فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۴۰۱ تا ۳٬۴۲۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۹ (جلد ۳)
247 - 260
حوزههای تخصصی:
در هر سازمانی نیروی انسانی بزرگترین سرمایه است و نقش مؤثری را در مدیریت منابع انسانی سبز به عهده دارد. بنابراین توجه به پرورش نیروی انسانی به تبع شکل گیری کارآیی سازمانی و نوآوری از اهمیت بالایى برخوردار است. چنانچه در فرد کارآیی به وجود آید و اگر این کارآیی با نوآوری سازمانی همراه باشد، عملکرد و اثربخشی او افزایش مییابد. بنابراین شناخت عواملی که میتواند در ایجاد مدیریت منابع انسانی در افراد مؤثر باشد و بهبود و بالابردن کارآیی و اثربخشی سازمان ها و به عبارتی پیشرفت جوامع را موجب شود از ضرورت خاصی برخوردار است. هدف پژوهش واکاوی نقش میانجی سرمایه فکری سبز در تاثیرمدیریت منابع انسانی سبز بر نوآوری سازمانی و کارایی سازمانی می باشد. تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و از بعد هدف کاربردی و از نظر نوع روش در زمره تحقیقات پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه کارکنان شرکت ایران خودرو می باشد که تعداد کارکنان رسمی 10 هزار نفر می باشد که از بین آن ها 369 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و تعداد 500 پرسشنامه پخش شده است که تعداد 380 پرسشنامه صحیح دریافت شده است، به منظور انجام پژوهش، پرسشنامه ای با 21 سؤالی استاندارد از علی پور و همکاران (2022)؛ درویش و ضیائی (1396) از نوع بسته با استفاده از مقیاس پنج گزینه ای لیکرت، در بین کارکنان توزیع گردید و این پرسشنامه متغیرهای تحقیق را مورد سنجش قرار می دهند. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 تائید شد و روایی پرسشنامه براساس آزمون CVR سنجیده شده است. برای تجزیه وتحلیل آماری یافته ها، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. در بخش نخست، تجزیه وتحلیل توصیفی یافته ها به صورت ترسیم جداول و نمودارهای فراوانی ارائه شد. در بخش دوم برای استنباط آماری و آزمون فرضیات از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و مدل سازی معادلات ساختاری Smart Pls ارائه شد. نتایج نشان داد که تمامی فرضیات پژوهش مورد تأیید قرارگرفته اند و سرمایه فکری سبز به طور معناداری میان مدیریت منابع انسانی سبز بر کارایی و نوآوری سازمانی نقش میانجی ایفا می کند مدیریت منابع انسانی سبز نیز بیشترین تاثیر را بر کارایی سازمانی دارد.
تحلیل فضایی شاخص های سرزندگی با تأکید بر معابر شهری در کلان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد شهری سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
93 - 112
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، به دنبال گسترش بی رویه شهرها و اهمیت روزافزون اتومبیل، نقش معابر شهری در فضاهای شهری کمتر شده است که این امر سبب ایجاد محیط های کسل کننده در شهرها و کاهش سرزندگی فضاهای شهری شده است؛ از این رو، سرزندگی معابر شهری یکی از مهم ترین دغدغه های برنامه ریزان شهری است. هدف این پژوهش تحلیل فضایی شاخص های سرزندگی با تأکید بر معابر شهری در سطح مناطق 13گانه کلان شهر مشهد است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش از نوع مطالعه توصیفی همبستگی و روش گردآوری اطلاعات نیز اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی (پرسشنامه) است. برای تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات از SPSS و روش های تصمیم گیری چند معیاره مانند MEREC و COCOSO و روش معادلات ساختاری (Smart PLS) بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد مناطق 9، 1 و 4 بهترتیب دارای بالاترین و مناطق 3، 12 و 10 دارای پایینترین سطح برخورداری از شاخص های سرزندگی با تأکید بر معابر شهری، در شهر مشهد هستند. بر اساس نتایج آزمون معادلات ساختاری PLS، متغیر فراغت و تفریح با ضریب تأثیر کل 658/0 بیشترین تأثیر را بر سرزندگی با تأکید بر معابر شهری داشته است و سپس، بهترتیب مؤلفه های راحتی و آسایش (652/0)، جذابیت و تنوع کالبدی بصری (631/0)، کیفیت کالبدی (623/0)، ایمنی و امنیت (430/0) و دسترسی (160/0) مؤثر بر سرزندگی با تأکید بر معابر شهری هستند.
الگوی حسابداری مدیریت و اقتصاد مقاومتی جهت توسعه پایدار شرکت های تولیدی
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
40 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، تبیین الگوی حسابداری مدیریت و اقتصاد مقاومتی جهت توسعه پایدار شرکت های تولیدی می باشد. پژوهش حاضر ازلحاظ روش اکتشافی و از حیث گردآوری داده ها بر اساس روش تحلیل محتوا و مصاحبه انجام شده است. جامعه آماری 14 نفر از حسابداران مدیریت، مدیران مالی شرکت های تولیدی و اعضای هیات علمی به عنوان خبرگان که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده در سال 1403 می باشد. طبق روش تحلیل محتوا 57 شاخص و از طریق مصاحبه با خبرگان و اشباع نظری 7 بُعد، 18 مولفه و 58 شاخص در ارتباط با الگوی پژوهش شناسایی گردید. بُعد مدیریت و بهینه سازی تولید دارای مولفه های، مدیریت گلوگاه ها و محدودیت ها، افزایش توان عملیاتی، مدیریت هزینه ها و بهبود مستمر فرآیندها، بُعد کیفیت و استانداردسازی درای مولفه مدیریت کیفیت جامع، بُعد مشتری مداری و بازار دارای مولفه های مشتری و زنجیره ارزش، بُعد عملکرد مالی و اقتصادی با تمرکز بر سودآوری و پایداری درای مولفه های سودآوری، اقتصادی و بهبود قیمت گذاری با توجه به بهای تمام شده صحیح، بُعد مدیریت منابع انسانی و سازمانی دارای مولفه های مشارکت و تعهد، آموزش و یادگیری و ارزیابی عملکرد، بُعد تمرکز بر هزینه های تولید دارای مولفه های تخصیص بهینه سربار، تخصیص هزینه ها و شناسایی فعالیت ها و بُعد تولید داخلی و تصمیم گیری دارای مولفه های تصمیم گیری و تولید داخلی و ملی می باشد.
ارائه الگوی تحلیل ارزش های فرهنگی در طراحی معماری مسکن (مورد مطالعه: بافت قدیم کلان شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت فرهنگی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
141-160
حوزههای تخصصی:
از دیرباز تاکنون در کلیه مراحل زندگی بشر، مسکن از اهمیت ویژه ای به علت تامین نیازهای اساسی انسان برخوردار بوده است. بسیاری از ویژگی های طراحی مسکن متأثر از باورهایی است که ریشه در فرهنگ افراد در هر دوره ای دارد و لذا طراحی مسکن مطلوب با توجه ارزش های فرهنگ و اعتقادی نیازمند دستیابی به الگویی برای تحلیل ارزش های فرهنگی در طراحی معماری مسکن می باشد. تحلیل ارزش های فرهنگی در طراحی معماری مسکن شهرها می تواند الگویی مناسب برای تدوین سیاست ها و قانون گذاری ها در امر طراحی معماری و ساخت مسکن مطلوب باشد. از این رو هدف از انجام این پژوهش، ارائه الگویی جهت تحلیل ارزش های فرهنگ ایرانی – اسلامی در طراحی معماری بناهای بافت قدیم محلات تهران است تا بر اساس این الگو، امکان تحلیل و احصاء ارزش های فرهنگی بکارگرفته شده در معماری ساختمان ها که منطبق با فرهنگ ایرانی–اسلامی باشد، برای طراحان، معماران و مجریان قابل لمس و درک باشد. روش پژوهش بصورت آمیخته (کیفی و کمی) و از حیث هدف کاربردی بوده و ماهیت توصیفی-تحلیلی دارد. نتایج آزمون حاکی از آن است که در تحلیل ارزش های فرهنگی در طراحی معماری مسکونی شهر تهران هفت مولفه مرتبط با ارزش های فرهنگی شناسایی شد که شامل محرمیت، مردم واری، ارتباط با محیط طبیعی، حس زیبایی شناسی، درونگرایی، خودبسندگی و پرهیز از بیهودگی (سودمندی) می باشد که نقش موثری در شکل گیری طرح معماری بناهای مسکونی بافت قدیم تهران داشته است.
واکاوی برخی بایسته های مدیریت و حکمرانی اسلامی درسیمای نامه ۵۳ نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
115 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به وضعیت جوامع مدرن و اهمیت باورها و اعتقادات دینی و بایسته های اخلاقی به خصوص در قشر مدیران سطوح حاکمیتی، این تحقیق به واکاوی بایسته های مدیریت و حکمرانی اسلامی درسیمای نامه ۵۳ نهج البلاغه پرداخته است. روش پژوهش: تحقیق حاضر «پژوهشی کیفی و کاربردی» است که از روش «تحلیل محتوا» با بهره گیری از نرم افزار مکس کیو دی ای انجام شده است. یافته ها: نتایج تحقیق استخراج ۱۱۱ کد از بایسته های مدیریت و حکمرانی اسلامی در سیمای نامه 53 نهج البلاغه بود که در ۶ مضمون کلی طبقه بندی شدند. از این تعداد ۹ کد بایسته های اقتصاد محور؛ ۱۹کد بایسته های سیاسی؛ ۱۹ کد بایسته های مردم محور؛ ۲۰کد بایسته های عدالت محور؛ ۲۶ کد بایسته ها تعالی گرا و ۱۸ کد بایسته های اخلاق محور بودند. نتیجه گیری: مدیر و حکمران اسلامی با در نظر گرفتن مختصات حکومت علوی بایسته های مدیریت و حکمرانی اسلامی را مد نظر قرار می دهد که؛ در بایسته های تعالی گرا ارزش های معنوی بر مصالح مادی مقدّم بوده و در بایسته های رفتار درست و اخلاق محور بر میانه روی و عجول نبودن یا سستی نورزیدن در امور و با شیوه درست، کنترل خشم و غرور و خودپسندی تاکید است و رفتار یکسان با مردم و عدم خویشاوند گرایی از مصادیق بایسته های عدالت محور در فرمایشات و سیره آن حضرت است و همیشه بایسته های مردم محور و در نظر گرفتن خیرخواهی و مهرورزی نسبت به مردم و اصلاح کار مردم موکدا تاکید فرموده اند، در بایسته های اقتصاد محور مدیر اسلامی باید به طبقات پایین و شرایط اقتصادی طبقات پایین توجه ویژه داشته باشد و مدیر اسلامی به عنوان سیاست گذار در بایسته های سیاسی، با مشاور سیاسی معتقد و صالح در انجام امور حیاتی به مشورت بپردازد.
تبیین پیشایندها و پیامدهای صخره شیشه ای در سازمان های خدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
316 - 338
حوزههای تخصصی:
هدف: صخره شیشه ای به حواشی به کارگیری زنان در مشاغل مدیریتی مخاطره آمیز اشاره دارد. به بیان دیگر، پدیده صخره شیشه ای بیان می کند که زنان در مقایسه با مردان، به احتمال بیشتری به پُست های مخاطره آمیز مدیریتی دست می یابند و مدیریت واحدهایی که به طور عمده در بحران قرار گرفته اند، به زنان واگذار می شود. مطالعه صخره شیشه ای می تواند نقطه عطفی برای اندیشمندان و محققان بیشتری در این زمینه باشد تا به مشکلات و چالش های زنان در پُست های مدیریتی بپردازند. هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی صخره شیشه ای (با تأکید بر پیشایندها و پیامدها) در سازمان های خدماتی استان گلستان است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف توسعه ای است و روش پژوهش آن، روش ترکیبی از نوع طرح متوالی اکتشافی (کیفی کمّی) است. مشارکت کنندگان در مرحله کیفی، مدیران زن و مرد شاغل در سازمان های خدماتی استان گلستان و استادان دانشگاه بوده اند. با توجه به کفایت نمونه گیری و اشباع نظری، ۲۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. سپس یافته های بخش کیفی پژوهش، به صورت مجموعه ای از گزاره ها و فرضیه ها، برای آزمون در بخش کمّی تدوین شد. با تحلیل مصاحبه های انجام شده، الگوی مورد مطالعه استخراج، تدوین و در قالب روابط علّی طراحی شد. با تحلیل داده های کیفی، پرسش نامه پژوهشگر ساخته ای مشتمل بر ۳۹ گویه طراحی شد و پس از تأیید پایایی و روایی سازه سنجه، بر حسب روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، این پرسش نامه در اختیار بانوان مدیر شاغل در سازمان های خدماتی استان گلستان قرار گرفت و در نهایت، ۲۲۵ پرسش نامه تکمیل برگشت و داده های آن آزمون شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد.
یافته ها: این الگو از عوامل علّی (ویژگی های رهبری زنان، معیارهای شایسته سالارانه، ترجیحات زنان، عوامل سازمانی)، پدیده محوری (صخره شیشه ای)، راهبردها (جانشین پروری، برنامه ریزی توسعه فردی و شبکه های حمایتی) و پیامدها (پیامدهای مثبت فردی و سازمانی و پیامدهای منفی فردی و سازمانی) تشکیل شده است. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که ویژگی های رهبری زنان، معیارهای شایسته سالارانه، ترجیحات زنان و عوامل سازمانی، بر صخره شیشه ای تأثیر معنادار دارند. همچنین تأثیر پدیده صخره شیشه ای بر راهبردهای جانشین پروری، برنامه ریزی توسعه فردی و شبکه های حمایتی تأیید شد. در نهایت نتایج از تأثیر مثبت این راهبردهای بر پیامدهای مثبت و اثر منفی آن ها بر پیامدهای منفی حکایت دارد. بر اساس مدل طراحی شده در بخش کیفی پژوهش، به تصمیم گیرندگان و مدیران ارشد سازمان های خدماتی، پیشنهاد می شود ضمن توجه به علل شکل گیری پدیده صخره شیشه ای، به درک، کنترل و مدیریت عواملی که سبب بروز چالش ها و مشکلات برای مدیران زن در پُست های مخاطره آمیز مدیریتی می شوند، اقدام کنند.
نتیجه گیری: این مطالعه جزء اولین مطالعاتی است که با تکیه بر پژوهشی ترکیبی، به ارائه چارچوبی جامع برای شناخت شرایط علّی، راهبردها و پیامدهای پدیده صخره شیشه ای پرداخته است.
رابطه میان شخصیت سازمانی حسابرسان و سرمایه اجتماعی موسسات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
78 - 97
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه رابطه میان شخصیت سازمانی حسابرس و سرمایه اجتماعی موسسات حسابرسی است. برای این منظور در حدود 200 نفر از حسابرسان شاغل در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی کشور به عنوان نمونه آماری به صورت تصادفی انتخاب شدند. مبانی نظری پژوهش بر اساس مطالعات کتابخانه ای و داده های پژوهش از طریق پرسش نامه جمع آوری گردیده است. آزمون فرضیه های پژوهش نیز بر اساس روش همبستگی و با استفاده از رگرسیون چند متغیره انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد ویژگی های شخصیتی وظیفه شناسی، برون گرایی و گشودگی به تجربه حسابرسان رابطه ای معنی دار و مثبت با سرمایه اجتماعی موسسات حسابرسی دارند. اما ویژگی های شخصیتی روان رنجوری و توافق پذیری حسابرسان رابطه ای معنی دار با سرمایه اجتماعی موسسات حسابرسی ندارند. هم چنین، نتایج این مطالعه تایید می نماید که تحصیلات دانشگاهی حسابرسان رابطه معنی داری با سرمایه اجتماعی موسسات حسابرسی ندارد. اما مدارج حرفه ای نظیر حسابدار رسمی توسط حسابرس رابطه ای مثبت و معنی دار با سرمایه اجتماعی موسسات حسابرسی دارد. هم چنین شواهد نشان می دهد زنان در مقایسه با مردان ، در بهبود سرمایه اجتماعی موسسات حسابرسی نقش مثبت تری را ایفاء می نمایند.
شناسایی عوامل سازمانی مؤثر بر انگیزه درونی حسابرسان با استفاده از تکنیک دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۴
245 - 283
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل سازمانی مؤثر بر انگیزه درونی حسابرسان صورت گرفته است. در این مطالعه با مرور ادبیات و بر مبنای نظریه خود تعیین گری و نظریه تقاضا- منابع شغلی، عوامل سازمانی مؤثر بر انگیزه درونی حسابرسان شناسایی و با استفاده از روش دلفی، پرسشنامه ای طراحی و در اختیار خبرگان قرار گرفت. جامعه آماری مطالعه حاضر خبرگان حوزه حسابرسی (سرپرست، سرپرست ارشد، مدیران و شرکای مؤسسات حسابرسی) و داده های مورد نیاز در روش دلفی از طریق نمونه ای متشکل از 16 نفر از خبرگان در سال 1402 جمع آوری گردید. بر این اساس، در وهله اول تعداد 43 عامل شناسایی شد که با کاربرد 2 مرحله تکنیک دلفی، اقدام به شناسایی مهم ترین عوامل گردید. در دور اول روش دلفی از بین 43 عامل شناسایی شده بر اساس میانگین پاسخ های دریافتی و شاخص اعتبار محتوایی سازه ها، تعداد 20 شاخص حذف و 23 عامل باقی ماند. سپس در مرحله دوم روش دلفی، از بین 23 عامل دور اول، تعداد 9 عامل نهایی به عنوان مهم ترین عوامل تعیین شد. مطابق با نتایج این پژوهش، عامل مشارکت و همکاری بین اعضای تیم حسابرسی به عنوان رتبه اول، عواملی چون رفتار عادلانه مدیران و فرهنگ یادگیری سازمانی به عنوان رتبه دوم، آموزش های ضمن خدمت، مشارکت در تصمیم گیری ها، تناسب بین شخص و شغل و تنوع در وظایف محول شده به حسابرسان به عنوان رتبه سوم و در نهایت توانایی کنترل بر شغل و به کارگیری سبک رهبری مناسب توسط مدیران مؤسسات حسابرسی، به عنوان آخرین رتبه عوامل مؤثر بر انگیزه درونی حسابرسان می باشد.
تحلیل کتاب شناختی و مصورسازی پژوهش های منتشر شده در زمینه بازاریابی کارآفرینانه در چهار دهه گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازاریابی کارآفرینانه به عنوان یک مفهوم کلیدی در زمینه بازاریابی و کارآفرینی با تمرکز بر استراتژی های بازاریابی مبتکرانه و خلّاقانه ای که شرکت ها به کار گرفته اند، در نظر گرفته می شود. با توجه به رشد روزافزون پژوهش های منتشرشده در این حوزه هدف از پژوهش حاضر تحلیل روند انتشارات و تحلیل کتاب شناختی پژوهش هایی است که در زمینه بازاریابی کارآفرینانه منتشر شده است. در این پژوهش از سه روش تحلیل زوج کتاب شناختی، هم استنادی و هم واژگانی استفاده و روند تأثیر مقاله ها، نویسندگان، مجله ها و مؤسسه ها بررسی شد. بدین منظور، اطلاعات 273 مقاله که در بازه 1976 تا 2024 منتشر شده است از پایگاه داده ای وب آو ساینس استخراج و تحلیل شد. نتایج نشان داد که تحقیقات حوزه بازاریابی کارآفرینانه به سه دسته اصلی «مفهوم بازاریابی کارآفرینانه»، «بازاریابی کارآفرینانه در عمل» و «گرایش کارآفرینانه و بازارگرایی» طبقه بندی می شود.نتایج این پژوهش نشان می دهد که در سال های اخیر مفهوم بازاریابی کارآفرینانه حوزه در حال رشدی بوده است و پژوهشگران برای بررسی دقیق تر این حوزه باید مفاهیمی همچون گرایش کارآفرینانه و بازارگرایی را در پژوهش های آتی خود در نظر گیرند.
بررسی نحوه شکل گیری ارزش ویژه برند مبتنی بر نمادگرایی فرهنگی برند در صنعت مواد غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۳)
171 - 200
حوزههای تخصصی:
نمادگرایی فرهنگی برند به عنوان یکی از جنبه های اساسی ساختار هویت برند اهمیت بسیاری دارد. کسب وکارها در دنیای امروزه نه تنها به دنبال ارائه محصولات و خدمات باکیفیت هستند، سعی دارند با ایجاد یک هویت برجسته و قابل تشخیص ارتباط مؤثری با مشتریان خود برقرار کنند. در این راستا، نمادگرایی فرهنگی برند به عنوان یک ابزار بسیار مؤثر در ایجاد ارتباط عاطفی با مشتریان و تقویت هویت برند مورد توجه قرار می گیرد. این نمادها می توانند شعارها، لوگوها، رنگ ها، نقش ها و مفاهیم فرهنگی خاص باشند. هدف از نمادگرایی فرهنگی برند ایجاد ارتباط عمیق با مشتریان و تمایز برند از برندهای دیگر است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر نمادگرایی فرهنگی برند بر ارزش ویژه برند در صنعت مواد غذایی است. در این مطالعه برای بررسی عمیق تر این ارتباط نقش میانجی پرستیژ برند، اصالت برند و ارزش گذاری برند نیز مطالعه شده است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت جمع آوری اطلاعات توصیفی-پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر پرسشنامه بوده است که به روش در دسترس از 312 نفر از مصرف کنندگان صنعت مواد غذایی جمع آوری شده است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزارهایSPSS24 وSmart PLS3 استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که نمادگرایی فرهنگی برند بر پرستیژ برند و اصالت برند اثرگذار است. همچنین، پرستیژ برند و اصالت برند با ارزش گذاری برند بر ارزش ویژه برند تأثیر معنادار دارند. به طور کلی، نتایج نشان می دهد که نمادگرایی فرهنگی برند می تواند با عواملی چون پرستیژ برند، اصالت برند و ارزش گذاری برند در ارتقای ارزش ویژه برند نقش داشته باشد.
تبیین عوامل موثر بر فعالیت اثربخش شرکت ها در شبکه کسب و کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
255 - 273
حوزههای تخصصی:
استفاده از ارتباطات و فعالیت مؤثر در شبکه های کسب وکاری در محیط پر رقابت برای همه سازمان های تولیدی و خدماتی امری حیاتی است. عضویت در شبکه های کسب وکاری در این محیط رقابتی روزافزون فرصت های متنوعی پیش روی شرکت ها قرار می دهد. هدف پژوهش، تبیین و آزمون مجموعه عوامل مؤثر بر فعالیت اثربخش در شبکه کسب وکار در صنعت مواد غذایی ایران است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت جزء پژوهش های توصیفی است. مدیران ارشد و میانی شرکت های فعال در صنعت مواد غذایی جامعه آماری هستند. تعداد اعضای نمونه 205 نفر از مدیران ارشد و میانی شرکت های صنایع غذایی فعال در ایران است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. در تجزیه و تحلیل داده های از تحلیل آماری، آمار استنباطی و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی.ال.اس استفاده شدند. نتایج نشان می دهد که از بین 8 عامل تسهیم منابع، چشم انداز مشترک، اعتماد، تعهد، انتخاب شرکا، فناوری اطلاعات، انعطاف پذیری شرکت و شایستگی شبکه دو عامل انعطاف پذیری شرکت و شایستگی شبکه بر فعالیت اثربخش شرکت ها در شبکه کسب وکار در ایران اثر معنادار مثبت دارند. شایستگی شبکه تأثیر بیشتری نسبت به انعطاف پذیری دارد. در مجموع می توان اظهار داشت انعطاف پذیری شرکت ها و شایستگی شبکه بر فعالیت اثربخش آن ها در شبکه کسب وکار تأثیر معناداری دارند.
جریان وجوه نقد بر انگیزه های احتیاطی نگهداشت وجه نقد: نقش تعدیل گر همه گیری کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
185 - 208
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال بررسی اثر تعدیل گری شیوع همه گیری کووید19 بر رابطه بین تلاطم جریان وجوه نقد واحد تجاری و سطح نگهداشت وجه نقد آن است. برای این منظور، از داده های 163 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1401-1390 استفاده شده و برای آزمون فرضیه های پژوهش، تحلیل رگرسیون با برآوردگر حداقل مربعات تعمیم یافته به کار رفته است. نتایج نشان می دهد در شرکت هایی که جریان وجوه نقد آن ها از تلاطم بیشتری برخوردار است، وجه نقد بیشتری نیز نگهداری می شود. همچنین، نتایج بیانگر آن است که با شیوع همه گیری کووید19، تمایل شرکت ها برای نگهداشت وجه نقد، افزایش یافته است. به علاوه، نتایج بیانگر آن است که شیوع کووید19 اثر مثبت تلاطم جریان وجوه نقد واحد تجاری بر نسبت نگهداشت وجه نقد را تشدید کرده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که تلاطم در جریان وجوه نقد و شیوع کووید19 هر دو موجب افزایش مخاطره جریان وجوه نقد واحدهای تجاری شده و انگیزه های احتیاطی برای نگهداشت وجه نقد را تقویت کرده اند. این پژوهش در توسعه ادبیات مرتبط به انگیزه های نگهداشت وجه نقد مشارکت می کند و در تقویت ادبیات مربوط به آثار مالی کووید19 بر شرکت های ایرانی، نقش دارد.
طراحی الگوی فرهنگ مسئولیت گریزی سازمانی در نظام اداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی الگوی فرهنگ مسئولیت گریزی سازمانی در نظام اداری ایران انجام گرفته است. استراتژی این پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. جامعه آماری پژوهش، مدیران اجرایی و استادان خبره در حوزه مدیریت دولتی و مدیریت منابع انسانی می باشد. در این پژوهش از نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی برای انتخاب نمونه استفاده شد که براساس قاعده اشباع با انجام 19 مصاحبه این مهم حاصل شد. داده ها با استفاده از رهیافت کدگذاری اشتراوس و کوربین (1990) و با نرم افزار MAXQDA2020 تحلیل شدند. طبق یافته های پژوهش، مجموعاً 79 مفهوم در قالب 17 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی، مشتمل بر عدم بازخورد، هدف گذاری نامناسب و عدم برنامه ریزی (شرایط علّی)، طفره روی از کار، کارگریزی و بی تفاوتی سازمانی (پدیده محوری)، یکنواختی کار و شغل، آنومی فرهنگی و ارزیابی نادرست استعداد و عملکرد فردی (راهبردها/کُنش ها)، توجه ناکافی به جامعه پذیری سازمانی و نظام نامناسب تشویق و تنبیه (شرایط مداخله گر)، نهادینه نشدن فرهنگ و اخلاق اسلامی کار، عدم پشتیبانی سازمان از کارکنان و جو عدم قطعیت و بلاتکلیفی (شرایط زمینه ای) و تضعیف همکاری و انسجام سازمانی، ضعف در تدوین ابزارهای هماهنگی و یکپارچه سازی در نظام اداری و تضعیف پاسخگویی و یادگیرندگی در نظام اداری (پیامدها) به دست آمده است. بنابراین، یافته های پژوهش حاضر می تواند بینش مناسبی در ارتباط با چگونگی پیدایش پدیده فرهنگ مسئولیت گریزی سازمانی ایجاد کرده و زمینه جلوگیری از آن را برای برنامه ریزان و سیاست گذاران نظام اداری فراهم آورد.
نقش سیستم های کنترل داخلی بر اطمینان پایداری عملکرد مالی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۴ (جلد ۱)
234 - 253
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش سیستم های کنترل داخلی بر پایداری عملکرد مالی هدف این مطالعه بوده است. برای محاسبه پایداری عملکرد مالی از دو معیار بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام استفاده شده است. متغیر سیستم های کنترل داخلی بر اساس سوالات پرسشنامه سنجش شده است. در این مطالعه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1390 تا 1401 به عنوان جامعه آماری تحقیق مدنظر هستند. دربخش دوم که برای متغیر مستقل باید از پرسشنامه استفاده کنیم، جامعه آماری شامل حسابرسان داخلی در سال 1402 می باشد که بر اساس فرمول کوکران محاسبه می شود و تعداد 153 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری احتمالی و تصادفی ساده مورد استفاده قرار می گیرد وحجم نمونه با توجه به جامعه محدود و محاسبات نمونه کوکران 210 نفر مشخص شد. همچنین برای آزمون فرضیه ها از تکنیک های اقتصادسنجی و نرم افزار ایویوز استفاده شده است. یافته های این مطالعه نشان داد سیستم های کنترل داخلی، محیط کنترل داخلی، ارزیابی ریسک، فعالیت های کنترلی، اطلاعات و ارتباطات، نظارت داخلی بر پایداری عملکرد مالی تاثیر دارد. بر اساس یافته های مطالعه می توان دریافت که مدیران باید بهبود محیط کنترل داخلی و افزایش دانش و تخصص خود را در زمینه محیط کنترل داخلی اعمال کنند. این اصل باعث کاهش ریسک مالی خواهد شد.
بنچ مارکینگ واحدهای پانزده گانه خدمات شهری شهرداری اصفهان با به کارگیری تحلیل پوششی داده های تهاجمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازآنجایی که واحدهای خدمات شهری، نقش مؤثری نه تنها بر کیفیت زندگی شخصی شهروندان بلکه بر بهره وری و رضایت شغلی آن ها دارند، بنچ مارکینگ آن ها از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. این واحدها، با ارائه خدمات و زیرساخت های ضروری، شرایطی را فراهم می آورند که شهروندان بتوانند در محیطی سالم، ایمن و مناسب به کار و زندگی بپردازند. از همین روی، سنجش و ارزیابی عملکرد این واحدها و ارائه الگو بهینه به آن ها، به منظور افزایش سطح کیفی فعالیت ها ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر با به کارگیری روش ریاضی تحلیل پوششی داده های تهاجمی خروجی محور با یک ورودی و چهار خروجی به عنوان یک ابزار قوی بنچ مارکینگ، به ارزیابی عملکرد واحدهای خدمات شهری مناطق پانزده گانه شهرداری اصفهان پرداخته است. نتیجه نشان داد واحد خدمات شهری شهرداری منطقه پنج از منظر ورودی و خروجی های این پژوهش بهترین عملکرد را داشته است. در پایان بهره وری جزئی هر یک از خروجی ها محاسبه و مجدداً رتبه بندی از منظر بهره وری جزئی صورت گرفت و نتایج رتبه بندی دو روش مقایسه گردید.
طراحی مدل تقاضای القایی در نظام سلامت با استفاده از رویکرد داده بنیاد
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۷۲)
105 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل تقاضای القایی در نظام سلامت با استفاده از رویکرد داده بنیاد است.روش: این پژوهش از نظر ماهیت، اکتشافی، از نظر روش، کیفی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه مورد بررسی، متشکل از 8 نفر از اساتید و خبرگان به روش میدانی و با استفاده از ابزار مصاحبه و 8 مقاله و کتاب، به صورت هدفمند و قضاوت بوده است.یافته ها: برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش داده بنیاد با به کارگیری رهیافت سیستماتیک از نظریه اشتراوس و کوربین استفاده شده است. به همین منظور داده ها به 3 دسته کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شده و درنهایت مدل پارادایم تقاضای القایی در نظام سلامت طراحی شده است. نتایج حاکی از شناسایی عوامل علی (شامل چالش های سیستم، چالش های بیمار و چالش های سازمان های بیمه گر)، عوامل زمینه ای مؤثر بر راهبرد ها شامل (عوامل روان شناختی، آموزش و فرهنگ سازی)، همچنین عوامل مداخله گر تأثیرگذار بر اجرای راهبرد ها (افزایش قیمت کالاهای پزشکی) است. راهبردهای شناسایی شده در راستای تقاضای القایی در نظام سلامت، (کنترل و نظارت، فناوری، قوانین و مقررات، سیستم مدیریت اطلاعات و نظام پرداخت) و پیامدهایی مثل (رعایت اخلاق پزشکی، سهولت در ارائه خدمات و همکاری و مشارکت) است.نتیجه گیری: تحلیل داده ها نشان داد که عوامل علی، عوامل زمینه ای و عوامل مداخله گر، بر تقاضای القایی موثرند. راهبردهای پیشنهادی شامل کنترل و نظارت، فناوری، قوانین، مدیریت اطلاعات و نظام پرداخت است که منجر به پیامدهایی نظیر رعایت اخلاق پزشکی، سهولت خدمات و مشارکت خواهد شد.
شناسایی پیشایندها و پسایندهای کاربرد دستیارهای هوشمند صوتی در تجهیزات دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۶)
34 - 58
حوزههای تخصصی:
دستیارهای هوشمند صوتی با توانایی درک زبان طبیعی، ارائه خدمات چندمنظوره، سهولت کاربرد، افزایش سرعت و کارایی تجهیزات را فراهم می سازند. هدف این پژوهش شناسایی پیشایندها و پسایندهای کاربرد دستیارهای هوشمند صوتی در تجهیزات نظامی آینده است. پژوهش حاضر از نوع آمیخته (مطالعه کیفی و سپس کمی) است. رویکرد کلی پژوهش کاربردی آینده نگر و از حیث شیوه گردآوری اطلاعات، اکتشافی است. در مطالعه کیفی با انجام مصاحبه با خبرگان تا اشباع نظری و استفاده از فن تحلیل محتوا جهت کدگذاری متن مصاحبه ها و استخراج پیشایندها و پسایندها انجام شده است. در مطالعه کمی از روش نقشه شناختی فازی برای تعیین عوامل محوری پیشایندی و پسایندی استفاده گردیده است. از منظر خبرگان پژوهش 18 عامل پیشایندی و 19 عامل پسایندی کاربرد دستیارهای هوشمند صوتی در تجهیزات نظامی آینده شناسایی گردید. مهم ترین عوامل پیشایندی شامل توسعه فناوری اینترنت اشیا، زیرساخت امنیتی و حفظ محرمانگی، پشتیبانی چندزبانه، دیجیتالی سازی تجهیزات است. مهم ترین عوامل پسایندی شامل نقض امنیت و محرمانگی، ایجاد ارتباط مؤثر در میدان نبرد، آگاهی محیطی بیشتر درصحنه نبرد و افزایش بهره وری عملیاتی است. گسترش به کارگیری تجهیزات هوشمند و کارایی عملیاتی آن ها، لزوم تحول در تولیدات دفاعی را گوشزد می کند. کاربرد دستیارهای هوشمند صوتی در تجهیزات نظامی با تسهیل تعامل کاربر، افزایش آگاهی محیطی از صحنه نبرد، و افزایش کارایی، این ابزارهای هوشمند را به بخش مهمی از تجهیزات دفاعی آینده تبدیل کرده است. الزامات محوری در کاربرد این ابزارها، دیجیتالی سازی، بومی سازی حساس ها، تولید رابط های صوتی هوشمند با پشتیبانی چندزبانه و تقویت روش های رمزنگاری است.
تبارشناسی زمینه های پدیدارشدن دارایی های سمی در شرکت های بازار سرمایه: کاربست چارچوب پارادایمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
93 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: با وقوع بحران های مالی، بسیاری از شرکت های تجاری که دارای فعالیت های گسترده ای در سطح بازار سرمایه هستند، دچار سمی شدن دارایی های خود می شوند که به دلیل عدم وجود جذابیت های معاملاتی، ارزش بازار آن ها کمتر از ارزش اسمی و ثبتی در صورت های مالی می گردند. ارزیابی این دارایی ها معمولاً به دلیل پیچیدگی، در کارکردهای مالی شرکت ها پنهان می باشند که با انباشت این دارایی ها، شرکت های بازار سرمایه را با ریسک سقوط قیمت سهام مواجه می کنند. هدف این مطالعه تبارشناسی زمینه های پدیدارشدن دارایی های سمی در شرکت های بازار سرمایه از طریق ارائه کاربست چارچوب پارادایمی می باشد.روش: در این مطالعه ابتدا از طریق مصاحبه با خبرگان، کدهای باز ناشی از شناسایی ماهیت دارایی های سمی ایجاد می شود. در طول انجام مصاحبه، سوالات به طور مداوم مورد اعمال تعدیل های مقتضی براساس شرایط مصاحبه و اطلاعات مصاحبه شوندگان، قرار می گرفت تا مسیر مصاحبه از جریان اصلی ماهیت پدیده مورد بررسی خارج نشود. لذا با طراحی پروتکلی که جریان های اصلی مطالعه را شامل می شد، اقدام به طراحی مسیر اصلی مصاحبه با خبرگان شد تا بتوان نسبت به استخراج کدهای باز اقدام نمود. سپس با تناسب سازی محتوایی کدهای باز ایجاد شده براساس تکرار و مشابهت مفهومی، به مضامین گزاره ای تبدیل می شوند تا جهت شناخت بهتر پدیده مورد بررسی، با مشارکت تجربه گرایان در بستر مطالعه، کاربست چارچوب پارادایمی به عنوان فلسفه ی این شیوه پیاده سازی، ایجاد گردد. لذا در گام بعدی، با تشکیل گروه کانونی، گزاره های شناسایی شده می بایست به منظور قرار گرفتنِ هریک از گزاره ها در گونه های مشخص براساس ساختار معنایی مدل پارادایمی، از طریق چک لیست سلسله مراتبی ایجاد شده، مورد ارزیابی قرار می گیرد.یافته ها: نتایج در بخش کیفی پس از حذف زوائد و تکرار کدهای باز مشابه، حکایت از شناسایی 51 گزاره های زمینه ای دارد تا براساس تناسب محتوایی با پژوهش های مشابه، امکان تعمیم آن به گام دوم مطالعه وجود داشته باشد. نتایج در بخش کمّی براساس چارچوب پارادایمی ایجاد شده، حکایت از گونه شناسی 51 گزاره ی زمینه ای تأییده از بخش کیفی در 5 بخش شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، استراتژی ها و پیامدها دارد.نتیجه گیری: نتایج کسب شده نشان می دهد تحتِ تأثیر جنبه های فراگیری همچون کارکردهای مدیریتی تا کارکردهای اقتصادی و ساختاری، اگرچه ممکن است استراتژی های پنهان سازی یا اقناع مثبت نیازهای اطلاعاتی ذینفعان، وقوع تأثیرات منفی دارایی های سمی بر عملکردهای شرکت ها را تاحدی به تأخیر بیندازند، اما انباشته این دارایی ها به مرور زمان، باعث می شود تا شرکت ها با توده ی منفی از اخبار، به دلیل عدم مخابره اطلاعات به موقع به ذینفعان، مواجه باشند که احتمالاً با ریزش قیمت سهام در آینده ای نزدیک همراه خواهد بود. از طرف دیگر، تأخیر در فروش این دارایی ها حتی با قیمت پایین تری از ارزش واقعی، به دلیل نبود بازار مناسب برای معامله ی آن ها، می تواند زیان شرکت ها را افزایش دهد.
سیری در اندیشه اداریِ سیدمهدی الوانی با استفاده از روشِ سرگذشت پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
29 - 65
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های علمی در رشته های مختلف دانشگاهی دارای پیشینه هستند و کشورهای مختلف سهم خود را در پیشرفت علوم ثبت و ضبط می کنند تا نوآوری های علمی و نظری مصادره به غیر نگردند. همچنین، علوم توسط دانشمندان و صاحب نظرانی توسعه یافته اند که تاریخ علم نیز بخش مهمی از تاریخ نگاری اش را به شرح مطالعه زندگی دانشمندان معطوف داشته است. در دانش مدیریت نیز، مورخان به تاریخ نگاری دانش مدیریت همت گمارده اند و زندگینامه پیشگامان و نظریه پردازان مدیریت را از همان نخستین سال های علمی شدن مدیریت نگاشته اند. دانش مدیریت را در ایران، دانشی وارداتی می دانند که مطالعاتی درباره تاریخچه ورود این دانش و رشته به ایران و شرح حالی از مروجان و توسعه دهندگان نظری و آموزشی آن انجام نگرفته یا معدود است. از این رو، در خلأ چنین مطالعاتی، این مقاله بنا دارد تا ضمن پرداختن به زندگی علمی یکی از استادهای پیشکسوت و مؤثر در توسعه دانش مدیریت در ایران، دکتر سیدمهدی الوانی، به معرفی یکی از روش های متداول تاریخ نگاری یعنی شرح حال نویسی نیز بپردازد. این پژوهش، تاریخ زندگیِ دکتر سید مهدی الوانی را مشتمل بر دوران کودکی و اطلاعات زیستی، تحصیلات مقدماتی، تحصیلات عالی، تحصیلات تکمیلی، خدمات آموزشی، خدمات پژوهشی، آثار و تألیفات که در نهایت به تبیین شاکله فکری و نظری ایشان نیز منتج شده، به وادی مطالعه کشانده است. مورخ، رویدادها و وقایع مهم و برجسته زندگی علمی دکتر سیدمهدی الوانی را در سه دوره اندیشه آموزی، اندیشه ورزی و اندیشه پردازی تقسیم بندی کرده و به اختصار هر دوره را شرح داده است.
The Impact of Company Geographic Location on Stock Market Indices(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۲, No ۴, Winter ۲۰۲۴
63-75
حوزههای تخصصی:
Objectives: Market indices are essential indicators of overall market performance, yet the geographic distribution of firms may significantly influence market behavior. This study investigates the relationship between firm location and stock market indices to uncover how regional dispersion impacts overall market performance. Methodology/Design/Approach: The study adopts a descriptive-survey design complemented by analytical methods. Geographic Information Systems (GIS) and relevant APIs were utilized to gather detailed data on company locations. Hypotheses were tested using regression analysis and fixed effects models, with additional correlation assessments to examine the interplay between firm locations and stock market performance. Findings: The empirical results demonstrate a negative regression coefficient between firm geographic location and the stock market index. Specifically, each positive unit change in geographic location is associated with a decrease of approximately 93.297 units in the overall index. Moreover, if all firms were hypothetically concentrated in a single geographic region, the index would be projected at 12,235. These findings suggest that relocating firms from higher to lower geographic regions could reduce the overall stock market index. Innovation: This study offers original insights into the spatial dynamics of stock market behavior by highlighting the significant influence of geographic distribution on overall market indices. It contributes to a nuanced understanding of how regional clustering or dispersion of firms may shape financial market outcomes.