سید رحیم موسوی نیا

سید رحیم موسوی نیا

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

بررسی شخصیت گسسته آقای گالیادکین: تحلیلی روان کاوانه بر همزاد داستایوسکی

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
این مقاله به بررسی روان کاوانه ی رمان همزاد اثر فیودور داستایوسکی می پردازد و در پی آن است که بر اساس نظریه های زیگموند فروید، نیروها و انگیزه های ناخودآگاه شخصیت اول داستان را مورد بحث قرار دهد. هدف از بررسی روان کاوانه در داستان، این است که اعمال و افکار شخصیت اول بهتر درک شود و مشخص شود گرفتاری های روانی او از چه عواملی نشأت می گیرد. شخصیت اصلی داستان، آقای گالیادکین، کارمند میان رده ای است که آرزوی پیشرفت به درجات بالاتر را در سر می پروراند. در مسیر تلاش های مزورانه اش برای رسیدن به مطلوب و همچنین در میان افکار و احساسات پریشانش، به تدریج دنیای واقعیت برای او مبهم می شود. گالیادکین رفته رفته گرفتار دنیایی مملو از توقعات واهی می شود و شخصیتش دو پاره می گردد. گالیادکین دغل باز داستان برای رفتارهای مکارانه اش کالبدی جدید می سازد و اعمال این فرد نوظهور را بی ارتباط با خود می پندارد. این گسست شخصیتی در ابتدا بر اساس نظریه ی رانه های مرگ و زندگی فروید مورد بحث قرار می گیرد. رانه ی زندگی در او برای بالابردن احتمال بقا، در آغاز، باعث تسریع در گسست شخصیتی اش می شود. در ادامه، رانه ی مرگ نیرو می گیرد تا "خود" ضعیف و شکست خورده اش را از میان ببرد. همچنین، روابط گالیادکین با دیگران و انتظار و تصوری که از آن ها دارد بر اساس مفهوم عقده ی ادیپ و نقش والدین در ایجاد الگوهای ذهنی در فرد بررسی می شود. او در ذهن آشفته و بیمار خود به دنبال تکرار دنیای خیالی دوران کودکی است. علاوه بر این موضوع، رفتار و افکار گالیادکین بر اساس نشانگان مالیخولیا تحلیل می شود.
۲.

روان زخم و پیامدهای آن با تأکید بر دیدگاه اسلاوی ژیژک

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۷
هدف تحقیق حاضر بررسی و تحلیل مفهوم روان زخم و پیامدهای آن از منظر اسلاوی ژیژک است. ژیژک معتقد است که روان زخم ناشی از ورود نابهنگام امر واقع به امر نمادین است و در ساختار کُنش به تعویق افتاده معنا می یابد. افراد مختلف واکنش های متفاوتی نسبت به روان زخم نشان می دهند. به زعم لاکاپرا واکنش ها به روان زخم در دو دسته کلی قرار می گیرند؛ برون ریزی و درونی سازی. فرایند برون ریزی با نشانه های ترومایی از جمله اختلال های انگیختگی، تحمیل یا محدودیت همراه است. ولی در فرایند درونی سازی سوژه با فقدان ناشی از رویداد آسیب زا کنار می آید و به سوگواری می پردازد. در پیوستار واکنش های گوناگون به روان زخم، ژیژک مدعی است که روان زخم در نهایت به تولد یک سوژه جدید موسوم به سوژه پسا ترومایی می انجامد. بارزترین پیامد تجربه یک رویداد آسیب زا این است که بحران بیرونی به تجربه یک بحران درونی منجر می شود، چراکه روان زخم ماهیتی پس نگر دارد و کارکرد موفقیت آمیز زنجیره دلالت را تضعیف می کند. روان زخم به صورت یک اختلال و همراه با نشانه هایی نمایان می شود که هویت سوژه را تحت تأثیر قرار می دهد و او را رها نمی کند
۳.

چندصدایی در متن و ایجاد گفتمان های جدید: بررسی رمان طبل حلبی

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۶
این پژوهش از مفهوم چندصدایی باختین و ابهام روایی در رمان طبل حلبی اثر گونترگراس استفاده و امکان ایجاد گفتمان فراداستانی را ارزیابی نموده است. اگرچه نمی توانیم منکر حضور مؤلّف در اثر خویش باشیم، اما آنچه که در اینجا بیشتر مورد توجه است تعامل میان اظهارات چندصدایی است که در سخنان راوی غیر قابل باور داستان نمود یافته و به کمک مفاهیم باختینی کارنواله و چندآوایی قابل شناسایی هستند. در این مطالعه، به چگونگی و میزان جذب/نفوذ گفتمان «غیرخودی» در گفتمان «خودی» پرداخته شده و بدین ترتیب دنیایی را پیشنهاد نموده ایم که در آن اظهارات حاشیه ای قادر به تعامل با نیروهای مردسالارانه مرتبط با فرهنگ سلطه باشند. ما در اینجا ضمن بررسی رمان فوق نتیجه گرفتیم که پتانسیل نظم گریز و هنجارشکن هر متن روایی نه تنها از درهم تنیدگی کارنواله ی آن با فرهنگ مسلّط بلکه از توانایی آن در عبور از قیود فرهنگ سلطه و بازیابی پیوندهای هم زمانی و درزمانی خود با سایر فرهنگ ها، خاصّه مبانی فرهنگی خویش، حاصل شده است. در این الگو، هویت های غیرخودی با قدرت پدرسالارانه گفتمان دارند و در عین حال، اقلیم مستقلّ خویش را بر مبنای الزامات درونی و بیرونی خود خلق و تثبیت می نمایند. هر روایت گرچه به نویسنده آن تعلق دارد و حاوی جهان بینی اوست، امّا خواه ناخواه نشانه ها و تعابیری از گفتمان غیرخودی را نیز در خود دارد که در لایه های مختلف داستان قابل بحث و بررسی هستند. این ویژگی ها که از متن اقتباس می شوند، زمینه ساز ایجاد گفتمان های فراداستانی (فراتر از ظاهر آن روایت) هستند.
۴.

بررسی رئالیسم کارناوالی-تلخ خند و صدای دیگری از منظر باختین در شعر ”استعاره ها“ اثر سیلویا پلت

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۷
در این مقاله تمهید رئالیسم کارناوالی-تلخ خند از منظر میخاییل باختین را در شعر ”استعاره ها“ اثر سیلویا پلت بررسی می کنیم و نشان می دهیم که این شگرد تا چه اندازه مخاطب را از ایدئالیسم پرورده اجتماعی دور می کند و بیان متفاوتی از واقعیات ارائه می دهد. پلت تصاویر تلخ خندی می آفریند و آن ها را در فضایی کارناوالی قرار می دهد تا با تنزل تصویر ایدئال از مادر با ردار، صدا، تجربه و درک او از بارداری را به عنوان صدای دیگری به گوش مخاطب برساند. درک مخاطب از واقعیت نیز مرهون فضای کارناوالی و تصاویر تلخ خندی است که پلت با بیان هزل گونه و متفاوت در همه جا آرامش ذهنی و احساسی خواننده را به چالش می کشد. این مقاله با بررسی رئالیسم کارناوالی-تلخ خند که پلت آن را به صورت تمهید دفاعی علیه زبان مسلط و ایدئال گرا به کار می برد نشان می دهد نوشتار زنانه تا چه حد می تواند بر غنای تجربه انسانی و درک انسان از واقعیات بیفزاید و اینکه ارزش کار پلت، صراحت بیان و شجاعت او در انجام این مهم تا چه حد ستودنی است.
۵.

English and Persian Undergraduate Students’ Perceptions of the Construct-(ir)Relevance of Language Proficiency in the Assessment of Literary Competence

تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۲۷
Of the many dilemmas facing the assessment of literary competence, one is the extent to which language should constitute part of the target construct intended to be measured. Some argue for the construct-irrelevance of language and hence recommend that it be eliminated or minimized in favor of an exclusive focus on literary competence. In practice, this does not seem to be the case, as language proficiency considerations seem to creep into assessment, clouding assessment outcomes. The current study sought to examine students' perceptions of the degree to which knowledge of language constitutes part of the construct of literary competence in two departments of English and Persian literature. To this end, a total of seventy students in two poetry courses, one in the English department and the other in the Persian, responded to a questionnaire designed to gauge their perceptions of the extent to which language competence constitutes a component of the literary competence. Data were analyzed through one sample and independent samples t-tests. It was found that language competence is somehow construct-irrelevant in testing literary competence. Interestingly, measurement-invariance was observed regarding Persian and EFL students’ stance on the construct-irrelevance of language in tests of literary achievement and competence.
۶.

روان زخم و بازنمایی آن در داستان «قورباغه ی عظیم توکیو را نجات می دهد»

تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۱
هدف از این پژوهش، روان کاوی ماهیت روان زخم و بازنمایی آن در داستان کوتاه «قورباغه ی عظیم توکیو را نجات می دهد» نوشته ی هاروکی موراکامی است. از دیدگاه روان کاوانه ی اسلاوی ژیژک، روان زخم از یک سو ناشی از ورود نابهنگام امر واقع به امر نمادین است و از سوی دیگر، در ساختار کنش به تعویق افتاده، معنا می یابد. افراد مختلف واکنش های مختلفی در برابر روان زخم نشان می دهند؛ عده ای رنج و فقدان ناشی از آن تجربه ی تلخ را در فانتزی (خیال پردازی) خود به محیط دیگری منتقل و از یادآوری آن خاطره ی ناخوشایند پرهیز می کنند؛ در این حالت، سوژه با ساخت یک روایت فتیش، تجربه ی روان زخم خویش را بازنمایی می کند. «قورباغه ی عظیم توکیو را نجات می دهد» یکی از شش داستان کوتاه مجموعه ی بعد از زلزله است که به طور غیرمستقیم به حادثه ی زلزله ی کوبه در سال 1995 می پردازد. موراکامی در کالبد رئالیسم جادویی که ذاتاً دوگانه است، ماهیت متناقض روان زخم را نشان می دهد و با انتخاب روایت ساختگی برای بازنمایی خاطره ی رویداد آسیب زا این دوگانگی را برجسته می کند. مقاله ی حاضر، این داستان کوتاه را که با بهره گیری از شیوه ی رئالیسم جادویی نوشته شده، به عنوان کاوشی روان کاوانه ی ژیژکی در ماهیت روان زخم و بازنمایی آن معرفی می کند.  
۷.

زن در ادبیات از تروما (روان زخم) به خودشناسی رسیدن

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف پژوهش در این مقاله، روان زن و ادبیاتی است که توانسته آنرا به تصویر بکشد. باید قبول کنیم که "ادبیات اساسی ترین و اصلی ترین رکن هنر به شمار می رود که سایر رشته های هنری را تحت تاثیرقرار می دهد" )آذر، 1387 (. نویسنده ی زن همانطوری که هلن سیزو ) 1976 ( معتقد است باید به فرم نوشتار زنانه بنویسد، بدین معنی که یک نوشتار باید به سبک متغیر و با قدرت سیاسی بتواند امیال زنانه را در زبانی بکار ببرد که افکار مرد سالارانه را بشکند. زنان در نوشته های ادبی مارگرت اتوود داستان تروما، رنج ها و مشکلات روحی خود را بیان می کنند، آنها از شناخت خود نسبت به جامعه ای که در آن زندگی می کنند می نویسند به این دلیل که بتوانند خواننده ای را بیابند که به حرف های آنها گوش کند و با روایت کردن داستان هایشان درد و ترومای خود را کم کنند و هم اینکه به خوانندگان خود درسی بدهند که به شناخت و بصیرت برسند. آنها زمان گذشته، حال و آینده را به هم ربط می دهند. بدین معنی که در زمان حال می توانیم از گذشته ی خود و خطاهای خود درس عبرت بگیریم و درس موفقیت را در آینده بسازیم.پس در نتیجه باید همانند شخصییت های اتوود بپذیریم که زندگی به معنی راحت زیستن نیست بلکه باید با انگیزه زیستن و تغییر یافتن را سر لوحه کارهای خود قرار دهیم. باید قبول کرد که زندگی به معنی ماندن و یا رفتن نیست بلکه به سادگی زیستن است.
۸.

متن ادبی و سیاست: بازخوانی پسااستعماری دو اثر کلاسیک از آثار ادبی بریتانیا

تعداد بازدید : ۱۱۵۵ تعداد دانلود : ۴۴۹
بحث عمده مقاله این است که رودیارد کیپلینگ شخصیت های مستعمره هند در رمان کیم را به عنوان دیگری و در مقابل شخصیت متمایز شده انگلیسی ترسیم می کند و فورستر نیز بر همین منوال در آثار خود از امپراطوری بریتانیا جانبداری می نماید. با این حال، رمان گذری به هند در راستای رد ارزش های بریتانیایی و شخصیت پردازی هندی ها گام برمی دارد که در قالب تغییر رویکرد نسبت به آشکارسازی واقعیت های امپریالیسم بریتانیا در دوره ای که هند به استقلال نزدیک می شود تجلی یافته است. علی رغم این واقعیت، بازنمایی شخصیت ها در اثر فورستر نیز مانند رمان کیم اثر کیپلینگ غیرواقع گرایانه باقی می ماند. پژوهشگر این مقاله تلاش می کند ثابت نماید در این زمینه هر دو نویسنده تمایلات سیاسی یکسانی دارند. تفاوت آنها تنها در راهبردی است که برای بیان ادبی اثر خود می گزینند. بازخوانی این دو متن ادبی در سایه نظریه های ادوارد سعید ارتباط میان متن و سیاست را فراهم آورده است.
۹.

ادوارد سعید و روایت استعمار

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۳۶
تون ادبی باف ت های اجتماعی را با قدرت و پیچیدگی ارائ ه می کنند. این متون تجارب اجتماعی را کامل تر به هم پیوند می دهند. همچنین، شیوه ی بازنمایی متون ادبی می تواند به فهم شای س ته تر و تاریخی تر منجر شود . علاوه بر ای ن ، متون ادبی می توانند دیدگا ه های متفاوت پایدار ایجاد نماین د . از این رو ی ، ادبیات داستانی انتخاب زیباشناخت ی اکثر محققان و منتقدان پسا استعماری است. از دیگرسوی ، تبلور شرق شناسی در زمینه های مختلف پژوهشی این گرایش عمومی رش ت ه ی زبان شناسی را به ی ک رشت ه ی دانشگاهی تمام عیا ر در علوم اجتماعی تبدیل کرده است . یکی از عرص ه های فرهنگی شرق شناسی همین ادبیات داستان ی ، روایت یا رمان اس ت . روایت نمودی از ماشین فرهنگی است که برای از بین بردن خاطرات به جا مانده از خشونت امپریالیس م ، انحراف ذهن بومیان و ایجاد ابهام به کار می رود. در نتیجه ، حس بدبینی نسبت به حکومت امپراتوری و هژمونی ناشی از آن کم رنگ یا خنثی م ی شود . فواید چنین دستاوردی برای امپریالیسم فراوان اس ت . این نوشته درصدد بررسی رابطه ی میان روایت و استعمار با تأکید بر آراء و آثار ادوارد سعید است.
۱۰.

تصویر هنددر ادبیات داستانی رود یارد کیپلینگ

کلید واژه ها: هند شرق شناسی امپریالیسم ادبیات دوره استعمار و پسااستعمار امپراطوری بریتانیا رودیارد کیپلینگ کیم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۰ تعداد دانلود : ۴۵۰
در حالی که ادبیات داستانی و واقعیت به طور ظریفی در هم تنیده اند خواندن اثر رودیارد کیپلینگ قرائت تازه ای از واقعیت به خواننده القا می کند. تصویر هند و خلق شخصیت هندی براساس پیش زمینه امپراطوری بریتانیا که از طرح ها و نقشه های معین تشکیل یافته ترسیم شده است. به عبارت دیگر، مکان خلق شده توسط ذهن نویسنده یا همان هند کاملا در چارچوب این امپراطوری جای می گیرد. آیا نقش ادبیات در این میان صرف اهداف امپریالیستی یا فراتر از آن است؟ محقق می کوشد تا شگردهای رمان نویس در جهت خلق شخصیت های قالبی و دورگه و غیره را بررسی کند. اشاره ها به متن مذکور در جهت روشن نمودن مطالب نظری به کار رفته است. شواهد بسیاری در رمان وجود دارد که نقش خیال پردازی ادبی در حفظ نظام امپریالیستی را نشان می دهد. پرداخت کیپلینگ به این موضوع به هیچ وجه آزاداندیشانه نیست.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان