱۹ است، که بیانگر کاهش معنادار تلاش حسابرس با کاهش الزامات گزارشگری است (R-squared۰.۱۸۹) و همچنین فرضیه دوم (تأثیر کاهش الزامات گزارشگری بر محافظه کاری حسابرس) با ضریب EGC برابر ۰.۰۰۰۷ و احتمال ۰.۰۳۶ تأیید شد، که نشان دهنده افزایش اندک اما معنادار محافظه کاری است (R-squared۰.۱۴۱).
نقش تعدیلی محدودیت مالی بر رابطه بین عدم اطمینان سیاست اقتصادی و مالی سازی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مالی سازی شرکت ها پدیده ای اجتناب ناپذیر برای مدیریت است که می تواند سودهای فوق العاده را به عنوان مکمل عملیات به دست آورد یا نقدینگی را پوشش دهد تا کمبود موجود نقد را ازطریق نگهداری دارایی های مالی جبران کند. از سوی دیگر، اثرات نامطلوب مالی سازی بیش ازحد، ممکن است رشد پایدار اقتصاد را مختل کند؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عدم اطمینان سیاست اقتصادی بر مالی سازی شرکت با نقش تعدیل گری محدودیت مالی است. با استفاده از روش نمونه گیری سیستماتیک تعداد 125 شرکت برای دوره زمانی 1401-1394 انتخاب می شود. برای آزمون فرضیه های پژوهش از رویکرد داده های ترکیبی به روش داده های تابلویی استفاده می شود. نتایج نشان داد که یک رابطه یوشکل بین عدم قطعیت سیاست اقتصادی و مالی سازی شرکت ها وجود دارد. افزایش عدم قطعیت سیاست اقتصادی در سطوح پایین به کاهش سرمایه گذاری بر روی دارایی های مالی منجر می شود؛ اما در سطوح بالا موجب افزایش سرمایه گذاری بر روی دارایی های مالی می شود. علاوه براین، یافته ها نشان می دهد که محدودیت مالی ارتباط بین عدم اطمینان سیاست اقتصادی و مالی سازی شرکت را تعدیل می کند. یعنی رابطه منفی در سطوح پایین و رابطه مثبت در سطوح بالای عدم قطعیت، سیاست اقتصادی را تضعیف می کند؛ بنابراین، شرکت هایی که با محدودیت های مالی قوی مواجه هستند، میزان سرمایه گذاری بر روی دارایی های مالی را به گونه ای تنظیم می کنند که باتوجه به شرایط اقتصادی، نقدینگی لازم را برای فعالیت های تجاری تأمین کند. پژوهش حاضر شواهد تجربی جدیدی را برای آشکارکردن رابطه یوشکل بین عدم قطعیت سیاست اقتصادی و مالی سازی شرکت ارائه می کند؛ به علاوه، این مطالعه متفاوت از پژوهش های پیشین در کشورهای توسعه یافته است و عدم قطعیت سیاست های اقتصادی را در ایران، به عنوان کشوری که قوانین و مقررات حاکمیتی در مدیریت اقتصاد نقش برجسته ای دارد، مطالعه می کند.
کووید 19، درماندگی مالی و اجتناب مالیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرکت هایی که در وضعیت درماندگی مالی قرار دارند، به دنبال راه هایی برای کاهش خروج وجه نقد ناشی از مالیات هستند. صرفه جویی مالیاتی یک منبع تأمین مالی داخلی است که با تشدید محدودیت های مالی در طول دوره شیوع کووید19 اهمیت آن برای شرکت ها دوچندان می شود؛ ازاین رو، این شرکت ها با احتمال بیشتری درگیر اجتناب مالیاتی می شوند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر درماندگی مالی بر اجتناب مالیاتی و چگونگی این تأثیر در دوره شیوع کووید19 است. داده های پژوهش شامل 162 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره 1396 تا 1401است. به منظور برازش مدل های رگرسیونی پژوهش از روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که درماندگی مالی بر اجتناب مالیاتی تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ بنابراین، در کل دوره پژوهش، شرکت هایی که درماندگی مالی بیشتر داشته اند، بیشتر درگیر اجتناب مالیاتی بوده اند؛ به علاوه، شیوع کووید19 در رابطه بین درماندگی مالی و اجتناب مالیاتی اثر تعدیلی معناداری ندارد. پژوهش حاضر ضمن توسعه ادبیات موجود درباره تأثیر درماندگی مالی بر اجتناب مالیاتی، به درک اثر بحران های مالی در نتیجه شیوع کووید19 بر این رابطه کمک می کند. برخلاف انتظارات حاصل از فرضیه ها، یافته ها حاکی از تأثیرنداشتن معنادار کووید19 بر رابطه بین درماندگی مالی و اجتناب مالیاتی است؛ ازاین رو، انجام سایر پژوهش ها در این حوزه با در نظر گرفتن اثر فاکتورهای خاص دوران شیوع کووید19 ازجمله اعطای بخشودگی مالیاتی می تواند به توسعهادبیات کمک کند.
تأثیر مدل کسب و کار بانکی بر هموارسازی سود و پیشبینی جریانهای نقدی با تأکید بر کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این مقاله بررسی این موضوع است که آیا مدل کسب و کار بانکی بر هموارسازی سود تأثیر می گذارد یا خیر. علاوه بر این، پژوهش حاضر به نقش مشارکت حسابرسان در نظارت مستقل می پردازد. روش: هموارسازی سود با ذخایر زیان وام بر سود مدیریت نشده اندازه گیری و از خطاهای استاندارد اصلاح شده استفاده شده است. همچنین، نمونه شامل بانک های ایرانی است که از سال 1390 تا 1401 مشاهده شده اند. یافته ها: پژوهش حاضر نشان داد که علی رغم تأثیر مدل کسب و کار تنوع بخشی، مدل کسب و کار خرده فروشی و بازارگرا تأثیر معناداری بر هموارسازی سود ندارد. اما مدل کسب و کار خرده فروشی و تنوع بخشی بر قابلیت پیشبینی جریانهای نقدی تأثیر معناداری دارد. همچنین، تأکید بر کیفیت حسابرسی با هموارسازی بانک های بازارگرا ارتباط معناداری ندارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان بیان کرد که رویکرد زیان مورد انتظار برای تخمین زیان های اعتباری نمی تواند بجز اطلاعات اعداد حسابداری مدل کسب و کار تنوع بخشی، اطلاعات اعداد حسابداری مدل های کسب و کار دیگر را افزایش دهد. همچنین، مقاله حاضر با پرداختن به نقش مدل کسب و کار به عنوان یک کل در توضیح تمایل هموارسازی، نه محدود کردن مشاهده به ویژگی های جزئی از ترازنامه، به ادبیات هموارسازی سود کمک می کند.
تحلیلی بر غش (تقلب) در بازار سرمایه ایران در مرحله پذیرش و مواجهه نظام کیفری با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۲
367 - 402
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی پدیده غش یا تقلب در مرحله پذیرش شرکت ها در بازار سرمایه ایران می پردازد؛ مرحله ای که با وجود نقش حیاتی آن در تضمین سلامت بازار، کمتر مورد توجه مطالعات کیفری قرار گرفته است. در این مطالعه تلاش شده است با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و تحلیل اسناد قانونی، مصادیق عملی و ساختاری غش در پذیرش شناسایی شده و ظرفیت های پاسخ دهی نظام حقوق کیفری ارزیابی گردد. یافته های تحقیق نشان می دهد که تقلب در پذیرش عمدتاً در قالب رفتارهایی چون ایجاد ساختار سهامداری صوری، ارائه اطلاعات مالی ساختگی، استفاده از اسناد مجعول یا پنهان سازی واقعیت های مهم رخ می دهد و در بسیاری موارد، نهادهای حرفه ای مانند مشاور پذیرش و حسابرسان نیز در تحقق آن نقش دارند. نظام حقوقی در برخورد با این پدیده از دو مسیر بهره برده است: نخست، توسل به عمومات قانون مجازات اسلامی در قالب عناوینی چون کلاهبرداری و جعل، و دوم، جرم انگاری مستقل. فقدان تعریف روشن از غش، ناکافی بودن ضمانت اجراها، و نبود نهاد تخصصی برای رسیدگی به این جرایم از چالش های جدی این حوزه است. این مطالعه با تمرکز بر بعد کیفری مرحله پذیرش، خلأهای تقنینی و نهادی را روشن ساخته و ضرورت بازنگری ساختاری در برخورد با تخلفات مالی را برجسته می سازد. این مقاله پیشنهاد می کند تقلب در پذیرش به عنوان جرم مستقل در قانون بازار اوراق بهادار تعریف شده و مجازات های متناسب برای آن پیش بینی شود.
معیارهای کیفیت حسابرسی و تاثیر آن ها بر ویژگی های دقت و حساسیت سود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
231 - 254
حوزههای تخصصی:
آنچه مطلوبیت سود را برای سهامداران افزایش می دهد کیفیت و پایداری آن است. اما، آنچه می تواند باعث کنترل رفتار فرصت طلبانه ی مدیریت شده و مشکلات نمایندگی بین سهامداران و مدیران را کاهش دهد و منجر به ثبات میزان سود شود، کیفیت حسابرسی است. حسابرسی هایی که با کیفیت بالاتری انجام شود می تواند بر میزان اقلام تعهدی اختیاری اعمال شده توسط مدیریت و کیفیت و دقت سود نقش داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی بر ویژگی های دقت و حساسیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ته ران طی دوره ی 10 ساله از 1391 الی 1400 با استفاده از اطلاعات 105 شرکت می باشد. آزمون فرضیه ها از طریق رگرسیون چندگانه و به روش حداقل مربعات تعمیم یافته با چیدمان داده های تابلویی صورت پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد که از بین معیار های مختلف کیفیت حسابرسی اندازه موسسه حسابرسی، تخصص حسابرس در صنعت، تداوم تصدی حسابرسی و استقلال حسابرس باعث افزایش دقت و حساسیت سود می شود. اما رابطه معناداری بین حق الزحمه حسابرسی و دقت و حساسیت سود مشاهده نشد. حسابرسان می توانند با افزایش کیفیت حسابرسی، کیفیت سود و دقت و حساسیت آن را افزایش دهند و باعث کاهش هزینه های نمایندگی شوند.
بررسی اثربخشی قیمت گذاری اوراق اختیار معامله با استفاده از مدل های یادگیری ماشین در مقایسه با مدل بلک شولز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات اساسی که سرمایه گذاران در بازارهای سرمایه با آن روبه رو هستند، بحث مدیریت ریسک است. اوراق اختیار معامله از کاربردی ترین ابزار مالی در راستای مدیریت ریسک محسوب می شوند. ازاین رو، شیوه قیمت گذاری این اوراق اهمیت ویژه ای دارد. بااین حال، روابط پیچیده و غیرخطی میان عوامل مؤثر بر قیمت اختیار معامله، مدل سازی این روابط را با چالش هایی همراه کرده و منجر به استفاده از مفروضات محدودکننده و غیرواقعی در ساخت مدل ها شده است. یکی از راهکارهایی که برای حل این مسئله مطرح گردیده، استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین است. الگوریتم های یادگیری ماشین محدودیتی در یافتن روابط غیرخطی پیچیده میان متغیرها نداشته و می توانند بدون درنظرگرفتن مفروضات غیرواقعی، دست به ساخت مدل های موردنیاز بزنند. در همین راستا هدف این پژوهش بررسی عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله در مقایسه با مدل بلک شولز است. در این پژوهش از 144 اوراق اختیار معامله ای که از فروردین 1397 تا اردیبهشت 1403 در بورس اوراق بهادار تهران معامله شده اند، استفاده شده و به قیمت گذاری این اوراق با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز پرداخته شده است. برای بررسی عملکرد این مدل ها به مقایسه برآورد هریک از مدل ها باقیمت بازار این اوراق پرداخته شده است. این مقایسه با استفاده از معیارهای آماری میانگین خطا مطلق و جذر میانگین مربعات خطا انجام شده است. همچنین، پژوهش حاضر عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز را با در نظر گرفتن دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز بررسی کرده است. نتایج نشان می دهد که الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله نسبت به مدل بلک شولز عملکرد بهتری داشته اند. همچنین مقایسه عملکردمدل ها در پیش بینی قیمت متناسب با دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز برتری الگوریتم های یادگیری ماشین را تائید می کند. در این میان، الگوریتم تقویت گرادیان سریع نسبت به سایر مدل ها بهترین عملکرد را داشته است.
مدلسازی تغییرات بازده در پیش بینی سود بر سوگیری لنگرگاه با رویکرد مالی رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مدلسازی تغییرات بازده بر اساس تغییرات پیش بینی سود مبتنی بر سوگیری لنگرگاه بوده است. سوگیری لنگر به قضاوت یا تصمیم گیری بر اساس اطلاعات اولیه دریافتی گفته می شود. داده های اولیه و قبلی که درباره یک موضوع وجود داشته باشد بر سرمایه گذار درمورد یک موضوع تأثیر می گذارد یا سبب می شود که تصمیمی جانب دارانه گرفته شود. برای این منظور از اطلاعات دوره زمانی 1402-1390 با فراوانی فصلی استفاده گردید. در این راستا ابتدا به مدلسازی بازده بر اساس تغییرات پیش بینی سود با استفاده از مدل خودهمبسته میانگین متحرک (ARMA) پرداخته شد و نوسانات این بازدهی با استفاده از روش واریانس ناهمسان شرطی تعمیم یافته (GARCH) مدلسازی شد. در ادامه با استفاده از رویکرد شبکه عصبی به پیش بینی سود پرداخته شد و دقت این مدل در مقایسه با روش های سری زمانی مقایسه گردید. نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان می دهد بین سوگیری لنگرگاه و خطای پیش بینی سود رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، تورش اطلاعات دریافتی اولیه و عدم شفافیت آن می تواند منجر به افزایش در خطای پیش بینی بازده باشد. به علاوه، دقت روش شبکه عصبی در پیش بینی تغییرات سود نسبت به مدل های ARMA و GARCH بالاتر بوده است.
Asymmetric Reaction of Market for Non-Continuing Items in the Profit or Loss Statement: Moderating Role of Company's Sustainability Performance(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In recent years, sustainability has garnered significant attention as a critical issue, emphasizing the integration and balance of environmental, economic, and social dimensions. These three pillars collectively form the foundation of supply chain sustainability, offering the potential to harmonize the interests of diverse stakeholder groups. This study aims to explore the impact of corporate sustainability performance on the asymmetric market response to non-continuing profit or loss items transactions or events that do not recur in a company's regular operations among companies listed on the Tehran Stock Exchange. The research analysed a sample of 110 companies over the period from 2016 to 2022. This applied study employed a post-event methodology, utilizing a panel data approach to test the research hypotheses. Statistical analysis was conducted using Eviews software. The findings revealed an asymmetric market response to positive and negative non-continuing items in the profit or loss statements. Specifically, the market responded negatively to positive non-continuing items and positively to negative ones. This asymmetric reaction can be attributed to the unique characteristics of non-continuing items, as market mechanisms differentiate between positive and negative events based on their distinct impacts on the company’s profitability and operations. Furthermore, the evidence suggests that enhanced corporate sustainability performance mitigates the market's asymmetric evaluation of these non-continuing items. By improving sustainability practices, companies can reduce market misjudgements, thereby aligning stakeholder perceptions more closely with the firm's overall strategic direction and operational realities.