فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۶۱ تا ۶٬۴۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
135 - 160
حوزههای تخصصی:
یادگیری در سیاستگذاری، دارای تاثیر و جایگاه بالایی است. هدف این پژوهه، برشمردن انواع روش های یادگیری بر اساس نظریه انتخاب عقلایی محدود است. یادگیری از سیاست ها چگونه و به چه روش هایی انجام می پذیرد؟ فرض این مقاله این است که؛ یادگیری از سیاست ها محدود به مکان و زمان خاصی نبوده و روش های متنوع و مختلفی را دربر می گیرد. روش پژوهش از نوع روش کیفی مبتنی بر تحقیق کتابخانه ای و فیش برداری از کتب و مقالات خارجی و داخلی بوده و سعی گردیده پس از شرح هر نوع یادگیری برای آن مصداقی در حد توان در نظر گرفته شود. یافته ها از آن حکایت دارد که یادگیری در سیاست گذاری طیف وسیعی از روش ها، از جمله؛ یادگیری اجباری و داوطلبانه تا یادگیری از تاریخ و سیاست های گذشته را شامل می شود. در نتیجه، یادگیری می تواند بر اساس نظریه عقلانیت محدود که بر ملحوظ داشتن شرایط عدم اطمینان و بی ثباتی های محیط سیاست گذاری، در افزایش کارایی و اثر بخشی سیاست های تدوین و اجرا شده مثمر ثمر واقع گردد.
تبعیض نژادی در ایالات متحده، یک بررسی میدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
5 - 39
حوزههای تخصصی:
شورش های سال ۲۰۲۰ در شهرهای مختلف آمریکا و تظاهرات مختلف ضد نژادپرستی در این کشور یک بار دیگر توجه همگان را به مسئله نژادپرستی در آمریکا و ریشه های عمیق آن جلب کرد. با وجود تغییرات جدی که در دهه های اخیر در کشور آمریکا به وجود آمده، پژوهش ها نشان می دهند که هنوز هم نژادپرستی یکی از مشکلات عمیق در جامعه آمریکاست. «نژاد» تا سالیان دراز یکی از مسائل مهم در کشور آمریکا خواهد بود و هر تلاشی برای نشان دادن این که در جامعه آمریکا دیگر «نژاد» یک مسئله مهم نیست، خود نشان دهنده اهمیت نژاد در این جامعه است. مطالعه حاضر بر روی داده های یکی از پیمایش های سراسری موسسه پیو در ایالات متحده انجام شده و با جدا کردن پاسخگویان سیاه و سفید، تلاش کرده وضعیت و ادراک آن ها از مشکلات خود و مسائل دیگر در جامعه آمریکا را بررسی و مقایسه کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد شکاف نژادی در جامعه آمریکا منحصر به برخورد پلیس یا مسائل اقتصادی نیست و طیف بسیار گسترده تری از مسائل و مشکلات را در برمی گیرد.
جایگاه قطعنامه های تحریمی شورای امنیت سازمان ملل در راهبرد تحریمی آمریکا (2020-2018)
منبع:
سازمان های بین المللی سال چهارم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱
225-252
حوزههای تخصصی:
تلاش دولت یازدهم ایران جهت برچیدن قطعنامه های تحریمی شورای امنیت سازمان ملل با این دیدگاه صورت گرفت که این قطعنامه ها اساس تمامی تحریم ها هستند و با برچیدن قطعنامه های شورای امنیت، نظام تحریم ها (بین المللی و یک جانبه) فرو خواهد پاشید، اما به دنبال خروج آمریکا از برجام و اعمال مجدد تحریم های یک جانبه در سال 1397، مشخص شد که این دیدگاه درست نبوده است. بنابراین این پرسش مهم مطرح می شود که «اساساً تلاش آمریکا برای اجماع علیه ایران در شورای امنیت با چه هدفی صورت گرفته است؟». فرضیه مقاله آن است که آمریکا تلاش کرده با استفاده از قطعنامه های شورای امنیت به ایجاد هنجار بین المللی برای تقویت ساختار تحریمی خود بپردازد و همکاری دیگر کشورها به ایران را برای کاهش آثار تحریم، پرهزینه کند. بنابراین این مقاله در چهارچوب «سازه انگاری ونتی» و از روش تحلیل اسناد به بررسی قطعنامه های تحریمی علیه ایران پرداخته که چگونه این قطعنامه ها به پیشبرد راهبرد تحریمی آمریکا علیه ایران کمک کرده اند. درک صحیح نسبت به جایگاه قطعنامه شورای امنیت در راهبرد تحریمی آمریکا می تواند به برنامه ریزی صحیح در جهت مقابله با فشارهای اقتصادی و تحریمی کمک شایانی کند.
مؤلفه های سیاسی تأثیرگذار بر روابط ایران و تاجیکستان (2020-2010)؛ بسترهای گذار از واگرایی به ثبات در همگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی کشورها برای گذار از مرحله تصمیم سازی و تصمیم گیری به حوزه کاربست تصمیم ها، متأثر از مؤلفه های سیاسی مختلفی است که متناسب با منابع سیاست خارجی و براساس بازخوردهای کاربست تصمیم ها شکل گرفته باشد. با اتکا به این اصل، روابط ایران و تاجیکستان در سال های اخیر متأثر از مؤلفه های سیاسی گوناگون پس از یک دوره نقش آفرینی فعال، وارد یک دوره رکود و انفعال در سال های 2010 تا 2020 شد. در دوره نخست، ایران فرایند فعال از ابزارسازی راهبردی را در قالب مؤلفه های سیاسی و در دوره دوم بر عکس، فرایندی از توقف استفاده از مؤلفه های سیاسی و خنثی سازی ابزارهای سیاست خارجی در تاجیکستان را گذرانده است. در این نوشتار در پی پاسخ این پرسش هستیم که با وجود آغاز روند احیای روابط از سال 2019، گذار روابط دو کشور از واگرایی به ایجاد یک ثبات در روابط همگرایانه، از دیدگاه مؤلفه های سیاسی همچون ابزارهای سیاست خارجی چگونه است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که روند احیای مؤلفه های سیاسی در قالب ابزارهای سیاست خارجی به ترتیب از اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ارائه چارچوبی امنیتی - سیاسی برای حل و فصل مسئله حزب نهضت اسلامی تحقق می یابد که می تواند ضمن گذار از واگرایی، ثبات در همگرایی را به ارمغان آورد. در این نوشتار می کوشیم به روش کیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای الگویی تحلیلی برای این دوره گذار ارائه دهیم.
ضمان ناشی از انجام معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی در بورس اوراق بهادار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ویژه نامه
227 - 253
حوزههای تخصصی:
با توجه به قسمت اخیر ماده 52 قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران و همچنین وجود قواعد و اصولی کلی که پیرامون لزوم تحصیل مال از طرق شرعی و اخلاقی وجود دارد، در اصل مسئولیت مدنی استفاده کننده از اطلاعات نهانی تردیدی به نظر نمی رسد؛ لکن مبانی مسئولیت مدنی عامل زیان در چنین فرضی محل چالش بوده و نیازمند بحث و بررسی دقیق است؛ چراکه وجود مسئولیت مدنی نیازمند اثبات مبنای آن است. قواعدی همچون حرمت اکل مال به باطل در فقه و منع دارا شدن بلاجهت در حقوق موضوعه مبانی ای هستند که می تواند در جهت اثبات ضمان اشخاصی که با تکیه بر چنین اطلاعاتی مبادرت به انجام معامله کنند، بررسی شود. در نتیجه، سببی که در نتیجه آن بر دارایی و اموال استفاده کننده از اطلاعات نهانی افزوده می شود سبب مشروع و قانونی نبوده و چنین مالی به حکم شرع و عرف باید مسترد شود.
تحلیل مناسبات «انقلاب اسلامی» و «فوروم اجتماعی جهانی» در عرصه تدبیر جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت نقش آفرینی انقلاب اسلامی در عرصه جهانی و اهمیت روز افزون نقش جنبشهای نوین اجتماعی در عرصه تدبیر جهانی، این مقاله به دنبال بررسی این سوال اساسی است که فوروم اجتماعی جهانی به عنوان یکی از مهمترین جنبشهای نوین اجتماعی چه نسبتی با انقلاب اسلامی داشته و چه تاثیری در پیشبرد انقلاب اسلامی در عرصه تدبیر جهانی دارد؟ پاسخ بدین سوال مستلزم بررسی مناسبات دو سویه بین این جنبش و انقلاب اسلامی است. در این راستا این مقاله با توجه به مبانی نظری مطرح شده و با روشی کیفی به مطالعه تطبیقی سه مولفه: هویت، هدف و رقیب در انقلاب اسلامی و فوروم اجتماعی جهانی پرداخته است. بدین منظور ابتدا با تکنیک مقوله بندی و کدگذاری، مولفه های جنبش ساز انقلاب اسلامی و فوروم اجتماعی جهانی استخراج شده و سپس آنها را مقایسه و نسبت سنجی کرده است. با توجه به یافته های این تحقیق می توان گفت که از نظر مولفه هویت، انقلاب اسلامی دارای هویتی فراگیرتر از فوروم اجتماعی جهانی است. از منظر مولفه های هدف و رقیب، هرچند میان انقلاب اسلامی و اهداف و رقبای فوروم تفاوتهایی وجود دارد؛ اما مشترکات مهمی نیز میان آنها برقرار است و لذا زمینه همسویی و ظرفیت سازی برای هم افزایی میان آنها در عرصه تدبیر جهانی وجود دارد.
تبیین عوامل پیدایشی سواد انقلاب اسلامی مدیران در منظومه فکری مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال هفدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۳۴)
465 - 490
حوزههای تخصصی:
معرفت سیاسی، پایه شناخت فعال رفتار سیاسی مدیران است و برای دستیابی به اهداف نظام یک رهیافت ارزشمند تلقی می شود. این مقاله که یک پژوهش بنیادی از نوع توصیفی اکتشافی است، تلاش دارد تا بر مبنای روش «داده بنیاد»، از مجموعه بیانات رهبر معظم انقلاب، عوامل پیدایشی «سواد انقلاب اسلامی» ارائه شود. معرفی مفاهیم، مقوله و فرامقوله های رویش یافته از درون داده ها به صورت تمام خوانی تا رسیدن به اشباع، مورد مطالعه قرار گرفته است. از سه نوع کدگذاری (مفهوم سازی) باز، محوری، انتخابی، 1476 کد اولیه، 85 کد ثانویه و مفهوم، 24 مقوله و 6 فرامقوله به نام متغیرهای علّی، محوری، مؤثر، راهبردی، زمینه ساز و پیامدی به دست آمد. متغیرهای پیدایشی سواد انقلاب اسلامی در مدیران و مسئولان نظام شامل بصیرت، تدبیر، الگوپذیری و ولایتمداری شد که «معرفت سیاسی» نام گرفت.
«فقه نظام» در سنجه رد و امکان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«فقه نظام» به معنای کشف نظریات کلان اسلام در موضوعات اجتماعی است که در امکان و رد آن اشکالاتی مطرح است؛ هرچند این اشکالات عمدتاً ریشه در نوع روی کرد به فقه و شریعت اسلامی دارد. این مقاله در صدد استحکام پایه های نظری فقه اسلامی، با بررسی و طبقه بندی اشکالات مطرح شده در این خصوص به روش مروری تحلیلی ارزیابی نموده و می کوشد به اشکالات وارد بر اصل وجود «فقه نظام» پاسخ دهد، تا حد امکان برداشت های نادرست را بر طرف سازد. عمده اشکالات بر رد فقه نظام مربوط به عدم وجود آن در اصل شریعت یا در عدم امکان دست یابی به آن است. این مقاله ضمن احصای ادله، به پاسخ گویی اشکالات و اثبات امکان فقه نظام مبادرت می ورزد، نتایج بررسی ها نشان می دهد که اختلاف دیدگاه ها در تعریف این عرصه فقهی منبعث از جدیدبودن و ورود ذهنیت های مختلف به این بحث است، لکن این مسأله با لحاظ ارتباط و انسجام میان احکام و اعتبار مسائل کلان توسط شارع و ... امکان پذیر می نماید.
تفاوت های کلامی سیاست پیشگان و رجال سیاسی غربی و ایرانی در سند برجام حول محور قطعیت و عدم قطعیت بر اساس الگوی هالیدی
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۸
155 - 166
حوزههای تخصصی:
تحلیل و بررسی تعامل میان متون سیاسی و مخاطبان آن، یکی از موارد و حیطه های پیچیده و در عین حال جذابی است که می تواند نگرش ها و دیدگاه ها را نسبت به اغلب تعهدات، توافقات و آنچه در قالب اسناد الزام آور و غیرالزام آور انجام می شود، نشان دهد. نگارنده بر اساس روش توصیفی- تحلیلی بعد از بررسی گفتمان های سیاسی از بعد تحلیل کلام انتقادی و آشکار ساختن رابطه متن و ایدئولوژی در سند برجام نشان داد که هیچ متن یا گفتار و نوشتاری بی طرف نیست بلکه به موقعیتی خاص وابسته است این امر ممکن است کاملاً آگاهانه و یا ناآگاهانه و همچنین عمدی و یا غیرعمدی باشد. بدین منظور محقق بر اساس الگوی هلیدی پنجاه جمله (جملاتی که تبدیل به ماده و تبصره در سند برجام (ترجمه فارسی) شده اند) از رجال سیاسی غربی و پنجاه جمله از رجال سیاسی ایرانی را، برگرفته از سند برجام، با روش تحلیل محتوا بر اساس شاخص های زبانی را در این پژوهش بکار برده است و در پایان قطعیت و عدم قطعیت در جملات رجال سیاسی ایرانی و رجال سیاسی غربی بصورت آمار ذکر نموده است که حاکی از قریب به قطعیت در جملات رجال سیاسی ایرانی نسبت به رجال سیاسی غربی می باشد
نبایدهای فقهی رسانه با تأکید بر امنیت و قاعده لاضرر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۱
37 - 71
حوزههای تخصصی:
امروزه رسانه، نقشی بی بدیل و مهم در جوامع پیدا کرده و به دلیل کارکردهایی که دارد، می تواند تأثیر مستقیمی بر امنیت فرد و جامعه داشته باشد. چگونگی حفظ امنیت فرد و جامعه در خلال کارکردهای رسانه، دغدغه ای بسیار مهم و به جا است. با توجه به جایگاه فقه در تنظیم قوانین کشور، فقه توانایی لازم را برای حفظ امنیت فرد و جامعه در حوزه فعالیت رسانه ای داشته و گزاره های دستوری لازم را به دست می آورد. فقه امامیه با توجه به آموزه هایی که ارائه می کند، دستوراتی را تنظیم و ارائه نموده است که با رعایت آن ها، جامعه قادر به حفظ امنیت فردی و اجتماعی در حوزه رسانه بوده و شرایط مناسبی جهت اطلاع رسانی صحیح را در حوزه رسانه ایجاد می کند. از فقه امامیه می توان در مباحثی مانند ارتداد، نشر اکاذیب، تهمت، نشر محتوا علیه عفت عمومی و مقدسات اسلامی، حفظ کتب ضلال و .... برای تبیین مبانی فقهی امنیت فردی و اجتماعی در حوزه رسانه بهره گرفت. در این بررسی، از چارچوبی سه وجهی که متکی بر مکتب فرهنگ گرای پیتر کاتزنشتاین، نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه و قاعده فقهی لاضرر است، در اثبات این ادعا بهره گرفته می شود.
سیاست های راهبردی عربستان در دریای سرخ و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۳
193 - 225
حوزههای تخصصی:
دریای سرخ، مناطق اطراف آن و کشورهای شمال آفریقا در سال های اخیر در مرکز توجهات جهانی قرار گرفته اند و بسیاری از قدرت های منطقه ای و جهانی درصدد توسعه و بسط حضور و نفوذ خویش در این مکان راهبردی هستند. قطب های قدرت در غرب آسیا نیز در چند سال گذشته رقابت های خویش را برای تعمیق حوزه قدرت در دریای سرخ را آغاز نموده اند. در کنار رقابت های تاریخی در خلیج فارس و خاورمیانه، امروزه دریای سرخ به سومین کانون مهم رقابت مبدل گشته است. در این بین عربستان سعودی با خیزشی شتابان به سمت ایجاد ترتیبات منطقه ای جدید در دریای سرخ حرکت نمود که این اقدام نقش و اهمیت بی بدیل دریای سرخ در معادلات منطقه ای و فرامنطقه ای را آشکار کرد. هدف اصلی این پژوهش واکاوی و شناخت ریشه ها، اهداف و سیاست های استراتژیک عربستان با محوریت دریای سرخ و تأثیر چنین سیاست هایی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. سؤال اصلی مقاله این است که؟ اولویت های راهبردی عربستان سعودی در دریای سرخ چیست؟ و اتخاذ چنین راهبردهایی چه تأثیری بر امنیت ملی ایران دارد؟ موازنه سازی علیه تهدیداتی چون محور ایران- انصارالله و محور ترکیه – قطر اولویت های استراتژیک عربستان برای نقش آفرینی در دریای سرخ است که موفقیت چنین سیاست هایی می تواند با پیامدهایی چون کاهش امنیت و اقتدار ملی و تنگنای ژئوپلیتیکی برای ایران همراه باشد.
توصیف فرار مالیاتی در ایران از منظر جامعه شناسی سیاسی(مورد مطالعه شهر تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۷
317 - 330
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق به توصیف فرار مالیاتی در ایران از منظر جامعه شناسی سیاسی(مورد مطالعه شهر تهران) پرداخته شده است. فرض شده است عواملی همچون احساس محرومیت نسبی، آگاهی عمومی، مشارکت عمومی و پایبندی دینی بر فرار مالیاتی در ایران تاثیرگذار هستند. تحقیق حاضر از نظر هدف در حیطه تحقیقات کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار spss در دو بخش توصیفی و همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد: بین آگاهی عمومی و فرار مالیاتی همبستگی معناداری وجود دارد. ولی بین اعتماد اجتماعی و مشارکت عمومی با فرار مالیاتی رابطه معناداری مشاهده نشد. همچنین یافته ها نشان داد که متغیرهای آگاهی عمومی، پایبندی دینی و احساس محرومیت نسبی به میزان 6 درصد قادر به پیش بینی فرار مالیاتی می باشند.
رویه های قضایی مرتبط با نظم عمومی به عنوان یکی از موانع اجرای رأی داوری خارجی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ویژه نامه
171 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر بررسی رویه های قضایی مرتبط با نظم عمومی به عنوان یکی از موانع اجرای رأی داوری خارجی می باشد. این مقاله درصدد هست تا از طریق روش تحلیلی- توصیفی به این پرسش پاسخ دهد که نقش و جایگاه رویه قضایی در مواجهه با نظم عمومی و برخورد آن با آرای داوری صادره از نهادهای داوری خارجی چگونه خواهد بود؟ براساس یافته های این پژوهش در خصوص اعمال ماده ۹۷۱ قانون مدنی، عقیده اکثریت قضات آن است که توافق طرفین ایرانی بر نهاد داوری خارجی، هر چند نامتعارف است ولی موجب عدم صلاحیت محکمه ایرانی در رسیدگی به اختلاف موضوع قرارداد داوری می گردد. برخی از قضات با این دیدگاه مخالفند در مورد اعمال ماده ۹۶۸ قانون مدنی در انتخاب قانونی غیر از قانون محل وقوع عقد در جایی که اطراف قرارداد داوری ایرانی هستند اکثر قضات می پذیرند.
رژیم سازی ژاپن در شرق آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
183 - 211
حوزههای تخصصی:
ژاپنبه عنوانتأثیرگذارترینکشورآسیایشرقی،درسهدههاخیرنقشفعالیدرشکل دهیبهساختارمنطقهداشتهاست. اگرچهدرپیشبرداهدافودستیابیبهمنافعحداکثریخود،باموانعیمانندظهورفزایندهچینروبه روشد،به دلیلاهمیتووزنهاقتصادی ایکهدارد،پیوستهدرتلاشبودهاستتانقشخودبه عنوانرهبرمنطقه ایراتثبیتکند. ازاقداماتژاپنمی توانبهتأسیسبانکتوسعهآسیاییدرسال 1966 اشارهکردکهژاپندرچارچوببانک،نقشرهبرمنطقهآسیارابازیمی کرد. دراواخردهه 1990 ودر پیبحرانمالی 1997 شرقآسیا،رژیم سازیدرآسیایشرقیشدتگرفت. سؤالاصلیایناستکهچراژاپنرژیم هاییرادرمنطقهشرقآسیاوفراترازآنایجادکردهاستیاازایجادآنهاحمایتمی کند؟متغیرهایمقالهبدین شکلاستکهرژیم سازیبه عنوانمتغیرمستقلوتثبیتوارتقایجایگاهاقتصادیوهمچنینموازنه سازیبه عنوانمتغیرهایوابستهدرنظرگرفتهمی شوند. باعنایتبهاستفادهازروشتبیینیوبابهره گیریازنظریاترژیموموازنه سازی،درپاسخبهپرسشاصلیاستدلالمی شودژاپنبعدازبحران 1997 برایتثبیتوارتقایجایگاهاقتصادیومهارقدرتفزایندهچین،راهبردخودرادرقالبپیشنهادتأسیسصندوقپولآسیایی،پیشنهاد داد وحمایتشدیدازآسه آنبه علاوهششیاسرانآسیایشرقی،حمایتازطرحمشارکتاقتصادیجامعشرقآسیا،حمایتازموافقت نامهمشارکتفراپاسیفیکوهمچنینتعهدبهتأمینسرمایه ایبهارزش 110 میلیارددلاردرسال2015 وافزایشآنبه 200 میلیارددلاردرسال 2017 را پیشبرد. روشگردآوریمنابعنیزاسنادیاست.
جابه جایی شش وجهی قدرت و چالش مدیریت هژمونیک در نظام بین الملل منظومه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال اول پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
5 - 42
حوزههای تخصصی:
تحلیل تک بعدی قدرت از منظر رئالیستی در محیط بین المللی آنارشیک، تبیین جامعی از تحول منابع قدرت و تأثیر آن بر ساختار نظام بین الملل به دست نمی دهد، حال آن که نظریات جابه جایی قدرت در چارچوب برداشت سلسله مراتبی از قدرت، نظام بین الملل و کارگزاران آن بستر مناسب تری به منظور بررسی تأثیر تحولات منابع قدرت بر ساختار سلسله مراتبی نظام بین الملل فراهم می نماید. بنابر این، مطالعه تطبیقی نظریات مطرح شده در این مطالعه با نظریه های جابه جایی قدرت ضروری به نظر می رسد. هدف اصلی این مقایسه، بررسی روند تحولات قدرت-محور جنبه های ساختاری-هژمونیک نظام بین الملل از زمان طرح نظریه جابه جایی قدرت تا دوران معاصر است. در امتداد نظریاتی ازاین دست مقاله حاضر بر آن است تا با التفات به پدیده های نوظهور بین المللی به بررسی این مهم بپردازد که چگونه دگردیسی شش وجهی قدرت موجب تغییر در ساختار سلسله مراتبی نظام بین الملل و هژمونی ایالات متحده گردیده است. در راستای دست یابی به این مهم، مقاله حاضر به تعریف فرمول تکانه قدرت بین المللی و مدل شش ضلعی قدرت، مشتمل بر چارچوب شش گانه 1. قدرت اقتصادی دانش بنیان 2. نظام سلامت و دارویی پیشرفته 3. نفوذ در حوزه های سایبری و مجازی 4. نفوذ ژئوپولتیکی 5. قدرت گفتمانی و ایده ای و 6. قدرت نظامی دانش بنیان می پردازد. تحلیل در چارچوب های نظری مذکور حاکی از آن است که تغییر ماهیت قدرت بین المللی از اقتصادی-نظامی به تکنولوژیک-فناوری موجب شده است که در عصر قدرت دیجیتال، نظام بین الملل در سطحی کلان دستخوش دگردیسی از ساختار سلسله مراتبی به ساختار منظومه ای (منظومه های دو گانه به رهبری ایالات متحده آمریکا و چین) گردد که پیامد خودکار این نظامِ منظومه ای، نه جابه جایی یا انتقال قدرت، بلکه تسهیم قدرت میان هژمون و ابرقدرت نوظهور است.
جایگاه بریتانیا در روند امنیتی سازی نفوذ فدراسیون روسیه در اروپای شرقی- مرکزی (مطالعه موردی: لهستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، نفوذ راهبردی روسیه در منطقه اروپای شرقی- مرکزی سبب دگرگونی در اولویت های سیاست خارجی بریتانیا و گذار از انزواگرایی به برون گرایی شده است. افزایش تحرک های نظامی روسیه در شرق اروپا، آشوب در اوستیای جنوبی و آبخازیا، پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به روسیه و مانند آن، برخلاف قواعد و ارزش های حاکم بر سیاست خارجی بریتانیا است، بنابراین سد نفوذ در برابر روسیه در منطقه، راهبردی است. لهستان یکی از کشورهای این منطقه است که می تواند از نظر ژئوپلیتیک (نزدیکی به روسیه) نقشی به طور کامل بازدارنده در برابر نفوذ روسیه داشته باشد. هدف در این نوشتار، تحلیل تدابیر بریتانیا علیه روسیه در شرق و مرکز اروپا به ویژه در لهستان است. به تبع آن این پرسش مطرح است که بریتانیا چگونه در پی جلوگیری از نفوذ بیش از پیش روسیه در لهستان است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح است که راهبرد اصلی انگلستان در شرق اروپا به ویژه لهستان مقابله با نفوذ روسیه با امنیتی سازی راهبرد این کشور در منطقه است. بریتانیا با بهانه جستن از ضعف نظامی و دفاعی لهستان و با دگرنمایی سیاست خارجی روسیه، راهبرد این کشور در شرق و مرکز اروپا را امنیتی کرده است. به بیانی بهتر، بریتانیا با ابزارهایی مانند دیپلماسی، رسانه ها و پژوهشکده های پژوهشی، ایجاد ترس کاذب در منطقه را نهادینه و راهبردهای روسیه در مجموعه امنیتی شرق اروپا را تهدید وجودی براورد می کند. روش این نوشتار کیفی است.
راهبردهای اجرای عملیات مشترک در ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ششم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۲
157 - 180
حوزههای تخصصی:
اجرای عملیات مشترک، اﺣﺘﻤﺎل ﭘﯿﺮوزی را ﺑﻪ ﻃﻮر ﺗﺼﺎﻋﺪی افزایش داده و ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﮐﺎرﺑﺮدی ﺗﺮین و مؤﺛﺮﺗﺮﯾﻦ اقدام در جنگ های آینده ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار میﮔﯿﺮد. طرح ریزی و اجرای عملیات مشترک حاصل تجمیع توان رزم نیروهای چهارگانه آجا است که به لحاظ فرهنگ سازمانی، مدیریتی، فضای عملیاتی و محیط تخصصی کاملاً متفاوتند و هماهنگی بین آنها در اجرای عملیات مختلف لازم و ضروری است. هدف اصلی تحقیق ارائه راهبردهای اجرای عملیات مشترک در آجا می باشد. این تحقیق از نوع کاربردی توسعه ای و روش آن موردی- زمینه ای می باشد. حجم نمونه آماری تحقیق 74 نفر می باشد. روش گردآوری اطلاعات میدانی و کتابخانه ای بوده که با تحلیل عمیق مبانی نظری، عوامل مؤثر بر اجرای عملیات مشترک را احصاء نموده و سپس در قالب پرسشنامه با استفاده از تحلیل های کمی و کیفی به صورت آمیخته نسبت به استانداردسازی و بومی سازی این عوامل در محیط عملیات مشترک ارتش اقدام شده است. بر اساس نتایج تحقیق و با استفاده از ابزار IFE و EFE تعداد 103 عامل (33 قوت و 20 ضعف و 29 فرصت و 21 تهدید) جهت اجرای عملیات مشترک در 6 مولفه شناسایی و سنجش شده و نهایتاً به روش SWOT راهبردها تدوین شده و نسبت به تعیین اولویت اجرایی آنها با استفاده از روش QSPM اقدام شده است. وضعیت فعلی آجا جهت اجرای عملیات مشترک، در ربع محافظه کارانه خفیف قرار دارد. بنابراین تعداد 13 راهبرد در راستای حرکت از موقعیت تهاجمی معطوف به قوت به موقعیت تهاجمی مطلوب یا شدید تدوین شده است.
تحلیل روندهای آینده فناوری های دفاعی در افق ده ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ششم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۳
37 - 57
حوزههای تخصصی:
تغییرات سریع فناوری ها در جهان امروز در بخش دفاعی کشورها اثرات شگرفی گذاشته است. بی تردید این اثرات نبردهای آینده را با پیچیدگی هایی رو به رو خواهد کرد. حفظ اقتدار دفاعی و ارتقای توانمندی های نظامی نیازمند اشراف کامل بر محیط آینده است. در واقع لازم است تا جهت گیری های آینده این فناوری ها را شناخت. برای درک این جهت گیری نیاز به تحلیل روندها است که نتیجه آن فضای آینده را ترسیم کند. این پژوهش روندهای فناوری های دفاعی را مورد شناسایی قرار داده است، در این رویکرد آنچه مورد اهمیت است این است که آینده مسئله مورد پژوهش دارای چه جهت گیری هایی است. لازمه شناخت این جهت گیری ها، دقت در روندهایی است که ممکن است شکل بگیرد یا رویدادهایی است که رخ خواهند داد. در این پژوهش پس بررسی اسناد و مطالعات کتابخانه ای برای شناسایی روند آینده فناوری های دفاعی از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه دفاعی و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون قیاسی استفاده شده است. در مصاحبه ها 7 روند محور شناسایی و پیامدهای آن در افق ده ساله مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفت. این روندها عبارت اند از: توسعه سامانه های هوشمند (هوشمندسازی)، رشد فناوری های سایبری، رواج سامانه های بدون سرنشین و خودکارسازی، رشد روزافزون فناوری های فضایی، افزایش به کارگیری فناوری های همگرا، افزایش کاربرد اینترنت (اینترنت اشیاء)، رشد انرژی های نو.
همگرایی و واگرایی بازیگران در حمله ترکیه به شمال سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
1123 - 1093
حوزههای تخصصی:
بحران سوریه بزرگ ترین مسئله یک دهه اخیر در عرصه بین المللی بوده است که بازیگران متعددی را در سطوح بین المللی، منطقه ای و محلی درگیر خود ساخته است. در آستانه شکست داعش، ترکیه در قالب سه عملیات «سپر فرات»، «شاخه زیتون» و «چشمه صلح» به شمال سوریه حمله کرد. این حمله ها دوباره موجب آرایش بازیگران با اهداف گوناگون در بحران سوریه شد، بر پیچیدگی این بحران افزود. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که همگرایی ها و واگرایی ها بین بازیگران ذی نفع در جریان حمله و حضور ترکیه در شمال سوریه چیست؟ برای پاسخ به پرسش پژوهش، از روش تحلیل ساختاری و برای تجریه و تحلیل داده ها از نرم افزار مکتور استفاده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، چهار قطب بندی بین بازیگران پس از حمله ترکیه به شمال سوریه شکل گرفته است. افزون بر این، واگرایی های بازیگران از یکدیگر نیز نمایش داده شد. حزب حاکم ترکیه با حمله به شمال سوریه از یک سو به دنبال کاستن از تهدید جدایی طلبی (پ. ک .ک.)؛ و از سوی دیگر، در پی ایجاد فرصت نفوذ ساختاری در سوریه از راه اسکان آوارگان جنگ سوریه و به قدرت رسیدن جریان های اسلام گرا به رهبری اخوان المسلمین در سوریه است. جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و پ .ک. ک. بیشترین فاصله در اهداف را با یکدیگر دارند؛ و در شرایط کنونی، امکان قرار گرفتن این سه بازیگر در یک ائتلاف در خصوص حمله ترکیه به شمال سوریه وجود ندارد. در این میان، ترکیه به دلیل داشتن اهداف به شدت متعارض با دیگر بازیگران، قدرت مشارکت در هیچ ائتلاف پایداری را نخواهد داشت.
مدیریت بحران های سازمانی، چیستی و چگونگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۶
131 - 150
حوزههای تخصصی:
این مقاله باهدف شناخت حوزه های بحران در سازمان تلاش دارد تا در مقام پاسخ به این سؤال که بحران های سازمانی چیست و راه کار کنترل آن کدام است؟ به واکاوی موضوع پرداخته و شاخص های تأثیرگذار بر بحران و کنترل آن را استخراج نماید. در این پژوهش ابتدا از روش کتابخانه ای به منظور شناسایی و احصاء نقاط بحران خیز سازمان از روش کتابخانه ای و سپس با استفاده از پرسشنامه 28 سوالی و روش پیمایشی معنادار، تاثیر شاخصهای اثرگذار بر بحرانهای سازمانی در بین 60 نفر از مدیران و صاحب نظرانی که حداقل بیشتر از 20 سال در رده های مدیریتی خدمت داشته اند مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی ها حاکی از آن است که بحران سازمانی در چهار محور اساسی شامل فرهنگ، ساختار، منابع و فرآیند عملیاتی سازمان نمود یافته و راه کار برون رفت از آن عملکرد و برنامه ریزی مناسب و مطلوب مدیران سازمانی با در نظر داشتن محیط داخلی و خارجی و شناخت ریشه های بحران و استفاده از مدیران شایسته و برخوردار از دانش و تجربه است. همچنین نتایج نشان داد که به ترتیب مؤلفه فرآیند عملیاتی، ساختار، فرهنگ و در نهایت بعد منابع در مقابله با بحران های سازمانی مؤثر بوده اند.