فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۰۱ تا ۴٬۲۲۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۳
94-127
حوزههای تخصصی:
امنیت اجتماعی یکی از مؤلفه های جدید امنیت است که بر اساس تفسیر موسع امنیت از جانب مکتب کپنهاگ مطرح گردیده است. سازمان ملل متحد به عنوان بزرگ ترین سازمان جهانی، توانسته با تأسیس و تدوین سازمان ها، نهادها و اسناد مختلف درزمینه بهبود امنیت اجتماعی، اقدام نماید. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش سازمان ملل متحد در بهبود امنیت اجتماعی است. براین اساس سؤال اصلی این پژوهش این است که نقش سازمان ملل متحد در بهبود امنیت اجتماعی چیست؟ روش تحقیق در این پژوهش تبیینی بوده و گردآوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای حاصل گردیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سازمان ملل متحد در طول عمر 75 ساله خویش، توانسته است تا بر عملکرد دولت ها پیرامون تأمین امنیت مردمان جهان به ویژه امنیت اجتماعی آنان نقش مؤثری داشته، ضمن زمینه سازی و تسهیل بستر برای ارائه خدمات در راستای تحقق امنیت اجتماعی، آنان را تشویق و یا ملزم به رعایت موارد مرتبط نماید.
نقش آمریکا بر ناپایداری صلح منطقه خاورمیانه
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۳
155-180
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی آمریکا به دنبال ایجاد نظم جهانی و سازمان دهی امنیت در اقصی نقاط جهان با الگوی غربی و دمکراسی سازی مدنظر خود بوده است. تحقق این هدف بهانه ای را فراهم ساخت تا به اقدامات نظامی و حضور در مناطق مختلف جهان دست زند. در همین راستا آمریکا برای حضور عمده خود در منطقه خاورمیانه در سال 2003 به عراق حمله کرد. بااین حال تبعات این حمله و حضور آمریکا موجب شد تا این کشور در منطقه بیش ازپیش درگیر حوادث و تحولات درون منطقه ای شود و با صرف هزینه ها و سیاست های خود به دنبال ایجاد نظم مطلوب خود برآید. این پژوهش باهدف بررسی نقش سیاست های آمریکا در گسترش ناامنی در منطقه خاورمیانه به روش توصیفی و تحلیلی و با اسناد کتابخانه ای گردآوری شده است و به دنبال پاسخ به این پرسش است که سیاست های امریکا چگونه بر رشد ناامنی و ناپایداری صلح در منطقه خاورمیانه تأثیر گذاشته است؟ فرضیه مقاله این است که حضور آمریکا در خاورمیانه موجب رشد تروریسم، رشد خشونت و جنگ در سایه تجارت سلاح این کشور در منطقه،دوقطبی سازی روابط کشورهای منطقه و ترویج ناامنی برای حمایت بی چون وچرا از متحدان منطقه ای شده است.
ارائه الگوی راهبردی پرورش مدیران جهادی با تاکید بر الگوی شایستگی در نظام فکری شهید سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهید سپهبد قاسم سلیمانی به عنوان تنها مدیر عالی در نظام جمهوری اسلامی که موفق به گرفتن نشان ذوالفقار از رهبری معظم ایران شده است نه تنها در عملکرد شغلی خود موفق بود بلکه با محبوبیتی کم نظیر در سطوح و سلایق مختلف جامعه همراه شد. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها پیمایشی با استفاده از تکنیک دلفی می باشد. با استفاده از نظر با 15 نفر از خبرگان و رویکرد تحلیل شبکه ای به کمک نرم افزار سوپردسیژن مولفه های موثر در الگوی جامع پرورش مدیران جهادی مبتنی بر الگوی شایستگی ارائه شده است، نتایج نشان داد الگوی راهبردی مدیریت جهادی بر اساس نظام فکری شهید سلیمانی دربرگیرنده طینت پاک و بزرگواری و مهرورزی، ساده زیستی، کیاست و تدبیر و تفکر انقلابی، خردورزی، بلندنظری، ولایتمداری، فهم و تحلیل و دانش تخصصی، عزم و اراده، شجاعت و صلابت می باشد.
نقش جمعیت در تولید قدرت ملی و ارتقاء اقتدار ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمعیت به عنوان عاملی مؤثر در شکل دهی به قدرت کشورها به ویژه در ابعاد نظامی، سیاسی و اقتصادی مطرح است. به طوری که رشد جمعیت در یک جامعه و کشور به معنای قدرت بیشتر حاکمان به شمار می آید. از این رو معمولاً در مباحث نظری، مفهوم قدرت در ملی توانایی، قابلیت و ظرفیت یک کشور با یک ملت برای استفاده از منابع مادی و معنوی خودی با هدف اعمال اراده معنوی و تحصیل اهداف و منافع ملی تعریف می شود و از همین جاست که اهمیت عامل جمعیت در تولید قدرت ملی برجسته می شود لذا اگر این موضوع مورد بررسی و مطالعه قرار نگیرد، ممکن است در آِینده با کم توجهی به این عامل به اقتدار ملی لطمات زیادی وارد شود. هدف این تحقیق، بررسی نقش جمعیت در تولید قدرت ملی و ارتقاء اقتدار ملی می باشد به منظور انجام تحقیق حاضر از چند روش استفاده شده که عبارتند از: روش بررسی اسناد و مدارک علمی با رویکرد زمینه ای و روش تحلیل محتوی با هر دو رویکرد ژرفانگر و پهنانگر. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و جامعه آماری آن کتب و مقالاتی است که در خصوص سنجش قدرت ملی به رشته تحریر در آمده و برای اینکار فرمولی ارائه نموده اند. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که در تمامی مدل های مورد مطالعه، جمعیت به عنوان یک عامل اصلی قدرت دیده شده و واجد بیشترین ضریب اهمیت در محاسبه قدرت ملی می باشد. که این عامل باعث رشد و ارتقاء اقتدار ملی در کشور می شود.
اندیشه سیاسی در متون ساسانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و پنجم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۰۰
101 - 122
حوزههای تخصصی:
دوره ی ساسانی را می توان نقطه ی عطفی در تاریخ ایران دانست که برای نخستین بار یک نظام مقتدر سیاسی بر پایه ی وحدت دین و حکومت شکل گرفته و به نوعی، دو عنصر ملیّت و مذهب، سامان سیاسی و نظام دانایی خاصی را تعیّن می بخشد. هدف پژوهش پیش رو، شناخت و فهم ویژگی های سرشت نمای اندیشه ی سیاسی زردشتی- ساسانی است. تأکید این پژوهش بر متون و رساله های دارای بن مایه ی سیاسی و شهریاری است که در دوره ی ساسانی تألیف شده یا در قرون اولیه ی اسلامی، تحت تأثیر سنّت زردشتی- ساسانی تدوین شده است. شاخصه های پایه ی اندیشه ی سیاسی در متون این دوره، با به کارگیری روش توصیفی – تحلیلی و رویکرد متن محور، ذیل سه محورِ پیوند دیانت و سیاست، سلسله مراتب اجتماعی و نظام کیهانی و فرّه کیانی و تخمه ی شاهی، مورد بررسی قرار گرفته است. متون اصلی مورد مطالعه عبارت اند از: کارنامه ی اردشیر بابکان، عهد اردشیر، نامه ی تنسر و کارنامه ی انوشیروان. نتایج نشان داد که اندیشه ی سیاسی زردشتی-ساسانی، برآمده از سامان معرفتی ای است که انسان و جامعه ی انسانی را در پیوند ناگسستنی با کیهان و نظم کیهانی می داند و از همین روی، نظم سیاسی را موظّف به تحقّق بخشیدن به دیانت و احکام آن، به عنوان تجلّی والای نظم و قوانین کیهانی می کند. در جامعه ی انسانی، به پیروی از نظام کیهانی، وجود سلسله مراتب و خویش کاری ناگزیر است. سمبل این جامعه پادشاه است؛ او چه از جنبه ی نژادگی و نَسَبی و چه از جنبه ی کرداری و منشی، باید نماینده و پاسدار باورها و ارزش های دیانت مزدَیَسنا باشد.
بررسی مقایسه ای رویکرد دولت های جمهوری اسلامی ایران پیرامون پرونده هسته ای (1397- 1376)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۹ بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۴
1 - 36
حوزههای تخصصی:
بدون شک پرونده هسته ای ، مهم ترین موضوع سیاست خارجی دولت های جمهوری اسلامی ایران در سه دهه ی گذشته است که سیاست داخلی و خارجی آن ها را تحت تأثیر قرار داده و در این میان بازیگران خارجی به ویژه قدرت های بزرگ درروند شکل گیری و تبدیل بعد فنی- حقوقی آن به پرونده ای سیاسی- امنیتی، نقشی بی بدیل و اساسی داشته اند که تاکنون آثار و پیامدهای گوناگونی به دنبال داشته است که کنکاش پیرامون روند شکل گیری و بررسی زوایای مختلف این پرونده از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و مقاله حاضر بر آن است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و کاربست نظریه گفتمان به این سؤال اصلی پاسخ دهد که الگوی رفتاری حاکم بر سیاست خارجی دولت های جمهوری اسلامی ایران در موضوع هسته ای کدم اند و چه آثار و پیامدهایی به دنبال داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد ایجاد مدیریت واحد در پرونده هسته ای (در دوره اول)، تبدیل موضوع هسته ای به گفتمانی عمومی و مقابله با زیاده خواهی کشورهای غربی (در دوره دوم)، افشای چهره ایالات متحده و کاهش سطح اعتماد عمومی به این کشور (در دوره سوم) مهم ترین نقاط قوت وهم چنین انفعال در برابر شورای حکام و تهدیدات کشورهای غربی (در دوره اول)، سوءاستفاده کشورهای غربی از گفتمان احمدی نژاد (در دوره دوم)، گره زدن مسائل اقتصادی با پرونده هسته ای و تفسیرهای متفاوت از برجام (در دوره سوم) از مهم ترین نقاط ضعف دولت های جمهوری اسلامی ایران در پرونده هسته ای می باشد.
چالش بی تفاوتی سیاسی (مطالعه موردی: زنان شهرستان شاهین شهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۹ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۵
64 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بی تفاوتی سیاسی زنان (به عنوان متغیر وابسته) و متغیرهای زمینه ای (سن، تحصیلات، تأهل، اشتغال، مذهب، قومیت، درآمد، زبان یا گویش و محل سکونت) می باشد که در این مقاله به آن پرداخته شده است و فرض برآن بوده که بین همه این متغیرهای زمینه ای با بی تفاوتی سیاسی (به عنوان متغیر وابسته) در بین زنان شاهین شهر رابطه معناداری وجود دارد، بر اساس روش گردآوری داده ها، پژوهشی پیمایشی- علی از شاخه تحقیقات میدانی بوده و جامعه آماری متشکل از 388 نفر زنان 18 سال به بالای شهرستان شاهین شهر، از طریق نمونه گیری تصادفی، با استفاده از ابزار پرسشنامه مشتمل بر 91 سؤال که تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از نرم افزار SPSS محاسبه شده است. با توجه به نتایج حاصل شده از روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش هم زمان مشخص شد که بین متغیرهای زمینه ای (سن، تحصیلات، تأهل، اشتغال، مذهب، قومیت، درآمد، زبان یا گویش و محل سکونت) با بی تفاوتی سیاسی در بین زنان شاهین شهر رابطه معناداری یافت نشد.
بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی در استان سیستان و بلوچستان (بررسی موردی: شهر زاهدان، خاش و سراوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۹ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۵
1 - 16
حوزههای تخصصی:
افزایش مشارکت سیاسی، دغدغه ی هر نظام سیاسی است. شناسایی عوامل تأثیرگذار بر افزایش مشارکت از مهمترین راهکارها برای مدیریت و افزایش مشارکت مردم در انتخابات می باشد. در این پژوهش عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی در استان سیستان و بلوچستان (سه شهر زاهدان، خاش و سراوان) بررسی می شود. روش این پژوهش پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات میدانی بوده و از ابزار پرسشنامه استفاده گردیده است. جامعه ی آماری پژوهش مشارکت کنندگان انتخاباتی سیستان و بلوچستان می باشند و از فرمول کوکران برای تعیین نمونه ی آماری استفاده شد و نمونه گیری به شیوه ی تصادفی ساده صورت پذیرفت. با توجه به جامعه ی آماری نامحدود تعداد نمونه ی آماری384 نفر انتخاب شد. برای تجزیه و تحلیل در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل صورت گرفت. در نهایت نتایج نشان داد که در سه شهر زاهدان، خاش و سراوانن، عوامل مذهبی، قومی و طایفه ای بر مشارکت سیاسی در استان سیستان و بلوچستان تأثیرگذار می باشند.
بنیادهای ژئوپلیتیکی رژیم حقوقی خزر و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران: تأثیرات و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
69 - 106
حوزههای تخصصی:
منطقه خزر با توجه به موقعیت ویژه خود تحت تأثیر کنش سیاسی بازیگران ساحلی و فرامنطقه ای بوده است. ژئوپلیتیکِ این منطقه و بنیادهای اثربخش آن متقابلاً رفتارِ بازیگران را جهت و معنا می دهد. درهمتنیدگی سه مقوله جغرافیا، سیاست و قدرت و اَشکالِ رفتاری برآمده از آن موجب خلق این پُرسمان شده است که بنیادهای ژئوپلیتیکی رژیم حقوقی خزر چه تأثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ افزون بر این، بایستگی تاثیرگذاری فاکتورهای ژئوپلیتیک، می تواند پیامدهایی برای ج.ا. ایران به همراه داشته باشد که این پژوهش در جستجوی این حقیقت است. نویسه پیش رو ماهیتی توصیفی/تحلیلی و شالوده ای اسنادی/کتابخانه ای با کاربستِ نظری بنیادها و عوامل ژئوپلیتیکی پی ریخته شده است. بروندادِ پژوهش نشان داد که ژئوپلیتیک و بنیادهای آن ضمن خلقِ الگوی رفتاری «فرصت» برای جمهوری اسلامی ایران، الگوی رفتاری «ناامنی» را برای این کشور فراهم کرده است. به سخن دقیق تر، ژئوپلیتیک رژیم حقوقی خزر و بنیاد های آن علی رغم خلق برخی فرصت ها برای جمهوری اسلامی ایران، امنیت ملی این بازیگر ساحلی را در زمینه موقعیت جغرافیایی و فضای سرزمینی خزر در بستر تحولات تاریخی و تمدنی، خصوصیات و ماهیت طبیعی منطقه ساحلی، قلمروها و دسترسی دریایی و گستره سرزمینی کشور دریایی، تحت الشعاع قرار داده و با چالش مواجه ساخته است.
چالش های جهانی شدن و فضای مجازی بر مسائل سیاسی قومیت در جمهوری اسلامی ایران (با تمرکز بر مسائل قومیت در آذربایجان غربی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
19 - 44
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال آن است که آیا جهانی شدن و شبکه مجازی، جنبش های سیاسی قومیت، بحران های فرهنگی و هویتی را در ایران (جامعه مورد نظر استان آذربایجان غربی) تقویت می کند یا اینکه با یکسان سازی فرهنگی در سطح جهان، منازعات، هویت های محلی و سیاسی قومیت رو به کاهش خواهند گذاشت؟ نوشتار حاضر از نظر هدف کاربردی و روش آن توصیفی-تحلیلی است. فرضیه مقاله این است که جهانی شدن و ظهور فضای شبکه ای موجب تسریع فرایند سیاسی شدن هویت، قومیت و پیدایش چالش های فرهنگی برای نظام فرهنگی و ارزشی جوامع شده است. همچنین سبب گسسته شدن تمام روابط از بستر اجتماعی و مکانی خود شده و تجربه فرآیند فشردگی فضا و زمان، باعث کوچک شدن پدیدارشناسانه جهان شده است». شکل گیری جامعه جهانی شبکه ای باعث تضعیف، فرسایش و فروریزی هرگونه حد و مرزی همانند جغرافیا، سیاست و فرهنگ گردیده، به طوری که از پیوند سنتی فرد و جامعه جلوگیری کرده و هویت یابی سنتی و مکانی را در قلمرو جهانی دشوار نموده است.
مدیریت تغییرات اقلیمی و آب و هوایی: نتیجه بخشی تلاش های بین المللی برای جلب همکاری
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲
86-112
حوزههای تخصصی:
مشاهده ی گسترش بحران های ناشی از تغییرات اقلیمی و ناکارآمدی تلاش های بین المللی شامل دولت ها و نهادهای زیست محیطی وابسته به سازمان ملل و سایر گروه های حامی محیط زیست در جلب همکاری دولت ها برای مقابله با تغییرات اقلیمی و بحران های زیست محیطی در طی چند دهه اخیر و چالش های کنونی دولت ها با پدیده هایی چون کم آبی، خشک سالی، سیل، تغییر الگوهای بارشی و زیستی موجب شکل گیری مسئله ی مهمی شده است که دلایل بی نتیجه بودن معاهدات متعدد بین المللی پیرامون تغییرات اقلیمی را مورد پرسش قرار می دهد. در همین راستا در پژوهش حاضر ضمن پرداختن به این مهم تلاش کرده ایم به این سؤال که « چگونه تلاش های بین المللی پیرامون شکل دهی به معاهدات بین المللی و جلب همکاری دولت ها برای مدیریت تغییرات اقلیمی و آب و هوایی نتیجه بخش خواهد بود؟» پاسخ گوییم. در این پژوهش ضمن پذیرش رویکرد علمی تجربی از اهداف تبیینی و تجویزی استفاده شده و استراتژی پژوهشی ما قیاسی بوده و گونه ی پژوهش نیز بنیادی- کاربردی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد با اصلاح دستور کار علمی و غلبه بر محدودیت های مسئله ی قدرت و توجه به نرخ همکاری عرضه شده در ساختار بین المللی مطابق با مؤلفه های تعریف شده در نظریه امنیتی کپنهاگ، کنش های بین المللی برای مقابله با تغییرات اقلیمی مثمر ثمر خواهد بود.
تأثیر ایده خوداتکایی بر امنیت ملّی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه خوداتکایی از مسائل مهم مورد تأکید در راهبردهای جمهوری اسلامی ایران است. عوامل متعددی موجب توجّه و تأکید جمهوری اسلامی ایران بر خوداتکایی شده که جنگ تحمیلی و تحریم های بین المللی از آن جمله است. با این حال باید دید کاربست این راهبرد چه تأثیری بر امنیت ملّی خواهد داشت، زیرا از دیرباز، همواره مسئله امنیت ملّی مهم ترین دغدغه دولت های گذشته و حال بوده و تحت تأثیر عوامل مختلفی بسط و قبض یافته است. ازاین رو سؤال پژوهش حاضر این است که ایده خوداتکایی چه تأثیری بر امنیت ملّی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه نیز این است که عوامل زمینه ای خوداتکایی نظیر انسجام ملی، موقعیت عمده ژئوپلیتیک کشور، پیشینه تاریخی تمدنی، اراده استقلال طلبی سیاسی، اعتماد متقابل مردم و حاکمان و ارتباط مؤثر و سازنده با بازیگران منطقه ای و بین المللی بر تحقق ایده خوداتکایی و به تبع تقویت امنیت ملّی تأثیرگذار است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و از روش پیمایشی بهره گرفته شده است. جامعه آماری از بین نخبگان دانشگاهی و پژوهشگران انتخاب و داده های جمع آوری شده با نرم افزار SPSS1 تجزیه و تحلیل شده اند و درنهایت داده های به دست آمده با روش توصیفی تحلیلی و با عنایت به مکتب نظری کپنهاگ واکاوی شده است. یافته های پژوهش وجود رابطه ای معنادار بین متغیرهای زمینه ای و امنیت ملّی را نشان می دهد.
تأثیر طرح توافق آبراهام بر امنیت محور مقاومت در منطقه غرب آسیا در دوره ترامپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۴
69 - 91
حوزههای تخصصی:
وجه بارز تحولات غرب آسیا، پویایی و تحول در عین پیچیدگی، ابهام و آشوب زدگی منطقه ای است. طرح توافق آبراهام ترامپ و روندهای بعدی آن ازجمله عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی، این وضعیت را تشدید نموده است. طرح توافق آبراهام با به رسمیت شناختن حاکمیت رژیم صهیونیستی بر بیت المقدس، به این رژیم امکان می دهد ۳۰ درصد از کرانه باختری را به خاک خود ضمیمه کند و ضمن شناسایی موجودیت حداقلی، حق فلسطین برای ایجاد ارتش و دسترسی به دریا را محدود سازد. جغرافیای الگوی ژئوپلیتیکی آمریکا، رژیم صهیونیستی، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز بر پهنه ژئوپلیتیکی محور مقاومت منطبق است. سیاست مدارانی چون محمد بن زاید و محمد بن سلمان نیز رهیافت خود را در قالب چنین الگویی ترسیم نموده و سودای آن دارند که جاه طلبی های منطقه ای خود را در بستری از نظم امنیتی و سیاسی آینده غرب آسیا تعریف کنند. این امر آثار و عواقب متعددی برای محور مقاومت به همراه دارد. در این ارتباط، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که طرح توافق آبراهام چه تأثیرات و پیامدهای بر امنیت منطقه ای محور مقاومت دارد؟ مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و اطلاعات موردنیاز، به روش کتابخانه ای و مراجعه به منابع اینترنتی معتبر گردآوری می شود. یافته های مقاله برمبنای تفسیر موسع از امنیت و روش توصیفی تحلیلی، نشان می دهد که آثار و عواقب امنیتی اطلاعاتی چنین وضعیتی بر امنیت منطقه ای ایران و محور مقاومت را می توان در قالب تشدید معادله امنیتی در خلیج فارس، ائتلاف سازی دریایی علیه ایران، افزایش مسابقه تسلیحاتی، افزایش جاسوسی از محور مقاومت و درنهایت، برهم خوردن موازنه قوا در خلیج فارس مورد توجه قرار داد.
بررسیو تحلیل ساختار مدیریتی و اقدامات اجرایی دولت در توسعه اشتغال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مسئله اشتغال و بیکاری بعنوان یکی از مسائل عمومی و بغرنج جوامع و دغدغه های حاکمیت و دولت ها مبدل شده است. توسعه اشتغال در کنار رونق اقتصادی و ایجاد رفاه اجتماعی از بسیاری معضلات امنیتی و مجرمانه، آسیب های اجتماعی و فرهنگی جلوگیری می کند.از این رو مدیران دولتی و سیاستگذاران در تلاش اند با سیاستگذاری جامع و اجرای دقیق سیاست ها در رفع مشکلات اشتغال و بیکاری موفق باشند. ایران نیز مشابه بسیاری از کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته با نرخ بیکاری بالایی مواجه می باشد و دولت ها و سیاستگذاران طی سالیان گذشته اقدامات و برنامه های مختلفی را در ایجاد اشتغال و رفع بیکاری به اجرا درآورده اند. سوال اساسی اینجاست که برنامه ها و سیاست های پیاده شده در حوزه اشتغال تا چه اندازه موفق و نتیجه بخش بوده اند؟ متولیان حوزه اشتغال کشور چه نهادهایی هستند؟ ایرادات و اشکالات وارده به ساختار مدیریتی و نحوه سیاستگذاری اشتغال کشورکدام اند ؟ به منظور تبیین مسئله اشتغال و پاسخ به سوالات پژوهش در تحقیق حاضر در برنامه قرار گرفت. در ابتدای تحقیق وضعیت آمار و شاخص ها و ساختار کنونی مدیریتی اشتغال کشور با بهره گیری از منابع علمی و سازمانی بررسی و تبیین شدند. سپس با استفاده از روش تحلیلی و استنباطی اقدامات اجرایی دولت و ساختار مدیریتی اشتغال در بخش دولتی مورد نقد و بررسی قرار گرفتند. در نهایت پیشنهادهای علمی و کاربردی برای اصلاح ساختار شورای عالی اشتغال کشور و توصیه های سیاستی در پیاده سازی برنامه های اشتغال ارائه شدند.
بررسی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بر امنیت منطقه ای در غرب آسیا 2022-2001
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲
54-85
حوزههای تخصصی:
پس از یازده سپتامبر 2001 راهبرد جدیدی در عرصه ی سیاست خارجی آمریکا ظهور یافت که به نوعی نویددهنده عصر جدیدی در نظام بین الملل بوده است. در این دوره سردمداران و رهبران آمریکا فرصت مناسبی را به دست آوردند تا از رهگذر آن بتوانند در راستای دفاع از منافع خود، پیشبرد اهداف استراتژیک و شکل دهی هژمونی آمریکا برجهان، راهبرد حمله پیش دستانه و جنگ پیشگیرانه را در پیش گیرند. در همین راستا سیاست خارجی مداخله گرایانه آمریکا بر کشورهایی چون عراق، سوریه و سرزمین اشغالی موجب شد تا امنیت این کشورها تحت مؤلفه قدرت خارجی نیز قرار بگیرد. در این پژوهش به صورت مؤکد بر سیاست خارجی آمریکا در غرب آسیا از 2001 تا 2022 موردبررسی قرار خواهد گرفت؛ و در پی پاسخ به این پرسش است که سیاست خارجی آمریکا چه تأثیری بر امنیت منطقه غرب آسیا به ویژه بر عراق، سوریه و سرزمین اشغالی گذاشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که بروز و وجود تنش یکی از سیاست های آمریکا برای نفوذ و مداخله بوده و از همین رو تأثیر این سیاست بر عراق، سوریه و سرزمین اشغالی توأم با ناامنی بوده است
مقایسه دولت اسلامی با دولت های سکولار و لیبرال غربی: چشم انداز تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش از چندوچون دولتِ اسلامی در دامان تمدن اسلامی، مسأله این نوشته است و در این راستا، هدف این مقاله مقایسه ی دولت اسلامی با دولت های سکولار و لیبرال یعنی دولت های مدرن غربی است، تا از قِبَل آن به مختصات دولت اسلامی در مقام مقایسه دست یازد. این مقایسه، مبتنی بر آن مفروضی است که دولت را یکی از خروجی های هر تمدنی می شناسد. روش پژوهش، اسنادی است و مطالب مرتبط جمع آوری شده، به مقایسه و تحلیل گذارده شده است. با مقایسه ی دولت اسلامی با وجهه ی امت- امامت با دولت مدرن غربی با وجهه ی سکولاریستی و لیبرالیستی، در این مقاله به دست آمد که دولت اسلامی را می توان با ویژگی هایی مانند «علقه مکتبی در برابر علقه مدرن»، «غایتِ سعادت دین، دنیا و آخرت در برابر غایت دنیوی»، «ابزار دانستن قدرت در برابر قدرت برای قدرت»، «حاکمیت و جریان و استیلابخشی به مکتب اسلام در برابر عدم تعهد به مکتب قدسی»، «ولایت امام و جانشین او در برابر عدم ولایت»، «حضور به عنوان امت و شهروند در برابر حضور به عنوان شهروند صرف»، «ابتنای بر عقلانیت دینی در برابر عقلانیت خوبنیاد بشری» بازشناخت. بررسی های این مقاله همچنین نشان داد که ظرفیت دولت در الگوی اسلامی، بیشتر از آن است که در تعریف الگوی نظریه ی دولت- ملت که پایه ی دولت های سکولار و لیبرال در تمدن غربی است، بگنجد. از نظر این نوشته، دولت اسلامی با وجهه ی امت- امامتِ آن، ظرفیت فراوانی برای حضور تمدنی اسلام در آینده ی سیاسی جهان تدارک دیده است که با مقاومت بر اصول و نقاط تمایز خود با دولت های سکولار و غربی و با کارآمدی، می تواند نقش خود را در این راستا ایفاد نماید.
Scarcity & the EU Resilience-Building Capacity in Moldova by Stabilizing the Transnistrian Conflict(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۶, Issue ۳, summer ۲۰۲۲
567 - 603
حوزههای تخصصی:
Resilience-building within the EU borders is critical to ensure the security of European states. Moldova is one of the target areas for this policy due to the frozen Transnistrian conflict. The primary purpose of this article is analyzing the role of the EU in the Transnistrian conflict and why the EU resilience building activities had limited effects on the ground. The theoretical framework of this study is Mullainathan and Shafer's idea of Scarcity. Scarcity is a broad concept that means "having less than you need." The EU security scarcity has led to a security poverty. Scarcity’s capture of attention affects not only what the EU sees the world, but also the way in which it interprets and understands it. This article hypothesizes that the EU has started tunneling due to the security scarcity for resilience-building in the Transnistrian conflict, and this has led to a decrease in the bandwidth and consequently diminished the resilience-building capacity and conflict resolution in the region. The method of research is case study.
فراجا در مدیریت بحران های اجتماعی (کارکرد و جایگاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۷
151 - 207
حوزههای تخصصی:
اهداف : این تحقیق با هدف تعیین کارکردها و جایگاه واحدهای انتظامی فراجا در مدیریت بحران های اجتماعی بویژه از حیث تطبیق با مراحل چهارگانه مدیریت بحران صورت پذیرفت . روش تحقیق: این پژوهش از حیث زمانی، مقطعی؛ از حیث هدف، کاربردی و توسعه ای و از حیث روش، توصیفی بوده و از جهت نحوه جمع آوری داده ها از روش های ترکیبی شامل: بررسی اسنادی،توزیع پرسشنامه و انجام مصاحبه عمیق فردی و گروهی(به ویژه روش فیشباول) استفاده شده است. تعداد جامعه اماری 356 نفر و تعداد نمونه هدفمند شامل 241 نفر از ماموران دارای تجربه در بحران 1398(185)، سرکلانترهای تهران(10)، فرماندهان انتظامی استانها(31 نفر)، مسئولان رده یک فراجا(15 نفر) بوده است. الفای کرونباخ معادل 8.1 بود.یافته های تحقیق: اگرچه واحدهای انتظامی ها توانمندی لازم برای مدیریت تنش های اجتماعی بویژه پیش بینی را دارند اما مدیریت بحران در واحدهای انتظامی اقتضایی ، شبکه توزیع و دریافت خبر نیازمند اصلاح و آموزش های افراد نسبت به آنچه باید انجام دهند ناهمگون و ناکافی است. پیشنهادات: مدیریت بحران در واحدهای انتظامی نیازمند: شفاف سازی و استاندارد سازی رفتارها، شفاف سازی نحوه اشراف واحدهای انتظامی به فضای مجازی و دریافت اطلاعات در سلسله مراتب اداری، برگزاری آموزش مدیریت بحران برای تمام عوامل دست اندرکار (یگان های فراجا و آتش نشانی، شهرداری، مخابرات و برق و....)، مکلف نمودن سازمان امنیت فراجا به آموزش و خبررسانی به واحدهای انتظامی و پاسگاه میباشد.
اصول اخلاقی تربیت متعاطیان حکمرانی اسلامی از منظر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق یکی از محوری ترین ارکان جامعه به حساب می آید؛ انبیاء الهی مبعوث شدند تا اخلاق را در عالم فراگیر نمایند چنانکه پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) هدف مبعوث شدنشان را تکمیل کردن مکارم اخلاق بیان می کنند؛ بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران امام خمینی(رحمه الله علیه) نیز در آثار خود توجه ویژه ای به مسئله ی اخلاق دارند تا جایی که حتی در کتب فقهی ای مثل تحریر- الوسیله نیز مسائل اخلاقی را مورد بحث و بررسی قرار می دهند؛ از طرفی بر اساس اندیشه امامین انقلاب اسلامی تحقق حکومت اسلامی شرط لازم رسیدن به تمدن اسلامی است و روشن است که رکن اصلی حکومت اسلامی؛ متعاطیان حکمرانی و مدیران حکومت هستند به این معنا که تا شرایط برای تربیت حکمرانان و مدیران در جامعه ی اسلامی مهیا نشود حکومت اسلامی ایجاد نخواهد شد؛ کتاب شریف نهج البلاغه به این مسأله به طور ویژه پرداخته است تا جایی که امیرالمومنین علیه السلام در عهدنامه مالک اشتر در کنار هر دستور حکومتی یک یا چند دستور تربیتی اخلاقی دارند؛ در این نوشتار سعی شده است که با روش تحلیل مضمون اصول تربیتی حکمرانی اسلامی از منظر نهج البلاغه در قالب سه مهارت مبنایی-شناختی و مهارت رفتاری و مهارت معنوی تبیین گردد تا سهمی هرچند ناچیز در پیشبرد منویات مقام معظم رهبری(حفظه الله) در زمینه تحقق تمدن اسلامی داشته باشد؛ و در انتها این مهارت ها در قالب یک جدول ارائه می گردد. سؤال اصلی(یا هدف اصلی) هدف اصلی در این مقاله بیان شاخصه های مهم اخلاقی برای بسترسازی حکمرانی اسلامی با محوریت متعاطیان این امر از منظر نهج البلاغه می باشد. در این نوشتار سعی شده که اصول اخلاقی مهمی که لازمه حکمرانی اسلامی است و در نهج البلاغه روی آن تأکید شده است احصاء گردد؛ با این رویکرد که تا زمانی که توجه ویژه به تغییر در ساحت درونی آحاد جامعه برای تربیت متعاطیان حکمرانی صورت نگیرد تغییر در ساحت اجتماع بما هو اجتماع ممکن نخواهد بود؛ بر همین اساس بررسی قواعد اخلاقی از منظر نهج البلاغه می تواند افقی نو در این راستا پیش روی محققین قرار دهد.
بازنمایی دست مایه های هویتی نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران روسیه و ترکیه در دوران پس از جنگ سرد
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۱
96-124
حوزههای تخصصی:
سه کشور ایران، روسیه و ترکیه در طول دو سده ی اخیر روابط پر نوسانی با کشورهای اروپایی و امریکای شمالی (مجموعه ی غرب) داشته اند. این روابط پس از جنگ دوم جهانی همواره با افت وخیز همراه بوده است. این شرایط باعث شده است تا بعد از جنگ سرد و شروع هزاره ی جدید نوعی سرخوردگی و عدم موفقیت در روابط این سه کشور و غرب شکل گیرد که حاصل آن گرایش هایی با شدت و ضعف متفاوت و نوسان داد به سمت کشورهای شرقی (آسیایی) در قالب گرایش به شرق در مواضع اعلامی و عملی (مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی) بروز یابد. سؤال مطرح شده در این مقاله این است که: چرا نگاه به شرق در سیاست خارجی ایران، روسیه و ترکیه در دوران پس از جنگ سرد تقویت شده است؟ فرضیه ی مقاله این است که پیشینه مرزبندی هویتی کشورهای ایران، روسیه و ترکیه با غرب و رودررویی این کشورها با هویت هژمونیک غرب در دوران پس از جنگ سرد، سبب تقویت نگاه به شرق در سیاست خارجی این کشورها شده است. مقاله ی در چارچوب نظریه ی برسازی (سازنده گرایی) در سیاست خارجی (مهم شدن هویت ها و کناکنش ها) و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی در پی یافتن پاسخ سؤال بالا و تائید فرضیه ی طرح شده، به این نتیجه رسیده است که هم هویت تاریخی، دینی و تمدنی، هم هویت جغرافیایی (مرزبندی های جغرافیایی) و هم موانع و فشارهای هویت هژمونیک غرب در گرایش این سه کشور به شرق و آسیا نقش آفرین بوده است.