فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۶۱ تا ۱٬۶۸۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۷ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۶
105 - 130
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت و گستردگی ارتکاب بزه قاچاق کالا و ارز، قانون گذار همواره درخصوص این بزه از سیاست کیفری افتراقی تبعیت نموده است که یکی از مصادیق آن، پیش بینی نهاد "دستگاه های کاشف" در قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز می باشد. در این مقاله، به روش توصیفی تحلیلی و در پی پاسخ گویی به این سوال که «جایگاه دستگاه های کاشف در سیاست کیفری مبارزه با قاچاق کالا و ارز چیست»، سعی شده است که ضمن تبیین مفهوم و مصادیق دستگاه های کاشف، نقش آنها در سیاست کیفری مبارزه با قاچاق تبیین شود. درواقع، بین دستگاه کاشف و ضابط دادگستری، رابطه "عموم و خصوص من وجه" وجود دارد و مصادیق تمثیلی دستگاه های کاشف در ماده 36 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز پیش بینی شده است. از جمله وظایف و اختیارات دستگاه های کاشف، تهیه صورت جلسه کشف، تعیین ارزش اولیه کالا و ارز قاچاق، صلاحیت رسیدگی به برخی از پرونده های قاچاق و حق تجدیدنظرخواهی از آرای برائت و منع تعقیب دادگاه های انقلاب و شعب تعزیرات حکومتی است؛ علاوه بر این، آن دسته از کاشفینی که ضابط نیز می باشند، صلاحیت اعمال اختیارات ضابطین را در موارد کشف بزه قاچاق کالا و ارز دارا می باشند. در راستای حمایت از دستگاه های کاشف و مأموران آنها در مقام ایفای وظیفه، حمایت هایی در قانون پیش بینی شده است که سلب مسئولیت مدنی مأموران کاشف و پرداخت حق الکشف از آن جمله است؛ هرچند که وجود تعارضات و ابهامات قانونی و مشکلات عملی، در عمل، این حمایت ها را ناکارآمد نموده است.
کووید-۱۹، امنیت بهداشتی و دیپلماسی جهانی بهداشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۱۳
139 - 174
حوزههای تخصصی:
شیوع ویروس کووید-19 و انتشار سریع آن در عرصه جهانی، همه معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی جهان را در مدت زمان کوتاهی به هم ریخت. سرعت همه گیری و کشندگی این ویروس جهانی به حدی بوده است که حتی کشوهای توسعه یافته نیز نتوانستند خود را از گزند آسیب های انسانی، اقتصادی و سیاسی دور نگه دارند. امروزه بعد از دو سال از زمان شیوع این ویروس، هنوز چگونگی کنترل و مواجه با آن در صدر اولویت های تصمیم گیری کشورهای دنیا قرار دارد. شیوع سریع این ویروس که با افزایش تعداد مرگ و میرها همراه بود، دولت ها را وادار به اتخاذ اقدامات فوری و اضطراری جهت کنترل آن کرد و مجدداً مقوله امنیت انسانی، به طور جدی در کانون توجه سیاستمداران و تحلیلگران سیاسی قرار گرفت. امنیت بهداشت زیربنای مفهوم امنیت انسانی به طور خاص و امنیت مشترک به طور عام است، چرا که ثبات و امنیت بین المللی بدون تضمین امنیت بهداشت و سلامت قابل تصور نیست. بدون شک شیوع ویروس کرونا با برجسته کردن مفهوم امنیت انسانی، نقش غیرقابل انکاری در تعدیل نگاه سنتی دولت - محور و سخت افزاری به مفهوم امنیت داشته است. این ویروس، خوانش جدید از مفهوم امنیت مشترک را در مطالعات امنیتی اجتناب ناپذیر کرد و همکاری و هم اندیشی بین المللی را برای کنترل این ویروس در چارچوب دیپلماسی جهانی بهداشت گسترش داد. این مقاله با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و در چارچوب مفهوم امنیت انسانی در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که شیوع ویروس کووید-19 چگونه بر گسترش دیپلماسی جهانی بهداشت تأثیرگذار بوده است؟ فرضیه مقاله این است «ویروس کرونا نگاه خودیارانه به مفهوم امنیت را به چالش کشیده و لزوم حرکت به سوی امنیت مشترک بر پایه همکاری های بین المللی را اجتناب ناپذیر کرده است. بر این اساس توسعه دیپلماسی جهانی بهداشت یک ضرورت استراتژیک برای کنترل همه گیری های جهانی است». جمع آوری داده ها برای تحقیق حاضر به صورت کتابخانه ای، مجلات تخصصی و سایت های معتبر اینترنتی بوده است.
نقد و بررسی دسته بندی انواع نسبی گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه علوم اجتماعی قاره ای که بیشترین نمود خود را در سنّت هرمنوتیک، تبارشناسی و انتقادی می یابد، با نقد پارادایم تحلیلی، فراتاریخیت مقولات پیشینی فهم را زیر سؤال برده و با تبیین مقولاتی همچون: اراده، قدرت، جامعه، فرهنگ، جنسیت، تاریخ و...، باب نسبی گرایی را بیش از پیش گشوده است. این تنوع در متغیّرهای مستقل نسبیت، تنوع در متغیّرهای وابسته نسبیت را نیز به دنبال خواهد داشت و در مجموع باید از انواع نسبی گرایی سخن گفت. هدف: محقق این نوشتار با مرور برخی آثار در پی فهم انواع نسبی گرایی بوده است. روش: در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و اسنادی و در بررسی آن از روشهای فراتحلیل و نیز تحلیل فلسفی استفاده شده است. یافته ها: آثار گوناگونی تلاش داشتند تا دسته بندی جامع و مانعی از انواع نسبی گرایی ارائه دهند. در این مقاله تلاش شد ابتدا انواع نسبی گرایی از منظر اندیشمندان گوناگون که به این مهم پرداخته اند، تقریر و سپس این دسته بندی ها مورد بررسی و نقد قرار گیرد. نتیجه گیری: به نظر می رسد تاکنون دسته بندی جامع و مفیدی ارائه نشده است که امکان فهم و تفکیک صحیح میان انواع نسبی گرایی را به وضوح بیان کند. این تحقیق می تواند درآمدی برای نیل به دسته ّبندی مطلوب و ارزش گذارانه در این زمینه باشد.
مقایسه دو نظریه «کلاسیک آزمون» (CTT) و « پاسخ سؤال » (IRT)از نظر اندازه گیری شاخص های دقت آزمون
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱ بهار ۱۳۸۷ شماره ۱
29 - 47
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور مقایسه دو نظریه کلاسیک آزمون (CTT) و پاسخ سؤال (IRT) از نظر اندازه گیری شاخص های دقت آزمون انجام شد. روش تحقیق، از نوع کاربردی توصیفی است و برای بررسی سؤال پژوهشی، پاسخنامه های داوطلبان ورود به دانشگاه های کشور در سال 1384، در رشته علوم تجربی در آزمون اختصاصی درس زیست شناسی مورد استفاده قرار گرفت. از بین کلیه داوطلبان شرکت کننده نظام سالی - واحدی در این گروه آزمایشی، یک گروه نمونه 1000 نفری به طور تصادفی انتخاب شد و سؤال تحقیقی بر روی پاسخنامه های گروه نمونه بررسی شد. نتایج تحقیق نشان داد که نظریه IRT از نظر اندازه گیری شاخص های دقت آزمون بر نظریه CTT ارجحیت دارد. با توجه به نتایج تحقیق، در نظریه پاسخ سؤال، برای هر سطح توانایی، آگاهی و خطای استاندارد جداگانه ای به دست می آید که بر اساس آن می توان فهمید آزمون در کدام سطح توانایی، دارای بیشترین دقت و کمترین خطاست؛ مزیتی که نظریه کلاسیک اندازه گیری فاقد آن است.
نقش دانشگاه در فرایند توسعه
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۳ تابستان ۱۳۸۹ شماره ۱۰
35 - 50
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار که برگرفته شده از طرح پژوهشی با عنوان: «مبانی نظری ضرورت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسعه آموزش عالی در ایران: کاستی های موجود و راهبردهایی برای اصلاح آن» است، تلاش شده است تا با مروری تحلیلی بر مسیر توسعه دانشگاه، به نقش تحول آفرین دانشگاه در فرایند توسعه از منظر اقتصادی، علمی آموزشی و اجتماعی فرهنگی پرداخته شود.
در بخش نخست این مقاله، ضمن اشاره به فلسفه وجودی دانشگاه، در بدو پیدایش آن، به هدف های آموزش عالی یا دانشگاه و آموزش نیروی کار، می پردازیم. در ادامه، یعنی در سده بیستم، ضمن اشاره به افزایش چشم گیر تقاضا برای دستیابی به آموزش عالی در این دوره به نقش آموزش عالی به مثابه موتور توسعه می پردازیم. در بخش پایانی،در هزاره سوم و سده بیست و یکم، ضمن بررسی فرایند جهانی شدن و پیدایش جوامع اطلاعاتی یا دانش، همچنان به نقش دانشگاه در تأثیرگذاری بر شرایط موجود پرداخته می شود.
در مجموع، دستیابی به توسعه با هر روایتی، زمانی امکان پذیر است که نهادهای تولید، توزیع، ترویج و انتشار دانش بسان دانشگاه، به مثابه خرد منفصل جامعه، ضمن برخورداری از استقلال آکادمیک[1] و آزادی علمی[2] به کار ویژه[3] اصلی خود بپردازند.
<br clear="all" />
1. Academic Autonomy/Autonomie Académique
2. Academic Liberty/Liberté Académique
3. Function/fonction
نقش دانشگاه در شکل دهی به منش دانشجویان؛ طراحی مدلی برای توسعه نگرش های توانمندساز شخصیتی، اجتماعی و اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانشگاه به عنوان یک موقعیت اجتماعی مهم، نه تنها زمینه ساز کسب تجربه مستمر علمی است بلکه به واسطه ایجاد موقعیت ها و تعاملات گسترده و متنوع نقش مهمی در شکل گیری منش دانشجویان ایفا می کند. این پژوهش با هدف بررسی چگونگی نقش آفرینی دانشگاه در شکل دهی به منش دانشجویان انجام شده است. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کمّی-کیفی) انجام شد. در بخش کمّی، با استفاده از نمونه گیری تصادفی، دیدگاه 290 دانشجوی دانشگاه های شهر تهران در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد احصا شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های محقق ساخته بوده است. داده های کمّی با استفاده از نرم افزارهای آماری تحلیل شدند. در بخش کیفی، مصاحبه های عمیق با مدیران و کارشناسان حوزه آموزش عالی انجام گرفت. داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند یافته ها نشان داد که منش اخلاقی پیش بینی کننده معناداری برای فهم عملکرد تحصیلی و پرورش فضیلت ها و نگرش های اخلاقی و اجتماعی دانشجویان است. تحلیل داده ها منجر به شناسایی چهار بعد اصلی در ارتقای منش دانشجویان شد. این ابعاد شامل: 1) نگرش های توانمندسازی و فضیلت محور، 2) نگرش های شخصیتی، 3) نگرش های اجتماعی و 4) نگرش های اخلاقی است. همچنین، نقش محوری دانشگاه در ایجاد محیطی برای تعامل، یادگیری و رشد این نگرش ها مشخص شد محیط دانشگاه بر توسعه اخلاقی دانشجویان تأثیرگذار است.
توسعه مدل عامل بنیان تأثیر توزیع مناسب منابع خیریه ها بر نابرابری اقتصادی
منبع:
مطالعات وقف و امور خیریه دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
89 - 112
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین چالش ها در اقتصاد هر کشور، بحث نابرابری اقتصادی، کنترل و جلوگیری از تبعات آن است؛ از این رو، در علم اقتصاد پیامدهای نابرابری اقتصادی، به امر بسیار با اهمیتی تبدیل شده است. همچنین، براساس پژوهش هایی که با استفاده از مدلسازی عامل بنیان به بررسی نابرابری اقتصادی پرداخته شده، به وجود آمدن نابرابری اقتصادی به اثبات رسیده است. یکی از بحث ها در زمینه نابرابری اقتصادی، ایفای نقش خیریه ها در تعدیل و کاهش نابرابری اقتصادی است. در ادبیات تحقیق به وجود پیچیدگی و ابهام در رابطه با نقش خیریه ها در کاهش نابرابری اقتصادی تأکید شده است و در بسیاری از آنها به صورت جزء نگرانه به این مسئله پرداخته شده است. در مطالعه حاضر، یک مدل عامل بنیان براساس مدل اقتصادی توزیع ثروت با نرم افزار نتلوگو توسعه داده شده است و در آن نقش خیریه ها و توزیع مناسب منابع آنها در یک محیط شبیه سازی شده، با طراحی سه سناریوی متفاوت گزارش می شود. با بررسی نتایج این سناریوها مشخص می شود وجود خیریه ها در کاهش نابرابری اقتصادی مؤثر است و ایجاد سازوکار توزیع مناسب منابع خیریه ها تأثیر بیشتری در کاهش نابرابری اقتصادی دارد
راهبردهایی برای پیشگیری وضعی از آسیب های فضای مجازی
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۱ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲
101 - 144
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی به دلیل ویژگی های خاص مانند گمنامی و سهولت ارتباط، محملی برای انواع آسیب ها و جرایم است و با گذشت زمان بر حجم آسیب ها و جرایم این فضا افزوده می شود. فضای مجازی امکان آسیب رسانی به دیگران و آسیب دیدن را توامان دارد؛ بنابراین پرداختن به مقوله پیشگیری از آسیب های مختلف این فضا که گستره تأثیر آن همه قشرهای جامعه را دربرمی گیرد، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. بررسی تحقیقات انجام شده در حوزه پیشگیری از آسیب های فضای مجازی نشان می دهد که در این حوزه تحقیق زیادی انجام نشده است. زمینه و هدف: هدف این تحقیق ارائه راهبردهایی برای پیشگیری وضعی از آسیب های فضای مجازی است. در این تحقیق با مطالعات گسترده کتابخانه ای و تجارب محقق در حوزه فناوری اطلاعات، تدابیری در قالب راهبردهای پیشگیری وضعی برای جلوگیری از آسیب های فضای مجازی ارائه می شود. تحقیق حاضر از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر ماهیت از نوع پیمایشی است. در این تحقیق از شیوه کتابخانه ای و میدانی استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است روش: برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته ها: در زمینه راهبردهای پیشگیری وضعی از آسیب های فضای مجازی، ابعاد حذف توجیه کننده ها ، کاهش منافع حاصل از جرم، افزایش تلاش و زحمت تراشی برای ارتکاب جرم و افزایش خطرهای مد نظر برای ارتکاب جرم به ترتیب بالاترین تا پایین ترین میانگین رتبه ای تأثیر در پیشگیری از آسیب های فضای مجازی را دارند. مهم ترین نتیجه این تحقیق، استخراج تدابیری در قالب راهبردهای پیشگیری وضعی برای جلوگیری از آسیب های فضای مجازی است که استفاده از آنها می تواند تأثیر زیادی در پیشگیری از آسیب های فضای مجازی داشته باشد.
ارزیابی ادلّه انکار علم دینی (بر اساس دیدگاه عبدالکریم سروش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مخالفان علم دینی از منظرهای گوناگونی تولید علم دینی را انکار کرده اند. از مشهورترین مخالفان علم دینی در جامعه ما، عبدالکریم سروش است. هدف از نگارش این مقاله، تبیین و ارزیابی دیدگاه وی در انکار علم دینی بود. روش: روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و در استنتاج، توصیف و تحلیل و نقد است. یافته ها: سروش برای انکار علم دینی از ادلّه مختلفی استفاده کرده که عمده آنها عبارتند از: نفی علم دینی از طریق تحریف محل نزاع؛ امتناع علم دینی؛ نفی علم دینی از طریق موضوع، روش، غایت و فرایند تولید علم؛ تلقی تجربی از علم؛ جدایی دانش از ارزش و رویکرد حداقلی به دین. نتیجه گیری: ادلّه سروش در انکار علم دینی دارای اشکالات و چالشهای اساسی است.
ارائه چارچوبی برای توسعه زیرساخت های هوش مصنوعی در ایران با تمرکز بر اپراتورهای ارائه دهنده خدمت و تجمیع گر خدمات هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی یکی از فناوری های کلیدی حال حاضر است که نقشی کلیدی در پیشرفت کشورها ایفا می کند. توسعه این فناوری مستلزم وجود زیرساخت های مناسب است که می تواند به کاربرد مؤثر آن در بخش های مختلف کمک کند. باوجود پیشرفت های کشورهای توسعه یافته، کشورهای درحال توسعه با چالش های متعددی نظیر محدودیت دسترسی به اینترنت، کمبود متخصصان و بوروکراسی مواجه هستند؛ لذا این پژوهش باهدف ارائه چارچوبی برای سطوح مختلف زیرساخت های توسعه هوش مصنوعی در ایران، طی دو مرحله طراحی شده است: در مرحله اول، با بررسی مطالعات و تجارب بین المللی، چارچوب اولیه زیرساخت ها تدوین شد. در مرحله دوم، با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان داخلی و تحلیل محتوای آن ها، چارچوب نهایی زیرساخت ها متناسب با شرایط ایران پیشنهاد گردید. این چارچوب شامل شش سطح اصلی زیرساختی شبکه و تبادل داده با سرعت بالا؛ زیرساخت های محاسباتی؛ زیرساخت های ذخیره داده؛ مدل ها و الگوریتم های پایه؛ نرم افزار و چارچوب ها؛ و برنامه های کاربردی که در دو سطح اپراتوری ارائه دهنده خدمات و تجمیع گر خدمات هوش مصنوعی است. با توجه به شرایط کشورهای درحال توسعه و خصوصاً ایران، توسعه زیرساخت های هوش مصنوعی بدون مشارکت دولت در قالب اپراتورهای ارائه خدمت و تجمیع گر هوش مصنوعی محتمل به نظر نمی رسد. یافته های این مقاله دلالت های سیاستی و مدیریتی برای سیاست گذاران و مدیران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و به ویژه هوش مصنوعی دارد
طراحی چارچوب دانشگاه استعداد ربا در نظام آموزش عالی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
۴۳-۱۹
حوزههای تخصصی:
هدف: اصلی این پژوهش، طراحی چارچوب دانشگاه استعداد ربا در نظام آموزش عالی است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی، در زمره پژوهش های با رویکرد سنتز پژوهی و از نوع فراترکیب کیفی است. این روش، یک موقعیت سه جانبه از تحلیل داده ها، نظریه ها و روش شناسی پژوهش هاست و بسیار فراتر از خلاصه سازی یافته های پژوهشی و درواقع ترکیب و تفسیر یکپارچه ی یافته های حاصل از مطالعات کیفی است به گونه ای که تصویری کلی از وقایع، مفاهیم و پدیده ها ایجاد کند و با استفاده از روش هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو انجام شده است. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت پذیرفت. مضامین شناسایی شده مجدداً در جلسه بحث گروهی متمرکز با استفاده از شبکه اجتماعی مجازی موردبررسی قرار گرفتند تا درنهایت روی مقولات استخراج شده توافق حاصل گردید. تمام عوامل استخراج شده از پژوهش ها به عنوان مضمون در نظر گرفته شد که این مضامین بر اساس مفاهیم مرتبط با مفهوم دانشگاه استعداد ربا در 41 مضمون پایه و 9 مضمون سازمان دهنده طبقه بندی شدند. نتیجه گیری و پیشنهاد ها: بر اساس یافته های پژوهش می توان به ویژگی های خاصی از دانشگاه های استعداد ربا پی برد که آنان را برای اعضای هیئت علمی و دانشجویان با استعداد جذاب و خواستنی می نماید. این ویژگی ها فراتر از ویژگی های ساختاری و تجهیزاتی و مالی آنان که شاید بتوان در اکثر دانشگاه های مادر و جامع یافت، بر ویژگی هایی تأکید دارد که شاید در اکثر دانشگاه ها به فراموشی سپرده شده است. این دانشگاه های استعدادربا، برای اعضای هیئت علمی و دانشجویان با استعداد، آرامش فکری و روحی، احساس بهزیستی سازمانی و رضایت قلبی و درونی را به ارمغان می آورند و بنابراین می توانند ورای اندازه و محل جغرافیایی یک دانشگاه، آن را تبدیل به یک دانشگاه استعداد ربا نماید. نوآوری و اصالت: شاید بتوان گفت که پژوهش های انجام شده در حوزه ارزیابی درونی و بیرونی و مدیریت استعداد در آموزش عالی در ایران و خارج از کشور، بیشتر بر شیوه ها و تکنیک ها و راهبردهایی متمرکز شده اند که برای جذب و نگهداری اعضای هیئت علمی و دانشجویان با استعداد لازم است، اما پژوهش حاضر حرکت از نقش محوری دانشگاه ها در یافتن و جذب و نگهداشت اعضای هیئت علمی و دانشجویان با استعداد با در نظر گرفتن امتیازات و یا جوایز خاص، به تمرکز بر ویژگی های جذاب دانشگاه ها رسیده است که باعث می شود دانشجویان و اعضای هیئت علمی با استعداد بدون امتیازدهی خاصی برای رسیدن به این دانشگاه ها با هم رقابت نمایند.
حکمرانی بوم سازگان فین تک: مسائل سیستمی و راهکارهای توسعه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست علم و فناوری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
17 - 34
حوزههای تخصصی:
فین تک ها یا کسب وکارهای نوپای مالی هر روز دامنه بیشتری از زنجیره ارزش خدمات مالی را تحت تأثیر قرار می دهند. استفاده از فین تک ها فرصت بی بدیلی را برای اصلاح سازوکارهای نظام مالی در اختیار حکمرانان بازارهای مالی کشور قرار داده است. با این حال توسعه بوم سازگان این کسب وکارهای نوآورانه در نظام مالی به سهولت صورت نمی گیرد؛ چرا که علاوه بر موانعی که عموماً در مسیر رشد کسب وکارهای نوآورانه وجود دارد، الزامات احتیاطی نظام مالی نیز بر محدودیت های توسعه این کسب وکارها می افزاید. این پژوهش توصیفی با هدف بررسی مسائل سیستمی توسعه فین تک و راهکارهای آن به انجام رسیده است. با روش تحلیل مضمونی قیاسی، متون تحلیلی انتشار یافته در بازه یک ساله و انجام 49 مصاحبه نیمه ساختارمند با خبرگان، شبکه سیستمی مسائل و نگاشت نهادی بوم سازگان فین تک استخراج شده و روایی آن در پنج گروه کانونی به بحث گذاشته شده است. مسائل موجود برای توسعه بوم سازگان کسب وکارهای فین تک در پنج بخش الف: سیاست گذاری، تنظیم مقررات و نظارت (28 مسئله) همچون فقدان سند چشم انداز توسعه فین تک، ب: توسعه و ترویج علم (4 مسئله) مانند عدم وجود رشته تخصصی فین تک در دانشگاه ها، ج: سرمایه گذاری (4 مسئله) همچون نبود آمار و اطلاعات سرمایه گذاری در فین تک، د: ارائه راهکار مالی (10 مسئله) همچون ضعف در نظام شمول تأمین مالی، و ه: تقاضای فین تک (4 مسئله) همچون فوریت پایین فین تک نزد نهادهای تنظیم گر مالی احصا شده است. در نهایت، مبتنی بر مسائل مطرح شده، دلالت های سیاستی این پژوهش جهت تسهیل حکمرانی بوم سازگان فین تک در کشور ارائه شده است.
نوآوری چند دانشگاه برتر ایران در حوزه پژوهش، فناوری و تبادل دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازکاوی وضعیت نوآوری های پژوهشی دانشگاه ها می تواند به بهبود نقش آنها در توسعه فناوری و تبادل دانش میان مخاطبان مختلف اجتماعی و اقتصادی منجر شود و به تعاملات مؤثرتر میان دانشگاه ها و سایر بخش های کلان جامعه کمک کند. هدف از این مقاله، شناسایی و گزارش نوآوری در حوزه پژوهش، فناوری و تبادل دانش در چند دانشگاه برتر واقع در شهر تهران است. این پژوهش به صورت کمی با استناد به داده های ثبتی نهادی در دو گام انجام شده است. در گام نخست، با مرور غیرنظام مند اسناد، مؤلفه های چاچوب مفهومی پژوهش شناسایی شده است. مؤلفه های چارچوب نوآوری در پژوهش، فناوری و تبادل دانش شامل نوآوری در دروندادها، فرایندها و بروندادها است. دروندادها شامل منابع انسانی، منابع مالی و زیرساخت ها، فرایندها شامل ساختارها و تشکیلات، سازوکارها و رویه ها و بروندادها شامل خلق و کاربست دانش و فناوری، طرح های پژوهشی تقاضامحور، کمیت و کیفیت مقالات علمی منتشرشده، چاپ کتاب و انتشار مجله علمی، مراتب اعضای هیئت علمی، افتخارات اعضای هیئت علمی، گسترش تحصیلات تکمیلی، واحدهای فناور و شرکت های نوپا و دانش بنیان و شتاب دهنده ها، تحرک علمی بین المللی، درآمد حوزه پژوهش، فناوری و تبادل دانش، است. در گام دوم، وضعیت نوآوری در هشت دانشگاه برتر در کارکرد پژوهش، فناوری و تبادل دانش واکاوی شده است. در این دانشگاه ها نوآوری در حوزه پژوهش و فناوری در دو مفهوم و منظر شامل نوآوری در نظام پژوهش و فناوری و عناصر و اجزای آن و پشتیبانی دانشگاه ها و نظام پژوهش و فناوری دانشگاهی از تحول و نوآوری به معنای مقابله با سکون، رکود و ایستایی، وجود دارد. دانشگاه ها در تمامی مؤلفه های دروندادها، فرایندها و بروندادهای پژوهش، فناوری و تبادل دانش به طور محسوس دارای تحول و نوآوری بوده و پشتیبان نوآوری هستند.
شناسایی و الگوسازی ابعاد ارتباط دانشگاه با محیط بیرونی از منظر تفکر اکوسیستمی با روش نظریه برپایه و مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست نامه علم و فناوری دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۶)
85 - 112
حوزههای تخصصی:
فقدان ارتباط درست دانشگاه با محیط بیرون (مشتمل بر جامعه، صنعت، دولت و ...)، یکی از مسائل محوری و جاری دانشگاه ها بوده و هست. هدف این پژوهش، تلاش برای شناسایی و مدل سازی ابعاد مختلف ارتباط دانشگاه با محیط بیرون، به عنوان مؤلفه ای از یک اکوسیستم کلی است. رویکرد ما، مطالعه ی ارتباط دانشگاه با محیط بیرونی از منظر اکوسیستمی برای کشف ابعاد این ارتباط است بدین معنا که وقتی دانشگاه می خواهد به عنوان یک عضو در اکوسیستم دانشی-سیاستی هر اجتماعی کارکرد داشته باشد و با شکل دهی یک ارتباط مولد با ذینفعان و ذی ربطان بیرونی، به نیازهای آنها پاسخ دهد، چه ابعادی را باید مورد توجه قرار دهد و نسبت این ابعاد با هم چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش ها و رسیدن به یک چارچوب ساختارمند مدل نظری، پس از مطالعه ی ادبیات موضوع، با روش مصاحبه ی خبرگانی و با استفاده از روش نظریه ی برپایه، کدها و مدل اولیه استخراج شد که در نتیجه ی آن، چارچوب کلی ارتباط اکوسیستمی یک دانشگاه با محیط بیرونی (داخل کشور و خارج کشور)، در قالب یک ساخت مختصاتی با سه محور علیت (چرایی)، کیفیت (چگونگی) و ماهیت (چیستی)، استخراج و ارائه شد. سپس برای اعتبارسنجی مدل، یک بار دیگر، با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری و استفاده از کدهای محوری مستخرج از روش نظریه ی برپایه به عنوان پرسش نامه، نظرات خبرگان اخذ شد و با اجرای محاسبات کمی روش ISM، مشخص شد که محور ماهیت ارتباط دانشگاه مشتمل بر ملاحظه ی دانشگاه به عنوان عضو درونی یا بیرونی کشور، اثرگذاری بنیادین در طراحی دانشگاه به مثابه ی یک جزء در اکوسیستم را دارد.
نقد رویکردهای روش شناختی فردگرا و جمع گرا به نوظهوری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه خرد-کلان از مهم ترین موضوعات در مطالعات اجتماعی به معنای عام آن است. این که پدیده کلان چگونه از اجزا و پدیده های خرد حاصل می شود و قوانین پدیده های کلان چه نسبتی با قوانین ذی ربط پدیده های خرد دارد، به مسئله نوظهوری اجتماعی در همه شاخه های علوم اجتماعی مربوط می شود. هیچ پژوهش اجتماعی بدون پیش فرضی صریح یا ضمنی در پاسخ به این مسئله امکان پذیر نیست. نوظهوری اجتماعی به دو نوع قوی و ضعیف تقسیم می شود و رویکردهای روش شناختی در تأمین شرایط هر یک، ایستارهای متفاوتی دارند. نوظهوری مستلزم مطالعات میان رشته ای است و تحقیق درباره پدیدار نوظهور، استفاده از رشته های متفاوت را ضرورت می بخشد. در این مقاله تلاش می شود که با روش تحلیلی و میان رشته ای و با بهره جستن از مفاهیم فلسفه ذهن، روان شناسی و عصب زیست شناسی، نخست شرایط نوظهوری اجتماعی تبیین گردد و سپس ایستار رویکردهای روش شناختی فردگرا و جمع گرا اعم از تقلیل گرا و ناتقلیل گرا در تأمین این شرایط، نقد و ارزیابی شود. به این منظور، پس از تعریف مفاهیم نوظهوری اجتماعیِ قوی و ضعیف، در تبیین شرایط نوظهوری قوی از مفاهیم برگرفته از فلسفه ذهن هم چون تحقق چندگانه و انفصال فاحش بهره می گیریم. در تأمین شرایط نوظهوری قوی، رویکرد نوظهوری فردگرا با چالش علیت روبه پایین و تقلیل ناپذیری، و رویکرد نوظهوری جمع گرا با چالش شیء انگاری روبرو است.
الگوی شناخت و تحلیل محیط امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۶ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۲
5 - 38
حوزههای تخصصی:
با وجود ارتباط وثیق و عمیق بین محیط امنیتی و فرآیند تدوین و تجویز استراتژی های امنیتی، چارچوب و الگوی خاص و مشخصی برای تحلیل و تبیین رابطه میان این دو وجود ندارد؛ از این رو، پژوهش حاضر با طرح این پرسش که چه ارتباطی میان محیط امنیتی یک کشور و استراتژی های امنیتی آن وجود دارد، تلاش کرده است تا ضمن ارائه یک الگوی تحلیلی در این زمینه، چارچوب روش شناختی مشخصی برای شناخت و تحلیل محیط امنیتی و ارتباط آن با استراتژی های امنیتی ارائه نماید. فرضیه اصلی پژوهش حاضر این است که محیط امنیتی یک بازیگر ورودی و نهاده نظام راهبری و تدوین استراتژی امنیتی آن محسوب می شود. این ورودی در فرآیند ادراک محیطی و دریافتی که تصمیم سازان از داده های محیط امنیتی دارند، پردازش شده و خروجی آن با نگاه به جهت ساز های راهبردی و در قالب کنش ها و تصمیمات شناخته شد ه ای همچون استراتژی امنیتی بروز و ظهور می یابد.
الزامات راهبردی ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۵ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۵
84 - 59
حوزههای تخصصی:
بازسازی تمدن اسلامی همواره یکی از مسائل مهم مورد توجه متفکران مسلمان بوده است و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران نیز که در عصر تحول دانش بشری و جهانی شدن، تحولی نو و جدید مبتنی بر بنیان های متعالی و ارزشی ایجاد نموده و ارزش های متعالی و انسانی را به بشر عرضه کرد بستر مناسبی برای حرکت به سمت ایجاد تمدن نوین اسلامی را فراهم نموده است. امروزه، بعد از گذشت چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی، سازوکارهای رسیدن به این جایگاه بزرگ و نحوه ساخت بنای رفیع آن به شدت مورد توجه قرار گرفته است. تا پیش از انقلاب اسلامی، دو گفتمان لیبرالیسم و سوسیالیسم همچون بنیان های نظری و تجربی برای دیگر جوامع عمل می کردند اما انقلاب اسلامی، ضمن معرفی و ابداع جریان سوم، مناسبات معرفتی را در عرصه نظری متحول نمود. گفتمان انقلاب اسلامی به پشتوانه مبانی نظری برخاسته از تعالیم الهی، می تواند در عرصه های مختلف اجتماعی به ارائه الگو از خرده نظاماتی مانند سیاست، اقتصاد، امنیت، تعلیم و تربیت (آموزش) و خانواده بپردازد؛ در این میان، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یکی از پایه ها و زیرمجموعه های انقلاب اسلامی می تواند تأثیر بسزایی در تحقق تمدن نوین اسلامی ایفا کند. بدین منظور، پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزامات راهبردی ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی به رشته تحریر درآمده است. برای استخراج مولفه های اولیه از دو روش مطالعه کتابخانه ای گسترده و فن دلفی با استفاده از 12 نفر از خبرگان دانشگاهی و طراحان راهبردی استفاده شد که انتخاب خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انجام پذیرفت. ضریب هماهنگی کندال 83/0 به دست آمد که نشان دهنده اتفاق نظر بسیارقوی بین پنل خبرگان است. برای ارزیابی مولفه ها از نرم افزار لیزرل استفاده شد. بر اساس نتایج پژوهش، 30 مولفه به عنوان الزامات راهبردی ناجای آینده در افق تمدن نوین اسلامی شناسایی شدند.
تبیین معیارهای نگارشی و ساختاری تألیف و تدوین کتاب های درسی دانشگاهی رشته های علوم تربیتی، مشاوره و روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۵ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۸
45 - 66
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به تبیین معیارهای نگارشی و ساختاری تألیف و تدوین کتاب های درسی علوم تربیتی و روان شناسی و مشاوره پرداخته شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل صاحب نظران برنامه درسی، مؤلفان کتاب های درسی و دانشجویان کارشناسی ارشد بوده اند. به منظور برآورد روایی سئوال های پرسشنامه و مصاحبه از روایی محتوایی و برای برآورد پایایی سئوال های سبک لیکرت، از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. پایایی پرسشنامه در حیطه نگارشی70/0 و در حیطه ساختاری 81/0 برآورد شده است. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از مصاحبه از روش مقوله بندی و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسشنامه از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. نتایج نشان داد در حیطه نگارشی توجه به زبان و ادبیات فارسی و اصول نگارشی توجه به سطح دشواری، تعریف واژه های تخصصی توجه به جدیدترین یافته های علمی، ساختار منظم در ارائه مطالب و توجه به زمان آموزش توسط مصاحبه شوندگان مورد تأکید قرار گرفته است. در حیطه ساختاری نیز بخش های مقدمه، پیشگفتار، راهنمای استفاده از کتاب، فهرست مطالب، اهداف کلی کتاب، مقدمه هر فصل، اهداف کلی و جزئی هر فصل، سئوال های تحلیلی، فهرست منابع مورد استفاده در فصل، و منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر و نمایه ها، اجزای لاینفک یک کتاب درسی را تشکیل می دهد.
نگاهی به مفهوم توسعه حرفه ای هیئت علمی و تجربه های موفق در برنامه ریزی و اجرای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۶ بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۱
7 - 26
حوزههای تخصصی:
با افزایش فشار اجتماعی برای تحول در کیفیت بروندادهای آموزش عالی، برنامه توسعه حرفه ای هیئت علمی جایگاه ویژه ای پیدا نمود. در این مقاله، با مرور یافته های پژوهشی در سطح ملی و بین المللی در باره توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی به مفهوم توسعه حرفه ای هیئت علمی، محورها و استانداردهای آن و همچنین به چگونگی برنامه ریزی و اجرای توسعه حرفه ای هیئت علمی در عمل پرداخته می شود. نتایج این بررسی نشان می دهد که برنامه های توسعه حرفه ای هیئت علمی، موجب ارتقای کیفیت زندگی فردی، سازمانی و حرفه ای عضو هیئت علمی می شود و چهار عامل را در بر می گیرد: 1) توسعه آموزشی با ایجاد فرصت هایی برای بهبود تدریس و یادگیری 2) توسعه پژوهشی از طریق ایجاد فرصت هایی برای کسب موفقیت های پژوهشی 3) توسعه فردی با تقویت مهارت های برنامه ریزی و تغییر، و 4) توسعه سازمانی با توانمند نمودن اعضا برای کسب مهارت های مورد نیاز سازمان.
نقد و ارزیابی برنامه درسی رشته علوم تربیتی، گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۲ زمستان ۱۳۸۸ شماره ۸
35 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، تبیین ضرورت بازنگری برنامه درسی رشته علوم تربیتی- گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی در دوره کارشناسی- با نظر به سهم علوم مختلف در تحقق اهداف این رشته و انطباق با شاخه های تخصصی آن در دوره کارشناسی ارشد و دکتری است. بنابراین، با استناد به برنامه و سرفصل دروس دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم تربیتی- گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، مصوب شورای عالی برنامه ریزی- تعداد واحدهای درسی و تناسب آنها با ضرایب مواد امتحانی آزمون کارشناسی ارشد و پیوستگی محتوایی بین دوره های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از نسبت نامتوازن سهم علوم مختلف در برنامه درسی این گرایش است. در این میان، سهم روان شناسی در دروس پایه دوره کارشناسی در مقایسه با سایر علوم زیربنایی دیگر مانند فلسفه و جامعه شناسی بیشتر است. به طورکلی، عدم توازن، عدم انطباق و ناپیوستگی در برنامه درسی کارشناسی رشته علوم تربیتی- گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی- در دو رشته مدیریت آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت در دوره های کارشناسی ارشد و دکتری از چالش های اساسی نظام علوم تربیتی به شمار می آید. بر این اساس، بازاندیشی و بازنگری در برنامه درسی این رشته، امری ضروری و اجتناب ناپذیر می باشد.