مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۲۱ تا ۲٬۶۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
کشور ایران با هدف کسب استقلال اقتصادی و سیاسی خود نسبت به کشورهای غربی، نیازمند ایجاد روابط راهبردی در زمینه انرژی با شرکای ارزشمند است. این شرکا باید منافع ملی شان از طریق تأمین امنیت انرژی به طور مستقیم با منافع ملی ایران همسو باشد. بنابراین بکارگیری راهبردهای مناسب با هدف فراهم نمودن شرایط توسعه مناسبات اقتصادی برای کشور از طریق یک دیپلماسی انرژی فعال امری مهم و ضروری است. چرا که جمهوری اسلامی ایران به لحاظ برخورداری از موقعیت جغرافیایی ممتاز، می تواند نقش ارزنده ای را در ترانزیت کالا و انرژی ایفا کند؛ یافته های پژوهش نشان می دهد که گرایش ایران به توسعه مناسبات اقتصادی با چین و مشارکت در طرح مذبور علاوه بر اینکه می تواند فضای تنفسی مناسبی را برای کشور فراهم کند می تواند زیر بنای محکمی برای افزایش مناسبات اقتصادی با کشورهای گروه بریکس بویژه چین و همچنین متصل شدن به بازارهای جهانی و تقویت کنشگری سیاسی ایران در عرصه منطقه ای و بین المللی و کاهش آثار اقتصادی و فرا اقتصادی تحریم ها از جمله بی اثر ساختن تلاش ها برای تنزل مزیت های جغرافیای سیاسی جمهوری اسلامی ایران باشد.
سنجش اثربخشی متاورس بر تعاملات شهری کیش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گسترش فناوری های دیجیتال و ظهور متاورس به عنوان یک بستر نوین تعاملات اجتماعی، بررسی تأثیر این فضا بر تعاملات شهری در کیش، به عنوان یک مقصد گردشگری مهم، ضروری به نظر می رسد. هدف این تحقیق تحلیل استفاده از متاورس در بهبود تعاملات اجتماعی و اقتصادی ساکنان و بازدیدکنندگان کیش است. این پژوهش با استفاده از روش ترکیبی کمی و کیفی به بررسی تأثیر متاورس بر تعاملات شهری کیش می پردازد. جامعه آماری این پژوهش شامل ساکنان، کسب وکارها و متخصصان فناوری در جزیره کیش است که با متاورس و تعاملات اجتماعی در ارتباط هستند. حجم نمونه در بخش کمی، حجم نمونه 120 نفر از افراد حوزه شهرسازی است که با استفاده از روش دلفی انتخاب شده اند. در بخش کیفی، حجم نمونه 45 نفر تا اشباع نظری در نظر گرفته شده است. روش نمونه گیری در هر دو بخش کمی و کیفی به صورت هدفمند انتخاب شده است. در بخش کمی، داده ها با پرسشنامه های ساختاریافته و تحلیل میانگین رتبه جمع آوری و با نرم افزار SPSS تحلیل می شوند، درحالی که در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون برای استخراج نظرات عمیق تر شرکت کنندگان به کار رفته است. نتایج نشان می دهند که عوامل شهری با میانگین رتبه 4.12، عوامل فناوری با میانگین 3.27 و عوامل فرهنگی با میانگین 3.16 به ترتیب بالاترین تأثیر را بر تعاملات شهری در کیش دارند. نتایج نشان می دهند که 51% از پاسخ دهندگان به رشد اقتصاد محلی از طریق کسب و کارهای مبتنی بر متاورس، 44% به استفاده از متاورس به عنوان فضای دیجیتال جدید، و 38% به کاهش هزینه های اجرایی در شهرهای هوشمند تأکید کرده اند، که نشان دهنده اهمیت بالای این عوامل در سنجش اثربخشی متاورس بر تعاملات شهری کیش است. نتایج نشان می دهند استفاده از متاورس به عنوان فضای دیجیتال جدید و رشد اقتصاد محلی از طریق کسب و کارهای مبتنی بر متاورس، به عنوان عوامل کلیدی تأثیرگذار بر بهبود تعاملات شهری کیش، از اهمیت بالایی برخوردارند.
نقش دینداری مدیران و تنوع جنسیتی بر افشای گزارشگری مسئولیت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیران با باورهای دینی قوی ممکن است به دلیل ارزش های اخلاقی و مسئولیت پذیری مبتنی بر اعتقاداتشان، تمایل بیشتری به شفافیت و تعهد به گزارشگری مسئولیت اجتماعی نشان دهند، زیرا این ارزش ها اغلب با اصول عدالت، انصاف و خدمت به جامعه هم راستا هستند. از سوی دیگر، تنوع جنسیتی در تیم های مدیریتی می تواند دیدگاه های متنوع تری را به تصمیم گیری ها وارد کند و با ارتقای حساسیت به مسائل اجتماعی و زیست محیطی، کیفیت و جامعیت گزارش های مسئولیت اجتماعی را بهبود بخشد. ترکیبی از این دو عامل می تواند به تقویت فرهنگ سازمانی مسئولانه و افزایش اعتماد ذی نفعان به گزارش های مسئولیت اجتماعی منجر شود. لذا بر پایه این استدلال، هدف از پژوهش حاضر نقش دینداری مدیران و تنوع جنسیتی بر افشای گزارشگری مسئولیت اجتماعی است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسایی، همبستگی و در زمره تحقیقات توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش بورس اوراق بهادار تهران است و نمونه پژوهش 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 9 ساله بین سال های 1394 تا 1402 می باشد. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون چند متغیره با داده های ترکیبی و نرم افزار ایویوز استفاده شده است. نتایج یافته های پژوهش نشان می دهد که مذهب مدیران از طریق رعایت مسائل اخلاقی باعث افزایش افشای مسئولیت اجتماعی شرکت می شود. همچنین تنوع جنسیتی در اعضای هیئت مدیره باعث شفافیت بالای افشای اطلاعات از جمله مسئولیت اجتماعی می شود که تاثیر تنوع جنسیتی بر مسئولیت اجتماعی را تایید می کند.
ارائه مدل جانشینی در موسسات حسابرسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد مالی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۲)
49 - 68
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت روزافزون جانشینی نیروی انسانی در سازمان های امروزی، و همچنین توجه به این که در حسابداری و حسابرسی، وابستگی زیادی به نیروهای انسانی بااستعداد وجود دارد، فراهم نمودن الگوی مناسب برای مدیریت نیروی انسانی و جانشین پروری صحیح در موسسات حسابرسی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. : موسسات حسابرسی و نقش آنها در حمایت از حقوق و منافع عموم مردم بسیار مهم است. با توجه به ویژگی های نظام حسابداری حرفه ای کشور، توجه به نیروی انسانی در موسسات حسابرسی یکی از شروط موفقیت آنها است. توجه به موضوع جانشینی، شانس موفقیت کسب و کار و ایفای تعهدات در موسسات حسابرسی را بالا می برد. با عنایت به اینکه موضوع ارائه مدل جانشینی در موسسات حسابرسی در ایران برای نخستین بار در این پژوهش ارائه شده، لذا دارای نوآوری و دانش افزائی نظری قابل توجهی می باشد. ضمنا از بعد عملی نیز به موسسات حسابرسی کمک می کند تا دیدگاه تازه و نوینی در خصوص راهبری بهینه در موضوع مهم منابع انسانی یعنی جانشینی را مورد توجه قرار دهند. داده های پژوهش حاضر با روش کیفی و از طریق مصاحبه با نخبگان حسابرسی در سال 1401 جمع آوری شد. سپس داده ها کدگذاری شده و جهت تدوین الگو از روش داده بنیاد استفاده گردید. یافته ها نشان داد که استقرار برنامه جانشین پروری، نیاز به زیرساخت های بیشتر در موسسات حسابرسی دارد و نیز توجه به مسائل مربوط به مشتریان به عنوان شرایط علی، بر مقوله مرکزی شامل جانشینی داخلی و یا خارجی (ادغام موسسات حسابرسی)، اثرگذار می باشند.
ساختارشکنی به مثابه معرفت شناسی عقیم در ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
231 - 253
حوزههای تخصصی:
مواضع معرفت شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی توانم" دیگری ختم می شود؛ به این معنا که ما "نمی توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می کند که دال ها و مدلول ها به آنچه نیستند وابسته اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه ای بی ثبات می کند که مانع از خروج ما از بازی بی پایان دال ها می شود و معرفت شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می کند. دردریدا بی اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت شناسی را در ورطه پوچ گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.
تحلیلی بر شاخص های مالی مؤثر بر عملکرد مالی زنان شاغل در صنعت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
37 - 76
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر بیش از نیمی از کارکنان صنعت گردشگری را زنان تشکیل می دهند. از این رو، توجه به مسائل مالی به جهت تأثیر آن ها در عملکرد مالی حائز اهمیت بوده و می بایست در اولویت بررسی صاحبان مشاغل گردشگری قرار گیرد. در این راستا، هدف این مطالعه پاسخ به این سؤال است که شاخص های مالی مؤثر بر عملکرد مالی زنان در صنعت گردشگری ایران، چه عواملی هستند؟ بدین منظور محققین با استفاده از روش تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) و از طریق بررسی کتابخانه ای و ابزار پرسشنامه، مدل مفهومی تحقیق را از روابط بین شاخص ها ترسیم نموده و به منظور برازش آن از نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 استفاده کرده اند. جامعه آماری پژوهش را تعدادی از خبرگان، مدیران و زنان شاغل در حوزه گردشگری کشور تشکیل می دهند که مجموعا در این تحقیق 65 نفر می باشند. نتایج، حاکی از آن است که تجربه و سواد مالی به بهبود و ارتقای رفتار مالی زنان منجر می شود، در حالی که رفتار مالی تأثیر مستقیمی بر تاب آوری مالی داشته و در نهایت به بهبود عملکرد مالی بنگاه های گردشگری کمک می کند.
تحلیل رضایت گردشگران از منظر هوش مصنوعی: یک مطالعه کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
253 - 294
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های اصلی صنعت گردشگری، افزایش رضایت گردشگران است. در سال های اخیر، استفاده از هوش مصنوعی جهت رفع این چالش رشد چشمگیری داشته است. این پژوهش با هدف مرور جامع مطالعات مرتبط، از روش کتاب سنجی برای تحلیل ساختار علمی فعلی، شناسایی روندهای تحول آفرین، الگوهای تحقیقاتی نوظهور و تعیین دستور کارهای آینده استفاده کرده است. پس از تعیین راهبرد جستجوی مناسب و اعمال شاخص های غربالگری، ۴۹۹ مقاله از پایگاه داده اسکوپوس استخراج و با استفاده از بسته بیبلیومتریکس در نرم افزار R تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند تحلیل احساسات و بررسی نظرات آنلاین گردشگران، به ویژه با بهره گیری از ابزارهای پردازش زبان طبیعی، نقش مهمی در درک نیازها و انتظارات مشتریان و بهبود رضایت آن ها دارد. استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشینی برای شناسایی الگوهای رفتاری و پیش بینی نیازهای آینده می تواند به ارتقای تجربیات گردشگران در مقاصد کمک کند. همچنین تبلیغات شفاهی الکترونیک، به عنوان مفهوم نوظهور، تأثیر مستقیمی بر سطح رضایت گردشگران دارد.
چالش ها، موانع و راهکارهای ادغام فناوری اطلاعات در حسابرسی داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، پذیرش فناوری اطلاعات در سازمان ها، به ویژه در بخش حسابرسی داخلی، اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است. ادغام ابزارها و سیستم های فناوری اطلاعات در شیوه های سنتی حسابرسی، مسیر جدیدی را برای افزایش کارایی، اثربخشی و دقت فرآیندهای حسابرسی داخلی ایجاد کرده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش ها، موانع و راهکارهای ادغام فناوری اطلاعات در حسابرسی داخلی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. پژوهش از نوع کیفی بوده و داده های موردنظر در سال 1403 از طریق مصاحبه با 18 نفر از خبرگان حرفه حسابرسی داخلی گردآوری و با روش تحلیلتم با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شده است. مطابق با یافته های پژوهش محدودیت های سازمانی، محدودیت های فنی، محدودیت های ادراکی حسابرس و ضعف در آموزش حسابرسان به عنوان چالش ها و موانع ادغام فناوری اطلاعات در حسابرسی داخلی شناخته شدند و فرهنگ سازی درزمینهٔ به کارگیری فناوری، تعهد سازمان به پذیرش و به کارگیری فناوری های جدید، فراهم نمودن زیرساخت های لازم و آموزش و توسعه مهارت کارکنان در حوزه فناوری اطلاعات عنوان راهکارهای ادغام فناوری اطلاعات در حسابرسی داخلی شناسایی شدند.
بررسی تأثیر آمادگی برای صنعت ۵.۰ بر رشد پایدار کسب و کار با نقش میانجی کارایی، پاسخگویی و مزیت رقابتی (مورد مطالعه: شرکت فولاد مبارکه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۸
87 - 122
حوزههای تخصصی:
در شرایطی که رقابت جهانی شدت یافته و تغییرات محیطی، اقتصادی و فناوری با سرعتی بی سابقه رخ می دهد، سازمان ها نیازمند سطح بالایی از آمادگی برای پذیرش فناوری ها و مدل های کسب وکار مبتنی بر صنعت ۵.۰ هستند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آمادگی برای صنعت ۵.۰ بر رشد پایدار کسب وکار، با در نظر گرفتن نقش کارایی، پاسخگویی و مزیت رقابتی، در شرکت فولاد مبارکه اصفهان انجام شده است. علی رغم پژوهش های انجام شده در حوزه صنعت 5.0، مرور ادبیات نشان می دهد تاکنون تاثیر آمادگی بر پیاده سازی صنعت 5.0 بر کارایی، پاسخگویی، مزیت رقابتی و رشد پایدار کسب و کار به صورت یکپارچه بررسی نشده است. این مطالعه از نوع کاربردی و توصیفی–همبستگی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد از نمونه ای شامل ۱۰۵ نفر از کارکنان شرکت که به صورت هدفمند انتخاب شدند، گردآوری شده است. روایی محتوایی، همگرا و واگرا ابزار اندازه گیری و همچنین پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفته است. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد که کسب آمادگی برای صنعت ۵.۰ به طور معناداری موجب ارتقای کارایی و پاسخگویی می شود و این دو عامل نیز مزیت رقابتی را تقویت کرده و در نهایت به رشد پایدار کسب وکار منجر می گردند. همچنین مشخص شد که کارایی و پاسخگویی نقش میانجی در رابطه بین آمادگی برای صنعت ۵.۰ و مزیت رقابتی ایفا می کنند. این یافته ها می تواند راهنمایی برای مدیران صنایع در جهت حرکت هدفمند به سوی صنعت ۵.۰ و بهره گیری اثربخش از فناوری های نوین با رویکرد انسان محور در راستای دستیابی به رشد پایدار باشد.
بررسی اثرات متقابل پارامترهای پذیرش فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی: مطالعه موردی شرکت کرمان موتور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۸
287 - 321
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی با بهینه سازی فرآیندها، افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها، تحول چشم گیری در تولید، مدیریت و نوآوری ایجاد کرده است. از این رو هدف تحقیق حاضر بررسی اثرات متقابل پارامترهای پذیرش فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی: مطالعه موردی شرکت کرمان موتور است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و پیمایشی می باشد. گردآوری داده ها از طریق توزیع 130پرسشنامه در میان کارکنان شرکت خودروسازی کرمان موتور صورت گرفت که به روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در تحقیق، ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ های پذیرش فناوری چاترجی و همکاران (2021) و شون و وان (2020) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که هنجارهای ذهنی کارکنان بر سودمندی ادراک شده و سهولت استفاده ادراک شده کارکنان از فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت خودروسازی تأثیر مثبت و معناداری دارد. سودمندی ادراک شده بر قصد استفاده و نگرش کارکنان نسبت به استفاده از فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری دارد. سهولت استفاده ادراک شده بر نگرش کارکنان نسبت به استفاده از فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی و نگرش کارکنان بر قصد استفاده از فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت خودروسازی تأثیر مثبت و معناداری دارد. در نهایت قصد استفاده از فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در شرکت خودروسازی بر استفاده از آن تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج نشان داد اثر تمامی متغیرهای تحقیق مثبت و معنادار است و همه ی فرضیه های تحقیق تأیید شدند.
به کارگیری تجزیه و تحلیل بیببلیومتریک برای بررسی و شناسایی روندهای تأثیر معنویت در سازمان بر مشارکت کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: معنویت به عنوان یکی از ارکان اصلی زندگی انسان نه تنها بر رفتارهای فردی و اجتماعی تأثیر می گذارد، بلکه نقش مهمی در شکل دهی به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ایفا می کند (خلیلی و همکاران، [1] 2023). در این راستا، معنویت می تواند به عنوان یک منبع انگیزه و حمایت اجتماعی برای کارکنان در محیط کار عمل کند (دیک و همکاران، [2] 2024). تحقیقات نشان داده است که معنویت می تواند حس تعلق و امنیت کارکنان را تقویت کند (قنبری و عبدالملکی، 2022)، و این حس تعلق به نوبه خود به افزایش روحیه و تعهد به سازمان منجر می شود (کلارک ، لویس و کریسمن، [3] 2022 )؛ به ویژه در سازمان هایی که به تنوع مذهبی احترام می گذارند، کارکنان احساس بیشتری از شمولیت را تجربه می کنند که می تواند باعث تقویت تیم کاری و افزایش مشارکت فعال در فرآیندهای تصمیم گیری شود (آزادمرزآبادی و همکاران، 1401). بنابراین، بررسی تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان نه تنها به درک عمیق تری از معنویت به عنوان یک عامل مؤثر در محیط کار کمک می کند (دی، [4] 2022)، بلکه به مدیران در طراحی استراتژی های مؤثر برای بهبود انگیزه و افزایش تعاملات سازمانی کمک می کند (بیک زاد و همکاران،1400). با وجود پژوهش های گسترده ای که درباره تأثیر معنویت بر رفتار سازمانی انجام شده است، هنوز درک دقیقی از ارتباط بین معنویت و مشارکت کارکنان وجود ندارد (بنفیل، [5] 2022). معنویت می تواند تأثیر قابل توجهی بر انگیزه و تعهد کارکنان داشته باشد (کوبارتای، [6] 2023)؛ اما این سؤال مطرح می شود که آیا سازمان ها می توانند با توجه به تنوع مذهبی، مشارکت کارکنان را بهبود بخشند (دافی و همکاران، [7] 2023). این عدم وضوح ممکن است به از دست رفتن پتانسیل های موجود در سازمان ها و تأثیر منفی بر فرهنگ سازمانی منجر شود. اهداف این پژوهش عبارت اند از: الف) شناسایی و بررسی تولیدات علمی در زمینه تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان؛ ب ) بررسی روند تحقیقاتی حوزه یادشده در طی زمان؛ ج ) شناسایی الگوها و موضوعات محوری تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان؛ د ) بررسی شکاف ها و فرصت های تحقیقاتی در زمینه ارتباط میان معنویت و مشارکت کارکنان. روش: پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد کتاب سنجی انجام شده است. در این پژوهش، پژوهشگران با مطالعه دقیق ادبیات موضوع، مترادف های دو کلیدواژه اصلی تحقیق، یعنی «معنویت» و «مشارکت کارکنان» را شناسایی کرده و با در نظر گرفتن املای صحیح واژگان و استفاده از عملگرهایی مانند کوتیشن مارک و پرانتز، دستور جستجویی طراحی کردند که امکان بازیابی منابع مرتبط را فراهم کند. داده های این تحقیق در تاریخ 29 آبان 1403 (19 نوامبر 2024) از پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس [8] استخراج شده است. پایگاه اسکوپوس به دلیل پوشش گسترده و نمایه سازی مقالات علمی از نشریات معتبر، یکی از منابع اصلی برای تحلیل های بیبلیومتریک است (مونگئون و پاول، [9] 2016 ). همچنین، استانداردهای علمی بالای اسکوپوس، دقت و اعتبار نتایج پژوهش را افزایش می دهد (گریتسنو همکاران، [10] 2021 ). ابتدا 91 مقاله شناسایی شد که پس از اعمال فیلترهایی نظیر مقالات منتشرشده در حوزه کسب وکار و مدیریت، زبان انگلیسی، و بازه زمانی 1989 تا 2024، تعداد مقالات به 70 مقاله کاهش یافت (جدول 1). برای تحلیل داده های کتاب سنجی از نرم افزارهای گوناگون بهره گرفته شد که پرکاربردترین آنها عبارت اند از: R Studio بسته bibliometrix)، VOSviewer، Citespace، Gephi، BibExcel و Histcite (آمپا و همکاران، [11] 2021 ). در این پژوهش، از بستهbibliometrix نسخه 2/4 نرم افزار R برای انجام تحلیل های آماری پیشرفته و تولید نمودارهای تکمیلی بهره گرفته شد. این نرم افزار قابلیت پردازش داده ها، مدل سازی آماری، و تولید نمودارهای بصری دقیق را دارد که برای تحلیل داده های کتاب سنجی بسیار کارآمد است (ون اک و والتمن، [12] 2023 ). همچنین از VOSviewer برای رسم نمودارهای شبکه ای استفاده شد (لین و همکاران، [13] 2024). تحلیل های انجام شده شامل بررسی هم واژگانی برای شناسایی ارتباط مفاهیم کلیدی و تحلیل شبکه ای برای کشف الگوهای موضوعی و روندهای پژوهشی در زمینه تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان بود. این رویکرد جامع، تصویری شفاف از وضعیت علمی کنونی و تحولات پژوهشی این حوزه ارائه می دهد. نتایج: الف) معنویت به عنوان یک عامل مؤثر در بهبود مشارکت کارکنان در حال گسترش است و در حال تبدیل شدن به یکی از مؤلفه های اصلی در سازمان هاست؛ ب ) تحقیقات در زمینه معنویت و مشارکت کارکنان رو به رشد فزاینده است؛ ج ) اذعان پژوهشگران به اهمیت معنویت در بهبود روحیه کارکنان و تقویت روابط سازمانی؛ د ) تأکید نشریات بررسی شده بر پیوند معنویت با اخلاق سازمانی و فرهنگ سازمانی. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر معنویت بر مشارکت کارکنان در محیط های کاری انجام شده است و نتایج آن از طریق تحلیل داده های کتاب سنجی و بررسی روندهای تحقیقاتی در این حوزه به دست آمده است. یافته ها تصویری روشن از وضعیت معنویت در محیط کار، مفاهیم کلیدی، روندهای علمی و شکاف های تحقیقاتی موجود ارائه می دهند. نویسندگان با انتشار مقالات خود در نشریات معتبر و تأثیرگذاری همچونJournal of Business Ethics و Journal of Management, Spirituality and Religion به طور گسترده ای در ترویج آگاهی ها در زمینه معنویت در محیط های کاری مؤثر بوده اند. این نشریات به ویژه بر پیوند معنویت با اخلاق سازمانی و فرهنگ سازمانی تأکید دارند، که نشان دهنده اهمیت معنویت به عنوان عاملی مؤثر در بهبود روابط کارکنان و رفتار سازمانی است. این پژوهش، تأثیرات معنویت بر کارکردهای تیمی، روحیه کارکنان و تعاملات سازمانی را نیز آشکار می کنند. معنویت، به ویژه از طریق رهبری معنوی، می تواند به طور چشمگیری انگیزش درونی کارکنان را تقویت کند و با ایجاد یک محیط حمایتی و معنوی، مشارکت کارکنان را در فرآیندهای سازمانی افزایش دهد. این یافته ها با نتایج فرای (2023) هم راستاست که رهبری معنوی را عاملی برای افزایش تعهد و مشارکت کارکنان معرفی کرده است. این موضوع نشان می دهد که رهبری معنوی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر برای ایجاد محیطی مثبت و حمایت گر در سازمان ها عمل کند که به طور مستقیم بر عملکرد و انگیزش کارکنان تأثیر می گذارد. همچنین، این پژوهش به بررسی همکاری های بین المللی در تحقیقات معنویت پرداخته است. 14/27 درصد از مقالات موجود در این زمینه شامل همکاری های بین المللی هستند که نمایانگر گسترش معنویت در محیط های کاری به سطح جهانی است. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی دست اندرکاران مجله که با بررسی به موقع مقاله، بازخوردهای لازم را به نویسندگان دادند به ویژه سردبیر محترم مجله کمال تشکر و قدردانی را دارند. تعارض منافع: فرم تعارض منافع به شکل یک فایل جداگانه بارگذاری شده است. [1] . Khalili et al [2] . Dik et al [3] . Clarck &lowis&Chrisman [4] . Day [5] . Benefiel et al [6] . Koburtay et al [7] . Duffy et al [8] . scopus [9] . Mongeon & Paul-Hus [10] . Gerritsen et al [11] . Ampah et al [12] . Eck&waltman [13] . Lin et al
الگوی ارزشیابی خط مشی حقوق و دستمزد در بخش دولتی (مورد مطالعه: قانون مدیریت خدمات کشوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
1 - 32
حوزههای تخصصی:
الگوی ارزشیابی خط مشی نقش مهمی در بهبود و اصلاح خط مشی ایفا می کند. حقوق و دستمزد در بخش دولتی نیز از اثرگذارترین زیرنظام ها در انگیزش کارکنان و بهره وری نظام اداری است. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی جامع برای ارزشیابی کارآمد خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از نظر ماهیت کیفی است که با روش تحلیل مضمون با رویکرد براون و کلارک انجام شده است. جامعه این پژوهش شامل مدیران ارشد، پژوهشگران و اساتید دانشگاهی است. به منظور جمع آوری داده های پژوهش با نمونه گیری هدفمند تا حد اشباع، 13 مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام و 6 جلسه گروه کانونی برگزار شده است. افراد مورد نظر، واجد تخصص های مرتبط با حقوق اداری و جبران خدمت در بخش دولتی و یا تجربه اجرایی عمیق و مستمر در بالاترین سطوح نهاد خط مشی گذار در حوزه حقوق و دستمزد در بخش دولتی (سازمان اداری و استخدامی کشور) بوده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که معیارهای ارزشیابی کارآمد خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی، مستلزم توجه به هشت بعد اصلی است. این معیارها عبارت است از: معیارهای زمینه ای، نهادی، زیرساختی، تنظیم گری، اجرایی، نتیجه، پیامد و اثر. هر یک از این ابعاد شامل معیارهای متعددی همچون «ابتنا بر ارزش شغل، شاغل، عملکرد، محیط، و رقابت»، «پرداخت برابر برای کار برابر» و «قابلیت اجرا» می باشد. یافته های پژوهش در چارچوب مدلی نظام مند سازماندهی شده است. الگوی نظام مند پیشنهادی در این پژوهش، با درنظرگرفتن ابعاد مختلف یک چارچوب جامع برای ارزشیابی خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی ارائه می دهد که می تواند به بهبود و اصلاح خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی کمک کند.
ارائه مدل مفهومی استقرار فناوری های صنعت ۴.۰ در زنجیره تأمین با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۸)
133 - 160
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، تحول دیجیتال و ظهور فناوری های مرتبط با صنعت ۴.۰، موجب دگرگونی اساسی در ساختار، عملکرد و رقابت پذیری زنجیره های تأمین در صنایع مختلف شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین نقش فناوری های کلیدی صنعت ۴.۰، شامل اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، کلان داده، بلاکچین، واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، رباتیک پیشرفته و محاسبات ابری در هوشمندسازی زنجیره تأمین انجام شده است. این مطالعه ازنظر ماهیت، کیفی و ازنظر راهبرد پژوهش، مبتنی بر نظریه داده بنیاد ( Grounded Theory ) است. داده های پژوهش ازطریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته با ۱۰ نفر از خبرگان صنعتی و دانشگاهی گردآوری شده است. برای تحلیل داده ها، از کدگذاری سه مرحله ای استراوس و کوربین، شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. سپس با بهره گیری از مدل سازی ساختاری تفسیری، مفاهیم کلیدی سطح بندی شدند و در پایان با تحلیل MICMAC ، جایگاه هر مؤلفه براساس قدرت نفوذ و وابستگی مشخص شد. یافته ها نشان داد که استقرار موفق فناوری های صنعت ۴.۰، در زنجیره تأمین، نیازمند فراهم بودن زیرساخت های اطلاعاتی، تدوین راهبرد دیجیتال، ارتقا مهارت منابع انسانی و رفع مقاومت فرهنگی در سازمان است. همچنین، فناوری های صنعت ۴.۰، به عنوان متغیرهای وابسته در مدل شناسایی شدند که نقش آن ها در افزایش بهره وری، انعطاف پذیری و پاسخ گویی زنجیره تأمین ، مشروط به تحقق مؤلفه های سطح پایین تر است. تحلیل MICMAC نیز مؤلفه هایی مانند فشار بازار، راهبرد دیجیتال و زیرساخت فناوری را به عنوان عوامل محرک و مؤثر در تحول زنجیره تأمین معرفی کرد. کاربردهای نتایج این پژوهش را می توان در طراحی نقشه راه تحول دیجیتال، توسعه سیاست های سازمانی برای پذیرش فناوری، بازمهندسی فرایندهای زنجیره تأمین، ارتقا مهارت دیجیتال کارکنان، و تدوین سیاست های ملی در حوزه صنعت 4.0 دانست.
مدلسازی معادلات ساختاری تاثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر سبکهای تفکر و پذیرش تغییر در میان مدیران مدارس
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
37 - 1
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، از نظر هدف، جزء تحقیقات کاربردی و از نظر ماهیت پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی با تاکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری را کلیه مدیران مدارس دوره ابتدایی شهرستان خوی در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 224 نفر (128 زن و 96 مرد) تشکیل دادند.حجم نمونه آماری از طریق جدول مورگان، به تعداد 148 نفر مشخص شد که از طریق روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از میان مدیران انتخاب شد، جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مدیریت منابع انسانی سبز فرخی و همکاران(1396)، سبک تفکر استرنبرگ(1965) و پذیرش تغییر براتی و همکاران(1390) استفاده گردید، روایی پرسشنامه های مذکور توسط اساتید متخصص تایید و پایایی آن ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ بالای7/0 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (معادلات ساختاری) استفاده شد. با توجه به غیرنرمال بودن توزیع داده ها از تحلیل از معادلات ساختاری و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار pls استفاده گردید. نتایج نشانگر این بود که الگوی تاثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر سبک های تفکر و پذیرش تغییر در میان مدیران مدارس دوره ابتدایی شهرستان خوی دارای برازش مطلوبی است(18/49=T ؛01/0> p)، (44/11=T ؛01/0> p). به علاوه، نتایج نشانگر این بود که مدیریت منابع انسانی سبز بر سبک های تفکر مدیران مدارس دوره ابتدایی شهرستان خوی تاثیر مثبت و معنی داری دارد(938/0=S ؛01/0> p)، به علاوه، تاثیر مدیریت منابع انسانی سبز بر پذیرش تغییر در میان مدیران مدارس دوره ابتدایی شهرستان خوی، مثبت و معنی دار می باشد(796/0=S ؛01/0> p).
تأثیر دانش مشتری و مکانیسم انتقال دانش پلتفرم دیجیتال بر کارآفرینی آنلاین با میانجی گری نوآوری دیجیتال در شرکت دیجی کالا در استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر دانش مشتری و مکانیسم انتقال دانش پلتفرم دیجیتال بر کارآفرینی آنلاین با میانجی گری نوآوری دیجیتال در بین مشتریان شرکت دیجی کالا است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد، کمّی و از نوع پژوهش های توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل همه مشتریان شرکت دیجی کالا در استان آذربایجان غربی بوده که تعداد 384 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای استاندارد بود. داده ها از طریق نرم افزارهایSPSS 24 وSmart PLS 4 و با استفاده از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که پلتفرم های دیجیتال و دانش مشتری با میانجی گری نوآوری دیجیتال تأثیر مثبتی بر کارآفرینی آنلاین دارند، رابطه مثبت و معنی داری بین آن ها وجود دارد و برای کارآفرینان به منظور انجام کسب وکارشان در فضای آنلاین مناسب هستند؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که متغیرهای پلتفرم دیجیتال، دانش مشتری و نوآوری دیجیتال می توانند به عنوان متغیرهای پایه و اساسی برای ارائه مدل های مناسب کارآفرینی آنلاین، مورد استفاده قرار گیرند.
شناسایی و تحلیل شاخص های اخلاق حرفه ای حسابداران مدیریت در شرکت های دارویی ایران با رویکرد معادلات ساختاری
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
62 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل شاخص های اخلاق حرفه ای حسابداران مدیریت در شرکت های دارویی ایران با استفاده از رویکرد معادلات ساختاری است. با توجه به حساسیت بالای این صنعت در حوزه سلامت عمومی، پایبندی به اصول اخلاقی در تصمیم گیری های مالی، گزارشگری و کنترل مدیریتی اهمیت مضاعفی پیدا می کند. پژوهش از نوع کاربردی و توصیفی بوده و داده ها از طریق توزیع پرسشنامه بین ۲۲۰ حسابدار مدیریت شاغل در شرکت های دارویی کشور که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند، گردآوری گردید. ابزار گردآوری، پرسشنامه محقق ساخته بر اساس چارچوب های انجمن بین المللی حسابداران مدیریت و فدراسیون بین المللی حسابداران بود. این ابزار، پنج مؤلفه اصلی شامل صداقت و شفافیت اطلاعاتی، مسئولیت پذیری اجتماعی، رازداری حرفه ای، تبعیت از مقررات و پرهیز از تعارض منافع را مورد ارزیابی قرار داد. نتایج پژوهش نشان داد که همه مؤلفه ها تأثیر مثبت و معناداری بر رفتار حرفه ای حسابداران مدیریت دارند. بیشترین اثرگذاری مربوط به پرهیز از تعارض منافع و صداقت و شفافیت اطلاعاتی بود. این یافته ها با مطالعات مشابه در صنایع سلامت محور همسو است؛ با این حال، در محیط اقتصادی ایران، به دلیل بومی سازی شاخص ها و تمرکز بر صنعت داروسازی، چارچوبی کاربردی برای سیاست گذاری و آموزش اخلاق حرفه ای فراهم می آید. بر این اساس، تقویت استقلال تصمیم گیری، شفافیت اطلاعاتی و مسئولیت پذیری اجتماعی باید در طراحی نظام نامه های اخلاقی این صنعت در اولویت قرار گیرد.
ارزیابی مولفه های خودکارآمدی کارآفرینی در گردشگری دریایی: پژوهشی در کسب و کارهای مناطق ساحلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: گردشگری دریایی یکی از ارکان اصلی اقتصاد دریایی است که نقش قابل توجهی در ایجاد اشتغال و کارآفرینی در مناطق ساحلی ایفا می کند. گردشگری دریایی از بخش هایی است که در راه اندازی و تداوم فعالیت های کسب وکارهای خرد نقش مهمی دارد. در این راستا این تحقیق با هدف ارزیابی مولفه های خودکارآمدی کارآفرینی در گردشگری دریایی انجام گرفته است. روش: این تحقیق برمبنای پارادایم اثبات گرایی ، با جهت گیری کاربردی و از نظر روش شناختی، توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری این تحقیق، کارآفرینان، مدیران و کارکنان کسب و کارهای فعال شهر نوشهر بود که با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس 300 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار مورد استفاده پرسشنامه استاندارد خوکارآمدی کارآفرینی گردشگری هالاک و همکاران (2011) بود که متناسب با ویژگی های گردشگری دریایی بومی سازی شد. روایی ابزار تحقیق با استفاده روایی محتوا (نظرخواهی از خبرگان)، و روایی سازه (روایی همگرا و واگرا) و پایایی آن با استفاده از شاخص های آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده های تحقیق با استفاده از نرم افزارهای SPSS و SMARTPLS انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که خودکارآمدی کارآفرینی در کسب وکارهای گردشگری دریایی به ترتیب اهمیت دارای مولفه های توسعه محصول و بازار جدید، تعریف اهداف اصلی، ارتباط با سرمایه گذار، ایجاد محیط نوآورانه، توسعه نیروی انسانی حیاتی و مواجهه با چالش ها است. نتیجه گیری: این تحقیق نشان می دهد که تقویت خودکارآمدی کارآفرینی می تواند به توسعه پایدار گردشگری دریایی و بهبود معیشت جوامع ساحلی کمک کند. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی برای ارتقای مهارت های کارآفرینانه در این مناطق اجرا شود.
ارائه مدل حمایتی حقوق از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل حمایتی فقه اسلامی ازکارآفرینی اجتماعی و اقتصادی انجام شده است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با اساتید رشته های فقه، حقوق اسلامی و کارآفرینی و مشاوران حقوقی به تعداد 14 نفر و همچنین مرور پژوهش های مرتبط، یافته ها ترکیب و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبه ها و پژوهش ها با استفاده از نرم افزار 2020MaxQda ابعاد مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 6 جنبه، 26 مؤلفه و 76 کد استخراج گردید. مدیران و کارآفرینان باید اقدام به اتخاذ و پیاده سازی اصول و راهبردهای اثربخش نمایند تا به پیامدهای مثبت دست یابند. این پژوهش، مدل حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی در قالب 26 مؤلفه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای راهکارهای حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی ارائه نشده است، این پژوهش می تواند در راستای چالش های نوظهور، توسعه اقتصادی پایدار، تقویت مسئولیت اجتماعی، انطباق با تغییرات جهانی و توسعه بازارهای جدید و فرصت های تجاری سودمند باشد.
ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) می باشد. ابتدا، با به کارگیری روش تحلیل مضمون، مؤلفه های کلیدی بازاریابی بازگشتی شناسایی و چارچوب اولیه بهینه سازی طراحی شد. سپس، از روش دلفی و مصاحبه های ساختارمند با خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت مشتری برای اعتبارسنجی شاخص ها استفاده گردید. در این پژوهش، از ترکیب الگوریتم خوشه بندی K-Means++ و مدل RFM برای بخش بندی مشتریان و شناسایی گروه های نیازمند مداخلات بازاریابی استفاده شده است. همچنین، با بهره گیری از درخت تصمیم و شبکه های عصبی مصنوعی، قواعد اعتبارسنجی مشتریان و دقت پیش بینی رفتار آن ها ارتقا یافته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این چارچوب ترکیبی نه تنها دقت خوشه بندی را بهبود می بخشد، بلکه امکان طراحی استراتژی های شخصی سازی شده برای هر گروه از مشتریان را فراهم می کند. نتایج حاکی از آن است که شاخص تازگی خرید (Recency) بیشترین تأثیر را در تعیین ارزش مشتری دارد و ادغام داده های تراکنشی با ویژگی های دموگرافیک و رفتاری، بینش های جامع تری را برای تصمیم گیری های بازاریابی ارائه می دهد. این پژوهش با پر کردن شکاف های موجود در تحقیقات پیشین، به ویژه در حوزه تفسیرپذیری و تعمیم پذیری مدل ها، گامی مؤثر در جهت توسعه دانش نظری و کاربردی بازاریابی بازگشتی برداشته است.
تاثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
121 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام شرکت ها و تحلیل نقش شفافیت یا عدم شفافیت محیط اطلاعاتی به عنوان یک متغیر تعدیلگر در این رابطه است. در بازارهای مالی، اطلاعات به عنوان یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه گذاری و قیمت گذاری سهام شناخته می شود و تفاوت های موجود بین اطلاعات خاص شرکت و اطلاعات عمومی بازار می تواند تأثیر قابل توجهی بر میزان همزمانی قیمت سهام داشته باشد. این تحقیق به ویژه به بررسی تأثیر جریان اطلاعات، که شامل تقاضا و عرضه اطلاعات است، می پردازد و به دنبال این است که چگونه این جریان می تواند موجب تغییرات در همزمانی قیمت سهام شود. همچنین، پژوهش به تأثیر محیط اطلاعاتی هر شرکت بر این رابطه می پردازد، به ویژه در شرایطی که محیط اطلاعاتی شرکت ها مبهم یا شفاف باشد. روش: روش شناسی پژوهش بر اساس داده های ترکیبی (تابلویی) و نمونه ای از ۱۰۵ شرکت بورسی فعال در ۱۲ صنعت مختلف از سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ طراحی شده است. برای اندازه گیری تقاضای اطلاعات از شاخص غیرمستقیم حجم جستجوی گوگل و برای اندازه گیری عرضه اطلاعات از شاخص حجم پوشش رسانه ای استفاده شده است. از آنجا که جریان اطلاعات در بازارهای سرمایه به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، این روش ها به عنوان نماینده ای برای تقاضا و عرضه اطلاعات به کار گرفته شده اند. به منظور آزمون فرضیات تحقیق، از مدل های رگرسیونی مختلف استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که بین تقاضای اطلاعات خاص شرکت و همزمانی قیمت سهام و همچنین بین عرضه اطلاعات و همزمانی قیمت سهام، رابطه ای منفی و معنادار وجود دارد. به عبارت دیگر، افزایش تقاضا برای اطلاعات خاص شرکت و همچنین افزایش عرضه اطلاعات باعث می شود که قیمت سهام کمتر تحت تأثیر اخبار عمومی و تحولات بازار قرار گیرد و بیشتر بر اساس اطلاعات اختصاصی مربوط به هر شرکت تغییر کند. این نتایج با فرضیه های موجود در ادبیات پژوهش مبنی بر تأثیر مستقیم جریان اطلاعات بر قیمت ها همخوانی دارد. با این حال، یافته های پژوهش به طور قطعی تأثیر قوی تر بودن رابطه منفی بین پوشش رسانه ای و همزمانی قیمت سهام در شرکت هایی با محیط اطلاعاتی غیرشفاف تر را تأیید نمی کند. این عدم تأیید ممکن است ناشی از پیچیدگی های موجود در تحلیل اثرات محیط های اطلاعاتی مبهم باشد که به نظر می رسد برای تحلیل دقیق تر، نیاز به مطالعات تکمیلی و مدل های پیچیده تری داشته باشد. نتیجه گیری: این پژوهش می تواند برای سرمایه گذاران و تحلیل گران بازار مالی مفید واقع شود. شناخت بهتر از نحوه تأثیر عرضه و تقاضای اطلاعات بر همزمانی قیمت سهام می تواند به آن ها کمک کند تا تصمیمات آگاهانه تری در زمینه سرمایه گذاری اتخاذ کنند. علاوه بر این، این تحقیق می تواند برای پژوهشگران و دانشگاهیان در زمینه شناخت و درک عوامل مؤثر بر همزمانی قیمت سهام و بهبود محیط های اطلاعاتی مفید باشد. در نهایت، نتیجه گیری های پژوهش می تواند به رسانه های فعال در بازار سرمایه توصیه هایی برای بهبود پوشش اطلاعاتی شرکت ها و کاهش ابهام محیط اطلاعاتی ارائه دهد.









