مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۶۲۱ تا ۲۱٬۶۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
پژوهش حقوق عمومی سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۳
113 - 142
حوزههای تخصصی:
ناکارآمدی قوانین و مقررات مربوط به حوزه حکمرانی و اداره سازمان تأمین اجتماعی و صندوق بازنشستگی کشوری از جمله مهمترین علل وقوع بحران در این دو نهاد است. قوانین و مقررات مربوط به حکمرانی صندوق های مزبور نقش دولت را از رکن تنظیم گر و تضمین کننده فعالیت های صندوق به رکن مداخله گر تبدیل نموده است. ساختار دولتی صندوق های مستمری و عدم نقش آفرینی ذی نفعان، مشکل نمایندگی ناشی از تفکیک مالکیت از مدیریت را تشدید کرده است به نحوی که این مشکل علاوه بر شکل سنتی، به شکل سیاسی نیز بروز می نماید. چنین ساختار حکمرانی به علت فقدان شفافیت و پاسخگویی، انگیزه مدیران را به پیگیری منافع شخصی و سیاسی به جای منافع ذی نفعان سوق می دهد. این در حالی است که از منظر حاکمیت شرکتی، به منظور حل مشکل نمایندگی در صندوق های مستمری، باید از طریق افزایش نقش آفرینی ذی نفعان در اداره و نظارت بر امور صندوق، زمینه تقویت شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری مدیران را فراهم نمود. لذا قوانین و مقررات باید به نحوی اصلاح گردند که نقش آفرینی ذی نفعان را در اداره صندوق های مستمری تقویت نمایند. این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای به ارزیابی قوانین و مقررات ناظر به حکمرانی صندوق های مستمری از منظر حاکمیت شرکتی می پردازد تا از این رهگذر کاستی های موجود نمایان گردد.
بررسی رابطه بین پیچیدگی اقتصادی و نابرابری درآمد در ایران (رهیافت معادلات همزمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد مقداری سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۸۱)
201 - 222
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های اصلی و رمز موفقیت بسیاری از کشورها در دنیای امروزی، استفاده از کاربرد دانش در فرآیندهای اقتصادی است. چرا که دانش یکی از مهمترین مولفه برای تعیین رشد اقتصادی بلندمدت است و سرمایه گذاری در دانش، ظرفیت تولید سایر عوامل تولید از قبیل سرمایه، منابع طبیعی و نیروی کار را افزایش داده است و تبدیل کارآمد نهاده های تولید به فرآیندهای تولید و محصولات جدید را تسهیل می کند.دست یابی به رشد اقتصادی باکیفیت به صورت رشد اقتصادی همراه با کاهش نابرابری درآمد یکی از مهمترین مسائل اقتصادی امروز است، پیچیدگی اقتصادی یکی از مفاهیمی است که بر نقش دانش در تولید دلالت می کند و علاوه بر رشد اقتصادی نقش مهمی را درتغییر نابرابری درآمد دارد. بر همین اساس مطالعه حاضر با استفاده از رهیافت معادلات همزمان به بررسی رابطه بین نابرابری درآمد و پیچیدگی اقتصادی برای دوره زمانی 1397-1374می پرازد. نتایج حاصل از برآوردها نشان می دهد که افزایش نابرابری درآمد باعث افزایش در پیچیدگی اقتصادی شده، اما پیچیدگی اقتصادی باعث کاهش نابرابری درآمد می شود، علاوه بر این شواهد نشان می دهد که صنعتی شدن، سرمایه انسانی و تولید ناخالص داخلی منجر به افزایش در پیچیدگی اقتصادی می شود. علاوه بر این صنعتی شدن باعث کاهش نابرابری درآمد شده و فرضیه منحنی کوزنتس در رابطه بین تولید ناخالص داخلی و نابرابری درآمد تایید شده است. افزایش کیفیت آموزش، توسعه صنعت و تمرکز بر سیاست های افزایش تولید ناخالص داخلی از جمله سیاست های موثر برای برخورداری از مزایای پیچیدگی اقتصادی است.
بررسی و شناسایی اقدامات حمایتی برای توسعه صادرات در بخش تعاون( مطالعه موردی تعاونی های استان خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های بازرگانی مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۱۲۶
55 - 76
حوزههای تخصصی:
صادرات به عنوان نوعی استراتژی بین المللی سازی در بازارهای بین المللی اهمیت بسیاری یافته است و کمک به توسعه سهم تعاونی ها از صادرات غیرنفتی کشور از مهم ترین اقدامات و برنامه های بخش تعاون محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، شناسایی اقدامات حمایتی برای توسعه صادرات در بخش تعاون است. پژوهش از نوع کیفی بوده و داده های موردنظر در سال 1402 از طریق مصاحبه با 15 نفر از صاحب نظران تعاونی های تولیدی فعال در امر صادرات استان خراسان جنوبی گردآوری و با روش تحلیل تم با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شده است. مطابق با یافته های پژوهش بسترسازی مناسب با اقدامات و حمایت های حاکمیتی، ظرفیت سازی تعاونی ها، لجستیک و زنجیره تأمین (بازاریابی/توزیع/فروش /بسته بندی/تبلیغات)، بهبود جایگاه برند ملی، توانمندسازی تعاونی ها، شبکه سازی و تسهیل حکمرانی شبکه ای در بخش تعاون، افزایش نفوذ و ماندگاری در بازارهای صادراتی و دیجیتال مارکتینگ و حرکت به سمت تجارت الکترونیک به عنوان راه کارهای توسعه صادرات در بخش تعاون شناسایی شد.
مقایسه تأثیر 8 هفته تمرینات منتخب اصلاحی و ترکیبی از کینزیوتیپ و تراباند بر روی پسران نوجوان مبتلا به کایفوزیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرورت و اهمیت چنین تحقیقاتی بخصوص در بین افراد کم سن وسال کاملاً محسوس است، هدف از تحقیق حاضر مقایسه تأثیر 8 هفته تمرینات منتخب اصلاحی و ترکیبی کینزیوتیپینگ و تراباند بر زاویه کیفوز پسران نوجوان مبتلا به کیفوزیس می باشد. تعداد 36 نفر از پسران باشگاهی در اصفهان (15تا18سال) به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شدند. نحوه ی انتخاب این افراد به صورت تصادفی و مشاهده ای صورت گردید. ابزار مورداستفاده برای اندازه گیری شامل: خط کش منعطف. جزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t وابسته و آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. میزان زاویه کیفوز قبل از آزمون (9/0±8/48)، پس از استفاده تمرینات منتخب اصلاحی دارای کاهش معنی داری بود (8/0± 9/46). میزان زاویه کیفوز قبل از آزمون 7/0±71/49 و پس از انجام هم زمان کینزیوتیپینگ و تمرینات تراباند (8/0±97/46) و دارای کاهش معنی داری بود. تمرینات اصلاحی و یا به صورت ترکیب با روش ها نوین تمرینی تأثیر مثبتی بر بهبود کیفوزیس آزمودنی ها داشته است. اما طبق نتایج به دست آمده در این تحقیق بین تمرینات اصلاحی با روش ترکیبی تفاوت معنی داری یافت نشد.
مقایسه تأثیر دو روش آموزشی مونته سوری و مبتنی بر ربات بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثر دو روش آموزشی مونته سوری و مبتنی بر ربات بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان است. تحقیق از نوع شبه آزمایشی با دو گروه آزمایشی همراه با پس آزمون و پیگیری است. در کل تعداد 34 دانش آموز دختر پایه دوم دبستان به صورت در دسترس از مدارسی که در آن کلاس های مونته سوری دایر بود انتخاب شدند. این دانش آموزان هیچ گونه مشکلات جسمی و ذهنی نداشتند و دارای اختلال یادگیری نیز نبودند. هر گروه آزمایشی یکی از روش های آموزشی را در 12 جلسه 90 - 75 دقیقه ای دریافت کردند. سپس پس آزمون و پیگیری با ابزارهای ویسکانسین برای ارزیابی انعطاف پذیری شناختی، استروپ برای ارزیابی بازداری پاسخ و کورنولدی برای ارزیابی حافظه کاری انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس آمیخته چندمتغیره استفاده شد. نتایج پژوهش، تفاوت معنادار این دو روش آموزشی را در ارتقای کارکردهای اجرایی دانش آموزان نشان داد (001/0> p). همچنین خرده مقیاس های کارکردهای اجرایی (طبق تعریف میاک،2000) نیز تفاوت های معناداری را نشان دادند که در نتیجه تأییدی بر مؤثربودن روش آموزشی مونته سوری بر ارتقای انعطاف پذیری شناختی و بازداری پاسخ بود؛ هرچند در مورد حافظه کاری، معلوم شد که روش آموزشی مبتنی بر ربات نقش مهم تری داشته است. به دلیل ماهیت روش آموزش مونته سوری که بر اساس ابزارها و فعالیت های کاملاً هدفمند شکل گرفته است نتایج فوق قابل قبول است؛ همچنین به دلیل توالی برنامه نویسی ها در ربات های آموزشی و نیاز به استفاده از اطلاعات و توجه به مراحل پیشین کدگذاری، مؤثربودن آموزش مبتنی بر ربات نیز قابل پذیرش است.
نشان های سنگ تراشان در مجموعه صفویِ باغ شاه و عباس آبادِ بهشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۲۶۳-۲۳۵
حوزههای تخصصی:
شهر «اشرف»، «بهشهر» کنونی، در سال 1021ه .ق. به دستور «شاه عباس اوّل»، احداث و هم زمان، عمارت هایی در آن بنا شد. در کف سازی بناهای سلطنتی بهشهر از سنگ های تراش خورده استفاده شده که بر سطح برخی از آن ها، علائم حجاران دوره صفوی نقر شده است. باوجود اهمیت فراوان مجموعه نقوش مذکور، اما صرف نظر از یک اشاره کوتاه توسط دمورگان در اواخر قرن 19م.، تاکنون هیچ مطالعه مستقل و مفصلی درباره علائم حجاری مجموعه بهشهر صورت نگرفته است. در این پژوهش که براساس بررسی میدانی و مطالعات تکمیلی کتابخانه ای صورت گرفت، 266 بلوک سنگی علامت دار شامل 309 نشان مربوط به حجاران صفوی در مجموعه باغ شاه و کاخ عباس آباد بهشهر، شناسایی و مستندنگاری شد. هدف از این پژوهش، پاسخ به پرسش هایی درباره ماهیت و مفهوم علائم حجاری در مجموعه بهشهر، طبقه بندی آن ها و دستیابی به اطلاعاتی درباره ساخت و سازهای مجموعه مذکور از طریق مطالعه علایم حجاری است. برای دستیابی به این هدف، علائم مذکور مطالعه و طبقه بندی شده و برخی جنبه های ظاهری و مفهومی این نشان ها، از طریق مقایسه تطبیقی با نمونه های مشابه در ایران و سایر مناطق همجوار روشن شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که برخی از علائم حجاران در مجموعه صفوی بهشهر دارای نمونه های مشابه، حتی درمیان قدیمی ترین نمونه ها از دوران هخامنشی تا قاجار هستند. بیشینه علائم حجاران مجموعه بهشهر را می توان در گروه علائم هندسی و سپس ابزار و اشیاء و تعداد کمتری را هم می توان در گروه نقوش گیاهی یا جانوری طبقه بندی نمود. برخی از علائم هم شباهت هایی با الفبای ارمنی و گرجی دارند که احتمالاً حاکی از حضور حجاران این مناطق در ساخت مجموعه بهشهر است. بااین حال تقریباً هیچ یک از علائم حجاری پرتعداد مجموعه مذکور، را نمی توان با اطمینان نقوش مذهبی یا آئینی نامید.
فرآیند زیست تخریب پذیری منسوجات فرهنگی-تاریخی و اثر نانومواد در حفاظت از آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
۴۱۲-۳۹۱
حوزههای تخصصی:
در سراسر جهان مواد گران بهایی که از منسوجات مختلف تهیه شده اند، در موزه ها، گالری ها و کتابخانه ها نگه داری می شوند. این منسوجات، ازجمله مهم ترین عناصر میراث فرهنگی در دوره های مختلف تاریخ یک کشور بوده و مبیّن زندگی بشر در گذشته، خلاقیت های هنری، تجارت بین الملل، توسعه کشاورزی، تحولات فناوری و ارزش های فرهنگی و اجتماعی آن ها بوده است؛ بنابراین مطالعه آن ها و استفاده از روش های مناسب برای حفاظت و نگه داری از این منسوجات که میراث منحصربه فرد برای نسل های آینده می باشند، ضروری است. نحوه حفاظت و نگه داری از این منسوجات فرهنگی-تاریخی که یکی از متنوع ترین شاخه های حفاظت محسوب می شود، به عوامل متعددی ازقبیل: شرایط ذخیره سازی، سن منسوجات، نوع الیاف تشکیل دهنده آن ها و هم چنین دوره تاریخی استفاده از آن ها بستگی دارد. نمونه های متعدد منسوجات فرهنگی-تاریخی که تحت تخریب زیستی قرار گرفته اند و هم چنین اثرات مخرب انواع روش های حفاظت فیزیکی و شیمایی برروی این اشیاء، سلامتی انسان و محیط زیست، نشان می دهند که نیاز به مطالعه سازوکار تخریب انواع میکروارگانیسم ها روی این منسوجات و جدیدترین روش های حفاظت از آن ها وجود دارد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی زیست تخریب پذیری منسوجات فرهنگی-تاریخی و آخرین روش های حفاظت از آن ها می باشد. برای نیل به هدف پژوهش، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. پرسش های پژوهش عبارتنداز: فرآیند و سازوکار زیست تخریب پذیری منسوجات چیست؟ فناوری های نانو در محافظت از منسوجات تاریخی از چه جایگاهی برخوردار می باشند؟ نتایج نشان داد که یکی از جدیدترین و کارآمدترین روش های حفاظت از منسوجات فرهنگی-تاریخی در مقابل فرسایش ناشی از عوامل زیستی، استفاده از نانومواد می باشد. این ذرات دارای خواص چندگان ه ای ازقبیل: خ ود پ اک کنندگ ی، آزادس ازی چ رک، حفاظت در براب ر اشعه ماورای بنفش، ضدمیکروبی و عملکرد طولانی مدت بدون به خطر انداختن خواص ذاتی منسوج می باشند، که می توانند در حفاظت از منسوجات فرهنگی-تاریخی و آهسته کردن فرآیندهای تخریب آن ها مفید باشند.
مؤلفه ها و شاخصهای هویتی معماری و شهرسازی مکتب تبریز (نمونه موردی بازار تاریخی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
1 - 17
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله استخراج مولفه ها و شاخصهای مکتب معماری و شهرسازی تبریز با تاکید بر بازار تاریخی تبریز است.
روش ها: این تحقیق با روش پژوهش تحلیل محتوای متن و پیمایش میدانی و شیوه های مطالعه کتابخانه ای و اسنادی، مشاهده و عکاسی انجام شده است.
یافته ها: مکتب تبریز را می توان در تاریخ کهن تبریز، هنرهای گوناگون، بناها و فضاهای تاریخی، طبیعت و باغات تبریز، محلات و گذرهای اصیل، بازار و جنبه های کهن و فرهنگی اجتماعی آن، کالاها و خوراکیهای اصیل آن جستجو نمود. این شهر که در گذر زمان مهد هنرمندان، بازرگانان، عالمان و سیاستمداران و رویدادها و آثار ملموس و ناملموس بسیاری است که مجموع آنها می تواند بیانگر مکتبی اصیل در معماری، شهرسازی و نگارگری باشد. بازار تبریز یکی از ارکان هویتی این شهر که مجموعه ای از راسته ها و تیمچه ها و سراهایی با معماری و طراحی شهری ارزشمند نمایانگر بنیانهای اقتصادی، اجتماعی، معماری بومی می باشد. این مجموعه با برخورداری از حیات پایدار اقتصادی بدلیل قرار گرفتن بر سر راه بازرگانی بین المللی ابریشم، انسجام اجتماعی و فرهنگی ویژه ای که سرمایه اجتماعی محسوب می شود و رموز برنامه ریزی و طراحی شهری که قابل بازآموزی برای وضع موجود شهرهاست
نتیجه گیری: بازار تبریز برخلاف بازارهای تهران، اصفهان، کاشان که ساختاری خطی با انشعابات کمتر می باشند، به صورت شبکه ای متشکل از راسته ها و گره ها در قالب تیم، تیمچه، سرا، مسجد و با انشعابات فراوان به عنوان یکی سیستم کارامد در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، اقلیمی و با تنوع بالای فعالیتی و اقتصادی با نظمی پیچیده به حیات خود ادامه می دهد. شناخت عمیق جنبه های هویت ساز بازار تبریز در ابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، عملکردی، کالبدی، طبیعی و منظر می تواند به حفاظت آن در وضعیت کنونی و آتی کمک نماید.
بهینه سازی استفاده از مصالح نوین در ساختمان های بلند مرتبه شهرهای بزرگ با رویکرد ضایعات صفر نمونه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
99 - 110
حوزههای تخصصی:
اهداف: با وجود نیروهای انسانی و اجرایی بالقوه در ایران، استفاده از مصالح در ساختمان ها جهت کاهش هدر رفت مصالح، با روند بسیار کندی طی مسیر نموده، با توجه به اهمیت ساختمان در فعالیتهای اقتصادی لازم است؛ اقدامات موثری در این زمینه انجام پذیرد. این پژوهش با هدف شناسایی و رتبه بندی شاخص های موثر بر هدر رفت مصالح با توجه مبانی نظری موجود انجام پذیرفته است.
روش ها: این پژوهش از لحاظ هدف از نوع تحقیق توسعه ای و از لحاظ روش انجام کار، توصیفی و از نوع پیمایشی و اسنادی می باشد. جهت شناسایی عوامل موثر، نمونه ای را از میان جامعه خبرگان وکارشناسان این صنعت با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب نموده و داده های مورد نظر با توزیع پرسشنامه جمع آوری شده و با نرم افزار آماری spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: تحقیق نشان داد، که طراحی مناسب توسط مصالح نوین با درصدی معادل 73/74% بیشترین تأثیر را بر میزان کاهش ضایعات ساختمانی دارد. پس از آن، صنعت ساخت با درصدی معادل 65/71% در رتبه دوم ، آموزش با درصد تأثیری معادل 62/70% در رتبه سوم، منابع مالی و توجیه اقتصادی با درصدی معادل 83/64% در رتبه چهارم و در نهایت ذخیره و انبار با 33/63% دارای کمترین تأثیربرافزایش ضایعات می باشند.
نتیجه گیری: مسئله تحقیق چگونگی حل مشکلات مذکور به شیوه ای علمی و هدفمند آن نیل به الگویی مؤثر به منظور بهره وری بهینه از مصالح در راستای کاهش هدررفت مصالح است.
واژگان کلیدی: مصالح نوین، ساختمان های بلند مرتبه در شهرهای بزرگ، ضایعات صفر.
قراءه فقهیه لطبیعه الشهاده المستنده إلی شیوع الخبر ونطاق إثباتها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۳۱ سال ۱۴۴۶ شماره ۴
25 - 44
الاستفاضه أو الشهاده المبنیه علی شیوع الخبر، تعنی انتشار خبر بین الناس بحیث یخبر عدد کبیر منهم به، مما یؤدی إلی تولد علم أو ظن قوی بمضمون الخبر. تُعتبر الاستفاضه إحدی طرق إثبات الدعوی فی الفقه الإمامی وفقه المذاهب الأربعه لأهل السنه وفی قوانین التقاضی فی العدید من الدول الإسلامیه. من حیث الطبیعه، یری بعض المفکرین أن الاستفاضه دلیل مستقل عن البینه تُستخدم فی حالات خاصه، بینما یعتبرها آخرون نوعًا من الشهاده لکن بدرجه اعتبار أقل من الشهاده الأصلیه وهی البینه. لم یتفق الفقهاء والقانونیون المسلمون علی الأمور التی یمکن إثباتها بالاستفاضه، وقد ذکروا أمورًا مثل النسب، الولاده، الموت، الولایه، الوقف، والزواج ضمن هذه الأمور. تشیر نتائج البحث إلی أنه نظرًا لعدم استناد هذه الآراء إلی دلیل قرآنی أو روائی موثوق، وبعباره أخری، نظرًا لکون هذا الإحصاء اجتهادیًا، یمکن تقدیم قاعده عامه مفادها: کل أمر یکون مشاهدته عند تحققه غالبًا صعبًا ولا یُعرف إلا عن طریق السماع من الآخرین؛ یجوز إثباته بناءً علی شهاده تسامعیه أو الاستفاضه، لأن إهمال الاستفاضه کدلیل وطریقه لإثبات مثل هذه الأمور قد یجعل إثباتها عملیًا صعبًا وربما مستحیلًا، مما یؤدی إلی ضیاع حقوق الآخرین.
تقدیم نموذج للتعلیم الریادی فی نظام التعلیم الابتدائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی العلوم الانسانیه دوره ۳۱ سال ۱۴۴۶ شماره ۴
147 - 171
إن أحد الاتجاهات الحدیثه فی تعلیم ریاده الأعمال هو تنمیه المدارس الریادیه باعتبارها مرکز علم وتکنولوجیا وتوظیف العلوم والمعارف، وهذا الأمر یقود إلی تنمیه البلدان وتطویرها. یسعی البحث الراهن إلی تقدیم نموذج للتعلیم الریادی فی نظام التعلیم الابتدائی باستخدام طریقه التجمیع التلوی لنموذج ساندلوسکی وبارسو. انطلاقا من ذلک وبعد البحث فی المواقع المعلوماتیه المعتبره مثل ProQuest، Emerald، Science Direct، Sage، Springer، Scopus وفق المعاییر المحدده تم اختیار 35 مقوله وبعد تحلیل محتوی هذه المقولات تم استخراج المفاهیم والکودات المتعلقه بها وفی النهایه قمنا بتحدید أهمیه کل من هذه المقولات باستخدام طریقه شانون الأنتروبیا. وبناء علی البیانات التی حصلنا علیها فی هذا البحث کانت مفاهیم خصائص ریاده الأعمال لمدیری المدارس، وخصائص ریاده الأعمال للمعلمین، وثقافه ریاده الأعمال فی المدرسه، وطرق التدریس الریادیه، ومشارکه أصحاب المصلحه الخارجیین فی تعلیم ریاده الأعمال فی المدرسه، ومناهج ریاده الأعمال، والرؤیه المستقبلیه لریاده الأعمال فی التعلیم، والعوامل السیاسیه والموقف الریادی للوالدین وحوافز الطلاب ونوع المدرسه لها الأهمیه القصوی من بین العوامل التی تؤثر علی تعلیم ریاده الأعمال فی المدارس الابتدائیه. کما أن تبعات تعلیم ریاده الأعمال فی المدارس الابتدائیه تشمل الرؤیه الریادیه، والمهارات الریادیه، والمعرفه الریادیه والقدرات الریادیه. إن نتائج هذا البحث بإمکانها توفیر رؤی قیمه فی إطار تنمیه وتطویر التعلیم الریادی فی النظام التعلیمی الابتدائی.
امکان حرکت در موجودات غیرمادی بر پایه حرکت نفس انسانی در آرای علم النفسی ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه فلسفی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۵)
219 - 233
حوزههای تخصصی:
با تکیه بر آراء علم النفسی ابن سینا و ملاصدرا در دو مقطع "هنگام تعلق نفس انسانی به بدن طبیعی" و "پس از قطع تعلق از بدن طبیعی"، ضمن اثبات حرکت در نفس مجرد می توان بر امکان و تحقق حرکت در سایر موجودات غیرمادی نیز استدلال ارایه کرد. در هنگام تعلق نفس به بدن طبیعی، نفس مجرد انسانی بدون لحاظ قوه و ماده موجود در بدن طبیعی، امکان حرکت و تغیر دارد، پس سایر موجودات غیرمادی نیز می توانند بدون لحاظ ماده، حرکت داشته باشند. در هنگام قطع تعلق نفس از بدن مادی، اگرچه ابن سینا به امکان حرکت تکاملی نفس تمایل دارد، اما مبانی لازم برای اثبات آن را ندارد. در مقابل، ملاصدرا که صراحتاً تکامل برزخی نفس را انکار می کند، مبانی و آرائی در علم النفس دارد که بر پایه آنها علاوه بر امکان تکامل برزخی نفس انسانی، حرکت در سایر موجودات غیرمادی را نیز می توان اثبات و تبیین کرد.
Criminal Mediation in the Quran, Old Testament, and Talmud(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۱, No. ۲, autumn and winter ۲۰۲۴
225 - 255
حوزههای تخصصی:
Criminal mediation is a common theme among Muslims, Jews, and Christians. However, what similarities and differences exist regarding the mediator and their role, individual versus collective mediation, location, and scope? Are certain statements in their respective scriptures compatible with the belief in the inherent, active unity, and justice of God? The necessity of referring to the epistemological sources of religion, the Quran's call for common ground among religions (Ᾱli ʻImrān/64), and the value of clarification emphasized in the Quran (al-Zumar/18) underscore the importance of this topic. This research, employing a descriptive-analytical approach, utilizes comparative studies of the aforementioned religious texts. The results indicated that the only complete and independent otherworldly mediator is God. The simplicity of God's essence negates the concept of a son or multiplicity of divine beings. Certain statements in their scriptures require correction. Intercession does not negate the punishment of discrimination and injustice; rather, it specifically excludes violations of divine law and discrimination. This act is related to the divine attribute of mercy. While sharing commonalities such as divine mercy, the mediator's proximity, and the faith of those who benefit, otherworldly mediators also exhibit differences regarding the possibility or certainty of acceptance, whether the mediation is fundamental or supplementary, obstacles to intercession, the role of Sharia, and the scope of intercession in terms of the types of sins and the number of those saved.
The Impact of the Arius and Athanasius Controversy on the Doctrines of the Trinity, Incarnation, and Salvation in Christianity(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۱, No. ۲, autumn and winter ۲۰۲۴
301 - 323
حوزههای تخصصی:
The relationship between God the Father and the Son has long been a point of contention among Christians. Arius is a significant figure in this regard; he believed in the created nature of Jesus Christ and denied that his essence was the same as the Father's. In contrast, Athanasius believed in the consubstantiality of the Father and the Son. The purpose of examining the controversy between the ideas of Arius and Athanasius is to identify the consequences it left on Christianity. Therefore, the main question of this research is ‘What results did Arius's thought have and what theological effects did it leave on Christianity?’ The present study, by a descriptive and analytical method, aims to answer the main question. The most important results obtained are that Arius's ideas provoked opposition, such as the reaction of Athanasius, and created controversy, which damaged the doctrines of the Trinity, Incarnation, and Salvation. In the field of conflict between unity and trinity, it somehow led to the development of the official Christian theology, namely the Trinity.
The Conceptual Framework of Supplier Relationship Development in the Abadan Refinery with a Focus on Value Co-Creation Based on the Grounded Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current research was conducted with the aim of providing a conceptual framework for the development of relations with suppliers in Abadan Oil Refining Company. The research method is qualitative and based on the data theory of the foundation. To collect data, semi-structured interview was used and data analysis was done by Strauss and Corbin method and paradigm model. The statistical population was experts and managers with experience in Abadan Oil Refining Company, from which a sample of 21 people was selected after reaching theoretical saturation. Sampling has been done theoretically and using targeted (judgmental) techniques. The results of the analysis of the data obtained from the interviews, during the process of open, central and selective coding, led to the creation of models of the development model of the relationship with the suppliers of consumer products in the Abadan Oil Refining Company based on the data theory of the foundation, which ultimately provided a model for the development model. Communication with suppliers was identified. The findings of this research indicate that for the success of the development model of the relationship with the suppliers of consumer products, company managers can pay attention to the identified categories and subcategories and if they match the conditions of the company, from this category. use In addition, this research shows the need to pay attention to the development patterns of relationships with suppliers.
Intellectual Property Rights with the Strategy Formulation Approach in The Context of The Oil and Gas Industry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The oil and gas industry, as one of the most complex industries with unique characteristics, plays a vital role in the world's energy supply. In order to be present in this field, gain and maintain a competitive advantage, the actors of this industry are condemned to create, develop or acquire innovative technologies. With the change in the approach of companies active in the oil and gas industry compared to the past, intellectual achievements have been considered as a valuable asset and their support has become inevitable. Companies active in the field of oil and gas are well aware of the fact that obtaining maximum profits requires managing and supporting intellectual achievements and defining an intellectual property strategy aligned with the company's business goals. Therefore, each company defines its intellectual property strategy according to its role in the energy supply chain and operates based on it. Investigating the cost and profit of intellectual assets are two important criteria in determining the appropriate strategy of an oil company.
تبیین مؤلفه های صلاحیت های حرفه ای معلمان هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
پژوهش حاضر با هدف تبیین صلاحیتهای حرفهای معلمان هنر در دو بخش کمی و کیفی انجام شد. فاز اول پژوهش در چارچوب سنت پژوهش کیفی با استفاده از روش گراندد تئوری با رویکرد سیستماتیک انجام گردید. بر مبنای اصل اشباع نظری از تعداد 15 نفر از معلمان هنر با استفاده روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) مصاحبه نیمه ساختارمند اکتشافی به عمل آمد. برای سنجش اعتبار دادهها از روش سه سویهسازی استفاده گردید. روش تحلیل دادهها در بخش کیفی، رویکرد گراندد تئوری بوده است. بر این اساس، دادهها در طی سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتیجه خروجی فازکیفی 97 کد باز، 18 کد محوری و 8 کد گزینشی بود. روش پژوهش در فاز کمی، توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری بخش کمی شامل معلمان درس هنر شهر شیراز که 362 نفر بودند، شد که از این تعداد به روش نمونهگیری در دسترس تعداد 187 نفر بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از فاز کیفی بود که اعتبار محتوایی و صوری آن توسط 15 نفر از متخصصان تأیید گردید و روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی انجام پذیرفت. پایایی ابزار نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 7/0 برآورد گردید. دادهها در بخش کمی با استفاده از نرمافزار آماری SPSS26 و 3 Smart pls مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای مربوط به بخش کیفی پژوهش نشان داد
مقایسه سبکهای فرزندپروری والدین، خود کنترلی و گرایش به رفتارهای پر خطر در نوجوانان بزهکار کانون اصاح و تربیت نوجوانان غیر بزهکار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۴
173-201
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دوره نوجوانی می تواند زمینه ساز مشکلاتی نظیر پرخاشگری و انجام رفتارهای پرخطر باشد. این مسائل در بزهکاری و به تبع آن نگهداری نوجوانان در کانون اصلاح و تربیت مؤثر است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه سبکهای فرزندپروری، خودکنترلی و شیوع رفتارهای پرخطر در نوجوانان غیربزهکار و بزهکار انجام شد. روش: پژوهش فوق کمی، کاربردی و از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری شامل 100 نوجوان بزهکار کانون اصلاح و تربیت و 100 نوجوان دانش آموز غیربزهکار در مقاطع متوسطه استان اصفهان در سال 1401-1402 بوده که از هر گروه 30 نفر به طور تصادفی انتخاب شدند. ابزارها شامل پرسشنامه های سبک فرزندپروری بامریند (1972)، خودکنترلی تانجنی (2004)، مقیاس خطرپذیری نوجوانان (1390) است و تحلیل آماری به وسیله نرم افزار SPSS23 و تحلیل واریانس چندمتغیری انجام شده است. یافته ها: دو گروه نوجوانان بزهکار و غیربزهکار در سبکهای فرزندپروری سهل انگارانه و مستبدانه والدین تفاوت معناداری داشتند. دو گروه در خودکنترلی، مقیاسهای خودنظم دهی، کنشهای تکانشی، عادات سالم و اخلاق کاری تفاوت معناداری داشتند و نوجوانان غیربزهکار خودکنترلی بالاتری نشان دادند. رفتارهای پرخطر در پنج مقیاس گرایش به مواد مخدر، الکل، سیگار، رفتار خشونت آمیز و رانندگی خطرناک بین دو گروه تفاوت معناداری داشت و نوجوانان بزهکار گرایش بیشتری به این رفتارها داشتند. بحث: بر اساس مطالعه حاضر سبک فرزندپروری سهل گرایانه و استبدادی، خودکنترلی پایین و گرایش به رفتارهای پرخطر عواملی هستند که موجب بزهکاری نوجوانان بوده و لزوم آموزش والدین در حوزه فرزندپروری و افزایش خودکنترلی نوجوانان را نشان می دهد.
توسعه رهبری مدیران گروه های آموزشی دانشگاه ها: یک مطالعه فراترکیب
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف سنتز ادبیات مربوط به توسعه رهبری مدیران گروه های آموزشی دانشگاه ها انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی می باشد.روش: با روش کیفی فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری، کلیه مطالعات انجام شده در بازه زمانی 1380 الی 1402 و 2001 تا 2024 است. در این راستا 111 پژوهش در زمینه موضوع موردنظر ارزیابی و درنهایت 74 مقاله به صورت هدفمند انتخاب گردید و با تحلیل محتوا و ترکیب ادبیات مربوط، درمجموع 92 کد، 44 مفهوم، 13 مقوله کلیدی طی فرایند جستجو و ترکیب نظام مند متون شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت و اعتبار آن از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید.یافته ها: تحلیل نشان داد که مهمترین عوامل کلیدی عبارتند از: شخصیتی، عمومی، مدیریتی و اجرایی، عوامل شخصیتی با مولفه اخلاق، عوامل عمومی با مولفه های ارتباط موثر، هوش هیجانی، مدیریت تعارض، توسعه تیم و حل مساله. عوامل مدیریتی با مولفه های هدف گذاری، تصمیم گیری و مدیریت عملکرد. عوامل اجرایی با مولفه های تعهد به مأموریت، رفتاری و عملکردی، مسولیت شغلی و هدایتگری منابع. نتیجه گیری: این پژوهش ازآن جهت که درک عمیقی از ادبیات موجود در مورد موضوع عوامل، مولفه ها و شاخص های توسعه رهبری مدیران گروه های آموزشی دانشگاه ها ارائه می دهد، می تواند برای ارتقاء عملکرد مدیران گروه های آموزشی در آموزش عالی مورداستفاده قرار گیرد.
نگاه پویایی شناسانه به عوامل موجد فقر در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت فقر و مبارزه با آن به اندازه ای است که کاهش فقر به عنوان اولین هدف در اهداف توسعه هزاره (MDGs) و اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs) مطرح شده است. از این رو شناخت عوامل مؤثر بر فقر و مکانیسم تأثیرگذاری این عوامل لازم و ضروری است. هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر فقر در جمهوری اسلامی ایران و تحلیل پویای مکانیسم های تعاملی عوامل موجد فقر در جمهوری اسلامی ایران است. این مطالعه بر این موضوع تأکید دارد که شناخت عوامل مؤثر بر فقر و مکانیسم تأثیر این عوامل می تواند تأثیر قابل توجهی بر کاهش فقر داشته باشد. مطالعه در چهارچوب استراتژی تحقیقات کیفی و براساس روش تحلیل تماتیک انجام شده است. اطلاعات میدانی از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 20 خبره آشنا به موضوع در سال 1401 گردآوری شده و نمونه گیری به صورت هدفمند و با روش گلوله برفی انجام گرفته و تا حد اشباع نظری پیش رفته است. نتایج نشان می دهد عوامل مؤثر بر فقر در قالب چهار تم اصلی ساختار سیاسی، ساختار فرهنگی، ساختار تولید و ساختار آموزش قرار دارد. درنهایت با استفاده از نگاهی پویایی شناسانه و رویکرد پویایی سیستم کیفی، روابط علی بین عوامل شناسایی شده و راهکارهای غلبه بر آن ها پیشنهاد شده است









