مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۰۱ تا ۲٬۷۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
35 - 50
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در بسیاری از اقلیم های گرم، مرطوب و حتی معتدل، سازوکار کنترل تابش خورشیدی به معضلی پیچیده تبدیل شده است؛ زیرا سامانه های سایه انداز موجود اغلب صرفاً بر کاهش مصرف انرژی تمرکز دارند و دیگر ابعاد مانند آسایش بصری، انسجام معماری و رفتار کاربران نادیده گرفته می شوند. در نتیجه، اجرای راهکارهای سایه اندازی فاقد نگاه چندمعیاره، گاه به خروجی هایی ناکارآمد و عدم مقبولیت در محیط های واقعی منجر می شود.هدف پژوهش: این مقاله با هدف پر کردن خلأ مذکور، به مرور نظام مند ۷۰ مطالعه منتخب می پردازد تا ضمن تبیین طبقه بندی جامع سامانه های سایه انداز برپایه اقلیم، فناوری، نوع بنا و ملاحظات کاربرمحور، چارچوبی یکپارچه برای انتخاب و طراحی بهینه این سامانه ها در شرایط متنوع اقلیمی ارائه دهد.روش پژوهش: رویکرد پژوهش برپایه دستورالعمل های مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی بنا شده است. در مرحله گردآوری، مقالات معتبر بین سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ از پایگاه های علمی گزینش و از نظر نوع سایه انداز، روش شناسی، شاخص های عملکردی و بافت اقلیمی بررسی شدند. سپس برمبنای تحلیل تطبیقی، یک چارچوب چندمعیاره تدوین شد که شبیه سازی های انرژی، بهینه سازی پارامتریک، ارزیابی کاربرمحور و کالیبراسیون میدانی را ادغام می کند.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که راهکارهای موفق سایه اندازی، عموماً آنهایی هستند که میان کاهش بار حرارتی، تأمین روشنایی مطلوب، رضایت کاربران و ملاحظات زیست محیطی تعادل ایجاد می کنند. چارچوب پیشنهادی، با درنظرگرفتن چرخه های بازخوردی طراحی، اجرا و ارزیابی، پاسخی پویا به تغییرات اقلیمی و نیازهای کاربران ارائه می دهد و می تواند در ارتقای معماری پایدار و انسان محور مؤثر واقع شود.
A content analysis of visual and textual elements in Esteghlal fan pages on Instagram
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۹, Issue ۱, Winter ۲۰۲۵
61 - 73
حوزههای تخصصی:
This study investigates the representation of fan identity associated with Esteghlal Tehran Football Club on Instagram. Employing Braun and Clarke's six-phase thematic analysis framework, the research is grounded in Henri Tajfel's Social Identity Theory. The sample comprises two highly viewed posts from prominent Esteghlal fan pages during the early days of the new year, each containing an image and accompanying caption. Findings reveal that, despite critical and occasionally harsh language directed at the coaching staff, players, and club management, fans' efforts are not aimed at severing ties with team identity but rather at reconstructing it amidst crisis. Themes such as "feelings of despair over continued failures," "desire for introspection within the in-group," "blaming sub-elements to preserve group self-esteem," and "maintaining in-group solidarity through protest language" underscore the complex dynamics of fandom when facing identity threats. Overall, the study highlights Instagram as a potent platform for the emergence of new and visual forms of collective football fan identity in Iran.
مطالعه قالی معاصر تبریز با معرفی و بررسی آثار طراحان قالی (مطالعه موردی: استاد هدایت الله حمید زاده سالاری )
منبع:
فردوس هنر سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۰
78-101
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله
قالی معاصر یکی از برجسته ترین قالی های ایرانی شناخته می شود که ازنظر زیبایی شناسی با استفاده از طرح و رنگ معرفی می گردد و همواره با مؤلفه تنوع و تحول شناخته شده است.این قالی از گذشته تا به امروز به دلیل تنوع در طرح و به کارگیری نقش مایه های مختلف تجریدی و طبیعت گرا شناخته شده است. امروزه علاوه بر ویژگی های سنتی، مؤلفه معاصر بودن نیز به قالی تبریز افزوده شده است. درواقع، قالی معاصر تبریز در دو دیدگاه سنتی و معاصر شکل گرفته و برای حفظ و احیای آن نیاز به به روزرسانی و نوآوری دارد. بنابراین، لازم است که بازخوانی جدیدی از قالی تبریز صورت گیرد تا همگرایی میان عناصر سنتی و معاصر به خوبی نمایان شود
هدف پژوهش:
از پژوهش حاضر مطالعه و تحلیل نقش طراحان بنام تبریزی در ساختار قالی معاصر تبریز است که با معرفی و شناخت مؤلفه های آثار این اساتید میسر است. از میان اساتید بنام قالی تبریز، سبک آثار استاد سالاری به دلیل برخورداری از تنوع طرح و نقش انتخاب و معرفی گردیده است.
سؤال پژوهش:
این مقاله در پی پاسخ به این سؤال است که مؤلفه اصلی ساختار طرح و نقش قالی معاصر تبریز برمبنای آثار استاد سالاری کدام موارد هستند؟
روش پژوهش:
این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی به مطالعه و معرفی و بررسی قال معاصر تبریز و آثار طراحان قالی پرداخته است و در این راستا با روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری اطلاعات و اسناد تصویری صورت پذیرفته است.
نتیجه گیری:
بررسی های انجام یافته نشان می دهد در سیر تحول قالی معاصر تبریز طراحان به عنوان عاملان اصلی ایفای نقش می نمایند. لذا مؤلفه های هنری قالی معاصر تبریز تحت تأثیر نقش هنرمندان بزرگ طراح با شکل گیری سبک فردی مشخص می گردد. در میان اساتید طراح تبریزی، استاد سالاری به عنوان نسل معاصر طراحان تبریزی با ایجاد سبک فردی در طراحی قالی معاصر تبریز شناخته شده است. همگرایی میان طرح و رنگ به عنوان مؤلفه بارز قالی معاصر تبریز در سبک طرح سالاری با کاربرد انواع طرح در رنگ بندی های متنوع مشهود است. در آثار استاد مؤلفه های ساختاری و محتوایی قالی تبریز که بازنمود پایبندی به سنت ها به همراه تحول بر اساس مؤلفه های معاصر بوده، مشهود است. به نحوی که با کاربرد نقش مایه های تجریدی به همراه تنوعی از نقش مایه های طبیعت گرا در رنگ بندی های مختلف نمایان است.
«میثاق غلیظ» و «صدق صادقین» در آیات 7-8 سوره احزاب: تفسیر تطبیقی طباطبایی و فضل الله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعبیر «میثاق غلیظ» و «صدق صادقین» در تعدادی از آیات قرآن تکرار شده است؛ بااین حال تاکنون دیدگاه روشنی درباره مفهوم، مصداق و رابطه معنایی این دو موضوع ارائه نشده است. مباحثه غیرمستقیم فضل الله با طباطبایی درباره آیات 7 و 8 سوره احزاب بستری مناسب برای واکاوی این مشکل تفسیری است. گفتگو از آنجا آغاز می شود که طباطبایی با ارائه تحلیلی ادبی و عقلی از آیه «لِیَسْئَلَ الصَّادِقینَ عَنْ صِدْقِهِمْ» کوشیده است این آیه را از حیث مصداق عام، و از جهت مفهوم، هماهنگ با آیه قبل، دالّ بر میثاق ذر نشان دهد. اما فضل الله که بر اختصاص «الصَّادِقینَ» به پیامبران و تخصیص «صِدْقِهِمْ» به میثاق نبوت تأکید داشته، نظریه یادشده را برنتابیده و در نقد آن به بعض آیات قرآن تمسک نموده است. این جستار، با طرح این گفتگو و تحلیل و توصیف نقاط قوت و ضعف آرای این دو مفسر، تلاش دارد علاوه بر تبیین مفهوم قرآنی «میثاقاً غَلیظاً» و «لِیَسْئَلَ الصَّادِقینَ»، بر پایه قرائن لفظی و قواعد قرآنی و بهره گیری از آرای تفسیری سایر صاحب نظران، به این نتیجه توجه دهد که دلالت این آیات بر میثاق ذر و تخصیص «صِدْقِهِمْ» به میثاق پیامبران ناتمام است.
تحلیل زیبایی شناسانۀ عکس های نصرالله کسرائیان بر اساس دو مؤلفۀ نور و رنگ در آراء ابن هیثم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶)
159 - 171
حوزههای تخصصی:
ابن هیثم فیلسوف، دانشمند و نظریه پرداز ایرانی و مسلمان که در قرن چهارم و پنجم هجری می زیسته است، در کتاب المناظر در مورد فیزیک نور و زیبایی شناسی مطالب مفصلی را بیان کرده است، به باور وی وجود 22 عامل باعث می شود که چشم انسان، از آنچه می بیند، درک زیبایی داشته باشد. با عنایت به این موضوع که مبحث زیبایی شناسی را در همه شاخه های هنر های تجسمی از جمله عکاسی می توان به کار برد، این پژوهش برآن است تا ارتباطی بین نظریه زیبایی شناسی ابن هیثم و عکاسی پیدا کند. برای بررسی این هدف، تعدادی از شاخص ترین عکس های منتشر شده در کتاب های عکس نصرالله کسرائیان، که یکی از وجوه بارز عکس های او بی تردید زیبایی آنهاست، در نظر گرفته شده است.. نصرالله کسرائیان بیش از 50 سال از عمر خود را صرف عکاسی قوم نگارانه، طبیعت و بوم شناسانه ایران کرده است و یکی از شناخته شده ترین چهره های عرصه عکاسی ایران به شمار می آید. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عکس های نصرالله کسرائیان چگونه بر اساس نظریه ابن هیثم، در چشم مخاطب ادراک زیبایی ایجاد می کنند. یافته های این پژوهش، که از نوع کیفی و به روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است، بیانگر آن است که عوامل بیست ودوگانه زیبایی شناسی که ابن هیثم بر می شمارد را می توان با ویژگی ها، ساختارها، قوانین و اصول عکاسی که شاخه ای از هنرهای تجسمی است انطباق کامل داد و در تحلیل عکس ها از آنها استفاده کرد. همچنین با استفاده از دو مؤلفه نور و رنگ از عوامل جزئیه بیست ودوگانه نظریه زیبایی شناسی ابن هیثم، عکس های نصرالله کسرائیان را مورد تحلیل قرار داده است
تحلیل مراتب هنرمند مسلمان در رویارویی با رمز و بازنمایی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمز یکی از مفاهیمی است که هنرمند مسلمان در خلق آثار خویش ناگزیر از آن بهره می گیرد. بی شک هنرمند مسلمان بنا به مرتبه خویش و جایگاهی که در نظام هستی داشته است قادر به کشف و یا انکشاف رموز عالم به عنوان حقیقتی متجلی در نظام عالم تکوین و در مرتبه بعد تجلی بخشیدن به آن معنا در نظام عالم تشریع بوده است. گشایش رمز و درک معنا از نظام هستی و در مرتبه ای دیگر تجلی بخشیدن به آن معنا در قالب صورت رمزی کار هنرمند مسلمان خواهد بود. اما سؤال اصلی آن است که مراتب هنرمندان مسلمان در رویارویی با رمز و بازنمایی آن در هنر چگونه است؟ هدف از انجام پژوهش تعیین نسبتی است که هنرمند مسلمان با مراتب مختلف رمز برقرار میکند. فرایند خلق هنر اسلامی در گرو رمزگشایی و رمزپردازی در عالم هستی بوده است که هنرمند مسلمان با غور در معنا باید به حقیقت این رموز واقف گردد و آنها را در فرایند خلق هنر، به مرتبه تجلی رساند. روش انجام پژوهش از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای بوده است که با ابزار شناسه برداری از منابع سنتی و منابع مکمل انجام شده است. روش تجزیه وتحلیل اطلاعات کیفی بوده است. مطالعه و غور در میان هنرمندان مسلمان بیانگر آن است که همه هنرمندان در یک مرتبه و جایگاه قرار نداشته اند و در نسبت های متفاوتی که با آثار هنری برقرار می کنند، جایگاه آنها متفاوت خواهد بود. بررسی های این تحقیق بیانگر آن است که می توان جایگاه هنرمندان را در سه مرتبه حامل رمز، کاشف رمز و خالق رمز دانست که هنرمندان در هر مرتبه نسبت متفاوتی را باحقیقت رمز برقرار می کنند.
معناشناسی گارگویل های عصر گوتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷)
103 - 113
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناخت نقش گارگویل ها در تلفیق مفاهیم دینی و مبانی ساختاری معماری گوتیک و تأثیر آنها بر هنر و فرهنگ آن عصر است. گارگویل ها به عنوان مجسمه های سنگی در نمای کلیساهای گوتیک، از مصداق های بارز هنر این عصر محسوب می شوند. این موجودات هرچند در آغاز بیشتر جنبه کاربردی داشتند اما به تدریج جنبه های زیبایی شناختی و نمادین آنها پررنگ تر شد. حال مسئله این است که گارگویل ها چگونه توانستند بین مفاهیم مذهبی و معنوی عصر گوتیک با زندگی مادی و واقعی انسان آن دوره پیوند ایجاد کنند و اینکه گارگویل ها به عنوان عنصری نمادین، چگونه واسطه میان جهان مذهبی کلیسا و جنبه های سکولار زندگی مردم در عصر گوتیک شدند؟ ازهمین رو پژوهش به روش تاریخی توصیفی، ضمن بررسی کارکردهای چندگانه گارگویل ها در کلیساهای گوتیک اروپا، به تحلیل زیبایی شناسی و نمادین آنها می پردازد. یافته ها نشان می دهد که گارگویل ها، علاوه بر کارکرد محافظتی به ویژه به عنوان دفع کننده شیاطین، با الهام از اساطیر پیشامسیحی، زندگی روزمره و روایت های تاریخی، به تدریج از کارکردهای صرف مذهبی فاصله گرفتند و به نمادی از آزادی هنری و پیوند مذهب با فرهنگ سکولار تبدیل شدند. این روند، بستری برای ظهور اندیشه های رنسانس فراهم کرد و نشان داد که گارگویل ها نه تنها بازتابی از هویت مذهبی جامعه بودند، بلکه عاملی برای تعامل هنر دینی با عناصر دنیوی محسوب می شدند.
موارد مصرف خمس در آیه 41 سوره انفال: تفسیر تطبیقی طباطبایی و صادقی تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آیه ۴1 سوره انفال، موارد مصرف خمس آمده است که سه سهم ازآنِ خدا، رسول و ذی القربی و سه سهم نیز ازآن فقیران، یتیمان و درراه ماندگان بیان شده است. بررسی تفاسیر متأخر شیعه در بیان منظور از فقیران، یتیمان و درراه ماندگان حکایت از اختلاف نظر بین مفسران دارد، به گونه ای که برخی اختصاص نیمی از خمس به نیازمندان بنی هاشم را برداشتی نادرست از آیه تلقی نموده که افزون بر ایجاد ذهنیت تبعیض نسبت به سایر نیازمندان، با سایر آیات قرآن و برخی از روایات در تضاد است. با توجه به اینکه این اختلاف نظر تفسیری می تواند تأثیر بسزایی در احکام مرتبط با خمس بگذارد، این پژوهش برآن است تا با تطبیق نظرات دو مفسر متأخر، طباطبایی و صادقی تهرانی، استدلال آنان را ارزیابی کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که استدلال های طباطبایی در استناد به آیه ۵ احزاب در اثبات نسب سادات، و روایات «اوساخ» در اثبات اختصاص خمس به سادات برای حفظ کرامت ایشان فاقد استواری لازم بوده و استدلال های صادقی تهرانی در اثبات عدم اختصاص فقیران، یتیمان و در راه ماندگان به سادات از استحکام بیشتری برخوردار است.
تدوین مدل ساختاری پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس ویژگی های شخصیتی، صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجیگری بهزیستی اجتماعی در رشد و تعالی زنان مطلقه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ، تدوین مدل ساختاری پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی زنان مطلقه بر اساس ویژگی های شخصیتی، صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با نقش میانجی بهزیستی اجتماعی بود. این پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل زنان مطلقه شهر تهران در سال های 1402-1403 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و مراجعه به مراکز ازدواج و طلاق، 418 نفر انتخاب شدند که از این تعداد، 409 پرسشنامه قابل تحلیل بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد انعطاف پذیری شناختی، بهزیستی اجتماعی، ویژگی های شخصیتی، سازگاری اجتماعی و صمیمیت خانواده بودند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی، رگرسیون چندمتغیره و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 24 و Smart PLS نسخه 3 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری روانشناختی با ویژگی های شخصیتی، صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد)۰٫۰۱ (P>نتایج رگرسیون نیز نشان داد که انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس متغیرهای فوق قابل پیش بینی است. همچنین، مدل برازش یافته تأیید کرد که بهزیستی اجتماعی در این رابطه نقش میانجی ایفا می کند. این یافته ها می تواند در طراحی برنامه های آموزشی و مشاوره ای برای زنان مطلقه مورد استفاده قرار گیرد.
استبداد سیاسی و فساد مالی: تحرّکات اقتصادی رشیدیان ها طی دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی رابطه میان نوع حکومت سیاسی با کُنش های اقتصادی در یک کشور، سعی کرده است با تمرکز بر انواع تکاپوهای مالی یکی از خانواده های متنفّذِ دوره حکومت پهلوی، اثرات ماهیّت ساختار سیاسی اقتدارگرا بر اقتصاد یک کشور، بویژه طبقات حاکمه جامعه را واکاوی نماید، چنان که در چارچوب روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع درجه یک و اسناد معتبر تاریخی درصدد پاسخ به این سوال می باشد که تکاپوهای رشیدیان ها در حوزه اقتصاد ایران بمنظور کسب منافع مالی طی دوره پهلوی دوم بر چه مکانیسم هایی استوار بود؟ نتایج پژوهش حکایت از این دارد که اعضای خانواده مزبور بخاطر حضور در حلقه وفاداران به حاکمیّت و در نتیجه وصل بودن به هسته اصلی قدرت، توانستند از امتیازاتی که عمدتاً رژیم های متمرکز خودکامه در اختیار خودی های و حامیانشان قرار می دهند، بهره کافی را ببرند، چنانکه از طریق اقتصاد زیرزمینی و در پیش گرفتن اقدامات غیرقانونی در قالب عمدتاً رانتخواری، دلّالی و کلاهبرداری، سرمایه اقتصادی چشمگیری طی سه دهه بدست آوردند، تا آنجا که نه تنها از طبقه متوسّط کاملاً فاصله گرفته، بلکه حتّی در پایان حکومت پهلوی بعنوان یکی از خانواده های بسیار ثروتمند و الیگارش ایرانی محسوب می شدند.
صنعت بافندگی و تجارت پارچه در قلمرو سامانیان بر اساس منابع مکتوب تاریخی و جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پارچه بافی در قلمرو سامانیان، پیوند تنگاتنگی با دامداری، کشاورزی و باغداری داشت و متأثر از بسترهای طبیعی خراسان، ماوراءالنهر و خوارزم بود. تولید پشم، پنبه، کتان و ابریشم، صنعت پارچه بافی را تغذیه می کرد. ساختار شغلی این صنعت، نخ ریسی، بزازی و رنگرزی را در بر می گرفت. نیشابور، مرو، بخارا ، سمرقند و کاث مراکز تولید بودند. تنوع تولیدات شامل بافته های ابریشمی، پنبه ای و پشمی مانند پلاس و نمد بود. پارچه بافی از موقعیت تجاری نیشابور، مرو، بخارا و کاث بهره می برد. منسوجات از طریق شاهراه خراسان و جاده ابریشم، به سرزمین های دیگر صادر می شد. مسئله این پژوهش، ارتباط نساجی با ساختار اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی قلمرو سامانیان است. هدف پژوهش، بررسی نقش عوامل طبیعی، شبکه مشاغل، مراکز تولید و مسیرهای تجاری در بافندگی است. روش پژوهش کتابخانه ای متکی بر منابع تاریخی و جغرافیایی با رویکرد توصیفی– تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که وفور منابع آب، رونق کشاورزی و دامداری و موقعیت جغرافیایی، بستر مناسبی برای تولید مواد اولیه فراهم آورده بود. نیشابور، مرو، بخارا، سمرقند و کاث مراکز تولید پارچه بودند و منسوجات از طریق راه های بازرگانی به سرزمین های دیگر صادر می شد.
رویکرد انسان شناختی ویلهلم اشمیت به دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، به روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی رویکرد دین شناختی ویلهلم اشمیت، زبان شناس، انسان شناس، قوم شناس، دین شناس تطبیقی و کشیش کاتولیک آلمانی، سده های نوزدهم و بیستم، و بنیانگذار مکتب «اشاعه گرایی» در مقابل «تطورگرایی» در آلمان می پردازد. اشمیت، نظریه «فرهنگ اصیل اولیه»، «دوایر فرهنگی» و بالاخره نظریه «توحید نخستین» را ارائه کرد. او در نظریات خود متأثر از آندریو لانگ بوده و «یگانه پرستی» را نخستین صورتِ دین ابتدایی در میان اقوام ابتدایی به شمار آورد، که در طی زمان، به دیگر صورت های ابتدایی دین «انحطاط» پیدا کرده است. وی با بهره گیری از شواهدِ قوم نگاری استخراج شده از برخی اقوام ابتدایی، نظریه تطور در مورد منشأ و پیدایش دین را زیر سوال برده و اظهار داشت که در باورهای این مردم، انگاره هایی از یک «موجود متعال»، «زندگی پس از مرگ»، «آفرینش» و همچنین مجموعه ای از باید و نبایدهای اخلاقی وجود دارد که در موارد زیادی در فرهنگ های پیشرفته بعدی نیز مشاهده می گردد. وی وحیانی بودن مفهوم موجود متعال را نیز باور دارد و در آثار خود علل افول نگرش توحیدی در اقوام ابتدایی و روی آوردن جوامع نخستین به شرک و چندخدایی را بررسی و ارائه می کند. نظریه او از سوی برخی از اندیشمندان، به این دلیل که متأثر از تفکر کلیسایی وی بوده است، مورد نقد قرار گرفت.
تبیین و تحلیل نقش و جایگاه مرد یا مردم پارسی در ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار ایدئولوژیک شاهنشاهی هخامنشی در کتیبه های رسمی به جا مانده از آن ها به روشنی نمایان است. یکی از مفاهیمی که در این کتیبه ها به آن اشاره شده، مفهوم مرد و مردم پارسی است؛ مفهومی ایدئولوژیک که به برتری و چیرگی پارسیان اشاره می کند. این مفهوم در قالب مدارک غیرنوشتاری، باستان شناختی و مکملی مانند سکه ها، تندیس ها، مهرها، نقوش برجسته و غیره به خوبی تبلیغ و ترویج می شد. بنابراین، هر دو دسته منابع تبلیغی هستند و قصد پراکنش و انتشار ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی را در قالب مفهومی به نام مرد پارسی دارند. مرد و مردم پارسی جایگاه ویژه ای در شاهنشاهی هخامنشی داشتند. این جایگاه تصادفی نبود و در موقعیت های گوناگون بر اهمیت و نقش بسزای پارسیان در پیشبرد اهداف شاهنشاهی تأکید شده است. این پژوهش توصیفی-تحلیلی و تفسیری که از نظر ماهیت، تاریخی است با بررسی منابع نوشتاری و غیرنوشتاری، جایگاه ویژه پارسیان را بررسی و مورد پژوهش قرار داده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که جایگاه پارسیان با وجود شایستگی هایی که داشتند، سلسله مراتبی بود و پادشاه در رأس هرم قرار داشت و آن ها فقط در کتیبه های ایدئولوژیک شاهی با هم برابر بودند. در واقعیت، میان خود پارسیان نیز سلسله مراتب حکفرما بود و میان کاره با مفهوم مرد و مردم پارسی نیز پیوند ناگسستنی وجود داشته است.
پیامدهای فقر از منظر جامعه شناختی با تأکید بر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
331-364
حوزههای تخصصی:
فقر، بیشترحول موضوعات اجتماعی-اقتصادی می چرخد و در مطالعات دانشگاهی از اهمیت بالایی برخوردار است. فقر قدمتی دیرینه دارد و اندیشمندان از ابعاد مختلف به آن پرداخته اند. مهمترین آن ها جنبه ی اجتماعی است و آثار و پیامدهای آن شامل افراد و گروه ها می شود و از لحاظ اقتصادی بر وضعیت مالی افراد تاثیر می گذارد. بنابراین فقر همچنان به عنوان یک مشکل اجتماعی- اقتصادی دشواری که جوامع را تحت تأثیر قرار می دهد باقی می ماند. اهمیت توجه به موضوع فقر و بررسی آثار و پیامدهای ناشی از آن، ضرورت تحقیق حاضر را روشن می سازد. روش پژوهش حاضر، تحلیل محتوای متنی است و هدف از آن، بررسی جامعه شناختی فقر و آسیب-های فردی و اجتماعی ناشی از آن بر مبنای سیره و اندیشه ی امیرمومنان علی با تکیه بر نهج- البلاغه است.
امکان سنجی خوانش های مختلف از دموکراسی با تأکید بر مردم سالاری دینی و تبیین مدل های سه گانه آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دموکراسی سبکی از حکمرانی است که به تضمین حاکمیت مردم و حق تعیین سرنوشت می انجامد، دموکراسی از یونان باستان تا امروز تاریخ تطور چند هزار ساله دارد؛ به همین اعتبار یک مفهوم تاریخی است؛ در دوران معاصر و دهه های اخیر، این پرسش شکل گرفت که آیا خوانش های مختلف دموکراسی و خصوصاً دموکراسی دینی امکانپذیر است، گروهی از پژوهشگران به تکثر مدل های دموکراسی باور دارند و بعضی دیگر با نگاه ذات انگارانه معتقدند سکولاریسم و فراتر از آن لیبرالیسم جزء ذات و جوهر دموکراسی مدرن است، اما این دیدگاه تحمیل یک رویکرد ایدئولوژیک به دموکراسی است. باور ما در این نوشتار این است که اولاً دموکراسی به مثابه امر سکولار یا محصور در خوانش لیبرال نیست، دموکراسی با وجود شروطی از قبیل انتخاب عمومی، تحدید و تناوب قدرت و آزادی می تواند در قالب نظام ها و فلسفه های سیاسی مختلفی تحقق یابد و ثانیا نظام ارزشی دین و به طور خاص اسلام ظرفیت تحقق خوانشی از دموکراسی و مدل های چندگانه ای از آن را دارد. در نهایت سه مدل از مردم سالاری دینی را به طور گذرا تبیین نمودیم. در این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و مدل سازی کیفی ساده در تبیین مردم سالاری دینی استفاده شده است.
تاثیر به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان بر مناقشات آبی و مرزی با جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان بر مناقشات آبی و مرزی با جمهوری اسلامی ایران از منظر نظریه امنیتی سازی می پردازد. با توجه به جایگاه حساس آب های مرزی به ویژه رودخانه هیرمند و اهمیت امنیت ملی برای هر دو کشور، این تحقیق سعی دارد تا نشان دهد چگونه طالبان با تسلط بر افغانستان، سیاست های مربوط به منابع آب را به موضوعی امنیتی برای ایران تبدیل کرده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل چگونگی امنیتی سازی مسائل آبی و مرزی توسط جمهوری اسلامی ایران در مقابل تحولات افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، تلاش می کند تا به درک بهتری از فرآیند امنیتی سازی این مناقشات دست یابد. یافته ها نشان می دهد که گفتمان های امنیتی سازی در ایران، طالبان را به عنوان تهدیدی برای منابع آبی و مرزی تلقی کرده و این مناقشات از سطح فنی و سیاسی به سطح امنیتی ارتقا یافته اند. نتایج همچنین حاکی از آن است که این فرآیند امنیتی سازی می تواند زمینه ساز تصمیمات فوری و استثنایی در سیاست خارجی و منطقه ای ایران باشد، که ممکن است تأثیرات بلندمدتی بر روابط ایران و افغانستان داشته باشد
اثر تعاملی یک دوره تمرین هوازی اینتروال و آلفالیپوئیک اسید بر سطوح آیریزین، ویسفاتین و مقاومت به انسولین در موشهای دیابتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مداخله ورزشی و دارویی مخصوصاً داروهای گیاهی، از جمله بهترین رویکردهای بهبود وضعیت در افراد دیابتی محسوب می شود. ازطرفی، آلفالیپوئیک اسید یک آنتی اکسیدان بیولوژیکی قوی است. بااین حال، اثر همزمان تمرین ورزشی و آلفالیپوئیک اسید بر دیابت بخوبی مشخص نیست. هدف از مطالعه ی حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی اینتروال با شدت متوسط و مصرف آلفالیپوئیک اسید بر مقادیر آیریزین، ویسفاتین و مقاومت به انسولین در موشهای دیابتی نوع دو بود. مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، 42 سر موش نر بطور تصادفی به 6 گروه (سالم، دیابتی، سالین، تمرین، مکمل، مکمل+ تمرین) قرار گرفتند. دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین القا شد. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته و هرجلسه شامل 10 وهله یک دقیقه ای دویدن روی ترمیل با شدت 70 درصد اکسیژن مصرفی با دو دقیقه استراحت بین ستها را اجرا کردند. آلفالیپوئیک اسید به مقدار mg/kg20 در روز بصورت گاواژ به موشها داده شد. از روش آماری تحیلیل واریانس یکطرفه و سطح معناداری 05/0 ≥α استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آیریزین افزایش معناداری در گروه های مکمل، تمرین و تمرین + مکمل نسبت به گروه دیابتی داشت (001/0P=). میزان ویسفاتین (021/0P=)، میزان گلوگز (011/0P=) و مقاومت به انسولین (008/0P=) در گروه-های تمرین و مکمل+تمرین کاهش معنی داری نسبت به گروه دیابت داشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد که تمرین هوازی اینتروال با شدت متوسط به همراه با مصرف آلفالیپوئیک اسید می تواند با افزایش آیریزین و کاهش ویسفاتین، گلوگز و مقاومت انسولین تاثیر مثبت بر کنترل دیابت نوع دو بگذارد.
تاثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر میزان پروتئین های داینامیک میتوکندریایی (MFN2 و FIS1) در عضله نعلی رت های نر نژاد ویستار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
فیزیولوژی حرکت و تندرستی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
135 - 144
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﯿﺘﻮﮐﻨﺪری ﺑﻪ ﺷﺪت ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻣﻮرﻓﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ و ﺳﺎﺧﺘﺎری آنﻫﺎ واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان پویایی یا داﯾﻨﺎﻣﯿﮏ ﻣﯿﺘﻮﮐﻨﺪری ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷود. پویایی و داینامیک میتوکندری می تواند از طریق پروتئین های MFN2 و FIS1 تنظیم شود؛ بنابراین، هدف از انجام تحقیق حاضر، تاثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر میزان پروتئین های داینامیک میتوکندریایی (MFN2 و FIS1) در عضله نعلی رت های نر نژاد ویستار می باشد. مواد و روش ها: در این پژوهش تجربی، تعداد 12 سر رت از نژاد ویستار با میانگین وزنی 30±280، به صورت تصادفی به دو گروه: 1. گروه کنترل، 2. HIIT (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. رت های گروه HIIT به مدت 8 هفته، هر هفته 5 جلسه و هر جلسه شامل 10 تناوب با شدت بالا به مدت 3 دقیقه که تناوب های استراحتی 2 دقیقه ای تمرین کردند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین بافت عضله اسکلتی نعلی از بدن حیوان شد. محتوای متغیرها از طریق روش آزمایشگاهی وسترن بلات اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها داده ها از طریق آزمون t-مستقل در نرم افزار های SPSS نسخه 27 و گراف پد پریسم نسخه 2/2/10 انجام شد. سطح معنا داری کمتر از 05/0≥p بود. یافته ها: محتوای درون سلولی پروتئین MFN2 تغییر معنی داری را در گروه HIIT نسبت به گروه کنترل نشان نداد (66/0P=). در مقابل محتوای درون سلولی پروتئین FIS1 کاهش معنی داری را نشان داد (004/0P=). نتیجه گیری: به نظر می رید تمرین HIIT نمی تواند تعادل بین ﻫﻤﺠﻮﺷﯽ یا فیوژن و ﺷﮑﺎﻓﺖ یا فیژن میتوکندری را تعدیل کند و در نتیجه به بهبود کیفیت و عملکرد میتوکندری کمک کند.
تأثیر دو نوع آبرسانی مجدد در دوره بازیافت بر عوامل آمادگی جسمانی و عملکردی تکواندوکاران نوجوان و جوان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بازیافت به عنوان یک استراتژی مؤثر برای کاهش خستگی و حفظ عملکرد ورزشی در حین و پس از فعالیت های شدید شناخته شده است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر انواع آبرسانی مجدد در دوره بازیافت بر عوامل آمادگی جسمانی و عملکردی تکواندوکاران نوجوان و جوان است. جامعه آماری این پژوهش شامل 12 نفر تکواندوکار نوجوان و جوان شهر بجنورد با حداقل پنج سال سابقه تمرین در رشته تکواندو است. آزمودنی ها به مدت چهار جلسه با فاصله زمانی یک هفته پروتکل پژوهش را اجرا کردند. تکواندوکارها فرآیند تمرینات را به همراه مصرف دو نوع نوشیدنی در جلسات مختلف تمرین، با وقفه 20 دقیقه ای برای جذب نوشیدنی ها طبق برنامه تمرینی از قبل طراحی شده انجام داده و سپس آزمون های آمادگی جسمانی و عملکردی را به انجام رساندند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. ماحصل نتایج مطالعه حاضر شامل تفاوت معنادار بین گروهی در فاکتور های چابکی، سرعت عکس العمل و توان عضلانی پا با مصرف نوشیدنی های نوع 1 و 2 بوده است (p < 0.05). ضمناً تنها در متغیر چابکی هوازی - بی هوازی ویژه تکواندو تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده نشد .(p > 0.05)به بیان دیگر استفاده از محلول ها با ترکیب غالب کربوهیدرات (نوشیدنی نوع 1) و ترکیب غالب الکترولیت ها (نوشیدنی نوع 2)، بهبود فاکتورهای آمادگی جسمانی و عملکردی تکواندوکاران را در پی دارد. بر این اساس تمرکز بر تقویت آبرسانی مجدد در دوره بازیافت بر فاکتورهای اشاره شده تأثیرگذار است و موجب ارتقاء آن ها خواهد شد.
اثر نرخ ارز و رانت منابع طبیعی بر حاشیه فشرده صادرات با تاکید بر مزیت نسبی در منتخبی از کشورهای اوپک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و تجارت نوین سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
41-66
حوزههای تخصصی:
اتکای بیش ازحد کشورهای دارای منابع نفتی به صادرات محدود کالاهای خام، زمینه ساز آسیب پذیری اقتصادی و تهدیدی برای ثبات و رشد پایدار آن هاست. ازاین رو مطالعه حاضر اثرات نرخ ارز، رانت منابع طبیعی و مزیت نسبی را بر تنوع صادرات، با به کارگیری شاخص حاشیه فشرده صادرات بررسی کرده است. حاشیه فشرده صادرات به گسترش صادرات از طریق افزایش ارزش فروش محصولات موجود در بازارهای هدف اشاره دارد. برای این منظور از داده های 6 کشور عضو اوپک از جمله ایران، طی دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴ استفاده شد و مدل مطالعه با روش پانل پویا (DPD) و گشتاورهای تعمیم یافته(GMM) مورد برآورد قرار گرفت. نوسانات نرخ ارز با استفاده از فیلتر هودریک-پرسکات محاسبه شد و شاخص خلق مزیت نسبی نیز بر اساس میانگین موزون مزیت نسبی صنایع نه گانه صادراتی به دست آمد. نتایج نشان می دهد که تخصیص منابع به بخش های صنعتی، کاهش وابستگی به صادرات مواداولیه و افزایش نرخ ارز اثر مثبت و معناداری بر حاشیه فشرده صادرات دارند. این درحالی است که رانت منابع طبیعی و افزایش وابستگی به صادرات کالاهای خام، اثری منفی بر آن دارند. همچنین بی ثباتی نرخ ارز تأثیر قابل توجهی بر تنوع صادراتی نداشته است. یافته ها بر ضرورت تمرکز بر توسعه مزیت های نسبی صنعتی به عنوان راهبردی مؤثر در تنوع بخشی صادراتی کشورهای نفتی تأکید دارد.









