مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۶۱ تا ۲٬۶۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
سنجش از دور و GIS ایران سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
75 - 100
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: در سالیان اخیر، مدل سازی و شناسایی الگوی توزیع مکانی پدیده جزیره حرارتی شهری با هدف برنامه ریزی برای مواجهه با اثرات این پدیده و پیش بینی تأمین زیرساخت های مورد نیاز در تأمین آسایش حرارتی بهتر شهروندان افزایش یافته است. مدل اوکه از جمله مدل های مطرح در این زمینه است که بیشینه شدت جزیره حرارتی (UHImax ) را بر اساس شاخص نسبت منظر کانیون های شهری شبیه سازی می کند. وابستگی مدل اوکه به شرایط اقلیمی و فیزیکی شهرها ایجاب می کند؛ این مدل قبل از استفاده در هر منطقه شهری، مورد ارزیابی قرار گرفته تا در صورت نیاز، اصلاح شود. با توجه به تأثیراتی که عامل مقاومت آیرودینامیک کانیون های شهری(طول زبری) در UHImax دارد، لحاظ کردن شاخص این عامل در فرآیند محلی سازی مدل، می تواند دقت نتایج حاصل را تحت تأثیر قرار دهد. در این پژوهش سعی شده است، ضمن محلی سازی مدل اوکه در ناحیه ای از منطقه 22 شهر تهران؛ تأثیر طول زبری نیز در این فرآیند بررسی شود. تهیه داده های دمایی کانیون های شهری از جمله چالش های مهم در فرآیند مدل سازی محسوب می شود. تحقیقات نشان می دهد دمای هوای مناطق مرکزی و حومه شهرها در هنگام شب، به دمای سطح زمین (LST) نزدیک است و LST کانیون ها می تواند به عنوان یک تقریب مناسب از دمای هوا مورد استفاده قرار گیرد. لذا در این تحقیق سعی شد؛ با بهره گیری از داده های سنجنده های حرارتی ماهواره ای و استفاده از یک الگوریتم مناسب بازیابی LST ، مشکل تهیه داده های دمایی حل گردد. محاسبه شاخص های هندسی و مقاومت آیرودینامیکی کانیون ها در فرآیند مدل سازی، به علت نیاز به انجام پردازش های گوناگون مکانی، پیچیده و زمان بر است و از این رو، چالشی دیگر در این زمینه محسوب می شود. سیستم های اطلاعات مکانی (GIS) با دارا بودن قابلیت ذخیره سازی روابط توپولوژیک عوارض جغرافیایی و تجزیه و تحلیل آن ها می تواند محاسبه این شاخص ها را تسهیل نماید. لذا در انجام این پژوهش، از سیستم های اطلاعات مکانی استفاده شده است. مواد و روش ها: در این پژوهش به منظور تهیه داده های دمایی مورد نیاز، از داده های سنجنده ASTER و داده های هواشناسی نزدیک ترین ایستگاه هواشناسی به محدوده مطالعاتی در فاصله زمانی سال های 2016 تا 2022 میلادی استفاده شد. این داده ها در محیط نرم افزار MATLAB و با استفاده از الگوریتم پنجره مجزا مورد پردازش قرار گرفت و دمای سطح زمین و بیشینه شدت جزایر حرارتی سطحی در محدوده مطالعاتی محاسبه شد. سپس، محاسبه شاخص های نسبت منظر، طول زبری و UHImax شبیه سازی شده کانیون ها (بر اساس مدل اوکه)؛ از طریق پردازش نقشه های رقومی در برنامه ModelBuilder در محیط نرم افزار ArcGIS صورت پذیرفت. پس از تقسیم بندی محدوده مطالعاتی به محدوده های آموزشی و محدوده چک، محلی سازی مدل UHImax در دو حالت مختلف انجام شد. در حالت اول، ضرایب مدل محلی در محدوده آموزشی با لحاظ کردن شاخص نسبت منظر محاسبه شد. بدین منظور، کانیون ها بر اساس شاخص نسبت منظر به یازده کلاس مختلف طبقه بندی گردید و مقدار UHImax شبیه سازی شده و اندازه گیری شده آن ها در منطقه آموزشی محاسبه شد و از طریق تحلیل رگرسیون این دو دسته داده، مدل محلی اوکه در منطقه مطالعاتی به دست آمد. در حالت دوم، در ابتدا کانیون های محدوده آموزشی بر اساس شاخص طول زبری به دو دسته جداگانه طبقه بندی و سپس، دسته اول کانیون ها بر اساس شاخص نسبت منظر به هشت گروه مجزا و دسته دوم، به سه گروه مختلف طبقه بندی گردید. با محاسبه UHImax شبیه سازی شده و اندازه گیری شده هر یک از گروه ها، و استفاده از تحلیل رگرسیون، مدل محلی سازی شده اوکه برای هر یک از 2 طبقه مذکور تعیین گردید. نتایج و بحث: با اعتبارسنجی مدل های به دست آمده در محدوده چک، مقادیر R^2، ρ،RMSE و MAE حاصل از رگرسیون در حالت اول، به ترتیب: 0/53 ، 0/73، 1/18 ± و 0/98و در حالت دوم، به ترتیب0/80، 0/89، 1/05 ± و 0/87محاسبه شدند. مقایسه این نتایج نشان می دهد لحاظ کردن شاخص مقاومت آیرودینامیک در فرآیند مدل سازی UHImax ضمن افزایش ضرایب همبستگی و ضریب تشخیص رگرسیون؛ سبب افزایش دقت نتایج حاصل از مدل محلی و بهبود مدل شده است.
آماده سازی محیط های شهری از نظر ایجاد تعادل بوم ساختی میان انسان و حیوان: پیشنهاد کدگذاری پهنه های جانور- مکانی برای شهر تهران، مطالعه موردی: شهرک اکباتان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
131 - 152
حوزههای تخصصی:
شهرهای امروزی به سبب ماهیت مدرن سبک زندگی انسان، حضور گونه های جانوری را در ساختار مدیریت و برنامه ریزی نادیده گرفته و منحصراً مناسب انسان ها برنامه ریزی و طراحی شده اند که به موجب این دیدگاه، بحران زیست پذیری شهرها و عدم تعادل اکولوژیک شهرها را به همراه داشته است. حفظ تنوع زیستی، بستر حفظ زیرساخت اکولوژیک که انسان ها از آن استفاده می کنند را تسهیل می نماید که این امر در راستای ظهور دیدگاه ها و فرهنگ های جدید مانند حقوق حیوانات و نگهداری از حیوانات خانگی در بین ساکنین شهرها بوده و به طور فزاینده ای در حال گسترش است. این پژوهش بر آن است تا با نگاهی جامع بر انواع گونه های جانوری و دیدگاه های متفاوت نسبت به حضور حیوانات در شهرها، هم زیستی میان انسان و گونه های جانوری را در ساختار برنامه ریزی گنجانده تا حفظ و احیای تنوع زیستی و تعادل اکولوژیک در شهرها را امکا ن پذیر سازد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر ماهیت، کمی- کیفی است. در بخش مطالعه کیفی و تحلیل اطلاعات مصاحبه های متخصصان این حوزه از روش گرندد تئوری بهره گرفته شده است و جامعه هدف در بخش مطالعه کیفی شامل متخصصان حوزه برنامه ریزی شهری، اکولوژی شهری و دامپزشکی اند که در راستای ورود جانوران در روند برنامه ریزی شهری و حفظ تعادل بوم ساختی در ایران متخصص هستند. جامعه آماری در بخش کمی، شامل 20 نفر از ساکنین و کسبه شهرک اکباتان می باشد که تعداد آن ها با استفاده از منطق اشباع نظری انتخاب شده است. اطلاعات به دست آمده نیز با استفاده از نرم افزار MAXQDA و Esri ArcGIS Pro تحلیل شده اند. طبق نتایج به دست آمده، 5 راهبرد در بعد برنامه ریزی و مدیریت، 3 راهبرد در بعد آموزش و فرهنگ سازی ، 3 راهبرد در بعد ساماندهی و آماده سازی کالبدی و نیز 3 راهبرد در بعد بهبود و ارتقای محیطی معرفی و برای بازطراحی محله اکباتان به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده اند.
روندیابی و پیش نمایی بارش در شهرهای منتخب نیمه شمالی ایران با بهره گیری از مدل های ACCESS و CNRM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
116 - 139
حوزههای تخصصی:
تغییر اقلیم، موجب تغییر در توزیع زمانی و مکانی بارش ها در سراسر جهان شده است. مطالعه ی حاضر، باهدف پیش نگری و روند یابی بارش شهرهای منتخب نیمه شمالی ایران انجام گرفت. در راستای هدف پژوهش، نخست، روند بارش 30 ساله (2023-1994) هریک از شهرها بر اساس آزمون من- کندال و تخمین گر Sen بررسی گردید. در مرحله دوم با بهره گیری از ریز گردان LARS- WG8 که به روزترین نسخه ی این نرم افزار است، بارش منطقه موردمطالعه تحت سناریوهای (SSP2-4.5) و (8.5-SSP5)، دو مدل ACCESS-ESM1-5 و CNRM-CM6-1 برای ۲۰ سال آینده (2060-2041) پیش نگری شد. سپس خروجی های دو مدل با استفاده از شاخص های اعتبار سنجی R2، MAPE ,RMSE جهت انتخاب مناسب ترین مدل، بررسی و مقایسه گردید. نتایج حاصل از آزمون شیب سن و من- کندال، نشان داد که طی 30 سال اخیر (2023-1994)، الگوی بارش در همه ی ایستگاه های منطقه، دستخوش تغییر شده و روند کاهشی معنادار در سطح اطمینان 99 درصد داشته است. این کاهش در شهرهای قزوین، اردبیل، زنجان بیشتر و در رشت و گرگان کمتر بوده است. طبق پیش نگری انجام شده بر اساس سناریوهای دو مدل ACCESS-ESM1-5 و CNRM-CM6-1 طی 20 سال آتی (2060-2040) کل منطقه مورد مطالعه در اغلب ماه های سال با کاهش بارش مواجه خواهند شد. میزان کاهش بارندگی در شمال غرب در برخی ماه های سال بیش از 60% خواهد بود. همچنین برخی شهرها در ماه های فصول گرم سال، افزایش بارش تجربه خواهند کرد. این افزایش در شهرهای کم بارش همچون سمنان، مشهودتر خواهد بود. در نهایت مقایسه مجموع بارش سالانه دوره مشاهداتی و پیش نگری شده، کاهش محسوس بارش را در کل منطقه مورد مطالعه نسبت به دوره پایه تأیید نمود. یافته های پژوهش، حاکی از ناهنجاری ها زمانی و مکانی بارش بوده، آثار تغییر اقلیم بر منطقه را تأیید می نماید و بر ضرورت اتخاذ سیاست های مدیریتی کارآمد جهت بهینه سازی مصرف منابع آب و توسعه روش های سازگاری با تغییرات اقلیمی تأکید دارد.
جایگاه بریکس در سیاست خارجی گفتمان انقلاب اسلامی ایران؛ چالش ها و ضرورت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بریکس نام گروهی از کشورها به رهبری قدرت های اقتصادی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی نوظهور است. یکی از موضوعات مهم در خصوص بریکس، نقش و جایگاه آن در سیاست خارجی گفتمان انقلاب اسلامی ایران است؛ اینکه نقش و جایگاه بریکس در سیاست خارجی گفتمان اسلامی ایران و چالش ها و ضرورت های همکاری ایران با بریکس چیست؟ این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که افزایش قدرت مانور در صحنه جهانی با توجه به بروز و ظهور چندجانبه گرایی جهت جلوگیری از اجماع جهانی علیه منافع و امنیت ملی کشور امکان همگرایی با قدرت های رقیب قدرت هژمون، نیاز قدرت های نوظهور اقتصادی به انرژی و بازار و حوزه نفوذ ایران در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، موقعیت ویژه ژئوپلیتیکی ایران به عنوان نقطه تلاقی آسیای غربی، قفقاز و آسیای مرکزی و آسیای جنوبی و خاورمیانه و اروپا از مهم ترین دلایلی اهمیت جایگاه بریکس در سیاست خارجی گفتمان اسلامی ایران است. ایران برای استفاده از ظرفیت های بریکس به عنوان یکی از نهادهای نوظهور بین المللی که در راستای گذار از نظام تک قطبی به نظام چندقطبی سیاسی و اقتصادی نیازمند رشد اقتصادی و تولید است.
افول آمریکا و رویکرد ایران به نظم جهانی پساآمریکایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درحالی که جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به ساختار نظام بین الملل انتقاد داشت و به تقابل به نظام سلطه برخاست، برخی دولت ها چه در جهان اسلام و چه خارج از آن پایان عصر آمریکایی را غیرممکن می دانستند. در طول یک دهه گذشته این فضا تا حدی تغییر پیدا کرده است و اکنون بحث افول آمریکا هم در داخل این کشور و هم در بیرون به طور جدی دنبال می شود. سؤالی که مطرح می شود این است که رویکرد ایران به نظم جهانی پساآمریکایی چیست؟ و برای تحقق آن، چه اقداماتی باید اتخاذ شود؟ برای پاسخ به این سؤال از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. فرضیه مقاله این است که ایران به دنبال نظم جهانی غیرآمریکایی است و برای تحقق این نظم همکاری استراتژیک با قدرت های بزرگ همچون چین و روسیه را دنبال می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد ایران ناگزیر به همکاری تاکتیکی و انعقاد قراردادهای شراکت استراتژیک با قدرت های نوظهور و بازیگرانی همچون چین و روسیه برای پایان دادن به عصر آمریکایی است؛ اما برای عصر پساآمریکایی باید برنامه های خاص خود را داشته باشد. یکی از این برنامه ها گذار از نظم منفعت محور کنونی حاکم بر نظام بین الملل به نظم هویت محور و سپس نظم عدالت محور خواهد بود.
ارتقای روش مدلسازی عامل بنیان از آشوب های اجتماعی با تمرکز بر مشروعیت حکومت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
193 - 227
حوزههای تخصصی:
مطالعه آشوب های اجتماعی از منظرهای گوناگون، دغدغه جامعه اطلاعاتی است. هدف از این مطالعات، ادراک چرایی و عوامل زمینه ساز برای کنترل و دستیبابی به قدرت پیش بینی آنهاست. مدل اپستین، مقبول ترین مدل عامل بنیان برای مدلسازی آشوب اجتماعی است که از زمان ارائه تاکنون، ارتقاهایی متعددی یافته است. در این مقاله ابتدا یک مرور جامع بر تمام کارهایی که این مدل را ارتقا داده اند خواهیم داشت. سپس ارتقای مدنظر روی مدل شرح داده شده و خروجی مدل پیاده سازی شده بررسی خواهد شد. نتایج مدل سازی در این پژوهش، نشان می دهد مهم ترین پارامتر در کاهش تعداد معترضان فعال و زندانی ها، پارامتر مشروعیت حکومت است. همچنین، در مدل سازی دیده شد که با ارتقای مدل اپستین و تغییر متناوب و پیوسته پارامتر میزان مشروعیت از مقدار 0 تا 1 و بطور معکوس تعداد افراد آرام وغیرمعترض به بیشترین تعداد خواهد رسید لذا با تمرکز بر این پارامتر، میتوان مدیریت کلان لازم را در مواجه با صحنه آشوب، اعمال نمود
گونه شناسی و دگرگونی الگوهای اعتراض های جمعی در ایران پس از انقلاب (1401-1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
31 - 60
حوزههای تخصصی:
در سال های پس از انقلاب، اعتراض های جمعی بی شماری در ایران رخ داده است. سؤال این است که الگوهای اعتراض های جمعی در ایران چه تغییراتی یافته و چشم انداز آینده آن چیست؟ در این مقاله با روش تاریخی و تحلیل طولی داده ها، نشان داده شد که اغلب اعتراض های جمعی در سال های اولیه انقلاب سویه های سیاسی- ایدئولوژیک داشت؛ در اوایل دهه هفتاد تحت تأثیر کاهش حمایت های دولتی از طبقات پایین، جنبه های معیشتی یافت؛ در فاصله سال های 1378 تا 1388 معطوف به رفع محدودیت های سیاسی شد؛ از 1388 به این سو، با ضرباهنگ تندتر و گستره وسیع تر کلیت نظام سیاسی را هدف قرار داد. اعتراض های سال های اخیر کمتر ایدئولوژیک و فاقد تشکیلات و رهبری خاصی است. سرکوب شدید اعتراض ها در سال های اخیر هرچند مانع تکرار آن ها نشده است؛ اما از به هم پیوستن آن ها جلوگیری کرده است. این ویژگی ها مانع قدرتمندی و تأثیر مستقیم اعتراض ها شده؛ اما نظام مستقر را تحت فشار شدیدی قرار داده و در هر یک از موج های خود، از مشروعیت و پایگاه اجتماعی آن کاسته است. با توجه به بحران ها و نارسایی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجود و انباشت نارضایتی ها، زمینه ها و محرک های اعتراض های جمعی همچنان بالاست و درصورتی که تغییرات سریع و عمیقی در رویکردها و سیاست های داخلی و خارجی رخ ندهد خیزش موج های بزرگ تر و شدیدتر اعتراض های جمعی در پیش خواهد بود.
تبارشناسی اندیشه سیاسی گروه های تکفیری در جهان اسلام؛ تحلیل گفتمان با روش میشل فوکو(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
196 - 175
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل ریشه های تاریخی و گفتمانی اندیشه های تکفیری در جهان اسلام با استفاده از روش های «دیرینه شناسی» و «تبارشناسی» میشل فوکو است. این گروه ها با رفتارهای خشونت آمیز، تفسیرهای متعصبانه و ظاهرگرایانه از متون دینی، تکفیر دیگر فرق اسلامی (به ویژه شیعیان) و نیز استفاده ابزاری از رسانه برای نمایش خشونت، نه تنها امنیت جوامع را تهدید می کنند، بلکه بازخوانی انتقادی مبانی فکری آنان را ضروری ساخته اند. این پژوهش با تکیه بر مفاهیم فوکویی مانند: پیوند قدرت و دانش، گسست های تاریخی و نقش گفتمان در ساخت سوژه، در پی آن است که چگونگی تبدیل ایده های نخستین به گفتمان مسلط تکفیر را تبیین نماید. چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، تبارشناسی و دیرینه شناسی میشل فوکو است. در روش تبارشناسی، تاریخ را نه به مثابه روایتی خطی، بلکه به عنوان میدانی از گسست ها، تقابل ها و بازسازی های گفتمانی می داند که در آن، «قدرت» و «دانش» در هم تنیده اند. از نگاه او، حقیقت، امری ثابت نیست؛ بلکه برساخته ای است که در بستر روابط قدرت شکل می گیرد و از طریق گفتمان ها تثبیت می شود. دیرینه شناسی نیز به کاوش در لایه های پنهان گفتمان ها می پردازد و نشان می دهد که چگونه ایده های حاشیه ای در شرایط خاص تاریخی، به گفتمان مسلط تبدیل می شوند. این دو روش، به ما امکان می دهند تا با ردگیری تحولات گفتمانی، چگونگی شکل گیری اندیشه تکفیر را از مفاهیم اوّلیه در تاریخ اسلام تا ظهور گروه هایی مانند داعش تحلیل کنیم. کلیدواژه های فوکویی مانند «اپیستمه» (نظام دانشی یک دوره)، «سوژه» (فردی که تحت تأثیر گفتمان ها شکل می گیرد)، و «رژیم حقیقت» (نظامی که مشروعیت خود را از تولید دانش می گیرد)، ابزارهای تحلیلی قدرتمندی برای درک ماهیت گروه های تکفیری هستند. این گروه ها با ایجاد مرزهای سفت و سخت بین «خودی» و «غیرخودی»، سوژه ایده آل خود را می سازند و هرگونه تفاوت را از دایره «حقیقت» خارج می کنند. تبارشناسی اندیشه تکفیر، ما را به آموزه های ابن تیمیه (قرن ۷-۸ق) می رساند. وی با تأکید بر بازگشت به سلف صالح و نفی هرگونه تأویل در متون دینی، مرزهای هویتی سخت گیری را بین مسلمانان ترسیم کرد. او مخالفان فکری خود، از جمله شیعیان و صوفیان را «بدعت گذار» و خارج از اسلام می دانست و مشروعیت خشونت علیه آنان را تبلیغ می نمود. اگرچه این ایده ها در زمان او عمدتاً طرد شدند، اما به مثابه «دانش زیرزمینی»، در حافظه جمعی بخشی از جهان اسلام باقی ماند. در قرن ۱۸ میلادی، محمدبن عبدالوهاب با احیای اندیشه های ابن تیمیه و اتحاد با خاندان سعودی، گفتمان تکفیر را از حاشیه به متن قدرت کشاند. او با تکیه بر تفسیر ظاهرگرایانه از توحید، تمامی مظاهر فرهنگیِ پس از سلف صالح (مانند زیارت قبور و توسل) را شرک تلقی کرد و پیروانش را موظف به نابودی این «انحرافات» ساخت. این اتحاد دین و سیاست، سنگ بنای حکومت سعودی و گسترش وهابیت به عنوان گفتمان مسلط در شبه جزیره عربستان شد. در قرن بیستم، عوامل متعددی به بازتولید گفتمان تکفیر دامن زدند. فروپاشی امپراتوری عثمانی و استعمار، باعث تضعیف خلافت اسلامی شد و تقسیم جهان اسلام به دولت های ملی، بحران هویتی ایجاد کرد که گروه های تکفیری با وعده بازسازی امت واحد اسلامی، از آن سوءاستفاده نمودند. حمایت غرب و عربستان از گروه های جهادی در افغانستان علیه شوروی، به شبکه هایی مانند القاعده مشروعیت بخشید. گروه هایی مانند داعش با استفاده از ویدیوهای خشونت، نه تنها ترس را منتشر کردند، بلکه با ساختن روایتی حماسی از «جهاد»، جوانان محروم را به سوژه های مطیع گفتمان خود تبدیل نمودند. این گروه ها با الهام از وهابیت و تفسیری افراطی تر از ابن تیمیه، «تکفیر» را به ابزاری برای حذف هر صدای مخالف تبدیل کردند. آنان با انکار مرجعیت دینی سایر فرق، خود را تنها نمایندگان «اسلام ناب» معرفی می کنند و هرگونه تعامل با نظام های سیاسی غیراسلامی را خیانت می دانند. خشونت آنان صرفاً ابزاری برای ترور نیست؛ بلکه نمایشی نمادین برای اثبات حاکمیت «رژیم حقیقت» خود بر جهان اسلام است. از منظر فوکو، سوژه های انسانی، نه موجوداتی خودمختار، بلکه محصول گفتمان ها و روابط قدرت هستند. گروه های تکفیری با ایجاد شبکه ای از مفاهیم (مانند: جهاد، خلافت و تکفیر)، سوژه هایی می سازند که هویت خود را در نابودی «دیگری» تعریف می کنند. این سوژه ها با انکار عقلانیت انتقادی و تقلید کورکورانه از رهبران، به ابزارهایی برای تداوم خشونت تبدیل می شوند؛ به عبارت دیگر، تکفیری ها نه تنها بدن ها را نابود می کنند، بلکه با بازتعریف «حقیقت»، ذهنیت جامعه را نیز به اشغال درمی آورند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اندیشه تکفیر، برساخته ای تاریخی است که در تقاطع دین، قدرت و بحران های هویتی شکل گرفته است. اگرچه این گفتمان در کوتاه مدت با توسل به خشونت، خود را بازتولید می کند، اما تناقض ذاتی آن (نفی تکثر ذاتی اسلام) مانعی اساسی برای تداوم آن است. مقابله با این پدیده، مستلزم تقلیل ایدئولوژی تکفیر به جایگاه حاشیه ای آن از طریق بازخوانی انتقادی تاریخ و ترویج گفتمان های جایگزین مبتنی بر عقلانیت و مدارا است.
سایه های جنسی در ایران عصر صفوی: تحلیلی تاریخی-روان شناختی بر اساس نظریه سایه یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
137 - 174
حوزههای تخصصی:
جامعه صفوی جامعه ای متکثر با لایه های متنوع و طبقات اجتماعی متفاوت بود؛ با وجود این، حکومت و برخی از طبقات اجتماعی آن تلاش می کردند با اتکا بر شریعت و هنجارهای عرفی، گرایش ها و رفتارهای متغایر با عرف و شرع را در حوزه زندگی جنسی اجتماعی کتمان کرده و تا حد امکان آن را به محاق برند. مطابق با نظریه «سایه» روان شناسی کارل گوستاو یونگ که بن مایه نظری این پژوهش برآن استوار است، آنچه در خودآگاه فردی و اجتماعی سرکوب یا انکار شود، در ناخودآگاه فردی یا جمعی تولید سایه می کند و این سایه نادیده انگاشته شده می تواند اثرات نامناسبی برفرد، جامعه و روان آن ها بگذارد. در دوره صفویه فشارهای مذهبی، سانسور اجتماعی و تقوای عرفی (خودآگاه)، سبب راندن امیال جنسی ممنوعه و نامتعارف (به ناخودآگاه جمعی) شد، اما آنچه در سطح جامعه سرکوب می شد، در قالب نمادین، پنهان و نامحسوس به حیات خود ادامه داد. این پژوهش با رویکرد میان رشته ای و بهره گیری از نظریه «سایه» یونگ و با استفاده از منابع فارسی و سفرنامه های اروپایی، سه محور اصلی روسپی گری، همجنس گرایی و نهاد متعه را به عنوان سایه های جنسی آن عصر بررسی کرده و نشان می دهد که این پدیده ها، هم زمان با طرد رسمی، در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، هنری و آیینی جامعه تداوم یافتند. نتایج نشان می دهد که جامعه صفوی در این حوزه دچار «دوگانگی فرهنگی» بود؛ از یک سو تقبیح رسمی و از سوی دیگر بهره برداری پنهان یا نیمه رسمی. تحلیل نظریه سایه یونگ آشکار می کند که این تضاد، نه تنها مانع استمرار پدیده های جنسی حاشیه ای نشد، بلکه آن ها را در قالب های نمادین و نهادی بازتولید کرد.
تحلیل نقش ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی در ارتقای تاب آوری سکونتی با هدف کاهش پیامدهای انسانی بحران ها؛ مطالعه موردی: شهرک اکباتان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
220 - 243
حوزههای تخصصی:
مقدمه پژوهش های نوین در حوزه برنامه ریزی شهری و مدیریت بحران نشان داده اند محیط های مسکونی با کیفیت ادراکی، عملکردی و زیباشناختی مطلوب، ضمن افزایش آستانه تحمل روانی ساکنان در شرایط اضطراری، انسجام اجتماعی را تقویت می کنند و از طریق شکل دهی شبکه های حمایتی و کنش های مشارکتی، زمینه کاهش خسار ت های انسانی را فراهم می سازند. بر این اساس، بررسی هم زمان ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی سکونتگاه ها نه تنها از منظر کارکردی، بلکه از دیدگاه تاب آوری ترکیبی ضرورت دارد؛ زیرا تمرکز صرف بر مقاومت سازه ای بدون توجه به شرایط زیستی، حسی و روانی قادر نیست تبیین جامعی از عملکرد سکونتگاه ها در دوران بحران ارائه دهد. سکونتگاه هایی که بر پایه رویکرد نظام مند، طراحی پیش نگرانه و استفاده از الگوهای معماری انعطاف پذیر شکل گرفته اند، معمولاً از ظرفیت های درونی برای جذب، مهار و بازسازماندهی در برابر اختلالات محیطی و اجتماعی برخوردارند. این ظرفیت ها می توانند در قالب الگوهای معماری سازگار با خطر، طراحی فضاهای باز چندمنظوره، شبکه های دسترسی منطقی، زیرساخت های تاب آور، و ارتقای کیفیت حس تعلق و انسجام محله ای تجلی یابند. در این میان، شهرک اکباتان به عنوان یکی از نمونه های شاخص شهرسازی مدرن ایران که در دهه ۱۳۵۰ با الگوی معماری مدرن و تراکم بالا احداث شده است، بستر مناسبی برای بررسی تجربی این مفاهیم فراهم می کند. ساختار بلوکی متنوع، فضاهای باز میان ساختمانی، چیدمان منظم معابر، و ویژگی های محیطی نسبتاً پایدار، این شهرک را به نمونه ای قابل مطالعه در زمینه پیوند میان طراحی کالبدی، کیفیت محیطی و تاب آوری سکونتی بدل ساخته است. از سوی دیگر، تحولات اجتماعی دهه های اخیر، افزایش تراکم جمعیت، تغییر الگوی مالکیت و بروز چند رخداد اضطراری محدود، امکان تحلیل چندلایه ارتباط میان عوامل محیطی و پیامدهای انسانی بحران ها را در این محله مهیا ساخته است. در این چارچوب، پرسش اصلی تحقیق آن است که ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی در مجتمع های مسکونی بزرگ مقیاس شهری نظیر شهرک اکباتان، چگونه و تا چه میزان می توانند در ارتقای تاب آوری سکونتی و کاهش پیامدهای انسانی بحران ها نقش آفرینی کنند. مواد و روش ها این تحقیق با رویکرد ترکیبی (Mixed Methods) و در دو بخش کمی و کیفی طراحی شده است تا از یک سو، روابط علّی میان متغیرها با روش های آماری پیشرفته آزمون شود و از سوی دیگر، شواهد عینی محیطی برای تکمیل داده های ادراکی گردآوری شود. در بخش کمی، از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه ساکنان شهرک اکباتان تهران با جمعیت تقریبی ۵۱,۲۴۵ نفر بود. حجم نمونه با بهره گیری از فرمول کوکران و سطح اطمینان ۹۵ درصد، ۳۸۳ نفر برآورد شد. به منظور دستیابی به توزیع متوازن پاسخ دهندگان، نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و متناسب با جمعیت سه فاز شهرک انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساخت یافته و پژوهشگرساخته بود که روایی محتوایی آن با نظر خبرگان حوزه های شهرسازی، طراحی کالبدی و مدیریت بحران تأیید شد. پایایی ابزار نیز با محاسبه آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی (CR) و میانگین واریانس استخراج شده (AVE) مورد سنجش قرار گرفت. تحلیل داده ها در نرم افزار SmartPLS و در دو سطح انجام شد: نخست اعتبارسنجی مدل اندازه گیری با استفاده از شاخص های CFA ، AVE ، CR و HTMT و سپس ارزیابی مدل ساختاری از طریق ضرایب مسیر، R² ، Q² ، f² و شاخص های برازش کلی. در بخش کیفی، به منظور تکمیل و اعتبارسنجی یافته های پرسشنامه ای، بررسی میدانی گسترده صورت گرفت. این بررسی شامل مشاهده مستقیم، برداشت عینی، عکاسی تحلیلی از کالبد فضاها و مستندسازی تصویری در هر سه فاز شهرک بود. تصاویر گردآوری شده وضعیت واقعی عناصر کالبدی و محیطی از جمله تراکم بلوک ها، نحوه قرارگیری ساختمان ها، مسیرهای دسترسی اضطراری، فضاهای باز، کیفیت مبلمان شهری و مسیرهای پله را نشان می داد. تحلیل کیفی با رویکرد تفسیری و تمرکز بر معیارهای معماری و شهرسازی صورت گرفت تا قوت ها و ضعف های کالبدی و محیطی شهرک در ارتباط با تاب آوری سکونتی شناسایی شود. ادغام داده های کمی و کیفی موجب شد که شاخص های فنی و کالبدی تنها بر مبنای ادراک ذهنی ساکنان سنجیده نشوند، بلکه با شواهد میدانی و داده های عینی تکمیل و اعتبارسنجی شوند. این رویکرد ترکیبی ضمن رفع ضعف های احتمالی روش پرسشنامه ای، امکان دستیابی به نتایجی معتبر، جامع و قابل تعمیم را فراهم ساخت. یافته ها نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد ساختارهای کالبدی و کیفیت محیطی هر دو به طور مستقیم و مثبت بر تاب آوری سکونتی اثرگذار هستند و تاب آوری سکونتی نیز به عنوان متغیر میانجی نقش تعیین کننده ای در کاهش پیامدهای انسانی بحران ها ایفا می کند. ضرایب مسیر و شاخص های برازش مدل، معناداری این روابط را تأیید کردند. عناصر کلیدی شامل چیدمان فضایی منظم، شبکه دسترسی اضطراری کارآمد، کیفیت زیرساخت ها، آسایش محیطی، امنیت و حس ایمنی، و وجود فضاهای عمومی فعال، بیشترین ظرفیت اثرگذاری را در ارتقای تاب آوری سکونتگاه های شهری داشتند. مقایسه میان فازهای شهرک نشان داد فازهایی که دارای طراحی بازتر، شبکه معابر منظم تر، فضاهای باز چندمنظوره و کیفیت محیطی بالاتر هستند، از تاب آوری بیشتری برخوردارند. در مقابل، فازهایی با تراکم کالبدی بالا، ضعف در خدمات اضطراری، یا انسداد فضایی، در سناریوهای بحرانی آسیب پذیری بیشتری را تجربه می کنند. این یافته ها با مطالعات داخلی همسو است؛ از جمله تحقیق مقدسی و همکاران (2023) در برج بین المللی تهران که نقش طراحی بیوفیلیک را در ارتقای تاب آوری برجسته کرده و پژوهش حبیب زاده (2024) که اثر فرسودگی کالبدی و عرض معابر را در کاهش تاب آوری محلات ارومیه نشان داده است. همچنین، همخوانی نتایج با مطالعات بین المللی نظیر غفاریان و همکاران (۲۰۲۵) در استانبول و مولیگان و همکاران (۲۰۲۲) درباره زیرساخت های سبز و انطباق پذیر، جایگاه یافته های این تحقیق را در ادبیات جهانی تاب آوری مسکونی تثبیت می کند. نتیجه گیری پژوهش حاضر نشان می دهد ارتقای تاب آوری سکونتی در بافت های متراکم شهری مستلزم توجه هم زمان به ابعاد فنی، اجتماعی و محیطی است. عناصر کالبدی در صورتی می توانند آثار انسانی بحران ها را کاهش دهند که با کیفیت محیطی مناسب و شبکه های اجتماعی پویا همراه باشند. بر اساس یافته های تحقیق، راهبردهای پیشنهادی برای ارتقای تاب آوری سکونتی در اکباتان و بافت های مشابه در چهار محور قابل پیگیری است: ۱. تقویت زیرساخت ها و بازطراحی سلسله مراتب معابر برای بهبود دسترسی اضطراری و نوسازی تجهیزات زیربنایی؛ ۲. ارتقای کیفیت محیطی از طریق طراحی فضاهای عمومی فعال، نورپردازی ایمن، بهبود مبلمان شهری و خدمات نگهداری مستمر؛ ۳. مداخلات نرم افزاری نظیر آموزش ساکنان، تقویت شبکه های اجتماعی غیررسمی، ارتقای حس تعلق و مشارکت اجتماعی؛ ۴. بازنگری الگوهای کالبدی مجتمع های بلندمرتبه با تأکید بر اصول تاب آوری فضایی، انعطاف پذیری عملکردی و پیش بینی سناریوهای بحران. نوآوری اصلی این پژوهش در ترکیب تحلیل های کمی (مدل سازی معادلات ساختاری) با شواهد کیفی میدانی و نیز مقایسه تطبیقی میان فازهای شهرک اکباتان است که امکان شناسایی دقیق ضعف ها و قوت های طراحی فضایی را فراهم می کند و الگویی بومی برای ارزیابی تاب آوری سکونتی در بافت های متراکم ایرانی ارائه می دهد. این نتیجه گیری ضمن تأکید بر پیوند میان کالبد، کیفیت محیطی و پیامدهای انسانی، نشان می دهد مدیریت تاب آوری سکونتی باید به صورت یکپارچه و میان رشته ای به ابعاد فنی، اجتماعی و فضایی توجه کند و می تواند به عنوان الگویی راهبردی برای سایر کلان شهرهای ایران در مواجهه با بحران های آتی مورد استفاده قرار گیرد.
نقش حکمروایی همکارانه در توسعه متعادل منطقه ای استان مرزی کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار محیط جغرافیایی سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
61 - 77
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف : مناطق مرزی به دلیل انزوای جغرافیایی و توسعه نیافتگی تاریخی، در فرآیند توسعه از مناطق مرکزی عقب مانده اند. این نابرابری با رویکردهای توسعه از بالا به پایین که رشد اقتصادی را بدون توجه به پایداری دنبال می کنند، بیشتر تشدید شده است. چارچوب های معاصر به طور فزاینده ای بر رویکردهای نهادی تأکید دارند که ابعاد فرهنگی و اجتماعی را نیز در بر می گیرند. این پژوهش به بررسی نقش حکمروایی همکارانه در تحقق توسعه متعادل منطقه ای در استان کردستان، به عنوان یکی از مناطق مرزی راهبردی ایران، می پردازد. با تحلیل مفاهیم کلیدی همچون پیشران های حکمروایی، زمینه سیستم ، رژیم حکمروایی همکارانه (CGR) و چرخه های پویای همکاری، این تحقیق چارچوبی عملیاتی برای رفع کاستی های ساختاری و ترویج توسعه عادلانه ارائه می دهد.
روش شناسی : این مطالعه از رویکردی ترکیبی بهره گرفته و از روش های کیفی و کمی به صورت توأمان استفاده می کند. روش تحقیق از نوع توسعه ای-کاربردی بوده و چارچوب آن توصیفی-تحلیلی است. داده ها از طریق مرور گسترده متون، تحلیل اسناد، و مطالعات میدانی با استفاده از پرسشنامه های ساختاریافته گردآوری شده اند. این پرسشنامه ها میان ۴۰ نفر از کارشناسان محلی و سیاست گذاران توزیع شده است. چارچوب تحقیق شامل چهار مؤلفه اصلی حکمروایی است: پیشران های حکمروایی، زمینه سیستم، رژیم حکمروایی همکارانه (CGR) و پویایی همکاری. هر یک از این مؤلفه ها با شاخص های خاصی اندازه گیری شده اند. تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS و تمرکز بر آزمون T تک نمونه ای برای سنجش میزان تأثیر مؤلفه های حکمروایی در تحقق توسعه متعادل منطقه ای انجام شده است. همچنین نظریه های برنامه ریزی نهادی و فضایی به منظور تبیین یافته ها به کار رفته اند. در این مطالعه ضعف های ساختاری در سازوکارهای حکمروایی و فرآیندهای مشارکتی شناسایی شده اند که مانع همکاری مؤثر می شوند. با تحلیل داده های تجربی، شکاف های موجود در نظام حکمروایی مورد ارزیابی قرار گرفته و بر ضرورت بازسازی نهادی تأکید شده است. یافته های پژوهش به طراحی مدلی منجر شده اند که با تقویت هماهنگی بین سازمانی، مشارکت ذی نفعان، و هم راستایی سیاست ها، مسیر توسعه پایدار منطقه ای را هموار می سازد.
یافته ها و بحث : یافته های این پژوهش نشان می دهد که سطح حکمروایی همکارانه در استان کردستان به طور معناداری از استاندارد مطلوب برای دستیابی به توسعه متعادل منطقه ای فاصله دارد. تحلیل های آماری، از جمله آزمون T، بیانگر آن است که اگرچه هر یک از ابعاد حکمروایی همکارانه— پیشران های حکمروایی، زمینه سیستم ، رژیم حکمروایی همکارانه (CGR) و چرخه های پویای همکاری—نقشی حیاتی ایفا می کنند، اما هیچ کدام به تنهایی قادر به تحقق توسعه متعادل نیستند. در عوض، این تعامل هم افزا و چرخه ای میان مؤلفه هاست که پیشرفت مؤثر و پایدار منطقه ای را امکان پذیر می سازد. تحلیل های کیفی و مقایسه ای نیز ضعف های ساختاری اساسی در چارچوب نهادی استان، از جمله ضعف هماهنگی بین سازمانی، نبود شفافیت در تصمیم گیری و فقدان اعتماد میان ذی نفعان را برجسته کرده اند. چالش های اساسی نظیر تمرکزگرایی سیاسی بیش از حد، مشارکت محدود جامعه مدنی، و فقدان سازوکارهای ساختاریافته همکاری، اثربخشی سیاست های توسعه ای را کاهش داده و نابرابری های منطقه ای را تشدید کرده اند. برای پاسخ به این چالش ها، پژوهش حاضر مدلی یکپارچه و راهبردی از حکمروایی همکارانه را پیشنهاد می کند که با توجه به زمینه منطقه ای طراحی شده است. این مدل با بهره گیری از ظرفیت های نهادی شورای برنامه ریزی و توسعه استان، شورای اداری، استانداری و نهادهای کلیدی بخش خصوصی و مدنی، بستری ساختاریافته برای سیاست گذاری فراگیر و مشارکتی فراهم می سازد. در این مدل، تأکید ویژه ای بر نقش رهبری تسهیل گر، تعریف روشن نقش ذی نفعان، و تقویت سرمایه نهادی به منظور ایجاد چرخه پویای همکاری بین سازمانی شده است. از منظر کاربردی، مدل پیشنهادی از طریق پنج مؤلفه اصلی عملیاتی می شود: توانمندسازی نهادی، تجهیز مالی و قانونی، شبکه سازی بین سازمانی، آگاه سازی عمومی و بسیج اجتماعی، و پایش و ارزیابی مشارکتی. این چارچوب، تدوین چشم انداز راهبردی مشترک را به عنوان سنگ بنای برنامه ریزی متعادل منطقه ای در نظر می گیرد و تحلیل محدودیت های موجود، بسیج منابع و فرصت ها، و طراحی چارچوب های قانونی شفاف را در بر می گیرد. در نهایت، این فرآیند به تدوین سند راهبردی حکمروایی همکارانه منتهی می شود که به مثابه نقشه راهی عملی برای توسعه عادلانه و پایدار در مناطق مرزی استان کردستان عمل می کند.
نتیجه گیری : این مطالعه بر نقش حیاتی حکمروایی همکارانه در کاهش نابرابری های منطقه ای و تقویت توسعه متعادل در استان کردستان—به عنوان یکی از مناطق مرزی کلیدی ایران—تأکید می کند. مدل حکمروایی پیشنهادی، اصلاحات نهادی، مشارکت ذی نفعان، و هم راستایی سیاست ها را برای تضمین توسعه پایدار در اولویت قرار می دهد. با یکپارچه سازی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در ساختارهای حکمروایی، سیاست گذاران می توانند به توسعه نیافتگی تاریخی مناطق مرزی پایان داده و تاب آوری منطقه ای را تقویت کنند. این تحقیق به عنوان نخستین مطالعه در حوزه حکمروایی همکارانه برای استان کردستان، نقشه راهی راهبردی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان ارائه می دهد. پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، مدل پیشنهادی در سایر مناطق مرزی نیز مورد آزمون قرار گیرد تا قابلیت تعمیم و کارآمدی آن سنجیده شود.
مکان یابی پارک های رودکناری در حاشیه رودخانه صوفی چای مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
19 - 40
حوزههای تخصصی:
احداث پارک های رودکناری گامی اساسی در راستای حفاظت از رودخانه های شهری به شمار می رود. این نوع پارک ها دارای کارکردهای متعدد اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی می باشند و نقش قابل توجهی در افزایش پایداری شهرها ایفا می کنند. در پژوهش حاضر به امکان سنجی احداث پارک های رودکناری در امتداد رودخانه صوفی چای مراغه پرداخته شد. در راستای اهداف تحقیق از دو مدل AHP و SWOT استفاده گردید. فرایند تحلیل سلسله مراتبی نشان داد که معیارهای کاربری اراضی با ضریب 0.331 و مالکیت اراضی با ضریب 0.231 مهم ترین معیارهای موثر در مکان یابی پارک های رودکناری صوفی چای می باشند. بالغ بر 3.4 درصد منطقه با مساحتی درحدود 30.9 هکتار در کلاس با تناسب بسیار بالا برای احداث پارک های رودکناری واقع شده است. بخش عمده ای از این پهنه ها (حدود 21 هکتار) در بازه جنوبی پیراشهر مراغه قرار گرفته است. این سایت برای احداث پارک رودکناری در جنوب شهر مراغه و حد فاصل پهرآباد- راه آهن پیشنهاد گردید. سایت مذکور به دلیل مجموعه ای از عوامل ازقبیل عرض زیاد دشت سیلابی، وسعت قابل توجه اراضی رودکناری (حریم)، مالکیت عمومی، دسترسی مناسب به رودخانه، دسترسی مطلوب به شبکه های ارتباطی اصلی و امکان پیوستگی اکولوژیکی با زیرساخت های سبز امتداد رودخانه صوفی چای و عرصه های طبیعی پیرامون برای احداث پارک رودکناری حائز شرایط مطلوبی می باشد. ارزیابی سایت پیشنهادی با استفاده از مدل سوات نیز نشان داد که نقاط قوت و فرصت های این سایت به مراتب بیشتر از نقاط ضعف و تهدیدها می باشد. بر این اساس، احداث پارک رودکناری در سایت پیشنهادی می تواند نتایج مثبتی نظیر حفاظت از رودخانه صوفی چای، پیوستگی اکولوژیکی، افزایش تعاملات اجتماعی، عدالت فضای سبز و ترویج گردشگری به همراه داشته باشد.
شناسایی ابعاد توسعه کارآفرینی سبز در حوزه مدیریت پسماند شهری، مورد مطالعه: شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
85 - 98
حوزههای تخصصی:
مدیریت پسماند به دلیل افزایش سریع میزان زباله تولیدشده در نتیجه رشد سریع اقتصادی، توسعه فناوری، رشد جمعیت و مصرف بیش ازحد، به یک موضوع چالش برانگیز جهانی تبدیل شده است. بنابراین، هدف کلی این پژوهش شناسایی ابعاد توسعه کارآفرینی سبز در حوزه مدیریت پسماند شهری در کرمانشاه است که با رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد که به دنبال یک مدل بومی و متناسب با بافت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... خاص شهر کرمانشاه است؛ انجام شد. جامعه موردمطالعه این پژوهش شامل اعضای هیئت علمی گروه کارآفرینی، کارآفرینان این حوزه و کارشناسان سازمان پسماند شهرداری در کرمانشاه در سال 1402 بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. پس از انجام 12 مصاحبه عمیق انفرادی، اشباع نظری حاصل گردید. یافته های کلیدی نشان داد بهینه سازی سیستم مدیریت پسماند، ایجاد زیرساخت های کارآفرینی سبز، زمینه سازی برای مشارکت مؤثر بخش خصوصی، توانمندسازی نیروی انسانی و مدیریت تخصصی کارآفرینی سبز به عنوان عوامل علی و محرک؛ موقعیت راهبردی کرمانشاه، موانع مالی، نبود قوانین و مقررات الزام آور و ضعف آموزش همگانی به عنوان مؤلفه های عوامل زمینه ای؛ عوامل مداخله گر هم شامل نوسانات بازار و عدم ثبات محیطی بودند که توسعه کارآفرینی سبز در حوزه پسماند شهری در کرمانشاه را تحت تأثیر قرار می دهند. راهبردها شامل: الگوسازی، تقویت نقش مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی، ارتقای فعالیت های بازاریابی، برنامه ریزی استراتژیک، رویکردهای مالی، حمایت های سازمانی و برنامه های آموزشی و ترویجی بودند. پیامدها نیز شامل: منافع اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی بودند.
پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در حوضه ی آبخیز نوران چای با استفاده از مدل ANP
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
85 - 105
حوزههای تخصصی:
حوضه ی نوران چای به علت دارا بودن شرایط آب و هوایی و توپوگرافیکی و لیتولوژیکی از جمله مناطق مستعد وقوع زمین لغزش می باشد، به همین علت تحقیق در مورد پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در این ناحیه ضروری به نظر می رسد. هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش در حوضه ی نوران چای، تهیه نقشه ی پهنه بندی خطر زمین لغزش به منظور شناسایی مناطق حساس و دارای پتانسیل خطر بالای زمین لغزش در حوضه ی مورد مطالعه با استفاده از روش ANP می باشد. در این پژوهش از روش های کتابخانه ای و مدل ANP استفاده شده است. نخست عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش در منطقه مشخص شده، سپس ماتریس های موزون، محدود و ناموزون برای این معیارها ترسیم گردیده و در محیط GIS پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش انجام گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهد که شرایط آب و هوایی (بارش)، جهات شیب و خاک دارای بیش ترین ضریب اهمیت هستند. همچنین منطقه از لحاظ خطر وقوع زمین لغزش در حد متوسط قرار دارد و 57/15% (برابر با 36/2062 هکتار) از کل مساحت حوضه ی مورد مطالعه با خطر خیلی زیاد برای وقوع زمین لغزش برآورد شده است. و راهکاری که ارائه می شود جلوگیری از فعالیت های عمرانی در محدوده ی با حساسیت متوسط تا خیلی زیاد می باشد. طبق نتایج حاصله از این پژوهش، استفاده از فنون تحلیل چندمعیاره علاوه بر افزایش دقت، سبب افزایش سرعت انجام کار، تنوع و کیفیت بهتر ارائه ی نتیجه می گردد.
مکان یابی بهینه مراکز امدادرسانی در کلان شهرها پس از وقوع زلزله، نمونه موردی : منطقه 2 کلان شهر تهران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
196 - 217
حوزههای تخصصی:
کلان شهر تهران به عنوان مرکز تصمیم گیری کشور بر روی گسل هایی با طول های متفاوت قرار گرفته است که مهم ترین آن ها گسل شمال تهران، گسل مشاء و گسل ری می باشند. گسل شمال تهران از دامنه رشته کوه های البرز به طول 35 کیلومتر از کن در غرب به لشکرک در شرق ادامه دارد. با توجه به مطالب یادشده درمی یابیم شهر تهران شدت تأثیرپذیری بالایی نسبت به وقوع زلزله دارد، پس همواره باید برنامه ریزی و پیش بینی های لازم جهت رویارویی با چنین حادثه ای را داشته باشد. بعد از وقوع زلزله، چندین اقدام از اهمیت بیشتری برخوردار است که از مهم ترین آن ها، امدادرسانی به افراد آسیب دیده است. بنابراین این نیازمند بررسی منطقه 2 کلان شهر تهران از بعد امدادرسانی پس از زلزله احساس گردید. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و با هدف تعیین مکان بهینه برای استقرار گروه امدادرسانی جهت به حداقل رساندن خسارات جانی بعد از وقوع زلزله با توجه به عوامل کالبدی و غیر کالبدی منطقه 2 است. گردآوری داده ها به صورت اسنادی، کتابخانه ای و پیمایشی میدانی است. نرم افزارها و روش تحلیل داده در این تحقیق به تناسب کاربرد عبارت اند از: نرم افزارهای 10.4 Arc GIS در فازهای مربوط به ورود، ذخیره و مدیریت، پردازش، تحلیل داده ها، همچنین تحلیل اولویت مکانی پهنه ها از تاپسیس و همچنین نرم افزارSuper Decision به منظور وزن دهی لایه ها استفاده شده است. نتایج تحلیل حاکی از آن است که: یافته های خروجی نقشه پهنه بندی مطلوبیت مکانی در فصل چهارم جهت جانمایی مراکز امدادرسانی منطقه 2 شهر تهران که نشان می دهد که بیشترین اراضی مناسب جهت احداث سایت جدید مراکز امدادرسانی در جهات مرکزی متمایل به غرب (نواحی از ایوانک، پونک، سپهر، آسمان ها) یعنی جهات برنامه ریزی و مستعد توسعه فیزیکی منطقه 2 شهر تهران و در بخش های متمایل مرکز به جنوب (نواحی از کوی نصر و مرزداران شرقی) در جهات غیرم تمایل نسبت به شمال منطقه 2 شهر تهران قرار دارد.
شناسایی عوامل پیشران و بازدارنده بازاریابی گردشگری روستایی در ایران از دیدگاه خبرگان
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
218 - 242
حوزههای تخصصی:
امروزه مفهوم بازاریابی و فلسفه انجام کسب وکار برای همه سیاست گذاران و مجریان توسعه روستایی ضروری است. بازاریابی در گردشگری روستایی باید وسیله ای برای دستیابی به اهداف توسعه استراتژیک گردشگری روستایی باشد، ازاین رو انجام بازاریابی رکن مهمی جهت جلب گردشگران روستایی می باشد؛ بنابراین شناخت موانع و عوامل پیش برنده این نوع گردشگری ضرورت خاصی دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل پیشران و بازدارنده بازاریابی گردشگری روستایی در ایران از دیدگاه خبرگان انجام شده است که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی طی دو مرحله کدگذاری باز و محوری و تعیین مفاهیم اصلی بررسی شده است. طی این مرحله ابتدا با کمک تحلیل محتوای منابع و داده های حاصل از 20 مصاحبه نیمه ساختاریافته با صاحب نظران و خبرگان بخش گردشگری کشور 80 کد اولیه به عنوان عوامل پیشران در قالب 10 عامل اصلی و 76 کد اولیه به عنوان عوامل بازدارنده در قالب 7 عامل اصلی شناسایی شد. داده های حاصل در نرم افزار اکسل طبقه بندی و کدگذاری شدند و مفاهیم اصلی به دست آمد. بر اساس نتایج به دست آمده عوامل اجتماعی- فرهنگی، بهبود حمل ونقل، خدمات اقامتی بهداشتی، عوامل مدیریتی، عوامل ارتباطی-تبلیغاتی، عوامل اقتصادی، عوامل طبیعی- جغرافیایی، عوامل سیاسی-قانونی، عوامل فیزیکی (زیربنایی) -کالبدی و غذا و رستوران ها به عنوان پیشران های بازاریابی گردشگری روستایی و عوامل اقتصادی، طبیعی-جغرافیایی، ارتباطی-تبلیغاتی، مدیریتی، سیاسی-قانونی، کالبدی (زیربنایی)- فیزیکی و اجتماعی-فرهنگی بازدارنده های بازاریابی گردشگری روستایی شناسایی شدند.
ارزیابی پایداری اجتماعی- فرهنگی مقصدهای گردشگری در روستاهای هدف استان آذربایجان غربی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
381 - 416
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ارزیابی پایداری اجتماعی- فرهنگی توسعه گردشگری روستایی در استان آذربایجان غربی بود. از لحاظ روش تحقیق، این مطالعه از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی و کاربردی است. از نظر شیوه جمع آوری و دریافت اطلاعات این تحقیق در حوزه مطالعات میدانی قرار دارد. جامعه آماری، سرپرستان خانوارها در چهار روستای هدف گردشگری استان آذربایجان غربی(شامل 4 روستای سهولان در شهرستان مهاباد، نصرت آباد در شهرستان تکاب، باغچه جوق در شهرستان ماکو و حسنلو در شهرستان نقده)1160 نفر می باشد. برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی مورگان استفاده شده است. حجم نمونه سرپرستان خانوار 290 بدست آمد. به منظور انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب استفاده شده است. برای دستیابی به هدف تحقیق در مرحله اول شاخص های پایداری اجتماعی- فرهنگی گردشگری شناسایی شدند. در مرحله دوم با استفاده از مدل رادار پایداری سطح کلی پایداری اجتماعی فرهنگی گردشگری در روستاهای هدف استان آذربایجان غربی ارزیابی گردید. یافته های تحقیق نشان داد که ابعاد اجتماعی -فرهنگی گردشگری در منطقه مورد مطالعه با امتیاز 596/0 از سطح پایداری متوسط برخوردار است و بیشترین پایداری اجتماعی- فرهنگی با امتیاز 637/0متعلق به روستای سهولان و کمترین امتیاز پایداری با مقدار 540/0مربوط به روستای نصرت آباد بود.
تاریخ شهر و شهرنشینی شوشتر با تاکید بر قلعه سلاسل نمونه ای از تاریخ باستان شناسی ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
444 - 461
حوزههای تخصصی:
ظهور شهر به عنوان یک پدیده سازمان یافته اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مشروط به فراهم شدن شرایط و مقدماتی است که در حدود ده هزار سال پیش و مقارن با دوران نوسنگی و آشنایی انسان ها با کشاورزی و به تبع آن کند شدن آهنگ کوچ و نیمه یکجانشینی انسان ها همراه بود. سکونتگاه هایی که در زمین های حاصل خیز کشاورزی و در بستر رودخانه ها به وجود آمدند، اولین سکونتگاه های انسانی به شمار می آیند که به تدریج تبدیل به روستاها و شهرها شدند. قلعه سلاسل یکی از قلعه های مهم در تاریخ رویدادهای سیاسی کشور و در عین حال یکی از مراکز مهم فرهنگی – تاریخی در خطه خوزستانی و به ویژه در حوزه تمدنی رودخانه کارون بوده است. این قلعه دارای بخش های متعددی است که در سال 1354 ه . ش به آثار ملی رسیده است. هدف این مقاله بررسی تاریخ شهر و شهرنشینی شوشتر با تاکید بر قلعه سلاسل نمونه ای از تاریخ باستان شناسی ایران می باشد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی - نظری و ازنظر روش، توصیفی– تحلیلی است. اطلاعات و داده های موردنیاز از طریق روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. در این پژوهش از روش AHP بهبود یافته استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش، عامل تاریخچه اقدامات مرمتی انجام شده بر روی قلعه (S21) با وزن 0.154 اولویت اول، عامل نقش قلعه در مدیریت منابع آب شهر (S13) با وزن0.129 اولویت دوم و عامل بررسی پتانسیل گردشگری قلعه (S31) با وزن 0.077 اولویت سوم را در بین 15 زیرمعیار کسب کرده اند همچنین عامل بررسی نقش جوامع محلی در توسعه گردشگری (S33) با وزن 0.027 اولویت آخر را کسب کرده است.
از بندر تا شهر: درک روابط میان بندر و شهر در حوزه ساحلی دریای کاسپین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ساختار و کارکرد شهری سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
151 - 183
حوزههای تخصصی:
بنادر به عنوان مکان های کلیدی در تجارت و شبکه های حمل و نقل، نه تنها دروازه های اقتصادی ملی و منطقه ای محسوب می شوند، بلکه ارتباط متقابل و پویایی با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی شهرهای میزبان خود دارند. توسعه بنادر می تواند رشد اقتصادی این شهرها را تقویت کند، اما در عین حال، جهانی شدن و پیشرفت های فناوری، این رابطه را پیچیده تر کرده است. این پژوهش با رویکرد پژوهشی مبتنی بر توصیفی-تحلیلی از نوع کمی به بررسی این روابط پیچیده میان بنادر و شهرهای میزبان آن ها در منطقه دریای کاسپین می پردازد و برای دست یابی به این هدف از روش تصمیم گیری چندمعیاره (فوکام و مارکوس)، همبستگی اسپیرمن و شاخص مرکزیت نسبی بهره می برد. نتایج نشان می دهد که همبستگی مثبتی میان توسعه بندر و رشد شهر وجود دارد، اما نوع این رابطه در شهرهای مختلف متفاوت است. در برخی شهرها، فعالیت بندر بر فعالیت شهر غلبه دارد و شهر برای توسعه، وابسته به بندر است (مانند انزلی، نوشهر، ترکمن باشی، اکتائو و ماخاچ قلعه)، در حالی که در برخی دیگر (مانند باکو)، شهر استقلال اقتصادی خود را حفظ کرده و فعالیت های شهری بر فعالیت های بندری غلبه دارد. این یافته ها نشان می دهد که رویکردهای برنامه ریزی و سرمایه گذاری در بنادر و شهرهای بندری باید با توجه به ویژگی های خاص هر منطقه اتخاذ شود. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که دولت ها برای تضمین توسعه پایدار، به کاهش اثرات منفی زیست محیطی فعالیت های بندری، تقویت همکاری های بین مدیران شهری و بندری و تنوع بخشی به اقتصاد شهرهای بندری توجه ویژه ای داشته باشند.
انطباق جهت گیری ساختمان ها با کیفیت باد غالب و ارزیابی تأثیر آن بر آسایش حرارتی فضاهای باز شهری در اقلیم گرم و خشک سبزوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
133 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر جهت گیری های مختلف ساختمان ها بر اساس باد غالب بر آسایش حرارتی فضاهای باز در بخشی از شهر سبزوار است. این فرضیه نیز مطرح می گردد که قرارگیری عناصر سایت به صورت عمود بر باد غالب سبزوار، سبب جلوگیری از ورود گرد و غبار و کاهش سرعت جریان هوا در فضاهای باز بین بناها شده و شرایط آسایش حرارتی را برای کاربران بهینه می سازد.
روش و داده: برای دستیابی به هدف، ابتدا یک قسمت از بافت شهر سبزوار، بازطراحی شده و سپس با توجه به جهت وزش بادهای غالب، مطلوب و نامطلوب، جهت گیری های مختلف بخشی از آن در گرم ترین و سردترین روزهای سال در تابستان و زمستان، به وسیله نرم افزار انوی مت شبیه سازی شده و شرایط آسایش حرارتی آن مقایسه و تحلیل می گردد.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد، در تابستان، بیشتر پارامترهای آسایش حرارتی با چرخش عناصر سایت به اندازه ۲۰درجه به سمت شرق، وضعیت بهتری نسبت به سایر جهت گیری ها دارند؛ اما برای تعدیل شرایط سرمای هوا در زمستان، بهتر است از راهکارهای مناسبی استفاده گردد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، به دلیل آن که جهت گیری عناصر سایت به صورت عمود بر باد غالب مانع از تهویه فضاهای باز بین ساختمان ها می گردد، شاخص های آسایش حرارتی، بهینه ترین شرایط را ندارند و بنابراین، فرضیه پژوهش رد می شود. در حقیقت، با چرخش عناصر سایت به صورت ۲۰ درجه به سمت شرق، علاوه بر کاتالیزه شدن هوا و کاهش سرعت آن، شرایط تهویه برای فضاهای باز بین بناها ایجاد شده و شاخص های مورد نظر به محدوده آسایش نزدیک تر می گردد.
نوآوری، کاربرد نتایج: نتایج این مطالعه می تواند به طراحان شهری کمک کند تا از مراحل اولیه طراحی جهت گیری مناسب (چرخش به اندازه ۲۰ درجه به سمت شرق) در اقلیم های مشابه سبزوار را مدنظر قرار داده و فضاهای شهری مطلوبی را از منظر آسایش اقلیمی برای شهروندان فراهم نمایند.









