فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۵۷٬۴۳۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
In consumer behavior, purchase field is an interesting field for marketers and psychologists. This area investigates types of purchase and factors affecting them. In the meantime, in order to succeed in markets, understanding customers' consumption values and their impact on consumers' behavior is one of crucial issues. The aim of this study is to determine the relationship between values of purchase through green image on impulse purchase and customer loyalty. The statistical population in this study consists of customers of purchase centers of Iran in 2024. The number of sample is estimated as 384 people. Regarding the purpose, this study is applied and belongs to descriptive- survey and correlational researches. For data collection standard questionnaire of Irene et al. was used, whose validity is determined by nominal and heuristic method and its reliability was measured by Cronbach's alpha coefficient as 0.87. For data analysis and hypothesis testing by path analysis and structural equation, LISREL software is used. The results show that there is no significant relationship between hedonistic values and materialistic values through green image of store with impulse purchase but there is significant relationship between hedonistic values and materialistic values through green image of store with loyalty.
بررسی رفتار مصرف کنندگان نسبت به مسئولیت ناپذیری اجتماعی شرکتی برندهای اصیل با در نظر گرفتن تعدیلگری قوم گرایی مصرف کننده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئولیت ناپذیری اجتماعی شرکتی رفتار غیراخلاقی یا غیرقانونی برندها است که باعث می شود مصرف کننده آسیب ببیند.این رفتارهای آسیب زننده باعث از دست رفتن منابع مالی و شهرت برند می شود.هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر اصالت برند در هنگام وقوع مسئولیت ناپذیری اجتماعی و نقش قوم گرایی مصرف کننده به عنوان تعدیل گر در این تأثیر است.در این ارزیابی،بخشش برند به عنوان مهم ترین رفتار مصرف کننده و میانجی ایفای نقش می کند.تحقیق به صورت یک آزمایش بر اساس دو سناریو آزمایش(برند اصیل) و کنترل(برند غیر اصیل) طراحی شده است و اطلاعات از طریق پرسشنامه به روش غیر احتمالی از طریق مردم تهران جمع آوری شده است.درمجموع 193 پاسخ معتبر جمع آوری شد.برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس اس و افزونه پراسس ماکرو استفاده شده است.نتایج به دست آمده نشان دادند که در هنگام وقوع مسئولیت ناپذیری اجتماعی برند اصیل در مقایسه با برند غیر اصیل،باعث افزایش بخشش برند و کاهش تبلیغات توصیه ای منفی و اجتناب از برند می شود و بخشش برند به عنوان میانجی رابطه میان اصالت برند(برند اصیل در مقابل غیر اصیل) و تبلیغات توصیه ای منفی و اجتناب از برند،ایفای نقش می کند.همچنین قوم گرایی مصرف کننده رابطه میان اصالت برند و بخشش برند را به صورت مثبت تعدیل می کند.
تأثیر کیفیت حکمرانی دولت بر حجم بدهی عمومی: کشورهای عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت OPEC(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۱
143 - 171
حوزههای تخصصی:
مسئله مدیریت بدهی عمومی و انحراف از سیاست بدهی بهینه برای اقتصادهای توسعه یافته و در حال توسعه، توجه سیاسی و دانشگاهی زیادی را به خود جلب کرده است. به لحاظ نظری بهبود کیفیت نهادها و گام برداشتن در راستای تحقق حکمرانی خوب می تواند به کشورها برای مدیریت مؤثر بدهی های عمومی کمک کند. این مطالعه، به بررسی چگونگی تأثیر حکمرانی بر انباشت بدهی عمومی در 15 کشور عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در دوره 2016-2004 می پردازد. شش شاخص حکمرانی جهانی (حق اظهار نظر و پاسخ گویی، ثبات سیاسی و عدم وجود خشونت/تروریسم، اثربخشی دولت، کیفیت مقررات، حاکمیت قانون و کنترل فساد) برای سنجش کیفیت حکمرانی در این کشورها استفاده شد. با استخراج داده ها، از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و با روش های گشتاور تعمیم یافته (GMM) سیستمی و دو مرحله ای الگوی پژوهش برآورد شد. یافته های پژوهش، حاکی از تأثیر منفی و معنی دار شاخص های «ثبات سیاسی و عدم وجود خشونت/تروریسم» و «کنترل فساد» بر نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی است و شاخص های «حق اظهار نظر و پاسخ گویی»، «اثربخشی دولت» و «حاکمیت قانون»، هیچ تأثیر معناداری بر سطح انباشت بدهی های دولت ندارد و در مورد شاخص «کیفیت مقررات» حتی سبب افزایش انباشت بدهی های عمومی می شود. این یافته ها پیامدهای مهمی برای سیاست گذاران این کشورها دارد که به دلیل هزینه های زیاد جنگ و حملات تروریستی، قیمت پایین نفت و کاهش تجارت، بدهی عمومی با عدم تعادل های مالی و خارجی عمده ای روبه رو است. مدیریت صحیح بدهی عمومی توسط دولت ها، وظیفه ای فوری است، به ویژه اینکه مشکلات مدیریت بدهی عمومی
الگوی ارزشیابی کارکنان از منظر منابع اسلامی؛ مبتنی بر روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
11 - 48
حوزههای تخصصی:
توجه به ارزش ها و باورهای دینی کارکنان امری ضروری در طراحی الگوهای بومی ارزشیابی برای آن هاست و بدون شک دین مبین اسلام دارای آموزه ها و اصولی در این زمینه است. در این پژوهش به منظور شناسایی الگوی ارزشیابی کارکنان از منظر منابع اسلامی، قرآن کریم و نهج البلاغه که از منابع دست اول بوده و صحیفه امام خمینی (ره) و بیانات مقام معظم رهبری که از رهبران و اندیشمندان اسلامی هستند مورد بررسی قرار گرفت. روش شناسی انجام شده در پژوهش روش شناسی کیفی، از نوع توصیفی- اکتشافی است. شیوه گردآوری داده ها از نوع بررسی اسناد و مدارک بوده و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد و مدل پارادایمی استراوس و کوربین که بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی متکی است، صورت پذیرفت. پس از کدگذاری باز 182 مفهوم و در کدگذاری محوری 20 مقوله به دست آمد و در قالب مدل پارادایمی که دارای 6 بعد اصلی است، الگوی مورد نظر تشریح گردید. ابعاد اصلی و مؤلفه های الگو شامل 1- شرایط علی (مؤلفه ها: مهارت های انسانی، مهارت های ارتباطی، مهارت های ادراکی، ویژگی های تشکیلاتی)، 2- پدیده محوری (مؤلفه: کارکنان متعهد متخصص)، 3- راهبردها (مؤلفه ها: گزینش، آموزش، انگیزش، نظارت)، 4- شرایط مداخله گر (مؤلفه ها: ویژگی های شخصیتی، ویژگی های اعتقادی)، 5- شرایط زمینه ای (مؤلفه ها: تجربه، دانش) و 6- پیامدها (مؤلفه ها: فردی، سازمانی) است.
واکاوی ابعاد و مولفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
251 - 273
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش انجام شد. روش پژوهش کیفی با تمرکز بر رویکرد داده بنیاد است. جامعه آماری شامل متخصصان، اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت بازرگانی و مدیریت آموزشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی تعداد 13 نفر برگزیده شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزار (MAXQDA) و با به کار گیری روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل متون مصاحبه،41 شاخص فراهم آورد که در قالب ارکان مدل پارادایمی بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که مفهوم بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش شامل مؤلفه های گسست تقاضای بازار آموزش و پرورش، سرکوب عرضه بازار آموزش و پرورش، افزایش شکاف طبقاتی، افزایش شکاف بین نسلی، گسست امید به آینده، افزایش شکاف درون نسلی، سیاست زدگی، محوریت پرسونای مشتریان، تولید محتوای مشتری محور، نظام آموزش و پرورش قابل پیکربندی مجدد، بازاریابی رابطه مند، بازاریابی مشارکتی، از بین رفتن نظام آموزش و پرورش برنامه محور، پدیدارشدن نظام آموزش و پرورش بازارمحور بود. همچنین بازاریابی آموزشی خود متأثر از شرایط علّی (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل زمینه ای (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل مداخله گر (7 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل محوری (13 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل راهبردی (8 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل پیامدی (5 مفهوم در قالب 2 مقوله) بوده است.
مدل یابی روابط ساختاری لفاظی گری مدیران با بینش رفتاری کارکنان و اوباش گری سازمانی: نقش میانجی سوگیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
135 - 160
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی و مدل یابی روابط ساختاری میان لفاظی گری مدیران، بینش رفتاری کارکنان و اوباش گری سازمانی با نقش میانجی سوگیری های شناختی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اجرایی شهرداری در سال 1403 بود. از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و جهت تعیین حجم نمونه از نرم افزار جی پاور استفاده شد. این نرم افزار با درنظرگرفتن اثرات متغیرهای میانجی و تعداد متغیرهای موجود در مدل، حجم نمونه مناسب را محاسبه کرد و نمونه ای به تعداد 350 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس لفاظی گری مدیران کلیاسمان و باآنک (2015)، مقیاس بینش رفتاری کارکنان گاجن، کواستنر و زاکرمن (2011)، مقیاس اوباش گری سازمانی حسینی و یوسفی (2020) و مقیاس سوگیری های شناختی تورسکای و کانمن (1974) بود. پایایی ابزارها با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید و روایی آنها با تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که لفاظی گری مدیران، تأثیر مثبت و معناداری بر بینش رفتاری کارکنان دارد. همچنین، نقش میانجی سوگیری های شناختی در رابطه بین لفاظی گری مدیران و اوباش گری سازمانی تأیید شد. نتایج نشان می دهد که مدیران باید از لفاظی های انگیزشی و شفاف برای بهبود بینش کارکنان استفاده کنند و از ایجاد سوءبرداشت و سوگیری های شناختی میان کارکنان جلوگیری نمایند. همچنین، تقویت بینش مثبت کارکنان می تواند به کاهش رفتارهای مخرب در سازمان منجر شود.
تأثیر عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر پایداری مالی با در نظر گرفتن اثر تعاملی راهبرد تدافعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
توانایی تسهیل و ارتقای فرآیندهای اقتصادی، مدیریت ریسک ها و خنثی نمودن شوک ها را پایداری مالی گویند. پژوهشگران تاکنون تأثیر عوامل مختلفی مانند حقوق صاحبان سهام، جمع کل دارایی ها، سود خالص، تأمین مالی و غیره را که اکثر از عوامل درون شرکتی هستند بر پایداری مالی بررسی نموده اند. اما در این میان ریسک مهم برون سازمانی دیگری که غالباً از عدم ثبات و عدم جامع و کامل بودن قوانین اقتصادی تصویب شده از جانب دولت ها نشات می گیرد و می تواند عملکرد تولید و پایداری مالی شرکت ها را تحت الشعاع قرار دهد؛ و تاکنون مورد توجه پژوهشگران ایرانی قرار نگرفته است، مبحث عدم قطعیت سیاست های اقتصادی دولت و راهبرد شرکت ها برای رویارویی با چنین شرایطی است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر پایداری مالی با در نظر گرفتن اثر تعاملی راهبرد تدافعی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی- همبستگی است. پژوهشگر با استفاده از داده های ترکیبی 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1390 تا 1399 و به کمک رگرسیون خطی چندگانه دریافت که عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر پایداری مالی شرکت تأثیر منفی و معنادار دارد. همچنین، نتایج فرضیه دوم پژوهش نشان داد اتخاذ راهبرد تدافعی کسب وکار از جانب شرکت ها باعث تضعیف رابطه منفی بین عدم قطعیت سیاست های اقتصادی و پایداری مالی شرکت می گردد.
درک سازه تفکر استراتژیک در مطالعات سازمان و مدیریت: مرور کتاب سنجی و تحلیل محتوا
حوزههای تخصصی:
هدف: تفکر استراتژیک به عنوان یک شایستگی محوری برای مواجهه با پیچیدگی و عدم قطعیت محیطی، در طول حدود چهار دهه گذشته از طریق نظریه ها و رویکردهای متعدد و مختلف مراحل تکامل خود را طی کرده است. هدف اصلی پژوهش حاضر انجام یک مطالعه جامع کتاب سنجی بر دانشی است که در حدود چهار دهه اخیر در این حوزه انباشته شده است تا بینشی عمیق و کاربردی ارائه نماید.روش پژوهش: با پیروی از روش شناسی استاندارد کتاب سنجی، ابتدا پایگاه استنادی اسکوپوس مورد جستجو قرار گرفت و تعداد 766 مقاله یافت شد که پس از فاز پیش پردازش مقالات براساس الگوریتم پریزما، تعداد 148 مقاله وارد مرحله تحلیل گردید. به منظور تحلیل مطالعات، رویکردی آمیخته مورد کاربرد قرار گرفت، بدین صورت که تحلیل کتاب سنجی (کمی) بر روی پژوهش ها اعمال شد تا عملکرد، ساختار فکری، ساختار مفهومی و ساختار اجتماعی حوزه تفکر استراتژیک مورد بررسی قرار گیرد. همچنین در فاز کیفی، تعداد 30 مقاله برتر تحت تحلیل محتوای پنهان قرار گرفتند.یافته ها: بررسی شبکه همکاری نویسندگان نشان دهنده عدم وجود شبکه های همکاری در حوزه تفکر استراتژیک است. رهبری، فرهنگ سازمانی، مدیریت تغییر، کارآفرینی، نوآوری، مدیریت دانش و هوش مصنوعی به عنوان جهت گیری های کلیدی پژوهش در حوزه تفکر استراتژیک شناسایی شدند که دو مورد اول توجه بیشتری را در مطالعات به خود معطوف داشته اند. هفت مضمون اصلی (پیش نیازها، پیامدها، ابعاد، فعالیت های پشتیبان، ویژگی ها، حوزه های مرتبط در رشته مدیریت و روش شناسی) در تحلیل محتوای پنهان ظهور یافتند.نتیجه گیری: بینش های جامع ارائه شده در این مطالعه راهنمای ارزشمندی برای پژوهشگران، دانشجویان، مدیران و نشریات حوزه استراتژی خواهد بود که الزامات آن ها مورد بحث قرار گرفته است.
طراحی مدل بومی معماری اخلاق مدارانه سرمایه انسانی در صنعت بانکداری خصوصی ایران (رویکردی ساختاری–تفسیری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
97 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، طراحی مدلی بومی برای معماری اخلاق مدارانه سرمایه انسانی در صنعت بانکداری خصوصی ایران است. پژوهش با رویکردی ترکیبی انجام شده است و از روش کیفی برای شناسایی مؤلفه های مدل و روش کمی مدل سازی ساختاری-تفسیری (ISM) برای تبیین روابط میان شاخص ها بهره گرفته شده است. داده ها از طریق پرسشنامه با خبرگان منابع انسانی و تحلیل اسناد و گزارش های سازمانی گردآوری گردید. نتایج تحقیق نشان داد که متغیرهای عدالت، فرهنگ سازمانی، خودمداری سازمانی، مشتری مداری، سبک مدیریت، شرایط محیط کاری، رضایت شغلی، و ایجاد استراتژی اخلاقی از جمله مؤثرترین مؤلفه های مدل هستند. مدل نهایی ارائه شده، روابط علی میان این مؤلفه ها را در سه سطح اصلی مستقل، رابط و وابسته ساماندهی می کند. یافته ها نشان داد که به کارگیری معماری اخلاق مدارانه در مدیریت سرمایه انسانی منجر به ارتقای عملکرد شغلی، کاهش رفتارهای ضدشهروندی و بهبود اعتماد سازمانی می شود. از منظر کاربردی، مدل طراحی شده می تواند به عنوان ابزاری راهبردی در برنامه ریزی منابع انسانی بانک های خصوصی مورد استفاده قرار گیرد.
عوامل کلیدی مؤثر بر اشتغال پایدار و درآمدزایی دانش آموختگان مدیریت برای ورود به دنیای تجارت: یک مرور دامنه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
103 - 137
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، مسئله محدود شدن شغل یا بیکاری و نیز تغییرات سریع در بازار کار، اشتغال دانش آموختگان دانشگاهی به ویژه در رشته مدیریت را با چالش هایی روبه رو کرده است. پژوهش حاضر از نوع مرور دامنه ای بر آن است تا عوامل کلیدی مؤثر در اشتغال و درآمدزایی پایدار دانش آموختگان مدیریت را شناسایی کند. در این پژوهش، یافتن ادبیات و ترکیب شواهد با استفاده از دو روش مرور دامنه ای و تحلیل مضمون انجام شد. در آغاز با جستجوی جامع در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی، تعداد 1005 مطالعه شناسایی شد. سپس با اجرای فرایند غربالگری، تعداد 922 مطالعه شامل موارد تکراری، دسترس ناپذیر و عدم ربط کافی حذف شدند و تعداد 83 مطالعه کاملاً مرتبط حفط شدند. با تجزیه و تحلیل این پژوهش ها، عوامل کلیدی مرتبط با اشتغال پایدار و درآمدزاییدانش آموختگان مدیریت در سه دسته عوامل فردی، عوامل شغلی و عوامل محیطی نامگذاری شدند. این الزام های شغلی، قابلیت گسترش چشم انداز افزایش ایجاد شغل در جامعه را دارند و پاسخی دو جانبه به بحران بیکاری است که علاوه بر ایجاد شغل، با ایجاد ثروت به توسعه اقتصادی جامعه نیز کمک می کنند. یافته ها همچنین بر ضرورت تغییر ذهنیت دانش آموختگان از جستجوی صرف شغل به سمت خلق و توسعه شغل تأکید دارند.
مخالفت های استراتژیک در سازمان از منظر مدیران؛ پژوهش کیو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مخالفت های استراتژیک در سازمان ها، از منظر مدیران می باشد. این پژوهش با روش کیو انجام شده و از نوع توصیفی- کمی و کیفی(ترکیبی) است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه متخصصین، صاحب نظران و اساتید حوزه مدیریت بوده که 20 تن از آن ها به عنوان نمونه انتخاب و به پرسشنامه پاسخ داده اند. برای بررسی پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که برابر با 60% حاصل شده و همچنین برای سنجش روایی ابزار گردآوری داده ها از روایی محتوایی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه و مصاحبه بوده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها نرم افزارspss بکار برده شده است. در تحلیل داده ها، دیدگاه ها و عقاید پاسخ دهندگان تبیین و تفسیر شده و با توجه به نحوه ارزش گذاری، کارت های کیو دسته بندی شده اند و همچنین عامل های مؤثر بررسی و در نهایت چهار عامل رویکرد فنی، رویکرد نگرشی، رویکرد سیاسی و عدم اطمینان شناسایی شده است.
Investigating the Effect of Tax Avoidance on Investment Efficiency: Interactive Effect of Ownership Structure(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research is to investigate the impact of tax avoidance on investment efficiency with emphasis on the role of institutional ownership and managerial ownership. Tax avoidance can be used as internal source of financing to enable financially distressed companies to access valuable investments with savings from tax avoidance. For this, a sample of 152 companies was selected from the companies listed in the Tehran Stock Exchange and by collecting data related to the research during the years of 2015 to 2022. The data related to the research variables for a period of 8 years were collected from reliable statistical databases. The hypotheses inspired by the title of the research were estimated according to the Chow test and the Hausman test using related statistical methods. The result of the first hypothesis indicates the existence of a significant and positive relationship between tax avoidance and investment efficiency. Also, the result of the second hypothesis showed that there is a direct and significant relationship between tax avoidance in companies with institutional ownership and investment efficiency. While the result of the third hypothesis showed that there is no significant relationship between tax avoidance in companies with managerial ownership and investment efficiency.
Examining the Role of Content Strategies in Formulating Digital Media Policies: An Approach Based on Soft Systems Methodology(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the contemporary day, where digital technologies profoundly impact all facets of human existence, effective policymaking in digital media is crucial. Considering the substantial influence of these media on public opinion, political and social communications, as well as their profound effects on cultural and economic aspects of societies, the imperative for a meticulous and exhaustive assessment of the policies implemented in this area is more evident. Given the intricate and multifaceted characteristics of digital media policymaking, the application of soft operational research methodologies can provide more thorough and agreeable outcomes. This research investigates the methodologies of soft systems and cognitive mapping as analytical instruments for assessing digital media policymaking. This methodology enables the identification of current concerns and issues, while also assessing capacities and potential for enhancement, thereby offering a thorough and pragmatic framework for effective policymaking in this domain. The data necessary for constructing the conceptual model of this research were obtained by examining prior studies and conducting comprehensive interviews with experts and specialists in digital media. In analyzing the present condition of the media and communication sector, a significant observation, akin to various social and cultural domains, is the occurrence of cultural lag, wherein the rapid progression of communication technologies has surpassed the capacity of society and policymakers to adjust and formulate suitable content strategies. This research indicates that modifications in the "content" domain are crucial for effective policymaking in digital media.
یک مدل تصمیم گیری برای مسئله طراحی چیدمان مراکز درمانی با در نظر گرفتن عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در صنعت بهداشت و درمان، طراحی بهینه چیدمان مراکز درمانی، به ویژه بخش اورژانس، نقش حیاتی در بهبود کیفیت خدمات، افزایش رضایت بیماران و ارتقای ایمنی دارد. این طراحی می تواند به بهبود مراقبت های بیماران، کاهش هزینه های عملیاتی و استفاده بهینه از منابع کمک کند. بااین حال، به دلیل وجود عدم قطعیت، طراحی چیدمان مراکز درمانی پیچیده است. درحالی که تحقیقات قبلی بیشتر بر رویکردهای قطعی تمرکز داشته اند، تأثیر عدم قطعیت کمتر موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش یک چارچوب ترکیبی با استفاده از تئوری مجموعه های فازی و تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره ارائه می دهد. در پژوهش حاضر ابتدا با مرور مقالات و مصاحبه با خبرگان، ۲۲ شاخص کلیدی در ابعاد مختلف بخش اورژانس شناسایی شدند. پس از توزیع پرسش نامه دلفی فازی و انجام یک مرحله نظرسنجی، هفت شاخص نهایی شامل طول اقامت، زمان انتظار، نرخ پذیرش، میزان ازدحام، میزان حضور مجدد، زمان تا ارزیابی اولیه و رضایت بیماران تأیید شدند. سپس، با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی، شاخص های انتخاب شده وزن دهی شدند و دو چیدمان بهینه با کمک الگوریتم های آلدپ و کرفت طراحی گردید. در پایان، برای ارزیابی و رتبه بندی چیدمان ها، از روش شباهت به راه حل ایده آل فازی استفاده شد. نتایج این پژوهش به مدیران مراکز درمانی در بهینه سازی طراحی چیدمان و طراحی اولیه کمک شایانی خواهد کرد و می تواند به بهبود کارایی و اثربخشی خدمات درمانی منجر شود.
الگوی پاسخگویی ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر انتظارات فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1 - 23
حوزههای تخصصی:
در نظام اسلامی، مسئله مشروعیت و مقبولیت محصول تعامل پاسخگویی، کارآمدی، مسئولیت و تکلیف پذیری است. فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) پاسخگویی را یک حقیقت اسلامی می داند و در این رابطه می فرمایند؛ «پاسخگویی همان مسئولیت است. همه باید پاسخگو باشند؛ پاسخگوی کار خود، پاسخگوی تصمیم خود، پاسخگوی سخنی که بر زبان آورده اند و تصمیمی که گرفته اند؛ این معنای پاسخگویی است.» با توجه به اهمیت مبحث پاسخگویی این پژوهش با هدف ارائه الگوی ستاد پاسخگو آجا مبتنی بر انتظارات معظم له انجام شد. نوع تحقیق با توجه به هدف بسط و گسترش مفاهیم در زمینه ی «پاسخگویی» و رسیدن به الگوی ستاد پاسخگو ارتش، کاربردی و توسعه ای است. ازنظر ماهیت و روش این تحقیق توصیفی تحلیلی یا ژرفانگر است که با رویکرد آمیخته انجام شد. در بعد کیفی از تحلیل محتوا، و در بعد کمی از روش معادلات ساختاری تفسیری استفاده شد. ابتدا، با استفاده از نظریه های موجود مدل مفهومی پژوهش ترسیم شد. سپس با بهره مندی از تکنیک مصاحبه ساختاریافته و روش نمونه گیری هدفمند یا قضاوتی، مدل مفهومی و اجزاء آن( ابعاد، مؤلفه ها، شاخص ها و ...) در اختیار خبرگان قرار گرفت تا دیدگاه آنان در این خصوص اخذ گردد. با توجه به چندسطحی بودن مدل، برای تأیید آن و اینکه مدل بتواند با بالاترین دقت و صحت، متغیر وابسته نهایی، را پیش بینی نماید از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شد. الگوی نهایی از یک متغیر اصلی، 5 بعد، 19 مؤلفه و 115 شاخص تشکیل شده است که بر اساس نتایج تحلیل عاملی، الگوی موصوف مورد تائید قرار گرفت.
ارزیابی سطح بلوغ مدیریت دانش در آرشیوهای دیداری شنیداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
40 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزیابی سطح بلوغ مدیریت دانش در آرشیوهای دیداری شنیداری کشور بر اساس مدل سطح بلوغ مدیریت دانش اِی پی کیوسی. مدیریت دانش در این مراکز نقش مهمی در حفظ میراث دیداری شنیداری کشور ایفا می کند، اما وضعیت بلوغ آن تاکنون مورد بررسی جامع قرار نگرفته است. روش پژوهش: این پژوهش از نوع پژوهش کمّی و روش گردآوری داده ها از نوع میدانی با راهبرد شیوه های ترکیبی و هدف تحقیق و توسعه (اکتشاف و فهم) با ابزار پرسشنامه استاندارد مدل سطح بلوغ مدیریت دانش اِی پی کیوسی است. جامعه پژوهش ، 11 سازمان بزرگ آرشیوی دیداری شنیداری در کشور است که بر اساس سرشماری انتخاب شدند. تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون فریدمن و آزمون t تک نمونه ای انجام شد تا رتبه بندی معیارهای بلوغ مدیریت دانش مشخص شود. همچنین برای تبیین انتخاب مدل سطح بلوغ مدیریت دانش اِی پی کیوسی از بین سایر مدل های بلوغ مدیریت دانش، از روش تاپسیس استفاده شد. یافته ها: در ارزیابی سطح بلوغ مدیریت دانش بر اساس مدل اِی پی کیوسی، مراکز آرشیوی سازمان صداوسیما (اداره کل آرشیو، آرشیو فضای مجازی و آرشیو پرس تی وی)؛ کتابخانه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی؛ مرکز اسناد و موزه های صنعت نفت؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ مرکز اسناد و کتابخانه آستان قدس رضوی؛ آرشیو ارتش جمهوری اسلامی و آلبوم خانه کاخ گلستان در سطح یک؛ پژوهشکده تاریخ معاصر ( مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران) در سطح دوم؛ سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران (آرشیو ملی) در سطح سوم رتبه بندی شدند. هیچکدام از مراکز آرشیوی امتیاز سطح چهارم و سطح پنجم را کسب نکردند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این مطالعه در خصوص رتبه بندی سطح بلوغ مدیریت دانش در آرشیوهای دیداری شنیداری بزرگ کشور، می توان گفت که اکثر سازمان های آرشیوی دیداری شنیداری نیازمند برنامه ای جامع در حوزه مدیریت دانش به منظور آگاهی رسانی و شناسایی فرصت ها برای ارتقاء سطح بلوغ مدیریت دانش هستند. دانش حیاتی در این گونه سازمان ها نیازمند توجه و شناسایی است. چراکه این نوع دانش از نوع تخصصی و نیازمند مدیریت ویژه برای حفظ میراث دیداری و شنیداری کشور است. اصالت/ارزش: این مطالعه نخستین پژوهش در زمینه ارزیابی سطح بلوغ مدیریت دانش در آرشیوهای دیداری شنیداری کشور است که مبتنی بر مدل سطح بلوغ مدیریت دانش مرکز بهره وری و کیفیت آمریکا و با پرسشنامه استاندارد این مدل انجام می شود.
مدل پویایی توانمندی های میان داری شرکت های بزرگ در گذر به بانکداری باز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
131 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف: به منظور مدیریت و هدایت شبکه های بین سازمانی، جایگاه میان دار در شبکه های نوآوری ضروری است و شرکت کانونی که معمولاً در شبکه این نقش را ایفا می کند، به احصا و ارتقای توانمندی های میان داری خود نیاز دارد. همچنین به منظور تثبیت دیدگاه راهبردی و بلندمدت به توانمندی های میان داری، باید در دو سطح ایستا (در مراحل راه اندازی و عملیات روزمره شبکه) و پویا (در زمان بروز تغییر اساسی در متغیرهای اصلی شبکه) از سوی بنگاه کانونی توجه شود. هدف این پژوهش ارائه مدلی برای تبیین پویایی توانمندی های میان داری شرکت های بزرگ مالی و بانک ها در گذار به بانکداری باز است. بر این اساس، این پژوهش با تمرکز روی تغییرات توانمندی های میان دار شبکه در مواجهه با پارادایم بانکداری باز، ضمن معرفی توانمندی های نوظهور در فضای جدید، ابعاد مختلف را برای نقش های میان داری در این سیر تحولی بررسی می کند.روش: این پژوهش بر اساس مطالعه موردی صنعت بانکداری ایران با تمرکز روی بانک های موفق میان دار شبکه های نوآوری در به کارگیری بانکداری باز، به عنوان سطح تحلیل و همچنین توانمندی های میان داری شبکه های نوآوری به عنوان واحد تحلیل صورت گرفته است. با در نظر گرفتن پارادایم بانکداری باز به عنوان عامل برهم زننده و با بهره گیری از ۱۹ مصاحبه نیمه ساختاریافته برای تحلیل پنج بانک منتخب میان دار در شبکه های نوآوری بانکی که توسط معیارهای چهارگانه برگزیده شده بودند، مجموعه توانمندی های میان داری در سه مقطع زمانی بانکداری بسته، برهه مهاجرت و همچنین بانکداری باز، با روش تحلیل محتوا کدگذاری و شناسایی شدند.یافته ها: در این پژوهش مجموعه توانمندی های میان داری برای شرکت کانونی، در سه مقطع زمانی بانکداری بسته، برهه مهاجرت و همچنین بانکداری باز، شناسایی و در قالب مدل پویایی تبیین شد. بر این اساس چهار تم اصلی توانمندی در بانکداری بسته، یک تم در مرحله مهاجرت با عنوان مدیریت دگردیسی شبکه و همچنین ۲۲ مقوله جدید تحت چهار تم اصلی با عناوین طراحی و راه اندازی شبکه، القای ارزش شبکه ای پلتفرم، مشروعیت بخشی به پلتفرم و مشارکت دهی شبکه پلتفرم در خصوص توانمندی های میان دار بانکداری باز ارائه شد. همچنین با مقایسه و تحلیل نتایج در دو فضای اشاره شده، توانمندی های نوظهور معرفی شدند، برخی از مواردی که در بانکداری سنتی موجود بودند، حذف شدند، تعدادی از توانمندی ها به صورت یکسان تکرار و برخی از آن ها با اضافه شدن مفاهیم و کدهای جدید و غیرتکراری، به عنوان توانمندی های تقویت شده دسته بندی شدند.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش از بُعد نظری، ضمن ارائه مجموعه ای جامع از توانمندی ها و قابلیت های موردنیاز برای میان داری شبکه نوآوری، با نگاهی پویا ابعاد تاریک این موضوع را در مواجهه با تغییرات پارادایمی فناوری بررسی کرد و تئوری های قبلی را ارتقا بخشید. کلیه نقش ها و توانمندی های موردنیاز بانک های میان دار در دو پارادایم بانکداری سنتی/ بسته و همچنین بانکداری باز برای میان داری شبکه های نوآوری حول خود، به صورت دسته بندی شده ارائه شد. بر این اساس، مبحث میان داری شبکه های نوآوری پلتفرم محور و ابعاد مختلف آن با تکیه بر توانمندی های میان داری پلتفرم های بانکداری باز، در این پژوهش شناسایی و ارائه شد. مطابق با نتایج به دست آمده، لزوم تغییر در توانمندی های میان داری برای شرکت کانونی، در مواجهه با تغییرات پارادایمی از نوع فناوری، به منظور حفظ مزیت رقابتی ضروری به نظر می رسد.
خوشه های گردشگری و توسعه منطقه ای: تحلیل شبکه همکاری و هم تألیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
41 - 88
حوزههای تخصصی:
در موضوع گردشگری، خوشه ها به مثابه گروهی از کسب وکارها و کانون های وابسته به گردشگری از طریق همکاری و تعامل، به دنبال افزایش رقابت پذیری و توسعه هستند. باتوجه به بیش از پنج دهه مطالعه پیرامون خوشه های گردشگری و توسعه منطقه ای و فقدان مرور جامع پژوهش های پیشین، هدف اصلی این پژوهش، مرور کمی این پژوهش ها به کمک ابزار تحلیل کتاب سنجی است. در همین راستا، مقاله های مرتبط با این موضوع از سال 1988 تا 2024 مورد بررسی قرار گرفت و ترسیم نقشه دانش و تحلیل عملکرد بر روی 333 مقاله در نرم افزار Vos viewer انجام شد. یافته ها نشان داد طی دهه گذشته تعداد مقالات منتشر شده بیشترین میزان را داشته و نویسندگانی چون جکسون و مورفی بیشترین استناد علمی را داشته اند. همچنین تجزیه وتحلیل هم رخدادی واژگان، پنج خوشه پژوهشی را آشکار ساخت که واژگان کلیدی هسته آن ها شامل گردشگری، تحلیل خوشه ای، برنامه ریزی منطقه ای، رقابت پذیری و توسعه گردشگری است.
شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب و کارهای فناورانۀ جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۷)
331 - 345
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اینکه هوش مصنوعی یک فناوری بسیار پیچیده و همه منظوره با بسیاری از زمینه های کاربردی بالقوه جدید است، مطالعات محدود در مورد آمادگی کسب وکارهای فناورانه جدید برای به کارگیری هوش مصنوعی یک شکاف تحقیقاتی قابل توجه را ایجاد کرده است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای فناورانه جدید است. این پژوهش یک پیش نیاز برای ایجاد آمادگی و تقویت به کارگیری هوش مصنوعی است.
روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت پژوهش اکتشافی و بر حسب نوع داده ها کیفی است. در این پژوهش از روش کیفی تحلیل تم براون و کلارک برای شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای فناورانه جدید استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر تعداد 14 نفر از بنیان گذاران کسب وکارهای فناورانه جدید و متخصصان در حوزه هوش مصنوعی را شامل می شود. گردآوری داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و تا اشباع نظری ادامه یافت.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که عوامل متعددی بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای فناورانه جدید تأثیرگذار است. عوامل شناسایی شده در این پژوهش شامل عوامل سازمانی، عوامل فناورانه، عوامل زیرساختی، عوامل حاکمیت داده، عوامل محیطی، و عوامل قانونی است.
نتیجه: این پژوهش با شناسایی عواملی که منجر به آمادگی کسب وکارهای فناورانه جدید در به کارگیری هوش مصنوعی می شود سبب می شود کسب وکارهای یادشده با استقبال از هوش مصنوعی از فرصت های آن بهره بگیرند. به علاوه چالش های هوش مصنوعی را به فرصت تبدیل کنند و سطح ریسک خود را پایین آورند و در نهایت زمینه رشد و پیشرفت خود را به ویژه در مقایسه با رقبا فراهم سازند.
بررسی نظریات تالکوت پارسونز در تغییرات فرهنگی پس از انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
103 - 110
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ تحولات عمیقی در نظام فرهنگی کشور ایجاد کرده است؛ این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظریه سیستم های اجتماعی تالکوت پارسونز، به تحلیل این تغییرات فرهنگی پرداخته و چهار کارکرد اصلی پارسونز (انطباق، نیل به هدف، یکپارچگی و حفظ الگو) را به عنوان مبانی نظری در نظر گرفته است. پژوهش حاضر با روش کیفی تحلیل محتوا و با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲ خبره شامل اساتید دانشگاه، سیاستگذاران فرهنگی و صاحب نظران حوزه جامعه شناسی فرهنگی انجام شده و داده های حاصل با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفته و در چارچوب نظریه پارسونز تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان داد که نظام فرهنگی ایران پس از انقلاب در چهار حوزه اصلی تحول یافته است که شامل کارکرد انطباق در قالب اقتصاد مقاومتی و دیپلماسی فرهنگی به عنوان راهبردهای موفق سازگاری فرهنگی شناسایی شدند؛ کارکرد نیل به هدف در قالب اسلامی سازی نهادهای آموزشی و تولید علم دینی به عنوان دستاوردهای کلیدی مورد تأکید قرار گرفت؛ در کارکرد یکپارچگی، تقویت هویت شیعی-ایرانی و ایجاد مناسبت های مشترک به عنوان عوامل انسجام بخش ارزیابی شد و در کارکرد حفظ الگو، تحول نظام آموزشی و بازتعریف مفاهیم فرهنگی به عنوان مکانیسم های مؤثر بازتولید ارزش ها شناخته شدند.