ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۸۱ تا ۲٬۷۰۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
۲۶۸۱.

تاثیر انقلاب صنعتی 4.0 و قصد استفاده از هوش مصنوعی بر وظایف حسابداری: مطالعه موردی شرکت افق کوروش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۴
ظهور انقلاب صنعتی چهارم با فناوری هایی مانند هوش مصنوعی تحولات چشمگیری در صنایع مختلف، از جمله حسابداری، ایجاد کرده است. این فناوری ها با اتوماسیون فرآیندها و بهبود بهره وری و اثربخشی، نقش کلیدی در کسب وکارهای سنتی ایفا می کنند. با این حال، آمادگی سازمان ها و افراد برای پذیرش این نوآوری ها، عاملی تعیین کننده در موفقیت آن هاست. این مقاله به بررسی نقش آمادگی برای صنعت 4.0 و مدل پذیرش فناوری در وظایف حسابداری می پردازد. پژوهش حاضر به روش مطالعه موردی روی کارشناسان حسابداری و مالی شرکت افق کوروش انجام شده و از نرم افزار SMART PLS برای تحلیل داده ها استفاده کرده است. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی و صنعت 4.0 می توانند عملیات حسابداری را بهبود بخشند، هرچند طبق نظرسنجی گارتنر (2023)، 73 درصد از حسابداران هنوز از هوش مصنوعی استفاده نمی کنند که نشان دهنده فرصت های این حوزه است. این پژوهش به درک تأثیر پذیرش هوش مصنوعی در حسابداری ایران کمک می کند و بینشی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران فراهم می آورد تا استراتژی های مناسبی برای ادغام این فناوری طراحی کنند. همچنین، یافته ها می توانند به کسب وکارها در بهینه سازی عملیات حسابداری و به سیاست گذاران در تدوین چارچوب های حمایتی کمک نمایند. این مطالعه شواهدی از مزایای هوش مصنوعی در حسابداری در ایران ارائه می دهد و دانش موجود در این حوزه را گسترش می دهد.
۲۶۸۲.

تاثیر دانش و تردید حرفه ای حسابرسان داخلی بر به کارگیری هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۷
این پژوهش به بررسی تأثیر دانش و تردید حرفه ای حسابرسان داخلی بر میزان پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای حسابرسی داخلی می پردازد. با توجه به پیشرفت فناوری های نوین، درک عوامل فردی مؤثر بر پذیرش این فناوری می تواند به بهبود دقت و کارایی فرآیندهای حسابرسی کمک کند. داده های این پژوهش از ۲۴۴ حسابرس داخلی گردآوری و با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس تحلیل شد. پیش از بررسی مدل ساختاری، شاخص های پایایی و روایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که دانش حسابرسان داخلی تأثیر مثبت و معناداری بر میزان به کارگیری هوش مصنوعی دارد، به این معنا که حسابرسانی با سطح دانش بالاتر، تمایل بیشتری به استفاده از این فناوری دارند. در مقابل، برخلاف انتظار، تردید حرفه ای تأثیر معناداری بر پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی نداشت. این یافته ها بیانگر آن است که سطح آگاهی و آموزش تخصصی حسابرسان داخلی، بیش از تردید حرفه ای، عامل کلیدی در پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای حسابرسی است. یافته های این پژوهش از این طریق که بر لزوم توسعه دانش حسابرسان داخلی از طریق برنامه های آموزشی تخصصی هوش مصنوعی و ایجاد زیرساخت های مناسب برای یادگیری آن و تاثیر آنها بر افزایش اعتماد و پذیرش هوش مصنوعی توسط حسابرسان داخلی تاکید دارد، به توسعه ادبیات حوزه حسابرسی داخلی و فناوری های نوین کمک می کند. افزایش اعتماد و پذیرش مذکور نه تنها موجب استفاده گسترده تر از این فناوری در فرآیندهای حسابرسی داخلی خواهد شد، بلکه می تواند به بهبود کیفیت و کارایی فرایندهای حسابرسی نیز منجر شود. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای مطالعات آینده در زمینه تأثیر فناوری های دیجیتال بر حرفه حسابرسی داخلی فراهم آورد.
۲۶۸۳.

Explaining Brand Loyalty in B2B Models in Comparison with B2C(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
Introduction: Within marketing literature, a widely accepted notion indicates that strategies in marketing significantly differ between business-to-business (B2B) and business-to-consumer (B2C) models. This study thoroughly investigates brand loyalty, examining the nuanced differences in methodologies for building brand loyalty specifically within B2B frameworks, aiming to develop a model tailored for B2B enterprises. Methodology: The research utilizes a sequential exploratory mixed-methods approach. The initial qualitative phase involves systematic reviews and meta-synthesis to identify factors influencing brand loyalty. The subsequent quantitative phase employs techniques such as structural equation modeling (SEM) to analyze the impact of various factors on brand loyalty across different business models. Finally, interviews are conducted to gain insights into tailored strategies that enhance loyalty in B2B contexts. Data for the literature review will come from reputable domestic channels, including academic portals, alongside foreign databases like Scopus and Web of Science. The second phase will gather information from diverse companies in the insurance industry, utilizing convenience sampling for analysis. The third phase targets business experts in B2B settings, selected through purposive judgment sampling to ensure relevant insights are gained. Findings: The initial phase reveals ten critical factors that contribute to brand loyalty in B2B markets. These factors encompass customer satisfaction, perceived value, switching costs, trust, perceived quality, personalized interactions, perceived support, brand image, and commitment. Analysis indicates significant differences in factors influencing brand loyalty between B2B and B2C models. The study concludes with a collection of tailored strategies essential for fostering customer loyalty in B2B operations, including developing strategic frameworks and adopting stringent quality standards. Conclusion: This research expands the understanding of loyalty-building strategies across diverse business models, offering insights that enhance the existing body of knowledge. By proposing a specialized loyalty model for the insurance industry, the study equips practitioners with practical tools to improve operational efficiency and competitive advantage.
۲۶۸۴.

بررسی تجربه زیسته دست فروشان اصفهان در مواجهه با سیاست های مدیریت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۹
دست فروشی به عنوان بخشی از اقتصاد غیررسمی، چالش هایی پیچیده را برای مدیریت شهری در شهرهای در حال توسعه ایجاد می کند. این پژوهش کیفی با هدف بررسی تجربه زیسته دست فروشان شهر اصفهان در مواجهه با سیاست های مدیریت شهری انجام شد. با رویکرد تحلیل مضمون، داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با نمونه ای شامل ۲۰ دست فروش (۱۲ مرد، ۸ زن) گردآوری شدند که با روش نمونه گیری هدفمند برای تضمین تنوع در جنسیت، سابقه کار و مناطق فعالیت انتخاب شدند. مصاحبه ها در نیمه نخست ۱۴۰۳ در سه منطقه چهارباغ، نقش جهان و ملک شهر انجام شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و با ابزار اصلی گردآوری داده، یعنی مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته، انجام شد. یافته ها در سه مضمون اصلی دسته بندی شدند: طرد فضایی و انتظامی سازی شهر، فشار اقتصادی و بقای روزانه، مقاومت و ادعای حق به شهر. نتایج نشان داد سیاست های حذف محور شهرداری، از جمله اخراج ها و مصادره اموال، احساس بی تعلقی و تحقیر را در دست فروشان تقویت می کنند. فشارهای اقتصادی، به ویژه برای سرپرستان خانوار، زندگی آنها را به مبارزه ای روزانه برای بقا تبدیل کرده اند. با این حال، دست فروشان با راهبردهای خلاقانه مانند تغییر مکان و شبکه سازی، مقاومت و حضور خود را به عنوان حقی شهروندی ادعا می کنند. تفاوت های جنسیتی و سابقه کار بر الگوهای مقاومت تأثیر دارند؛ زنان و باتجربه ها مقاومت هایی پایدارتر نشان می دهند. این مطالعه بر ضرورت سیاست گذاری عادلانه تر برای به رسمیت شناختن دست فروشان به عنوان بخشی از اقتصاد و فرهنگ شهری تأکید دارد و پیشنهاد می دهد پژوهش های آینده بر تحلیل جنسیتی، مطالعات طولی و پتانسیل سازمان دهی جمعی تمرکز کنند.
۲۶۸۵.

الگوی تبیین کننده کارایی اطلاعاتی قیمت سهام بر اساس انواع رویکردهای سرعت تعدیل قیمت سهام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
آگاهی از کارایی اطلاعاتی در بازارهای سهام و سرعتی که بازارهای سهام با آن جریان اطلاعات را در قیمت دارایی ها ترکیب می کنند برای ذینفعان اهمیت فراوانی دارد. مطالعه حاضر با هدف شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر کارایی اطلاعاتی قیمت سهام به بررسی کارایی قیمت سهام و ارائه الگوی تبیین کننده برای آن در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1390 - 1400 انجام گرفته است. برای این منظور با مطالعه عمیق ادبیات خارجی و داخلی موجود و نظرخواهی از خبرگان، تعداد 65 متغیر شناسایی گردید و مطابق نظر خبرگان در 12 گروه (متغیرهای اقتصادی، صنعت، کیفیت اطلاعات مالی، ریسک، بازار، حاکمیت شرکتی، نظارتی، سیاسی، مدیریتی، عملکردی، محدودیت مالی و استراتژی های شرکت) طبقه بندی گردید. برای اندازه گیری کارایی اطلاعاتی قیمت سهام از سرعت تعدیل قیمت سهام در رسیدن به ارزش ذاتی، واکنش به اطلاعات عمومی بازار و اطلاعات خاص شرکتی استفاده شده است. جهت شناسایی متغیرهای تأثیرگذار و ارائه الگوی تبیین کننده کارایی اطلاعاتی قیمت سهام از روش تحلیل مسیر در نرم افزار M_PLUS استفاده شده است. نتایج نشان می دهد، الگوهای مبتنی بر رویکرد سرعت تعدیل قیمت سهام در رسیدن به ارزش ذاتی به ترتیب از توان تبیین 64 و 52 درصد برخوردار هستند. الگوی مبتنی بر رویکرد سرعت تعدیل در واکنش به اطلاعات عمومی بازار و الگوی مبتنی بر رویکرد سرعت تعدیل به اطلاعات خاص شرکتی به ترتیب دارای توان تبیین 74 و 64 درصد می باشند. پژوهش حاضر با کسب شناخت از عوامل تبیین کننده ابعاد مختلف کارایی اطلاعاتی قیمت سهام، گام مهمی برای کمک به بهبود سطح کارایی بازار سهام کشور محسوب می شود.
۲۶۸۶.

رابطه بین کم سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری در مسئولیت پذیری اجتماعی با کیفیت سود با در نظر گرفتن نقش تعدیل گر کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۵
هدف پژوهش حاضر رابطه بین کم سرمایه گذاری و بیش سرمایه گذاری در مسئولیت پذیری اجتماعی با کیفیت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نوع روش تحقیق، توصیفی و همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1400 – 1396 است. به منظور انتخاب نمونه آماری، از روش حذف هدفمند استفاده شده که پس از اعمال معیارهای مربوطه، تعداد 172 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در تحقیق حاضر به منظور آزمون فرضیه پژوهش از تحلیل رگرسیونی استفاده شده است نرم افزارهای مورد استفاده در این تحقیق R و SPSS است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود، رابطه مستقیم (معکوس) و معناداری وجود دارد. همچنین کیفیت حسابرسی، رابطه ی بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود را تقویت می کند.نتایج حاصل از آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود، رابطه مستقیم (معکوس) و معناداری وجود دارد. همچنین کیفیت حسابرسی، رابطه ی بین بیش سرمایه گذاری (کم سرمایه گذاری) در مسئولیت پذیری اجتماعی و کیفیت سود را تقویت می کند.
۲۶۸۷.

افشاء سازوکارهای توسعه پایدار، تنوع بخشی محصولات و کارایی سرمایه گذاری: بررسی نقش تعدیل گر حاکمیت شرکتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: هدف از تحقیق پیش رو بررسی رابطه میان افشاء سازوکارهای توسعه پایدار و تنوع بخشی محصولات با کارایی سرمایه گذاری است، همچنین به نقش تعدیل گری کیفیت حاکمیت شرکتی بر رابطه افشاء سازوکارهای توسعه پایدار و کارایی سرمایه گذاری نیز پرداخته شده است. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و با رویکرد پس رویدادی، مبتنی بر اطلاعات گذشته، انجام گرفت. از لحاظ ماهیت و روش، به عنوان یک مطالعه توصیفی-همبستگی شناخته می شود. در این تحقیق جامعه آماری را شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران طی سال های 1395- 1402 تشکیل دادند که از طریق حذف سیتماتیک 112 شرکت به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفت. به منظور آزمون فرضیه های مدل داده های ترکیبی با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه انجام گرفته است. یافته ها: نتایج نشان داد که افشاء سازوکارهای توسعه پایدار بر کارایی سرمایه گذاری رابطه مستقیم و مثبت دارد. اگر چه متغیر کیفیت حاکمیت شرکتی رابطه مثبتی با کارایی سرمایه گذاری داشت، اما به عنوان متغیر تعدیل گر میان سازوکارهای توسعه پایدار و کارایی سرمایه گذاری رابطه معناداری را ایفا نکرد؛ همچنین رابطه میان تنوع بخشی محصولات بر کارایی سرمایه گذاری نیز معنادار نبود. دانش افزایی: نتایج این پژوهش ضمن تأیید کارکرد مثبت و مستقیم سازوکارهای توسعه پایدار بر کارایی سرمایه گذاری، نشان داد که این اثر مستقل از سطح کیفیت حاکمیت شرکتی عمل می کند و همچنین به فعالان بازار صنعت و تولید توصیه می شود به جای تمرکز صرف بر گسترش راهبردهای تنوع بخشی فاقد ارزش آفرینی، استراتژی های خود را بر بهبود کیفیت افشا، پاسخ گویی مؤثر به ذینفعان متمرکز نمایند.
۲۶۸۸.

ارائه مدل تاثیر رفتارهای سیاسی بر بهره وری منابع انسانی در بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۵
امروزه بهره وری به عنوان دکترین نوین مدیریتی و نگرشی مبتنی بر بهبود و تحول، از جمله مهم ترین اهداف سازمان ها را تشکیل داده که امکان احاطه بر زنجیره فعالیت های سازمان ها در کلیه بخش های جامعه را داشته و با تکیه بر آن استفاده مؤثر و بهینه از منابع سازمان همچون نیروی کار، سرمایه، مواد، انرژی و اطلاعات دست یافتنی است. هدف از تحقیق حاضر؛ ارائه مدل تأثیر رفتارهای سیاسی بر بهره وری منابع انسانی در بخش عمومی است. این تحقیق از حیث روش گردآوری اطلاعات به دو شکل کتابخانه ای و میدانی (با استفاده از مصاحبه نیمه-ساختاریافته با خبرگان و پرسشنامه) انجام شده است. از حیث نوع داده؛ در حیطه تحقیقات آمیخته (کیفی- کمی) دسته بندی می شود و داده های مورد نیاز برای احصاء مضامین و مقوله های مرتبط با بهره وری منابع انسانی و رفتارهای سیاسی در سازمان های بخش عمومی ایران در مرحله اول تحقیق با مطالعه ادبیات نظری و استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون (تِماتیک) در جامعه آماری مشتمل بر 15 نفر (7 نفر اساتید دانشگاه و 8 نفر مدیران ارشد سازمان های بخش عمومی) استخراج گردیده است. برای بخش کمّی تحقیق جامعه آماری به روش طبقه ای تصادفی انتخاب و تعداد 230 پرسشنامه در بین نمونه آماری مدیران و کارکنان سازمان های بخش عمومی توزیع گردید که در نهایت تعداد 215 پرسشنامه برگشت داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Smart-Pls و با آزمونهای مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج حاکی از آن است که رفتارهای سیاسی بر بهره وری منابع انسانی سازمان های بخش عمومی اثر معناداری می گذارد.
۲۶۸۹.

تحلیل روابط بین شاخص های ابعاد زنجیره تأمین لارجس با استفاده از دیمتل فازی در صنعت خودرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
در دنیای بین المللی امروز، رقابت از مرزهای شرکت ها فراتر رفته و در سراسر زنجیره تأمین گسترش یافته است. به تازگی نقش پارادایم های نوظهور، ازجمله ناب، چابک، تاب آور، سبز و پایداری (لارجس) در زنجیره های تأمین رقابتی، توجه بیشتر دانشگاهیان و متخصصان را به خود جلب کرده است. مطالعه حاضر با هدف تحلیل شاخص های ابعاد زنجیره تأمین لارجس در صنعت خودروسازی انجام شده است. ابتدا با مرور پیشینه پژوهش، سی و پنج شاخص شناسایی و پس از محاسبه ضریب روایی محتوا، برای هرکدام از ابعاد ناب، تاب آوری و پایداری، پنج شاخص و برای ابعاد چابکی و سبز، چهار شاخص نهایی می شوند؛ سپس پرسش نامه مرتبط با تکنیک دیمتل فازی تهیه و داده های مورد نیاز بر اساس نظر خبرگان صنعت خودروسازی و دانشگاهی گردآوری می شوند. در نهایت با استفاده از تکنیک دیمتل فازی، روابط علی و معلولی شاخص ها برای هرکدام از ابعاد پنج گانه به طور جداگانه بررسی می شود. یافته ها نشان می دهد که در ابعاد ناب، پایداری، تاب آوری، چابکی و سبز به ترتیب شاخص های مدیریت کیفیت جامع، برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت مبتنی بر تقاضا، استفاده از فناوری اطلاعات و نوآوری سبز، تأثیرگذارترین شاخص ها و شاخص های بهبود و کنترل کیفیت محصولات/خدمات، جریان ارزش پایدار، همکاری و هماهنگی، پاسخگویی سریع به نیازهای مشتریان و انعطاف پذیری و طراحی و تولید و بسته بندی سبز، به ترتیب تأثیرپذیرترین شاخص ها برای هرکدام از ابعاد پنج گانه اند. در پایان، یافته های پژوهش با خبرگان صنعت خودروسازی به اشتراک گذاشته شد و پیشنهادهایی از قبیل نحوه به کارگیری هوش مصنوعی، ضرورت به روزرسانی برنامه راهبردی و...برای بهبود زنجیره تأمین لارجس در صنعت خودروسازی و همچنین برای پژوهش های آتی ارائه می شوند.
۲۶۹۰.

بازطراحی فرآیندهای صنعتی با الگو و نشانه گذاری فرآیند کسب و کار: مطالعه موردی برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۶
مقدمه و اهداف: صنعت تایرسازی به دلیل نقش حیاتی در کاربرد خودرو و حمل ونقل و وابستگی آن به مشتقات نفتی، جایگاه مهمی در اقتصاد ایران دارد. بیش از 60 درصد مواد اولیه تایرسازی از مشتقات نفتی است و ایران با دارابودن منابع نفتی، از کشورهای مستعد در این صنعت محسوب می شود.این پژوهش با هدف بهبود کارایی و چابکی فرآیند برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی انجام شده است. هدف اصلی این بازطراحی، ایجاد یکپارچگی جریان داده ها و دسترسی لحظه ای به اطلاعات بود. این اقدامات تصمیم گیری را در صنعت تایر تسهیل کرده، سرعت پاسخ گویی به تغییرات بازار را افزایش داده و برنامه های تولید را به هنگام می کند که در نهایت موجب حفظ مزیت رقابتی سازمان های فعّال در این حوزه می شود. وجه نوآورانه این پژوهش در به کارگیری الگو و نشانه گذاری فرآیند کسب وکار برای بازمهندسی فرآیند برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی است. در حالی که در بسیاری از صنایع، مدل سازی فرآیندهای کسب وکار به عنوان ابزاری کلیدی برای بهینه سازی عملیات استفاده شده است، به کارگیری این روش در صنعت تایرسازی تاکنون مورد توجه کافی قرار نگرفته است. این پژوهش با تمرکز بر یکپارچه سازی داده ها، کاهش گلوگاه های اطلاعاتی و افزایش چابکی سیستم، چارچوبی جدید برای بازطراحی فرآیندهای تولید در یک مطالعه موردی تایرسازی در ایران ارائه می دهد که می تواند به عنوان الگویی برای سایر صنایع مشابه مورد استفاده قرار گیرد. روش ها: در این پژوهش کاربردی، از مدل سازی فرآیندهای کسب وکار و «مدل و نشانه گذاری فرآیند کسب وکار» برای بازطراحی فرآیندها و از روش های تحقیق کیفی شامل مشاهده مشارکتی و مصاحبه های عمیق جهت جمع آوری اطّلاعات استفاده شده است. برای تحلیل فرآیندهای کسب وکار و بازمهندسی آن ها، از الگوی پنج مرحله ای منگانلی-کلاین استفاده گردید. این مراحل شامل تعریف اهداف و آمادگی برای پروژه بازطراحی، انتخاب فرآیندهای کلیدی، مطالعه عملکرد فعلی، طراحی فناوری اطلاعات برای فرآیندهای جدید و در نهایت پیاده سازی فرآیندها و محیط های کاری جدید است. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که فرآیند برنامه ریزی تولید با چالش هایی نظیر عدم تطابق اهداف بازاریابی با قابلیت های تولید، فقدان یکپارچگی اطلاعات و ناکارآمدی سیستم های موجود مواجه است. در مدل بازطراحی شده، درخواست های بازار از طریق واحد فروش به سیستم یکپارچه ارسال و داده ها تحلیل، اعتبارسنجی و پردازش می شوند. برنامه تولید ماهانه بر اساس اطلاعات به روز و ظرفیت گلوگاه ها تدوین و تأیید شده، سپس به برنامه روزانه تبدیل و برای اجرا ارسال می شود. در صورت تغییر نیازهای فروش، این تغییرات بررسی شده و فرآیند برنامه ریزی مجدداً طی می شود تا تطبیق پذیری تولید با تقاضای بازار افزایش یابد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از فناوری اطلاعات در بازمهندسی فرآیندهای کسب وکار صنعت تایرسازی، باعث بهبود چابکی و کارایی فرآیند برنامه ریزی تولید می شود. سیستم یکپارچه برنامه ریزی منابع سازمان، کلیه مراحل ظرفیت سنجی و برنامه ریزی ایستگاه های کاری را به صورت خودکار انجام می دهد. این رویکرد، فرآیند تصمیم گیری را تسریع کرده، انعطاف پذیری سازمان را در برابر تغییرات بازار افزایش داده و موجب کاهش زمان پاسخ گویی می شود. از دیگر مزایای این بازمهندسی می توان به بهبود رضایت مشتریان و افزایش بهره وری سازمان اشاره کرد. استفاده از فناوری اطلاعات در این فرآیند، امکان پردازش سریع و دقیق اطلاعات را فراهم کرده و توانایی سازمان در مواجهه با شرایط متلاطم بازار را تقویت می کند. همچنین، این سیستم موجب کاهش تداخلات بین واحدهای سازمانی شده و برنامه ریزی تولید را به طور مداوم بهینه سازی می کند. نتایج تحقیق تأیید می کند که پیاده سازی فرآیندهای بازطراحی شده، علاوه بر بهبود کارایی، به تنظیم دقیق تر برنامه های تولید کمک کرده و مزیت رقابتی سازمان را تقویت می کند.
۲۶۹۱.

ارائه یک رویکرد نوین دیمتل-تاپسیس راف-فازی برای انتخاب پیمانکاران با رویکرد پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه و اهداف: انتخاب پیمانکار پایدار یک چالش حیاتی برای مدیران اجرایی و خرید به شمار می رود که در دنیای رقابتی امروزی با آن مواجه هستند. هر ساله، پروژه های صنعتی و تولیدی متعددی به پیمانکاران واگذار می شود و عدم انتخاب صحیح پیمانکار می تواند منجر به شکست در اجرای این پروژه ها شود. اهمیت این مسئله به ویژه در مدیریت زنجیره تأمین مشخص می شود، جایی که انتخاب پیمانکار مناسب بر اساس کیفیت، قیمت و زمان اهمیت زیادی دارد. شرکت مورد مطالعه به دلیل موقعیت ویژه ای که در زمینه تولید محصولات مخابراتی دارد، دارای تعداد زیادی پیمانکار، به ویژه در حوزه مکانیکی است. با توجه به اینکه احساس می شود نیاز به یک چهارچوب و روش مشخص برای ارزیابی و انتخاب پیمانکاران مکانیکی در شرکت صنایع الکترواپتیک صاایران وجود دارد، این تحقیق به منظور پر کردن این خلا در نظر گرفته شده است. شایان ذکر است که با توجه به حساسیت پروژه ها و واگذاری بخش عمده ای از ساخت محصولات به صورت ماژولار به پیمانکاران، انتخاب نادرست پیمانکار مکانیکی می تواند تبعات سنگینی در زمینه مدیریت زمان تحویل محصول به مشتری، هزینه های تولید، کیفیت محصول و اعتبار شرکت داشته باشد. روش ها: این تحقیق به توسعه یک چهارچوب جدید برای ارزیابی و انتخاب پیمانکاران مکانیکی با در نظر گرفتن معیارهای پایداری پرداخته است. در مرحله اول، قدرت داخلی هر یک از معیارهای پایداری توسط روش AHP راف-فازی تعیین شده و سپس با استفاده از روش دیمتل راف-فازی، روابط درونی بین این معیارها مشخص می شود. در مرحله دوم، ترکیب قدرت داخلی و تأثیرات خارجی معیارها منجر به تشکیل ماتریس قدرت-ارتباط راف-فازی و محاسبه وزن معیارها می شود. نهایتاً، برای تعیین رتبه پیمانکاران، از روش تاپسیس راف-فازی استفاده می شود. یافته ها : مدل پیشنهادی که رویکردی راف-فازی یکپارچه است، می تواند به طور همزمان قدرت داخلی و تأثیرات بین معیارها را بررسی نماید و انعطاف لازم برای مدیریت عدم اطمینان داخلی و خارجی را فراهم کند. این تحقیق با بررسی کارایی و عملکرد مدل در یک مثال واقعی از ارزیابی پیمانکار مکانیکی پایدار و مقایسه آن با روش های دیگر، نتایج قابل توجهی را به نمایش می گذارد. نتایج حاصل از روش دیمتل-تاپسیس راف-فازی نشان می دهد که پنج شاخص اصلی در انتخاب پیمانکاران شامل قیمت مناقصه، تجهیزات، سیستم مدیریت محیطی، توانایی مالی و فناوری سبز و پاک است. به ویژه در شرایط اقتصادی کنونی و وجود تحریم ها، توجه به توان مالی پیمانکار و ضرورت تجهیزات پیشرفته اهمیت زیادی دارد.با توجه به شرایط اقتصادی و تحریم ها، قیمت مناقصه باید به عنوان مهم ترین عامل در انتخاب پیمانکاران در نظر گرفته شود. معیارهای شناسایی شده نشان دهنده تأثیر مثبت پایداری اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی بر انتخاب پیمانکار است و مدیران می توانند از آن ها برای شناسایی بهترین گزینه ها و بهبود فرآیندها استفاده کنند. نتیجه گیری : تحقیق حاضر، نقطه قوتی در زمینه انتخاب پیمانکار پایدار به شمار می رود و رویکرد نوین خود را به عنوان ابزاری مؤثر برای مدیران معرفی می کند. ارائه یک چهارچوب راف-فازی، امکان تصمیم گیری دقیق تر و مؤثرتر در انتخاب پیمانکاران را فراهم می آورد و بر اهمیت توجه به پایداری در فرآیندهای مدیریتی تأکید می کند. این مدل می تواند به عنوان یک راهکار جامع برای مقابله با چالش های موجود در ارزیابی پیمانکاران به کار گرفته شود. با توجه به ترکیب مجموعه فازی و مجموعه راف برای مدیریت کامل عدم قطعیت های داخلی و خارجی، روش راف-فازی پیشنهادی یک نتیجه ارزیابی قابل توجه متفاوتی در مقایسه با سه روش دیگر نشان می دهد. بنابراین، استفاده از روش راف-فازی تأثیر قابل توجهی بر نتیجه نهایی روش دیمتل و تاپسیس دارد.
۲۶۹۲.

ارائه مدل پارادایمیک چابکی بازاریابی مبتنی بر تحول دیجیتال در صنعت بانکداری (مورد مطالعه: بانک صادرات ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۵
در عصر تحول دیجیتال، پویایی محیط‌های رقابتی صنعت بانکداری، اتخاذ رویکردهای چابک در بازاریابی را به ضرورتی راهبردی برای بقا و رشد سازمان‌ها بدل ساخته است. پژوهش حاضر با رویکردی کاربردی-توسعه‌ای و با هدف ارائه مدل پارادایمیک چابکی بازاریابی مبتنی بر تحول دیجیتال در صنعت بانکداری با تمرکز بر بانک صادرات ایران انجام شده است. مشارکت‌کنندگان شامل خبرگان نظری (اساتید دانشگاه در حوزه‌های مدیریت بازاریابی و فناوری اطلاعات) و خبرگان تجربی (مدیران ارشد و مسئولان بازاریابی بانک صادرات) بودند که با روش نمونه‌گیری نظری و تا رسیدن به اشباع نظری، در نهایت ۱۲ نفر در این پژوهش مشارکت نمودند. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با روش داده‌بنیاد و نرم‌افزار Maxqda تحلیل شد. در ادامه بر اساس یافته‌های تحلیل کیفی، پرسشنامه دلفی فازی شامل ۱۱ بعد و ۷۰ گویه تدوین گردید و به‌منظور غربالگری شاخص‌ها مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تحلیل‌ها نشان دادند که شرایط علی ( چابکی سازمانی، چابکی منابع انسانی و رویکردهای نوین دیجیتال) بر پدیده محوری ( چابکی بازاریابی) تاثیرگذارند. پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای (تحول دیجیتال در صنعت بانکداری) و شرایط مداخله‌گر (موانع بانکداری دیجیتال) بر تدوین راهبردهای بازاریابی دیجیتال مؤثرند و این راهبردها در نهایت منجر به پیامدهایی نظیر بهبود عملکرد مالی، ارتقاء نوآوری، توسعه صنعت بانکداری و ارتقاء تجربه مشتری خواهند شد.
۲۶۹۳.

آزمون مدل علی عملکرد سازمانی کارکنان سازمان آموزش و پرورش شهر تهران بر اساس هوش هیجانی و رهبری مبادله ای با نقش میانجی گردش شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۶
در آموزش وپرورش، موفقیت سازمان در رسیدن به اهداف و مأموریت های سازمانی منوط به شناسایی عوامل مؤثر بهبود عملکرد است و عملکرد سازمانی سزاوار توجه و بررسی فراوان است. هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر هوش هیجانی و رهبری مبادله ای بر عملکرد سازمان با نقش میانجی گردش شغلی در آموزش وپرورش شهر تهران بوده است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش کلیه پرسنل سازمان آموزش وپرورش شهر تهران با مراجعه به آموزش وپرورش شهر تهران 1500 نفر تعیین شد و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 306 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی، پرسشنامه سبک رهبری، پرسشنامه عملکرد سازمانی و پرسشنامه چرخش شغلی بوده است. روایی پرسشنامه ها با استفاده از روایی محتوا و روایی سازه و پایایی انها با استفاده از روش آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. قرار جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزار SPSS و PLS استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داده است که هوش هیجانی بر گردش شغلی و عملکرد سازمان، رهبری مبادله ای بر گردش شغلی و عملکرد سازمان و گردش شغلی بر عملکرد سازمان در سازمان آموزش وپرورش شهر تهران تاثیر دارد. همچنین نتایج نشان داد که هوش هیجانی بر عملکرد سازمان با نقش میانجی گردش شغلی و رهبری مبادله ای بر عملکرد سازمان با نقش میانجی گردش شغلی تاثیر دارد.
۲۶۹۴.

بررسی ارتباط بین مالکیت دولتی و عملکرد بانکداری بدون ربا در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۴
1. مقدمه و هدف عملکرد بانک ها به دلیل نقش کلیدی آن ها در اقتصاد و توسعه کشور، همواره مورد توجه پژوهشگران و سیاست گذاران بوده است. بانکداری اسلامی با پیروی از احکام شریعت و در چارچوب اقتصاد اسلامی تعریف می شود و در ایران نقش مهمی در تأمین مالی و توزیع منابع دارد. با توجه به اهمیت نظام بانکی، این پژوهش به بررسی ارتباط بین مالکیت دولتی و عملکرد بانکداری اسلامی در ایران پرداخته است. 2. مواد و روش ها این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه تحلیل و گردآوری داده ها، همبستگی و پس رویدادی است. برای سنجش عملکرد مالی بانک ها، شاخص های نرخ بازده دارایی ها (ROA)، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)، نسبت کفایت سرمایه و اضافه برداشت بانکی به کار رفته است. جامعه آماری شامل ۱۵ بانک پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۰ بوده و نمونه گیری به روش هدفمند انجام شده است. آزمون فرضیه ها با استفاده از رگرسیون داده های ترکیبی و رویکرد اثرات ثابت در نرم افزار اقتصادسنجی EViews صورت گرفته است. 3. یافته های تحقیق نتایج در سطح خطای ۵ درصد نشان داد رابطه معناداری بین مالکیت دولتی و عملکرد مالی بانک ها وجود دارد. ضرایب تعیین مدل ها بیانگر قدرت توضیحی ۵۳ درصد برای ROA، ۱۱ درصد برای ROE، ۱۲ درصد برای نسبت کفایت سرمایه و ۶۴ درصد برای اضافه برداشت بانکی است. همچنین بیشترین اثر مالکیت دولتی بر اضافه برداشت بانکی مشاهده شد. یافته ها نشان داد مالکیت دولتی با سه شاخص ROA، ROE و نسبت کفایت سرمایه رابطه منفی و با اضافه برداشت بانکی رابطه مثبت دارد. 4. بحث و نتیجه گیری یافته ها بیانگر آن است که مالکیت دولتی می تواند به کاهش بازدهی و نسبت کفایت سرمایه بانک ها منجر شود و در مقابل، وابستگی به منابع دولتی، اضافه برداشت بانکی را افزایش می دهد. این نتایج بر اهمیت اصلاح ساختار مالکیت و ارتقای کارایی بانک های دولتی تأکید دارد. سیاست گذاران می توانند با کاهش وابستگی دولتی، افزایش شفافیت و تقویت سازوکارهای نظارتی، به بهبود عملکرد مالی نظام بانکی کمک کنند.
۲۶۹۵.

گذار از رهبری سنتی به رهبری پایدار: طراحی مدلی برای سازمان های دولتی عصر جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۸
تنها زمانی به توسعه پایدار دست می یابیم که به رشد اجتماعی، رشد اقتصادی و حفظ محیط زیست دست یابیم. و از طرفی دیگر، بدون رهبری منابع نیز نمی توان زمانی را برای دستیابی به پایداری پیش بینی کرد. بنابراین پژوهش حاضر به بررسی ابعاد مختلف رهبری پایدار و روابط بین آن ها می-پردازد. از آن جا که ماهیت رهبری پایداری یک برساخت اجتماعی حاصل از تعامل بین افراد است که پژوهشگر می تواند ارزش های خود را در آن دخالت دهد، باید اذعان نمود که پژوهش حاضر، از دریچه پارادایم تفسیری به این مقوله پرداخته است. رویکرد این پژوهش استقرایی- قیاسی است و با توجه به ماهیت موضوع پایداری و تاثیرپذیری آن از صنایع و حوزه های فعالیتی مختلف(بخش محیط زیست، بخش اقتصادی جامعه و بخش اجتماعی و فرهنگی)، با استفاده از روش مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته از میان مدیران و خبرگان سازمان های مختلف بدنه اجرایی دولت به جمع آوری داده پرداخته شد که با 22 نفر از مدیران و معاونان سازمان های دولتی در شهر اصفهان مصاحبه صورت گرفت. با استفاده از نظریه داده بنیاد چندگانه، به روش گلدکل و کرونهلم، داده های جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته که در نهایت مدل رهبری پایدار با 9 مقوله اصلی استخراج گردید. خلق ارزش پایدار به عنوان مقوله محوری الگوی رهبری پایدار شامل ابعاد الزامات- عوامل حمایتی و انگیزشی- موانع و محدودیت ها- ویژگی های رهبران پایدار- مشخصه های سازمان پایدار- اقدامات درون سازمانی رهبران پایدار- اقدامات برون سازمانی رهبران پایدار و نتایج و دستاوردهای رهبری پایدار می باشد.
۲۶۹۶.

برنامه ریزی شهری مبتنی بر رویکرد شهر همه شمول (مورد پژوهی: محله قصر-حشمتیه منطقه 7 تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۱
مقدمه در جهان کنونی، مفهوم «شهرهای همه شمول» به عنوان یکی از رویکردهای محوری در نظریه پردازی و سیاست گذاری شهری مطرح شده است؛ رویکردی که فراتر از ایجاد دسترسی فیزیکی، بر فراهم سازی زمینه های حضور، مشارکت و بهره مندی برابر تمامی افراد از فضاها و امکانات شهری تأکید دارد. شهر همه شمول شهری است که در آن هیچ کس صرف نظر از جنسیت، سن، توانایی جسمی یا ذهنی، وضعیت اقتصادی یا پیشینه فرهنگی، از عرصه عمومی و خدمات محروم نمی ماند. این رویکرد با در نظر گرفتن تنوع روزافزون جمعیت شهری، تلاش می کند تا ساختارها، سیاست ها و طراحی های فضایی را به گونه ای سامان دهد که نیازهای گروه های گوناگون از جمله سالمندان، کودکان، افراد دارای معلولیت، زنان و اقلیت های اجتماعی، به صورت عادلانه و مؤثر پاسخ داده شود. همه شمولی نه تنها به رفع نابرابری های فضایی و اجتماعی کمک می کند، بلکه نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی، تقویت انسجام اجتماعی، افزایش احساس تعلق و کاهش طردشدگی ایفا می کند. از این منظر، شهر همه شمول را می توان نماد شهری انسانی، عادلانه و پاسخ گو به نیازهای نسل امروز و آینده دانست؛ شهری که در آن تفاوت ها نه مانع، بلکه مبنای برنامه ریزی و طراحی محسوب می شوند. در این راستا، محله قصر حشمتیه در منطقه ۷ تهران به عنوان نمونه ای شاخص برای تحلیل میزان همه شمولی فضاهای شهری خودش انتخاب شده است. این محله با برخورداری از تنوع جمعیتی، بافت تاریخی و موقعیت مرکزی، در عین حال با چالش هایی جدی مانند عبور بزرگراه صیاد شیرازی و کمبود فضاهای عمومی همه شمول مواجه است؛ چالش هایی که دسترسی برابر، استفاده پذیری و کیفیت تجربه فضایی برای گروه های مختلف، به ویژه اقشار آسیب پذیر را با مانع روبه رو کرده است. چنین وضعیتی، ضرورت بازنگری در طراحی و برنامه ریزی فضاهای عمومی با رویکردی همه شمول را برجسته می سازد. از این رو، هدف اصلی این تحقیق ارزیابی و برنامه ریزی فضاهای عمومی محله قصر حشمتیه بر اساس رویکرد شهر همه شمول است. این تحقیق به دنبال شناسایی و تبیین مؤلفه های فضاهای شهری همه شمول است و تلاش دارد تا راهکارهای عملی برای بهبود کیفیت فضاهای عمومی این محله ارائه دهد. از این رو، این پژوهش به دو سؤال اصلی پاسخ می دهد: 1- راهکارهای برنامه ریزی فضاهای عمومی و شهری محله قصر حشمتیه مبتنی بر رویکرد شهر همه شمول کدام اند؟ 2- مؤلفه های سازنده فضاهای شهری همه شمول شامل چه مواردی هستند؟ مواد و روش ها این تحقیق از نوع پژوهش های کاربردی است که از رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) برای ارزیابی وضعیت فضاهای عمومی محله قصر حشمتیه استفاده می کند. برای جمع آوری داده ها از دو روش اسناد کتابخانه ای و برداشت میدانی شامل مشاهده و توزیع پرسشنامه استفاده شده است. پرسشنامه این پژوهش شامل ۳۰ سؤال بسته بوده و ۳۷۵ نفر از ساکنان محله به آن پاسخ داده اند. برای تحلیل داده ها از مقیاس لیکرت پنج گانه و روش مدل معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. داده های به دست آمده از پرسشنامه، در نرم افزار Smart PLS وارد شده و بارهای عاملی، ضرایب همبستگی و شاخص های برازش مدل تحلیل شدند. این مدل به منظور ارزیابی روابط میان متغیرهای مختلف در ابعاد اجتماعی فرهنگی، کالبدی عملکردی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی مورد استفاده قرار گرفت. پس از آن، با استفاده از تحلیل SWOT به ارزیابی قوت ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای محله پرداخته شد و استراتژی های پیشنهادی با استفاده از ماتریس QSPM اولویت بندی شد. یافته ها نتایج تحقیق نشان می دهند تمامی ابعاد مختلف فضاهای شهری تأثیر معناداری بر ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله دارند. در میان این ابعاد، بعد اقتصادی به عنوان مهم ترین عامل تأثیرگذار بر بهبود وضعیت فضاهای عمومی محله شناخته شد. نیاز به فضاهایی که از نظر کالبدی مناسب و در عین حال از نظر اجتماعی فرهنگی دسترس پذیر برای تمامی گروه ها باشند، در این محله به طور آشکاری به چشم می خورد. در همین راستا، توسعه فضاهای سبز چندمنظوره و پارک های عمومی که بتوانند نیازهای تفریحی، بهداشتی و اجتماعی ساکنان را پوشش دهند، به ویژه برای گروه های آسیب پذیر از اهمیت بالایی برخوردار است. ابعاد مدیریتی و زیست محیطی نیز بر اساس تحلیل مدل معادلات ساختاری در وضعیت موجود محله قصر حشمتیه در جایگاه های چهارم و پنجم قرار دارند. این موضوع نشان می دهد در طراحی فضاهای عمومی این محله، به این ابعاد توجه کمتری شده است. با این حال، برای دستیابی به یک محله همه شمول، لازم است که این ابعاد نیز در برنامه ریزی شهری گنجانده شوند. نتیجه گیری این تحقیق نشان داد برای دستیابی به محله ای همه شمول و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان، طراحی و برنامه ریزی فضاهای شهری باید به گونه ای باشد که همه گروه های سنی و اجتماعی، از جمله کودکان، سالمندان، افراد ناتوان و زنان، بتوانند به طور برابر و مناسب از امکانات و خدمات بهره مند شوند. در این راستا، محله قصر حشمتیه نیازمند بازنگری جدی در نحوه ساماندهی فضاهای عمومی خود است. یکی از گام های اساسی، بهبود و توسعه شبکه پیاده روها و مسیرهای ارتباطی به ویژه خیابان کامل است، تا ضمن افزایش دسترسی پذیری، از گسست های فضایی موجود کاسته شود. این مسیرها باید با در نظر گرفتن شرایط حرکتی سالمندان و افراد دارای محدودیت جسمی طراحی شوند و شامل عناصری همچون رمپ ها، سطوح هشداردهنده و علائم راهنمایی مناسب باشند. حمایت از مشاغل خرد و خانگی، ایجاد بازارچه های محلی و ارائه آموزش های مهارتی می تواند به توانمندسازی گروه های کمتر برخوردار از جمله زنان، سالمندان و افراد دارای ناتوانی کمک کند و زمینه اشتغال زایی و کاهش نابرابری اقتصادی را در محله فراهم آورد. در کنار این اقدامات، توسعه فضاهای سبز چندمنظوره با امکانات خاص برای گروه های مختلف سنی و توانایی ها، به ویژه برای کودکان، سالمندان و افراد کم توان، می تواند نقش مهمی در ارتقای زیست پذیری محله ایفا کند. این فضاها باید شامل زمین های بازی، پارک های مناسب سازی شده و مسیرهای پیاده و دوچرخه سواری ایمن و قابل دسترس باشند. از دیگر راهکارهای پیشنهادی می توان به بازآفرینی فضاهای رهاشده و بی دفاع شهری اشاره کرد. این فضاها با تبدیل شدن به مراکز اجتماعی و فرهنگی، می توانند به بهبود امنیت، افزایش تعاملات اجتماعی و تقویت حس تعلق در ساکنان منجر شوند. طراحی مراکز فرهنگی و تفریحی نیز باید به گونه ای باشد که نیازهای متنوع تمامی اقشار، به ویژه گروه های کمتر دیده شده را پوشش دهد. در نهایت، برای تضمین تحقق این اهداف، اصلاحات ساختاری در مدیریت شهری و افزایش مشارکت ساکنان در فرایند تصمیم گیری ضروری است. تنها با نهادینه کردن اصول عدالت فضایی و دسترسی برابر در سیاست گذاری ها و اجرا، می توان به سوی ایجاد محیطی شهری حرکت کرد که در آن هیچ کس نادیده گرفته نشود.
۲۶۹۷.

بررسی رابطه عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت های فعال در منطقه جغرافیایی همسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
در اقتصادهای مدرن، مالیات مهم ترین منبع درآمد دولت است. از طرفی با توجه به اینکه مالیات کاهنده ثروت و ارزش شرکت ها محسوب می شود، شرکت ها همواره در پی یافتن خلأهای قانونی هستند تا از پرداخت مالیات سر باز زنند. به تازگی برخی از پژوهشگران احتمال رابطه عملکرد شرکت های همتا و فعال در یک منطقه جغرافیایی با اجتناب مالیاتی شرکت را بررسی و معتقدند شرکت ها غالباً از رفتارهای مالیاتی سایر شرکت های همان صنعت و یا منطقه الگو می گیرند. با توجه به مطالب فوق، این پژوهش رابطه عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت های فعال در منطقه جغرافیایی همسان را مورد بررسی قرار داده است. پژوهش حاضر، از نوع توصیفی و به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت توصیفی- همبستگی است. روش این پژوهش از نظر فرایند اجرا؛ کمی و از بعد زمانی پس رویدادی است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل رگرسیونی چندگانه و به کمک نرم افزار ایویوز انجام شد. در این پژوهش برای بررسی فرضیه اول 31 شرکت پتروشیمی فعال در صنعت شیمیایی بورس اوراق بهادار و برای بررسی فرضیه دوم  از 9 شرکت پتروشیمی فعال در منطقه آزاد اقتصادی اروند به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است و دوره زمانی این پژوهش نیز در طی سال های 1390 تا 1400 است. نتیجه حاصل از فرضیه اول  نشان داد عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین، نتایج فرضیه دوم نشان داد عملکرد شرکت های همتا با اجتناب مالیاتی شرکت های فعال در یک منطقه جغرافیایی همسان رابطه مثبت و معنادار دارد.
۲۶۹۸.

نقش فرهنگ سازمانی بر نتایج سیستم های اطلاعات حسابداری بخش عمومی (مطالعه موردی بیمارستان های دولتی البرز)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۲
هدف اصلی بررسی نقش فرهنگ سازمانی در حمایت از نتایج سیستم اطلاعات حسابداری از دیدگاه مدیران مالی و حسابداری در بیمارستانهای دولتی استان البرز انجام شد. متغیرهای مستقل مطالعه فرهنگ سازمانی شامل (مشارکت، سازگاری، مأموریت و ثبات) و متغیر وابسته نتایج سیستم اطلاعات حسابداری است. در این تحقیق از روش توصیفی- همبستگی از نوع پیمایشی و از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. رویکرد کمی برای این تحقیق اتخاذ شد و با روش نمونه گیری کوکران ۱۵۱ نمونه با توجه به جامعه آماری ۲۵۰ نفره تحقیق انتخاب شد. پرسشنامه استاندارد و سوالهای پرسشنامه دارای پایایی خوب با ضریب آلفای کرونباخ ۸۱۲/0 بود. 151 پرسشنامه بین مدیران مالی و حسابداری 11بیمارستان دولتی استان البرز توزیع گردید. آزمون فرضیه های به وسیله آزمون رگرسیون چند متغیره انجام شده و برای دستیابی به نتایج عددی از SPSS26 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که فرضیه اصلی پذیرفته شد. فرهنگ سازمانی از نظر آماری تأثیر مثبت و معناداری بر دستیابی به نتایج سیستم اطلاعات حسابداری دارد. تمام متغیرهای فرعی فرهنگ سازمانی تاثیرگذاری مثبت و معناداری بر متغیر وابسته نتایج فرهنگ سازمانی دارند. از میان متغیرهای مستقل فرعی فرهنگ سازمانی متغیر مشارکت با مقدار بیشترین ضریب تعیین و به دنبال آن متغیر ماموریت نیز با مقدار بیشتری ضریب تعیین تأثیرگذارترین متغیرها مستقل بر متغیر وابسته نتایج سیستم اطلاعات بودند. سایر متغیرها نیز با مقدارهای پایینتر تأثیرگذار بودند. با توجه به یافته های نتیجه تحقیق حاکی از آن است که فرهنگ سازمانی به ویژه متغیرهای فرعی مشارکت و ماموریت، تأثیر مثبت و معناداری بر نتایج سیستم اطلاعات حسابداری دارد.
۲۶۹۹.

Exploring Spiritual Experience of Young Pilgrims at Religious Sites: (The Case of Razavi Holy Shrine)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۱
Spiritual experiences are essential to individual well-being, offering profound emotional, psychological, and religious benefits. Pilgrimage sites, especially sacred spaces, provide a unique environment for pilgrims to experience personal renewal and spiritual transformation. This study investigates the spiritual experiences of young pilgrims at the Razavi Holy Shrine in Mashhad, Iran, a key pilgrimage site for Shia Muslims. Using an exploratory-descriptive qualitative approach and thematic analysis, the research identifies three main themes: Spiritual Well-being, Connectedness, and Consciousness, each with several subthemes. Spiritual Well-being encompasses positive emotions, energy, happiness, purification, and peace and tranquility, emphasizing the emotional uplift and inner peace experienced by pilgrims. Connectedness includes pilgrims’ connection with God, expressing needs and seeking divine favor, receiving blessings and assistance, and fostering ties with religion and holy leaders. This highlights the shrine’s role in deepening spiritual bonds and providing divine support. Consciousness involves experiences of detachment from routine life, timelessness, self-reflection, and religious awareness, illustrating how the pilgrimage fosters introspection and spiritual enlightenment. These findings contribute to the understanding of religious pilgrimage and spiritual transformation, offering valuable insights for scholars, policymakers, and pilgrimage site administrators. Recognizing the dimensions of spiritual experiences can enhance spiritual tourism and guide future research on spiritual psychology and the transformative power of sacred spaces.
۲۷۰۰.

شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر گردشگری زیارت در شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۳
گردشگری مذهبی در کنار ظرفیت درآمدزایی، می تواند منجر به تقویت نقش فراملی کشورها شود. شهر قم به دلیل جذابیت های فرهنگی، مذهبی و دینی، قابلیت های زیادی در حوزه گردشگری مذهبی و زیارت دارد. گردشگری زیارت یکی از انواع گردشگری مذهبی با رویکرد فرهنگی و اجتماعی است. از این رو با توجه به تفاوت میان گردشگری مذهبی و زیارت و تأکید روایات به امر زیارت، در این مطالعه به مقوله گردشگری زیارت پرداخته شده است. برای تحلیل داده ها و اولویت بندی عوامل به ترتیب روش های دلفی فازی و مارکوس مورد استفاده قرار گرفته است. نمونه گیری بصورت قضاوتی بوده و جامعه نظری مورد استفاده، نخبگان دانشگاهی و فعالان گردشگری بوده است. داده های موردنیاز با استفاده از مصاحبه و پرسش نامه های خبره سنجی استخراج شده است. در گام نخست، 32 عامل با استفاده از مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان استخراج شد و با توزیع پرسش نامه های خبره سنجی و روش دلفی فازی، 10 عاملی که دارای عدد دیفازی بالاتر از 7/0 بودند، غربال شدند. در نهایت اولویت بندی نهایی براساس روش مارکوس انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که تولید محصولات متناسب با الگوی ایرانی-اسلامی، عرضه انواع محصولات با رویکرد هنر اسلامی، تأمین تجهزات رفاهی از سوی مکان های مذهبی، گسترش خدمات و محصولات طب اسلامی و سنتی، امکان اسکان موقت و ارزان، ارائه خدمات و تسهیلات رفاهی از سوی مکان های مذهبی، طراحی و برگزاری دوره های آموزشی کاربردی در حوزه اسلامی و وجود مراکز آموزشی و پژوهشی اسلامی به ترتیب بیشترین اولویت را در توسعه گردشگری زیارت در شهر قم دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان