
مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر، مدل سازی عامل بینان (ABM) و مدل سازی ساختاری تفسیری(ISM) در مورد ترجیحات مصرف کننده با استفاده از گام های ده گانه تکنیک زیمت (زالتمن) در انتخاب برند هاکوپیان برای رسیدن به شناختی عمیق تر از آن بود. بر همین اساس؛ با استفاده از فن استخراج استعاره ای زالتمن، به بررسی و تحلیل ساختارهای ترجیحات رفتاری مصرف کننده پرداخته شده است. مشارکت کنندگان این پژوهش، تعداد 64 نفر از بین مشتریان برند هاکوپیان(استفاده کنندگان سابق، استفاد کنندگان فعلی) انتخاب شد. سپس با رویکرد کیفی و مصاحبه محور(نیمه ساختاریافته) و با استفاده از تکنیک زیمت، به بررسی ترجیحات مصرف کنندگان برند هاکوپیان؛ به ترسیم یک مدل و ماتریس مقایسات زوجی پرداخته شده است. از مدل سازی معادلات ساختاری تفسیری(ISM) کمک گرفتن از نرم افزارهایLISREL و برای تجزیه و تحلیل و برای محاسبه ضرایب استاندارد از نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج این تحلیل مشخص می کند که؛ در کنار ویژگی های خدماتی یک برند، مسئولیت اجتماعی عامل تأثیرگذار مهمی بر ایجاد پیامدهای هیجانی و کارکردی و در نهایت ایجاد ساختارهایی همچون اعتماد، احساس دوستی با برند، و حس غرور ملی کسب شده از کیفیت خدمات در ادراک مشتریان است. از طرف دیگر؛ سطح درآمد و طبقه اجتماعی و ابعاد روانشناختی، عامل ترجیح برندهای خارجی بر نوع ایرانی هاکوپیان بوده و سطوح درآمد پایین، با در نظر گرفتن عامل بودجه، بعنوان کالای مصرفی و نیمه بادوام به محصولات این شرکت نگریسته اند.
مدل سازی نوآوری سازمانی مبتنی بر هوش مصنوعی و یادگیری عمیق: راهکاری برای مزیت رقابتی پایدار
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی مدل های نوآوری سازمانی مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) و یادگیری عمیق (Deep Learning) می پردازد و نقش آن ها را در ایجاد مزیت رقابتی پایدار در سازمان ها بررسی می کند. در دنیای امروز که با تغییرات سریع و عدم قطعیت های فراوان روبه رو هستیم، استفاده از فناوری های پیشرفته ای مانند هوش مصنوعی و یادگیری عمیق می تواند به سازمان ها کمک کند تا نوآوری های مؤثری ایجاد کرده و در برابر چالش های محیطی مقاوم باشند. این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین اصلی و کدهای فرعی مرتبط با کاربرد این فناوری ها در نوآوری سازمانی را شناسایی کرده و آن ها را در قالب پنج طبقه اصلی دسته بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی و یادگیری عمیق می توانند به طور مؤثری به سازمان ها در تحلیل داده ها، پیش بینی روندهای آینده و بهبود تصمیم گیری های استراتژیک کمک کنند. همچنین، چالش ها و موانع پیاده سازی این فناوری ها نیز شناسایی شده است. در نهایت، پیشنهاداتی برای بهبود استفاده از این فناوری ها در راستای نوآوری سازمانی و ایجاد مزیت رقابتی پایدار ارائه شده است.
ارائه مدل کاربردی شبیه سازی سناریوهای استراتژیک در محیط های پیچیده: مطالعه موردی صنعت نفت و گاز
حوزههای تخصصی:
در دنیای پیچیده و پویا، سازمان ها به ویژه در صنایع حساس و استراتژیک، نیاز به تصمیم گیری های مبتنی بر اطلاعات دقیق و استراتژی های بلندمدت دارند. شبیه سازی سناریوهای استراتژیک به عنوان یک ابزار کارآمد در تحلیل و پیش بینی تحولات آینده، نقشی مهم در طراحی استراتژی های مقاوم و سازگار ایفا می کند. این تحقیق به بررسی اهمیت و کاربرد شبیه سازی سناریوهای استراتژیک در محیط های پیچیده می پردازد و در این راستا مطالعه ای موردی از صنعت نفت و گاز ارائه می دهد. صنعت نفت و گاز به عنوان یکی از صنایع حیاتی، به ویژه در کشورهایی با منابع غنی، همواره با چالش های متعددی از جمله تغییرات اقتصادی، سیاسی و فناورانه مواجه است. هدف این پژوهش، ارائه یک مدل کاربردی برای شبیه سازی سناریوهای استراتژیک در این صنعت است تا از این طریق، به مدیران و تصمیم گیرندگان کمک کند تا با استفاده از ابزارهای پیشرفته تحلیل داده و شبیه سازی، تصمیمات بهتری اتخاذ کنند. یافته های این مطالعه نشان می دهند که شبیه سازی سناریوها می تواند به طور مؤثری عدم قطعیت ها و ریسک های موجود در فرآیندهای استراتژیک را کاهش داده و به سازمان ها کمک کند تا به شکل بهینه تری با تغییرات پیش رو مواجه شوند.
طراحی مدل استراتژیک توسعه کسب وکارهای کوچک و متوسط با تأکید بر اکوسیستم های دیجیتال
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، طراحی مدل استراتژیک توسعه کسب وکارهای کوچک و متوسط با تأکید بر اکوسیستم های دیجیتال است. با توجه به رشد سریع فناوری های دیجیتال و تغییرات اقتصادی و اجتماعی، کسب وکارهای کوچک و متوسط به ویژه در زمینه های رقابتی و نوآوری، نیازمند اتخاذ مدل های استراتژیک نوآورانه می باشند. این پژوهش به بررسی و تحلیل روش های توسعه استراتژیک در این نوع کسب وکارها می پردازد و تأثیرات اکوسیستم های دیجیتال را به عنوان یکی از عوامل کلیدی موفقیت در مدل های استراتژیک بررسی می کند. از روش تحلیل مضمونی با استفاده از مصاحبه های عمیق با خبرگان در این حوزه برای استخراج داده ها و اطلاعات استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان دهنده اهمیت تعاملات دیجیتال و به کارگیری فناوری های نوین در توسعه استراتژیک کسب وکارهای کوچک و متوسط است و به مدیران این نوع کسب وکارها پیشنهاداتی کاربردی برای ارتقاء استراتژی هایشان ارائه می دهد.
طراحی مدل تصمیم گیری کوانتومی در مدیریت استراتژیک: رویکردی برای مقابله با عدم قطعیت های سازمانی
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی مدل های تصمیم گیری کوانتومی در مدیریت استراتژیک و نقش آن ها در مقابله با عدم قطعیت های سازمانی پرداخته است. در دنیای پیچیده و متغیر امروز، مدل های سنتی تصمیم گیری قادر به تحلیل دقیق و بهینه وضعیت های پیچیده و مبهم نیستند. مدل های کوانتومی، با استفاده از اصول نظریه کوانتوم، به تحلیل هم زمان گزینه ها و وضعیت های مختلف پرداخته و به مدیران این امکان را می دهند که تصمیمات استراتژیک بهتری در شرایط عدم قطعیت اتخاذ کنند. این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین اصلی و کدهای فرعی مرتبط با کاربرد مدل های کوانتومی در مدیریت استراتژیک را شناسایی کرده و آن ها را در پنج طبقه اصلی طبقه بندی کرده است. نتایج نشان می دهد که این مدل ها می توانند به طور مؤثری به مدیران در تحلیل ریسک ها، پیش بینی آینده و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر داده های پیچیده کمک کنند. همچنین، چالش ها و موانع پیاده سازی این مدل ها در سازمان ها نیز شناسایی شده است. در نهایت، پیشنهادات کاربردی برای بهبود استفاده از مدل های کوانتومی در تصمیم گیری های استراتژیک ارائه شده است.
مدل پیش بینی عملکرد سازمانی مبتنی بر تحلیل داده های بزرگ (Big Data) و هوش استراتژیک
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی مدل پیش بینی عملکرد سازمانی مبتنی بر تحلیل داده های بزرگ و هوش استراتژیک می پردازد. در دنیای پیچیده و پر تغییر امروز، سازمان ها برای تصمیم گیری های استراتژیک و بهبود عملکرد خود نیازمند استفاده از تکنیک های نوین مانند تحلیل داده های کلان و هوش مصنوعی هستند. داده های بزرگ، با فراهم آوردن دیدگاه های عمیق و تحلیل های پیشرفته، به سازمان ها این امکان را می دهند که پیش بینی های دقیق تری در مورد عملکرد خود داشته باشند. همچنین، هوش استراتژیک به عنوان ابزاری برای تحلیل اطلاعات و اتخاذ تصمیمات آگاهانه در راستای مزیت رقابتی پایدار مطرح می شود. هدف اصلی این مقاله، طراحی مدل پیش بینی عملکرد سازمانی با استفاده از این دو رویکرد استراتژیک است. روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، تحلیل مضمونی و مصاحبه با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه مدیریت و فناوری اطلاعات است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترکیب داده های بزرگ با هوش استراتژیک، می تواند سازمان ها را در پیش بینی و بهبود عملکرد خود یاری دهد و راهکارهایی برای مدیریت بهینه فرآیندها و تصمیمات استراتژیک فراهم آورد.