مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۷٬۶۶۱ تا ۳۰۷٬۶۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو به بررسی یکی از دوره های اصلاحی عصر ناصری، یعنی بازه زمانی 1278-1275 می پردازد، بازه ای که معمولا از آن غفلت می شود. در این مقاله، با رویکردِ انتخاب عقلانی، به روایت علی استدلالاتِ مخالفان در قالبِ سه گروهِ روحانیان، درباریان، و دیوانیان پرداخته شده است و پس از بررسی استدلالات هریک از این سه دسته، (بر اساس روش تطبیقی جان استوارت میل) که عمدتا بر آموزههای فراموش خانه متمرکز است، استدلالات مشترک در میانِ گروههای استدلالکننده عبارت بود از: «در خطر افتادن کیان پادشاهی ناصرالدین شاه»، و « عدم پایبندی مصلح و/یا همراهان وی به سنت». در کنارِ این استدلالاتِ پرتکرار، «مغایرت اقدامات اصلاحی مصلح و/یا همراهان وی با دین»، دین دار نبودن شخص مصلح و/یا همراهان وی»، به همراه استدلالاتِ «تلاش برای تغییر نظام پادشاهی»، «برهم خوردن امنیت داخلی»، «بی توجهی به جایگاه طبقاتی مخالف و تهدید منافع طبقاتی آنان»، «نگرانی از امتزاج فرهنگی» و «ویژگی های رفتاری مصلح و/یا همراهان وی» استدلالاتیاند که دو گروهِ استدلالکننده عنوان کرده اند. و «فساد اقتصادی مصلح»، «از بین رفتن تمامیت ارضی»، «مستعمره شدن ایران»، «وابستگی به روسیه» و «عدم رعایت حقوق شهروندی» استدلالاتیاند که فقط یکی از گروه های استدلال کننده عنوان نمودهاند.
بررسی چالش های پیش روی انجمن علمی مدیریت ورزشی از دیدگاه متخصصان و ارائه ی راه کارهای اصلاحی
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق بررسی چالش های پیش روی انجمن علمی مدیریت ورزشی از دیدگاه متخصصان و ارائه ی راه کارهای اصلاحی می باشد. این تحقیق بر مبنای هدف از نوع تحقیقات کاربردی است و برحسب روش های گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اساتید مدیریت ورزشی دانشگاه های دولتی شهر تهران، دانشجویان دکتری مدیریت ورزشی دانشگاه های دولتی تهران و همچنین اعضای انجمن علمی مدیریت ورزشی می باشد. تعداد جامعه 64 نفر و تعداد نمونه با استفاده از جدول حجم نمونه مورگان و کرجسای 44 نفر مشخص شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن توسط 10 نفر از اساتید مدیریت ورزشی و پایایی آن ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به تأیید رسید(86/0 =a). از آزمون بارتلت و آزمون KMO برای بررسی مناسب بودن چالش ها استفاده شد. در بخش آمار استنباطی به منظور رتبه بندی چالش ها از آزمون فریدمن استفاده شد. مهمترین چالش های فراروی انجمن علمی مدیریت ورزشی می توان به وجود سازمان های تقریباً مشابه با انجمن مدیریت ورزشی که موازی کاری را به همراه دارد، همچنین فرار مغزها، برگزارشدن نمایشگاه ها و سمینارها و همایش های ورزشی به خصوص در حیطه مدیریت ورزشی در سطح پایین و همچنین بهره وری پایین نیروی انسانی را اشاره کرد. برای هر کدام از هفده چالش شناسایی شده، راهکارهای عملیاتی ارائه شده است.
بررسی رابطه بین مهارت ها و توانایی ها با نقش های مدیریتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط بین سه متغیر مهارت ها، توانایی ها و نقش های مدیریتی بوده است. روش پژوهش، پیمایشی – همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 157 نفر از مدیران دوره متوسطه شهر شیراز بود که از نمونه گیری صرف نظر گردید و همه افراد از راه سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. جهت گردآوری داده ها از سه دسته پرسشنامه استاندارد استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها، با استفاده از روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه مهارت ها، توانایی ها و نقش ها: 88/ ،90/ ، 86/ گزارش شده است. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها نیز بر اساس نظر متخصصان بدست آمده است. داده های بدست آمده با استفاده از روش های آماری چون : آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش گام به گام، تحلیل واریانس یک راهه و آزمون t برای گروههای مستقل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که مهارت های انسانی، فنی و ارتباطی و توانایی های فکری – ذهنی و علمی سهم بیش تری در تبیین نقش های مدیریتی دارند
عوامل مؤثر بر جذابیت تبلیغات تلویزیونی از منظر کودکان مقطع ابتدایی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه بازاریابان سراسر جهان، کودکان یکی از مهم ترین بخش های بازار هستند؛ کودکان، به آسانی تحت تأثیر پیام های تبلیغاتی قرار می گیرند و در تشویق والدین برای خرید محصولات بسیار ماهرانه عمل می کنند. محدودیت های شناختی کودکان و اشتیاق فراوان آنان برای یادگیری مسائل جدید، موجب می شود که حتی از سنین پایین تأثیرپذیر باشند. هدف از این پژوهش پیمایشی، بررسی تأثیر ویژگی های تبلیغات بر جذابیت تبلیغات تلویزیونی از نظر کودکان بوده است. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی 89 1388 تشکیل می دهند که تعداد 385 نفر از آنان به عنوان نمونه و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای سه مرحله ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و مصاحبه بوده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مدل، مؤلفه های مورد استفاده در اجرا، شهرت مؤسسه و جاذبه های محصول بر جذابیت تبلیغ از نظر کودکان تأثیرگذار بوده است.
تاثیر تفویض اختیار بر بهره وری منابع انسانی منطقه یک دانشگاه آزاداسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر تفویض اختیار بر بهره وری منابع انسانی منطقه یک دانشگاه آزاد با استفاده از مدل هرسی وگلد اسمیت بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع زمینه یابی بوده است. حجم جامعه مورد پژوهش 2720 نفر می باشد که از این تعداد 272 نفر به عنوان نمونه پژوهش از راه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. از پرسشنامه هرسی وگلد اسمیت جهت جمع آوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی صورت گرفته است، که نتایج بدست آمده نشان می دهد که بین تفویض اختیار با برخی ازمولفه های بهره وری شامل: توانایی, حمایت سازمان و اعتبار قوانین و تصمیمات سازمان رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد، و بر این اساس مشخص گردید که افزایش و کاهش مقدار تفویض اختیار منجر به افزایش و کاهش بهره وری نیروی انسانی می گردد .
مقایسه اثربخشی روش های درمانی حساسیت زدایی منظم، مهارت های مطالعه و روش ترکیبی در کاهش اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اضطراب امتحان نوعی اضطراب وابسته به موقعیت است که می تواند موجب افت چشمگیر توانایی افراد در موقعیت سنجش یا امتحان گردد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی سه روش درمانی حساسیت زدایی منظم، مهارت های مطالعه و ترکیبی از هر دو روش در کاهش اضطراب امتحان دانشجویان پسر مبتلا به اضطراب امتحان اجرا گردید.
روش: طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و گمارش تصادفی بوده است. جامعه آماری آن تمامی دانشجویان پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج در سال تحصیلی 1390-1389 می باشد. از آنجایی که مجموع دانشجویان پسر در این برهه زمانی 6000 نفر بود، لذا بر اساس جدول کرجسی و مورگان حجم نمونه 361 نفر تعیین گردید. نمونه مورد نظر از طریق روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده و از میان آنان 64 نفر که مطابق پرسشنامه اضطراب امتحان اشپیلبرگر مبتلا به اضطراب امتحان بودند در سه گروه آزمایشی و یک گروه گواه گمارده شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه اضطراب امتحان اشپیلبرگر بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس یک طرفه استفاده گردید.
یافته ها: میانگین سنی آزمودنیها 85/23 سال و دامنه سنی آنها بین 19 تا 32 سال بود. یافته ها نشان داد که بین اثربخشی گروه های حساسیت زدایی منظم، مهارت های مطالعه و روش ترکیبی با گروه گواه در کاهش اضطراب امتحان تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین در خصوص روش ترکیبی یافته ها حاکی از این بود که این روش در کاهش اضطراب امتحان کارآمدتر است.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که هر چند روش مهارت های مطالعه و حساسیت زدایی منظم در بهبود اضطراب امتحان موثر می باشند اما ترکیب این دو روش به عنوان یک روش درمانی در کاهش اضطراب امتحان کارآمدتر است.
اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر تصویر بدنی و خودکارآمدی در دختران مبتلا به پرخوری عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر تصویر بدنی و خودکارآمدی در دختران مبتلا به پرخوری عصبی بود. روش: این پژوهش به صورت شبه تجربی بود که در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. نمونه پژوهش 40 آزمودنی بود که از میان دانش آموزان دختر دبیرستانی دارای پرخوری عصبی شهر اردبیل انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش (رفتار درمانی دیالکتیکی) و لیست انتظار گمارده شدند. گروه آزمایش در 12 جلسه به صورت گروهی تحت رفتار درمانی دیالکتیکی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه عادات خوردن، پرسشنامه تصویر بدنی منفی و مقیاس خودکارآمدی استفاده شد. داده های پژوهش با روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که رفتار درمانی دیالکتیکی علائم پرخوری مرضی و تصویر بدنی منفی را به طور معنی داری کاهش و خودکارآمدی را افزایش می دهد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که رفتار درمانی دیالکتیکی موجب کاهش پرخوری عصبی، بهبود تصویر بدنی و افزایش خودکارآمدی در افراد تحت درمان شده و استفاده از این روش درمانی برای مبتلایان به پرخوری عصبی در جامعه دختران ایرانی پیشنهاد می شود.
توصیف و تبیین ساخت های زبانی ایدئولوژیک در تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تحقیقات تحلیل گفتمان انتقادی اصطلاح تخصصی «ساختهای زبانی ایدئولوژیک» مفهومی بنیادی است که در نزد محققان تحلیل گفتمان مفهومی انتزاعی و مبهم است و تحقیق حاضر با روش تحلیلی – توصیفی درصدد حل این مسئله در قالب پرسشهای ذیل است: ساخت زبانی و ایدئولوژی و به دنبال آن ساخت زبانی ایدئولوژیک چیست؟ و چگونه تعریف می شوند؟ چگونه در متون بازنمایی و عینیت می یابند؟ و بالاخره تحلیلگر تحلیل گفتمان انتقادی با استفاده از چه مفاهیم نظری و راهبردهایی می تواند اینگونه ساخت ها را تحلیل نماید؟ ساختهای زبانی نمودهای عینی نظام های آوایی و واجی، ساختواژه ی، نحوی و گفتمانی و کاربردشناختی هر زبان است و ایدئولوژی ها، نظام های عقاید، باورها و باید و ونبایدهایی هستند که منعکس کننده اشتراکات گروه های اجتماعی – شناختی می باشند. ساختهای زبانی ایدئولوژیک آندسته از ساختهای زبانی هستند که علاوه بر معنای کنش بیانی در گفتمان خاص معانی کنش منظورشناختی و کنش تاثیری خود را به دست می آورند یعنی این گفتمان با ایدئولوژی خاص خود است که معانی و پیام موردنظر را معین می کند و همیشه ساختهای ایدئولوژیک دارای معانی بیش از صورت زبانی هستند. کلیه متون به صورت بالقوه می توانند متشکل از ساختهای ایدئولوژیک باشند و تحلیلگر گفتمان انتقادی با بهره مندی از مفاهیم و راهبردهای زبان شناختی و علوم اجتماعی می تواند تحلیل علمی از متون ارائه نماید، همانطور که در متن مقاله حاضر بر روی عناوین روزنامه به طور عملی ارائه شده است.
بررسی تجارت خارجی محصولات بخش کشاورزی طی برنامه های سوم و چهارم توسعه
حوزههای تخصصی:
بخش کشاورزی حدود 15 درصد تولید ناخالص داخلی، 25 درصد صادرات غیرنفتی، 20 درصد اشتغال کشور و بیش از 93 درصد غذای کشور و مواد اولیه بسیاری از صنایع کشور را تأمین می کند. از این منظر نقش بخش کشاورزی در ایجاد فرصت های شغلی، بهبود ضرایب امنیت غذایی، کاهش وابستگی به خارج و ارزآوری ممتاز است. این در حالی است که بخش کشاورزی علیرغم تراز تجاری منفی آن طی سال های برنامه های سوم و چهارم توسعه از پتانسیل های قابل توجهی در تولید و فرآوری محصولات زراعی، باغی و دامی برخوردار است و در صورت تنظیم راهبردهای تجاری مناسب در این بخش می تواند در ارزآوری و بهبود تراز تجاری نیز نقش مثبتی ایفا نماید.
بررسی شیوع مصرف سیگار در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان و ارتباط آن با برخی خصوصیات دموگرافیک و علایم روان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: استعمال دخانیات یکی از عمده ترین علل مرگ و میر زود هنگام در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه است. دوران دانشجویی با توجه به ویژگی های خاص از دید سیاست گزاران سلامتی از جایگاه ویژه ای به منظور پیش گیری از مصرف سیگار برخوردار است. در این پژوهش عوامل مرتبط با استعمال سیگار و ارتباط آن با برخی خصوصیات دموگرافیک و علایم روان پزشکی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مقطعی بود و جامعه آماری آن را 537 نفر از دانشجویان 7 دانشکده دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان تشکیل دادند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه محقق ساخته و پرسش نامه R-90-SCL بود که توسط گروه نمونه تکمیل گردید. روش جمع آوری اطلاعات از طریق گذاشتن صندوق در محل توزیع پرسش نامه ها انجام شد. اطلاعات پس از ثبت داده ها در نرم افزار 19SPSS محاسبه و جهت تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.
یافته ها: بر اساس یافته های این مطالعه، 7/18 درصد دانشجویان سیگاری هستند و درصد استعمال سیگار در مردان به طور معنی داری بیشتر از زنان می باشد. بین وضعیت تأهل و وضعیت سکونت ارتباط معنی داری مشاهده نشد. 3/27 درصد از دانشجویانی که سیگار مصرف می کنند، خانواده سیگاری دارند و ارتباط معنی داری بین استعمال سیگار و خانواده سیگاری وجود دارد. بیشترین راه های آشنایی با سیگار برای اولین بار از طریق دوستان (75 درصد) بود. از بین علایم روان پزشکی، نمره خصومت (پرخاشگری) و شکایات جسمانی به طور معنی داری در افراد سیگاری بیشتر از افراد غیر سیگاری بود. نمره ضریب کلی علایم مرضی (General severity index یا GSI) در افرادی که سابقه مصرف سیگار دارند، بیشتر از افراد غیر سیگاری بود، ولی تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: شیوع استعمال دخانیات در دانشجویان دانشگاه آزاد خوراسگان نسبت به بسیاری از دانشگاه های دیگر بیشتر بود. این شیوع بالا در این سن می تواند منجر به معضلات زیادی از نظر جسمی و روانی گردد و همان گونه که این مطالعه هم نشان داد، میزان پرخاشگری را در این افراد بالا می برد. بنابراین سیاست گزاری های آموزشی و پیش گیرانه جهت کاهش مصرف سیگار در دانشگاه از اهمیت بسزایی برخوردار است.
تأثیر آموزش حل مسأله بر خودکارامدی و خودکارامدی ادراک شده در نوجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: از دیدگاه نظریه های شناختی اجتماعی، توان کنترل شخصی موجب ارتقای سلامت رفتاری می گردد. برجسته ترین نظریه های سلامت رفتاری در برگیرنده مفهوم خودکارامدی می باشد. هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر آموزش حل مسأله بر خودکارامدی و خودکارامدی ادراک شده در نوجوانان بود.
مواد و روش ها: در کارآزمایی بالینی حاضر، 160 نفر از نوجوانان در مقطع راهنمایی به صورت تصادفی ساده چند مرحله ای انتخاب شدند و سپس در سه گروه: مداخله شامل 64 نفر، شاهد با دارونما شامل 62 نفر و شاهد بدون دارونما شامل 34 نفر به طور تصادفی تخصیص داده شدند. آموزش مهارت حل مسأله، به طور اختصاصی برای گروه مداخله در طی 15 جلسه ارایه گردید. در گروه شاهد با دارونما در طی 15 جلسه، تنها به بحث راجع به مسایل بلوغ و نوجوانی پرداخته شد. گروه شاهد بدون دارونما هیچ آموزشی دریافت نکردند. ابزار جمع آوری اطلاعات 3 مقیاس، پرسش نامه خودکارامدی عمومی ادراک شده Schwarzer و Jerusalem، خودکارامدی در روابط با همسالان Wheelerو Ladd و خودکارامدی ادراک شده در روابط با همسالان Oalandik بود. داده ها با استفاده از آزمون ANCOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: آموزش مهارت حل مسأله باعث تفاوت معنی دار نمرات خودکارامدی عمومی ادراک شده در سه گروه (010/0 > P و 704/4 = F)، خودکارامدی در روابط با همسالان در سه گروه (001/0 > P و 64/9 = F) و خودکارامدی ادراک شده در روابط با همسالان در سه گروه (010/0 > P و 2/4 = F) گردید.
نتیجه گیری: آموزش حل مسأله، راهبردی مناسب جهت افزایش خودکارامدی و ابزاری برای شناسایی، حل و یا سازگاری جهت بررسی چالش های نوجوانان و در نهایت سلامت رفتاری آن ها در طول زندگی می باشد.
پیش گیری از اعتیاد در کودکان و نوجوانان: مروری بر عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
پدیده زیستی- روانی- اجتماعی مصرف و سوء مصرف مواد در نوجوانان یکی از بحرانی ترین مسایل پیشروی جوامع امروزی است. یکی از مهم ترین دغدغه ها و نگرانی های سیاست گذاران بهداشتی- اجتماعی جوامع امروزی، شیوع روز افزون رفتارهای اعتیادی به خصوص اعتیاد به سیگار و دخانیات در این گروه سنی است. شیوع و گرایش به رفتارهای پرخطر در بین نوجوانان در ایران نیز در حال افزایش است. درمان اعتیاد گران و دشوار است و سیستم درمانی جامعی با رویکردهای مختلف دارو درمانی، روان درمانی، بازپروری و بازتوانی را می طلبد. با این حال، با گذشت سال ها ثابت شده است که حتی مؤثرترین و جدیدترین شیوه های درمانی نیز با میزان بالایی از عود همراه است زیرا محیط بیماری زایی که مواد در آن به راحتی در دسترس است و شبکه اجتماعی دوستانی که حمایت کننده و تداوم بخش مصرف مواد هستند، هر پیشرفتی را که در درمان حاصل می شود، تحلیل می برد. بنابراین، جلوگیری از مبتلا شدن افراد به اعتیاد آسان تر از درمان آن است. در چنین شرایطی پیش گیری، مناسب ترین و منطقی ترین راه کار به شمار می رود. پیش گیری از اعتیاد، مقوله ای مهم و پیچیده است که نمی توان چشم بسته در آن گام نهاد. اطلاع از آخرین دستاوردهای علمی و در نهایت اتخاذ برنامه های حساب شده می تواند شیوه ای سودمند در این زمینه به حساب آید. یکی از نقص های موجود در زمینه پیش گیری از اعتیاد در ایران فقدان مطالعات تطبیقی و به تبع آن کمبود منابع فارسی در زمینه دستاوردهای علمی نوین در خصوص پیش گیری از اعتیاد است که این امر موجب شده است که گاه محققان بدون اطلاع از همه برنامه های موجود، تنها به سمت رویکرد یا برنامه خاص گرایش پیدا کنند. در راستای رفع و کم رنگ کردن این نقیصه، در پژوهش حاضر با مرور پیشینه پژوهشی نتایج حاصل در سه سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی (مدرسه و دوستان) بررسی شده است.
هوسرل، مرلوپونتی و مفهوم تن(مقاله علمی وزارت علوم)
بنیادهای اساطیری و حماسی داستان دیوان مازندران در شاهنامه
حوزههای تخصصی:
این مقاله به شناسایی بنیادهای اساطیری و حماسی داستان دیوان مازندران در شاهنامه با توجه به پیشینة آنها در متون اوستایی، پهلوی، سغدی و ... می پردازد. نخستین سرچشمه های اساطیری و حماسی دیوان مازندران در متون اوستایی و پهلوی است. در این متون دیوان مازندران در دو ساختار مینوی و انسان گونه ظاهر شده و در برابر اهورامزدا، ایزدان و انسان ها قرارمی گیرند. اما داستانی مستقل در کتاب نهم دینکرد آمده که چارچوب حماسی داستان دیوان مازندران را بوجود آورده است. در این داستان دیوان مازندران انسان هایی غول پیکرند که در برابر فریدون قرارمی گیرند و این روایت به گزارش نخست کوش نامه منتقل می شود. انسان های غول پیکر در گزارش دینکرد و کوش-نامه با گذر از داستان های نریمان و دیوان مغرب، سام و نره دیوان مازندران و رستم نامة سغدی دارای گوهر اهریمنی شده و به دیوانی از تبار اهریمن با نیروهای جادویی و کردارهای فرابشری دگرگون می شوند. در پایان داستان دیوان مازندران پس از اسطوره زدایی به گزارش دوم کوش نامه انتقال می یابد.
مقایسه آموزه های اخلاقی شاهنامه فردوسی و مهابهاراتا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی و مهابهاراتای هندی اگر چه در نگاه نخست منظومه هایی حماسی به شمار می روند، برخلاف انتظار، گنجینه هایی بی همتا و آکنده از آموزه های اخلاقی و شایست و ناشایستها هستند و همچون آینه ای صاف و درخشان، واقعیات، اوضاع و احوال و فرهنگ زمانه ی خویش را بازتاب می دهند. امور اخلاقی و گزاره های مطرح شده در این دو اثر، طیف گسترده ای را در بر می گیرد که هم شامل اخلاقیات کلی و عمومی که در مورد تک تک افراد بشر در هر زمان و هر مکان و هر شرایطی صدق می کند و هم شامل اخلاقیات طبقات و اصناف گوناگون اجتماع می شود. در این گفتار برآنیم تا با بررسی گزاره ها و آموزه های اخلاقی این دو اثر و ارزیابی آنها با دیدگاه های رایج در علم و فلسفه ی اخلاق، به پاسخی درخور درباره ی مفهوم اخلاق از نگاه این منظومه های بزرگ و گران سنگ دست یابیم و دریابیم که اخلاق مطرح شده در آنها - از حیث مفهوم و معنا - با کدام یک از اقسام اخلاق شباهت و قرابت بیشتری دارد.
شیوه ی تعامل قوه نظری و عملی در بینش توحیدی جنید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنید بغدادی عارف بزرگ و نظریه پرداز سنت اول عرفانی، یکی از پیشگامان بحث توحید است که سخنان ارزشمندی در باب معرفت و توحید دارد. وی با توجه به سطوح مختلف مخاطبان، مراتبی را برای توحید برمی شمرد. سخنان وی در باب این موضوع، نمایانگر آن است که سیر و سلوک عملی و بینش خاص عرفانی در کنار هم در پیشبرد عارف برای رسیدن به مرتبه ی توحید ایفای نقش می کند. جنید در بیان مراتب معرفت و توحید تعامل سازگاری میان قوه ی عملی و نظری برقرار می کند و عرفان او چنانچه در باب عرفان پیش از سده ی هفتم ذکر شده، عمل صرف نیست. در این پژوهش کوشیده ایم که به بررسی مبحث توحید از نگرگاه جنید با استفاده از الگویی جدید و کارآمد (شیوه ی تعامل قوه نظری و عملی) بپردازیم. رسیدن به مرتبه ی توحید از جهتی روی در قوه ی عملی دارد و با گذشتن از مراتب سیر و سلوک برای عارف حاصل می شود و از طرف دیگر، ارتباط ناگسستنی با بینش ویژه ی عرفانی و به تعبیر دیگر، قوه ی نظری دارد. بدین سان، برای شناخت بهتر توحید توجه به نحوه ی تعامل قوه ی نظری و عملی ضروری است.
مدل ارزیابی عملکرد تلفیقی (مورد مطالعه: صنعت داروسازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
کاردکرد عقل در فهم دین(مقاله علمی وزارت علوم)
نقش خیال در مکاشفات صوری از نظر ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)
بررسی عوامل اجتماعی – اقتصادی مرتبط با مشارکت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت مشارکت زنان در زندگی سیاسی تحت تأثیر ساخت های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تاریخی و پایه های ایدئولوژیکی روابط اجتماعی می باشد. با توجه به این که زنان دارای نقش دوگانه ای در حوزه های تولیدی و بازتولیدی می باشند، اما هنوز مشارکت آنها در ساختار رسمی سیاسی و فرایندهای آن، جایی که تصمیمات با در نظر گرفتن استفاده از منابع اجتماعی تولید شده به وسیله مردان و زنان گرفته می شوند، مهم تلقی نمی شود. بنابراین، بررسی جایگاه زنان در سیاست، مستلزم توجه به کلیت سیستم و ساختار اجتماعی و دگرگون نشدن روابط ساختاری می باشد. روش پژوهش این مقاله پیمایش بوده و اطلاعات از راه ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری زنان 18 سال به بالای شهر برازجان می باشد. تعداد 273 نفر با استفاده از جدول لین به عنوان نمونه به شیوه تصادفی ساده برای مطالعه انتخاب شدند. از اعتبار صوری برای سنجش روایی و آلفای کرونباخ برای سنجش پایایی گویه ها استفاده شد .میزان آلفای کرونباخ برای مشارکت سیاسی 86% می باشد. از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس برای آزمون فرضیه ها و روش رگرسیون برای سنجش مدل پژوهش استفاده شد. یافته ها نشان می دهند که محل تولد، تحصیلات، شغل، طبقه اجتماعی، جهت گیری مذهبی، درآمد، استفاده از رسانه های جمعی، سیاسی بودن خانواده، سیاسی بودن دوستان و علاقه به برنامه های سیاسی با مشارکت سیاسی زنان رابطه معناداری دارند. بین سن، وضعیت تأهل و قومیت با مشارکت سیاسی رابطه معناداری مشاهده نشد. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که پنج متغیر جهت گیری مذهبی، سیاسی بودن دوستان، علاقه به برنامه های سیاسی، استفاده از رسانه های جمعی و تحصیلات در مجموع 47 درصد از تغییرات در متغیر وابسته را تبیین کردند









