ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
۳۰۰۱.

توصیف و تفسیر سازوکارهای قومیت سازی در میان مراغیان الموت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مراغیان الموت هویت قومی کهن گرایی توصیف فربه کلیفورد گیرتز مردم نگاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
هدف : این پژوهش با هدف تحلیل هویت قومی مراغیان الموت از منظر رویکرد کهن گرایی و با استفاده از روش توصیف فربه کلیفورد گیرتز انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش بر این محور استوار بود که آیا مراغیان می توانند به عنوان یک قومیت مستقل تعریف شوند و چگونه هویت فرهنگی و اجتماعی آنان در مواجهه با تغییرات اجتماعی و فرهنگی باقی مانده است. هدف مقاله، ارزیابی امکان تعریف مراغیان الموت به عنوان قومیت مستقل از رهگذر سنجش شاخص های نظری کهن گرایی در پرتو داده های تفسیری (توصیف فربه) است. روش شناسی : برای پاسخ به این پرسش، از روش توصیف فربه گیرتز استفاده شد که تمرکز آن بر مشاهده دقیق، تحلیل نمادها و تفسیر معانی فرهنگی در رفتارهای اجتماعی مراغیان است. این روش، که به عنوان یکی از اصلی ترین تکنیک های مردم نگاری شناخته می شود، به محقق این امکان را می دهد تا لایه های پنهان معانی فرهنگی در آیین ها و رفتارهای اجتماعی را شناسایی کند. داده های این تحقیق از طریق مشاهدات میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند. پژوهشگر با سفر به روستاهای مراغیان در منطقه الموت، تعاملات اجتماعی، مراسم ها و آداب و رسوم مردم را از نزدیک مشاهده کرده و با بررسی اعتقادات دینی، باورهای فرهنگی و نمادهای قومی، ازدواج، مراسم مربوط به مرگ و رفتارهای خاص گروه مراغیان به تحلیل هویت قومی آنان پرداخت. یافته ها : یافته های این تحقیق نشان می دهد که مراغیان با حفظ ویژگی های فرهنگی و آیینی خاص، به ویژه رفتارهای فرهنگی و باورهای دینی، ترکیبی از سنت های کهن و آموزه های شیعه، توانسته اند هویت قومی خود را حفظ کنند. برخی رفتارهای فرهنگی مانند ازدواج درون گروهی، محدودیت طلاق و انجام آیین های اختصاصی مذهبی، از ویژگی های متمایزکننده هویت فرهنگی مراغیان است. همچنین، مراسم های مذهبی، جداسازی محل دفن مردگان، و حفظ اسرار آیینی از نشانه هایی هستند که هویت قومی مراغیان را تقویت می کنند. این نمادها و رفتارها به عنوان عناصر فرهنگی با اهمیت در شناسایی مراغیان الموت به عنوان یک گروه قومی مستقل عمل می کنند. نتیجه گیری : نتایج این پژوهش نشان می دهد که مراغیان الموت با توجه به رویکرد کهن گرایی، می توانند به عنوان یک قومیت مستقل تعریف شوند. این گروه با حفظ ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و آیینی خود، در برابر تغییرات و تهدیدات اجتماعی مقاومت کرده اند. همچنین، برخی شخصیت های محلی مانند ملاپیراحمد در انتقال آیین ها و سنت های فرهنگی مراغیان نقش داشته اند و این نقش ها در استمرار برخی ویژگی های هویتی بازتاب یافته است. در مجموع، این پژوهش نشان می دهد که هویت قومی مراغیان الموت حاصل پیوند عناصر فرهنگی کهن و رفتارهای اجتماعیِ بازتفسیرشده در بستر معاصر است؛ به گونه ای که حتی با بروز چالش های مدرن سازی و تغییرات اجتماعی، مرزهای هویتی این گروه با تکیه بر بازخوانی سنت و پویایی مناسبات حفظ می شود. نوآوری پژوهش در تأکید بر ضرورت رویکرد چندبعدی یعنی ارزش گذاری همزمان مؤلفه های سنتی و نیروهای پویای اجتماعی برای فهم و بازتعریف قومیتی محلی است
۳۰۰۲.

زنان و پویش های هویت شخصی تجربه طلاق در شهرستان اسلام آباد غرب

کلیدواژه‌ها: طلاق رابطه ناب صمیمیت هویت شخصی خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۱
هدف نهاد خانواده به عنوان نخستین و بنیادی ترین ساختار اجتماعی، نقش تعیین کننده ای در سامان دهی حیات فردی و جمعی ایفا می کند. با این حال، در عصر مدرن، این نهاد بیش از هر زمان دیگری با چالش های جدی مواجه شده است. یکی از مهم ترین این چالش ها، پدیده ی طلاق است که در ایران نیز طی دهه های اخیر با روندی فزاینده همراه بوده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان اسلام آباد غرب در استان کرمانشاه، به بررسی تجربه زیسته ی زنان از طلاق و عوامل مؤثر بر آن می پردازد. اهمیت این مطالعه از آن روست که منطقه مورد بررسی، علی رغم برخورداری از ساختارهای قومی و فرهنگی سنتی، در معرض تحولات سریع ناشی از مدرنیته و گسترش ارتباطات جهانی قرار گرفته است؛ تحولاتی که به طور مستقیم بر نهاد خانواده و روابط زناشویی تأثیرگذار بوده اند. از منظر نظری، این تحقیق بر مبانی اندیشه ی آنتونی گیدنز، به ویژه مفهوم «رابطه ناب»، استوار است. گیدنز معتقد است که در جوامع مدرن، استمرار زندگی زناشویی دیگر مبتنی بر الزامات اقتصادی یا فشارهای سنتی نیست، بلکه بر پایه هایی چون عشق، صمیمیت و تحقق فردیت استوار می شود. هدف اصلی این پژوهش، تبیین چگونگی فقدان این بنیان ها و ظهور مطالبات نوین در حوزه ی هویت فردی، به عنوان زمینه ساز افزایش نرخ طلاق در جامعه ای نیمه سنتی مانند اسلام آباد غرب است. روش این مطالعه با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش مصاحبه ی نیمه ساختاریافته ی عمیق انجام شده است. جامعه ی آماری شامل زنان و مردانی است که تجربه ی طلاق داشته یا در آستانه ی جدایی قرار دارند. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری صورت گرفت و در نهایت ۱۶ نفر مورد بررسی قرار گرفتند. داده های گردآوری شده از طریق فرایند کدگذاری اولیه و ثانویه تحلیل شدند؛ به گونه ای که مفاهیم کلیدی از متن مصاحبه ها استخراج، طبقه بندی و در نهایت به مقولات اصلی تبدیل گردیدند. معیار اصلی تحلیل، فهم معانی و احساسات مشارکت کنندگان از تجربه ی طلاق و بازنمایی آن در چارچوب نظری گیدنز بود. این روش امکان آشکارسازی ابعاد پیچیده و چندلایه ی طلاق در زمینه ای فرهنگی-اجتماعی خاص را فراهم ساخت. یافته ها نتایج پژوهش نشان داد که طلاق در اسلام آباد غرب حاصل تعامل مجموعه ای از شرایط و تجارب زیسته ی زنان و مردان در بستری فرهنگی و اجتماعی خاص است. یکی از عوامل برجسته، سلطه ی ساختاری مردان در خانواده و تجربه ی زنان از سرکوب فردیت خویش بود. در چنین ساختارهایی، تصمیم گیری های اصلی در اختیار مردان قرار دارد و زنان فاقد حق انتخاب و عاملیت تلقی می شوند؛ تجربه ای که با احساس بی قدرتی، نادیده انگاشته شدن و بی اعتنایی به خواسته ها و نظرات آنان همراه بوده و زمینه ساز تنش و جدایی شده است.عامل مهم دیگر، فقدان عشق و صمیمیت در روابط زناشویی بود. برخلاف الگوهای سنتی که ازدواج را بر پایه ی مناسبات اقتصادی و فشارهای اجتماعی تعریف می کردند، مشارکت کنندگان تأکید داشتند که در شرایط کنونی، تنها عشق و رابطه ی ناب می تواند استمرار زندگی مشترک را تضمین کند. حتی زوج هایی با وضعیت اقتصادی مطلوب، به دلیل نبود ارتباط عاطفی، تصمیم به جدایی گرفته اند.تمایل به تحقق فردیت نیز نقش مهمی در تصمیم زنان برای پایان دادن به زندگی زناشویی ایفا کرده است. بسیاری از آنان ازدواج را فرصتی برای رهایی از محدودیت های خانوادگی و شکوفایی استعدادهای فردی تلقی می کردند، اما در عمل با محدودیت های مضاعف از سوی همسر مواجه شدند. این نارضایتی، طلاق را به عنوان راهی برای بازیابی هویت و استقلال فردی مطرح ساخت.از دیگر یافته های قابل توجه، تجربه ی ازدواج های زودهنگام و کودک همسری بود. زنان در سنین پایین و بدون آمادگی روانی و اجتماعی وارد زندگی مشترک شده، تحصیلات خود را نیمه کاره رها کرده و به دلیل فقدان مهارت های لازم، در ایفای نقش همسر یا مادر با چالش مواجه بودند؛ وضعیتی که آنان را به سوی جدایی سوق داده است.خشونت خانگی نیز در روایت ها به طور مکرر مطرح شد. زنان از خشونت های کلامی، روانی و فیزیکی سخن گفتند و تأکید کردند که این خشونت ها احساس امنیت و آرامش را از آنان سلب کرده است. این خشونت ها اغلب ریشه در الگوهای نسلی داشته و تجربه ی خشونت در خانواده ی والدین در تداوم این چرخه مؤثر بوده است.برخی از زنان نیز از ازدواج های تحمیلی سخن گفتند؛ ازدواج هایی که تحت فشار خانواده یا شرایط اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته و فاقد رضایت و علاقه ی متقابل بوده اند. این امر از همان آغاز رابطه را متزلزل ساخته و طلاق را اجتناب ناپذیر کرده است.در برخی روایت ها، خیانت و روابط فرازناشویی به عنوان پیامد فقدان عشق و صمیمیت مطرح شد. زنان بیان داشتند که در غیاب محبت همسر، به تدریج به روابط دیگر گرایش یافته یا با خیانت همسر مواجه شده اند. گسترش فضای مجازی نیز بستر مناسبی برای شکل گیری این روابط فراهم کرده و بحران زناشویی را تشدید کرده است.در نهایت، تفاوت در فرایند جامعه پذیری دختران و پسران نیز به عنوان یکی از عوامل زمینه ساز طلاق شناسایی شد. انتظارات متفاوت خانواده ها و جامعه از نقش های جنسیتی، موجب شکل گیری نگرش های متعارض در زندگی مشترک شده و این تعارضات به شکاف و جدایی انجامیده است.به طور کلی، یافته ها نشان می دهند که طلاق در اسلام آباد غرب حاصل تلاقی عوامل متعددی است؛ از ساختارهای سنتی و مردسالارانه تا تحولات فرهنگی ناشی از مدرنیته، از تجربه ی خشونت و ازدواج های ناخواسته تا میل به استقلال و تحقق فردیت. هر یک از این عوامل، به تنهایی یا در تعامل با یکدیگر، نهاد خانواده را با بحران مواجه ساخته اند. نتیجه تحلیل داده ها نشان می دهد که طلاق در اسلام آباد غرب، فراتر از مسائل اقتصادی یا ضعف نهادی، ریشه در تحولات فرهنگی و هویتی دارد. زنان نسل جدید، در مقایسه با نسل های پیشین، عاملیت بیشتری در تعریف هویت فردی خود دارند و کمتر حاضر به پذیرش نقش های سنتی هستند. از سوی دیگر، مدرنیته ی متأخر با گسترش ارتباطات، ظهور رسانه ها و افزایش آگاهی های فردی، انتظارات تازه ای از زندگی زناشویی ایجاد کرده است؛ انتظاراتی که در صورت فقدان عشق، صمیمیت و احترام متقابل، به سرعت به بحران منجر می شوند.بر اساس نظریه ی گیدنز، می توان نتیجه گرفت که استمرار زندگی زناشویی در جامعه ی امروز، مستلزم تحقق رابطه ی ناب است؛ رابطه ای که تنها در صورت وجود رضایت و عشق متقابل پایدار خواهد بود. از این رو، ازدواج های تحمیلی، کودک همسری و روابط مبتنی بر ساختارهای مردسالارانه، بیش از پیش در معرض فروپاشی قرار دارند.در نهایت، پژوهش حاضر نشان می دهد که افزایش نرخ طلاق در اسلام آباد غرب، هم راستا با روندهای کلان مدرنیته در ایران است. ظهور نسلی که خواهان استقلال، تحقق فردیت و تجربه ی عشق ناب است، موجب شده است که ازدواج دیگر صرفاً به عنوان نهادی برای بقا یا تبعیت از سنت پذیرفته نشود. بنابراین، طلاق را باید نه تنها به عنوان یک آسیب اجتماعی، بلکه به مثابه نمودی از کشاکش میان سنت و مدرنیته و میان الزامات جمعی و تمایلات فردی تحلیل کرد.بر این اساس، سیاست گذاری های اجتماعی در حوزه ی خانواده، در صورتی که هدف کاهش نرخ طلاق را دنبال کنند، باید بر آموزش مهارت های زندگی، تقویت گفت وگو میان زوجین، حمایت از زنان در مسیر تحقق فردیت، و بازنگری در الگوهای تربیتی و جامعه پذیری تمرکز یابند. تنها در چنین شرایطی می توان انتظار داشت که نهاد خانواده در برابر فشارهای مدرنیته ی متأخر مقاوم تر شده و تعادلی پایدار میان خواسته های فردی و الزامات جمعی برقرار گردد.
۳۰۰۳.

تحلیل جامعه شناختی احساس امنیت زنان و عوامل موثر بر آن در کلان شهر شیراز

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: احساس امنیت عزت نفس اعتماد اجتماعی زنان کلان شهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
مقدمه: زنان تا پیش از انقلاب صنعتی صرفا نقش­های سنتی برعهده داشتند اما جامعه نوین صنعتی باعث شد زنان به طور گسترده وارد عرصه های مختلف اجتماعی شوند و نقش های آنان بطور حیرت انگیزی تغییر یابد. اگرچه، زنان موفقیت های بسیار بزرگی در حوزه های مختلف کسب کرده اند اما همواره با چالش های متعددی نیز روبرو بوده اند. امنیت یکی از این چالش ها است که به ویژه در کلان شهرها در سراسر جهان به یک مساله حاد اجتماعی تبدیل شده است. این وضعیت در ایران نیز به عنوان کشوری که در دهه های اخیر تغییرات زیادی در وضعیت زنان تجربه نموده است، وجود دارد. برهمین مبنا، هدف این پژوهش، بررسی احساس امنیت در بین زنان و ارتباط آن با «عزت نفس» و «اعتماد» در کلان شهر شیراز است. روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از تکنیک پیمایش انجام شده است. جامعه آماری، زنان 15تا45 ساله کلان ﺷﻬﺮ شیراز ﻫﺴﺘﻨﺪ که 384 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت احساس امنیت، پرسشنامه امنیت و لذت گیلبرت و همکاران (2009) بود. برای سنجش عزت نفس از پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ (1965) استفاده گردید و بالاخره، برای برآورد اعتماد از پرسشنامه اعتماد اجتماعی میرفردی و قارنایی (1395) استفاده به عمل آمد. کلیه پرسشنامه ها با استفاده از همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ تعیین پایایی شدند که مقادیر آن برای «عزت نفس»(79/0)، «احساس امنیت» (83/0) و «اعتماد» (81/0) بود. یافته‌ها: براساس یافته های توصیفی، میانگین نمره احساس امنیت در بین زنان، کمتر از سطح متوسط است که نشان می دهد احساس امنیت همچنان یک مساله چالش برانگیز در کلان شهرهاست. به علاوه، براساس یافته های تحلیلی، رابطه مستقیم و معناداری بین عزت نفس و اعتماد اجتماعی با احساس امنیت زنان وجود دارد و این متغیرها قادر هستند، 28/0 واریانس را تبیین کنند. یافته ها همچنین نشان دادند، متغیرهای وضع تاهل و تحصیلات رابطه معناداری با احساس امنیت ندارند. نتیجه‌گیری: زنان نیمی از جمعیت هر جامعه‌ را تشکیل می‌دهند و نقش حیاتی در فرآیند توسعه جوامع نوین صنعتی ایفا می‌کنند. با این حال، فقدان احساس امنیت می‌تواند مانع پیشرفت آنها شود و همین امر، پرداختن به این مساله اجتماعی را ضروری می‌سازد. نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که با بهبود عزت نفس روانی و ظرفیت‌های اعتماد اجتماعی زنان، می‌توان احساس امنیت را در کلان‌شهرها افزایش داد و به طور بالقوه یکی از چالش‌های مهم پیش روی زنان کشور را تسکین و تقلیل داد.
۳۰۰۴.

ریشه یابی و تحلیل عناصر بصری نگاره بشارت تولد پیامبر(ص) در نسخه عثمانی سیره النبی کتابخانه توپقاپی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگارگری عثمانی نگارگری ایرانی نسخه سیره النبی بشارت تولد پیامبر (ص) تولد پیامبر (ص)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۵
مقدمه: موضوع تولد پیامبر اکرم(ص) ازجمله وقایعی است که به استناد توصیفات کتب مذهبی، با رخدادهای فرازمینی همچون نزول فرشتگان، همراه بوده است؛ بااین حال، تصویرسازی این رویداد در نسخه های خطی کمتر موردتوجه قرارگرفته است. از نمونه های باقی مانده در این زمینه می توان به نگاره های کتاب عثمانی «سیره نبی» متعلق به سده شانزدهم میلادی/ یازدهم هجری اشاره کرد که در موزه توپقاپی سرای استانبول نگه داری می شود. این نسخه صحنه هایی از بشارت، تولد و انتخاب دایه پیامبر(ص) را در بردارد و شباهت هایی با برخی از نگاره های ایرانی در آن مشهود است. اهداف و سؤال ها: هدف این مقاله، ریشه یابی نقوش و بررسی نحوه به کارگیری عناصر بصری در نگاره بشارت تولد پیامبر(ص) از نسخه سیره النبی است. پرسش اصلی مقاله نیز بدین شرح است: عناصر تصویری به کاررفته در نگاره بشارت تولد نسخه خطی سیره نبوی، دارای چه منشأ و ویژگی هایی هستند؟ روش ها: این پژوهش از نوع کیفی است و با روش تحلیلی-تطبیقی و با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها و نتایج: یافته های مطالعه حاکی از آن است که انتخاب عناصر و سوژه های به کاررفته در نگاره موردمطالعه، به استناد منابع تاریخی و با تأکید بر وجه ماورایی این رویداد صورت پذیرفته و در پردازش و جزئیات بصری، بسیار متأثر از معراج نگاره های مکتب تیموری و صفوی ایران است. بر این اساس مواردی همچون نمایش فرشتگان، مرکب پیامبران، نمایش کعبه و ترکیب بندی این اثر، با معراج نگاری های ایرانی قابل انطباق است؛ بااین حال، خلاصه سازی و حذف جزئیات، نشان دهنده تلاش برای خلق سبکی متمایز و مستقل از سبک های ایرانی را در این اثر است.
۳۰۰۵.

مطالعه تطبیقی فن اجرای آرایه گچی کشته بری کاخ عالی قاپوی اصفهان و خانه پیرنیای نائین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کشته بری؛ گچبری؛ فن اجرای آرایه گچی کاخ عالی قاپو خانه پیرنیای نائین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
مقدمه: دوره صفویه، ابداعات و نوآوری هایی در زمینه آرایه های گچی به وجود آورد. آرایه گچی کشت بری که یکی از آرایه های معماری این دوره به شمار می رود، با نقوش متنوع در برخی بناهای عصر صفوی اجراشده و ازنظر شیوه کار با دیگر گونه های آرایه های گچی تفاوت دارد. شناخت شیوه ها و مراحل اجرایی آرایه های گچی، از ارکان ضروری و جزئی جدایی ناپذیر در طرح های مرمتی و حفاظت از این آثار تاریخی محسوب می شود. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، شناسایی شباهت ها، تفاوت ها و همچنین بررسی گوناگونی روش های اجرای آرایه گچی کشته بری در کاخ عالی قاپو اصفهان و خانه پیرنیا در نائین است. پرسش های این پژوهش عبارت اند از: 1. فن اجرای آرایه گچی کشته بری بر اساس طرح های آن در کاخ عالی قاپو و خانه پیرنیا چگونه است؟ 2. شباهت ها و تفاوت های اجرای آرایه گچی کشته بری در این دو بنا چیست؟ روش ها: روش تحقیق این مطالعه، توصیفی – تحلیلی و تطبیقی- مقایسه ای است و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی گردآوری شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که فن اجرای کشته بری بر اساس نوع طرح ها در هر دو بنا به هفت گونه تقسیم بندی می شود. آرایه های گچی کشته بری هر دو بنا در این موارد شباهت دارند: اجرای تکیه گاه آجری، انجام آستر کاه گلی، یک لایه گچ با سطحی صاف و صیقلی، استفاده از لایه تدارکاتی بوم کننده و نیز روش انتقال و خط اندازی طرح. همچنین، در بیشترِ این آرایه ها، برجستگی نقوش نسبت به زمینه گود کمتر از یک میلی متر است. آرایه کشته بری عالی قاپو در رنگ آمیزی نقوش همراه با قلم گیری (یا لب شور) دور جزییات نقش ها و نیز برخی از طرح ها در نقوش دور قاب ها بدون کنده کاری به صورت رنگ آمیزی و تلفیق لایه چینی و کشته بری یا استفاده از قاب منفرد لایه چینی با خانه پیرنیا تفاوت دارد. اغلب نقوش، در خانه پیرنیا، رنگ آمیزی نشده اند. همچنین، خط اندازی اولیه جزییات نقوش (تداعی کننده قلم گیری)، کندن تخمه گل های گرد، آیینه گل های شاه عباسی و یا کندن داخل جزییات نقوش و گل های شاه عباسی، گود گردن داخل جزییات گل های شاه عباسی و سربندهای اسلیمی به عمق 5 میلی متر با عالی قاپو تفاوت دارد.
۳۰۰۶.

پژوهشی بر نشانه شناسی نقوش و مضامین سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم کیاآباد رودبار و مقایسه تطبیقی آن با آثار مشابه هم عصر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سنگ قبور امام زاده ابراهیم کیاآباد نقشمایه های تزیینی نشانه شناسی دوره قاجار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه: سنگ مزارها را می توان از ابعاد گوناگونی موردمطالعه قرار داد. ساختار کلی این آثار ازنظر شکل و حضور نقشمایه های تزیینی متنوع، جایگاه و نقش ویژه سنگ مزارها را در میان باورها، تفکرات و عقاید جوامع گذشته به تصویر می کشد. در عصر قاجار، اگرچه از تنوع شکلی سنگ قبور کاسته می شود، اما این آثار ازنظر عناصر و نقشمایه های تزیینی به اوج خود می رسند و از تنوع بی شماری در نقش و نگار برخوردار می شوند. این پژوهش به بررسی و تحلیل سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم کیاآباد بخش رودبار می پردازد. اهداف و سؤال ها: اهداف این پژوهش شامل؛ مطالعه شکلی سنگ قبور، بازشناسی و نشانه شناسی نقوش و مضامین این آثار و درنهایت ریشه یابی نقوش آن ها از طریق مقایسه با سنگ قبور مشابه و معاصر در دیگر گورستان های شاخص هم عصر در مناطق مختلف ایران است. در این راستا، پژوهش حاضر در پی پاسخ به سؤالات زیر است: نقشمایه های تزیینی و کتیبه های سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم دارای چه ویژگی هایی هستند؟ 2. نقوش و تزیینات روی سنگ قبور امام زاده ابراهیم با سنگ مزارهای کدام مناطق قابل قیاس است؟ 3. وجوه اشتراک سنگ قبور امام زاده ابراهیم با دیگر گورستان های هم عصر، بیشتر در کدام نقوش دیده می شود؟ روش ها: روش تحقیق حاضر به صورت توصیفی– تحلیلی است و اطلاعات با استفاده از شیوه های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که سنگ قبور گورستان امام زاده ابراهیم از نوع خوابیده ساده و محرابی هستند و ازنظر آرایه های تزیینی، دارای انواع نقوش حیوانی، هندسی، گیاهی و همچنین اشیاء و ابزارآلات جنگی با معانی و مفاهیم متنوع می باشند. در کتیبه های این سنگ مزارها از دو خط نستعلیق و نسخ محلی بهره برده شده است. این آثار ازنظر نشانه شناسی و نقشمایه های تزیینی، قابل مقایسه با سنگ مزارهای گورستان های مناطق شمال غرب، غرب و مرکز ایران هستند.
۳۰۰۷.

تحلیل سیاست های فرهنگی دوره فتحعلی شاه قاجار با تأکید بر تصویر شکار و شکارگاه (با استفاده از نظریه عمل بوردیو)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فتحعلی شاه قاجار شکار شکارگاه سیاست فرهنگی بوردیو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: فتحعلی شاه از منظر زیبایی شناسی، دیپلماسی و سیاست، نگاه ویژه ای به هنر داشت، به نحوی که تعدد تصاویر شکار شاهی را می توان بستر اصلی نمایش قدرت دوران او دانست؛ زیرا شکار در کنار هنر و ادبیات، یکی از مهم ترین عملکردهای فتحعلی شاه از نگاه رزم، ورزش و سیاست به شمار می رفت. ازآنجاکه هنر همواره در لایه های مختلف سیاست، فرهنگ، اقتصاد و ارتباطات حضوری تعیین کننده و هدایت گر دارد، توجه دقیق به آن در حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور به عنوان پلی میان قدرت حاکم، مخاطب و ثروت، ضروری است. اهداف و سؤال ها: این مقاله باهدف تبیین نقش شکار شاهی در دوره فتحعلی شاه و با اتکا به منابع مکتوب و آثار هنری، به بررسی نقش شاه در حمایت از هنر و هنرمندان و نیز چگونگی بهره برداری سیاسی از تصویر شکار می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که تصویر شکار سلطنتی چه کاربردی در پیشبرد سیاست های فرهنگی دوره فتحعلی شاه قاجار داشته است؟ روش ها: این پژوهش با روش تحلیلی- تطبیقی و با رویکرد سیاست گذاری فرهنگی ازنظریه عمل بوردیو سود برده است و بعد از گردآوری اطلاعات با روش اسنادی و کتابخانه ای، سعی شده با ارائه الگویی برای درک بهتر مفهوم تصویر شکار دوران فتحعلی شاه، به شیوه کیفی به تجزیه وتحلیل دیدگاه فتحعلی شاه بپردازد. یافته ها و نتایج: ازآنجاکه فتحعلی شاه خود اهل ادبیات و هنر بود، با حمایت از هنر و شعر با گرایش های ملی و از طریق خوانشی تاریخی، خود را به ایزدان کهن ایران و امامان شیعه پیوند زد و خویش را وارث برحق تاج وتخت و فرمانروای امت اسلامی معرفی کرد و با خلق پیام های بصری و نمادپردازی در قالب نقش شکار و شکارگاه، خود را نجات دهنده ممالک محروسه (ایران) جلوه داد. ازاین رو، نقش شکار شاهی یک نقش هویت ساز ملی گرا و دینی در دوره بحران ایران بود.
۳۰۰۸.

تاریخ نگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکمل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تاریخ نگاری ایران هنرهای کاربردی منابع مکمل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۰
مقدمه: عوامل آسیب زا و زوال پذیر بودن بسیاری از آثار هنرهای کاربردی، سبب شده است که مطالعات تاریخی مربوط به این حوزه بیشترین آسیب را ببینند و پژوهش های تاریخی و دیرینه شناسی مرتبط با این تولیدات با مشکلاتی مواجه شوند. ازاین رو، یک پژوهشگر تاریخ، ناگزیر است بازسازی تاریخی چارچوب مطالعاتی خود را با به کارگیری ابزارها و روش های موازی و مکمل ادامه دهد. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، دسته بندی منابع مکمل به منظور ارائه الگویی برای روشن سازی تاریخ نگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکتوب است. سؤالات پژوهش نیز عبارت اند از: 1. هنرهای کاربردی ایران را می توان در چه دسته بندی از منابع مکمل بازسازی کرد؟ 2. با استفاده از چه الگویی در بازخوانی منابع مکتوب می توان تصویر واضح تری از وضعیت هنرهای کاربردی در دوره های تاریخی ارائه داد؟ روش ها: روش تحقیق این پژوهش ازنظر هدف بنیادی - نظری و ازنظر روش، کیفی است. ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، در بخش های تاریخی و نظری، پژوهشی کتابخانه ای و اسنادی به شمار می رود و تجزیه وتحلیل داده ها نیز به صورت کیفی انجام شده است. یافته ها و نتایج: یافته های این مطالعه نشان می دهد که می توان منابع را در سه دسته تخصصی، مستقیم و غیرمستقیم طبقه بندی کرد و بر این اساس به بازسازی نسبی هنرهای کاربردی ایران دست یافت. اگرچه منابع تخصصی (کتابت و هنرهای وابسته) ازنظر موضوعی محدود هستند، اما نکات ارزشمندی درباره مباحث نظری هنر، مراکز هنری، نقد و ارزش گذاری هنرمندان، مطالعات تطبیقی و مسائل اجتماعی ارائه می دهند. در منابع مستقیم، ضمن تکرار ویژگی های فوق، به موضوعات متنوع تری مانند معماری و تزیینات وابسته، موسیقی، کاشی کاری و سفالگری در قیاس با منابع تخصصی پرداخته شده است. در بخش منابع غیرمستقیم، با تمرکز بر بسامد واژگان مرتبط با تولیدات هنری و تحلیل کمی و کیفی آن در متون تاریخی و ادبی، معمولاً می توان فهرست این تولیدات را از سیاهه مالیات ولایات، غنائم جنگی، صورت وضعیت اموال و نیز منابع منظوم ادبی استخراج کرد. در این بخش، با به کارگیری الگویی نظام مند شامل ترکیبات توصیفی، تحلیل مفهومی متون و فرضیه همجواری واژگان، می توان به اطلاعات کمی و کیفی قابل قبولی از تولیدات هنری دست یافت.
۳۰۰۹.

نقش مداخل در آثار هنری عصر زندیه به مثابه فورژری بافته های ایل قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقش مداخل بافته های قشقایی هنر زندیه فورژری هویت عشایری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
مقدمه: نقوش به کاررفته بر پیکره آثار هنری هر دوره ، افزون بر بُعد تزئینی، وجهی معنایی نیز دارند. نقش «مداخل» در بسیاری از دست ساخته های عصر زندیه مشاهده می شود. تکرار چشمگیر این نقش در آثار گوناگون زندیه توجه برانگیز است و امری عادی به نظر نمی رسد. از نیمه دوم سده دوازدهم هجری، آثار هنری اندکی را می توان یافت که فاقد نقش «مداخل» باشند؛ ازاین رو، همانند دیگر نقوش هنری، مبانی نظری مشخصی در شکل گیری و فراوانی این نقش مؤثر بوده است. از سوی دیگر، نقش «مداخل» از دیرباز یکی از حاشیه های پرتکرار در تولیدات دستی ایل قشقایی به شمار می آید. اهداف و سؤال ها: هدف اصلی پژوهش حاضر، درک مفهوم نقش «مداخل» و تحلیل چرایی حضور مکرر آن در بیش متن آثار هنری دوره زندیه با اتکا بر پیش متن بافته های قشقایی است؛ زیرا بخش عمده ای از بافته های ایل قشقایی نیز واجد این نقش اند. بر این اساس و با مفروض دانستن ارتباط فرهنگی میان متون، این گمان تقویت می شود که بافته های قشقایی به منزله پیش متنی بر بیش متن آثار هنر زندیه بوده اند. در پی این فرضیه ، پرسش اصلی این است که تحلیل همان گونگی، به ویژه فورژریِ نقش «مداخل» در هنر زندیه و بافته های قشقایی، چگونه قابل تبیین است؟ روش ها: این پژوهش در زمره مطالعات کیفی قرار می گیرد و داده های آن با رویکردی توصیفی- تحلیلی از میان بافته های قشقایی و آثار هنری عصر زندیه بررسی شده است. اطلاعات از منابع کتابخانه ای گردآوری و آثار موزه ای از طریق مشاهده و برداشت های دیداری ثبت گردید. نمونه گیری از بافته های قشقایی و آفرینش های هنری زندیه بر اساس دارا بودن نقش «مداخل» مشروط به دسترسی واقعی یا مجازی (برخط) انجام گرفت و درنهایت دوازده نمونه انتخاب شد. در این پژوهش شیوه تجزیه وتحلیل داده ها کیفی است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که نقش «مداخل» فراتر از شکل تکرارشونده و همسو با ذائقه ایلیاتی زندیان است؛ این نقش نمودگاری از ناخودآگاه جمعی ایلی، نمادی از زمان عرضی، مصداقی از فرهنگ پذیری ایل زند از عشایر قشقایی و درنهایت نشانگر سادگی و استحکام به شمار می آید.
۳۰۱۰.

سازوکار هدایت و ضلالت در قرآن کریم از منظر جامعه شناسی ارتباطات(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: قرآن کریم هدایت ضلالت مکتب اسلامی ارتباط جامعه شناسی ارتباطات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۹
مقدمه و اهداف: قرآن کریم منبع اصلی تعالیم اسلامی و آخرین کتاب آسمانی نازل شده حاوی دستورات الهی برای انسان هاست که در مقام یک متن، می تواند به مثابه بیان و پیامی در نظر گرفته شود که خداوند متعال در مقام فرستنده پیام و به واسطه رسول الله (ص) در مقام پیامبر یا واسطه پیام، برای همه آدمیان در مقام گیرندگان و مخاطبان آن پیام ارسال کرده است. هدف اصلی ارسال این پیام، هدایت و رهبری مردمان به سوی صراط مستقیم الهی است؛ ولی باوجوداین، چگونگی مواجهه مخاطبان با پیام یادشده، می تواند به ضلالت و انحراف آنها منجر شود. آنچه گفته شد، به مثابه یک فرایند یا سازوکار ارتباط است که می توان آن را از منظر جامعه شناسی ارتباطات مورد بررسی، تحلیل و تبیین علمی قرار داد. البته در این میان باید توجه داشت که هریک از مکاتب عمده ارتباطی موجود در حوزه جامعه شناسی ارتباطات، از حیث اهمیت قائل شدن برای فرستنده پیام و خود پیام یا مخاطب پیام و معنابخشی اش به پیام در فرایند ارتباط، نسبت به یکدیگر اولویت ها و تفاوت هایی اساسی دارند که از مفروضات اصلی این مکاتب سرچشمه می گیرد. با توجه به توضیحات و موارد پیش گفته، پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که آیا صرفاً باید خداوند متعال و قرآن کریم را در سازوکار هدایت یافتن یا به ضلالت رفتن مردمان تأثیرگذار دانست یا در مقابل، صرفاً باید مخاطبان قرآن کریم و معنابخشی آنها به آیات آن را در این زمینه دارای نقش و جایگاه در نظر گرفت یا اینکه در نهایت و به عنوان نگرشی متفاوت نسبت به دو نگرش پیش گفته، ضرورت دارد رویکردی تلفیقی اتخاذ شود تا مشخص کند که هر چهار عامل فرستنده پیام، خود پیام، مخاطبان پیام و معنابخشی آنها به پیام ارسالی در سازوکار هدایت یافتن یا به ضلالت رفتن آدمیان تأثیرگذار و نقش آفرین هستند؟روش پژوهش نوشتار حاضر جهت پاسخگویی به پرسش پیش گفته، روش کتابخانه ای است؛ چون درواقع، کتب و سایر متون مکتوب یکی از مهم ترین منابع پژوهش و شناخت علمی هستند و پژوهشگر در پژوهش های جامعه شناختی، به معنای اخص کلمه نیازمند مراجعه به کتب، مقالات، نشریات و سایر منابعی از این قبیل در زمینه پژوهش مورد نظر است. براساس این، پژوهش حاضر که با هدف بررسی و تحلیل سازوکار هدایت و ضلالت در قرآن کریم از منظر مکاتب عمده ارتباطی موجود در حوزه جامعه شناسی ارتباطات انجام شده است، متن قرآن کریم در مقام پیام الهی، برخی متون دینی و عرفانی و سایر کتب و مقالات مرتبط با مضامین خاص موضوع پژوهش را از دیدگاه سه مکتب عمده ارتباطی فرایندی، نشانه شناختی و اسلامی، که در بخش مبانی نظری طرح شده اند، بررسی و تحلیل کرده است.یافته ها نشان می دهند با وجود اینکه قرآن کریم، کلام الهی و پیامی ارسالی ازسوی خداوند در مقام فرستنده پیام است و به واسطه پیامبر اکرم (ص) در مقام پیامبر، برای همه جهانیان و نوع بشر ارسال شده است تا آنها را به صراط مستقیم ایمان هدایت کند و درنتیجه، از رفتن آنها به مسیر ضلالت و گمراهی جلوگیری کند، مبتنی بر برخی آیات قرآن کریم چنین به نظر می رسد که خواست خداوند و پیام ارسالی اش برای انسان ها، لزوماً و جبراً به معنای تضمین هدایت یابی آنها و دوری از افتادن به راه ضلالت و انحراف نیست و در این زمینه، باید نقش خود مخاطبان پیام الهی و نحوه مواجهه آنها با این پیام را نیز در نظر گرفت. این بدان معناست که ارسال کننده پیامی را فرستاده و در مورد محتوا و منظور آن نیز توضیح داده است؛ ولی در عین حال، هریک از مخاطبان پیام او متناسب با زمینه های مختلف اجتماعی و فرهنگی، حالات، مقامات و استعدادهای خود، دریافت و برداشتی مختص به خود و متفاوت از دیگران - و حتی متفاوت از منظور فرستنده - از پیام خواهند داشت.در مقام نتیجه گیری می توان گفت: پژوهش حاضر نشان می دهد صرف مسلمانی و مخاطب قرآن کریم بودن، لزوماً موجب هدایت یابی نخواهد بود و چه بسا مسلمانانی بوده، هستند و خواهند بود که کارشان بردن رونق مسلمانی است. به دیگرسخن، صرف تکیه بر قرآن کریم نمی تواند نشان دهنده هدایت یابی افراد و گروه ها باشد و از رفتن و افتادن آنها به مسیر ضلالت جلوگیری کند و بنا بر آنچه که رسول اکرم (ص) در حدیث ثقلین می فرمایند و نیز مبتنی بر آیاتی نظیر آیه 17 سوره کهف، قرآن در مقام بیان، حتماً باید مبیِّنی نیز داشته باشد که ملاک و شاخص فهم صحیح معانی آیات الهی و راهنمای سلوک در مسیر و به سوی صراط مستقیم هدایت در نظر گرفته شود. این بدان معناست که برداشت ها و تفسیرها، زمینه های اجتماعی و فرهنگی، حالات و مقامات، اغراض و اهداف مسلمانان در مواجهه آنها با متن قرآن کریم تعیین کننده به هدایت رفتن یا به ضلالت افتادن ایشان است.بنا بر آنچه در این نوشتار بیان شد، باید توجه داشت که وقتی براساس مفروضات مکتب فرایندی ارتباط به مبحث هدایت و ضلالت در آیات قرآن کریم نگریسته شود، چون پیام و فرستنده آن پیام دارای اهمیت در نظر گرفته می شوند، با چیزی شبیه به رویکرد جبر مطلق مواجه خواهیم شد؛ یعنی صرفاً خداوند متعال در مقام فرستنده پیام و خواست وی و خود پیام؛ یعنی متن قرآن کریم در سازوکار هدایت یا ضلالت انسان ها جایگاه اصلی را خواهند داشت. اما اگر براساس مفروضات مکتب نشانه شناختی مبحث هدایت و ضلالت در قرآن کریم را در نظر بگیریم، نتیجه کار چیزی شبیه به رویکرد تفویض مطلق خواهد شد؛ یعنی صرفاً مردمان در مقام مخاطبان پیام و معناهایی که براساس زمینه های فرهنگی، اجتماعی، عرفانی و غیره خویش به پیام نسبت می دهد، در سازوکار هدایت یا ضلالت دارای اهمیت اصلی در نظر گرفته خواهد شد.در نهایت، اگر براساس یافته های پژوهش حاضر و مبتنی بر رویکرد تلفیقی مکتب اسلامی ارتباط و مفروضات آن به مبحث هدایت و ضلالت در قرآن کریم بنگریم، نتیجه کار چیزی شبیه وضعیتی تلفیقی از جبر و تفویض و مشخص کننده این واقعیت خواهد بود که هم خداوند در مقام فرستنده پیام، هم خود پیام یا همان قرآن کریم، هم مردمان در مقام مخاطبان پیام و هم معناهایی که مخاطبان پیام برای پیام ارسالی در نظر می گیرند و توسط آنان در لحظه خواندن و مصرف پیام تولید می شود، در هدایت یافتن یا به ضلالت رفتن نقش آفرین و تأثیرگذار خواهد بود.آنچه بیان شد، نشان دهنده عدم کفایت و بسندگی مکاتب ارتباطی فرایندی و نشانه شناختی در بررسی و تحلیل سازوکار هدایت و ضلالت در قرآن کریم و درعین حال، مشخص کننده این واقعیت است که مکتب اسلامی ارتباط را می توان به شکلی رضایت بخش و بسنده در بررسی متن قرآن کریم و تحلیل مباحث پیش گفته به کار برد؛ بدون اینکه هیچ جنبه ای از جنبه های سازوکار هدایت یا ضلالت مردمان در این آخرین کتاب آسمانی مورد غفلت و چشم پوشی واقع شود.
۳۰۱۱.

مدل یابی ساختاری تغییر و تحولات تعاون گرایی در جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرمایه اجتماعی مشارکت اجتماعی دانش و آگاهی تعاون گرایی جامعه ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۱
هدف پژوهش: شناخت تغییر و تحولات تعاون گرایی در جامعه ایران به ارائه تصویر و سیمایی واقع گرایانه از وضعیت این ارزش اخلاقی می انجامد و گامی ضروری برای درک و فهم وضعیت تعاون گرایی و مبنایی برای ورود درست به فرایند سیاستگذاری اجتماعی و فرهنگی است.روش پژوهش: روش تحقیق حاضر مبتنی بر روش تحلیل ثانویه داده های موجود است و جامعه آماری این داده ها، شامل کلیه شهروندان مقیم داخل ایران می باشد که نمونه آماری آن با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی با حجم 12956 نفر در تمام استان های کشور انتخاب شده است. براساس چارچوب نظری تحقیق، تعاون گرایی رفتاری - گرایشی از طریق آزمون معادلات ساختاری با بکارگیری نرم افزار AMOS تبیین شد.یافته ها: نتایج آزمون معادلات ساختاری، نشانگر برازش خوب مدل بر داده ها است. طبق مدل مورد نظر، مسئله تعاون گرایی در بعد گرایشی - رفتاری تحت تأثیر عوامل مختلفی از قبیل سطح دانش و آگاهی شهروندان نسبت به شرکت های تعاونی، نگرش به تعاونی و عملکرد آن ، پنداشت از ارزش های اخلاقی حاکم بر جامعه، سابقه عضویت و فعالیت افراد در نهادهای اجتماعی مختلف و در نهایت سرمایه اجتماعی شهروندان اعم از؛ روابط اجتماعی، اعتماد اجتماعی بین شخصی و اعتماد اجتماعی نهادی و تعمیم یافته قرار دارد. نتیجه گیری: نتایج، نشانگر این است که با وجود ماهیت اقتصادی شرکت های تعاونی در شرایط کنونی، شرط موفقیت آن ها به بستر اجتماعی، در جامعه باز می گردد. لذا، سیاستگذاران باید بر تقویت زیرساخت های اجتماعی و اعتماد نهادی به عنوان گامی بنیادین برای توسعه تعاون گرایی در ایران تمرکز کنند. لذا، سیاستگذاران باید بر تقویت زیرساخت های اجتماعی و اعتماد نهادی به عنوان گامی بنیادین برای توسعه تعاون گرایی در ایران تمرکز کنند.
۳۰۱۲.

برساخت مفهوم زنانگی در گذار نسل ها (واکاوی کیفی در میان سه نسل زنان شهر کرمان 1403)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مفهوم زنانگی سه نسل برساخت اجتماعی مطالعه کیفی شهر کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۳
هدف پژوهش: پژوهش حاضر باهدف واکاوی برساخت اجتماعی مفهوم زنانگی و تحولات بین نسلی آن در شهر کرمان انجام شد. هدف اصلی، کشف و مقایسه درک سه نسل مختلف (دختران، مادران، مادربزرگ ها) از این مفهوم و شناسایی مضامین اصلی شکل دهنده به گفتمان زنانگی در هر نسل بود. روش پژوهش : این مطالعه با پارادایم تفسیری و به روش کیفی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۳۲ زن ساکن کرمان گردآوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری در هر نسل به صورت مستقل ادامه یافت سپس با تکنیک تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نمونه گیری به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انجام شد که شامل ۱۶ دختر (متولدین ۱۳۷۰-۱۳۸۰)، ۱۰ مادر (متولدین ۱۳۵۰-۱۳۶۰) و ۶ مادربزرگ (متولدین پیش از ۱۳۴۰) بود. یافته ها : تحلیل داده ها به استخراج سه مضمون اصلی متمایز منجر شد که نتیجه نهایی برساخت زنانگی در هر نسل را نشان می داد: «زنانگی به مثابه مادر-همسر حافظ فرهنگ و سنت» در نسل مادربزرگ ها، «زنانگی به مثابه زن توانمند در جامعه و خانواده» در نسل مادران و «زنانگی به مثابه کنشگری و استقلال» در نسل دختران. یافته ها تحول زنانگی از تمرکز بر حوزه خصوصی به عرصه عمومی و تأکید فزاینده بر عاملیت فردی را نشان می دهد. نتیجه گیری : پژوهش نشان داد زنانگی یک برساخت تاریخی-فرهنگی سیال است که در تقاطع عاملیت فردی و الزامات ساختاری بازتولید می شود. نوآوری مطالعه در ارائه تحلیلی تطبیقی-بین نسلی و شناسایی سه گفتمان مسلط است. یافته ها برای سیاست گذاران و برنامه ریزان فرهنگی این پیام را دارد که برای درک مسائل زنان و تدوین راهبردهای مؤثر، باید تنوع و پویایی برساخت های نسلی از زنانگی را به رسمیت بشناسند.
۳۰۱۳.

فراتحلیل: بررسی جامعه شناختیِ عوامل و موانع ساختاریِ شایسته سالاری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شایسته سالاری نابرابری های ساختاری ساختارهای قدرت پویایی های اجتماعی - فرهنگی عدالت اجتماعی فراتحلیل کیفی تماتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱۲
شایسته سالاری، به عنوان اصل بنیادین توزیع عادلانه فرصت ها و منابع، در ایران با چالش های پیچیده ای مواجه است که ریشه در نابرابری های ساختاری، ساختارهای قدرت و پویایی های اجتماعی _ فرهنگی دارد. این پژوهش با استفاده از فراتحلیل کیفی تماتیک، یافته های 30 مقاله داخلی (1380-1404) را تحلیل کرده و شایسته سالاری را از منظر سه تم ساختاری (1.نابرابری های ساختاری، 2. ساختارهای قدرت، و 3. پویایی های اجتماعی _ فرهنگی) بررسی می کند. روش شناسی پژوهش شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابیِ عوامل مؤثر و موانع بازدارنده است که در سطح ساختاری سازمان دهی شده اند. در این 30 مقاله، تعداد عوامل مؤثر در سطح کلان 93 و موانع بازدارنده 103 مانع بودند. یافته ها نشان می دهند که نابرابری های ساختاری به طور یک جانبه و منفی عمل کرده و دسترسی برابر را محدود می کند؛ ساختارهای قدرت دوگانه هستند اما موانع بازدارنده آن غالب بوده و شفافیت را مختل می کنند؛ پویایی های اجتماعی _ فرهنگی نیز دوگانه اند اما گرایش های روابط محور آن غالب بوده و انگیزه تلاش فردی را کاهش می دهند. تعامل بازدارنده های سه تم، (به ویژه موانع نابرابری های اقتصادی، تمرکز قدرت و پارتی بازی)، چرخه ای منفی ایجاد کرده که شایسته سالاری را به شدت محدود کرده و مانع تحقق عدالت اجتماعی شده است.
۳۰۱۴.

تأثیر مهاجرت اتباع افغانستان بر امنیت اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی ایران: (ناظر بر ماده 86 برنامه هفتم توسعه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران مهاجرت اتباع افغانستان ماده 86 برنامه هفتم توسعه امنیت اجتماعی امنیت فرهنگی امنیت زیست محیطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۲
مهاجرت اتباع افغانستان یکی از موضوعاتی است که ارتباطی تنگاتنگی با امنیت و نظام سیاسی ایران دارد. ایران به‌‌عنوان یکی از مهم‌ترین مقاصد مهاجرتی برای اتباع افغانستان، شاهد ورود قانونی و غیرقانونی آن‌ها به‌دلیل قرابت‌های مذهبی، زبانی و فرهنگی بوده است. در سال‌های اخیر، علی‌رغم سیاست‌هایی نظیر أخذ ویزا و تصویب ماده ۸۶ برنامه هفتم توسعه، این روند افزایش یافته و تأثیرات قابل‌توجهی بر امنیت اجتماعی، فرهنگی و زیست‌محیطی ایران برجای گذاشته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف دستیابی به تأثیرهای مهاجرت اتباع افغانستان بر امنیت اجتماعی، فرهنگی و زیست­محیطی ایران نوشته شده است. برای بررسی این موضوع از روش دلفی و تکنیک ­شانون بهره گرفته و دیدگاه‌های 10 نفر از صاحب‌نظران حوزه علوم اجتماعی جمع‌آوری گردید. نتایج نشان می‌دهد که مهم‌ترین تأثیر مهاجرت اتباع افغانستان بر امنیت ایران از دسته تأثیرهای «زیست­محیطی» با میانگین 04351/0 بوده و سپس در رتبه‌های بعدی دسته «فرهنگی» با میانگین 04322/0 و «اجتماعی» با میانگین 03873/0 قرار دارد. همچنین از منظر متخصصان افزایش جمعیت، حاشیه­نشینی و افزایش جرم و جنایت با میانگین 04386/0 سه تأثیر مهمی است که مهاجرت اتباع افغانستان بر امنیت ایران گذاشته است.
۳۰۱۵.

مطالعه تطبیقی نقوش و تزیین در هنر سفال و شیشه (نمونه موردی: اسگرافیاتو و حکاکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هنر سفال هنر شیشه نقش کنده اسگرافیاتو حکاکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
در تاریخ هنر ایران، آثار سفالی و شیشه ای ارزنده ای بر جای مانده است که با نقوش ظریفی به شیوه خراشیدن تزیین شده اند. این شیوه تزیین از جمله تزیینات رایج روی سفال قرون 4-7 و نیز آثار شیشه ای قرن 3 ه.ق است. پژوهش حاضر با هدف تدقیق و تطبیق نمونه هایی از آثار سفالی و شیشه ای مزین به نقش کنده در پی پاسخ به این پرسش اساسی برآمده است که «وجوه تشابه و تمایز آثار اسگرافیتو سفالی و حکاکی شیشه ای دوره اسلامی ایران چه بوده و این تکنیک مورد مطالعه با اثرگذاری مشابه در دو بستر متفاوت چگونه نمود یافته است؟». روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی و شیوه گردآوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. در این پژوهش با روش نمونه گیری غیر احتمالی و هدفمند 4 نمونه اثر شیشه ای و 6 نمونه اثر سفالی بر اساس مؤلفه هایی اساسی این پژوهش همچون نقش و تزیین انتخاب شده و به شیوه کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. آثار شیشه ای توسط چرخ مسی حکاکی شده اند که در این روند سطح کم عمقی از شیشه ساییده شده که سبب تفاوت رنگ ظرف و نقش شده است و در آثار سفالی تفاوت رنگ بدنه با انگوب سبب تمایز طرح است. نتایج پژوهش نشان می دهد نقوش مورد استفاده در آثار شیشه ای شامل نقوش هندسی اعم از مثلث ، خطوط مورب منظم و نقوش غیرهندسی شامل الگوی فلس و نقوش گیاهی شامل گل، برگ است و نقوش مورد استفاده در ظروف سفالی علیرغم اشتراکاتی همچون نقوش هندسی، غیرهندسی گیاهی، از نقوش جانوری نیز برخوردار است.
۳۰۱۶.

ارزیابی عملکرد حرارتی پارچه پنبه ای بازیافتی به عنوان عایق پایدار در ساختمان های اقلیم سرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازیافت شبیه سازی انرژی ساختمان ضایعات نساجی ضریب هدایت حرارتی عایق حرارتی ساختمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۱
هدف این پژوهش بررسی عملکرد حرارتی و کارایی انرژی پارچه پنبه ای بازیافتی به عنوان عایق حرارتی پایدار در ساختمان های واقع در اقلیم سرد است. آزمایش های انجام شده در حالت پایدار نشان دادند که میانگین ضریب رسانایی حرارتی این عایق حدود 046/0 وات بر مترکلوین (W/m·K ) است که با محدوده عملکرد عایق های طبیعی با کیفیت بالا مطابقت دارد. پایداری گرادیان حرارتی و تکرارپذیری نتایج، اعتبار روش آزمایش و یکنواختی انتقال حرارت در نمونه ها را تأیید کرد. در گام بعد، شبیه سازی عددی با استفاده از نرم افزار انرژی پلاس انجام شد تا تأثیر این ماده در کاهش مصرف انرژی ساختمان ارزیابی شود. نتایج مدل سازی نشان داد که استفاده از لایه ای با ضخامت ۱۲ سانتی متر از عایق پنبه ای در دیوار، منجر به کاهش میانگین ۳۴ تا ۳۵ درصدی کل مصرف انرژی سالانه نسبت به حالت بدون عایق می شود. بیشترین سهم صرفه جویی مربوط به انرژی گرمایش است که نشان دهنده ی عملکرد مطلوب این ماده در کاهش تلفات حرارتی در شرایط اقلیمی سرد، مانند شهر تبریز، است. بر اساس یافته ها، پارچه پنبه ای بازیافتی به دلیل ویژگی های فیزیکی مناسب، پایداری زیست محیطی، قیمت پایین و در دسترس بودن، می تواند به عنوان جایگزینی پایدار و اقتصادی برای عایق های مرسوم مطرح شود و در جهت بهینه سازی مصرف انرژی در بخش ساختمان نقشی مؤثر ایفا کند.
۳۰۱۷.

الگوی حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی حکمرانی مردم سالاری دینی عقلانیت دینی عدالت تمدن نوین اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۹
مقاله با تبیین مفهوم حکمرانی به عنوان فضای افقی فرایند تصمیم گیری در جامعه، راه ها و شیوه های تحقق تصمیم ها، روش کارآمد برای توفیق در این سیاست ها و نحوه رفتار کارگزاران و کنشگران، الگوی حکمرانی در جمهوری اسلامی را منطبق بر الگوی حکمرانی الهی مبتنی بر توحید و عدالت می داند. این الگوی حکمرانی دارای مختصات زیر است: نخست، مشارکتی مبتنی بر مردم سالاری دینی است. دوم عقلانی مبتنی بر عقلانیت موسع یعنی ترکیبی از عقلانیت ابزاری، عقلانیت اخلاقی یا هنجاری، عقلانیت غایی یا هستی شناختی، عقلانیت تفاهمی، عقلانیت ارتباطی، عقلانیت انتقادی، عقلانیت اقتضائی و عقلانیت جمعی است. سوم ترکیبی است از این لحاظ که تلاش نموده تا به سوال افلاطونی چه کسی باید حکومت کند و سوال ماکیاولی چگونه باید حکومت کرد پاسخ دهد. چهارم تاب آور یا تاب مند است به نحوی که بر اساس اقتصاد مقاومتی تلاش دارد تا بین دوگانه درونگرایی و برونگرایی پیوند برقرار سازد. پنجم تمدن گرا در پی تحقق تمدن نوین اسلامی و نیز دانش بنیان به معنای شبکه ای، پویا و علمی است. ششم اقتضایی، روزآمد و کارآمد است که بر سازگاری سنت و مدرنیته استوار است. در پایان، نویسنده برای تحقق حکمرانی هوشمند در جمهوری اسلامی، بر استفاده از فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، برای بهبود فرآیندهای تصمیم گیری و مدیریت منابع در سطح دولتی و سازمانی تاکید می ورزد.
۳۰۱۸.

سیاست های تحقّق فرهنگ سیاسی انقلابی در ایران رسانه ای شده(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ سیاسی فرهنگ سیاسی انقلابی سیاست های فرهنگی ایرانِ رسانه ای شده لاکلائو و موفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۶
تحقّق فرهنگ سیاسی انقلابی به عنوان یکی از ارکان بنیادین مشروعیت و انسجام ملی در جمهوری اسلامی ایران، در مواجهه با جامعه رسانه ای شده با چالش های پیچیده ای روبرو شده است. این چالش ها شامل رقابت شدید میان گفتمان های رقیب، ظهور نگرش های سیاسی نامطلوب، آنومی سیاسی و دشواری در جلب و حفظ رضایت و مشارکت فعالانه افکار عمومی است. در چنین فضایی، طراحی و اجرای سیاست های فرهنگی و رسانه ای کارامد برای استقرار و گسترش فرهنگ سیاسی انقلابی ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر با استفاده از چارچوب نظری هژمونی گفتمانی لاکلائو و موفه، تحقق گفتمان هژمونیک فرهنگ سیاسی انقلابی را منوط به تحقق چهار شرط کلیدی می داند: «عام بودگی»، «قابلیت دسترسی»، «قابلیت اعتبار» و «قدرت پشتیبانی». این چارچوب نظری که بر مبنای مفهوم هژمونی به معنای کسب منزلت هژمونیک از طریق اقناع و رضایت به جای اجبار استوار است، زمینه مناسبی برای ارائه سیاست های مؤثر در فضای رسانه ای شده ایران فراهم می آورد. در این راستا، پژوهش با رویکرد کیفی و روش مصاحبه نیمه ساختاریافته، دیدگاه های ده نفر از نخبگان حوزه های ارتباطات، جامعه شناسی سیاسی و سیاست گذاری فرهنگی را جمع آوری و تحلیل کرده است. در حوزه عام بودگی، یافته ها نشان می دهند که برای فراگیر شدن گفتمان فرهنگ سیاسی انقلابی، لازم است مفاهیم و ارزش های انقلابی به زبان معاصر بازتعریف شوند تا پاسخ گوی نیازها و دغدغه های عموم نسل های جامعه باشند. استفاده از زبان بومی و اصطلاح های فرهنگی روز، همراه با احترام به تنوع فرهنگی و زبانی اقوام مختلف کشور، از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ همچنین پیوند دادن پیام ها با ریشه های فرهنگی ملی مانند اسطوره ها، تاریخ و ادبیات، نقش مؤثری در تقویت روحیه جمعی و ایجاد حس تعلق به فرهنگ سیاسی انقلابی ایفا می کند. جایگزینی رویکردهای دستوری و یک طرفه با ایجاد بسترهای گفتگو و مشارکت فعالانه مردم، گام مهمی در تحقق عام بودگی و فراگیری گفتمان است. ارائه شواهد ملموس و نمونه های عملی از کارامدی ارزش های انقلابی در حل مسائل اجتماعی، به اثبات قابلیت کاربردی این فرهنگ کمک می کند و اعتماد عمومی را افزایش می دهد. شرط دوم، یعنی قابلیت دسترسی، بر ضرورت حضور فعال و گسترده گفتمان در اکوسیستم رسانه ای متنوع تأکید دارد. پیام های فرهنگ سیاسی انقلابی باید از طریق رسانه های مختلف و فراتر از انحصار رسانه ای منتشر شوند و به عموم مخاطبان برسند. استفاده از قالب های متنوع و جذاب محتوا مانند متن، تصویر، ویدئو و محتوای خرد، همکاری با اینفلوئنسرها و مراجع فرهنگی مورد اعتماد جامعه، فعالیت در سکو های جهانی و تولید محتوای چندزبانه، از سیاست های کلیدی برای افزایش گستره مخاطبان به شمار می روند؛ همچنین توسعه زیرساخت های ارتباطی به ویژه در مناطق محروم برای دسترسی عادلانه به اینترنت پرسرعت و ابزارهای دیجیتال و توان مندسازی کنشگران رسانه ای از طریق آموزش های نوین سواد رسانه ای و مهارت های ارتباطی، از عوامل مهم ارتقای کیفیت و تأثیرگذاری پیام ها هستند. شرط سوم، یعنی قابلیت اعتبار، بر صداقت، راستگویی و شفافیت در پیام رسانی تأکید می کند. پیام ها باید بر اساس واقعیت ها ارائه شوند تا اعتماد عمومی جلب شود. هماهنگی میان گفتار و کردار، یعنی تطابق پیام های اعلام شده با اقدامات عملی، از دیگر عوامل کلیدی در افزایش اعتبار است. اتکا به شواهد معتبر، بهره گیری از تخصّص و تفکیک دقیق گزارش های عینی از تحلیل های ارزشی، حفظ استقلال نسبی رسانه ها از جناح بندی های سیاسی و طراحی پیام ها با دیدگاهی ملی و فراتر از تعصب های جناحی، زمینه ساز اعتماد گسترده تر مخاطبان است. بهره گیری از چهره های مورد وثوق اجتماعی که اعتبار بالایی در جامعه دارند، نقش مؤثری در انتقال پیام ها و تقویت اعتبار رسانه ها دارد. در نهایت شفافیت در عملکرد و ارائه گزارش های روشن و قابل دسترس از فعالیت ها و دستاوردها، ارتباط میان رسانه و مخاطبان را تقویت و اعتماد عمومی را افزایش می دهد. شرط چهارم، قدرت پشتیبانی، به توسعه زیرساخت های ارتباطی و فرهنگی همراه با تصویب و اجرای قوانین حمایتی اشاره دارد. در این زمینه، تمرکز بر ارتقای کیفیت محتوای رسانه های همسو به جای افزایش کمّی رسانه ها، اهمیت ویژه ای دارد. توان مندسازی جامعه مدنی از طریق حمایت از سازمان های مردم نهاد، تشکّل های فرهنگی و کنشگران رسانه ای، تأمین منابع مالی و فکری برای تولید محتوای آموزشی جذاب و غیرمستقیم جهت درونی سازی ارزش های انقلابی و ایجاد نهاد راهبردی هماهنگ کننده برای نظارت و هماهنگی سیاست های رسانه ای، از سیاست های ضروری برای تضمین تداوم و اثربخشی گفتمان فرهنگ سیاسی انقلابی هستند. تشویق حمایت مردمی خودجوش از طریق شفاف سازی اهداف و نتایج سیاست ها و ط
۳۰۱۹.

تمایلات باروری و موانع تحقق فرزندآوری در میان زنان شاغل در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باروری مطلوب ترجیحات فرزندآوری تعارض کار و خانواده زنان شاغل ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۴
زنان شاغل یکی از زیرگروه های جمعیتی هستند که بیش از سایرین ممکن است در تحقق انگیزه های فرزندآوری خود با مشکل مواجه باشند. این مقاله به بررسی ترجیحات و رفتار باروری و الگوهای تحقق تمایلات فرزندآوری در بین زنان شاغل پرداخته است. این مطالعه مقطعی بر روی 392 زن دارای همسر شاغل در سازمان تامین اجتماعی ایران در سال 1402 انجام شد. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده اند. یافته ها نشان داد میانگین تعداد فرزند زنده به دنیا آمده 1.54 و میانگین تعداد فرزندان مطلوب 2.37 می باشد. از میان پاسخگویان، حدود 7 درصد از زنان بی فرزندی، 11.5 درصد تک فرزندی، 42 درصد دو فرزند و 39.1 درصد سه فرزند و بالاتر را به عنوان بعد مطلوب فرزندآوری اعلام نمودند. براساس تحلیل های چندمتغیره، متغیرهای سن، نگرش جنسیتی، تعارض کار و خانواده و ساعات صرف شده برای کارهای خانگی به عنوان مهم ترین متغیرهای تأثیرگذار بر تعداد فرزندان مطلوب شناسایی شدند. از جمله  موانع عمده برای افزایش فرزندآوری زنان شاغل عبارتند از:  تعارض کار و خانواده، نگرانی های اقتصادی و تغییر نگرش ها در مورد نقش های جنسیتی. این موضوع نیازمند توجه بیشتر به تدوین سیاست هایی است که به طور همزمان به بهبود شرایط کاری زنان و حمایت از تصمیمات فرزندآوری آن ها کمک کند.
۳۰۲۰.

نگرش نسبت به رحم جایگزین و تعیین کننده های اجتماعی و اقتصادی آن در شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: احساس تعلق طبقاتی تجربه ناباروری رحم جایگزین سرمایه فرهنگی شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
باروری در جوامع مختلف منبع مهمی از کسب موقعیت اجتماعی برای زنان و مردان است؛ باروری، فراتر از یک مسئله زیستی، به‌عنوان یک شاخص اجتماعی و فرهنگی در بسیاری از جوامع عمل می‌کند و توانایی افراد برای داشتن فرزند، اغلب به‌عنوان نمادی از توانمندی و صلاحیت اجتماعی شناخته می‌شود. ناباروری در زوجین باعث می‌شود خانواده یکی از کارکردهای خود را ازدست‌داده و اعضای آن به‌مرور حس رضایتمندی خود را از دست بدهند. این پژوهش باهدف بررسی رابطه بین تعیین‌کننده‌های اجتماعی- اقتصادی و نگرش نسبت به رحم جایگزین بین زنان و مردان متأهل ساکن شهر شیراز انجام شد. برای این منظور تعداد 400 نفر از زنان و مردان متأهل 18 تا 49 ساله‌ی شهر شیراز پیمایش شدند. این افراد با روش نمونه‌گیری احتمالی خوشه‌ای چندمرحله‌ای از مناطق شهری شهر شیراز انتخاب شدند. یافته‌ها نشان داد که بین نگرش نسبت به رحم جایگزین و تجربه ناباروری، قومیت، شغل، احساس تعلق طبقاتی، مدت ازدواج، تعداد فرزند، تحصیلات، درآمد و سرمایه فرهنگی رابطه معنی‌دار وجود دارد و سرمایه فرهنگی قوی‌ترین پیش‌بینی کننده‌ی نگرش به رحم جایگزین در بین متغیرهای مستقل پژوهش است. درمجموع می‌توان گفت که ضرورت دارد آگاهی بخشی در خصوص رحم جایگزین و ایجاد بسترهای قانونی و اجتماعی مناسب جهت استفاده ازاین‌روش در برنامه‌‌ها و سیاست‌های جمعیتی و بهداشتی لحاظ شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان