فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۵۷٬۴۳۹ مورد.
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
201 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف: با نقش روزافزون رسانه های اجتماعی در رشد دیجیتال مارکتینگ، به عنوان یکی از روندهای بازاریابی بسیار مهم و پیش بینی ناپذیر امروزه، پلتفرم های خاصی مانند فیسبوک و اینستاگرام به ابزارهای ضروری در حوزه تبلیغات و بازاریابی تبدیل شده اند. این نشان می دهد که اینستاگرام از نظر پلتفرم های رسانه های اجتماعیِ پیشرو که توسط متخصصان بازاریابی و صاحبان برند استفاده می شود، پس از فیسبوک در رتبه دوم قرار دارد. حجم گسترده محتوای تبلیغاتی و بازاریابی تولید شده در شبکه های اجتماعی، باعث شده است که صاحبان کسب وکارها، این محتوا را به گونه ای تهیه کنند که برای مخاطبان هدف جالب توجه باشند و به این طریق میزان مشارکت را در صفحات کسب وکار خود افزایش دهند. از سوی دیگر، با توجه به افزایش چشمگیر تعداد دنبال کنندگان شبکه اجتماعی اینستاگرام طی سال های گذشته و همچنین، علاقه کاربران به دنبال کردن کسب وکارها در این پلتفرم، اهمیت مضاعف این شبکه برای متخصصان حوزه بازاریابی پوشیده نیست. با توجه به آنچه بیان شد، هدف این مطالعه بررسی تأثیر ویژگی های محتوای منتشرشده بر مشارکت مشتری در شبکه اجتماعی اینستاگرام است.
روش: با توجه به حجم عظیم محتوای تولید شده در شبکه های اجتماعی، یکی از روش های عالی برای تجزیه وتحلیل و شناسایی الگوهای موجود در این شبکه ها، تکنیک های داده کاوی است. بدین منظور، ویژگی های بصری و متنی ۴۹۰ محتوای منتشرشده در صفحات تجاری فراورده های آرایشی و بهداشتی، از برندهای سینره، لایسل، شون و بایودرما، گردآوری شد. سپس با استفاده از نرم افزار داده کاوی کلمنتاین و سه روش قوانین انجمنی، مدل اپریوری و درخت تصمیم، ویژگی های مؤثر بر رفتارهای مشارکت مشتریان از منظر لایک ها، کامنت ها و مکالمه ها شناسایی و چگونگی تأثیرگذاری آن ها ارزیابی شد.
یافته ها: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که ویژگی های بصری و متنی تعبیه شده در محتوای پیام های منتشر شده، بر رفتارهای مشارکت مشتریان تأثیر می گذارد. بر اساس این یافته ها استفاده از ویژگی های متنی ترغیب کننده، مانند مناسبت های رسمی و واقعیت های شایان توجه و همچنین، ویژگی های متنی آگاه ساز، مانند قیمت و مخاطبان هدف، بر میزان مشارکت مشتریان با صفحات کسب وکارها تأثیر می گذارد. افزون بر این، ویژگی های بصری آگاه ساز، مانند مرکزیت برند و مرکزیت محصول، در بازه های مقداری مشخصی، بر رفتار مشارکت مشتریان تأثیرگذار است.
نتیجه گیری: پژوهش های پیشین در شبکه اینستاگرام، به طور عمده روی لایک ها و کامنت ها، به عنوان رفتارهای مشارکت مشتریان تأکید کرده اند. پژوهش حاضر علاوه بر بررسی این دو رفتار، گفت وگوهای صورت گرفته در کامنت ها (مکالمه ها) را نیز ارزیابی کرده است. افزون بر این، پژوهش حاضر با در نظر گرفتن همه جنبه های محتواهای منتشر شده و معرفی ۱۳ ویژگی متنی و ۲ ویژگی بصری، درک عمیق تری از ویژگی های محتواهای تأثیرگذار بر رفتارهای مشارکت مشتریان فراهم می آورد و شکاف موجود مبنی بر چگونگی تولید محتوا به منظور افزایش مشارکت مشتریان را پُر می کند. نتایج این پژوهش به مدیران کسب وکارها و برندها، به ویژه در حوزه فراورده های آرایشی و بهداشتی کمک می کند تا استراتژی مشارکت مشتری کارآمد و مؤثری را در شبکه های اجتماعی بصری در پیش گیرند.
تاثیر حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی بر هزینه های نمایندگی با اثر تعدیل کنندگی قدرت مدیر عامل و سرمایه انسانی مدیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
86 - 107
حوزههای تخصصی:
درسال های اخیر حضور زنان در عرصه های راهبردی شرکت ها رشد چشمگیری داشته است. جنسیت بر رفتارمالی شرکت تاثیر می گذارد و از سویی دیگر مدیران با استفاده از قدرت، تخصص و تجارب پیشین خود به قضاوت های صحیح و با کیفیت تر کمک کرده و منجر به تصمیم گیری های بهتری می شوند. بر این اساس در این پژوهش تاثیر حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی بر هزینه های نمایندگی با اثر تعدیل کنندگی قدرت مدیرعامل و سرمایه انسانی مدیرعامل بررسی شده است. پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی-توصیفی محسوب می شود. داده های 108 شرکت که به روش سیستماتیک انتخاب شده اند طی سال های 1397تا 1401 بررسی شده است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی باعث افزایش هزینه های نمایندگی می شود و همچنین قدرت مدیرعامل و سرمایه انسانی مدیرعامل اثر معناداری بر رابطه ی بین حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی بر هزینه های نمایندگی ندارد.نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی باعث افزایش هزینه های نمایندگی می شود و همچنین قدرت مدیرعامل و سرمایه انسانی مدیرعامل اثر معناداری بر رابطه ی بین حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی بر هزینه های نمایندگی ندارد.
تحلیل بازار B2B در صنعت نفت و گاز ایران: یک مطالعه توصیفی- تحلیلی
حوزههای تخصصی:
این مطالعه تحلیلی، ارزیابی جامعی از بازار کسب وکار به کسب وکار (B2B) در صنعت نفت و گاز ایران ارائه می دهد و از رویکردی توصیفی-تحلیلی بهره می برد. تحقیق حاضر بررسی می کند که شرکت های صنعتی چگونه تحقیقات بازار را انجام می دهند و استراتژی های بازاریابی چه تأثیری بر عملکرد آن ها دارند. اطلاعات با استفاده از نظرسنجی میان مدیران بازاریابی صنعت جمع آوری شد و داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و آزمون های توصیفی و استنباطی تحلیل گردید. نتایج، عواملی کلیدی در موفقیت بازاریابی B2B را برجسته می سازند، از جمله کیفیت رابطه، قیمت گذاری، کیفیت محصول/خدمت و نوآوری. همچنین نشان داده شد که افزایش فعالیت های تحقیق بازار و تمرکز بر مشتری مداری با رضایت و وفاداری بیشتر مشتریان همبستگی دارد. یافته ها بر لزوم طراحی استراتژی های بازاریابی یکپارچه در صنعت نفت و گاز ایران تأکید می کنند، به ویژه با در نظر گرفتن چالش هایی همچون تحریم ها و محدود بودن پایگاه مشتریان. این مقاله توصیه هایی کاربردی برای مدیران بازاریابی صنعتی ارائه می دهد، شامل تقویت ارتباطات، برندسازی راهبردی و بهره برداری فعال از اطلاعات بازار برای دستیابی به مزیت رقابتی. مقاله با پیشنهادهای مدیریتی و جهت گیری هایی برای تحقیقات آتی در حوزه بازاریابی صنعتی در بخش انرژی به پایان می رسد.
بهینه یابی پرتفوی مبتنی بر پیش بینی در بورس اوراق بهادار تهران؛ رویکرد شبکه های عصبی NARX و LSTM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
105 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر پیاده سازی بهینه یابی پرتفوی مبتنی بر پیش بینی در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از شبکه عصبی خودبازگشتی غیرخطی با متغیرهای برون زا (NARX) به عنوان رویکرد اصلی و شبکه عصبی حافظه کوتاه مدت طولانی (LSTM) به عنوان رویکرد رقیب و نیز مقایسه عملکرد آن با روش بهینه یابی پرتفوی میانگین-واریانس مارکوویتز است. بدین منظور ابتدا رتبه بندی و تشخیص سهام شرکت هایی که سرمایه گذاری روی آن ها به صرفه است با بهره گیری از مدل تک عامله شارپ صورت گرفته، سپس در راستای برآورد شاخص بازده مورد انتظار و ریسک پرتفوی از پیش بینی بازدهی سهام شرکت ها و واریانس خطاهای پیش بینی بر پایه رویکردهای مذکور استفاده شده و پس از آن بهینه یابی پرتفوی بر اساس روش کلی میانگین-واریانس مارکوویتز انجام شده است. شرکت های موجود در شاخص 50 شرکت فعال تر بورسی مربوط به پایان سال 1400 به عنوان یک نمونه از جامعه آماری در نظر گرفته شدند و برآوردها با استفاده از داده های روزانه مربوط به دوره زمانی 1/2/1399 تا 29/12/1400 انجام شد. نتایج نشان می دهد رویکرد شبکه عصبی NARX نسبت به رویکرد شبکه عصبی LSTM دقت بالاتری در پیش بینی بازدهی سهام شرکت ها دارد و در مرحله بهینه یابی نیز آن را مغلوب می کند. بهینه یابی پرتفوی مبتنی بر پیش بینی با استفاده از شبکه های عصبی NARX و LSTM در مقایسه با بهینه یابی پرتفوی میانگین-واریانس مارکوویتز ریسک کمتر و حداکثر نرخ شارپ بالاتری را برای سرمایه گذاران فراهم می آورد.
شناخت و فهم رهبری ذهن آگاه در سازمان های دولتی؛ تحلیل عوامل اثرگذار و پیامدها با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
126 - 149
حوزههای تخصصی:
هدف : ذهن آگاهی برای رهبری می تواند توسعه رفتارهای مثبت سازمانی و سرمایه های روانشناختی همچون خوش بینی، امید، تاب آوری و خودکارآمدی را همراه داشته باشد، زیرا افراد ذهن آگاه بیشتر از اطلاعات خود آگاه و به تنظیم رفتار متناسب با ذات خود قادر هستند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر و پیامدهای رهبری ذهن آگاه در سازمان های دولتی انجام پذیرفت. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهش حاضر از لحاظ روش آمیخته و بر مبنای پژوهش های کیفی و کمی است و همچنین از نظر فلسفه پژوهش در زمره پژوهش های قیاسی-استقرایی قرار می گیرد. این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده ها، اکتشافی است. در پژوهش حاضر مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و همچنین اساتید دانشگاه به عنوان نمونه انتخاب شدند. در خصوص چگونگی انتخاب جامعه آماری باید بیان کرد که با توجه به اینکه موضوع پژوهش، رهبری ذهن آگاه می باشد، باید از افرادی استفاده می شد که از حیث نظری و عملی با این مفهوم آشنایی داشته باشند و اشراف اطلاعاتی لازم در جهت پاسخگویی به سوالات مصاحبه و پرسشنامه را دارا باشند. به همین دلیل، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری 25 نفر از مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و همچنین اساتید دانشگاه، به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار انجام شد. لازم به توضیح است از آنجا که پژوهش حاضر یک پژوهش آمیخته با رویکرد اکتشافی است، ابتدا باید مطالعه کیفی و سپس مطالعه کمی انجام شود. در بخش کیفی، داده های کیفی که با استفاده از نظرات 25 نفر از خبرگان جمع آوری شدند، توسط نرم افزار مکس کیودی ای و روش تحلیل محتوا و کدگذاری تحلیل شدند. سپس در بخش کمی، با توجه به اینکه ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد، داده ها در قالب پرسشنامه مقایسه زوجی، در اختیار همان نمونه قبلی قرار گرفت و داده های به دست آمده، با استفاده از مراحل روش نقشه شناخت فازی تحلیل شدند. یافته های پژوهش: در این پژوهش، یافته ها در بخش کمی و کیفی قابل طرح است. یافته های بخش کیفی نشان دهنده عوامل موثر و پیامدهای مرتبط با ذهن آگاهی در مدیران سازمان های دولتی است. بر این اساس عوامل موثر بر ذهن آگاهی در مدیران سازمان های دولتی شامل استقبال از تغییرات، وجود روحیه انعطاف پذیری شناختی، استقلال و خودهدایتگری، بهره مندی از قدرت ریسک پذیری، داشتن توانایی تمرکز بر جزئیات، داشتن روحیه یادگیری و مشارکت، تعهد به ارزش ها و اصول اخلاقی، توانایی درک دقیق محیط و موقعیت ها، تلاش برای توسعه حرفه ای خود و توانایی کنترل و تنظیم احساسات می باشد. هم چنین پیامدها یا عوامل پسایندی ذهن آگاهی در مدیران سازمان های دولتی، کاهش خطاهای انسانی، شناسایی نقطه کور درونی، تقویت مهارت های ارتباطی ، بهبود فرآیند تصمیم گیری، همسو کردن کارکنان در راستای مأموریت سازمان، کاهش استرس و تنش های کاری، افزایش رضایت شغلی، تعادل بین پردازش درونی و بیرونی، کاهش نرخ گردش شغلی و ایجاد فرهنگ سازمانی مثبت هستند. محدودیت ها و پیامدها : یکی از محدودیت های پژوهش حاضر بررسی مقطعی رهبری ذهن آگاه است. از همین رو پیشنهاد می شود تحقیقات بعدی با انتخاب سازمان مشخصی به مطالعه فرایند شکل گیری چنین رهبری در طی زمان بپردازند و تغییرات آن در طول زمان را بررسی کنند. از دیگر محدودیت های پژوهش می توان به جامعه آماری تحقیق اشاره داشت که مدیران و کارکنان سازمان های دولتی و همچنین اساتید دانشگاه بودند و باید در تعمیم نتایج احتیاط کرد. پیامدهای عملی : با شناسایی عوامل موثر و پیامدهای شکل گیری رهبری ذهن آگاه و جهت دهی درست به آن می توان به اهداف سازمانی و افزایش بهره وری در سازمان ها رسید. ابتکار یا ارزش مقاله : وجه نوآوری پژوهش حاضر آن است که ذهن آگاهی مدیران سازمان های دولتی که پیش از این به عنوان یک خلأ نظری در این زمینه قلمداد می شد، تا حدودی مرتفع شد و تمایز اساسی که یافته های این پژوهش با نتایج پژوهش های گذشته دارد در این است که این پژوهش توانست با استفاده از رویکرد FCM، عوامل موثر و پیامدهای رهبری ذهن آگاه در سازمان های دولتی را شناسایی کند که این کار در پژوهش های گذشته صورت نگرفته است. نوع مقاله: مقاله پژوهشی
پسایندهای ترویج جوهره فرقه گرایی حاکمیت شرکتی در پایبندی به حقوق سهامداران: کاربستِ فرایند پدیدارشناسی و قوم نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۰
131 - 156
حوزههای تخصصی:
هدف: فرقه سازمانی بر خلاف ماهیت آن در ساختارهای اجتماعی، نوعی تملک طلبیِ مجموعه ای از صاحبان قدرت تعریف می شود که با مصادره ساختارهای سازمانی، صرفاً کارکردهای شرکت را در راستای منافع خود مدیریت می نماید. یکی از این کارکردها که تحت تأثیر ترویج فرقه گرایی ساختاری زمینه برای تضییع حقوق دیگران را به وجود می آورد، کارکردهای حاکمیت شرکتی است. هدف این مطالعه، پسایندهای ترویج جوهره فرقه گرایی حاکمیت شرکتی در پایبندی به حقوق سهامداران است. روش: در این مطالعه از طریق ترکیب دو مبنای قوم نگاری و پدیدارشناسی، تلاش شد تا در وهله ی اول با مرور نظام مند مبانی نظری، ابعاد ماتریس نقاط مرجع استراتژیک برای تعیین مسیر مصاحبه شناسایی شود. سپس از طریق مصاحبه نسبت به شناسایی پسایندهای منفی ترویج جوهره فرقه گرایی حاکمیت شرکتی در پایبندی به حقوق سهامداران با رعایت الگوی اتکینسون (2007) اقدام شد. سپس با هدف تبیین خوشه ها در بستر مطالعه اعتبارسنجی و پایایی ابعاد شناسایی شده صورت گرفت تا در نهایت بخش آخر مطالعه، طبق خوشه های قرار گرفته ماتریس نقاط مرجع استراتژیک، از فرایند رتبه بندی ماتریسی بهره برده شود تا براساس مقایسه ی زوجی هریک از خوشه های قرار گرفته در سطر «i» و ستون «j»، منفی ترین پسایند ترویج فرقه گرایی حاکمیت شرکتی از نظر رعایت حقوق سهامداران مشخص شود. یافته ها: نتایج در فاز اول پژوهش براساس دو محور تبعیض گرایی و قدرت گرایی ساختاری در بستر ماتریس نقاط مرجع استراتژیک، حکایت از شناسایی 25 خوشه در قالب 4 مضمون اصلی پدیده مورد بررسی دارد. نتیجه گیری: براساس فرایند ماتریسی مشخص شد، خوشه های مضمونِ تضییع حقوق اطلاعاتی در بستر شرکت های فعال در خودرو و ساخت قطعات، مهمترین پسایند منفی ترویج فرقه گرایی حاکمیت شرکتی محسوب می شود.
بررسی تأثیر رکود اقتصادی بر رابطه بین مدیریت سود واقعی و مدیریت سود تعهدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
129 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش بررسی تأثیر رکود اقتصادی بر رفتارهای مدیریت در استفاده از مدیریت سود واقعی و مدیریت سود تعهدی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش همبستگی و پس رویدادی است. برای نیل به هدف پژوهش از اطلاعات مالی 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1390 تا 1401 (12 سال- 1536 سال شرکت) و برای آزمون فرضیه های پژوهش از روش رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان دادند بین رکود اقتصادی و مدیریت سود واقعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و مدیران در دوره های رکود اقتصادی همزمان با استفاده از مدیریت سود واقعی، از مدیریت سود تعهدی نیز استفاده می کنند؛ اما استفاده از مدیریت سود واقعی در دوران رکود شدت بیشتری نسبت به دوران غیررکودی دارد. همچنین نتایج به دست آمده با استفاده از تحلیل های حساسیت، نشان از پایداری نتایج به دست آمده اولیه در هر دو فرضیه پژوهش است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های آماری می توان نتیجه گرفت انجام مدیریت سود در دوره های رکود اقتصادی شدت بیشتری پیدا می کند و همچنین مدیران برای رسیدن به سود هدف خود در دوران رکود اقتصادی از هردو مدیریت سود واقعی و تعهدی استفاده می کنند. لذا بررسی عمیق تر اطلاعات مالی شرکت ها توسط استفاده کنندگان در دوره های رکود اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا می کند.
طراحی مدل عوامل بنیادین ناهمسانی اطلاعاتی در بستر نظریه نمایندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
104 - 124
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش، ارائه ی مدلی جامع و کل نگر برای شناسایی و تحلیل عوامل بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با رویکرد تلفیقی کمّی–کیفی در چارچوب نظریه نمایندگی است. نابرابری اطلاعات میان مدیران و سهامداران، تحت تأثیر ساختار مالکیت، انگیزه های فردی و فضای نهادی وفرهنگی، می تواند موجب افزایش هزینه های نمایندگی و کاهش شفافیت شود. این مطالعه با تلفیق منسجم یافته های پیشین، تصویری کل نگر از ریشه های این پدیده ارائه می دهد. روش: این پژوهش کاربردی با رویکرد تلفیقی کمی- کیفی و روش پیمایشی انجام شد؛ ابتدا بر مبنای چارچوب نظریه نمایندگی و اطلاعات نامتقارن، با مرور نظام مند ادبیات و تحلیل محتوای ساختاریافته متون و مقررات گزارشگری مالی، و نیز با انجام مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان حسابداری و گزارشگری مالی، متغیرهای بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی شناسایی و پرسشنامه ای بر مبنای آن ها تدوین و پس از تأیید روایی صوری و محتوایی توسط جمعی از اساتید و کارشناسان، آماده شد. جامعه آماری تحقیق شامل اعضای هیئت علمی و اساتید اقتصاد، مدیریت مالی ،حسابداری و آمار دانشگاه های تهران ، کارشناسان بورس اوراق بهادار و نهادهای مالی و حسابرسی مستقر در استان تهران و مدیران مالی و حسابداری شرکت های بورس اوراق بهادار تهران بودند که روش نمونه گیری گروهی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مجموع تعداد 168 نفر به پرسشنامه ها به صورت کامل پاسخ دادند که در تحلیل داده های پژوهشی مورد استفاده قرار گرفت داده های جمع آوری شده ابتدا از طریق شاخص های توصیفی و استنباطی و ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش ویژگی های اولیه و قابلیت اعتماد داده ها ارزیابی شد و سپس با تحلیل عاملی اکتشافی، متغیرها به عوامل محدود و بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی تقلیل یافتند. این فرایند تحلیلی، بستری مستحکم و منسجم برای طراحی مدل نهایی عوامل بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی فراهم آورد. یافته ها: در مدل ارائه شده 4 عامل که 90.306 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند و 40 متغیر با تعیین بارعاملی بصورت رتبه بندی شده بعنوان عوامل موثر بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های بورسی شناسایی شد. عوامل سازمانی و ساختاری با مجموع بارعاملی 7.49 و تبیین 28.14 درصد از تبیین واریانس، عوامل قانونی و حقوقی با مجموع بارعاملی7.37و تبیین22.746درصد از واریانس کل، عوامل اقتصادی،مالی و ساختار بازار با مجموع بارعاملی7.05و تبیین20.38 درصد از واریانس کل، عوامل مدیریتی با مجموع بارعاملی62.6و تبیین19.04درصد ار واریانس کل، به ترتیب مهمترین عوامل موثر بر عدم تقارن داخلی در شرکت های بورسی تعیین شدند. این چهار عامل 306/90 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که برای کاهش معنادار سطح عدم تقارن اطلاعاتی، تنها تمرکز بر ابزارهای سنتی نظیر بهبود گزارشگری مالی کافی نیست. بلکه ضروری است سیاست گذاران و مدیران شرکت ها، مجموعه ای هماهنگ از اقدامات در حوزه های متنوعی همچون تقویت کنترل های داخلی، بهبود ساختار هیئت مدیره، ارتقاء شفافیت قوانین افشا، بهبود شرایط رقابتی بازار، اصلاح نظام پاداش و ترویج فرهنگ شفافیت را در دستور کار قرار دهند. نتایج این پژوهش می تواند برای سازمان بورس و اوراق بهادار، نهادهای ناظر مالی، حسابرسان مستقل، و همچنین مدیران ارشد شرکت ها به عنوان نقشه ای جامع از عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی ایفای نقش کند و مبنایی برای تدوین سیاست ها و مداخلات اثربخش در جهت بهبود محیط اطلاعاتی بازار سرمایه فراهم آورد. همچنین، پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با بهره گیری از رویکردهای مقایسه ای و مدل سازی ساختاری، روابط علّی میان عوامل شناسایی شده را بررسی کنند تا بستر سیاست گذاری مبتنی بر شواهد علمی بیش از پیش تقویت شود.
مؤلفه های تفکر راهبردی و خط مشی گذاری عمومی امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
91 - 117
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش مؤلفه های تفکر راهبردی امام خمینی (ره) در سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران بررسی شده است تا این رهگذر بتوان رابطه میان تفکرات راهبردی امام خمینی(ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران را واکاوی نمود. در این پژوهش از روش تحلیل مضمونی استفاده شده و روش گردآوری داده ها نیز مصاحبه نیمه ساخت یافته با خبرگان بوده است. . از مجموع از 16 مصاحبه صورت گرفته پس از جمع بندی کدها، 75 کد توصیفی استخراج شد که پس از طبقه بندی آن ها ، 25 کد تفسیری و در نهایت 13 مضمون فراگیر در چهار حوزه به دست آمد. بر اساس نتایج پژوهش، مؤلفه های تفکر راهبردی امام خمینی (ره) در سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران عبارتند از خدا محوری، مردم گرایی، دوراندیشی و زمان اندیشی، نگرش نظام مند، مثبت و علمی به مسائل و برنامه ریزی و تصمیم گیری به هنگام. همچنین مؤلفه های سیاستگذاری های عمومی در سیره امام خمینی (ره) شامل عدالت محوری، زمانه شناسی، نیل به سعادت اجتماعی و مدیریت بر قلوب می باشد. در این بین، خلأهایی شامل کم توجهی به عدالت اجتماعی و تضعیف روحیه انقلابی، بین تفکر راهبردی امام خمینی (ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده که راهکارهای مناسب جهت رفع خلأهای فیمابین تفکرات راهبردی امام خمینی (ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران را می توان در دو مؤلفه اجرای قوانین الهی و خدمت به مردم و مردم گرایی جستجو کرد.
غایت شناسی دعای دوم صحیفه سجادیه از رهگذر نگاه تحلیلی به ویژگی های رهبر تمدن ساز اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : هر تمدنی چه از نوعی دینی و چه از نوع غیردینی آن، نیاز به رهبرانی از جنس رهبران تمدن ساز دارد. رهبر همان راهبر یا ترسیم کننده خط و سیر حرکت یک ملت در مسیر تاریخی آنها می باشد. البته در لسان قرآن، هیچ گاه سیر و مسیر حرکت ملت ها در صورتی که خودشان نخواهند عوض نخواهد شد (رعد، 11)؛ اما چه بسیار امت ها و ملت هایی که خواهان تغییر مسیر تاریخی خود بوده اند، ولی از داشتن رهبری شایسته بی نصیب مانده اند. مسئله پژوهش حاضر، نظری محققانه به دعای دوم صحیفه سجادیه است تا با داشتن زاویه دید تحلیلی گامی در راستای ترسیم ویژگی های رهبر تمدن ساز بردارد. علت انتخاب این دعا برای بررسی موضوع ویژگی های رهبر تمدن ساز از دو وجه قابل توجه می باشد: نخست اینکه، این دعا در زمینه های مختلف ویژگی های شخصیتی و عملکردی پیامبر (ص) مطرح شده است و از این جهت متنی جامع می باشد. نکته دوم اینکه، این تعابیر از جانب فردی معصوم مطرح شده که نگاهی درست و حقیقت گونه به شخصیت و منش پیامبر (ص) داشته است. از همین جهت متن دعا می تواند به عنوان منبعی معتبر و جامع تحلیل شود. اهمیت نگاه تمدن سازی به ویژگی های مطرح شده هم از آن جهت است که رهروان امر ایشان با دریافت این ویژگی ها و با ترسیم افق رهبری تمدن ساز، جهت گیری بینش و منش تمدنی را برای خود روشن خواهند دید. این مهم با داشتن نگاه گذرا و خوانشی بر صفات پیامبر (ص) به عنوان برترین رهبر تمدن ساز دینی، اتفاق نمی افتد؛ بلکه باید نگاهی تفسیری و عمیق بر این صفات داشت تا به نوعی به معنای ثابت و مشخصی از متن دعای دوم صحیفه سجادیه دست یافت و ازاین رو، باید با تأمل و ژرف اندیشی عمیق تری مطالعه و بازنگری شود. روش: در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی به شیوه استقرایی استفاده شده است. مراحل شش گانه این روش در ادامه بیان می شود. 1. تدوین پرسش های تحقیق: این پرسش ها براساس پیش فرض های ذهنی محقق راجع به موضوع موردنظر صورت بندی می شوند (ادیب حاج باقری و همکاران، 1394، ص237)؛ 2. تعیین واحد تحلیل: واحد تحلیل، شخص یا چیزی است که تحلیل براساس آن انجام می شود. مضمون، رایج ترین واحدی است که پژوهشگران در تحلیل محتوای کیفی استفاده می کنند (مؤمنی راد و همکاران، 1392، ص203-204)؛ 3. ایجاد نظام مقوله بندی: مقوله های پژوهش حاضر براساس نظام استقرایی شکل گرفته اند. در نظام استقرایی، ابتدا مقولات مشخص و براساس آن، داده ها، مرحله به مرحله از متن استخراج می شوند (مایرینگ، 2014، ص81)؛ 4. نمونه گیری هدفمند: در این نوع نمونه گیری، منابعی برای بررسی انتخاب می شوند که واجد بیشترین اطلاعات، پیرامون موضوع مورد نظر هستند. این منابع را نمی توان از ابتدای پژوهش به طورکامل و دقیق مشخص کرد؛ زیرا انتخاب هر کدام به کفایت اطلاعاتی بستگی دارد که از منابع بررسی شده به دست آمده است (گال، بورگ و گال، 1395، ص 389-398)؛ 5. تحلیل و استنباط از متن: در این مرحله، پژوهشگر ادراکات خود از محتوای داده ها را با نگاهی عمیق بررسی می کند تا دلالت های ضمنی آن را استنباط کند (جنسن و جانکاوسکی، 2002، ص 184)؛ 6. پاسخ به پرسش های تحقیق: در پایان، براساس یافته های پژوهش و تحلیل و استنباط های مبتنی بر آن، به سؤال های پژوهش پاسخ داده می شود. نتایج پژوهش: در پاسخ به پرسش اول یعنی براساس دعای دوم صحیفه سجادیه و با نگاه و رویکرد تمدن سازی، اینکه ویژگی های پیامبر (ص) چگونه ترسیم شده است، مبین دو دسته صفات فردی و اجتماعی می باشد. در دسته صفات فردی، ویژگی های جسمی، روحی، ایمانی و اندیشه ای رهبر تمدن ساز مطرح شده است و در دسته اجتماعی، نحوه تعاملات با خویشان، دوستان و دشمنان و رویکرد راهبردی رهبر تمدن ساز مطرح شده است. نتایج پژوهش در پاسخ به سؤال دوم یعنی براساس ویژگی های رهبر تمدن ساز در دعای دوم صحیفه سجادیه، الگوی پیشنهادی رهبری تمدن اسلامی در عصر حاضر چه می باشد، مبین آن است که رهبر تمدن ساز در رویکردهای فردی، مهربان، جهادگر، مؤمن و متفکر می باشد و در رویکردهای راهبردی، فردی با رویکرد مردم گرا در تعاملات دوستانه داخلی، فردی با رویکرد اقتدارگرا در روابط مخل کننده و مزاحم داخلی، فردی با رویکرد گفتمانی در تعاملات دوستانه خارجی و فردی با رویکرد استراتژیک در تعاملات مخل کننده و مزاحم خارجی می باشد. البته این رویکردها به صورت تعاملی بر دیگر جنبه ها اثر گذاشته و تک بُعدی نمی باشد. سرانجام، پیشنهاد می شود در راستای غنابخشی به تحقیق حاضر، دیگر صفات رهبر تمدن ساز با نگاهی عمیق و رویکردی جدید در دیگر منابع دینی واکاوی و کنکاش شود تا از این رهگذر نه تنها شناخت کافی نسبت به صفات رهبر تمدن ساز اسلامی حاصل شود، بلکه در مقایسه ای فرازمانی در رهبریت تاریخی این تمدن، بحث اطمینان قلبی به موضوع ولایت به عنوان امری در سلوک سیر تمدن ساز، برای رهروان این طریقت حاصل و عاید شود. بحث و نتیجه گیری: تمدن اسلامی به یقین از زمان شکل گیری خود در فرازها و فرودهای زیادی قرار گرفته است؛ اما هیچ کدام از این ریز کنش های مزاحم نتوانسته است کنش حق مدار تمدن اسلامی را در افول و تاریکی قرار دهد و همواره نور این تمدن برای انسان های حقیقت طلب تاریخ، روشنگر و چراغ راه بوده است. تمدن عظیم اسلامی در رهبری و مدیریت همواره متصل به نیروی رهبریت الهی و از جانب اهل بیت (ع) بوده و این انوار مقدس به عنوان الگویی تام در رهبریت تمدنی، سرمشق بوده اند؛ اما در عصر غیبت رهبری تمدن با جایگزینی کلیدواژه ولایت فقیه به جای ولایت امام، دارای رویکردی با ابعاد جدید می باشد. به یقین، برای رهروان تمدن اسلامی پیروی تام و کامل زمانی اتفاق می افتد که این ولایت را به عنوان شاخصه اصلی کشتی در حال حرکت تمدن نوین اسلامی پذیرا باشند و به واسطه ربط با حقیقت، ربط خود را با ولایت روشن نمایند. این مهم زمانی بیشتر ضرورت می یابد که با مقایسه ای بین صفات بنیان گذار تمدن اسلامی و بنیان گذار انقلاب اسلامی و ادامه دهندگان این رهبریت، بفهمیم که صفات رهبران تمدن هزاران ساله اسلامی الگویی برای رهبران تمدن نوین اسلامی بوده و در این راستا تالی تلو ایشان می باشند. وظیفه تابع تمدن اسلامی ایجاب می کند برای بودن و ماندن در کشتی نجات تمدنی، تابع ولایت نیز بوده، وگرنه در برهه های سخت طوفان دریای ظلمت جهل و جهالت، از مسیر درست خارج و غرق شود.
ارزیابی موفقیت شغلی زنان با توجه به خط مشی های اشتغال آن ها در جمهوری اسلامی ایران با نقش میانجی سقف شیشه ای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
55 - 79
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی: این تحقیق با هدف پیش بینی موفقیت شغلی زنان با توجه به خط مشی های اشتغال زنان با نقش میانجی سقف شیشه ای انجام شده است. روش پژوهش: تحقیق موجود ازنظر هدف کاربردی و توسعه ای و از نظر روش یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است، جامعه آماری تحقیق کلیه کارکنان زن دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1401 می باشد که 760 نفر با روش نمونه گیری نمونه در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه محقق ساخته خط مشی های اشتغال زنان با پایایی 941/0، سقف شیشه ای با پایایی 951/0 و پرسشنامه موفقیت شغلی با پایایی 924/0 است. جهت تجزیه وتحلیل داده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. یافته ها: بین خط مشی های اشتغال زنان و مؤلفه های آن با موفقیت شغلی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان رابطه وجود دارد. مؤلفه های خط مشی های اشتغال زنان به صورت هم زمان 60/0 واریانس موفقیت شغلی را تبیین می کنند. ارتقاء دانش، حمایت اجتماعی، ارتقاء شغلی، حضور در عرصه های مدیریتی، حمایت سازمانی، وظایف خانوادگی، شایستگی، حفظ کرامت و حضور در عرصه های سیاسی به ترتیب بهترین پیش بینی کننده موفقیت شغلی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان می باشند. سقف شیشه ای در رابطه بین خط مشی های اشتغال زنان و مؤلفه های آن با موفقیت شغلی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان نقش میانجی دارد. بحث و نتیجه گیری: سقف شیشه ای به عنوان یک مانع ساختاری در محیط کار، نقش مهمی در تعیین میزان موفقیت شغلی زنان ایفا می کند. ازاین رو، تدوین و اجرای خط مشی هایی که هدف آن ها کاهش یا حذف سقف شیشه ای باشد، می تواند به بهبود موفقیت شغلی زنان در محیط های دانشگاهی منجر شود.
بررسی تأثیر سرمایه فکری سبز بر عملکرد زیست محیطی هتل ها با نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز با رویکرد اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
80 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف: سئوال اصلی: هدف از انجام پژوهش بررسی تأثیر سرمایه فکری سبز بر بهبود عملکرد زیست محیطی هتل ها با درنظرگرفتن نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز و با رویکرد اسلامی می باشد. روش پژوهش:جامعه آماری کلیه مدیران مسلمان هتل های سه ستاره به بالای شهر یزد به تعداد 33 نفر می باشد که همه موارد در تحلیل نتایج مورد بررسی قرار گرفته اند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از معادلات ساختاری و با نرم افزار PLS مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که سرمایه فکری سبز بر مدیریت منابع انسانی سبز تاثیر مثبت معناداری داشته است و علاوه برآن تاثیر سرمایه فکری سبز از طریق مدیریت منابع انسانی سبز بر عملکرد زیست محیطی هتل های اسلامی شهر یزد نیز مثبت و معناداری می باشد. بحث و نتیجه گیری: سرمایه های فکری سبز به تمامی دارایی های نامشهود، دانش، توانایی و روابط در خصوص حفاظت از محیط یا نوآوری سبز، در سطح فردی یا سازمانی اطلاق می شود و مدیریت منابع انسانی سبز به چگونگی اداره و مدیریت در جهت دستیابی به اهداف زیست محیطی می باشد. نتایج حاکی از آن است که هتل ها دریافته اند موفقیتشان تا حد زیادی به توانایی آن ها در مدیریت منابع انسانی و سرمایه فکری در راستای اهداف زیست محیطی وابسته می باشد. در این مسیر، موسسات با اتکا بر منابع انسانی می توانند با ارتقاء عملکرد زیست محیطی از رقبا متمایز گردیده و از بازار موفق تر عمل نمایند.
ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ذهنیت فلسفی به منظور تبیین کارکردهای فلسفه اسلامی در سیستم های کسب و کار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
111 - 135
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ذهنیت فلسفی به منظور تبیین کارکردهای فلسفه اسلامی در سیستم های کسب و کار با استفاده از روش دلفی و میانگین سازی به اجرا درآمده است. برای این منظور از تعداد 72 نفر متخصص فلسفه تعلیم و تربیت که از اساتید دانشگاه های استان تهران هستند، 12 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه اولیه ای که بر اساس مطالعه منابع، پرسشنامه های موجود در ایران و خارج از کشور و نظر کارشناسان فلسفه تعلیم و تربیت در 108 گویه تهیه شده بود، پاسخ داده شد. در این پژوهش مقدماتی پرسشنامه ای 72 گویه ای شامل 12 شاخص برای 3 مؤلفه جامعیت، انعطاف پذیری و تعمق با ضریب آلفای کرونباخ 90/0 استحصال شد. خروجی SPSS برای پایایی بعد جامعیت 82/0، انعطاف پذیری 81/0 و تعمق 77/0 می باشد. در مجموع نتایج نشان داد که این پرسشنامه دقت و کیفیت اندازه گیری ابعاد سه گانه ذهنیت فلسفی را بیشتر از پرسشنامه های موجود دارد. در مجموع نتایج نشان داد که این پرسشنامه دقت و کیفیت اندازه گیری ابعاد سه گانه ذهنیت فلسفی را بیشتر از پرسشنامه های موجود دارد.
تأثیر عوامل نظام راهبری شرکتی بر هم حرکتی سود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: سود حسابداری مهمترین معیار سرمایه گذاران و سهامداران در رابطه با قضاوتها و تصمیم گیری های آتی آنها می باشد و در صورت عدم رضایت از سود، اقدام به مقایسه سود شرکت با سود بازار و یا سود شرکتهای هم صنعت می کنند. یکی از عوامل مهم و اثرگذار در این زمینه عوامل نظام راهبری شرکتی است که می تواند بر هم حرکتی سود موثر واقع شود. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر عوامل نظام راهبری شرکتی بر هم حرکتی سود می پردازد. روش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع علّی (پس رویدادی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، 129 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده در دوره ی زمانی 6 ساله بین سال های 1397 تا 1402 مورد بررسی قرار گرفتند. روش مورد استفاده جهت جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده و داده های مربوط برای اندازه گیری متغیرها از سایت کدال و صورتهای مالی شرکت ها جمع آوری شده و در اکسل محاسبات اولیه صورت گرفته سپس برای آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار استاتا استفاده شده است. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که عوامل نظام راهبری شرکتی بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. مالکیت نهادی بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. استقلال هیئت مدیره بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. تخصص کمیته حسابرسی بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. قدرت مدیرعامل بر هم حرکتی سود تأثیر مستقیم دارد. نتیجه گیری: در نهایت می توان نتیجه گرفت هرچه عوامل نظام راهبری شرکتی بهبود یابد، هم حرکتی سود نیز افزایش می یابد. درصورتی که هم حرکتی سود بیشتر باشد، در این صورت سرمایه گذاران می توانند استخراج محتوای اطلاعاتی مورد نیازشان را در سطح صنعت راحت تر انجام دهند.
بررسی رابطه بین نوآوری و ریسک ورشکستگی با تأکید بر نقش بیش اطمینانی و توانایی مدیران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین نوآوری و ریسک ورشکستگی با متغیرهای تعدیل گر بیش اطمینانی و توانایی مدیران است. داده های شرکت های مورد بررسی از سامانه کدال و نیز نرم افزار داده پرداز نوین طی سال های 1390 تا 1401 استخراج و برای آماده سازی و تجزیه و تحلیل داده ها به ترتیب از نرم افزارهای اکسل و ایویوز و الگوی رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد نوآوری باعث کاهش احتمال ورشکستگی می شود. علاوه بر این وجود متغیر تعدیلی بیش اطمینانی مدیران تأثیر منفی و متغیر تعدیلی توانایی مدیران تأثیر مثبت بر این رابطه دارند و به ترتیب باعث تضعیف و تقویت این رابطه (افزایش و کاهش بیشتر احتمال ورشکستگی) می شود. همچنین وجود همزمان دو متغیر تعدیلی این رابطه را تقویت می کند. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت هزینه نوآوری (تحقیق و توسعه) بهبود وضعیت شرکت ها را به دنبال داشته و بیش اطمینانی مدیران معمولاً وضعیت شرکت را به خطر انداخته و توانایی مدیران باعث افزایش ارزش شرکت و کاهش ورشکستگی می شود. بنابراین می توان گفت در شرکت های بورسی تهران، احتمال ورشکستگی تابعی از هزینه تحقیق و توسعه، بیش اطمینانی مدیران و توانایی مدیران هم به صورت مجزا و هم به صورت توأم می باشد.
تحلیل مقایسه ای سوگیری های رفتاری مؤثر بر تصمیمات سرمایه گذاران: شواهدی از فراتحلیل پژوهش های تجربی مالی رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مالی رفتاری از زمانی که پدید آمد توانست پاسخ گوی بسیاری از تناقضات اقتصاد کلاسیک در بررسی واقعیت های اقتصادی در جامعه باشد. مهم ترین نتایج به دست آمده از مالی رفتاری نشان از وجود سوگیری های رفتاری در برخورد با اتفاقات اقتصادی مختلف است. شناخت و بررسی تأثیر گذاری این تورش ها و مقایسه آنها با یکدیگر برای سرمایه گذاران و تصمیم گیرندگان برای جلوگیری از پیامدهای ناشی از این سوگیری ها بسیار مهم و اثرگذار است که مبنای این پژوهش، همین مقایسه بین این سوگیری هاست. در این پژوهش که بر مبنای فراتحلیل پژوهش های تجربی انجام گرفته در حوزه تورش های رفتاری است، 12 تورش اصلی شناسایی شده در کارهای دیگران باتوجه به منابع و کثرت پژوهش های صورت گرفته برای این تورش ها، انتخاب شد. این سوگیری ها براساس 61 مقاله مطالعه شده انتخاب شد، که 24 مقاله داخلی و 37 مقاله از منابع بین المللی بوده اند. داده های استخراج شده از مقاله ها، به نرم افزار فراتحلیل 2[1] وارد شد که طبق نتیجه خروجی از نرم افزار، ناهمگنی در بین نتایج همه پژوهش ها مشاهده شد و به همین دلیل از روش اثرات تصادفی برای تحلیل نتایج فراتحلیل استفاده شد. درنهایت تأثیر این تورش ها بر تصمیم گیری براساس آماره Z و سطح معناداری محاسبه شده توسط نرم افزار تأیید شد و بیشترین اندازه اثر برای سوگیری حسابداری ذهنی به دست آمد.
بررسی رابطه فشارهای اقتصادی و به کارگیری استراتژی های دوسوتوان در مواجهه با چالش های شناختی شرکت های دانش بنیان حوزه زیست فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
60 - 87
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش کاربردی، بررسی نقش دوسوتوانی در شرکت های دانش بنیان حوزه زیست فناوری در مواجهه استراتژیک پارادوکس ها و چالش های شناختی سازمانی با رویکرد پژوهش های همبستگی است. برای توزیع پرسش نامه محقق ساخته از روش نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر طیف لیکرت و بررسی بدون واسطه در گردآوری داده های پژوهش استفاده شده است. نمونه آماری شامل 216 شرکت دانش بنیان در حوزه زیست فناوری کشور است که از میان عوامل محیطی متعدد به بررسی مؤلفه اقتصادی در تقسیم بندی چالش ها و پارادوکس های موجود، نقطه نظرات ایشان در سال 1402 مورد بررسی و پژوهش قرار گرفت. بر همین اساس، رابطه به دست آمده فشارهای اقتصادی و به کارگیری استراتژی های دوسوتوان در مواجهه با پارادوکس ها و چالش های شناختی شرکت های دانش بنیان حوزه زیست فناوری و نتایج الگوریتم تحلیل داده ها بر پایه اعتباریابی محتوایی، گواه بر روایی ابزار سنجش و ضریب حدود 92 درصد کرونباخ (۰٫۹α ≥ )، پایایی مقیاس لیکرت، همبستگی مثبت و معناداری پارادایم های مذکور را نشان می دهد. بنابراین، عوامل اثرگذار محیطی از منظر رواداری مؤلفه های اقتصادی با اتکاء بر مفاهیم دوسوتوان در کاهش یا افزایش چالش ها در شناخت بهتر و تقلیل سطح دوگانگی در رفع مسائل و پیچیدگی های سازمانی نقش بسزایی دارد.
تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
338 - 356
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان دانشگاه المستنصریه بغداد به تعداد 800 نفر می باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 260 نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ی پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد رهبری تحول آفرین بأس و آولیو (1997)، استرس کاری هلریگل و اسلوکام (2000)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981) و عمکلرد شغلی پاترسون (1990) استفاده شد، روایی پرسشنامه از طریق متخصصان علوم تربیتی و مدیریت و تحلیل عاملی به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه رهبری تحول آفرین 90/0، استرس کاری 87/0، فرسودگی شغلی 88/0 و عملکرد شغلی 91/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر رهبری تحول آفرین، استرس کاری و فرسودگی شغلی بر عملکرد کارکنان معنی داری می باشد، همچنین مشخص شد تأثیر رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی مثبت و معنی دار می باشد.
ارائه الگوی رهبری اثربخش در سازمانهای دیجیتالمحور مبتنی بر رویکرد پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
295 - 334
حوزههای تخصصی:
تحول دیجیتال بر سطوح مختلف شامل جامعه، مشتریان، بازارهای کار و شرکت ها تاثیرگذار است و در آینده نیز این تاثیر ادامه دار خواهد بود. تحول در عصر دیجیتال سازمان ها را تحت نوسانات شدید، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام در عمل قرار می دهد که نیاز است تا با رهبری اثربخش نسبت به تشخیص فرصت های پیرامونی و رفع تهدیدات، اقدام شود که یکی از فرصت های موجود برای مدیریت مؤثر عوامل داخلی و پیرامونی، توجه به رویکرد توسعه پایدار با تأکید بر ابعاد اجتماعی، اقتصاد و زیست محیطی است. در این راستا؛ هدف پژوهش حاضر طراحی الگو رهبری اثربخش در سازمان های دیجیتال محور مبتنی بر رویکرد توسعه پایدار است. این پژوهش با رویکرد آمیخته و با روش های نظریه داده بنیاد در بخش کیفی و روش مدلسازی ساختاری تفسیری در بخش کمّی انجام گرفت. جامعه ی آماری شامل کلیه متخصصان در زمینه رهبری اثربخش و تحول دیجیتال هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند؛ داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با هجده نفر از صاحبان کسب و کار و متخصصان جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد.
بررسی نقش قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین بر عملکرد مالی شرکت ها در دوران اختلال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
273 - 286
حوزههای تخصصی:
هدف: در محیط کسب وکار متغییر امروز هرلحظه احتمال وقوع اختلالات وجود دارد. اختلال هایی مانند کووید-19 بر عملکرد شرکت ها تاثیر می گذارد و روند عادی فعالیت آن ها را مختل می کند. لذا شرکت ها برای مقابله با اختلالات باید قابلیت هایی در خود ایجاد کنند که مقاومت آن ها در برابر اختلال را افزایش دهد. قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین شرکت را در غلبه بر اختلالات توانا می سازند. ازاین رو این پژوهش یک مدل یکپارچه را برای بررسی رابطه بین قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین پیشنهاد می کند و تاثیر این قابلیت ها بر عملکرد مالی شرکت در طول پاندمی کووید-19 را که مصداق یک اختلال همه جانبه است بررسی می کند. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش مدیران شرکت 68 تولیدی در شهرک عالی نسب تبریز می باشد که از میان آن ها، نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران 58 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده برآورد شد. به منظور جمع آوری داده های تحقیق از روش کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار SPSS و از روش مدل یابی ساختاری در نرم افزار Smart-Pls استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان می دهد که دانش قدرت است. قابلیت پویا مبتنی بر دانش عملکرد مالی شرکت، تاب آوری زنجیره تامین و قابلیت پویا مبتنی بر منبع را بهبود می بخشد. بر اساس نتایج بعد مبتنی بر دانش قابلیت پویا از بعد مبتنی بر منبع آن برای عملکرد مطلوب کسب وکار حیاتی تر است. علاوه بر این، تاب آوری زنجیره تامین به عنوان متغیر میانجی بین قابلیت پویا مبتنی بر دانش و عملکرد مالی شرکت عمل می کند. اصالت/ارزش افزوده علمی: در این پژوهش مدلی برای تاثیر قابلیت پویا و تاب آوری زنجیره تامین بر عملکرد مالی شرکت های تولیدی ارایه می شود. شرکت ها می توانند با تقویت قابلیت های پویا شرکت و ابعاد تاب آوری مقاومت خود را در شرایط اختلال افزایش و همچنین پاسخ مناسبی ارایه دهند.