ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
۲۱۶۱.

ارایه یک الگوی جدید برای ارزیابی اکوسیستم صادراتی محصولات دانش بنیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۴۲
در سال های اخیر توسعه اقتصاد دانش محور، موجب تولید انبوه محصولات دانش بنیان شده است، که در مواردی بیش از نیاز داخل بوده و بازار صادراتی آن از اهمیت ویژه ای برخودار شده است. تمرکز بر کیفیت و افزایش صادرات این محصولات، توجه را به موضوع اکوسیستم صادراتی و ارزیابی آن جلب کرده است. با وجود اهمیت این موضوع، نبود یک الگوی ارزیابی، خلاء پژوهش های علمی در این زمینه را نمایان ساخته است. این پژوهش با هدف ارائه الگویی جدید برای ارزیابی اکوسیستم صادراتی محصولات دانش بنیان انجام گردید. این تحقیق از نوع اکتشافی و از نظر هدف، کاربردی توسعه ای و برحسب گردآوری داده ها، پژوهشی کیفی است که از نظریه داده بنیاد سیستماتیک برای تحلیل داده ها استفاده می شود. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 15 نفر از خبرگان انجام گرفت. در این پژوهش 3667 مقوله شناسایی شد که از این تعداد 83 مقوله فرعی، 13مقوله محوری و 5 مقوله انتخابی در چارچوب مدل پارادایمی و پدیده محوری انتخاب شد، که چارچوبی را فراهم می کند تا بر اساس آن سیاستگذاران حوزه دانش بنیان بتوانند پتانسیل لازم را برای بهسازی و نوسازی این اکوسیستم به منظور تکامل پذیری آن به دست آورند. علاوه بر این، نتایج این مطالعه اکوسیستم صادراتی را قادر می سازد تا با استفاده از الگوی ارزیابی ارائه شده چارچوب اجرایی مناسب تری را برای صادرات محصولات دانش بنیان طراحی نمایند.
۲۱۶۲.

شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب و کارهای فناورانۀ جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف: با توجه به اینکه هوش مصنوعی یک فناوری بسیار پیچیده و همه منظوره با بسیاری از زمینه های کاربردی بالقوه جدید است، مطالعات محدود در مورد آمادگی کسب وکارهای فناورانه جدید برای به کارگیری هوش مصنوعی یک شکاف تحقیقاتی قابل توجه را ایجاد کرده است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای فناورانه جدید است. این پژوهش یک پیش نیاز برای ایجاد آمادگی و تقویت به کارگیری هوش مصنوعی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت پژوهش اکتشافی و بر حسب نوع داده ها کیفی است. در این پژوهش از روش کیفی تحلیل تم براون و کلارک برای شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای فناورانه جدید استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر تعداد 14 نفر از بنیان گذاران کسب وکارهای فناورانه جدید و متخصصان در حوزه هوش مصنوعی را شامل می شود. گردآوری داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و تا اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که عوامل متعددی بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای فناورانه جدید تأثیرگذار است. عوامل شناسایی شده در این پژوهش شامل عوامل سازمانی، عوامل فناورانه، عوامل زیرساختی، عوامل حاکمیت داده، عوامل محیطی، و عوامل قانونی است. نتیجه: این پژوهش با شناسایی عواملی که منجر به آمادگی کسب وکارهای فناورانه جدید در به کارگیری هوش مصنوعی می شود سبب می شود کسب وکارهای یادشده با استقبال از هوش مصنوعی از فرصت های آن بهره بگیرند. به علاوه چالش های هوش مصنوعی را به فرصت تبدیل کنند و سطح ریسک خود را پایین آورند و در نهایت زمینه رشد و پیشرفت خود را به ویژه در مقایسه با رقبا فراهم سازند.
۲۱۶۳.

نقش توانایی سیاست مالی بر نابرابری درآمد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۴
وقتی تعادل عمومی در اقتصاد به واسطه رکود یا تقاضای مازاد بر هم بخورد، دولت برای برقراری دوباره تعادل در اقتصاد و کاهش رکود و تقاضا می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد. با ایجاد رکود، تولید کاهش می یابد و اگر تقاضای مازاد وجود داشته باشد، در جامعه تورم ایجاد می شود. در صورتی که دولت بخواهد اقدامی در این خصوص انجام دهد، می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد تا در بازار کالا و خدمات دخالت کند. سیاست مالی مستقیما از طریق دولت بر فضای اقتصادی کشور اعمال می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی توانایی سیاست مالی نابرابری درآمد می باشد. پژوهش حاضر در نیمه اول سال 1404 صورت گرفته و از نوع توصیفی تحلیلی است و پس از بررسی مفاهیم با ارائه نتایج به پیشنهادات کاربردی پرداخته شده است. روش پژوهش، توصیفی و روش گردآوری اطلاعات آن، کتابخانه ای است. بدین صورت که از منابع کتابخانه ای نظیر: کتاب، مقاله، منابع خارجی و... و آموخته های محقق استفاده شده است. از نتایج پژوهش چنین برمی آید که سیاست مالی و استفاده بهینه آن، بر نابرابری درآمد تاثیر مستقیم دارد که در راستای پژوهش، ضمن بررسی آن، سؤالات پژوهش تحلیل شده و نتایج تحلیل بیانگر این بود که با آگاهی پیدا کردن نسبت به عوامل و جنبه های سیاست مالی، می توان آن را تا حدی بهبود و از بروز نابرابری درآمد در سازمان جلوگیری کرد.
۲۱۶۴.

هزینه های سیاسی و سطح تاب آوری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۴
شرکتها برای دستیابی به موفقیت باید ابتدا بتوانند میزان تاب آوری خود را پیش بینی نمایند. پیش بینی این متغیرسبب گرفتن تصمیمات آگاهانه خواهد شد، لذا باید به عوامل داخلی و خارجی موثر بر این متغیر توجه شود. عوامل خارجی در هزینه های سیاسی نشان داده می شوند. هدف از تحقیق حاضر تعیین رابطه بین هزینه های سیاسی با سطح تاب آوری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. تحقیق از لحاظ هدف از نوع کاربردی و از لحاظ روش توصیفی و همبستگی است. جامعه تحقیق شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1397 تا 1401 است. داده ها از نرم افزار ره آورد نوین و سایت کدال جمع آوری می شوند. برای تحلیل از رگرسیون چند متغیره در نرم افزار اقتصاد سنجی ایویوز استفاده شد. یافته ها نشان داد که (1) بین هزینه های سیاسی با سطح تاب آوری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنادار مثبتی وجود دارد. تاثیر اندازه شرکت و اهرم نیز تایید شد. در جهت بهبود تاب آوری باید به میزان هزینه های سیاسی شرکت ها توجه کنند. این تحقیق برای بهبود تصمیمات سرمایه گذاران و اعتباردهندگان داری ارزش می باشد.
۲۱۶۵.

شناسایی مؤلفه ها و سطح بندی ابعاد توسعه زیست بوم کارآفرینی فناورانه دانشگاه رازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
زیست بوم کارآفرینی فناورانه مجموعه پیچیده ای از اجزا و روابط است که امکان ایجاد و رشد شرکت های فناوری جدید را فراهم می سازد. این زیست بوم ها باید به وضوح تعریف و ارزیابی شوند تا به استقرار و توسعه مناسب خود برسند. هدف این پژوهش ترسیم مؤلفه های اصلی زیست بوم کارآفرینی فناورانه دانشگاه رازی برای توسعه چارچوب جامع این زیست بوم و سطح بندی ابعاد اصلی آن است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و باتوجه به ماهیت آن جزء پژوهش های آمیخته (کیفی - کمی) از نوع اکتشافی - متوالی و بر اساس گردآوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی و اسنادی - میدانی می باشد. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه خبرگان کلیدی دارای سابقه مرتبط با موضوع پژوهش است که با 12 مصاحبه اشباع نظری محقق شد. در این پژوهش از روش های تحلیل تم مبتنی بر قیاس و تحلیل تفسیری - ساختاری بهره گرفته شده است. بر اساس نتایج، 14 مؤلفه (حاکمیتی، مدیریتی، ساختار بودجه ای، ساختار نهادی، حمایت های نرم و سخت، اقدامات انگیزشی، مسئولیت پذیری، فعالیت های بازاریابی، شبکه سازی، اطلاع رسانی، الگوسازی، پیوندسازی و ترویج و نگرش) برای ابعاد اصلی زیست بوم کارآفرینی فناورانه در دانشگاه رازی شناسایی شد که ابعاد در سه سطح دسته بندی شدند. ابعاد بازار، سرمایه های مالی، سرمایه های انسانی و حمایت ها در سطح اول، فرهنگ در سطح دوم و سیاست ها در سطح سوم قرار گرفتند.
۲۱۶۶.

شناسایی و تحلیل عوامل پدیدآورنده مهارت انعطاف پذیری شناختی مدیران؛ ارائه نقشه شناختی فازی عوامل پدیدآورنده با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۸
یگانه امر ثابت دنیای امروز ما تغییر است، به نحوی که تغییر و تحول به عنصر ثابتی از معادلات امروز بدل شده است. تغییر و تحول موجب بروز محرک های جدید در دنیای کسب وکار شده و مهارت های انعطاف پذیری را به یک ضرورت مهم تبدیل کرده است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناخت و فهم پدیده انعطاف پذیری شناختی مدیران و ارائه نقشه نگاشت فازی عوامل پدیدآورنده با روش FCM انجام پذیرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی و اکتشافی است که دارای فلسفه پژوهشی قیاسی استقرایی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان مشتمل بر روانشناسان صنعتی و سازمانی به همراه مدیران شرکت های دانش بنیان هستند که اعضای نمونه بااستفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب بااستفاده از روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار میان کدگذار برای مصاحبه و روایی محتوایی و پایایی بازآزمون برای پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمی از روش نقشه نگاشت فازی FCM بهره گرفته شده است.
۲۱۶۷.

تحلیل عوامل موثر بر رفتار توده وار سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
با توجه به ضرورت تحلیل رفتارهای توده وار سرمایه گذاران و شناخت بهتر عوامل موثر بر این تورش رفتاری در بازار سرمایه، هدف این پژوهش بررسی تاثیر امتیاز رتبه بندی کیفیت افشاء شرکت های دارای ارتباطات سیاسی بورس اوراق بها دار تهران بر شرکت هایی که رفتار های توده وار سرمایه گذاران در بازه زمانی پژوهش “1401-1396” در آن ها رویت شده است، می باشد. همچنین ، تاثیر نوسانات نرخ ارز و نوسانات نرخ تورم (که دربازه پژوهش تغییرات مهمی داشته ) بر بروز رفتار توده وارسرمایه گذاران شرکت هایی دارای ارتباطات سیاسی که بر روی خرید و فروش آن ها توده واری رویت شده است بررسی گردید. نتایج پژوهش وجود رابطه معنا دار و معکوس بین کیفیت افشاء و رابطه معنا دار و مستقیم ارتباطات سیاسی معامله گران شرکت ها بر بروز رفتار توده وار را تایید کرد. همچنین بین نوسانات نرخ ارز و تورم و بروز رفتار توده وار رابطه ای معنا دار و مستقیم وجود دارد . این عوامل تاثیر کیفیت افشاء بر کاهش توده واری را تقلیل دادند.
۲۱۶۸.

تحلیل تأثیر جنجال های زیست محیطی-اجتماعی -حاکمیتی بر ارزش شرکت: نقش برجسته حاکمیت شرکتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۳
هدف این مطالعه بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی بر رابطه بین جنجال های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و ارزش شرکت ها می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران است. روش نمونه گیری به کار گرفته شده، روش حذف سیستماتیک بوده و داده های مورد استفاده مربوط به سال های 1394 تا 1401 (به مدت 8 سال برای 128 شرکت) است. نوع داده ها در این پژوهش، تابلویی با اثرات ثابت است که امکان تحلیل دقیق تر روندهای طولی را فراهم می سازد. نتایج این پژوهش نشان داد که جنجال های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی بر ارزش شرکت ها تأثیر منفی و معناداری دارند. به عبارت دیگر، وجود این جنجال ها منجر به کاهش ارزش شرکت ها می شود. علاوه بر این، نسبت مدیران مستقل و تشکیل کمیته های پایداری به عنوان مؤلفه های حاکمیت شرکتی، نقش تعدیلی مهمی در رابطه بین جنجال های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و ارزش شرکت ها ایفا می کنند. این به این معناست که وجود مدیران مستقل و کمیته های پایداری می تواند تاثیر منفی این جنجال ها را کاهش دهد. با این حال، پژوهش نشان داد که رقابت بازار محصول تأثیر معناداری بر رابطه بین جنجال های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و ارزش شرکت ها ندارد. این نتایج می تواند به سرمایه گذاران و مدیران شرکت ها در تصمیم گیری های مربوط به حاکمیت شرکتی و مدیریت جنجال های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی کمک کند و نشان دهنده اهمیت توجه به این عوامل در حفظ و افزایش ارزش شرکت ها باشد. این تحقیق همچنین نشان دهنده ضرورت تحلیل دقیق تر روابط میان متغیرهای مربوط به حاکمیت شرکتی و جنجال های ESG است.
۲۱۶۹.

ارائه چارچوب توسعه هویت رهبری؛ پژوهشی با رویکرد هستی شناسی رئالیسم انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۶۷
یکی از بزرگترین چالش های پیش روی رهبران ، نیاز به توانمندسازی آنها برای سازگاری با محیط های پویا و متلاطم است، نتایج پژوهش ها حاکی از آن است که افراد با هویت رهبری توسعه یافته تر، امکان رشد و موفقیت بیشتری دارند. اما در مقام عمل، در سازمان ها عموما فرایند توسعه رهبران صرفا بر ایجاد مهارت ها و شایستگی های شخصی متمرکز شده است و اغلب از توسعه هویتی رهبر غفلت می شود. از سوی دیگر، پارادایم رئالیسم انتقادی ادعا می کند از طریق واکاوی لایه به لایه واقعیت، پرده از بخش های زیرین و نهفته پدیده ها بر می دارد و شناخت عمیقتر آنها را میسر می سازد، از این رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی برای توسعه هویت رهبری مبتنی بر رویکرد رئالیسم انتقادی انجام گرفت. استراتژی پژوهش فراترکیب و ابزار گردآوری اطلاعات، متون و اسناد بودند. یافته های پژوهش زمینه ساز شناسایی 19 مفهوم و 4 مقوله برای توسعه هویت رهبری گردید. تحلیل اسناد و ادبیات موجود نشان داد که "عوامل، مکانیزم ها و ابزارهای تقویت و توسعه هویت رهبری" در بستر "زمینه و محیط تاثیرگذار بر توسعه هویت رهبری" و تحت تاثیر "سایر شرایط" منجر به " پیامدهایی" می گردد که تقویت و توسعه هویت رهبری را رقم خواهد زد.
۲۱۷۰.

تأثیر کیفیت حکمرانی دولت بر حجم بدهی عمومی: کشورهای عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت OPEC(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۲
مسئله مدیریت بدهی عمومی و انحراف از سیاست بدهی بهینه برای اقتصادهای توسعه یافته و در حال توسعه، توجه سیاسی و دانشگاهی زیادی را به خود جلب کرده است. به لحاظ نظری بهبود کیفیت نهادها و گام برداشتن در راستای تحقق حکمرانی خوب می تواند به کشورها برای مدیریت مؤثر بدهی های عمومی کمک کند. این مطالعه، به بررسی چگونگی تأثیر حکمرانی بر انباشت بدهی عمومی در 15 کشور عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در دوره 2016-2004 می پردازد. شش شاخص حکمرانی جهانی (حق اظهار نظر و پاسخ گویی، ثبات سیاسی و عدم وجود خشونت/تروریسم، اثربخشی دولت، کیفیت مقررات، حاکمیت قانون و کنترل فساد) برای سنجش کیفیت حکمرانی در این کشورها استفاده شد. با استخراج داده ها، از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و با روش های گشتاور تعمیم یافته (GMM) سیستمی و دو مرحله ای الگوی پژوهش برآورد شد. یافته های پژوهش، حاکی از  تأثیر منفی و معنی دار شاخص های «ثبات سیاسی و عدم وجود خشونت/تروریسم» و «کنترل فساد» بر نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی است و شاخص های «حق اظهار نظر و پاسخ گویی»، «اثربخشی دولت» و «حاکمیت قانون»، هیچ تأثیر معناداری بر سطح انباشت بدهی های دولت ندارد و در مورد شاخص «کیفیت مقررات» حتی سبب افزایش انباشت بدهی های عمومی می شود. این یافته ها پیامدهای مهمی برای سیاست گذاران این کشورها دارد که به دلیل هزینه های زیاد جنگ و حملات تروریستی، قیمت پایین نفت و کاهش تجارت، بدهی عمومی با عدم تعادل های مالی و خارجی عمده ای روبه رو است. مدیریت صحیح بدهی عمومی توسط دولت ها، وظیفه ای فوری است، به ویژه اینکه مشکلات مدیریت بدهی عمومی 
۲۱۷۱.

رابطه مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی: نقش میانجی تاب آوری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: مزیت رقابتی موضوع مهمی به ویژه در سازمان های تجاری است. مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی می تواند این متغیر را تحت تاثیر قرار دهد و همچنین، تاب آوری سازمانی (شامل اجزای برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری) این روابط را تعدیل کند. هدف مطالعه حاضر، واکاوی رابطه مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی با تاکید بر نقش میانجی تاب آوری سازمانی است. روش شناسی پژوهش: جامعه این پژوهش را مدیران و کارکنان بخش مالی شاغل در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهند. برای این منظور با کسب نظر 188 نفر از جامعه موردنظر در سطح کشور به روش تصادفی ساده و در قالب 8 فرضیه موضوع بررسی شد. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که بین مدیریت ریسک و برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری، روابط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین مدیریت منابع مالی و برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری نیز روابط مثبت و معناداری مشاهده شد. افزون بر آن، برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری با مزیت رقابتی نیز دارای روابط مثبت و معنادار است. درنهایت نیز مشاهده شد که تاب آوری سازمانی، نقش میانجی در روابط مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی دارد. اصالت/ارزش افزوده علمی: یافته کلی این پژوهش بیانگر لزوم توجه بیشتر به مزیت رقابتی در محیط های تجاری است و ضروری است، توجه بیشتری به آن صورت گیرد تا بتوان در راستای افزایش بهره وری و بازده عملیاتی، محیط بهتری را خلق کرد.
۲۱۷۲.

یک مدل تصمیم گیری برای مسئله طراحی چیدمان مراکز درمانی با در نظر گرفتن عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۴
در صنعت بهداشت و درمان، طراحی بهینه چیدمان مراکز درمانی، به ویژه بخش اورژانس، نقش حیاتی در بهبود کیفیت خدمات، افزایش رضایت بیماران و ارتقای ایمنی دارد. این طراحی می تواند به بهبود مراقبت های بیماران، کاهش هزینه های عملیاتی و استفاده بهینه از منابع کمک کند. بااین حال، به دلیل وجود عدم قطعیت، طراحی چیدمان مراکز درمانی پیچیده است. درحالی که تحقیقات قبلی بیشتر بر رویکردهای قطعی تمرکز داشته اند، تأثیر عدم قطعیت کمتر موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش یک چارچوب ترکیبی با استفاده از تئوری مجموعه های فازی و تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره ارائه می دهد. در پژوهش حاضر ابتدا با مرور مقالات و مصاحبه با خبرگان، ۲۲ شاخص کلیدی در ابعاد مختلف بخش اورژانس شناسایی شدند. پس از توزیع پرسش نامه دلفی فازی و انجام یک مرحله نظرسنجی، هفت شاخص نهایی شامل طول اقامت، زمان انتظار، نرخ پذیرش، میزان ازدحام، میزان حضور مجدد، زمان تا ارزیابی اولیه و رضایت بیماران تأیید شدند. سپس، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی، شاخص های انتخاب شده وزن دهی شدند و دو چیدمان بهینه با کمک الگوریتم های آلدپ و کرفت طراحی گردید. در پایان، برای ارزیابی و رتبه بندی چیدمان ها، از روش شباهت به راه حل ایده آل فازی استفاده شد. نتایج این پژوهش به مدیران مراکز درمانی در بهینه سازی طراحی چیدمان و طراحی اولیه کمک شایانی خواهد کرد و می تواند به بهبود کارایی و اثربخشی خدمات درمانی منجر شود.
۲۱۷۳.

الگوی ارزیابی قابلیت نوآوری در شرکت های صنعت حمل و نقل ریلی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
کلیه شرکتهای صنعتی، تولیدی و خدماتی برای بقا و دستیابی به اهداف خود نیازمند نوآوری هستند و صنعت حمل و نقل ریلی نیز از این قاعده مستثنی نیست. قابلیتهای نوآوری بخش مهمی از ارزش شرکتها محسوب میشود. فعالیتهای نوآورانه مستلزم این است که شرکتها بتوانند این قابلیتها را شناسایی،ارزیابی و گزارش کنند.از این رو در این پژوهش به تدوین یک الگوی جامع برای ارزیابی قابلیت نوآوری شرکتهای مسافری ریلی در ایران پرداخته شد. جامعه آماری این تحقیق، شامل مدیران ارشد شرکت راه آهن ایران و شرکت های مسافربری حمل و نقل ریلی کشور میباشند. در این تحقیق ده شاخص شناسایی شده ارزیابی قابلیت نوآوری براساس مرور ادبیات،مصاحبه و پرسشنامه با استفاده از تکنیک سوارا وزن دهی شد.قابلیت تحقیق و توسعه اولویت اول را به خود اختصاص داد قابلیت مهندسی فرایند و قابلیت یادگیری در اولویت های بعدی قرار گرفتند.مطابق با خروجی تکنیک کوپراس، با استفاده از الگوی پژوهش در بین هفت شرکت مسافری شرکت رجا از منظر قابلیتهای نوآوری در جایگاه اول قرار گرفت. با توجه به اهمیت بهره برداری از قابلیت های نوآوری و با عنایت به نبود یک مدل جامع برای سنجش پتانسیل نوآوری در صنعت ریلی ارائه الگویی برای ارزیابی قابلیت نوآوری در این صنعت راهگشا خواهد بود.
۲۱۷۴.

بررسی تأثیر تصویر برند گردشگری بر انتخاب مقصد گردشگری با میانجیگری ارزش ادراک شده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
ارزش ادراک شده می تواند با تغییری که در ذهنیت گردشگر می گذارد موجب تغییر در تصویر برند و در نتیجه انتخاب مقصد گردشگری  شود. ارزش ادراک شده بالا قطعا موجب گسترش استفاده از برند مورد نظر و بهبود تصویر برند خواهد شد و در نتیجه موجب انتخاب آن مقصد گردشگری با توجه به نوع خدمات و ارزش آنها شده و این امر می تواند به استفاده از برند بیانجامد. به عبارتی دیگر تصویر برند مناسب و تاثیرگذار می تواند بر ارزش ادراک شده از خدمات تاثیرگذاشته و درنتیجه موجب انتخاب مقصد گردشگری شود. در این راستا تحقیق حاضر که از نوع کاربردی و از منظر ماهیت توصیفی پیماشی است، صورت گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بخشی زاده (2008)  برای متغیر عملکرد انتخاب مقصد گردشگری و پرسشنامه استاندارد بو وهمکاران، (2009) برای متغیر تصویر برند و پرسشنامه استاندارد یانگ و پترسون (2004) برای ارزش ادراک شده می باشد. برای پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و برای روایی سازه پرسشنامه از تحلیل بارهای عاملی تاییدی استفاده گردیده است. جامعه آماری تحقیق کلیه گردشگران منطقه چالیدره طرقبه در محدوده زمانی تحقیق بودند. حجم نمونه آماری 384 نفرتعیین شد. روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بوده و در بخش آمار توصیفی از جداول فراوانی و درصد ها، میانگین ها و انحراف معیارها برای نمایش سیمای آزمودنی ها استفاده و در آمار استنباطی از آزمون کولوموگروف اسمیرنف برای تعیین توزیع نرمالیته و آزمون تحلیل عامل اکتشافی و آزمون معادله ساختاری برای پاسخ فرضیه های تحقیق استفاده شد. ضمناٌ برای انجام محاسبات بسته نرم افزار Spss/pc و لیزرل به کار گیری شد. نتایج تحقیق نشان می دهد تصویر برند بر انتخاب مقصد گردشگری تاثیر معنی داری دارد و ارزش ادراک شده این اثر را میانجی گری می کند.
۲۱۷۵.

تحلیل سیاست های سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه: فساد اداری سوءاستفاده از قدرت سازمانی اعطاء شده برای انتفاع شخصی است. قانون و سیاست های ارتقای سلامت اداری با هدف مشروعیت حاکمیت، بهبود کارایی، تحقق اهداف سازمانی و ارتقای رضایت ارباب رجوع در ایران تدوین شد. این پژوهش با هدف تحلیل سیاست های سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی ایران انجام شده است. روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل اسناد انجام شد. تعداد 35 نفر از افراد مطلع و کلیدی در فرایند تدوین، اجرا و ارزشیابی سیاست های سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی ایران با روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب و مصاحبه شدند. علاوه براین، تعداد 13 سند سیاستی مرتبط با سلامت اداری شناسایی و تحلیل شدند. داده های پژوهش با روش تحلیل موضوعی براون و کلارک تحلیل شد. یافته ها: به رغم اهمیت موضوع سلامت اداری در سطح حاکمیت کشور، مشکلاتی شامل عدم تعریف شفاف مسأله فساد، ضعف های ساختاری، منابع مالی ناکافی، نبود مشارکت فعال ذی نفعان، ضعف حکمرانی شبکه ای، تغییرات مدیریتی، فقدان هماهنگی بین دستگاه ها، نبود برنامه اجرایی دقیق، کمبود آموزش مدیران و مقاومت برخی مدیران میانی، اجرای سیاست های ارتقای سلامت اداری را مختل کرده است. برای بهبود سلامت اداری و مقابله با فساد، راه کارهایی مانند تقویت مشارکت ذی نفعان، تأمین منابع پایدار، ایجاد هماهنگی بین بخشی، اصلاح فرآیندها، شفافیت، مشارکت عمومی و اراده سیاسی قوی ضروری است. نتیجه گیری: بهبود سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی ایران نیازمند تقویت حکمرانی شبکه ای، افزایش مشارکت فعال ذی نفعان، شفافیت بیشتر و ایجاد سازوکارهای اجرایی منسجم و پایدار است. همچنین، رفع موانعی مانند تغییرات مدیریتی مکرر، کمبود منابع مالی و نبود آموزش های تخصصی مدیریتی از عوامل کلیدی تحقق اهداف سیاست های سلامت اداری به شمار می رود.
۲۱۷۶.

به کارگیری رویکرد کارت امتیاز متوازن بر عملکرد شرکت های کارگزاری در اقتصاد دیجیتال شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
در این مطالعه عوامل مؤثر بر عملکرد شرکت های کارگزاری با رویکرد کارت امتیازی متوازن در اقتصاد دیجیتال شهری بررسی شده است. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، کاربردی و از نظر نوع روش توصیفی – پیمایشی است. اطلاعات مورد نیاز برای انجام تحقیق با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. این تحقیق پس از مطالعه کتابخانه ای با توجه به اطلاعات به دست آمده، به ارائه پرسشنامه روش دلفی، به شناسایی عوامل اصلی و فرعی مؤثر پرداخت. سپس با استفاده از پرسشنامه مقایسات زوجی، عوامل اصلی و فرعی مؤثر وزن دهی گردید. نتایج نشان می دهد که در سطح 95 درصد بین تمر کز مالکیت و دو معیار عملکرد یعنی نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت کیو توبین رابطه معناداری وجود دارد. به طوری که تمرکز مالکیت 2درصد از تغییرات نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، و4/2درصد از تغییرات نسبت کیو توبین را تفسیر می کند؛ یعنی هر چه تمرکز مالکیت بیشتر باشدکنترل بیشتری بر مدیران اعمال شده و عملکرد شرکت افزایش می یابد. البته این رابطه معنادار بین تمرکز مالکیت و معیار ارزیابی عملکرد نسبت بازده دارایی ها صدق نمی کند. همچنین بین معیارهای ارزیابی عملکرد و نسبت سود تقسیمی رابطه معناداری مشاهده شد که 9/12درصد، 21درصد و 9/21درصد از تغییرات نسبت سود تقسیمی به ترتیب توسط معیارهای ارزیابی عملکرد نسبت بازده دارایی ها، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت کیو توبین تفسیر می شود؛ به این معنا که بهبود عملکرد می تواند افزایش سود تقسیمی را به دنبال داشته باشد. در عین حال از نظر آماری رابطه معناداری بین تمرکز مالکیت (سهامداران عمده)و سیاست سود تقسیمی مشاهده نشده است.
۲۱۷۷.

واکاوی تحول مدل های سفر مشتری در بازارهای گردشگری دیجیتال از آغاز تا عصر دیجیتال: کاربست رویکرد تاریخی تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۵
هدف: تحولات گسترده و شتابان فناوری های دیجیتال، طی دهه های اخیر، موجب بازتعریف عمیق مدل های سنتی سفر مشتری در صنعت گردشگری شده اند. در گذشته، این مدل ها معمولاً ساده، خطی و محدود به چند مرحله مشخص بودند؛ اما امروزه با ظهور فناوری هایی همچون اینترنت اشیا، کلان داده، هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، سفر مشتری به فرایندی پیچیده، چندبُعدی، تعاملی و غیرخطی تبدیل شده است که در آن، رفتار مصرف کننده تحت تأثیر انواع متغیرهای فناورانه و اجتماعی قرار دارد. این پژوهش با اتخاذ رویکردی تاریخی تحلیلی، به بررسی روند تکامل مدل های سفر مشتری در بستر دیجیتالی صنعت گردشگری از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۴ می پردازد. تمرکز اصلی بر درک نحوه تغییر الگوهای رفتاری مشتریان در واکنش به پیشرفت های فناورانه و شناسایی نقش آن ها در شکل گیری نقاط تماس نوین، تعاملات چندکاناله و شخصی سازی تجربه های سفر است. با تحلیل تاریخی این دگرگونی ها، پژوهش حاضر ضمن برجسته سازی روندهای کلیدی و عوامل محرک، تلاش می کند که تصویری جامع از مسیرهای آینده مدل های سفر مشتری ترسیم کند و چارچوبی مفهومی برای مواجهه با چالش ها و فرصت های آتی در این حوزه ارائه دهد. روش: این مطالعه با استفاده از روش تحلیل تاریخی و مرور نظام مند ادبیات پژوهش، به بررسی ۸۷۳۳ مقاله از پایگاه داده اسکوپوس پرداخته است. داده ها بر اساس شش حوزه کلیدی شامل تحول دیجیتال، تاریخچه توسعه مدل های سفر مشتری، رفتار مصرف کننده، پیشرفت های فناورانه، شخصی سازی داده محور و ظهور نقاط تماس دیجیتال تحلیل شده اند. برای شناسایی روندهای پژوهشی و تغییرات مفهومی در مدل های سفر مشتری، تحلیل هم واژگانی با نرم افزار وُس ویور به کار گرفته شده است. یافته ها: این پژوهش نشان داد که مدل های سنتی سفر مشتری که بر تعاملات خطی و آفلاین متمرکز بودند، با پیشرفت فناوری های دیجیتال، به چارچوب های پیچیده و چندکاناله تبدیل شده اند. ورود هوش مصنوعی، کلان داده، اینترنت اشیا و واقعیت افزوده، مسیر تصمیم گیری مشتریان را تغییر داده و تجربه سفر را شخصی سازی کرده است. پلتفرم های دیجیتال و سیستم های توصیه گر، تعاملات مشتریان را افزایش داده اند و فرایند رزرو و انتخاب مقاصد را متحول کرده اند. همچنین، تحلیل داده های کلان به بهبود تجربه مشتری و افزایش وفاداری آن ها کمک کرده است. بررسی های منطقه ای نشان داد که در اروپا، تمرکز بر تجربه های لوکس و پایدار است، در آسیا سیستم های هوشمند و پرداخت دیجیتال رشد کرده اند و در بازارهای نوظهور، چالش های زیرساختی همچنان مطرح هستند. علاوه براین، نقاط تماس دیجیتال مانند اپلیکیشن ها، شبکه های اجتماعی و چت بات ها، در تعاملات مشتریان نقش کلیدی ایفا کرده اند. این تحولات نشان می دهد که آینده مدل های سفر مشتری بر شخصی سازی داده محور، استفاده از فناوری های تعاملی و توسعه اکوسیستم های گردشگری هوشمند متمرکز خواهد بود. نتیجه گیری: تحلیل روندهای تاریخی نشان می دهد که مدل های سفر مشتری از چارچوب های ساده به ساختارهای غیرخطی، چندمرحله ای و دیجیتالی شده تحول یافته اند. ظهور فناوری های تعاملی، نیاز به شخصی سازی تجربه های سفر را افزایش داده و پیچیدگی فرایندهای تصمیم گیری را دوچندان کرده است. این پژوهش نشان می دهد که برای بهینه سازی مدل های آینده، کسب وکارهای گردشگری باید از تحلیل داده های کلان، بازاریابی هوش مصنوعی محور و سیستم های پیش بینی رفتار مشتری بهره ببرند. همچنین، بررسی شکاف های پژوهشی نشان داد که تحقیقات آینده باید بر نقش تجربه های تعاملی، اعتماد دیجیتال و ترکیب مدل های سفر مشتری با فناوری های نوظهور همچون متاورس و واقعیت افزوده متمرکز شوند.  
۲۱۷۸.

نظریه پردازی داده بنیاد در زمینه پیشران های برندسازی دیجیتال در حوزه کسب و کارهای نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۸
هدف: امروزه توسعه فناوری های جدید موجب شده تا کسب وکارهای نوپا برای حفظ مزیت رقابتی خود به دنبال کشف و شناسایی ابزارهای نوینی باشند. دراین بین، یکی از این ابزارها و راهبردها ورود به حوزه برندسازی دیجیتال است. روش: رویکرد پژوهش حاضر آمیخته (کیفی و کمی)، ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ روش توصیفی-تحلیلی است. در مرحله کیفی، جامعه مشارکت کنندگان شامل اساتید دانشگاه و خبرگان برندسازی دیجیتال بود که با نمونه گیری نظری و 20 مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری، داده ها جمع آوری و با روش داده بنیاد گلیزری تحلیل شدند. در مرحله کمی، فعالان و کارشناسان کسب وکارهای نوپا با حداقل سه سال سابقه، موردمطالعه قرار گرفتند و داده ها با پرسشنامه محقق ساخته و نمونه ای 142 نفری جمع آوری و با معادلات ساختاری و نرم افزار آموس تحلیل شدند. درنهایت، چارچوب مفهومی پژوهش به صورت کیفی تبیین و به روش کمی اعتبارسنجی گردید. یافته ها: در این مطالعه بعد از سه مرحله کدگذاری 296 مفهوم، 50 مقوله پایه، 15 مقوله فرعی و درنهایت 5 مقوله اصلی با عناوین هدفمندسازی محتوای برند (تولید محتوا برای جذب و نگهداشت مخاطب)، مدیریت جریان دانشی (تحلیل و به کارگیری مستمر داده ها)، ارزش آفرینی چندگانه (خلق و ارائه ارزش های متنوع و پایدار)، تجاری سازی فراگیر برند (رویکردهای استراتژیک برای موفقیت مالی و نفوذ در بازار) و بسترسازی تحولی دیجیتال (ایجاد زیرساخت های لازم دیجیتال) شناسایی و برچسب گذاری گردید. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که برندسازی دیجیتال در کسب وکارهای نوپا نیازمند تمرکز بر پیشران هایی مانند پیشایندهای زمینه ساز و پیشران های تحول آفرین است. این پیشران ها که ماهیتی درون زا و برون زا دارند باعث زایش جریان های دانشی و درنهایت تقویت برندسازی دیجیتال می شوند.
۲۱۷۹.

بهینه سازی توازن دقت و سرعت در پیش بینی قیمت سهام: یک چارچوب یادگیری آنلاین گروهی و تطبیقی مبتنی بر تکامل تفاضلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: هدف اصلی این پژوهش، حل تقابل بنیادین و کلیدی میان دقت پیش بینی و کارایی محاسباتی در مدل های پیش بینی قیمت سهام است. علی رغم توانایی مدل های یادگیری عمیق پیشرفته، مانند LSTM و Transformer، در دستیابی به دقت بالا، هزینه های سنگین پردازشی و تأخیر زمانی بالای آن ها، استقرار عملی این مدل ها را در اکوسیستم های مالی آنلاین و حساس به زمان، با چالش جدی مواجه ساخته است. این مسئله یک شکاف تحقیقاتی مهم را نمایان می سازد: فقدان یک چارچوب یکپارچه که بتواند به صورت سیستماتیک و هوشمند، این دو هدف متعارض (دقت و سرعت) را همزمان بهینه سازد. در پاسخ به این نیاز، این پژوهش یک چارچوب ترکیبی، تطبیقی و خودبهینه ساز با نام DE-Optimized AT-M(OS-ELM) را معرفی می کند که به طور خاص برای یافتن توازنی بهینه میان این دو معیار طراحی شده است. هدف نهایی، ارائه راهکاری عملی و واقع گرایانه است که ضمن حفظ دقت آماری رقابتی، بتواند با سرعت بسیار بالا با داده های جریانی سازگار شود و مسیر را برای کاربردی سازی هوش مصنوعی در سیستم های معاملاتی الگوریتمی بلادرنگ هموار کند. روش: روش شناسی این پژوهش بر پایه ی یک معماری چندلایه و هوشمند استوار است. چارچوب پیشنهادی، DE-Optimized AT-M(OS-ELM)، سه مؤلفه کلیدی را یکپارچه می سازد: (۱) یادگیرنده پایه (OS-ELM): از ماشین یادگیری حدی آنلاین و متوالی برای یادگیری سریع و تطبیق آنی با داده های جدید بدون نیاز به بازآموزی کامل استفاده می شود. (۲) ساختار گروهی تطبیقی (AT-M): برای افزایش پایداری و مدیریت نویز و پدیده «تغییر مفهوم»، چندین مدل OS-ELM در یک ساختار گروهی قرار گرفته اند و وزن هر مدل به صورت پویا بر اساس عملکرد اخیر آن در یک پنجره زمانی لغزان، با مکانیزم «وزن دهی مبتنی بر اعتماد» تنظیم می شود. (۳) موتور بهینه سازی (DE): از الگوریتم تکامل تفاضلی برای بهینه سازی خودکار و هوشمند ابرپارامترهای کلیدی مدل استفاده می گردد. نوآوری محوری این پژوهش، طراحی یک تابع هدف دوگانه برای الگوریتم DE است که به طور همزمان خطای پیش بینی (RMSE) و هزینه محاسباتی (زمان آموزش) را کمینه می کند. برای ارزیابی جامع عملکرد، از مجموعه داده های تاریخی ۱۴ ساله (۲۰۱۰-۲۰۲۳) پنج دارایی کلیدی بازار سهام آمریکا استفاده شد. مدل پیشنهادی با مدل های مبنای متنوعی شامل ARIMA، جنگل تصادفی، SVR، LSTM و Transformer مقایسه گردید. عملکرد مدل ها با معیارهای چندبعدی شامل دقت (RMSE, MAE, R²) و کارایی (زمان آموزش و پیش بینی) سنجیده و معناداری آماری نتایج با آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون تأیید شد. یافته ها: نتایج ارزیابی کمی و کیفی نشان داد که چارچوب پیشنهادی با موفقیت به اهداف خود دست یافته است. در بُعد دقت، مدل پیشنهادی عملکردی بسیار رقابتی کسب کرد که از نظر آماری برتر یا کاملاً هم تراز با پیشرفته ترین مدل های یادگیری عمیق (LSTM و Transformer) بود (p < 0/05). برتری این مدل به ویژه در معیار دقت جهت دار (DA) که برای معاملات الگوریتمی حیاتی است، با میانگین 1/66% مشهودتر بود. برجسته ترین یافته، در بُعد کارایی محاسباتی نمایان شد؛ مدل پیشنهادی با میانگین زمان آموزش کمتر از یک ثانیه، سرعتی را به ثبت رساند که صدها برابر سریع تر از مدل های پیشرفته یادگیری عمیق بود. این کاهش چشمگیر هزینه محاسباتی، یک برتری قاطعانه و تعیین کننده برای کاربردهای عملی محسوب می شود. . تحلیل های بصری نیز این یافته ها را تأیید کرد؛ نمودار تحلیل توازن، مدل پیشنهادی را به تنهایی در «نقطه بهینه» (دقت بالا، هزینه پایین) قرار داد و تحلیل خطای لغزان نشان داد که این مدل پایداری عملکرد بالاتری را، به خصوص در دوره های پرنوسان بازار، حفظ می کند. نتیجه گیری: این پژوهش با موفقیت نشان داد که راهکار غلبه بر چالش دقت-سرعت در پیش بینی مالی، لزوماً در پیچیدگی بیشتر معماری ها نهفته نیست، بلکه در یک رویکرد مهندسی سیستم هوشمند و بهینه سازی هدفمند قرار دارد. چارچوب DE-Optimized AT-M(OS-ELM) با یکپارچه سازی هوشمندانه یادگیری آنلاین، پایداری گروهی تطبیقی و بهینه سازی دوهدفه، یک توازن سیستماتیک و مؤثر میان دقت و کارایی برقرار کرد. این مدل نه تنها به دقتی هم سطح یا برتر از مدل های پیشرفته دست یافت، بلکه این کار را با هزینه ای محاسباتی که چندین مرتبه مقیاس کمتر است، به انجام رساند. این دستاورد، رویکرد غالب مبنی بر تمرکز انحصاری بر مدل های پیچیده را به چالش می کشد و اهمیت طراحی راهکارهای عملی و کارآمد را برجسته می سازد. چارچوب ارائه شده به عنوان یک ابزار قدرتمند، پتانسیل بالایی برای پیاده سازی در سیستم های معاملاتی الگوریتمی و تحلیل های مالی بلادرنگ دارد و گامی مهم در جهت کاربردی سازی عملی هوش مصنوعی در امور مالی محسوب می شود.
۲۱۸۰.

عوامل شکست خط مشی های تنظیم گری رقابت در کشورهای در حال توسعه، مروری نظام مند در ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۲
خط مشی های رقابت که باهدف تسهیل رقابت میان بنگاه های اقتصادی و جلوگیری از انحصار وضع می شوند، سابقه ای بیش از ۱۳۰ساله در جهان دارند. در طی این دوران بیش از 120 کشور جهان، به مرور و در طی موج های مختلفی چنین خط مشی هایی را وضع کرده اند، که نمود اصلی آن در این کشورها وجود یک قانون منسجم رقابت و نیز یک نهاد تنظیم گر رقابت است که نقش های مهمی در تنظیم روابط بازیگران اقتصادی دارند. با این حال، کشورهای در حال توسعه که به تدریج از دهه 1980 میلادی اقدام به ایجاد نهاد تنظیم گر رقابت کرده اند و خط مشی های مرتبطی را پیاده ساخته اند، تجارب گوناگونی همراه با شکست یا ناکامی داشته اند. در ادبیات خط مشی گذاری این خط مشی مهم کمتر مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این مقاله تلاش شده است تا با فراترکیب پژوهش هایی که به ارزیابی علل شکست/ناکامی خط مشی تنظیم گری رقابت در کشورهای درحال توسعه پرداخته اند، ضمن ایجاد یک شمای کلی از نقاط مورد تأکید، نقاط کمتر مورد توجه ادبیات نیز شناسایی شود. به این منظور، روش پژوهش فراترکیب ادبیات بوده است. تعداد صد مقاله در مرحله نخست انتخاب شدند و پس از غربال های ثانویه ده پژوهش نهایی انتخاب شدند. با بررسی آن ها شمای کلی ادبیات پدیدار شد که اهم آن تأکید بر شش عامل اصلی بود: 1) مشکلات ساختاری و طراحی نهادی – از قبیل استقلال تنظیم گر، فقدان قدرت و اختیارات کافی، معافیت های اعطا شده در قانون-، 2) توان و ظرفیت فنی اجرای قانون – نظیر کمبود منابع مالی، انسانی متخصص، دسترسی به داده،3) شرایط اقتصاد سیاسی، 4) نظام قضایی معیوب، 5) توسعه نیافتگی بازارها و 6) ضعف فرهنگ رقابت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان