فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۹۲۱ تا ۱۸٬۹۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
pure life, Volume ۷, Issue ۲۳, Summer ۲۰۲۰
11 - 36
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر با توجه به رشد روزافزون بیماری های روحی و جسمی، پرداختن به مفهوم بیماری از منظر آموزه های اسلامی و تبیین جایگاه آن در برنامه درسی مدارس، ضروری به نظر می رسد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تبیین ضرورت آموزش مفهوم بیماری از منظر آموزه های اسلامی و بررسی آن در سند تحول بنیادین جمهوری اسلامی ایران است. بررسی مفاهیم و مصادیق بیماری جسمی و پیامدهایی که بر روح و روان دارد، عموماً به عنوان یک امر گریزناپذیر چرخه زندگی عموم افراد را شامل می شود که در این زمینه می توان با ارائه تصویری صحیح از مفهوم بیماری مطابق با آموزه های اسلامی میزان سازگاری آن ها را افزایش داد و باورها و عقاید دینی را در سپری کردن دوران بیماری، اثربخش دانست. در پژوهش حاضر با روش توصیفی انجام یافته، مفهوم بیماری در سه مقوله تأثیر معنویت از دیدگاه پژوهشگران، ثمرات آن از منظر آیات و روایات و لزوم پرداختن به آن در برنامه درسی دانش آموزان مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به آموزه های اسلامی، مفاهیم مختلفی از بیماری استنباط شد که عبارتند از ابتلا و آزمایش، مصلحت الهی، کفاره و تطهیر گناهان، تنبیه و تأدیب، رشد و کمال، تلنگر، توجه به خداوند، اجر و پاداش و عنایت الهی. از طرف دیگر، سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان سند بالادستی آموزش و پرورش با تأکید بر مفاهیم شناسایی شده از مفهوم بیماری از منظر اسلام مورد تحلیل قرار گرفت و نتایج آن نشان داد در بخش های مختلف سند، به این مفهوم پرداخته نشده است.
مکملیت کوانتومی و تأثیر آن در الهیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، با تأیید تأثیرگذاری و تأثیرپذیری الهیات و فیزیک از یکدیگر، نشان داده می شود که چگونه برآمدن فیزیک کوانتومی در ابتدای قرن بیستم، همگام با تغییر دادنبنیان های فیزیک کلاسیک، مباحث جدیدی در حوزه ی الهیات را پدید آورد. برای این منظور،نخست توضیحی از «مکملیت» که یکی از مهم ترین دست آوردهای بور در تبیین پدیده های کوانتومی است، به دست داده می شود و سپس از چگونگی مدخلیت آن در مباحث الهیاتی سخن به میان می آید. بدین ترتیب، روشن می شود که از یک سو «مکملیت»، در توضیح رابطه ی میان علم و الهیات و تفکیک نظرگاه های مختلف آنها بر پژوهشگرانی مانند مک کی مؤثر بوده است و از سوی دیگر خود وام دار آموزه های الهیاتی کیرکگارد بوده است. در ادامه ی این مقاله، نشان داده می شود که صرف نظر از پذیرش یا نفی کاربرد «مکملیت» در الهیات، آنگونه که در فیزیک به کار می رود، می توان از مدخلیت چنین آموزه ای در غنا بخشیدن به سطوح مختلف تبیینی آموزه های الهیاتی درتوصیف حقایق دینی سخن گفت.
اندیشه های اقتصادی ابن خلدون؛ ارزیابی انتقادی چهار ادعا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن خلدون پیشگام اندیشه اقتصادی مدرن در قرن چهاردهم میلادی است.این مقاله به ارزیابی چهار ادعا در مورد اندیشه های اقتصادی ابن خلدون می پردازد. اول، این که اندیشه های اقتصادی ابن خلدون با اندیشه های بعدی پیوستگی ندارد. دوم، این که اندیشه های وی اندیشه اقتصادی اسلام است. سوم این که ابن خلدون مبدع نظریه ارزش مبتنی بر کار است. چهارم اینکه وی پیشگام مارکس در تحلیل ماتریالیستی تاریخ است. در این مقاله ادعاهای یادشده با استفاده از روش تحلیلی مورد ارزیابی قرار می گیرد و نشان داده می شود که اندیشه های اقتصادی ابن خلدون از طریق مکتب سالامانکا به اندیشه های اقتصادی اسکاتلندی (کلاسیک) منتقل شده است. لذا از پیوستگی برخوردار است.اندیشه های اقتصادی ابن خلدون، اندیشه های اقتصادی اسلام نیست، بلکه تحلیل اقتصاد مسلمین در یک جغرافیای محدوداست. همچنین ابن خلدون مبدع نظریه ارزش مبتنی بر کار و ماتریالیسم تاریخی نمی باشد.
رویکرد اخفش به قرائت در کتاب معانی القرآن با تأکید بر روایت حفص از عاصم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش دانش قرائت و تاثیر مستقیم آن در تفسیر آیات قرآن کریم انکارناپذیر است و از این رو مساله قرائات همواره مورد توجه قرآن پژوهان قرار داشته است. یکی از ابعاد مهم در مساله قرائت، بررسی رویکرد علماء سده های نخست هجری به قرائت، به ویژه رویکرد آنان نسبت به قرائت رایج امروزی (روایت حفص از قرائت عاصم) می باشد که می تواند بیانگر رویکرد تاریخی به این قرائت تلقی گردد. اگر چه اخفش از بزرگان ادبیات عرب است و روند کلی حاکم بر کتاب معانی القرآن وی، اهتمام به مباحث ادبی است اما وی در راستای مباحث ادبی، به صورت گسترده به مساله قرائت نیز توجه داشته است که با تحقیق در آن می توان به مبانی او در مساله قرائت و معیارهای وی در پذیرش یا گزینش قرائت دست یافت. بررسی عملکرد اخفش در مواجهه با روایت حفص از عاصم نیز نشان می دهد که اولاً وی در ترجیح و گزینش قرائت، بارها قرائتی مغایر با روایت حفص را برگزیده است و ثانیاً برداشت برخی نویسندگان از تعابیری چون «قرائه العامه» در کتاب اخفش که آن را به عنوان قرائتی رایج و مستقل بین مردم تفسیر کرده اند، برداشتی نادرست و بر خلاف گزارش های صریح تاریخی است افزون بر آنکه اینگونه تعابیر گاه بر خلاف قرائت امروزی (روایت حفص از عاصم) به کار رفته اند.
بررسی چگونگی اشاعه اندیشه امام خمینی در اندونزی و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۸۸
81 - 103
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به چگونگی تأثیرگذاری و پیامدهای اندیشه امام خمینی در اندونزی به خصوص شیعیان آن کشور پرداخته است و به این سؤالات پاسخ می دهد که اندیشه امام خمینی چگونه در اندونزی اشاعه یافت؟ حاملان اشاعه اندیشه امام خمینی در اندونزی چه افراد و گروه هایی بودند؟ پیامدهای اشاعه اندیشه امام خمینی در اندونزی چه بوده است و موجب تقویت چه قرائتی از اسلام گردیده است؟ روش این پژوهش کیفی و اسنادی با استفاده از متون استخراج شده از مصاحبه با جمعی از فعالان فکری و سیاسی در اندونزی و همچنین منابع کتابخانه ای است. یافته های این پژوهش حاکی است که اندیشه امام خمینی از طریق حاملانی شامل افراد (اساتید و روشنفکران) و نهادها (رسمی- سیاسی، فرهنگی و مذهبی و تشکل های دانشجویی و...) در اندونزی اشاعه یافت، پیامدهای اندیشه امام خمینی مبتنی بر تغییر نگرش مردم به اسلام؛ جامعیت اسلام، تقویت بنیه استکبارستیزی، حمایت از مسئله فلسطین، تقریب گرایی بین جریان های اسلامی، شکل گیری هویت شیعه در اندونزی بر پایه تعامل سازنده با دولت و فعالیت در چهارچوب قانون اساسی بوده است و موجب تقویت اسلام اعتدالی در این کشور شده است.
جایگاه عقل در ارزش شناسی از منظر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۹
91-110
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تبیین جایگاه عقل در ارزش شناسی (حوزه اخلاق و زیبایی شناسی)، از منظر نهج البلاغه است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، با رویکرد استقرایی است. یافته های پژوهش بیانگر یک ارتباط دو سویه بین عقل و ارزش شناسی از منظر نهج البلاغه می باشد. از یک سو عقل مهم ترین ابزار در کشف ارزش های اخلاقی بوده و از سوی دیگر مکارم اخلاقی موجب عملکرد صحیح عقل هستند. همچنین زیبایی های عالم خلقت شایسته تأمل بوده و تأمل در آنها، موجب نفوذ هارمونی موجود به ذهن و مایه شکوفایی فهم است. با این حال با توجه به محدودیت ها و خطاهای عقل، استفاده از تجربه و نقل به عنوان ابزارهای مکمل در ارزش شناسی توصیه شده و وحی الهی فصل الخطاب است. بر این اساس می توان گفت جایگاه عقل در ارزش شناسی یک جایگاه اعتدالی می باشد؛ لیکن با توجه به توقع خداوند از آدمی به میزان عقل اعطایی به او، تشخیص و داوری آن در ارزش شناسی معتبر و اتصاف به آنها برای محقق لازم است.
بازشناسی نفس لوّامه و عوامل بیداری آن از نگاه قرآن و حدیث(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نفس، یكی از ابعاد وجودی انسان است كه دارای مراتب مختلفی و به حالات و شئون مختلفی متصف می شود. یكی از این حالات، حالت لوّامگی آن است كه پس از اتصاف به آن، «نفس لوّامه» خوانده می شود. اینكه نفس لوّامه چیست و چه عواملی در فعلیت و بیداری آن نقش دارند، مسئله ای است كه این پژوهش به دنبال پاسخ به آنها است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و در جمع آوری داده های، از منابع كتابخانه ای استفاده شده است. با مطالعه و بررسی منابع مربوطه، به دست آمد كه نفس لوّامه یكی از حالات، مراتب و شئون نفس است كه؛ هنگام ارتكاب معاصی توسط آدمی، بدان متصف می شود؛ بدین معنا كه تمامی انسان ها از برّ و فاجر، بعضی هم در دنیا و هم در قیامت و بعضی صرفاً در قیامت، بر اثر حضور و بروز عواملی بیداری آفرین، این حالت لوّامگی را در خود احساس كرده و در نتیجۀ ، به دلیل انجام فجور و یا قلت انجام كار نیك، ندامت حاصل شده و به ملامت خود می پردازند.
تبیین معرفت انفسی مطلوب قرآن کریم از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
139 - 152
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم علاوه بر مطرحکردن معرفت آفاقی برای معرفت خداوند تعالی، بر معرفت انفسی خداوند نیز دعوت ویژه کرده است. برخلاف معرفت آفاقی که گونهها و مصادیقش در آیات متعدد بیان شده است، آیاتی که به معرفت انفسی توجه داشتهاند، بیشتر به اصل این مسئله پرداخته و کمتر بحث مصداقی یا گونهشناسی کردهاند. در حکمت متعالیه نیز معرفت انفسی خداوند و وصول به معرفت الله ازطریق معرفت نفس از مسائل اساسی در الهیات بالمعنی الاخص و علم النفس است؛ ازاینرو، تحلیل معرفت انفسی که مطلوب قرآن کریم است، و تبیین گونههای مدنظر آن در قرآن کریم، بهمنظور ارائه به سالکان مشتاق این راه و نیز تبیین انطباق حکمت متعالیه با قرآن کریم در این مسئله ضروری به نظر میرسد. در این مقاله، برای رسیدن به این هدف، با روش تحلیلیتوصیفی پس از توضیح دو گونه کلی معرفت انفسی حضوری و حصولی، چهار دسته کلی آیات کتاب الهی در زمینه معرفت انفسی خداوند بررسی شدهاند و نسبت هر کدام از آنها با آن دو گونه کلی سنجیده شده است. نتایج نشان دادند آیاتی از قرآن که معرفت حضوری و شهود باطنی را بهمنظور معرفت رب طرح کردهاند، قابل حمل بر معرفت حصولی و برهانی نفس نیز هستند.
تبیین و بررسی مؤلفه ی تمایلات در تفکر انتقادی از منظر فرهنگ قرآنی و روانشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
67 - 102
حوزههای تخصصی:
عصر حاضر که عصرتغییرات سریع اجتماعی، فکری و فرهنگی است، انسان ها را با چالش ها و فشارهای متعددی روبرو نموده که مقابله مؤثر با آنها نیازمند کسب مهارت های مختلف روانی و اجتماعی می باشد. بر اساس نظر سازمان بهداشت جهانی، یکی از مهمترین و اساسی ترینِ این مهارت ها، مهارت تفکر نقادانه است. بر اساس بررسی های انجام شده، از منظر انجمن فلاسفه آمریکا، تفکر نقادانه از دو مؤلفه اصلی تمایلات (گرایش ها) و مهارت های شناختی تشکیل یافته که هریک از این دو مؤلفه نیز خود دارای اجزاء مختلفی می باشند. در این مقاله ابتدا تفکر نقادانه و مؤلفه های آن تعریف و اجزاء تشکیل دهنده مؤلفه ی تمایلات و یا به عبارت دیگر ویژگی های متفکرین نقاد، تبیین و سپس تعدادی از ویژگی هایی که برای این افراد در قرآن آمده، مطرح شده است. تحقیق حاضر، با روش تحلیل محتوای کیفی و با استقراء تام آیات قرآن صورت گرفته است. در یافته های این پژوهش مشاهده می شود که برخی ویژگی ها از قبیل علاقه و اشتیاق برای دستیابی به حقیقت، تلاش و خستگی ناپذیری، ثبات شخصیت، شجاعت و استقلال در تفکر، داشتن روحیه ی حق پذیری، ترجیح سخن یا عقیده یا تفکر درست بر همه چیز، انعطاف پذیری و بی تعصبی، وحدت و هماهنگی شخصیت، ژرف اندیشی مداوم و توجه دقیق به نشانه ها، هدفمندبودن و پرهیز از مسائل نامربوط و توسّم (نکته سنجی و زیرکی) از ویژگی های مشترک بین روانشناسی و قرآن و ویژگی هایی چون ایمان وتقوا ، شرح صدر، خشیت الهی و ایستادگی، استقامت و ثبات در عقیده از ویژگی های مختص به قرآن است. در بررسی تطبیقی به عمل آمده پیرامون مفاهیم این موضوع در قرآن و روانشناسی مشخص شد تفاوت اصلی این دو در خدا محوری و انسان محوری آنها می باشد که هرچند مفاهیم مطرح شده در روانشناسی کابردی تر و با جزئیات بیشتر است، اما برای آنکه این مفاهیم غنای بیشتری یابند، می بایست آنها از حالت انسان محورانه خارج نموده و بر اساس مبانی خدا محورانه اعتلا داد و بر این اساس، از چنین آموزه هایی بهره جست.
بررسی تاریخی عبارت «خلیفه الله» در روایات مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبارت «خلیفه الله» به معنای جانشینی انسان به جای خداوند، در اعتقاد اسلامی جایگاه مهمی دارد و باور رایج در مذاهب اسلامی این است که انسان خلیفه و جانشین خداوند بر روی زمین است. در روایات مذاهب اسلامی واژه «خلیفه» گاهی به تنهایی و گاهی به صورت «خلیفه رسول الله» و گاهی به شکل «خلیفه الله» به کار رفته است. این پژوهش به دنبال بررسی سیر تطور رواج و مصادیق این عبارت در روایات مذاهب اسلامی است. گردآوری داده های این تحقیق به روش کتابخانه ای و اسنادی می باشد و روش انجام آن توصیفی تحلیلی است و بر این اساس روایات مذاهب: زیدیه، اباضیه، شیعه امامیه و اهل سنت بررسی و تجزیه و تحلیل گردیده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در منابع مختلف مذاهب اسلامی واژه «خلیفه» و جمع آن «خلفاء»، در بیشتر موارد در معنای لغوی همراه واژه های «الله»، «رسول الله»، «کتاب»، «رحمن» و «رب العالمین» ذکر شده اند. همچنین در روایات، مصداقهای مختلفی برای عبارت «خلیفه الله» به کار رفته است، گاهی برای مصداقهای عام مانند: فرشتگان، عالمان و اهل یقین و آمران به معروف و ناهیان از منکر، و گاهی برای مصداقهای خاص مانند: حضرت آدم(ع)، حضرت داود(ع)، حضرت محمد(ص)، امامان، به خصوص امام علی(ع) و امام مهدی(ع) به کار رفته است. اما نکته حائز اهمیت این است که در روایات تمام مذاهب، در قرن اول و دوم قمری عبارت «خلیفه الله» یافت نمی شود و در این دوره واژه «خلیفه» به تنهایی یا به صورت عبارت «خلیفه رسول الله» مشاهده می گردد و از قرن سوم به بعد عبارت «خلیفه الله» در روایات به دفعات دیده می شود. این تحقیق می تواند آغازی برای کاوش بیشتر این عبارت در روایات باشد.
راهکارهای نورسی در تقابل با فرهنگ غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمانه ای که بدیع الزمان نورسی در آن می زیست، عصر سقوط حکومت عثمانی و روی کار آمدن حکومت سکولار و بلکه لائیک در ترکیه و هنگامه جنگ جهانی اول و اشغال کشورهای مسلمان توسط کشورهای غربی سکولار (نه غرب مسیحی و صلیبی) و آشنایی مسلمانان با فرهنگ و پیشرفت صنعتی این کشورها بود. بدیع الزمان نورسی در این زمان تمام تلاش خود را به کار گرفت، تا با معرفی فرهنگ عالی اسلامی، از اینکه جوانان مسلمان مرعوب یا فریفته تمدن غربی شوند، جلوگیری کند. او برای این کار روش مقایسه را به کار می گیرد. فرهنگ اسلامی ریشه در قرآن دارد که کتابی آسمانی است و تمدن غربی ریشه در فلسفه الحادی غربی دارد که معرفتی انسانی و در مقایسه با قرآن بسیار نازل است. وی با مقایسه تربیت یافتگان مکتب اسلام و مکتب فلسفه الحادی و نیز مقایسه مدینه اسلامی و غربی، سعی می کند برتریهای فرهنگ اسلامی را به نمایش بگذارد. گام دیگری که بدیع الزمان نورسی برای آشکار کردن ماهیت تمدن غربی و جلوگیری از نفوذ آن در جوامع اسلامی برمی دارد، پاسخ دادن به شش مسئله علمی است؛ مسائلی که در اندیشه بدیع الزمان اگر بی پاسخ بماند، راه را برای نفوذ فرهنگ استعماری غرب فراهم می کند. خطبه ای که در مسجد جامع شام ایراد نموده نیز در همین راستا قابل تحلیل است.
راهبردهایی در هم افزایی حوزه نجف و قم
منبع:
حوزه دوره جدید تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۱
34 - 47
حوزههای تخصصی:
بررسی رویکرد ویلیام آلستون در توجیه باور دینی؛ آثار و نتایج الاهیاتی و معرفتی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال دوازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۳
93 - 116
حوزههای تخصصی:
توجیه معرفت و باور دینی و فرایند آن از جمله مباحث مهم در معرفت شناسی دینی است. از جمله راه هایی که در دوره معاصر برای توجیه باور دینی از سوی برخی فیلسوفان دین ارائه شده است، تجربه دینی است. در این روش، تجربه دینی، نقش باور مبنایی برای توجیه باورهای روبنایی را ایفا می کند. ویلیام آلستون فیلسوفی است که توجیه برخی از باورهای دینی را بر اساس حس حضور خداوند و تجربه او در زندگی روزمره انسان ها تبیین می کند. به نظر آلستون ابتناء باورهای دینی روبنایی بر تجربه دینی، نوعی رویّه باورساز اجتماعی تثبیت شده است و از سوی دیگر، همه رویّه های باورساز قابل اعتماد هستند و استناد به آنها، معقول است. آلستون با این کار، مبادی استدلال را توسعه داده است. این رویکرد دارای مجموعه ای از آثار و نتایج معرفتی و الاهیاتی است از جمله توسعه در گزاره های پایه، توجیه معرفتی گزاره های جلوه بنیاد، اثبات صدق و حقانیت باورهای جلوه بنیاد، اثبات واقعی بودن تعامل شخص با خدا، تکثرگرایی دینی و عرضه نقشه راه سعادت
ساختار سیاسی مردم سالاری دینی در جوامع چندفرهنگی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نسخه رایج مردم سالاری دینی مبتنی بر رأی اکثریت، مناسب جوامع چندفرهنگی نیست؛ بلکه به نسخه خاصی از مردم سالاری دینی نیاز است تا بتواند عدالت و امنیت در این جوامع را فراهم کند. پرسش این است که چه ساختار سیاسی ای مناسب چنین جوامعی است؟ تحقیق پیش رو با استفاده از روش توصیفی و تجویزی و بر مبنای اصول و مؤلفه های اصلی مردم سالاری دینی، مانند عدالت اجتماعی، کثرت گرایی سیاسی، مقبولیت مردمی، حاکمیت قوانین دینی، و نظارت بر قدرت، ساختار خاصی را در چهار حوزه سرزمینی، تقنینی، اداری و قضایی برای این جوامع پیشنهاد می کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که نظام فدرال با ساختار اداری دورکنی مرکب از رئیس جمهور منتخب مردم و نخست وزیر منتخب پارلمان و توزیع تناسبی قدرت و مزایا در سطوح مختلف، همراه با ساختار تک مجلسی مبتنی بر نظام انتخاباتی تناسبی که در آن قوانین دینی حاکم باشد، همراه با نظارت یک نهاد دینی بر روند قانون گذاری و ساختار قضایی مبتنی بر استقلال قضایی در احوال شخصیه، استفاده از دادگاه های مستقل، تقویت نهادهای حقوق بشری و استفاده از قوانین پذیرفته شده حقوق بشر و حقوق بشر اسلامی، مناسب ترین ساختار در جوامع چندفرهنگی است.
دور محمد علی جمال زاده فی إحیاء الأدب الشعبی فی إیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لمحمد علی جمال زاده مکانته الممیزه فی أدب إیران المعاصر، ودوره البارز فی تجدید حیاه الأدب الفارسی الذی یجعله فی رأس قائمه المبدعین فی اللغه الفارسیه المعاصره بمبادرته فی الاستفاده من التراث الحضاری فی الأدب الفارسی وعرضه فی الجنس الأدبی الحدیث وتحدیدًا القصه القصیره. وعلى هذا، تأثر الأدب الفارسی فی بدایات القرن العشرین إلی حد بعید بالأدب الغربی، حیث استخدم الکتّاب الإیرانیون التقنیات الغربیه إلی جانب ما أخذوه من التراث الشعبی وواکبوا، عن قرب، الحرکه الحدیثه والمعاصره فی الأدب العالمی. تعد مجموعه یکی بود یکی نبود (کان یا ما کان) لمحمد علی جمال زاده أول مجموعه قصصیه فی إیران، تتحقق فیها العناصر الأساسیه للقصه القصیره بوصفها جنساً أدبیاً حدیثاً بمضامینه التراثیه متبنیا على ما کان موجودا فی الحکایات القدیمه منذ زمن بعید. یسعی هذا البحث إلی دراسه هذه العناصر فی هذه المجموعه علی ضوء المنهج الوصفی -التحلیلی مستعینا بالنقد التاریخانی الجدید أو ما یسمونه التحلیل الثقافی للنص، والذی استخدمت فیه الجمالیات الفنیه للتعبیر العصری عن التغیرات الاجتمایه ومن ثم الأدبیه فی المجتمع الإیرانی فی بدایات القرن الماضی.
بررسی تحلیلی -انتقادی نظریه حزقیال کافمن درباره ریخت شناسی توحید و شرک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محققان کلاسیک اسفار خمسه، و در رأسشان یولیوس ولهاوزن، معتقد بودند که بررسی انتقادی اسناد اسفار خمسه بیانگر یک پیشرفت دینی است که طی آن، یک خدایی یهوه ای نهایتاً به توحید اخلاقی انجامید. به باور حزقیال کافمن، تحلیل ریخت شناختی ادیان جهان، نظریه پیشرفت دینی را تأیید نمی کند و دو ریخت متفاوت دینی (توحید و شرک) را نشان می دهد. توحید با فعالیت های حضرت موسی علیه السلام آغاز شد و دیگر ادیان منشعب از آن (مسیحیت و اسلام) را نیز شامل می شود؛ بقیه ادیان ذیل مقوله شرک جای می گیرند. مطابق تحلیل او، دین عبرانیان به لحاظ ساخت، با دین جهان باستان ذاتاً متفاوت است و به همین دلیل نمی تواند پیشرفت منطقی آن باشد؛ به ویژه اینکه شواهد تاریخی نیز چنین پیشرفتی را تأیید نمی کنند. به اعتقاد او، جهان دینی عبرانیان به رغم استفاده از مواد شرک، محصول خود بود و عناصر بیگانه نقشی اساسی و خلاق در فرهنگ دینی آن نداشت. با این حال، نظریه او برخلاف دعوی خودش، همه جا با شواهد تاریخی و کتاب مقدسی سازگار نیست. نظریه او دست کم سه ضعف اساسی دارد: نخست اینکه او به اشتباه اسرائیل عهد قدیم را با اسرائیل تاریخی یکسان می گیرد؛ دوم او در تفکیک جهان بینی عبرانیان از همسایگانشان بر تفاوت ها تأکید دارد و از تعامل ها چشم می پوشد؛ در حالی که مطالعات مقایسه ای نشان از تعامل الگوهای فکری و دینی عبرانیان با همسایگان دارد؛ سوم اینکه ظاهراً نظریه تمایز مطلق توحید اسرائیلی از شرک باستان، بازتاب دغدغه الهیاتی اوست.
بررسی و تحلیل جایگاه زرتشت در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۹ شماره ۲۶۹
83-94
حوزههای تخصصی:
زرتشت فردی است که در مورد او و سخنانش، همواره مباحث متعددی شکل گرفته است. برخی اصل وجودش را رد کرده و برخی او را یک مصلح اجتماعی، و عده ای درحد یک متنبی، و در آخر بعضی او را پیامبر ایران زمین دانستند. نظر به آنکه برخی در تلاش اند تا با برجسته نشان دادن چهره زرتشت، در جهت تضعیف دیگر ادیان الهی بخصوص دین اسلام قدم بردارند؛ این تحقیق تلاش کرده تا ضمن بیان برخی اقوال در این راستا و مشکل اثبات نبوت زرتشت، به وجود اندیشه ها و برخی اعتقادات زرتشت درمیان مردم، و بخصوص درمیان برخی حکومت های ایران باستان با نگاه توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع و اسناد معتبر علمی به نقد و بررسی آن مواضع اساسی و مدنظر بپردازد. با توجه به مبهم بودن تاریخ تولد زرتشت و همچنین بررسی متون تاریخی در مورد ایشان، با قطعیت نمی توان زرتشت را پیامبر دانست. به تعبیر دیگر، آیین مجوس، پیامبرى غیر از زردشت و کتابى غیر از اوستا داشته و دو آیین مجوس و زرتشت مترادف هم نیستند.
بررسی و نقد ملاک این همانی عددی بدن از دیدگاه برخی اندیشمندان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ شماره ۲۷۳
73-85
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن است که این همانی عددی بدن را از دیدگاه برخی اندیشمندان اسلامی با رویکرد تحلیلی انتقادی در دو مقام اجزای اصلیه و بدن لطیف مورد بررسی و نقد قرار دهد. برخی از اندیشمندان اسلامی معتقدند که حقیقت انسان و ملاک این همانی انسان اجزای اصلی و حیاتی اوست که در طول زمان ثابت و یکسان خواهد بود و حتی در هنگام مرگ نیز از بین نمی رود. برخی دیگر معتقدند که انسان دو بدن مادی و لطیف دارد، اما حقیقت انسان را بدن لطیف تشکیل می دهد. اینان روح را همان جسم و بدن لطیف می دانند که مانند آب در گل است و نه یک امر مجرد. این جسم لطیف تغییرات و دگرگونی های بدن مادی را نمی پذیرد، لذا در طول زمان ثابت و مستمر است. اینان برای اثبات مدعای خود به دلائل متعدد نقلی، عقلی و تجربی استناد کرده اند. این ملاک به دلیل نگاهی مادی انگارانه به انسان و نیز به دلیل ناتوانی در تبیین چگونگی استمرار بدن در دو زمان مختلف و چگونگی درک این استمرار دچار اشکالات متعددی است.
ابعاد شناختی «قلب» در منظومه معرفتی قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۳ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
239 - 257
حوزههای تخصصی:
مفهوم قلب در منظومه معرفت دینی، از منزلتی والا برخوردار بوده است. نصوص اسلامی، علاوه بر به کارگیری معانی و مصادیق قلب، در دو ساحت جسمانی و روحانی، از نقش آفرینی آن، در جهت اعتلای ابعادِ انسانی، سخن گفته اند. به رغم آنکه بازتاب نور در سایر ابعاد وجودی انسان از جایگاهی ویژه می نماید، این مطلب در مورد ساحت شناختیِ«قلب» نیز، مغفول مانده است. با این همه، این پژوهش با اتخاذ رویکرد پسینی، از رهگذر استنطاق در کاربست های قرآنیِ قلب، ابعادِ شناختی آن را به دو ساحت «منبع شناختی» و «ابزار شناختی»، قابل ارجاع می داند. از جانبی دیگر، کارکرد و بازتابِ بارقه ربانی بر ساحت قلبِ انسانی را می توان در مؤلفه هایی چون «گشودگی سینه و آرزوی تجافی از دار دنیا»، «نیل به مقام یقین و شهود عالم فراماده»، «بینش جامع گزینی و وارستگی از تنعمات دنیوی»، قلمداد نمود.
تبیین متافیزیکی زیست نوع های انسانی از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا و شارحان فلسفه او، ملهم از قرآن و عرفان و به مدد نگرش وجودی از زیست نوع های انسانی گوناگونی سخن گفته اند. پرسش جستار حاضر این است: چگونه ملاصدرا زیست نوع های انسانی متکثر را تبیین می کند؟ برون داد و نتایج به دست آمده عبارتند از: 1. بنابرمبانی هستی شناختی و انسان شناختی ملاصدرا، انسان وجودی است که در عین وحدت، متکثر و ذو وجوه است. ملاصدرا با استمداد از قرآن، ده مقام انسانی و با الهام از میراث عرفانی، هفت زیست نوع انسانی، و با مدد نگرش وجودی اش، سه زیست نوع کلان برای انسان در نظر می گیرد2. از دیدگاه صدرا راه رسیدن به مقامات انسانی گذر از سفرهای چهارگانه عرفانی است؛ 3. انسان، برخلاف دیگر موجودات عالَم، مقام معلوم و حدیقف ندارد، از اینرو نمی توان او را را در ده، هفت، یا عدد معینی از این زیست نوع ها منحصر کرد مگر اینکه بگوییم کلیات زیست نوع های انسانی به اعتباری، هفت، ده، یا صد مقام است. علاوه بر این به دلیل وجود زیست نوع های متنوع نمی توان برای زندگی آدمی نسخه ای واحد با مختصاتی واحد در نظر گرفت.