فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۴۱ تا ۱٬۳۶۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹)
41 - 74
حوزههای تخصصی:
اقتصاد برخی از کشورها بر لزوم افزایش کارآفرینی برای بهره برداری از فرصت های محیطی تاکید دارد. هدف این پژوهش، مروری سیستماتیک بر مبانی نظری شناسایی فرصت های کارافرینانه است تا درک جامعی از آن ارائه دهد. این پژوهش به روش فراترکیب و مرور سیستماتیک انجام شده است. در ابتدا، با مطالعه ادبیات و پیشینه پژوهش، به درک صحیحی از موضوع پژوهش دست یافتیم. در ادامه، با انتخاب پایگاه نمایه ساز مقالات معتبر اسکوپوس و همچنین انتخاب کلیدواژگان برای جستجو در بخش عنوان، چکیده و کلیدواژگان مقالات، 40 مقاله معتبر انتخاب و تحلیل شدند. از روش کدگذاری جهت ترکیب و سازمان دهی استفاده شد و در نهایت چارچوب مفهومی بدست آمد که شامل ابعاد درونی و بیرونی است. مهمترین یافته این است که روش خاص و مشخصی برای شناسایی فرصت های کارآفرینی وجود ندارد و مفهوم شناسایی فرصت های کارآفرینی تحت تاثیر عوامل درونی و بیرونی کارآفرینی است. عامل درونی، همان کارآفرین است که از 4 عنصر تشکیل شده است: 1) رفتار کارآفرینی، 2) شخصیت کارآفرینی، 3) دانش و تجربه کارآفرینی و 4)فرایند شناختی کارآفرینی. عوامل بیرونی تاثیرگذار بر رواج کارآفرینی شامل محیط کارآفرینی (اعم از حمایت دولت، پیچیدگی محیطی، منابع و شبکه های ارتباطی) و ویژگی های کارآفرینی (مانند جنسیت، سن، تحصیلات و فرهنگ) است. بنابراین، عوامل بیرونی می توانند تسهیلگر یا مانع بوجود آمدن اکوسیستم کارآفرینی شوند و شناسایی فرصت ها نیز تحت تاثیر وجود این اکوسیستم است. خودکارآمدی، هوشیاری، دانش، تجربیات، آموزش، منابع و ارتباطات مهمترین موضوعات موکد در شناسایی فرصت ها و خلق راه حل های نوآورانه بهره برداری کارآفرینانه است.
The Development Scenarios of Cultural Tourism Focusing on Nomadic Tourism (Case Study: Shahsavan Nomads)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Tourism is regarded as a complementary activity that contributes to the sustainability of nomads' livelihoods and raises welfare and living standards, as well as the economic growth of nomadic areas, through the capabilities and attractions of the Shahsavan nomads. The present study tries to identify the scenarios of nomadic tourism in Shahsavan, Ardabil province. The research strategy is a case study through a qualitative study using a multi-faceted method and a cross-sectional time horizon. In data collection, in the first step, key experts were used to collect data to extract the factors affecting nomadic tourism development (NTD) and to examine the impact of these variables on each other. The influential factors were divided into 12, seven promoting and five inhibiting factors. The mutual influence matrix was used to determine the effect of variables on one another, and scenarios were created using propulsions extracted from the influencing factors. After collecting the questionnaires, the scenario was conducted using Scenario Wizard software. The scenarios in the current research were divided into three groups: favourable, intermediate, and unfavourable. According to experts, access to favourable scenarios is accompanied by many limitations and obstacles. Its occurrence requires coherent planning, commitment, and participation from all stakeholders, and the occurrence of unfavourable and catastrophic scenarios also looks pretty pessimistic. According to current trends, the vast majority of experts believe that a slight improvement in the current situation is possible in the future of this type of tourism.
Work Background Conditions and Economic Welfare of Women in Handicrafts: A Study of Less Developed Rural Areas(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In order to improve the quality of women's personal, professional and family lives while addressing financial concerns, it is essential to consider the improvement of women's working conditions from multiple perspectives. In this regard, the research objective was to investigate the impact of working background conditions on the economic welfare of women employed in handicrafts in less developed rural areas. The statistical population includes all female workers in less developed rural areas of Iran in 2025 who are employed in handicrafts sector. The sampling method used was random cluster with a total of 380 samples selected according to Morgan's table. In order to collect the required data, a questionnaire prepared by the researcher was used, which included two sections to assess economic welfare and working background conditions. The results of the study systematically show that the dimensions of "unbiased behavior in work”, "balance between work and life”, and "social support" have the most significant impact on the economic welfare of women engaged in handicrafts. The findings of this study underscore the necessity of implementing targeted support policies to enhance equitable organizational practices, fortify work-life balance, and broaden social support networks as pivotal strategies for enhancing the economic welfare of rural women.
ارزیابی پس از اجرای استاندارد حسابرسی 701 در سطح صنایع: زمان صدور گزارش حسابرسی مستقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
142 - 167
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، ارزیابی تأثیر افشای مسائل عمده حسابرسی بر تأخیر در صدور گزارش حسابرسی است. بر این اساس، گزارش حسابرسی 451 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران، طی دو سال قبل تا دو سال پس از اجرای استاندارد بررسی شد. برای ارزیابی دقیق تر، تحلیل ها در سطح کل صنایع و گروه صنایع صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد گزارش حسابرسی شرکت ها به طور متوسط با 76 روز فاصله از پایان دوره مالی، صادر می شود. بیش ترین میزان تأخیر در صنایع گروه 3 (شامل فلزات اساسی و صنایع مشابه) و کم ترین میزان تأخیر در صنایع گروه 5 (شامل صنعت سیمان، آهک و گچ و صنایع مشابه) مشاهده شد. علاوه بر این یافته ها بیانگر این است که در سطح کل صنایع و در بیش تر گروه صنایع، افشای مسائل عمده حسابرسی موجب تأخیر در صدور گزارش حسابرسی می شود؛ اگرچه این تأثیر در اولین سال اجرای استاندارد چندان محسوس نبوده است اما به نظر می رسد در سال دوم اجرای استاندارد، این تأثیر افزایش یافته است. تعداد مسائل عمده حسابرسی که در گزارش حسابرس افشا می شود با تأخیر در صدور گزارش حسابرسی رابطه مثبت دارد اما مسائل عمده حسابرسی جدید افشا شده، بر تأخیر در صدور گزارش حسابرسی تأثیر ندارد.
تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتری: در بانک اسلامی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت ارتباط و تصویر برند بر وفاداری مشتریان با نقش میانجی رضایت مشتریان است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی و از نوع علّی است. جامعه آماری این پژوهش را مشتریان بانک اسلامی افغانستان تشکیل داده اند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر تعیین و نمونه ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت ارتباط چین و همکاران (2014)، تصویر برند باین موتینهو (2011)، وفاداری مشتریان امین و همکاران (2011) و رضایت مشتریان جمال ناصر (2002) استفاده گردید که روایی آن ها توسط صاحبنظران دانشگاهی و پایایی آن ها نیر از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Smrat PLS و نیز نرم افزار SPSS استفاده شد و همچنین برای بررسی تعیین شدت اثر غیر مستقیم از طریق متغیر میانجی از آماره ای به نام VAF استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان داد که کیفیت ارتباطات تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و تصویر برند بر وفاداری مشتریان تأثیرگذارد. همچنین کیفیت ارتباط بر رضایت مشتریان مورد تأیید قرار گرفت. تصویر برند تأثیر بیشتری نسبت بر دیگر مولفه ها بر رضایت مشتریان بانک اسلامی افغانستان داشت و همچنین رضایت مشتری تأثیر مثبت و معناداری بر وفاداری مشتریان داشت. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت ارتباط و تصویر برند با نقش میانجی رضایت مشتری بر وفادری مشتریان بانک اسلامی افغانستان تأثیر معناداری دارد.
طراحی مدل جذب سرمایه گذاران ورزشی با رویکرد امنیت اقتصادی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی جذب سرمایه گذاران ورزشی با رویکرد امنیت اقتصادی- اجتماعی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش اعضای هیئت علمی مدیریت ورزشی و اقتصاد صاحب نظر در زمینه امنیت اقتصادی اجتماعی و خبرگان و متخصصان حوزه اقتصاد ورزش می باشد و نمونه گیری به صورت هدفمند و به تعداد 16 برابر سؤالات متغیر دارای بیشترین تعداد سؤال (9 سؤال در متغیر عوامل زمینه ای) 144 نفر برآورد شد. جهت اطمینان از دریافت تعداد پاسخ های مناسب 160 پرسشنامه توزیع شد که از بین 154 پرسشنامه دریافتی، 150 پرسشنامه که به طور کامل پاسخ داده شده، وارد فرایند تحلیل گردید. روش گرد آوری داده ها پرسشنامه می باشد. تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی هریک از شش متغیر اصلی (عوامل علی، زمینه ای، مداخله گر، پدیده محوری، راهبردها، پیامدها) نشان داد که تمامی مؤلفه ها به صورت معناداری نقش تبیین کننده ای دارند. تحلیل مسیر هم نشان داد که روابط بین شش متغیر اصلی به توالی پنج سطح (شرایط علی، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، پدیده محوری، راهبردها، پیامدها) از متغیرهای مستقل به سمت متغیرهای وابسته معنادار است و مدل مفهومی برازش مطلوبی دارد. براساس یافته های پژوهش می توان گفت که اگر سرمایه گذاران نسبت به امنیت در سرمایه گذاری خود اطمینان حاصل کنند مشتاق تر به سمت سرمایه گذاری در حوزه ورزش خواهند آمد و جهت انجام سرمایه گذاری باید به راهبردهایی مانند ارائه پشتوانه های حقوقی لازم را برای سرمایه گذاری، مجاز شدن امنیت سرمایه گذاری تجارت الکترونیک برای سرمایه گذاران توجه کنند.
ارزیابی تأثیر سامانه 197 بر عملکرد کارکنان فرماندهی انتظامی ویژه غرب استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۱
95 - 122
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سامانه 197 به عنوان یکی از ابزارهای نوین نظارت و پاسخگویی در فراجا، با هدف ارتقای شفافیت، افزایش کارایی، و تقویت اعتماد عمومی به نیروهای انتظامی طراحی شده است؛ لذا این پژوهش تأثیر این سامانه را بر عملکرد کارکنان فرماندهی انتظامی ویژه غرب استان تهران مورد بررسی قرار داد. روش شناسی: روش پژوهش به صورت کمی و از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه ارزیابی عملکرد پارکر (۲۰۰۰) استخراج شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 293 نفر از مدیران، فرماندهان، کارکنان کوپ، وظیفه عمومی، و بهداد بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 166 نفر تعیین شد، اما به منظور افزایش اطمینان، 200 نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. روش نمونه گیری به کاررفته در این پژوهش، نمونه گیری تصادفی ساده بود. برای بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن ۰٫۸۵ به دست آمد و همچنین، برای روایی پرسشنامه با آزمون تحلیل عاملی تأییدی، مورد بررسی و تایید گردید. تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها نیز با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری (PLS3) و نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل های آماری نشان داد که سامانه 197 تأثیر قابل توجهی بر بهبود ابعاد مختلف عملکرد کارکنان دارد. این سامانه بیشترین اثربخشی را بر کارایی کارکنان و کمترین اثربخشی را بر روابط بین همکاران دارد. همچنین، ویژگی های فردی، خلاقیت و بهبود مستمر، تخصص و مهارت نیز از جمله شاخص هایی هستند که تحت تأثیر مثبت این سامانه قرار گرفتند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که سامانه 197 نه تنها به عنوان یک ابزار نظارتی مؤثر عمل می کند، بلکه به واسطه ایجاد پل ارتباطی میان شهروندان و نیروی انتظامی، به ارتقای اعتماد عمومی نیز کمک کرده است. این سامانه با فراهم کردن بستر نظارت غیرمحسوس، کارکنان را به بهبود عملکرد ترغیب نموده و کیفیت خدمات انتظامی را افزایش داده است. نتایج این پژوهش می تواند به مدیران و سیاست گذاران در بهبود ساختارهای نظارتی و ارتقای کارایی سازمان های انتظامی یاری رساند. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
توسعه کسب وکارها بر پایه توجه به مسئولیت اجتماعی در حسابداری مدیریت استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
39 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دهه های اخیر، فشار زیادی بر کسب وکارها برای پذیرش مسئولیت اجتماعی به ویژه از سوی ذی نفعان به وجود آمده است. این فشار ناشی از تأکید ذی نفعان بر ارزش های غیراقتصادی و ارتباطات طولانی مدت است. کسب وکارها باید اقداماتی را انجام دهند که علاوه بر ایجاد ارزش اقتصادی، اثرات مثبتی بر جامعه و محیط زیست نیز داشته باشد. مسئولیت اجتماعی به عنوان یک مفهوم کلیدی در مدیریت مشاغل مورد توجه قرار گرفته است. اطلاعات موجود درباره ارتباط بین فعالیت های مربوط به مسئولیت اجتماعی کسب وکارها و استفاده از شیوه های حسابداری مدیریت برای توسعه عملکرد کافی نیست. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی نقش مسئولیت اجتماعی در حسابداری مدیریت و اثرات آن بر بازدهی مالی پرداخته است. این تحقیق تلاش می کند تا با تحلیل تأثیر مسئولیت های اجتماعی بر عملکرد کسب وکارها و معرفی حسابداری مدیریت استراتژیک به عنوان ابزاری برای تقویت این تأثیرات، به درک بهتری از نقش حیاتی مسئولیت اجتماعی در پیاده سازی و ارزیابی اقدامات مسئولیت پذیرانه اجتماعی دست یابد.
روش شناسی: پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد ترکیبی (کمی + کیفی) انجام شده است. در فاز کیفی، از روش دلفی برای جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده تا اجماع نظر خبرگان در خصوص متغیرهای کلیدی و تأثیرگذاری آن ها بر مسئولیت اجتماعی شرکتی به دست آید و در فاز کمی، به منظور بررسی و تحلیل تعاملات بین پیشران ها و عوامل مؤثر بر مسئولیت اجتماعی، روش تحلیل میک مک به کار گرفته شد. استفاده همزمان از این تکنیک ها منجر به ارزیابی درست تأثیرات متقابل بین عناصر مختلف و نقش آن ها در پیاده سازی موفق مسئولیت اجتماعی می شود.
یافته ها: این پژوهش نشان داد که ادغام مسئولیت های اجتماعی در استراتژی های کسب وکار تأثیرات مثبت قابل توجهی بر عملکرد مالی و اجتماعی دارد. کسب وکارهایی که به مسئولیت های اجتماعی توجه می کنند، روابط بهتری با ذی نفعان برقرار کرده و وفاداری مشتریان خود را افزایش می دهند. یافته ها حاکی از آن است که مسئولیت اجتماعی می تواند بهبود روابط با ذی نفعان، افزایش وفاداری مشتریان و بهبود عملکرد مالی سازمان ها را به همراه داشته باشد. این نتایج تأکید می کند که توجه به مسئولیت های اجتماعی نه تنها ارزش اقتصادی ایجاد می کند، بلکه به بهبود تعاملات اجتماعی و محیطی نیز منجر می شود.
نتیجه گیری/ دستاوردها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد، استراتژی های مدیریتی که بر مسئولیت اجتماعی تمرکز دارند، به طور قابل توجهی می توانند به بهبود عملکرد مالی و اجتماعی شرکت ها کمک کنند. ادغام مسئولیت های اجتماعی در فعالیت های کسب وکار نه تنها به تقویت روابط با ذی نفعان و افزایش وفاداری مشتریان منجر می شود، بلکه زمینه ساز بهبود جایگاه اجتماعی و محیطی شرکت ها نیز می گردد؛ بنابراین، توصیه می شود کسب وکارها برنامه ها و سیاست های مسئولیت اجتماعی را به عنوان بخشی از برنامه ریزی های استراتژیک خود قرار دهند. همچنین، آموزش و فرهنگ سازی در میان کارکنان برای درک اهمیت مسئولیت های اجتماعی ضروری است. ایجاد یک فرهنگ سازمانی که در آن مسئولیت های اجتماعی به عنوان یک ارزش اساسی شناخته می شود، می تواند به تسهیل اجرای استراتژی های مسئولیت اجتماعی و افزایش تعهد کارکنان کمک کند. در نهایت، کسب وکارها برای دستیابی به توسعه پایدار، باید مسئولیت های اجتماعی را در مرکز توجه قرار دهند و به عنوان بخشی از استراتژی های بلندمدت خود به آن نگاه کنند؛ چراکه موجب بهبود عملکرد مالی و اجتماعی و ایجاد مزیت رقابتی پایدار خواهد شد.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های جذب و استخدام کارکنان نسل Z در سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
205 - 229
حوزههای تخصصی:
نسل Z جوانترین و جدیدترین افرادی هستند که وارد نیروی کار شده اند. سردرگمی در مورد ویژگی ها، ارزش های کاری، ترجیحات پاداش، تلاش برای جذب، استخدام و نگهداشت این گروه نسلی در سازمان های مجهول مانده باشد، از اینرو مدیران منابع انسانی بایستی ویژگی های مرتبط با اشتغال این نسل را مورد توجه قرار دهند. پژوهش حاضر، با در نظر گرفتن این موضوع درصدد پاسخ به این سؤال است که عوامل موثر در جذب و استخدام کارکنان نسل Z کدام هستند؟ جهت گردآوری داده ها از نظرات خبرگان به تعداد ۲۰ استفاده شد. داده های بدست آمده به کمک نرم افزار MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها نشان داد که ابعاد و مولفه های تاثیرگذار در جذب و استخدام کارکنان نسل Z شامل: ویژگی های شخصیتی، محیط درونی سازمان، مصاحبه کنندگان، ساختار سازمانی و ویژگی های مدیران هستند. مجموع این عوامل الگوی جذب و استخدام کارکنان Z را شکل داد.در پژوهش های مختلفی که روی جذب و استخدام کارکنان نسل های مختلف انجام شده است فقط از نظر بعد کارکردی به کارکنان توجه شده است درحالی که در پژوهش حاضر علاوه بر بعد کارکردی کارکنان به شناخت جنبه های مختلف شخصیتی و رفتاری کارکنان و حتی مصاحبه کنندگان آنها نیز توجه شده است.ره آورد پژوهش حاضر شناخت هرچه بیشتر کارکنان در زمان بدو استخدام را مد نظر دارد تا سبب افزایش بهره وری سازمان های پویای امروزی گردد.
بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر رضایت مشتریان در خرید کالاهای مصرفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
87 - 120
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر که دوره اقتصاد دیجیتال است، فناوری های نوین موجب تغییرات بسیاری در مفاهیم و اجرای گام های مدیریت بازار شده است. هوش مصنوعی به عنوان یکی از این فناوری ها با کمک ابزارهای خود رفتار خرید مصرف کنندگان و در پی آن، میزان رضایت آنها را تحت تأثیر قرار داده است؛ از این رو هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر رضایت مشتریان در خرید کالاهای مصرفی است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است و رویکرد کمّی دارد. در این مطالعه برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته آنلاین با بهره گیری از پرسشنامه های استاندارد و بهره گیری از پیشینه مرتبط استفاده شد. روایی پرسشنامه با پنل متخصصان و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ برای پرسشنامه (89/0) تأیید شد. همچنین، برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، آزمون همبستگی و مدل سازی معادله های ساختاری به کمک نرم افزارهای SPSS و LISER استفاده شد. آزمون فرضیه ها با استفاده از SEM تأیید کرد که هوش مصنوعی رضایت مشتری را به طور معنادار افزایش می دهد (β = 0.912) که این یافته ها ارتباط نظری میان هوش مصنوعی و رضایت مشتری را تأیید کرده است و پیامدهای عملی را برای بهینه سازی استراتژی های خرده فروشی آنلاین ارائه می دهد. در تبیین این فرضیه می توان گفت هوش مصنوعی قادر است فرآیند خرید را با ارائه توصیه های شخصی سازی شده و تحلیل داده های مشتریان بهبود دهد. ابزارهای هوش مصنوعی می توانند پاسخگویی به سؤال ها و مشکلات مشتریان را سریع تر و کارآمدتر کنند. این ویژگی ها نه تنها باعث کاهش زمان انتظار مشتریان می شود، به افزایش تجربه مثبت خرید کمک می کند.
روستای هوشمند راهی برای دستیابی به توسعه یکپارچه روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۳
115 - 158
حوزههای تخصصی:
امروزه مفهوم روستای هوشمند به عنوان راهبردی برای توسعه یکپارچه روستایی به صورت فزاینده مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، به منظور تجزیه وتحلیل جامع مبانی نظری ویژگی های روستای هوشمند، از روش مرور نظام مند بهره گرفته شد و پس از تعیین سؤال پژوهش، مقالات، کتاب ها، گزارش ها و اسناد مرتبط با مفاهیم کلیدی مانند «روستای هوشمند»، «روستای دیجیتال»، «توسعه همه-جانبه روستایی»، «فناوری های نوین» و «فناوری اطلاعات و ارتباطات» در روستا جستجو شدند که پس از انجام سه مرحله غربالگری در نهایت 53 مطالعه وارد تحلیل شدند. برای اعتباریابی کدهای استخراج شده از داده های پژوهش از دو روش کدگذاری مجدد و کدگذاری مستقل استفاده شد. مرور نظام مند منابع نشان داد عنصر کلیدی مدل روستای هوشمند، مشارکت جامعه است. هرچند روستای هوشمند به دنبال ایجاد مزایای اقتصادی برای ساکنان محلی است، اما تأکید اصلی بر بهبود حکمرانی از طریق شفافیت در فرایندهای اداری و توسعه اجتماعی از طریق مشارکت ساکنان در برنامه ریزی است. این رویکرد مشارکتی می تواند به نتایج اجتماعی مطلوب از جمله ایجاد فرصت های شغلی، کاهش مهاجرت و افزایش تعاملات با نواحی هم جوار منجر شود. از نظر اقتصادی، روستای هوشمند می تواند رقابت پذیری را افزایش دهد، دسترسی مستقیم به بازارهای محلی را فراهم کند و درآمد ساکنان را بالا ببرد. علاوه بر این، این روستاها می توانند مزایای زیست محیطی مانند بهبود کارایی و استفاده بهینه از منابع و ترویج شیوه های کشاورزی پایدار را نیز ارائه دهند. با اولویت دادن به مشارکت جامعه و حکمرانی شفاف، روستای هوشمند نه تنها کیفیت زندگی ساکنان را بهبود می بخشد؛ بلکه به پایداری کلی مناطق روستایی نیز کمک می کنند.
Jump-Diffusion Model for Excess Volatility in Asset Prices: Generalized Langevin Equation Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The excess volatility puzzle refers to the observation of returns that cannot be explained only by fundamentals, and this research attempts to explain such volatilities using the concept of endogenous jumps and modelling them based on the generalized Langevin equation. Based on stylized facts, price behaviour in financial markets is not simply a continuous process, but rather jumps are observed in asset prices that may be exogenous or endogenous. It is claimed that the source of exogenous jumps is news, and the source of endogenous jumps is internal interactions between the agents. The goal is to extract these endogenous jumps as a function of the state variable and time. For this purpose, the generalized Langevin equation is introduced and it is shown that the parameters of this model can be extracted based on the Kramers-Moyal coefficients. The results of self-consistency tests to evaluate the accuracy of the Kramers-Moyal method in extracting the generalized Langevin equation show that this method has good accuracy. In a practical application of the aforementioned method, Ethereum cryptocurrency price data was used between October 2017 and February 2024 with a sampling rate of one minute. By simulating the extracted dynamics, the probability distribution of the first time passage of this cryptocurrency from a specific level was calculated, and an examination of the price behavior of this asset shows that the aforementioned distribution was extracted with good accuracy. The potential function, which is calculated from the first KM coefficient, will be a quadratic parabola for the studied process, and as a result, we have a stable equilibrium at the zero point. Also using the extracted dynamics we show that this model has good out-of-sample prediction ability.
گونه شناسی ذهنیت کنشگران در زمینه تولید ملی در ایران؛ پژوهشی مبتنی بر روش شناسی کیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجا که طراحی، پیاده سازی و اجرای هر سیاستی مستلزم اتفاق نظر و یکپارچگی ذهنیت کنشگران آن است، شناسایی ذهنیت ها گام آغازین برای پیشبرد چنین اقدامی است. تولید ملی و پرداخت به ابعاد آن از مناظر گوناگون یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه اندیشمندان و مجریان بوده و هست، از این رو این پژوهش با هدف گونه شناسی ذهنیت کنشگران در حوزه تولید ملی در ایران انجام گرفته و با استفاده از روش شناسی کیو، به شناسایی و دسته بندی این ذهنیت ها پرداخته است. در این پژوهش با گردآوری و بررسی اسناد و منابع، گزاره های کلیدی در زمینه تولید ملی استخراج شده است و سپس با مراجعه به 28 نفر از کنشگران این حوزه از جمله مسئولان دولتی، نمایندگان مجلس و صاحب نظران و سپس تحلیل داده های به دست آمده با بهره گیری از روش کیو، پنج گونه ذهنیتی شناسایی شده است: «منادیان تولید ملی»، «رانت ستیزان حامی خودکفایی»، «مداخله ستیزان رقابت گرا»، «فن سالاران نهادگرا» و «توسعه گرایان برون گرا». با وجود تفاوت دیدگاه ها، کنشگران در برخی زمینه ها اتفاق نظر دارند؛ از جمله نقش تنظیم گری دولت در زمینه تولید، لزوم حمایت هدفمند از تولید ملی، اهمیت تکمیل زنجیره ارزش صنایع بزرگ و لزوم عمق بخشی به تولید. نکته اصلی مورد توافق این است که تولید ملی نیازمند یک قوه عاقله است که بتواند با ایجاد انسجام و اجماع در میان کنشگران، سیاست های منسجم و مؤثری را در این حوزه اعمال کند.
طراحی الگوی خط مشی گذاری عمومی مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۸
1 - 30
حوزههای تخصصی:
سیستم های خط مشی گذاری عمومی، در گذشته، در همه ی مراحل خط مشی از شناسایی مشکل گرفته تا خاتمه بخشی و مستندسازی بود؛ در مقایسه هزینه و منفعت دقیق گزینه ها، ناتوان بودند. در این دوران، دانشمندان تلاش می کردند با توسعه ی ادبیات دانش خط مشی گذاری و خط مشی پژوهی بتوانند ظرفیت های بالقوه ای برای موفقیت خط مشی های عمومی فراهم آورند و نوعی بینش راهبردی کلان در مواجهه با مسائل عمومی در اختیار خط مشی گذاران (فارغ از سنجش همه ی بدیل های ممکن) قرار دهند تا شاید با آزمون و خطا و در بسیاری از موارد، فارغ از پیامدهای تسلسلی هزینه های مادی، اجتماعی و حتی فرا نسلی، مساله ی عمومی را در قالب مدل های رضایت بخش، حل کنند. اما، امروزه، به دلیل ظرفیت بی نظیر دانش حاصل از هوش مصنوعی و هوش تصمیم گیری مبتنی بر داده، تحقق مدل خط مشی گذاری عقلایی عملی تر به نظر می رسد. گویا با دسترسی انسان به هوش مصنوعی و ظرفیت پردازش میلیون ها داده و اطلاعات در کسری از ثانیه امکان بازگشت به عقلانیت در دانش خط مشی گذاری تحقق یافته است. پژوهش پیشِ رو تلاش دارد با ملاحظه امکان استفاده از هوش مصنوعی در طراحی الگوی خط مشی گذاری، در جهت بیشینه کردن منفعت ها و کمینه کردن هزینه ها، در چهار عرصه ی اداره عمومی، سیاسی، اقتصادی و حیات اجتماعی، گام بردارد. پژوهش حاضر درصدد است در پرتو پاداریم ساخت گرایی و بر اساس راهبرد داده بنیاد کلاسیک و مصاحبه با ۱۱ نفر از خبرگان متخصص در حوزه های علم اداره، خط مشی گذاری عمومی، دانش هوش مصنوعی، برنامه نویسی و فلسفه ی زبان بتواند نوعی الگوی جامع با دو بخش حاصل آورد: بخش اول، ویژگی های خط مشی تراز عمومی را نشان می دهد و بخش دوم، ظرفیت ها و اکوسیستم خلاقیت و نوآوری دانش خط مشی گذاری و هوش مصنوعی را مدنظر قرار می دهد.
تأثیر مسئولیت اجتماعی سازمان بر رفتار شهروندی مشتری با نقش میانجی کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان (مورد مطالعه: بانک پاسارگاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: مسئولیت اجتماعی سازمان در سال های اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است و از طریق آن مصرف کنندگان می توانند صداقت و قابلیت اطمینان یک سازمان را ارزیابی کنند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی سازمان بر رفتار شهروندی مشتری با نقش میانجی کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان در بانک پاسارگاد انجام شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مشتریان بانک پاسارگاد در شهر تهران می باشند. حجم نمونه 384 نفر محاسبه شده است.یافته ها: نتایج نشان می دهد که مسئولیت اجتماعی سازمان بر رفتار شهروندی مشتری و همچنین بر کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان تأثیر معناداری دارد. کیفیت خدمات ادراک شده بر رفتار شهروندی مشتری تأثیر مثبت و معناداری دارد و تصویر سازمان نیز بر رفتار شهروندی مشتری تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان در رابطه بین مسئولیت اجتماعی سازمان و رفتار شهروندی مشتری، میانجی گری کامل دارند. همچنین بر اساس نتایج مقدار معناداری و ضرایب مسیر، مسئولیت اجتماعی سازمان بر رفتار شهروندی مشتری، کیفیت خدمات ادراک شده و تصویر سازمان تأثیر مثبت و معناداری دارد.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد اقدامات مربوط به مسئولیت اجتماعی سازمان به عنوان مرجع اصلی درک مشتری از کیفیت خدمات عمل می کند. همچنین سطح بالایی از کیفیت خدمات ادراک شده برای بهبود رفتار شهروندی مشتری مفید است. اهمیت و ارزش عمده این پژوهش در یاری رساندن به سازمان ها و مؤسسات مختلف از جمله بانک ها در جهت حفظ مشتریان کنونی و جذب مشتریان جدید است، که در نهایت منجر به افزایش شهرت و اعتبار بانک، کاهش هزینه های آن در بلندمدت، افزایش تقاضا و در نتیجه افزایش سودآوری و بهبود عملکرد آتی بانک می شود.
Design and Test a Model for The Systemic Decision-Making Process in The Conditions of the Corona Crisis for SME By Using the Method of Grounded Theory and System Dynamics(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Exploratory studies in understanding the impact of decisions on the sustainability of small and medium businesses during the corona disease crisis in line with the research objectives and based on the non-linear and dynamic conditions caused by the high speed of prevailing environmental changes compared to the development of a dynamic model of the decision making. These businesses, on the one hand, are fragile against crises due to their limited financial ability, and on the other hand, with high flexibility and quick decision-making power, they have the ability to adapt to the existing conditions. In order to create this model, it is necessary to identify the problem, and in order to answer the research questions therefor it is necessary to develop a theory based on the opinions of experts and available data. This theory is due to the special conditions and the lack of previous experience result of the Grounded Theory’s methodology, that it should indicate all the effective factors in the field of decision-making in these businesses in Iran and the causal relationships between them and affected by the existing background conditions and it is an environmental interferes. background factors and identifying the impact of environmental interferes on the decision-making process in SME under the conditions of the Corona crisis. This theory states that the decision-making process for the sustainability of the business should be based on strategies. These strategies include creating opportunities, applying a new attitude in the continuation of business life, changing in business processes, creating organization agility, and re-engineering the structure . Considering the mathematical ability of the dynamic method to analyze the results of the dynamic model as scenarios that are applied to the business in the form of decisions made and by controlling their feedback, its effects on the organization's pillars and resources can be shown as quantities. The measurement of these quantities and the way of changes and their impact enables the quantitative proof of the mentioned theory. By this method the managers will have the ability to evaluate and prospect their decision results in the conditions of the Corona crisis.
Providing a Customer Experience Management (CEM) Model in Omnichannel Banking (Case Study of Bank Day)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this study, a customer experience management (CEM) model in omnichannel banking is provided. This is an applied study in terms of objectives and mixed exploratory in terms of nature. In the qualitative section, thematic analysis is used, and in the quantitative section, the survey is used through structural equation modeling (SEM). The statistical population includes senior and expert managers of Bank Day with at least 10 years of banking experience in the qualitative phase and 100 customers of Bank Day in Tehran in the quantitative phase. According to the results, the customer experience in omnichannel banking can be improved through 23 organizing themes of integrity in providing services, continuous allocation and receipt of services in complementary channels, integrated service quality, saving customer resources, customer motivation, developing bank strategy based on customer needs and information, recognizing and meeting customer needs in omnichannels, understanding the principles of customer-oriented marketing, planning and management coordination in omnichannels, planning for the promotion of customer experience culture, management of coding, classifying, documenting, and updating customer data in omnichannels, managing diverse, hybrid, and unique services, comprehensive management of customer data in omnichannels, the correct design of omnichannel implementation processes, integrated service distribution management in the network, using new customer data management methods, upgrading and updating systems, managing the operational and legal risks of systems, providing regular, systematic, and functional reports in channels, improving access indicators, improving productivity indicators of omnichannel services, and improving satisfaction indicators
تأثیر ضعف کنترل های داخلی بر لحن غیرعادی گزارش های توضیحی مدیران با تأکید بر سوء رفتار مالی شرکت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ضعف در کنترل های داخلی، با فراهم کردن زمینه ای برای کاهش شفافیت و تسهیل تخلفات مالی، موجب می شود مدیران در گزارش های توضیحی خود از زبانی مبهم و غیرعادی بهره گیرند تا نواقص سیستماتیک و اقدامات نادرست را پنهان کنند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ضعف کنترل های داخلی بر لحن غیرعادی گزارش های توضیحی مدیران با تأکید بر سوء رفتار مالی شرکت است. این پژوهش از نظر هدف، در زمره مطالعات کاربردی قرار می گیرد. از لحاظ روش شناخت، توصیفی-همبستگی و از نظر ماهیت، علّی-پس رویدادی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش شامل 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1398 تا 1402 است که در مجموع 640 مشاهده را شامل می شود. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از رگرسیون چندگانه با بهره گیری از داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که ضعف کنترل های داخلی تأثیر مثبت و معناداری بر لحن غیرعادی گزارش های توضیحی مدیران دارد. با این حال، سوء رفتار مالی شرکت نه تنها تأثیر مستقیمی بر لحن غیرعادی این گزارش ها ندارد، بلکه بر رابطه میان ضعف کنترل های داخلی و لحن گزارش های توضیحی نیز بی تأثیر است. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که کیفیت کنترل های داخلی نقش تعیین کننده ای در نحوه نگارش گزارش های مدیریتی دارد و کاهش آن ممکن است باعث گسترش فضای تفسیرپذیر در گزارشگری شود. بنابراین، طراحی و بهبود سازوکارهای کنترل داخلی، برای ارتقای شفافیت، پاسخگویی و افزایش اعتماد سرمایه گذاران، امری ضروری در تقویت کارایی بازار سرمایه است.
تبیین ویژگی های دانشگاه دیجیتال: مرور نظام مند مبانی نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
173 - 215
حوزههای تخصصی:
ظهور فن آوری های پیشرفته همگام با انقلاب صنعتی 4.0 در آموزش عالی، به تدریج مفاهیم جدیدی ازجمله تحول دیجیتال، آموزش دیجیتال و نهایتاً دانشگاه دیجیتال را پدیده آورده است. دانشگاه دیجیتال مفهومی نوظهور و نیازمند تعریف است که می توان از طریق شناسایی ویژگی های آن به شفاف سازی این مفهوم دست یافت؛ بنابراین پژوهش حاضر، باهدف مطالعه و بررسی جامع مبانی نظری دانشگاه دیجیتال از طریق تبیین ویژگی های آن انجام گرفته تا بتوان به فهم و ادراک به مراتب دقیق تری دست یافت و به توسعه مطالعات هم از منظر تئوریک و هم کاربردی پرداخت. به منظور تجزیه وتحلیل جامع مبانی نظری ویژگی های دانشگاه دیجیتال، از روش مرور نظام مند بهره گرفته شد و پس از تعیین سؤال پژوهش و استراتژی جست وجو و غربالگری موارد شناسایی شده، 43 مقاله علمی این حوزه در فاصله سال های 2000 تا 2022 در مبانی نظری مرتبط شناسایی شدند و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. با مرور نظام مند مبانی نظری و از طریق به کارگیری روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و مقوله بندی آن ها، هشت ویژگی اکوسیستم و جامعیت، برنامه درسی دیجیتالی، جامعه پذیری، استراتژی های دیجیتالی، تجربه دیجیتالی، پلتفرم محوری، داده محوری، نوآوری و چابکی شناسایی شد که هر بعد شامل مؤلفه های مختلف می باشد که نمایان گر تشابهات و تفاوت های دانشگاه سنتی و دیجیتال است که مورد تأیید خبرگان قرار گرفت. نتایج این پژوهش می تواند راهنمایی برای مؤسسات آموزش عالی باشد تا با ارزیابی و مطابقت ویژگی ها، جایگاه خود را درحرکت به سوی دیجیتالی شدن تعیین کنند و این ویژگی ها را در استراتژی ها و رویکرد کلی مدیریت دانشگاه مدنظر قرار دهند تا امکان رقابت پذیری در شرایط تغییر خواسته های جامعه مدرن فراهم گردد.
تحلیلی بر پراکنش خدمات شهری با تأکید بر رویکرد عدالت فضایی (مطالعه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
96 - 117
حوزههای تخصصی:
مقدمه عدالت فضایی به عنوان یکی از اصول بنیادین برنامه ریزی شهری، بر توزیع عادلانه منابع، خدمات و فرصت ها در میان تمامی اقشار جامعه تأکید دارد و نقشی کلیدی در کاهش نابرابری های اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و دستیابی به توسعه پایدار ایفا می کند. در شهرهای بزرگ، به ویژه کلان شهرهایی مانند مشهد که با رشد سریع جمعیت، گسترش حاشیه نشینی و فشارهای ناشی از حضور زائران مواجه اند، تحقق عدالت فضایی با چالش های فراوانی روبه روست. شهر مشهد، به عنوان دومین کلان شهر ایران و مرکز مهم زیارتی و گردشگری، با جمعیتی حدود سه میلیون نفر و مساحتی حدود 351 کیلومتر مربع، از نظر توزیع خدمات شهری با نابرابری های قابل توجهی مواجه است. این نابرابری ها نه تنها بر کیفیت زندگی ساکنان تأثیر می گذارد، بلکه در شرایط بحرانی مانند بلایای طبیعی یا همه گیری ها، مشکلات جدی تری ایجاد می کند. پژوهش های پیشین نشان داده اند که توزیع ناعادلانه خدمات شهری اغلب با عواملی همچون ارزش اقتصادی زمین، سیاست های برنامه ریزی شهری و ضعف زیرساخت ها مرتبط است. با این حال، بررسی دقیق پراکنش خدمات شهری در مشهد و انطباق آن با اصول عدالت فضایی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تحلیل الگوی توزیع خدمات شهری در 17 منطقه شهر مشهد، شناسایی مناطق برخوردار و محروم، و ارائه راهکارهایی برای بهبود دسترسی عادلانه به خدمات انجام شده است. پرسش های اصلی پژوهش عبارت اند از: خدمات شهری در مناطق مشهد چگونه توزیع شده اند؟ آیا این توزیع با اصول عدالت فضایی هم خوانی دارد؟ و کدام مناطق از نظر دسترسی به خدمات در وضعیت مطلوب یا نامطلوب قرار دارند؟ مواد و روش ها روش پژوهش حاضر تحلیلی کاربردی است و داده ها به صورت کتابخانه ای از طرح جامع شهری مشهد و نقشه های کاربری اراضی مربوط به سال 1398 گردآوری شده اند. برای تحلیل پراکنش خدمات شهری در 17 منطقه این کلان شهر، از 11 لایه اطلاعاتی شامل کاربری های تجاری، آموزش عالی، آموزشی، پارک و فضای سبز، تأسیسات و تجهیزات شهری، تفریحی فراغتی، درمانی، فرهنگی هنری، مذهبی، ورزشی، و ایستگاه های اتوبوس و مترو استفاده شده است. تحلیل داده ها با بهره گیری از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) و مدل هایی نظیر پراکنش نزدیک ترین همسایه (ANN)، ضریب جینی، و تکنیک هم پوشانی وزنی فازی انجام شده است. در گام نخست، الگوی توزیع کاربری ها با روش ANN بررسی شد تا مشخص شود که آیا خدمات به صورت خوشه ای، پراکنده یا تصادفی توزیع شده اند. سپس، لایه های اطلاعاتی بر اساس شعاع عملکرد هر کاربری (مطابق طرح جامع) با استفاده از فواصل اقلیدسی استانداردسازی و با تکنیک فازی تلفیق شدند. در نهایت، وضعیت برخورداری مناطق با عملگر گاما (Gamma) در GIS تحلیل و نقشه نهایی تهیه شد. برای بررسی نابرابری در توزیع خدمات، شاخص جینی و نمودار لورنز به کار گرفته شد و همبستگی میان تراکم جمعیتی و سطح برخورداری با ضریب پیرسون ارزیابی شد. این روش ها امکان تحلیل دقیق الگوهای فضایی و شناسایی شکاف های موجود را فراهم آوردند. یافته ها یافته ها نشان می دهد توزیع خدمات شهری در شهر مشهد به صورت خوشه ای و عمدتاً در مناطق مرکزی و غربی (مانند مناطق 1، 9 و 11) متمرکز است، در حالی که مناطق شرقی و حاشیه ای (به ویژه مناطق 4، 5، 15 و 17) با کمبود شدید خدمات مواجه اند. بر اساس مدل ANN، نسبت به دست آمده کمتر از 1 بود که تأییدکننده الگوی خوشه ای توزیع خدمات است. نقشه های فازی و تحلیل لکه های داغ (Hotspot) نشان داد مناطق شمال غرب و شمال شرق شهر کانون های جمعیتی اند، اما خدمات اساسی مانند درمانی و آموزشی در این نواحی محدود است. شاخص جینی برای خدمات مختلف بین 0/38 (ایستگاه های مترو) تا 0/62 (آموزش عالی) متغیر بود؛ به طوری که خدمات آموزشی و مترو توزیع متعادل تری دارند، اما آموزش عالی، درمانی و ایستگاه های BRT از نابرابری بالایی برخوردارند. نمودار لورنز نیز این نابرابری را تأیید کرد و نشان داد خدمات تفریحی، ورزشی و تجاری نیز در مناطق خاصی متمرکز شده اند. تحلیل همبستگی پیرسون ضریب 0/0003 و P-value=0.999 حاکی از نبود رابطه معنادار میان تراکم جمعیتی و سطح برخورداری است؛ به این معنا که مناطق پرجمعیت لزوماً از خدمات بیشتری بهره مند نیستند. مناطق برخوردار (1، 9، 11) با تراکم جمعیتی پایین و ارزش اقتصادی بالا، از خدمات گسترده ای برخوردارند، در حالی که مناطق کم برخوردار (4، 5، 15، 17) با تراکم جمعیتی بالا، از کمبود امکانات رنج می برند. این نابرابری ها به عواملی همچون تمرکز خدمات در مناطق مرفه، ضعف سیاست های مکان یابی، کمبود حمل ونقل عمومی و بافت فرسوده مناطق محروم نسبت داده شد. نتیجه گیری این پژوهش نشان داد توزیع خدمات شهری در مشهد با اصول عدالت فضایی هم خوانی ندارد و نابرابری های فضایی موجود، رفاه اجتماعی و پایداری شهری را تهدید می کند. تمرکز خدمات در مناطق مرکزی و غربی، در کنار محرومیت مناطق حاشیه ای و شرقی، شکاف اجتماعی اقتصادی را تشدید کرده است. نبود رابطه مستقیم میان تراکم جمعیتی و سطح برخورداری بیانگر آن است که عوامل دیگری مانند ارزش زمین، زیرساخت ها و سیاست های شهری در این نابرابری نقش دارند. برای تحقق عدالت فضایی، پیشنهاد می شود که مدیریت شهری با افزایش سرمایه گذاری در مناطق کم برخوردار، گسترش شبکه حمل ونقل عمومی (BRT و مترو)، توسعه مراکز درمانی، تفریحی و آموزشی در مناطق محروم، و تشویق مشارکت بخش خصوصی از طریق مشوق هایی مانند معافیت های مالیاتی، اقدام کند. تجربه شهرهایی مانند مدئین کلمبیا نشان می دهد پروژه های یکپارچه می توانند عدالت فضایی را بهبود بخشند. در نهایت، تدوین سیاست های چندمعیاره و بازنگری الگوهای مکان یابی خدمات، همراه با مشارکت شهروندان و هوشمندسازی خدمات، می تواند نابرابری ها را کاهش دهد و زمینه ساز توسعه پایدار در مشهد شود.