فیزیولوژی حرکت و تندرستی
فیزیولوژی حرکت و تندرستی سال 5 بهار و تابستان 1404 شماره 1 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف: بیوژنز میتوکندری یک چرخه پیچیده است که شامل هماهنگی بین بیان ژن های میتوکندری و ژن های هسته ای، سپس ورود محصولات به اندامک و تداوم گردش این چرخه می باشد. نقص میتوکندری و یا نقص در هر یک از مسیرهای درگیر در بیوژنز میتوکندری، می تواند منجر به بیماری دیابت شود .یکی از راه های کنترل و مدیریت بیماری دیابت پرداختن به فعالیت های ورزشی می باشد. اگرچه نقش فعالیت های بدنی و آنتی اکسیدان ها بر سلامت قلب نشان داده شده است. اما اثر تعاملی تمرینات مختلف ورزشی همراه با کروسین بر نشانگر های محافظت سلولی بافت قلب به خوبی مشخص نیست. تمرینات ورزشی با شدت متفاوت، با تنظیم بیان ژن های دخیل در زایش میتوکندری میوکارد بیماران دیابتی، متابولیسم را در سطح سلولی تنظیم می کند. بنابراین هدف مطالعه حاضر بررسی مروری بر اثر تمرینات استقامتی با شدت های مختلف و مکمل کروسین بر نشانگرهای بیوژنز میتوکندری و محافظت سلولی در بیماری دیابت با تاکید بر نقش PGC-1α و HSP70 بود. مواد و روش ها: در مطالعه مروری حاضر، تحقبقات منتشر شده از سال 2010 تا 2024 که در ارتباط با فعالیت های ورزشی، مکمل کروسین، نشانگرهای بیوژنز میتوکندری و محافظت سلولی در بیماری دیابت بودند مورد بررسی قرار گرفتند. جستجوی مطالعات لاتین با استفاده از پایگاه داده های در PubMed، ScienceDirect و Google scholar با کلید واژه های Endurance training،Crocin ،PGC-1α ، HSP70 Diabetes و جستجو در مطالعات فارسی مرتبط در پایگاه های تخصصی فارسی مگیران، SID و گوگل اسکولار، با کلید واژه های ورزش، کروسین، زعفران، بیوژنز میتوکندریایی،PGC-1α ، HSP70انجام شد. از بین تمام مقالات پیدا شده مرتبط ترین آنها که در حدود 91 مقاله مرتبط با کلیدواژه ها بودند ابتدا به دسته-های تمرین+بیوژنز میتوکندریایی، کروسین+بیوژنز میتوکندریایی و تعامل تمرین+کروسین+بیوژنز میتوکندریایی در شرایط دیابت تقسیم شدند. نتایج: از بین 250 مقاله پیدا شده با کلیدواژه های تمرین، بیوژنز میتوکندریایی، کروسین، بیوژنز میتوکندریایی تعداد 91 مقاله که مرتبط با تمرین، کروسین، بیوژنز میتوکندریایی بودند مورد استفاده قرار گرفتند. بررسی نتایج مطالعات به طور کلی نشان داد تمرین استقامتی بیشتر محرک PGC-1α می باشد و کروسین اثرات محدود تری بر بیوژنز میتوکندریایی و اثر آنتی اکسیدانی بیشتری نسبت به تمرین دارد. همچنین تعامل تمرین استقامتی و مکمل کروسین روند بیوژنز میتوکندری را در بیماران دیابتی بهبود می بخشد. نتیجه گیری: به طور کلی به نظر می رسد استفاده از کروسین به عنوان یک آنتی اکسیدان و محرک بالقوه بیوژنز میتوکندریایی از مسیر های جداگانه با تمرین استقامتی می تواند منجر به افزایش نشانگرهای بیوژنز میتوکندریایی مانند PGC-1α, HSP70 در شرایط بیماری دیابت شود. از این رو استفاده از کروسین در کنار تمرینات ورزشی برای کنترل بیماری دیابت و بهبود عملکرد جسمانی توصیه می شود.
اثر هشت هفته مصرف عصاره کروستین همراه با تمرین هوازی بر بیان ژن VEGF و اندوتلین -1 بافت قلب موش های دیابتی سالمند(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دیابت از عوامل خطر اصلی بیماری های قلبی عروقی هستند که منجر به اختلال در عمل کرد اندوتلیال و رگزایی معیوب می شوند .مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر هشت هفته مصرف عصاره کروستین همراه با تمرین هوازی بر بیان ژن VEGF و اندوتلین -1 بافت قلب موش های پیش دیابتی و دیابتی سالمند انجام گرفت روش بررسی: در این کارآزمایی تجربی، 25 سر موش نر c57bl6 ماده سالمند مبتلا به دیابت با سن 14-16 هفته و وزن 30-35 گرم به گروه های ((1)دیابتی (2)دیابتی+تمرین هوازی(3)دیابتی+کروستین(4)دیابتی+تمرین هوازی+کروستین و(5)کنترل سالم تقسیم شدند.. گروه ه تمرین هوازی به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته تمرین هوازی تناوبی انجام دادند و دوز mg/kg 40 استروپتوزتوسین (STZ) تزریق شد. همچنین کروستین را mg/kg/day 30 به صورت تزریق صفاقی دریافت کردند.م.جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آنالیز واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد (05/0≥P). یافته ها: مقادیر بیان ژنی VEGF و اندوتلین 1 در گروه دیابت به طور معنی داری بالاتر از سایر گروهها بود (05/0≥P)؛ مقادیر بیان ژنی VEGF و اندوتلین 1 در گروه دیابتی+تمرین هوازی و دیابتی+کروستین و دیابتی+تمرین هوازی+کروستین به طور معنی داری پایین تر از گروه دیابتی بود (05/0≥P). نتیجه گیری: به نظر می رسد هوازی تناوبی و کروستین هم به تنهایی و هم به طور همزمان در بهبود آنژیوژنز در بافت قلب مبتلا به دیابت موثر باشند. لذا استفاده از هوازی تناوبی و کروستین در شرایط دیابتی سالمندی توصیه می شود.
اثر تعاملی یک دوره تمرین هوازی اینتروال و آلفالیپوئیک اسید بر سطوح آیریزین، ویسفاتین و مقاومت به انسولین در موشهای دیابتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مداخله ورزشی و دارویی مخصوصاً داروهای گیاهی، از جمله بهترین رویکردهای بهبود وضعیت در افراد دیابتی محسوب می شود. ازطرفی، آلفالیپوئیک اسید یک آنتی اکسیدان بیولوژیکی قوی است. بااین حال، اثر همزمان تمرین ورزشی و آلفالیپوئیک اسید بر دیابت بخوبی مشخص نیست. هدف از مطالعه ی حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی اینتروال با شدت متوسط و مصرف آلفالیپوئیک اسید بر مقادیر آیریزین، ویسفاتین و مقاومت به انسولین در موشهای دیابتی نوع دو بود. مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، 42 سر موش نر بطور تصادفی به 6 گروه (سالم، دیابتی، سالین، تمرین، مکمل، مکمل+ تمرین) قرار گرفتند. دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین القا شد. گروه های تمرینی به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته و هرجلسه شامل 10 وهله یک دقیقه ای دویدن روی ترمیل با شدت 70 درصد اکسیژن مصرفی با دو دقیقه استراحت بین ستها را اجرا کردند. آلفالیپوئیک اسید به مقدار mg/kg20 در روز بصورت گاواژ به موشها داده شد. از روش آماری تحیلیل واریانس یکطرفه و سطح معناداری 05/0 ≥α استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آیریزین افزایش معناداری در گروه های مکمل، تمرین و تمرین + مکمل نسبت به گروه دیابتی داشت (001/0P=). میزان ویسفاتین (021/0P=)، میزان گلوگز (011/0P=) و مقاومت به انسولین (008/0P=) در گروه-های تمرین و مکمل+تمرین کاهش معنی داری نسبت به گروه دیابت داشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد که تمرین هوازی اینتروال با شدت متوسط به همراه با مصرف آلفالیپوئیک اسید می تواند با افزایش آیریزین و کاهش ویسفاتین، گلوگز و مقاومت انسولین تاثیر مثبت بر کنترل دیابت نوع دو بگذارد.
تأثیر تمرینات تداومی با شدت متوسط و بالا بر سطح پلاسمایی پروتئین فسفوریله تائو و مقاومت به انسولین در زنان دیابتی نوع دو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر هشت هفته تمرین تداومی با شدتهای مختلف بر سطح پلاسمایی پروتئین فسفوریله تائو و مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است. 30 بیمار زن با دامنه سنی 50 تا 60 سال که حداقل سه سال سابقه ابتلا به دیابت را داشتند، به روش در نمونه گیری دسترس انتخاب و در سه گروه شامل (1) تمرین تداومی با شدت بالا، (2) تمرین تداومی با شدت متوسط و (3) کنترل، قرار داده شدند. گروههای تمرینی بهمدت هشت هفته به -تمرین پرداختند. پروتکل تداومی با شدت بالا شامل 30 دقیقه دویدن با شدت 80% ضربان قلب ذخیره بود و پروتکل تمرین تداومی با شدت متوسط نیز به صورت 50 دقیقه دویدن با شدت 50% ضربان قلب ذخیره انجام شد. نتایج نشان داد که میزان مقاومت به انسولین زنان دیابتی نوع 2 در پس آزمون گروه های تمرین با شدت بالا و متوسط نسبت به پیش آزمون کاهش معناداری وجود دارد (مقادیر P به ترتیب 001/0 و021/0). همچنین سطح پروتئین فسفوریله تائوی پلاسما در گروه تمرین با شدت بالا کاهش معناداری وجود داشت (026/0(P= سطح پروتئین تائوی پلاسما در گروه تمرین با شدت بالا نسبت به گروه کنترل به طور معناداری پایین تر بود (008/0P=). احتمالاً تمرین ورزشی تداومی با شدت بالا می تواند از طریق بهبود مقاومت انسولین، کاهش سطح پروتئین فسفوریله تائو را در پی داشته باشد و از عوارض جانبی دیابت در CNS جلوگیری کند.
ارتباط تمرینات بدنی با شدت متوسط با سلامت روانی و کیفیت خواب بیماران دیابتی نوع 2(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیماری کووید – 19 با سرعت زیاد در جهان گسترش یافته و اثرات زیادی بر سلامتی و سایر جنبه های زندگی بشری داشته است. این ویروس موجب اثرات متفاوتی بر اعضای مختلف بدن از جمله سیستم اعصاب و روان شده است و اقشار مختلف جامعه از آن متاثر گردیده اند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط فعالیت بدنی با سلامت عمومی و کیفیت خواب در بیماران دیابتی فعال در دوران شیوع بیماری کووید -19 انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی – همبستگی است. نمونه آماری شامل180 نفر از بیماران دیابتی دارای پرونده در کلینیک تخصصی دیابت در شهر بابل بود که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و از طریق شبکه های مجازی با توزیع لینک پرسشنامه آنلاین در پژوهش شرکت کردند. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه های استاندارد شامل پرسشنامه فعالیت بدنی ipaq ، سلامت عمومی (28- GHQ) ، کیفیت خواب پیتزبرگ(PSQI) فراهم گردید. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار آماری SPSSنسخه26 انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بین فعالیت بدنی با شدت متوسط با سلامت عمومی و کیفیت خواب در بیماران دیابتی فعال در دوران شیوع بیماری کووید -19 رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.(05/0>P). نتیجه گیری: فعالیت بدنی با شدت متوسط نقش مهمی درکیفیت خواب و سلامت عمومی بیماران دیابتی فعال ایفا می کنند و هدف قرار دادن این متغیر می تواند در بهبود کیفیت خواب و سلامت عمومی بیماران دیابتی فعال در دوران اپیدمی کووید -19موثر باشد.
تاثیر شش هفته تمرینات مقاومتی کل بدن بر سلامت روان و نگرش اختلال خوردن در پسران نوجوان چاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: یکی از مهم ترین پیامدها و عوارض چاقی، تهدید سلامت روان و اختلالات تغذیه ای می باشد. از طرفی، تمرینات ورزشی عاملی موثر در بهبود سلامت روان و اختلالات تغذیه ای محسوب می شود، اما تاثیر تمرینات مقاومتی کل بدن (TRX) بر سلامت روان و اختلالات تغذیه ای در نوجوانان چاق هنوز مشخص نیست. بنابراین، هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر تمرین TRX بر سلامت روان و نگرش اختلال خوردن در پسران نوجوان چاق بود. روش کار: در این مطالعه 20 پسر 15 تا 17 ساله چاق شرکت کردند. آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه یکسان کنترل و تمرین تقسیم شدند. گروه تمرینی به مدت 6 هفته تمرینات TRX را انجام دادند. گروه کنترل در این مدت هیچ گونه فعالیت ورزش نداشتند. قبل و پس از تمرینات TRX هر دو گروه پرسشنامه سلامت روان و پرسشنامه نگرش اختلال خوردن را پاسخ دادند. یافته ها: سطوح خرده مقیاس های سلامت روان در گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل پس از مداخله تمرینی به طور معناداری کمتر بود. همچنین، خرده مقیاس های اختلال خوردن (کم اشتهایی عصبی، پر اشتهایی عصبی و کنترل دهانی) در قبل و پس از مداخله تحقیق بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت. نتیجه گیری: به طور کلی می توان اظهار داشت که تمرین TRX یکی روش تمرینی موثر در ارتقای سلامت روان در نوجوانان چاق می باشد، اما این روش تمرینی علی رغم تمایل به کاهش، تاثیری بر اختلالات تغذیه ای نوجوانان چاق نداشت. پیشنهاد می شود که این نوع تمرین ورزشی در مدارس جهت کاهش شیوع چاقی و همچنین ارتقای سلامت عمومی در مدارس اجرا گردد.
اثر دو نوع تمرین (تداومی و تناوبی) و داروی آترواستاتین بر بیان ژن های VEGFR و mir503 بافت آئورت رت های مدل دیابتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: اختلال در رگ زایی طبیعی یکی از ویژگی های کلیدی بسیاری از عوارض پاتولوژیک مرتبط با دیابت است، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر دو نوع تمرین (تداومی و تناوبی) و داروی آترواستاتین بر بیان ژن های VEGFR و mir503 بافت آئورت رت های مدل دیابتی می باشد. مواد و روش ها: 40 سر موش صحرایی نر، که در 8 گروه به صورت تصادفی تقسیم بندی شدند: شامل 1) کنترل، 2) دیابتی، 3) دیابتی+ تداومی، 4) دیابتی + تناوبی، 5) آترواستاتین، 6) تداومی + آترواستاتین، 7) تناوبی + آترواستاتین و 8)سالین. رت ها دو نوع تمرین تداومی و تناوبی را 5 روز در هفته و به مدت 8 هفته اجرا نمودند. آترواستاتین به صورت روزانه با دوز 20 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت درون صفاقی به آنان تزریق شد. یافته ها: بیان ژن VEGFR گروه دیابت در سطح اطمینان 05/0 نسبت به گروه کنترل کاهش معنی دار، و گروه تناوبی-مکمل نسبت به گروه دیابت افزایش معنی داری یافت. بیان ژن mir503 گروه دیابت در سطح اطمینان 05/0 نسبت به گروه کنترل افزایش معنی دار و گروه های تداومی، تناوبی، تداومی-مکمل و تناوبی-مکمل نسبت به گروه دیابت کاهش معنی دار یافت (05/0P≤). نتیجه گیری: بر اساس نتایج بدست آمده شاهد هم افزایی تمرین ورزشی و داروی آتورواستاتین در افزایش VEGFR و کاهش mir503 بافت آئورت رت های دیابتی هستیم، که ممکن است از این طریق در کاهش عوارض بیماری دیابت مؤثر باشند.
تاثیر دوازده هفته تمرین مقاومتی و مصرف مکمل کراتین فسفات بر سطوح سرمی دوپامین و سروتونین در مردان میانسال هنگام بازی شناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحقیق حاضر با هدف تاثیر 12 هفته تمرین مقاومتی با و بدون مصرف مکمل کراتین فسفات بر عملکرد جسمانی در مردان میانسال انجام شد. روش کار: تعداد 36 مرد میانسال در این مطالعه داوطلبانه شرکت کردند و در سه گروه تمرین مقاومتی+مکمل (12 نفر)، گروه تمرین مقاومتی+دارونما (12 نفر) و گروه کنترل (12 نفر) بصورت تصادفی، قرار گرفتند. تمرین مقاومتی به مدت 12 هفته با تواتر چهار جلسه در هفته با شدت 70 تا 85 درصد یک تکرار بیشینه تکمیل گردید همچنین گروه مکمل از کراتین هیدروکلراید به میزان سه گرم در روز را در روز های تمرین و غیر تمرین مصرف کردند. گروه دارونما در شرایط یکسان از مالتودکسترین استفاده کردند. نتایج: نتایج بین گروهی در میزان سروتونین و دوپامین سرمی در مرحله اول (حاد) اختلاف معنی داری مشاهده نشد (00/1=P). در مرحله دوم؛ تفاوت معنی داری در میزان سروتونین و دوپامین در گروه کنترل نسبت به گروه تمرین مقاومتی+مکمل (00/1=P؛ 269/0=P) و تمرین مقاومتی+دارونما (00/1=P؛ 341/0=P) مشاهده نشد. تغییرات درون گروهی نشان داد که کاهش سروتونین و دوپامین نسبت به پیش آزمون در تمام گروه ها معنی دار است (001/0=P).
رابطه فعالیت بدنی در منزل با خودکارآمدی، اضطراب و کیفیت زندگی دانش آموزان دوره ابتدایی در دوران کرونا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در کشور چین در اواخر سال 2019 ویروس جدیدی از نوع ویروس کرونا کشف شد و در مدت زمان اندکی، این بیماری به یک بیماری همه گیر در جهان تبدیل شد. هدف مطالعه حاضر رابطه فعالیت بدنی در منزل با خودکارآمدی، اضطراب و کیفیت زندگی دانش آموزان دوره ابتدایی در دوران کرونا بود. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع مطالعات نیمه تجربی، همبستگی بود. جامعه آماری مطالعه حاضر را کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر کلاله (2800=n) تشکیل دادند که به صورت تصادفی-خوشه ای طبق جدول مورگان تعداد 313 نفر شامل 190 دانش آموز پسر و 123 دانش آموز دختر که در سال تحصیلی 1401-1400 در مدارس ابتدایی مشغول به تحصیل بوده اند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب بیماری کودکان علی پور و همکاران (1398)، پرسشنامه خودکارآمدی کودکان و نوجوانان (SEQ-C) (2001) و پرسشنامه فعالیت بدنی رز، لارکین و هندس و همکاران (2009) و پرسشنامه کیفیت زندگی (1399) بود. یافته ها: نتایج نشان داد، بین فعالیت بدنی با خود کارآمدی و اضطراب در سطح خطای 5 درصد رابطه معناداری وجود ندارد؛ اما بین فعالیت بدنی و کیفیت زندگی در سطح خطای 5 درصد رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (0.266=r ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق می توان بیان کرد که فعالیت بدنی در منزل در دوران کرونا تا مقدار زیادی باعث کاهش اضطراب، استرس و خودکارآمدی می شود.
اثر تمرینات مقاومتی با تعدیل وزن متفاوت بر عملکرد عضلانی و حرکتی در زنان مبتلا به سندرم درد کشککی-رانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مداخلات درمانی در سندرم درد رانی-کشککی (PFPS)، بازتوانی عملکرد حرکتی با تمرینات ورزشی می باشد. هدف تحقیق حاضر تعیین اثر تمرینات مقاومتی با تعدیل وزن متفاوت بر عملکرد عضلانی و حرکتی در زنان مبتلا به PFPS بود. مواد و روش ها: در پژوهش نیمه تجربی حاضر 75 زن مبتلا به PFPS به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به گروه های تعدیل وزن (4/1 وزن بدن، 2/1 وزن بدن و 4/3 وزن بدن)، بدون تعدیل وزن و کنترل تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل تمرینات مقاومتی و عملکردی منتخب تقویت عضلات لگن و زانو بود که روی سطوح پایدار و ناپایدار انجام شد. نتایج: در گروه های تمرین افزایش معنی داری در قدرت و استقامت عضلانی و همچنین بهبود عملکرد حرکتی نسبت به پیش آزمون و گروه کنترل مشاهده شد (001/0 >P). افزایش قدرت در گروه های 2/1 تعدیل وزن و 4/3 تعدیل وزن نسبت به گروه بدون تعدیل وزن معنی دار بود (010/0 >P) ولی تفاوت معنی داری بین گروه های 2/1 تعدیل وزن و 4/3 تعدیل وزن مشاهده نشد (05/0 <P). همچنین تفاوت معنی داری بین گروه های 4/1 تعدیل وزن و بدون تعدیل وزن مشاهده نشد (05/0 <P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش تمرین مقاومتی موجب بهبود عملکرد عضلانی در زنان مبتلا به PFPS می شود به نظر می رسد که تعدیل وزن بیشتر از 2/1 وزن بدن می تواند موجب بهبود کیفیت تمرین و در نتیجه سازگاری های عصبی عضلانی از جمله افزایش قدرت عضلات اکستنسور در PFPS شود.
مقایسه تاثیر یک دوره ماساژ سوئدی و تمرین مقاومتی بر تغییرات سطوح پلاسمایی پروتئین واکنش دهنده C و عملکرد بی هوازی در زنان دارای اضافه وزن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف این تحقیق مقایسه تاثیر یک دوره ماساژ سوئدی و تمرین مقاومتی بر تغییرات سطوح پلاسمایی پروتئین واکنش دهنده C و عملکرد بی هوازی در زنان دارای اضافه وزن بود. روش ها: آزمودنی های این پژوهش 24 زن دارای اضافه وزن با دامنه سنی 30 تا 45 سال بودند که به سه گروه کنترل (8 نفر)، تمرین مقاومتی (8 نفر) و ماساژ (8 نفر) تقسیم شدند. کلیه افراد شرایط ورود به مطالعه را داشتند. آزمودنی در گروه های تمرین و ماساژ به مدت 8 هفته و با تواتر 3 جلسه در هفته به تجربه مداخله پرداختند. گروه کنترل در این دوره به زندگی روزمره خود پرداخت. قبل و پس از دوره مداخله توان بی هوازی و پروتئین واکنش گر C مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد پروتئین واکنش دهنده C در دو گروه کاهش معنی داری نسبت به گروه کنترل داشت (05/0P≤). توان بی هوازی در گروه تمرین افزایش معنی داری داشت (05/0P≤)، همچنین با توجه به نتایج پس آزمون توان بی هوازی در گروه تمرین نسبت به دو گروه دیگر بالاتر بود (05/0P≤). نتیجه گیری: هر دو مداخله به مقدار یکسان در مبحث التهاب نقش دارند اما توان بی هوازی فقط تحت تاثیر تمرین قرار گرفته بود. کلید واژه ها: پروتئین واکنش گر C، ماساژ سوئدی، تمرین مقاومتی
تاثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر میزان پروتئین های داینامیک میتوکندریایی (MFN2 و FIS1) در عضله نعلی رت های نر نژاد ویستار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﯿﺘﻮﮐﻨﺪری ﺑﻪ ﺷﺪت ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻣﻮرﻓﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ و ﺳﺎﺧﺘﺎری آنﻫﺎ واﺑﺴﺘﻪ اﺳﺖ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان پویایی یا داﯾﻨﺎﻣﯿﮏ ﻣﯿﺘﻮﮐﻨﺪری ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷود. پویایی و داینامیک میتوکندری می تواند از طریق پروتئین های MFN2 و FIS1 تنظیم شود؛ بنابراین، هدف از انجام تحقیق حاضر، تاثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر میزان پروتئین های داینامیک میتوکندریایی (MFN2 و FIS1) در عضله نعلی رت های نر نژاد ویستار می باشد. مواد و روش ها: در این پژوهش تجربی، تعداد 12 سر رت از نژاد ویستار با میانگین وزنی 30±280، به صورت تصادفی به دو گروه: 1. گروه کنترل، 2. HIIT (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. رت های گروه HIIT به مدت 8 هفته، هر هفته 5 جلسه و هر جلسه شامل 10 تناوب با شدت بالا به مدت 3 دقیقه که تناوب های استراحتی 2 دقیقه ای تمرین کردند. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین بافت عضله اسکلتی نعلی از بدن حیوان شد. محتوای متغیرها از طریق روش آزمایشگاهی وسترن بلات اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها داده ها از طریق آزمون t-مستقل در نرم افزار های SPSS نسخه 27 و گراف پد پریسم نسخه 2/2/10 انجام شد. سطح معنا داری کمتر از 05/0≥p بود. یافته ها: محتوای درون سلولی پروتئین MFN2 تغییر معنی داری را در گروه HIIT نسبت به گروه کنترل نشان نداد (66/0P=). در مقابل محتوای درون سلولی پروتئین FIS1 کاهش معنی داری را نشان داد (004/0P=). نتیجه گیری: به نظر می رید تمرین HIIT نمی تواند تعادل بین ﻫﻤﺠﻮﺷﯽ یا فیوژن و ﺷﮑﺎﻓﺖ یا فیژن میتوکندری را تعدیل کند و در نتیجه به بهبود کیفیت و عملکرد میتوکندری کمک کند.