مطالب مرتبط با کلیدواژه

ادبیات داستانی مهاجرت


۱.

هویت یابی زنان مهاجرِ نسل دوم افغانستانی تبار: تحلیل روایت جُستار «بی محتوابودن فرم افغانی ام به شدت آزارم می داد»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات داستانی معاصر افغانستان ادبیات داستانی مهاجرت بحران هویت تحلیل روایت زنِ افغانستانی -ایرانی تبار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۳
دو مفهوم هویت و وطن به شکلی جدایی ناپذیر با یکدیگر درهم تنیده اند. بدون تردید، در ادبیات مهاجرت، ارتباط بین فردیت و سرزمین انکارناپذیر است. مهاجر دائماً در کشمکش میان سرزمین مادری/سرزمین بیگانه، خودی/دیگری و بودن/شدن قرار دارد و مسبب این سرگردانی، رسوخ وطن بر بازنمایی و بازساخت فردیت است. سرزمین مادری و زادگاه در ذهن فرد مهاجر تداعی کنندیه مفهومی از وطن و هویت هستند که باید در بررسی ادبیات مهاجرت به آن توجه ویژه ای شود؛ ازاین رو، این مطالعه با هدف فهم بازنمایی هویت زنانِ مهاجر نسل دوم افغانستانی با بهره مندی از مفهوم نظری هومی بابا، بیل اشکرافت، رابرت یانگ و ادوارد سعید انجام شده است تا بازنمایی هویت را در ژانر ادبی جُستار شناسایی و متناظر با بافت فرهنگی سرزمین مقصد و مبدأ تفسیر کند. برای نیل به این هدف، جُستار « بی محتوابودن فرم افغانی ام به شدت آزارم می داد » از مجموعه داستان های کوتاه «کورسرخی»، نوشتیه عالیه عطایی نویسندیه معاصر ایرانی-افغانستان تبار به عنوان نمونه انتخاب و با به خدمت گرفتن روش تحلیل روایت از «سیمور چتمن» در بخش های داستان، گفتمان و ایدئولوژی با الهام از تکنیک لیبلیج و همکاران تحلیل شد تا از زبان روایی و مواضع ایدئولوژیک آن در رابطه با بازنمایی هویت پرده برداری کند. یافته ها حاکی از آن هستند که مفهوم هویت به عنوان برساختی متصور در جُستار متناسب با گفتمان فرهنگی و سیاسی و موقعیت حاکم بر فضای جامعیه افغانستان و ایران دستخوش تغییر شده و در همین راستا شخصیت اصلی داستان نیز به نوعی هویت گریزی، هویت سرگردان و سپس بازگشت به هویت انکارشده را تجربه می کند. چنانچه اضطراب و آوارگی و استیصال ناشی از بحران هویت با صدای حاشیه ای و معترض نویسنده به وضع موجود و متن واقعیت های مسلط، بازتاب یافته است.
۲.

کارکرد انتقادی درونمایه در رمان های مهاجرت اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات داستانی مهاجرت درونمایه انتقادی اولاد الغیتو اسمی آدم همنوایی شبانه ارکستر چوب ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۵
پدیده مهاجرت، یکی از بزرگترین تجربه های بشری از دیرباز بوده است؛ اما نگرش به آن در دوران معاصر، بانگریستن به وضعیت انسان  تغییر نموده است و ابعاد معنایی متفاوتی دارد؛ به ویژه  نمود آن در ادبیات مهاجرت داستانی، تصویری از تنش و چالش میان شخصیت ها با سنت ها، هنجارها و سیاست های حاکم در دو سرزمین مبدأ و میزبان است. از این رو در آثار   داستانی مهاجرت می توان با نگاهی رئالیستی انتقادی، بازتابی از تجربه ای عینی و دقیق از واقعیت را با نگاهی به مسائل و معضلات اجتماعی انسان در عصر جدید یافت. همین امر ضرورت پژوهش های تطبیقی و همسان نگر در حوزه ادبیات مهاجرت را می طلبد تا لایه های پنهان آن را هویدا سازد. این پژوهش با هدف بررسی کارکرد انتقادی درونمایه دو رمان نام آشنای ادبیات عربی و فارسی اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری 1 و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی  در پی آن است تا درون مایه مطرح شده در دو رمان را که منجر به گفتمانی انتقادی گشته است را با رویکردی رئالیسم انتقادی واکاوی نماید. این جستار  با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیان مکتب تطبیقی آمریکایی، کارکرد انتقادی درونمایه را مورد بررسی قرار داده است و دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که موضوعات انتقادی همسان در دو رمان، شامل مسائل سیاسی، سازه های استعماری و نقش روشنفکران است. در رمان اولاد الغیتو این موضوعات با تأکید بر زمینه های تاریخی و بازنمایی واقعیت های اجتماعی مطرح شده اند، در حالی که در رمان همنوایی به شکلی نمادین و تمثیلی به مسأله استعمار پرداخته شده است.از موضوعات اجتماعی مطرح در دو رمان، مسأله گم شدگی و حاشیگی مهاجران است که در رمان اولاد الغیتو،  مسأله ای فراتر از گمشدگی مهاجر مطرح شده است و به موضوع فلسطینیانی که در حاشیه تاریخ گم شده اند پرداخته است. در رابطه با مسائل فرهنگی، دو نگاه متفاوت در پیوند با هویت دینی در دو رمان دیده می شود.