فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۲۱ تا ۳٬۳۴۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
189 - 211
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در راستای دستیابی به اهداف توسعه پایدار و نیز کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی، سوخت های زیستی به عنوان جایگزینی پایدار و طرف دار محیط زیست مطرح هستند. صنعت سوخت های زیستی می تواند با تنوع بخشی به منابع انرژی، امنیت انرژی را افزایش داده و وابستگی به واردات سوخت های فسیلی را کاهش دهد؛ اما ارزیابی و انتخاب بهترین راهکارهای توسعه آن، نیازمند به کارگیری روش های مناسبی است.
روش ها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و به دلیل اینکه به شناسایی و رتبه بندی چالش ها، راهبردها و راهکارهای توسعه سوخت های زیستی می پردازد، می توان آن را پژوهش توصیفی پیمایشی محسوب کرد. در این مقاله، از توسعه و تلفیق روش گسترش کارکرد کیفیت، برای ارزیابی و انتخاب راهکارهای توسعه سوخت های زیستی استفاده شده است. بر همین مبنا، با مرور چارچوب نظری و بررسی نظرات خبرگان طی روش دلفی فازی، چالش ها و راهبردهای توسعه سوخت های زیستی و نیز راهکارهای اجرایی آن شناسایی شدند. سپس، با استفاده از یک QFD فازی و دومرحله ای، درجه اهمیت استراتژی ها در مقابل چالش ها و وزن راهکارها در مقابل استراتژی ها ارزیابی شد و در مرحله آخر با تلفیق و توسعه QFDبا روش تاپسیس، به رتبه بندی راهکارهای توسعه سوخت های زیستی پرداخته شد.
یافته ها: با بررسی سیستماتیک چارچوب نظری، مهم ترین چالش ها و موانع توسعه پایدار سوخت های زیستی شناسایی و در 4 بعد چالش های اقتصادی، فنی، زیست محیطی، اجتماعی و سیاسی طبقه بندی شدند. 20 چالش استخراج شده از چارچوب نظری با استفاده از روش دلفی فازی و تجمیع نظر کارشناسان، غربالگری و به 13 چالش تقلیل داده شد. در مرحله بعد، خبرگان پژوهش، بهترین و بدترین چالش را انتخاب و اهمیت سایر چالش ها را با آنها مقایسه نمودند. پس از تجمیع نظرات و فرموله نمودن معادله ریاضی غیرخطی و حل آن توسط نرم افزار لینگو، وزن چالش ها محاسبه شد. بر مبنای وزن های حاصل از اجرای روش بهترین-بدترین (BWM)، "تأمین ناپایدار مواد اولیه و انرژی" و نیز "فقدان نوآوری ها و تکنولوژی های به صرفه" به ترتیب مهم ترین و کم اهمیت ترین چالش های شناسایی شده بودند. استراتژی های مقابله با چالش های توسعه سوخت های زیستی در فاز اول روش گسترش کارکرد کیفیت، تعیین وزن گردیدند. بر این اساس و طبق نظر خبرگان پژوهش، راهبردهای"تحقیق و توسعه برنامه های بهبود فرایند تولید سوخت های زیستی" و "تحقیق و توسعه فناوری های جدید و پیشرفته برای تولید سوخت های زیستی" به عنوان مهم ترین استراتژی توسعه سوخت های زیستی شناخته شدند. در مرحله پایانی و در فاز دوم QFD، 10 راهکار اجرایی توسعه سوخت های زیستی، در مقابل راهبردهای اولویت بندی شده، مورد ارزیابی و رتبه بندی قرار گرفتند و سه راهکار اصلی دارای اولویت عبارت بودند از: ایجاد و ارتقای استانداردها، حمایت از تولیدکنندگان پایدار و حفاظت از تنوع زیستی.
نتیجه گیری: سوخت های زیستی نقش مهمی در آینده ایفا می کنند، اما در تولید این انرژی های تجدیدپذیر چالش هایی هم وجود دارد. تأمین ناپایدار مواد اولیه و انرژی از مهم ترین چالش های یافت شده در این مطالعه است. راهکارهای اجرایی این مطالعه نیز نقش مؤثری در تولید سوخت های زیستی ایفا می کنند. به طور کلی، ارتقای پایداری زیست محیطی شامل اقداماتی است که به افزایش استفاده از منابع تجدیدپذیر، کاهش استفاده از منابع غیرقابل تجدید، ارتقا استفاده از سوخت های زیستی، بهبود کارایی انرژی و مدیریت مؤثر پسماند و پساب های صنعتی متمرکز می شود.
سناریوهای آینده توسعه هوش مصنوعی با روش اسکن رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
361 - 397
حوزههای تخصصی:
هدف: هوش مصنوعی در ماهیت زندگی انسان تغییرات گسترده ای ایجاد کرده است و تأثیرهای آن در حوزه های اشتغال، اقتصاد، ارتباطات، جنگ، حریم خصوصی، امنیت، اخلاق و مراقبت های بهداشتی چشمگیر است؛ با این حال نحوه تکامل و تأثیر آن در آینده، هنوز درهاله ای از ابهام قرار دارد. از سویی سناریوپردازی آینده فناوری های نوظهور، رویکردی متداول برای درک و تحلیل پیچیدگی و عدم قطعیت های شکل دهنده آینده و آمادگی بیشتر برای مواجهه با وضعیت های محتمل توسعه آن هاست. همچنین سناریونویسی بر اساس طیف گسترده ای از منابع مختلف، از جمله محتواهای رسانه ای و مکتوبات علمی تخیلی انجام می شود. سینما و فیلم های علمی تخیلی، در تصویرپردازی آینده فناوری های نوظهور و به خصوص آینده هوش مصنوعی سابقه ای طولانی دارند. در این راستا، هدف این مقاله، ارائه سناریوهای آینده توسعه هوش مصنوعی در جهان است.
روش: برای انجام این پژوهش، ابتدا با استفاده از مرور پیشینه و گزارش های مرتبط با آینده هوش مصنوعی، پیشران های شکل دهنده آینده هوش مصنوعی شناسایی شد؛ سپس با نظر خبرگان و متخصصان هوش مصنوعی و با استفاده از تحلیل فیلم های علمی تخیلی که در زمینه هوش مصنوعی بودند، پیشران های تعیین کننده، به عنوان عدم قطعیت های شکل دهنده آینده هوش مصنوعی انتخاب شدند؛ سپس از تقاطع عدم قطعیت ها ۹ سناریو حاصل شد که تعداد ۴ سناریو از منطقی قابل قبول برخوردار بوده است. شایان ذکر است که نمره IMDB فیلم های انتخابی بالاتر از ۶ بوده و برای تحلیل محتوای فیلم ها و شناسایی پیشران ها در فیلم ها، از ساختار و پروتکل تحلیل فیلم استفاده شد.
یافته ها: بر اساس مطالب بیان شده در بخش روش، شش پیشران شناسایی شد که عبارت اند از: پذیرش اجتماعی، دامنه پیشرفت هوش مصنوعی، تکینگی، هزینه فایده هوش مصنوعی، قانون مندی و تنظیمگری تشویق و حمایت دولت. از بین آن ها سه پیشران پذیرش اجتماعی، تکینگی و قانون مندی و تنظیمگری، به ترتیب با نمرات 40/4، 33/4 و 78/4 از سوی خبرگان، به عنوان عدم قطعیت های شکل دهنده آینده هوش مصنوعی انتخاب شدند. ترکیب وضعیت های مختلف این عدم قطعیت ها به استخراج چهار سناریو محتمل «سلطه هوش مصنوعی بر جهان»، «دشمن خودساخته»، «هوش مصنوعی در سلطه انسان» و «اتوپیا: هم افزایی انسان و هوش مصنوعی» انجامید. سناریو سلطه هوش مصنوعی بر جهان، روایتگر دیستوپیایی از زندگی آینده انسان هاست؛ یعنی جایی که هوش مصنوعی قدرت را به دست گرفته و انسان ها را به حاشیه شهرها رانده است؛ در مقابل، سناریو اتوپیا: هم افزایی انسان و هوش مصنوعی، روایتگر یک آرمان شهر است، جایی که انسان و هوش مصنوعی به زندگی مسالمت آمیز با یکدیگر دست یافته اند. سایر سناریوها حد واسط میان این دو سناریو است.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، «اتوپیا: هم افزایی انسان و هوش مصنوعی» خوش بینانه ترین و «سلطه هوش مصنوعی بر جهان» بدبینانه ترین سناریوهای توسعه هوش مصنوعی هستند. یافته های این مقاله نشان می دهد که مزیت های هوش مصنوعی و توسعه آن، برای دولت ها و انسان ها توجه پذیر است و بایستی برای تسریع تحقق آن ها سیاست گذاری متناسب صورت گیرد. همچنین، مخاطرات و چالش های محتمل هوش مصنوعی در آینده نیز، لزوم قانون گذاری و مقید کرد توسعه و کاربردهای این فناوری را گوشزد می کند.
بررسی افشای موثر فاکتورهای ریسک و استراتژی های سرمایه گذاریِ شرکت ها
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۵ (جلد ۲)
175 - 186
حوزههای تخصصی:
دراین پژوهش چگونگیِ تأثیرگذاریِ افشای ریسک بر استراتژی های سرمایه گذاری شرکت ها طی سالهای 1397 تا 1402 مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشان می دهند که هرچه افشای ریسک در گزارشات سالیانه بالاتر باشد، کارآییِ سرمایه گذاریِ شرکت ها نیز بالاتر خواهد بود.علاوه بر این، در این پژوهش نمونه به دو گروه تقسیم گردید: سرمایه گذاری بیش از حد وکمترازحد.در واقع ضریب افشای موثرریسک بصورت معناداری در گروه سرمایه گذاری بیش از حد منفی است، در حالیکه در گروه سرمایه گذاری کمتر از حد اینگونه نیست. نتایج به دست آمده از بحثِ همگرایی در موردِ افشای ریسک حمایت می کند.
انحراف سازنده بحث انگیز: برساخت نظریه ای داده بنیاد در سازمانی دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
143 - 170
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف کاوش فرایند معنابخشی رفتارهای انحرافی سازمانی سازنده بحث انگیز به وسیله کارکنان یک سازمان دولتی در چارچوب طرح ساخت گرای نظریه داده بنیاد انجام شده است. اینها رفتارهایی هستند که هنجارهای موجود سازمان را به چالش می کشند و مقررات را می شکنند تا به سازمان یاری رسانند. به این منظور با 15 نفر از کارکنان دانشگاه ولی عصر رفسنجان (که از رهگذر نمونه گیری نظریه دعوت به همکاری شده بودند) مصاحبه هایی عمیق انجام شد. تحلیل داده های گردآوری شده از سه مرحله کدگذاری اولیه، متمرکز و نظریه گذشت و براساس یافته ها چنین دریافت شد که به دلیل کاستی های موجود در قوانین و مقررات مجریان آنها دچار ناکامی و بحران هویت می شوند. آنها ناگزیر از انتخاب فلسفه اخلاق خود در عمل هستند و نتیجه گرایی را برمی گزینند تا از رهگذر خدمت به سازمان حتی با تخطی از قانون و مقررات، هویت خود را بازیابند و به این ترتیب فراخوان انحراف انجام می دهند. در این میان یادگیری اجتماعی رفتارهای انحرافی سازنده در سازمان در کنش انحرافی ایشان مؤثر است. تأیید اجتماعی ادراک شده در کاهش ناهمگونی شناختی متعاقب رفتار انحرافی سازنده بحث انگیز به وسیله کنشگر تأثیر دارد. افزایش بهره وری سازمانی و رضایت ارباب رجوع از دیگر پیامدهای به روز رفتارهای انحرافی سازمانی سازنده بحث انگیز در قلمرو مکانی پژوهش شناخته شدند.
شناسایی چارچوب و مدل مفهومی کسب وکار در توسعه میادین نفت وگاز: رویکردی مبتنی بر زنجیره ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
127 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف: در تجزیه وتحلیل زنجیره ارزش در سطح صنعت، شناسایی چارچوب کسب وکارها و روابط تأمین کننده/ مشتری از اهمیت بالایی برخوردار است. صنعت نفت وگاز بزرگ ترین تأمین کننده انرژی و بخش اقتصادی کشور است. زنجیره ارزش در صنعت نفت وگاز از مرحله اکتشاف تا مصرف نهایی دامنه وسیعی از بازار و کسب وکارها را در بر می گیرد. در این پژوهش، نمای کلی زنجیره ارزش این صنعت ترسیم و ساختار دولتی و خصوصی و همچنین سیاست گذاران و صاحبان منافع آن مشخص شد.
روش شناسی: به کمک خبرگان و بهره گیری از روش دلفی، چارچوب کلی کسب وکارها، اهداف و شاخص های عملکردی بنگاه و عوامل مؤثر بر آنها شناسایی شد. در ادامه یک مدل مفهومی برای ارزیابی کسب وکارهای توسعه میدان بر اساس اهداف بنگاه، عوامل مؤثر بر اهداف، پیوند میان کسب وکارها و دوره های زمانی توسعه داده شد.
یافته ها: چارچوب نهایی شده کسب وکارهای بخش توسعه میادین نفت وگاز در زنجیره ارزش نفت وگاز در چهار سطح مختلف و مشتمل بر 52 کسب وکار فعال ترسیم شد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که در مدل مفهومی ارائه شده هفت هدف اصلی و 11 عامل در سه بخش کلی شامل عوامل تأثیرگذار مستقیم، عوامل ناشی از پیوند میان کسب وکارها و عوامل کلان خارج از صنعت برای هر بنگاه فعال در این بخش از صنعت در نظر گرفته می شود.
گردشگری خلاق در بازآفرینی بافت های تاریخی، چشم اندازی به سوی پایداری شهرهای آینده . (مورد کاوی: محله گلستان سبزوار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرسودگی و ناکارآمدی بافت های تاریخی در مرور زمان، لزوم توجه به این بافت ها را دوچندان میکند. بازآفرینی فیزیکی و کالبدی در سالهای اخیر نتوانسته آنچنان که باید سبب بهبود و حیات بخشی واقعی به این بافت ها گردد. توجه به پتانسیل های تاریخی و فرهنگی با تاکید بر فرهنگ مردمان مقیم، همان چیزیست که گردشگری خلاق به عنوان راهکاری موفق در بازآفرینی بافت های تاریخی مطرح می کند. هدف این پژوهش شناسایی مولفه های مؤثر در ایجاد الگوی گردشگری خلاق مبتنی بر رویکرد بازآفرینی بافت تاریخی در محله گلستان سبزوار است . روش تحقیق به لحاظ رویکرد، استقرایی؛ به لحاظ روش، اسنادی کتابخانه ای و میدانی؛ از نظر زمانی، مقطعی و از نظر نوع داده، کمی - کیفی است. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده و تعداد 380 مورد به عنوان حجم نهایی نمونه برای تحقیق تعیین شدند. برای پردازش و تحلیل داده های آماری، با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های دیمتل و تعیین سطح و درجه اهمیت آنها پرداخته می شود. نتایج نشان می دهد اقتصاد خلاق و پایدار بیشترین تاثیرگذاری را بر روی معیارهای دیگر دارد، پس از آن نوآوری و خلق ارزش و مشارکت از عوامل تاثیرگذار به حساب می آیند. الگوی گردشگری خلاق می تواند، با بهره گیری از صنایع فرهنگی بر ظرفیت بالقوه فرایندهای خلاق در بافت تاریخی شهر ، سبب رشد اقتصاد خلاق شود و به تبع آن امکان مشارکت بین گردشگران و ساکنان را فراهم آورد. بدین ترتیب ساکنان و شهروندان خود بافت حیات بخشی موثر در بازآفرینی بافت تاریخی را رقم میزنند.
تبیین روابط استراتژی های بودجه ای و عدالت اجتماعی با تاکید بر حسابداری نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ارزش استفاده از حسابداری نسلی در کشورهای دنیا رو به گسترش است. به منظور دستیابی به عدالت اجتماعی و بین نسلی، استفاده ازحسابداری نسلی و به روز کردن خطمشیهای بودجهای و مالیاتی مهم بر شمرده میشود. هدف از این پژوهش تبیین رابطه استراتژیهای بودجهای و عدالت اجتماعی با در نظر گرفتن حسابداری نسلی در ایران میباشد. در مرحله اول، مقالات انگلیسی و فارسی مربوطه با استفاده ازبرنامه مهارت های ارزیابی حیاتی CASP انتخاب شدند. سپس با استفاده از آنها به شناسایی متغیرهای اصلی یعنی حسابداری نسلی به عنوان متغیر مستقل، عدالت بین نسلی به عنوان متغیر وابسته و خط مشیهای بودجهای به عنوان متغیر میانجی و مولفه های آنها پرداخته شد. در ادامه این متغیرها و مولفه های مربوط به آنها از طریق پرسشنامه دلفی فازی در اختیار 15نفر از خبرگان قرار گرفتنند تا پایایی آنها مسجل شود . سپس به منظور اعتبارسنجی مدل نهایی پژوهش، پرسشنامه 5 گزینهای به همراه مولفه های تایید شده، طراحی و از طریق سایت پرسا بین 235 نفر از کارشناسان، حسابداران و خبرگان توزیع گردید و ضریب همبستگی و رگرسیون فرضیهها با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که بین حسابداری نسلی، تعهدات و خط مشیهای بودجهای ، استراتژیهای بودجه و عدالت بین نسلی با عدالت اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. لذا با توجه به اهمیت استراتژیهای بودجهای برای نسلهای آینده و تاثیر آن برعدالت اجتماعی و نسلی لازم است کشورمان آنها را مد نظر قرار دهد.
مرور نظام مند و فراتحلیل اعتیاد به گوشی هوشمند در میان دانشجویان و دانش آموزان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با پیشرفت فناوری های جدید، استفاده از گوشی های هوشمند در سراسر جهان در حال افزایش است. استفاده بیش از حد از گوشی های هوشمند در میان دانش آموزان به یک چالش جدی تبدیل شده است. مرور نظام مند و فراتحلیل حاضر به بررسی نمره استاندارد اعتیاد به گوشی های هوشمند در بین دانشجویان و دانش آموزان ایرانی پرداخته است. روش ها: تمام مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی که اعتیاد به گوشی های هوشمند را در بین دانشجویان و دانش آموزان ایرانی مورد بررسی قرار داده اند، در تحلیل گنجانده شدند. جستجو در پایگاه های داده های ملی (SID و MagIran) و بین المللی (PubMed، Scopus، ScienceDirect و Web of Science) انجام شد. مطالعات مشاهده ای، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی یا انگلیسی، گزارش نمرات اعتیاد به اینترنت، انجام مطالعات روی دانش آموزان و دانشجویان ایرانی و دسترسی به متن کامل مقالات جزء معیارهای ورود بود. کیفیت روش شناسی مقالات با چک لیست JBI ارزیابی شد. آمار I² و آزمون Q کوکران برای آزمون همگنی بین مطالعات استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار STATA نسخه ۱۶ انجام شد. یافته ها: بیست مقاله با جمعیت نمونه کلی ۶۹۰۱ مورد تحلیل قرار گرفت. نمره استاندارد تجمیعی برای اعتیاد به گوشی های هوشمند ۳۹ درصد بود (با بازه اطمینان ۴۵-۳۳ درصد). نمرات استاندارد برای اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان و دانش آموزان ایرانی به ترتیب ۳۹/۵ (با بازه اطمینان ۴۶/۵-۳۲/۶ درصد) و ۳۶/۶ (با بازه اطمینان ۴۸/۶-۲۴/۶ درصد) بود (p=۰/۶۷۷). یافته های متارگرسیون نشان داد که هیچ ارتباطی بین نمره استاندارد اعتیاد به گوشی های هوشمند با اندازه نمونه (p=۰/۸۳۴) و سال انتشار (p=۰/۶۴۸) وجود ندارد. انحراف انتشار نیز معنادار نبود (p=۰/۲۱۱). نتیجه گیری: نمره استاندارد برای اعتیاد به گوشی های هوشمند در دانشجویان و دانش آموزان ایرانی متوسط بود. آموزش به دانشجویان برای مقابله با اعتیاد به گوشی های هوشمند و پیامدهای منفی آن ضروری است.
تاریخ نگاری شفاهیِ دانش مدیریت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه. مطالعات تاریخی در رشته مدیریت در ایران یا انجام نشده یا به صورت پراکنده بوده و روشمند نبوده است. تاریخ شفاهی دانش مدیریت در ایران به مثابه روشی متداول در تاریخ نگاری نیز مورد توجه محققان نبوده است.
هدف. در این مطالعه ثبت و ضبط خاطرات و مشاهدات استادان و پیشکسوتان مطلع از تطور دانش مدیریت در ایران جهت تدوین تاریخ شفاهی این دانش دنبال می شود. عمده هدف تاریخ شفاهی ثبت و نگهداری خاطرات و اطلاعات کسانی است که از رویدادهای تاریخی در زمینه ای خاص باخبرند.
روش پژوهش. در این مقاله، روایت های شفاهی تعدادی از استادان پیشکسوت دانش مدیریت در ایران با استفاده از روش تاریخ شفاهی ثبت و ضبط شده اند. مصاحبه شوندگان کنشگران اصلی در دوره های مختلف تطور مدیریت بوده اند که از روند شکل گیری و توسعه این دانش در ایران آگاه و مطلع بودند.
یافته ها. از مصاحبه با استادانِ پیشکسوت خاطرات، مشاهدات، شنیده ها، و اطلاعاتی به دست آمد که به صورت خام و بدون دستکاری و دخالت مورخان روایت شده اند که به تدوین تاریخی موثق و قابل استناد، منطبق با اصول و مراحل تاریخ شفاهی، منتج شده است و از برتری های آن ارائه کدها و کلیدواژه هایی تاریخی است که می توانند موضوع مطالعه سایر محققان و مورخانِ مدیریت قرار گیرند.
نتیجه گیری. مورخان، ضمن رعایت اصالت تاریخ شفاهی و روایتِ آن بدون دستکاری، چهار مؤلفه اصلی شامل ساختارهای مؤثر، خبرگان مؤثر، آثار مؤثر، و رویدادهایِ مؤثر بر علوم اداری را به عنوان الگویی نظری در تبیین و تدوین تاریخِ دانش مدیریت در ایران استنتاج کردند.
بسط نظریه شهروند شرکتی در ارزیابی کارکردهای سبز حسابرسان داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۶
131 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف: حسابرسی داخلی در راستای ارتقاء سطح شفافیت های مالی شرکت ها امروزه به عنوان یک الزام ساختاری در درون شرکت ها تلقی می شود که در کنار حوزه های تخصصی در شرکت، مسئولیت اجتماعی افشاء عملکردهای شرکت در راستای انعکاس اخبار و اطلاعات شفاف به ذینفعان را به عنوان مطلع بر عهده دارند. هدف این پژوهش بسط نظریه شهروند شرکتی در ارزیابی کارکردهای سبز حسابرسان داخلی است. روش: از نظر روش شناسی در دسته پژوهش های توسعه ای و ترکیبی قرار می گیرد. در این پژوهش از دو تحلیل فراترکیب و دلفی در بخش کیفی برای شناسایی کارکردهای سبز حسابرسان داخلی از منظر تئوری شهروند شرکتی و تحلیل فازی دو بُعدی () جهت تعیین تأثیرگذارترین بعد کارکردهای سبز حسابرسان داخلی در سطح شرکت های بازار سرمایه، استفاده شد. یافته ها: نتایج در بخش کیفی، از وجود ۱۵ پژوهش تأیید شده و تعیین ۸ بعد کارکرد سبز حسابرسی داخلی برمبنای رویکرد شهروند شرکتی حکایت دارد. بر اساس نتایج بخش کمی مشخص شد، افشاء رعایت حدود الزامات محیط زیست مهم ترین کارکرد سبز حسابرسی داخلی شهروند شرکتی در سطح بازار سرمایه است. نتیجه گیری: در تحلیل نتیجه ی کسب شده باید بیان نمود، نقش حسابرسان داخلی در راستای نظریه شهروند شرکتی در برابر ذینفعان رعایت الزامات و اختیاراتی است که نهادهای بالادستی در بازار سرمایه و استانداردهای گزارشگری مالی تدوین نموده اند.
شناسایی عوامل مؤثر بر بروز سکته درون سازمانی در سازمان های دولتی استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۷۲)
141 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف: در صورت قطع ارتباطات مؤثر درون سازمان پدیده سکته درون سازمانی ظهور می یابد. بنابراین، توجه به عوامل مؤثر بر بروز سکته درون سازمانی اهمیت ویژه ای دارد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر بروز سکته درون سازمانی در سازمان های دولتی استان قم است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و به روش کیفی انجام گرفت. جامعه پژوهش همه خبرگان آشنا به موضوع پژوهش و دارای تخصص و تجربه در زمینه رفتار سازمانی و منابع انسانی بودند که حداقل 10 سال سابقه فعالیت در سازمان های دولتی استان قم داشتند. به روش قضاوتی و با معیار اشباع نظری داده ها 18 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل داده ها، روش تحلیل مضمون و کدگذاری استفاده شد.
یافته ها: بر اساس نتایج، در مجموع 29 عامل شناسایی شد که در شش طبقه فرعی و دو طبقه اصلی قرار گرفتند. عوامل فردی مؤثر بر بروز سکته سازمانی در سازمان های دولتی در سه طبقه فرعی قرار گرفت که عبارت اند از منفی گرایی (با سه مفهوم)، ضعف مهارت های ارتباطی (با پنج مفهوم)، و عدم گشودگی (با دو مفهوم). عوامل سازمانی/ مدیریتی در سه طبقه فرعی قرار گرفت که عبارت اند از عوامل ساختاری (با دَه مفهوم)، بستر ارتباطی نامناسب در سازمان (با پنج مفهوم)، و عوامل مدیریتی (با چهار مفهوم).
نتیجه: استفاده از این پژوهش به مدیران و دست اندرکاران سازمان های دولتی استان قم کمک می کند تا عوامل انسدادکننده ارتباطات را در سازمان شناسایی و کنترل کنند و از ارتباطات روان و مؤثر در سازمان بهره مند شوند.
یک مدل بهبودیافته فرایند ثبت نام دانش آموزی در مدارس هیئت امنایی آموزش وپرورش با رویکرد معماری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۷۲)
177 - 192
حوزههای تخصصی:
امروزه سازمان ها با دو معضل پیچیدگی و تغییرات زیاد و پی درپی در کسب وکار و فناوری مواجه اند و به اجبار برای بقا در اکوسیستم خود و رقابت با رقبا در پی راه حل ها و روش هایی هستند تا به شکل اثربخش کسب وکار و خدمات خود را مدیریت و روزآمد و بهینه کنند . معماری سازمانی راه حل غلبه بر دو مشکل یادشده است. معماری سازمانی دیدی فنی و از بالا و همه جانبه به سازمان است که همه مؤلفه های یک سازمان و ارتباطات بین آن ها را مشخص می کند. به بیان فنی تر «معماری سازمانی» مجموعه ای از نقشه های فنی، نمودارها، و مستنداتی است که می توان به کمک آن ها وضعیت فعلی سازمان را ترسیم کرد، گلوگاه ها را تشخیص داد، و وضعیت ایده آل سازمان را ترسیم و سپس برنامه گذار جهت مهاجرت به وضعیت مطلوب را تدوین و عملیاتی کرد. حیطه بحث این مقاله سازمان آموزش و پرورش ایران و به طور خاص واحدهای عملیاتی آن، یعنی مدارس، است. فعالیت مدارس به طور کلی در چهار فرایند کلی ثبت نام، آموزش، ارزشیابی، فارغ التحصیلی خلاصه می شود. در این مقاله فرایند ثبت نام مدارس هیئت امنایی متوسطه دوم سازمان آموزش وپرورش، که هر سال تابستان مخاطب زیادی (ذی نفعان) را دچار چالش می کند، بررسی می شود و با رویکرد معماری سازمانی و طبق روشArchitecture Development Method یا ADM، که همان دستورالعمل گام به گام نحوه انجام دادن کار طبق اصول و مبانی چارچوب مشهور توگف است، مدلی مطلوب و بهبودیافته در همه لایه های معماری سازمانی برای آن معرفی می شود. مدل بهبودیافته در سه مدرسه اجرا و نتایج عملکرد آن با فرایند سنتی توسط پرسش نامه مقایسه و ارزیابی شده است. طبق مقادیر به دست آمده از شاخص های آزمون های آماری، مدل پیشنهادی بهبودیافته عملکرد برتری نسبت به مدل سنتی داشته است.
بررسی رابطه عدم موفقیت حسابرسی صورت های مالی بر اثر سرایتی کاهش کیفیت حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حسابداری و شفافیت مالی سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
51 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش فراهم ساختن شواهدی در مورد اثر سرایتی کاهش کیفیت حسابرسی است. عدم موفقیت حسابرسی روی کیفیت تحلیل های مالی انجام شده اثر می گذارد و به خاطر سوگیری در اطلاعات مهم، تأثیر زیادی در دقت تصمیم گیری دارد. روش شناسی: با استفاده از محدودیت های در نظر گرفته شده، تعداد 141 شرکت در بازه زمانی 1401-1395 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردید. جهت آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون خطی چند متغیره مبتنی بر داده های تابلویی بهره گرفته شده است. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که عدم موفقیت حسابرسی در تشخیص تحریف در صورت های مالی، کیفیت حسابرسی سایر شرکت هایی که توسط همان حسابرس، حسابرسی شده اند را پایین می آورد. این یافته نیز وجود دارد که اثر سرایتی کاهش کیفیت حسابرسی برای حسابرسان شرکت های حسابرسی غیر رتبه الف و غیرمتخصص صنعت قوی تر است. در واقع، عدم موفقیت حسابرسی می تواند اتفاق بیفتد. این امکان وجود دارد که عدم موفقیت در حسابرسی یک واحد خاص مشتری، روی شکست سایر مشتریانی که خدمات دریافت می کنند، اثر بگذارد. اگر چنین سرایتی اثبات شود، حرفه ی حسابداری و شرکت های حسابداری با چالش های بزرگی برای حفظ اعتبار حرفه ای روبرو خواهند شد که باید توجه خاصی به آن ها داشت. دانش افزایی: یافته های این پژوهش می تواند، شرکت های حسابرسی را ترغیب کند تا برای خدمات حسابرسی، کنترل کیفی طراحی کند. این اقدام با در نظر گرفتن مسئله ی حفظ کیفیت خدمات حسابرسی و اعتبار صورت می گیرد.
طراحی الگویی برای موفقیت در مسیر شغلی سازمان های دولتی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
نابع انسانی تحول آفرین سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۱
26 - 49
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سازمان ها برای اینکه بتوانند نیروی انسانی خود را حفظ کرده و ضریب ترک مشاغل را پایین نگاه دارند، ناگزیرند که بستر لازم را برای توسعه منابع انسانی، بخصوص نیروهای کارآمد و متخصص فراهم سازند. از این رو، باید درصدد توسعه بینش خود در ارتباط با موفقیت مسیر شغلی باشند. هدف این پژوهش طراحی الگویی برای موفقیت در مسیرشغلی سازمان های دولتی ایران می باشد. روش تحقیق: روش پژوهش مبتنی بر تکنیک دلفی می باشد. جامعه آماری را خبرگان دانشگاهی سازمانی تشکیل دادند. پنل دلفی متشکل از 10 خبره بود و بازخوردها از خبرگان طی سه مرحله و براساس پرسشنامه خبرگی صورت گرفت. یافته ها: در دور اول دلفی، 326 شاخص، و از این تعداد در دور دوم و ارزیابی مؤلفه های موفقیت مسیرشغلی، 256 شاخص در 53 مؤلفه از دید خبرگان، تحلیل در موفقیت مسیرشغلی ارزیابی شد. در دور سوم، ابعاد موفقیت مسیرشغلی (17 بعد)، در 4 محور بهبود مستمر موقعیت های عینی، نهادینه سازی موفقیت پذیری ذهنی، سیاست گذاری یکپارچه در ساخت مسیرشغلی، و ارزیابی موفقیت مسیرشغلی موردارزیابی قرار گرفتند. نتیجه گیری: می توان عنوان نمود که در طراحی الگوی موفقیت مسیرشغلی به همسویی درونی و اجرایی با واقعیت های شغلی سازمان و خواست نیروها توجه نمود. سازمان های دولتی می بایست در طراحی و تدوین برنامه های مسیرشغلی کارکنان از رویکرد کارمندمحوری بهره جویند.
بررسی تأثیر عوامل روانشناختی در تمایل به استفاده از نرم افزارهای چهره آرایی مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی لوازم آرایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر، شاهد ظهور بلاگرهای در رسانه های اجتماعی بوده ایم که از نرم افزارهای چهره آرایی هوش مصنوعی برای بهبود ویژگی های صورت خود استفاده می کنند که همین امر می تواند نمونه ای از تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی لوازم آرایشی-بهداشتی در میان کاربران رسانه های اجتماعی باشد که منجر به خرید نهایی شود. اما علیرغم اهمیت فزاینده هوش مصنوعی به مثابه ابزاری در جهت پیشبرد ارتباطات بازاریابی و علاقه زیاد محققان به مقوله پذیرش فناوری های جدید، تحقیقات کافی در مورد عوامل فردی تعیین کننده تمایل به استفاده از نرم افزارهای چهره آرایی هوش مصنوعی وجود ندارد و نتایج پراکنده تحقیقات قبلی به ضرورت انجام تحقیقات وسیع تری اشاره دارد. ازاین رو، هدف از این مطالعه تحلیل و بررسی تأثیر استفاده از نرم افزارهای چهره آرایی هوش مصنوعی در بازاریابی لوازم آرایشی و بهداشتی بر تمایل تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی در بین کاربران رسانه های اجتماعی از طریق تقویت خرید واقعی است.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی و همبستگی، مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. برای دستیابی به هدف پژوهش، یک مدل مفهومی براساس ویژگی های شخصیتی افراد ارائه شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه کاربران رسانه های اجتماعی که از نرم افزار چهره آرایی هوش مصنوعی استفاده می کردند، بود. بر اساس جدول مورگان، برای جامعه نامحدود حداقل حجم نمونه 384 نفر تعیین و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه بین 400 نفر از جامعه آماری توزیع و در نهایت، 384 پرسش نامه بدون نقص دریافت شد.
شناسایی الزامات تحقق حکمرانی خوب منابع طبیعی در استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
5 - 33
حوزههای تخصصی:
هدف: حکمرانی خوب منابع طبیعی برای دستیابی به توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست ضروری است و بدون توجه به مسائل منابع طبیعی و محیط زیست امکان پذیر نخواهد بود و به عنوان ابزار مهمی برای کاهش تنش ها در داخل و بین کشورها در استفاده از منابع طبیعی محسوب می شود. بنابراین ضمن بهره برداری پایدار و بهینه از منابع طبیعی برای تأمین نیازهای حیاتی کشور، باید همچون گوهری ارزشمند برای نسل های آینده حفظ شود. تا زمانی که فرصتی برای بهبود معیارهای حکمرانی خوب ایجاد نشود، حکمرانی خوب نیز قابل پیاده سازی نخواهد بود. در همین راستا می توان با شناسایی الزامات تحقق حکمرانی خوب و بررسی شاخص های حکمرانی محلی خوب و منطبق بر منطقه، ضمن رعایت این الزامات در حوزه منابع طبیعی به رشد و توسعه کشور نیز امید داشت.یافته ها: برای در نظر گرفتن معیارهای متعددی که باید به نحوی در امر تصمیم گیری دخالت داده شوند، روش-های تصمیم گیری چند معیاره از قابلیت خوبی برای این منظور برخوردار می باشند و در این مسیر تکنیک خاکستری بر روی نمونه ی ۴۰ نفره به کارگرفته شده و نتایج نمره دهی پرسشنامه های تکمیل شده، با استفاده از نرم افزار 2015 GRA Solver و براساس شاخص آنتروپی ارائه گردیده است.نتیجه گیری: امتیاز نهایی اختصاص گرفته شده بر حسب گام ششم یعنی رتبه رابطه خاکستری حاکی از آن است که معیارهای فرهنگی، اقتصادی -مالی، محیطی و فنی- اجرایی به ترتیب با وزنهای ۸۲/۰، ۶۱/۰، ۵۹/۰ و ۵۷/۰ در رتبه های اول تا چهارم قرار گرفته و نسبت به معیارهای دیگر اولویت بیشتری دارند.
بررسی تاثیر رهبری تحول آفرین بر هوش سازمانی با نقش تعدیلگر تسهیم دانش در قوه قضاییه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
121 - 136
حوزههای تخصصی:
رهبری تحول آفرین میتواند هوش سازمانی را دگرگون نمایند و نقش اساسی در بکارگیری حداکثری از توانمندی های سازمانی داشته باشند و با شناسایی منابع انسانی و بکارگیری آنها در یک فرآیند مدیریتی و رهبری صحیح مبتنی بر تسهیم دانش، میتوانند تطبیق پذیری سازمان با محیط را افزایش دهند. در این مقاله، تأثیر رهبری تحول آفرین بر هوش سازمانی با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر تسهیم دانش در ستاد قوه قضاییه شهر تهران بررسی شده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی- پیمایشی با ابزار پرسشنامه میباشد که روایی و پایایی آن به تایید رسیده است، جهت آزمون فرضیات و تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آمار پارامتریک با استفاده از نرم افزار pls استفاده شده است. جامعه آماری کلیه کارکنان ستادی قوه قضاییه در شهر تهران بوده که از میان آنها حجم نمونه ۳۰۰نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده است.نتایج بررسی فرضیه های تحقیق از طریق معادلات ساختاری و تحلیل مسیر نشان داد رهبری تحول آفرین و نیز تسهیم دانش بر هوش سازمانی تأثیر دارد لیکن تسهیم دانش به عنوان نقش تعدیلگر نمیتواند در رابطه بین رهبری تحول آفرین و هوش سازمانی تأثیر داشته باشد.
تجربه ادراکِ بیش شایستگی در سازمان: کاربرد روش تحلیل تمِ بازتابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر مفهوم بیش شایستگی به عنوان پدیده ای فراگیر در سازمان ها توجه و تمرکز دارد. بیش شایستگی در قالب فراتر بودنِ دانش، مهارت، تجربه و دیگر شایستگی های کارکنان از مطالبات شغلی شان تعریف می شود. هدف پژوهش حاضر، فهم و انعکاس تجربه کارکنانی بود که خود را بیش شایسته می پنداشتند. بنابراین در این پژوهش، ادراکِ بیش شایستگی به مثابه یک مفهوم ذهنی- ادراکی و نه لزوماً عینی مورد واکاوی قرار گرفت. با قرار دادن چند معیار حذفی، 18 نفر از کارکنان شاغل در یکی از سازمان های دولتی صنعت بانکداری در شهر تهران برای انجام مصاحبه انتخاب شدند. تحلیل داده ها به روش تحلیل تم بازتابی انجام شد. حساسیت تحلیلی، ذهن انگاری و بازتابندگی پژوهشگر، انعطاف پذیری نظری و بافتمندی و موقعیت مندی، به عنوان خردمایه هایی در توجیه مناسب بودن این روش شرح داده شد. داده ها در شش گام و با بهره گیری از ابزارهایی مانند نگاشت تماتیک و یادداشت نگاری پژوهشگر تحلیل شدند. چهار تم اصلیِ «بیش شایستگی تغییر ایجاد کرده است»، «من بیش شایستگی را انتخاب کرده ام»، «من بیش شایستگی را جبران کرده ام» و «گروهی که به رسمیت شناخته نمی شوند»، تم های تشکیل دهنده تجربه ادراک بیش شایستگی در سازمان بودند.
الگوی برندسازی شرکت های مادر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
13 - 66
حوزههای تخصصی:
علی رغم سرمایه گذاری های فراوانی که در حوزه مدیریت برند در هلدینگ ها انجام می شود، این تلاش ها از اثربخشی چندانی برخوردار نبوده است. یکی از دلایل این موضوع، نبود یک تفکر و الگوی جامع برای برندسازی در هلدینگ ها است. از اینرو، با توجه به نیاز هلدینگ ها به یک الگوی مناسب برندسازی برای کسب موقعیت رقابتی مناسب در بازارهای هدف هر یک از کسب و کارهای تابعه و نیز شکاف پژوهشی موجود در ادبیات مربوطه، در پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکردی چند سطحی نسبت به تدوین چنین الگویی مبادرت شده است. روش پژوهش در پژوهش حاضر، کیفی-اکتشافی و از نوع فراترکیب است. بدین منظور، با استفاده از کلیدواژه های منتخب از بین پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس و وب آف ساینس، تعداد 78 مقاله طی چندین مرحله پایش انتخاب شد و مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفت. پایایی نتایج کدگذاری با استفاده از پایایی بازآزمون ارزیابی گردید و برابر 73 درصد بود که رضایت بخش است. الگوی برندسازی شناسایی شده شامل سه سطح الف) خرد یا اهداف (بلندمدت و کوتاه مدت)، ب) میانه یا استراتژی ها و تاکتیک ها، و ج) کلان یا عوامل درون سازمانی موثر بر برندسازی در هلدینگ ها بود. در سطح خرد، اهداف شامل ایجاد تمایز، بهبود جایگاه برند، و خلق ارزش اقتصادی است. در سطح میانه، استراتژی ها شامل معماری برند، تعامل برند، و نبوغ برند بود. سرانجام، در سطح کلان نیز عوامل درون سازمانی مشتمل بر مدیریت توانمندی های سازمانی، رفتارها و تعاملات درون سازمانی، رشد و توسعه سازمانی، و مدیریت پورتفوی برندهای سازمان بود.
توسعه مدل نوآوری رایگان با استفاده از رویکرد تحلیل و توسعه گزینه استراتژیک (SODA)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
23 - 38
حوزههای تخصصی:
نوآوری رایگان شامل نوآوری های صورت گرفته ای است که توسط مصرف کنندگان با هزینه ی شخصی، زمان اختیاری و بدون دریافت هزینه، توسعه می یابد و با عدم محافظت از طرح، به صورت رایگان در اختیار دیگران قرار می گیرد که نتایجی نظیر بهبود در رفاه اجتماعی و اقتصادی را به دنبال دارد. باوجود ضرورت این امر، گفتمان موضوع هنوز در مرحله آغازین شناخت قرار دارد و مدلی جامع و گویا جهت بیان فرآیند شکل گیری آن، به طور محدود ارائه شده است، ازاین رو هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تبیین یک مدل جامع نوآوری رایگان با نگاهی عمیق و گسترده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه خبرگان حوزه نوآوری رایگان است که ازاین بین 16 مصاحبه طی 3 دوره دلفی با 8 خبره صورت گرفته است.در اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ، بر اساس روﯾﮑﺮد دلفی فازی و ﺳﻮدا مؤلفه های مدل از جهت ها و دیدگاه های ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮای ساخت دهی ﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ، ﻣﻮرد ﭘﺎﯾﺶ ﻗﺮار می گیرد. ﻣﺒﻨﺎی ﭘﺎﯾﺶ، مرور پیشینه علمی و مصاحبه های ﻋﻤﯿﻖ و ﻧﯿﻤﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﺎ ﺧﺒﺮﮔﺎن صاحب نظر در حوزه نوآوری رایگان اﺳﺖ. با توجه به نتایج به دست آمده، مؤلفه های مدل نوآوری رایگان ابتدا با استفاده از تکنیک دلفی فازی احصاء شدند و پس از ﺗﺠﻤﯿﻊ ﻧﻈﺮات تمامی صاحب نظران در مورد نگاشت مدل، 3 مدل پیشنهادی با بهره گیری از روش سودا اعتبارسنجی گردید و پس ازآن مدل نهایی اتخاذ گردید. در انتها نیز مؤلفه های مدل مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. ارزش این پژوهش، آن است که با ارائه ی یک مدل نوآوری رایگان، به بررسی فرآیند شکل گیری نوآوری رایگان به طور عمیق تر بپردازد و بدین ترتیب به غنی سازی مبانی نظری حوزه نوآوری رایگان در زبان فارسی کمک نماید و با درک بهتر فرآیند نوآوری رایگان، زمینه بهره مندی موثرتر از نتایج بکارگیری نوآوری رایگان را در ایران مهیا سازد.