فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۹۲۷ مورد.
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
355 - 388
حوزههای تخصصی:
ازدواج درواقع پدیده اجتماعی ساده ای نیست و می تواند معانی متفاوتی در زمینه های مختلف داشته باشد. مطالعات اندکی به دیدگاه ها و نگرش های زنان به ابعاد مختلف ازدواج در زمینه های فرهنگی ای که ازدواج زودهنگام معمول بوده، پرداخته اند. پژوهش حاضر با رویکرد پدیدارشناختی به تحلیل عمقی همراه با بررسی لایه های گوناگون تجربه زیسته دختران زیر 18 سال از زندگی مشترک می پردازد تا تجاربشان از ازدواج زودهنگام را در متن کلی زندگی آن ها دریابد. با نمونه گیری هدفمند، معیارهایی برای ورود مشارکت کنندگان درنظر گرفته شد: داشتن تجربه ازدواج زودهنگام، سکونت در شهر سقز، کرد بودن و داشتن سن کمتر از 18. بدین منظور، یازده دختر زیر 18 سال با تجربه ازدواج زودهنگام برای مصاحبه انتخاب شدند. میانگین سنی شرکت کنندگان 17 سال بود و به طور میانگین در 16 سالگی ازدواج کرده بودند. مصاحبه ها پس از ضبط، توسط محقق مکتوب شدند و با پیروی از روش تحلیل پدیدارشناختی موستاکاس داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مضامین اصلی که از تحلیل داده ها به دست آمد شامل تصویرسازی ها، سناریوهای ورود، ملاحظات و نقش های جنسی و جنسیتی، واکنش های اطرافیان و چالش های ازدواج زودهنگام بود که در سه سطح متنی، ساختاری و ترکیبی تفسیر و تحلیل شدند. ابتدا با استفاده از عبارت های معنادار و مضامین، آنچه مشارکت کنندگان تجربه کرده اند توصیف شد (توصیف متنی). از این عبارت ها و مضامین، همچنین برای نگارش توصیفی از بستر یا زمینه ای استفاده شد که چگونگی تجربه شدن پدیده توسط مشارکت کنندگان را تحت تأثیر قرار می دهند (توصیف ساختاری) و در انتها، توصیفی ترکیبی به دست آمد.
نمودهای جنسیتی زبان در اشعار مرام المصری با تاکید بر نظریه رابین لیکاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
133 - 152
حوزههای تخصصی:
تحلیل رابطه مندی میان "زبان و جنسیّت" از مباحث بسیار مهم مطالعات زبان شناسی در دهه های اخیر بوده که دامنه ی آن به قلمرو ادبیات نیز کشیده شده است. در این میان، یکی از نظریه های نوین و پرکاربرد در حوزه ی مطالعات زبان شناسی و جنسیّت، تئوری DSL از رابین لیکاف، زبان شناس برجسته آمریکایی می باشد که الگویی مناسب برای بررسی آثار ادبی از حیث جامعه شناسی زبان است. وی در این تئوری معتقد است که سبک گفتار زنان و مردان، حتّی در پوشیده ترین حالات، از تمایزات خاص خود برخوردار است و می توان آن را بر اساس شاخصِ جنسیتی زبان، به دوشاخه فکری و زبانی متمایز تقسیم کرد. پژوهش حاضر که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، از نظریه لیکاف، به منظور تحلیل کارکرد زبان در شعر مرام المصری، شاعر مطرح سوری بهره برده است. علت این بررسی ازآن روست که در چند اثر پژوهشی که به صورت مختصر و ضمنی از آثار مرام المصری انجام شده است، مولّفه ی زبان و کارکردهای جنسیتی آن در اشعار او مورد ارزیابی قرار نگرفته است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که گرایش به ساده نویسی و استفاده از زبان، واژگان و اصطلاحاتی که بازنمود جنسیتی دارند و همچنین کاربرد وسیع واژگان حسی و استفاده کم از واژگان غیرحسّی از مهمترین ویژگی های جنسیتی زبان در اشعار مرام المصری بوده است.
نقش آزادسازی تجاری در تغییر الگوی اشتغال زنان روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
313 - 334
حوزههای تخصصی:
آزادسازی تجاری از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر ساختار بازار کار است که می تواند الگوی اشتغال زنان روستایی را متحول کند. درک تأثیرات آن بر مشارکت اقتصادی این گروه، به دلیل نقش مهم آنان در تولید و معیشت روستایی، اهمیت ویژه ای دارد. هدف این پژوهش، بررسی اثر آزادسازی تجاری بر نرخ مشارکت اقتصادی زنان روستایی در ایران است. این مطالعه تحلیلی-کاربردی است و با بهره گیری از داده های سری زمانی 1400-1377 انجام شده است. داده های مورد استفاده از منابع آماری معتبر گردآوری و با استفاده از مدل ARDL تجزیه و تحلیل شدند. مطابق نتایج، در بلندمدت آزادسازی تجاری تأثیر مثبت و معنی داری بر نرخ مشارکت اقتصادی زنان روستایی دارد؛ به گونه ای که توسعه تجارت می تواند با گسترش بازارهای صادراتی، افزایش سرمایه گذاری و ایجاد فرصت های شغلی جدید، زمینه اشتغال پایدار برای زنان روستایی را فراهم کند. همچنین یافته ها نشان داد رشد بخش کشاورزی تأثیر مثبت و معنی داری بر اشتغال زنان دارد؛ درحالی که افزایش جمعیت روستایی دارای اثر منفی بر مشارکت اقتصادی است. علاوه براین، در کوتاه مدت، تأثیر آزادسازی تجاری بر نرخ مشارکت زنان روستایی معنی دار نبود که نشان دهنده لزوم تطبیق ساختارهای اقتصادی و اجتماعی برای بهره گیری از فرصت های تجاری است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که آزادسازی تجاری می تواند با گسترش بازارهای صادراتی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد فرصت های شغلی جدید، بستر اشتغال پایدار زنان روستایی را فراهم آورد. براین اساس، سیاست گذاران باید بر توسعه مهارت های شغلی، بهبود زیرساخت های ارتباطی و مالی، و ارائه تسهیلات حمایتی برای تسهیل حضور زنان روستایی در بازارهای بین المللی تمرکز کنند.
تحلیل بازنمایی شخصیت های زنانه دینی در اشعار جابر الجابری با تکیه بر نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن(مطالعه موردی: حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
287 - 304
حوزههای تخصصی:
شخصیت های زنانه دینی از دیرباز تاکنون پیوسته از نمادهای ارزشمند و الهام بخش در ادبیات و فرهنگ شاعران معاصر عرب بشمار می روند. جابر الجابری(مدین الموسوی) شاعر معاصر عراقی است که با استفاده از میراث دینی در اشعارش بر اصالت و غنای ادبی شعرش افزوده است. بازنمایی شخصیت های زنانه دینی در اشعار جابر الجابری در کشف لایه های معنائی شعر وی کمک کرده و زوایای جدیدی از سبک شعری او را نمایان می سازد. نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن؛ زبان شناس برجسته روسی به بررسی نقش های ششگانه زبانی در راستای جهت گیری پیام شاعر (فرستنده)به سمت یکی از عوامل سازنده فرایند ارتباطی می پردازد. بررسی کارکردهای زبانی در متون ادبی بویژه شعر، مخاطب را به درک عمیق تری از هنر کلامی شاعر و ادبیت وی می رساند. این پژوهش بر آن است با رویکردی توصیفی- تحلیلی شخصیت های زنانه دینی را در اشعار جابر الجابری با تکیه بر نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که پربسامدترین نقش های زبانی در به تصویر کشیدن شخصیت های حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) در شعر جابری به ترتیب و با توجه به جایگاه متفاوتی که دارند نقش ترغیبی، عاطفی، همدلی و ارجاعی هستند که به شکل جداگانه و یا شکل مکمل یکدیگر بکار رفته اند. در شاعرانگی جابر الجابری شخصیت های برجسته حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به عنوان نمادهایی از انسان کامل، صبور و ایثارگر به همراه شاخصه های زنانگی مطرح شده اند تا تأثیر مهمی بر بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه داشته و مخاطب را به درک و آشنائی بیشتر از ابعاد فکری و ایدئولوژی جابری برسانند.
سازوکارهای مشروعیت بخشی به قدرت جنسیتی (مورد مطالعه: زنان شهر ایوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 34
حوزههای تخصصی:
در شهرهای کم جمعیت، عرف نقش برجسته ای در امور زندگی ایفا می کند؛ زیرا همبستگی مکانیکی در این گونه مکان ها به وفور مشاهده می شود و هنجارها، ارزش ها و ارتباطات اجتماعی بین دو جنس را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر واکاوی سازوکارهای مشروعیت بخشی به قدرت جنسیتی از منظر زنان شهر ایوان در چارچوب خانواده است. این پژوهش براساس پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی و با استفاده از مدل اشتراوس و کربن انجام شده است. میدان مطالعه شامل زنان شهر ایوان است. نمونه یابی به روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انجام گرفت و نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. با 20 نفر مصاحبه به عمل آمد و از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. فرمت داده ها در قالب متن بود و در تحلیل داده ها کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و گزینشی به کار گرفته شد. از عبارت های معنایی 233 مفهوم، 30 زیرمقوله و 13 مقوله اصلی به دست آمد. مقوله هسته «هم کناری گفتمان عرف و دین» نام گذاری شد. این مقوله به معنای همجواری دو نوع گفتمان عرف و دین است که وقتی در جامعه به عنوان مرجع تلقی می شوند می توانند مشروعیت بخشی قدرت جنسیتی را تحکیم و تقویت کنند. گرچه در همه جوامع این هم کناری به طور نسبی دیده می شود، با توجه به ایدئولوژیک شدن گفتمان دین در جامعه ایران (به مثابه ایدئولوژی سیاسی) این مشروعیت بخشی به قدرت جنسیتی دوچندان شده است.
تصاویر زنان و گفتمان هژمونیک رسانه ای در دهه شصت شمسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
335 - 354
حوزههای تخصصی:
دهه 13۶۰ در ایران دوره ای مهم از لحاظ تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. در این مقاله با استفاده از روش کیفی، نظریه گفتمان فوکو و با الهام از رویکرد نشانه شناسی اجتماعی کرس و ون لیوون، ۱5 تصویر از میان ۴۳۱ تصویر زنان در صفحه اول روزنامه های دهه 13۶۰ تحلیل شدند. هدف پژوهش، بررسی گفتمان های مسلط در بازنمایی زنان و چگونگی تقویت هنجارهای ایدئولوژیک از طریق این تصاویر است. یافته ها نشان می دهد بازنمایی زنان در روزنامه ها فراتر از انعکاس ارزش های غالب، فرایندی فعال برای مدیریت تنش های هویتی، عادی سازی نقش های معین جنسیتی و ساخت و تثبیت سوژه زن مطلوب انقلابی از طریق به کارگیری سازوکارهای بصری و تکنیک های دیداری مشخص است. تصاویر زنان در روزنامه های دهه 13۶۰ ابزاری برای بازتولید گفتمان های مسلط و تقویت ارزش های انقلابی و اسلامی هستند و زنان را به عنوان حامیان پرشور انقلاب و آرمان های آن بازنمایی می کنند. همچنین نقش حمایتی زنان در دوران جنگ تحمیلی برجسته شده است. در کنار این نقش های حمایتی، تصاویری از حضور زنان در عرصه های علمی و مدیریتی نیز دیده شد که نشان دهنده پذیرش نسبی نقش های جدیدتر برای زنان در جامعه انقلابی البته در چارچوب ارزش های اسلامی است. علی رغم اینکه در این تصاویر، زنان در عرصه های گوناگونی حضور فعال دارند، این بازنمایی ها نقش زنان را به انتظارات از پیش تعریف شده اجتماعی و فرهنگی در چارچوب های انقلابی-اسلامی محدود و به تثبیت این گفتمان ها کمک می کند.
جایگاه اجتماعی زنان در دولت علوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
153 - 169
حوزههای تخصصی:
تاریخ اجتماعی زنان در صدر اسلام نوسانات مختلفی داشته است. تحلیل این نوسانات بیان گر دو دیدگاه مدیریتی درخصوص جایگاه زن در جامعه است. اول نگاه دولت نبوی که برگرفته از دستورهای الهی است و دیگری نگاه دولت خلفای ثلاثه که تلفیقی از سلایق خلفا و تفسیر آنان از آیات و احادیث و عملکرد دولت پیامبر (ص) است و از نتایج آن می توان تعدیل جایگاه زنان در دولت های خلفای ثلاثه نسبت به دولت نبوی را نام برد. حضرت علی (ع) در دولت خود براساس مستندات تاریخی به روش خلفا عمل نکرد، بلکه تلاش وی برای بازگرداندن جایگاه زنان در اجتماع به عصر اعتلای دوران دولت نبوی و اجرای سیره پیامبر (ص) بود. به این ترتیب جایگاه اجتماعی زنان در دولت علوی (ع) مسئله اصلی مقاله حاضر است. هدف پژوهش مشخص کردن میزان اهتمام حضرت علی(ع) به جایگاه اجتماعی زنان و از نتایج آن کیفیت همراهی زنان در این مقوله است. در این راستا سؤال پژوهش به این صورت طرح شده که جایگاه اجتماعی زنان در دولت علوی چگونه بوده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که حضرت علی (ع) با اقداماتی برای زنان نظیر مبارزه با فرهنگ خشونت رفتاری، توجه به جایگاه شعر و هنر، اهتمام به علم آموزی و ساخت معنوی، حمایت از کار و فعالیت اقتصادی در جامعه و برجسته سازی ارزش زن در ساختار خانواده، به دنبال رشد و ارتقای جایگاه اجتماعی زنان بوده است.
تجارب زیسته زنان سرپرست خانوار در کسب وکارهای خانگی: یک کاوش پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
203 - 237
حوزههای تخصصی:
کسب وکارهای خانگی علاوه بر اینکه نقش قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی کشورها دارند، پیوندی میان فضای خانه و فعالیت اقتصادی ایجاد کرده اند. این کسب وکارها در کشورهای درحال توسعه برای زنان و به ویژه زنان سرپرست خانوار می توانند ابزار مهمی برای توانمندسازی و کسب استقلال اقتصادی باشند. این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته زنان سرپرست خانوار در راه اندازی و اداره کسب وکارهای خانگی انجام گرفت. رویکرد پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. روش نمونه گیری، غیراحتمالی از نوع قضاوتی بود که طی آن، ۱۹ زن سرپرست خانوار در شهرستان اسلام آباد غرب انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته به دست آمد. تحلیل داده های کیفی با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی صورت گرفت. تحلیل داده ها نشان داد تجارب مشارکت کنندگان در سه دسته اصلی شامل شناخت الزامات کسب وکار خانگی، مهارت در مدیریت فروش، و مواجهه با چالش های فردی، محیطی و جنسیتی قابل طبقه بندی است. یافته ها بیانگر آن است که ورود به عرصه کارآفرینی فرصت های ارزشمندی برای این زنان و خانواده هایشان فراهم کرده است، اما هم زمان با موانع متعددی همراه است. این امر ضرورت تدوین سیاست ها و برنامه های حمایتی مؤثر و متناسب با نیازهای این گروه از زنان را برجسته می سازد. همچنین ارائه آموزش های تخصصی و حمایت های مالی می تواند مسیر پایدارتری برای توسعه این نوع کسب وکارها توسط این زنان فراهم آورد.
بازنمایی جامعه شناسانه تعاملات زنان در رمان های محمد حجازی (هما، زیبا، پریچهر) براساس رویکرد کرس و ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
195 - 213
حوزههای تخصصی:
هرچند مطالعات زیادی درباره زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هاله ای از ابهام مانده است. یکی از مهم ترین زمینه های شناخت چنین تعاملاتی، پهنه گسترده رمان ها است. هدف مطالعه حاضر، تحلیل نحوه بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمان های سه گانه محمد حجازی مربوط به دوره پهلوی اول است. روش پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی کرس و ون لیون است. واحد تحلیل جمله و کانون تحلیل، مضامین مرتبط با انواع تعاملات زنان در رمان های مذکور است. یافته ها در سه بعد فرانقش بازنمودی، تعاملی و ترکیبی گزارش شده است. در کل می توان گفت انواع بازنمایی های زنان بیانگر رابطه ای تخاصمی بین دال های سه گانه دین، سنت و مدرنیته است. به تعبیری، هردو گفتمان سنتی و مدرنیته به موازات هم شکل دهنده هویت و تعاملات زنان هستند. زنان در دسته بندی های ضعیف- قوی، فعال- منفعل و فرادست- فرودست بازنمایی شده اند و روابط درون جنسیتی و بین جنسیتی متفاوتی را تجربه می کنند. نتیجه گیری کلی تحقیق این است که زنان داستان های حجازی ابژه های صرف و منفعل نیستند، بلکه بسته به جایگاهشان متفاوت عمل نموده و تاکتیک هایی را برای مقابله با جو اجتماعی مردسالارانه فراگیر اجرا می کنند؛ بنابراین همه زنان الگوهای کنشی و تعاملاتی مشابهی ندارند و انواع کارویژه ها و تعاملات آنان را نمی توان ذیل یک الگوی ارتباطی کلی و فراگیر ساده سازی کرد.
بازنمایی مضامین خانواده و جنسیت در چهل وسومین جشنواره بین المللی فیلم فجر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
259 - 285
حوزههای تخصصی:
جشنواره بین المللی فیلم فجر مهم ترین رویداد سالانه کشور در عرصه سینما به شمار می رود. در چهل وسومین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر، 33 فیلم در بخش سودای سیمرغ روایت خود را از زیست جهان جامعه ایرانی و به ویژه موضوع زنان و خانواده ارائه کردند و در معرض ارزیابی و قضاوت مخاطب قرار دادند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل این روایت ها در حوزه خانواده و جنسیت صورت گرفته است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. از آنجا که مسئله پژوهش فهم و تحلیل موضع و رویکرد فیلم ها به مقوله ها و سنجه ها است، ابتدا تمامی شاخص ها به صورت مقوله های مثبت و مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی ارائه و سپس همگرایی یا واگرایی فیلم ها نسبت به شاخص ها توسط بیست پژوهشگر حوزه های علوم اجتماعی، رسانه، مطالعات زنان و خانواده ارزیابی می شود. در یک ارزیابی کلان نگر و اجمالی می توان گفت آثار سینمایی این دوره از جشنواره فیلم فجر موضع نسبتاً همگرا با رویکرد انقلاب اسلامی به موضوع جنسیت و خانواده اتخاذ کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در بیشتر شاخص های چهارده گانه ناظر به موضوع مورد مطالعه، سهم آثار و فیلم های همگرا نسبتاً بیشتر از آثار واگرا است.
کار و خانه: پدیدارشناسی تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
91 - 118
حوزههای تخصصی:
با وجود تغییرات گسترده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دهه های اخیر، کار خانگی همچنان به عنوان وظیفه اصلی و هنجار فرهنگی برای بسیاری از زنان، حتی زنان شاغل باقی مانده است. مسئولیت های اجتماعی و خانوادگی این گروه از زنان، تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی شخصی و حرفه ای، رضایت مندی و سلامت روانی و اجتماعی آنان دارد. در این چارچوب، پژوهش حاضر به شیوه پدیدارشناسانه، تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی و نحوه مواجهه آن با دوگانگی نقش و پیامدهای آن را بررسی می کند. بیان نظری موضوع با ارجاع به نظریه نقش های اجتماعی، تعارض نقشی و تحلیل و تفسیر نظریه فمینیستی از نابرابری جنسیتی صورت بندی شد. از نظر روش، این مطالعه با رویکرد کیفی پدیدارشناسی تفسیری و با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق با 15 نفر از زنان شاغل در بخش دولتی و خصوصی شهر مریوان که به شیوه هدفمند و نظری انتخاب شدند، به اجرا درآمد. یافته ها نشان داد «خانه داری به مثابه یک مسئولیت گریزناپذیر» بخشی از هویت اجتماعی دوگانه زنان شاغل تلقی می شود. درنتیجه این موقعیت متضاد آن ها با تجربه «فشار نقش و رنج های دوگانه کاری» مواجه هستند. یافته ها همچنین بیانگر این است که کار خانگی اگرچه به عنوان تکلیف زنانه تحت سیطره «سنت های مردسالارانه» به زنان تحمیل می شود، اما در مقابل اشتغال برای آنان انتخابی آزادانه و به مثابه «ابزاری برای مقاومت» عمل می کند. تغییر در موقعیت زنان مستلزم تحقق برابری جنسیتی از طریق گام های تدریجی به سوی تغییر ساختار و فرهنگ مشارکتی و برابری خواهانه است.
واکاوی کیفی جلسات قرآن هفتگی زنانه در کاشمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
381 - 400
حوزههای تخصصی:
مناسک دینی یکی از عناصر فرهنگ دینی در هر جامعه ای است. جلسات قرآن هفتگی زنانه به عنوان یکی از این مناسک دینی قدمت زیادی دارد و به دلیل کارکردهایی که داشته بازتولید شده است. هدف این مطالعه، واکاوی کیفی جلسات قرآن هفتگی زنانه در کاشمر است تا انگیزه برگزاری و شرکت در این جلسات و ابعاد مختلف جلسات قرآن هفتگی، پیامدها، دیدگاه های دیگران و راهبردها بررسی شود. داده های این پژوهش کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 زن شرکت کننده در این جلسات گردآوری و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد، کدگذاری و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد عوامل گوناگونی در پدیدآوری مقوله مرکزی، یعنی «بازنمود ساختار هویت دینی مجالس مذهبی زنانه» نقش داشته است. شرایطی که موجب حضور زنان در این مجالس می شود، باورهای راستینشان به خداوند و دین اسلام است. عوامل زمینه ای، همسویی فکری و عوامل مداخله گر، برساخت هویت مجالس مذهبی زنانه و شرایط حضور و پایداری این جلسات را فراهم می کند. راهبردهایی مانند اخلاق مداری و تکریم انسانی و بهبود مشارکت در مجالس مذهبی زنانه سبب گرایش بیشتر زنان به این مجالس مذهبی می شود. این مجالس مذهبی پیامدهای گوناگونی مانند بازاندیشی در تعین ساختارهای دین و تجربه های منفرد دینی دارد. تمامی این عوامل تلاشی است برای بازنمود ساختار هویت دینی مجالس مذهبی زنانه که مقوله مرکزی مدل پارادایمی این پژوهش است.
درک معنایی فرایند هویت یابی زنان شهر یاسوج با رویکرد پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
149 - 172
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی فرایند هویت یابی زنان در شهر یاسوج با رویکرد فمینیستی می پردازد است. با بهره گیری از روش زمینه ای اشتراوس و کوربین، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 27 نفر از زنان این شهر گردآوری و تحلیل شدند. نتایج در بخش شرایط علی نشان می دهد هویت زنان تحت تأثیر دیگری سازی جنسیتی، انسداد افق انتخاب ها، پدرسالاری هژمونیک، گفتمان اقتدار مذهبی و بازتولید اجتماعی جنسیتی شکل می گیرد. همچنین نظام هنجاری گفتمانی، نظم نمادین مذهبی، بدن مندی جنسیتی، نظام پوششی هژمونیک، و نظام خانواده جنسیت محور به عنوان شرایط زمینه ای، نقش مهمی در تثبیت هویت سنتی زنان ایفا می کنند. از سوی دیگر، تبعیض نهادی جنسیتی، بازدارندگی هنجاری، روابط قدرت درون خانوادگی، بازنمایی کنترل بدن و سرمایه داری پدرسالارانه به عنوان کدهای شرایط مداخله گر استخراج شدند. این مطالعه در بخش راهبرد های تحقیق، با ارائه تحلیلی از تأثیرات گفتمان های قدرت بر هویت زنان، به تبیین نقش مقاومت و پذیرش در شکل گیری هویت زنان پرداخت و مقوله های پیامدهای این پدیده به سه شکل پیامدهای منفی (گفتمان قدرت و نظارت اجتماعی، ازدست دادن خودمختاری، درونی سازی هنجارها)، پیامدهای ترکیبی (گفتمان مقاومت و پذیرش، دوگانگی نقش ها، تعارض سوژه و نظم اجتماعی) و پیامدهای مثبت (بازسازی هویت و بدن مندی، مقاومت علیه گفتمان های مسلط، خودمختاری و کنترل بدن) استخراج شدند.
تحلیل جرم شناختی از بازنمایی بزه دیدگی زن در پرتو سبک زندگی در فیلم سینمایی رگ خواب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
215 - 234
حوزههای تخصصی:
سینما به مثابه عنصری فرهنگی و به عنوان یکی از عرصه های بازنمایی مسائل اجتماعی، نقش مؤثری در افزایش سطح آگاهی جامعه و در پی آن کاهش سوگیری شناختی در این قلمرو دارد. یکی از این بازنمایی ها، خشونت علیه زنان و در پی آن بزه دیدگی این قشر آسیب پذیر است. تحقیق حاضر با هدف بررسی جرم شناختی بازنمایی بزه دیدگی زنان در آثار سینمایی، به مطالعه موردی فیلم سینمایی رگ خواب به روش تحلیل محتوایی پرداخته است. یافته های تحقیق بیانگر این امر است که شخصیت اصلی فیلم، مینا، به عنوان بزه دیده ایدئال ناشی از ساختارهای اجتماعی، با انتخاب سبک زندگی ریسک پذیر موجب شتاب دهندگی در بزه دیدگی خود شده و در یک جامعه سنتی و ایدئولوژیک و در نبود حمایت های اجتماعی و قانونی، بزه دیدگی مکرر و ثانویه او را به همراه داشته که بازنمایی گوشه ای از واقعیت است. همچنین واقعیت اجتماع در قلمرو بزه دیدگی زنان به مراتب جدی تر از بازنمایی آن در آثار سینمایی است و بی توجهی به این مقوله می تواند تأثیرات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه بر جای گذارد. به عنوان نتیجه این تحقیق، به ضرورت ساخت آثاری سینمایی بدون سانسورهای فرهنگی برای حساس سازی، آگاهی بخشی و ایمن سازی افراد و در راستای اثرگذاری بر سیاست گذاری ها و قانون گذاری های هدفمند و حمایتی، به ویژه در زمینه رفع تبعیض علیه زنان، و دسترسی همه زنان بزه دیده در هر شکل و قالبی به نظام عدالت کیفری در جهت اهداف جرم شناسی کاربردی و برای پیشگیری از خشونت علیه زنان در جامعه تأکید شده است.
تجربه زیسته زنان زندانی در یزد؛ مواجهه با انگ، انزوا و چالش های بازاجتماعی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
289 - 312
حوزههای تخصصی:
با افزایش میزان زندانی شدن زنان در سال های اخیر، مطالعه تجربه زیسته آنان به عنوان موضوعی اساسی در حوزه جرم شناسی و جامعه شناسی مطرح شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و روش نظریه زمینه ای به دنبال درک تجربه زیسته زنان زندانی است. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شده است. نمونه مورد بررسی ۲۱ زن زندانی گروه سنی 19-65 سال هستند. نمونه حاضر از میان زنان زندانی شهر یزد به صورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند و داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد زیست در چرخه انحراف ساختاری به منزله پدیده اصلی حضور یافته است. این پدیده تحت تأثیر عواملی مانند خرده فرهنگ بزه آفرین، بحران عاطفی و انحراف ثانویه در زنان و نیز با مداخله شرایطی مانند حاشیه نشینی اقتصادی و فرهنگی، کودکی سرکوب شده و پاره ای عوامل زمینه ای مانند عواطف مخاطره آمیز، انسداد مهارتی و فقر قابلیتی به ورود زنان به فضای بزه و جرم و زیستن در چرخه انحراف ساختاری منجر می شود. مطابق نتایج، زنان زندانی پیامدهای انزوا تدافعی، فرسایش روانی و هویت تعلیقی را به دوش کشیده اند و درنهایت کنش زنان زندانی در مقابل مشکلات، به صورت بازآفرینی هویت، احیای معنوی و پالایش روانی رخ داده است.
کنش مندیِ نهاد خانواده در تناظر با پیشران های حکمرانی در تاریخ شیعیِ صفویه با تأکید بر نقش زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
401 - 422
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از راهبرد بینارشته ای و از طریق بارگذاری اسنادیِ داده های تاریخی در نظریه ماکس وبر، کنش های عقلانی زنان عصرصفوی را به مثابه عنصر کلیدیِ خانواده، مورد بررسی قرار داده و نسبت های احتمالی این کنش با پیشران های حکمرانی وقت را به صورت توصیفی-تحلیلی مطرح نموده است. فرضیه اصلی، وجود نسبت هایی میان کنش های زنان با پیشران های حکمرانی صفویه است. سؤال اصلی پژوهش آن است که آیا کنش های زنان عصرصفوی یکدست بوده است یا متنوع؟ و آیا نسبتی احتمالی میان این کنش ها با پیشران های حکمرانی صفویه وجود داشته است؟ نتایج پژوهش گویای وجود کنش زنانِ عصرصفوی به رغم برخی کلیشه های محدودکننده خانواده است. کنش عقلانی معطوف به ارزش شامل وقف، علم آموزی و برخی از مهارت ها همانند تألیف کتاب و جنگ آوری بوده است. این کنش ها متأثر از پیشران هایی چون تعیین مناصبی جهت اداره امور مربوط به وقف، چرخش از تشیع صوفیانه به تشیع فقاهتی و عدم تفکیک جنسیتی درباره کنش های عقلانی یادشده می باشد. کنش های عقلانی معطوف به هدف در میان زنان عصرصفوی نیز شامل مبادله کالا، سفر، طلاق و دریافت مهریه و تدبیر در اداره کشور توسط برخی زنان دربار بوده اند که خود، پیامدی از پیشران هایی چون نظام حقوقیِ فقه مبنای صفویه، چرخش صفویه از غالیه به امامیه، گسست صفویه از پایگاه قومی سلطنت و عدم اعمال محدودیت های حکومتی درباره برخی کنش های عقلانی بوده است.
تأثیر احیای صنایع دستی بر توانمندسازی زنان روستایی (مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری منطقه الموت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
267 - 288
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات کلیدی مورد بحث برای زنان در کشورهای درحال توسعه، توانمندسازی زنان روستایی و چگونگی افزایش توانمندی و نقش آن ها در توسعه مناطق روستایی است. توجه به نقش زنان و بحث های جنسیتی و شناسایی عوامل و محرک های مؤثر بر توانمندسازی زنان در بسترهای توسعه روستایی می تواند تأثیر بسزایی در فرایندهای توسعه و اتخاذ سیاست های مربوط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر احیای صنایع دستی بر توانمندسازی زنان روستایی در روستاهای منطقه الموت استان قزوین انجام شد. این پژوهش به لحاظ پارادایم کمی، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش علی-ارتباطی است. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان روستایی فعال در حوزه صنایع دستی است و حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ۱۰۰ نفر برآورد شد. برای بررسی داده های پژوهش، بعد از تحلیل توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و PLS-3 و با کمک معادلات ساختاری به بررسی فرضیات پرداخته شد. نتایج رویکرد مدلسازی معادله های ساختاری گویای آن است که احیای صنایع دستی در ابعاد روانی (812/0=β)، اجتماعی (682/0=β) و اقتصادی (321/0=β)، تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندی زنان روستایی منطقه مورد مطالعه دارد؛ بنابراین برای افزایش توانمندی زنان روستایی در منطقه مورد مطالعه و سایر مناطق روستایی کشور، لازم است به این عوامل نیز توجه کافی صورت گیرد.
تحلیل ساختاری سبک زندگی الکترونیکی زنان و تأثیر آن بر پذیرش تبلیغات و قصد خرید اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
63 - 89
حوزههای تخصصی:
امروزه گسترش اینترنت با سبک زندگی الکترونیکی همراه است. شناختن سبک و الگوی زندگی افراد در ارائه خدمات مناسب به بخش های مختلف آن ها از ضروریات است؛ بنابراین به نظر می رسد متناسب با تحولات فناورانه و استفاده از فنآوری های نوین، سبک زندگی الکترونیکی افراد ابزاری برای بازاریابی و طراحی خدمات مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر سبک زندگی الکترونیکی بر پذیرش تبلیغات و تمایل به خرید آنلاین در بین بانوان شهر اهواز است. براین اساس، این مطالعه از نظر ماهیت و هدف، یک پژوهش کاربردی و برحسب نحوه گردآوری داده ها از نوع پژوهش های توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری کلیه زنان شهروند اهوازی دارای تجربه خرید اینترنتی هستند که به روش نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس، 384 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب و بررسی شدند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد دارای روایی و پایایی انجام گرفت که با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار SmartPLS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد سبک های زندگی الکترونیکی (به جز سبک زندگی معاشرت طلب و سبک اضطرارمحور) بر قصد خرید اینترنتی تأثیر معناداری دارد. همچنین تأثیر سبک زندگی الکترونیکی بر پذیرش تبلیغات، و پذیرش تبلیغات بر قصد خرید اینترنتی به طور معنادار تأیید شد. علی رغم این، نقش میانجی پذیرش تبلیغات در تأثیر سبک زندگی الکترونیکی بر تمایل به خرید اینترنتی مثبت ولی غیرمعنادار شد و مورد تأیید قرار نگرفت.
نقش سازمان زنان ایران در نوسازی فرهنگی جامعه زنان از طریق برنامه پیکار با بی سوادی در دهه چهل و پنجاه شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
325 - 342
حوزههای تخصصی:
با تهیه منشور انقلاب سفید در سال 1341 ش، دستیابی به توسعه راهبرد اصلی کشور تعیین شد. در این راهبرد، توسعه اقتصادی زیربنای جهش به توسعه متوازن در تمام عرصه ها قلمداد می شد. بی سوادی شمار بسیاری از مردم، بزرگترین مانع در کسب توسعه اقتصادی بود. از طرفی، این توسعه سبک جدیدی از زندگی را به دنبال داشت که نیازمند جهان بینی متفاوتی است. بنابراین، تغییر در بنیادهای فرهنگی جامعه که از طریق آموزش و پرورش سبک جدید زندگی صورت می گرفت، مکمل برنامه های توسعه اقتصادی در نظر گرفته شدند. زنان در این میان، رکن اصلی را در این تغییر فرهنگی ایفا می کردند و بی سوادی شمار بسیاری از آنان مانع اصلی در تحقق برنامه های توسعه توصیف شدند. از این رو سؤال اصلی مقاله این است که برنامه های سوادآموزی زنان بزرگسال چرا و چگونه سیاست گذاری و هدف گذاری شدند تا این تغییر فرهنگی را به وجود آورند؟ برای پاسخ به این پرسش، با استفاده از مفهوم نوسازی فرهنگی و به روش توصیفی – تحلیلی، راهبردها و سیاست گذاری های تغییر فرهنگی تبیین و نقش و عملکرد سازمان زنان ایران به عنوان متولی این نوسازی در جامعه زنان بررسی شد. براساس یافته های پژوهش، «آزادی زنان» و «اعتلای مقام زن» دو کلان طرح در این گفتمان بودند تا از این طریق، در گام نخست با افزایش شمار زنان باسواد، تصویر جدید از زن را ذائقه-پذیر کنند تا در پی آن، فرایند تغییر نقش های سنتی زنان و بازتولید فرهنگ غربی توسط آنان آغاز شود.
الگوی شهر سالم و دوستدار فعالیت بدنی زنان در تعاملات برنامه ریزی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
239 - 265
حوزههای تخصصی:
نابرابری های جنسیتی در دسترسی به فضاهای شهری و ورزشی، از چالش های اساسی توسعه پایدار شهری و ارتقای سلامت زنان محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی شهر سالم و دوستدار فعالیت بدنی زنان در تعاملات برنامه ریزی شهری است تا زمینه مشارکت فعال تر زنان در فضاهای عمومی فراهم شود. این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر پارادایم تفسیری-برساختی، با بهره گیری از روش داده بنیاد گلیزر انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از زنان، کارشناسان و برنامه ریزان شهری و ورزشی به صورت هدفمند و تا اشباع نظری گردآوری شد. تحلیل داده ها با کدگذاری باز و محوری صورت گرفت و مدل مفهومی پژوهش استخراج شد. نتایج نشان داد تحقق شهر سالم و دوستدار فعالیت بدنی زنان، مستلزم توجه به ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی، اعتقادی، تاریخی و فناوری است. عوامل کلیدی شامل دسترس پذیری فضاهای ورزشی، تأمین امنیت، طراحی زیرساخت های شهری مناسب و حمایت های اجتماعی و فرهنگی شناسایی شد. این عوامل، مشارکت زنان در فعالیت های بدنی را افزایش می دهد و پیامدهایی مانند ارتقای سلامت جسمی و روانی، تقویت تعاملات اجتماعی، افزایش هویت فردی و بهبود کیفیت زندگی شهری را به همراه دارد؛ بنابراین برنامه ریزی جامع شهری با محوریت عدالت جنسیتی، امنیت و دسترس پذیری می تواند مشارکت زنان در فعالیت های بدنی را ارتقا دهد و گامی مؤثر در جهت توسعه پایدار شهری باشد.