فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۶۸۱ تا ۱۸٬۷۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
روایات اسلامی تأکید بسیاری بر نشر علم و تشویق به حفظ و ماندگاری یافته های علمی نموده اند. در حدیثی از رسول خدا| آمده: اَل مُؤمِنُ اِذا ماتَ وَ تَرَکَ وَرَقَهً واحِدَهً عَلَیها عِلمٌ تَکونُ تِلکَ الوَرَقَهُ یَومَ القیامَهِ سِترًا فیما بَینَهُ وَ بَینَ النّارِ وَ اَعطاهُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالىٰ بِکُلِّ حَرفٍ مَکتوبٍ عَلَیها مَدینَهً اَوسَعَ مِنَ الدُّنیا سَبعَ مَرّاتٍ.
روش شناسی تقابل دو نظریه نظام انقلابی و انحطاط تاریخی در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
نظام اسلامی در حدوث و بقای خویش تا رسیدن به تمدن اسلامی، نیازمند نظریه ای است که بتواند استقلال فکری، اقتصادی و فرهنگی جامعه را تأمین نماید. جریان روشنفکری دینی به رهبری امام خمینی و اجتهادات شهیدمطهری که به تعبیر رهبر انقلاب، مؤسس آن جریان در حوزه های علمیه بوده است، نظریه نظام انقلابی تولید گردیده و حرکت انقلابی مردم نیز بر اساس آن رقم خورده است. مخالفان این نظام، برای جلوگیری از بقا و رشد انقلاب، به نفی و تحریف نظریه نظام انقلابی پرداخته اند و آن را نظریه انحطاط نامیده و نجات را در نظام فکری غربی جستجو می کنند. بیانیه گام دوم به مثابه روش شناسیِ تقابل دو نظریه، سازوکاری است تا ضمن دفاع از نظریه نظام انقلابی و نقد نظریه انحطاط، به نقد مدیریت منابع انسانی نیز بپردازد و بیان دارد که خودسازی و نیروسازی، در گروی فهم و عمل به نسخه ی فکری امام جامعه است؛ زیرا چه بسا انقلابیونی که عملکردشان به نصرت ولی نیانجامیده و باعث تقویت دشمن شده است. کما اینکه غفلت مسئولین از ظرفیت های انسانی، ما را به رتبه اول جهان در عدم بهره برداری رسانده است. این نگارش با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای و دیجیتال سامان یافته است.
تبارشناسی کیش گنوسی (مطالعه موردی: یهودیت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گنوستیسیزم جریان فکری برجسته ای است که در سده دوم میلادی وارد جهان فکری یهودی- مسیحی شد و چالش های فکری مهمی را در حوزه الهیات یهودی- مسیحی پدید آورد. این چالش ها منجر به بررسی خاستگاه و ریشه اندیشه های گنوسی شد و نظریه های مختلفی را به دنبال داشت. یکی از این نظریه ها خاستگاه کیش گنوسی را یهودیت می داند. از یک سو استفاده گنوسی ها از مضامین و حتی واژگان و اصطلاحات عهد عتیق، نشان از عناصر یهودی در این تفکر دارد و از سویی دیگر، یهودی دانستن خاستگاه آیین گنوسی، با گرایش ضدیهودیِ شدید نظام های برجسته گنوسیِ سازگار نیست. بررسی آموزه های یهودی و مقایسه آن با ایده های محوری تفکر گنوسی مانند «معنا و حقیقت معرفت (گنوسیس)»، «مفهوم نجات غایی» و «وحدت خدا و عارف»، ادعای خاستگاه یهودیِ تفکر گنوسی را مخدوش می سازد و با توجه به فقدان هم گرائی در این مباحث مهم و بنیادین، یهودی دانستن کیش گنوسی منتفی است. این مقاله با رویکردی تحلیلی–انتقادی و با روش تحلیل محتوا به بررسی احتمال خاستگاه یهودی کیش گنوسی پرداخته است.
مکملیت کوانتومی و تأثیر آن در الهیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، با تأیید تأثیرگذاری و تأثیرپذیری الهیات و فیزیک از یکدیگر، نشان داده می شود که چگونه برآمدن فیزیک کوانتومی در ابتدای قرن بیستم، همگام با تغییر دادنبنیان های فیزیک کلاسیک، مباحث جدیدی در حوزه ی الهیات را پدید آورد. برای این منظور،نخست توضیحی از «مکملیت» که یکی از مهم ترین دست آوردهای بور در تبیین پدیده های کوانتومی است، به دست داده می شود و سپس از چگونگی مدخلیت آن در مباحث الهیاتی سخن به میان می آید. بدین ترتیب، روشن می شود که از یک سو «مکملیت»، در توضیح رابطه ی میان علم و الهیات و تفکیک نظرگاه های مختلف آنها بر پژوهشگرانی مانند مک کی مؤثر بوده است و از سوی دیگر خود وام دار آموزه های الهیاتی کیرکگارد بوده است. در ادامه ی این مقاله، نشان داده می شود که صرف نظر از پذیرش یا نفی کاربرد «مکملیت» در الهیات، آنگونه که در فیزیک به کار می رود، می توان از مدخلیت چنین آموزه ای در غنا بخشیدن به سطوح مختلف تبیینی آموزه های الهیاتی درتوصیف حقایق دینی سخن گفت.
نسبت علم و معرفت با فضایل و رذایل اخلاقی از نظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا با الگو گرفتن از معصومین(ع) تحصیل علم را به دو طریق می داند: 1-راه کشف و کسب. 2-راه انکشاف و الهام. راه کشف، روش بحث و تعلیم و تعلم و توجه به استدلال های برهانی و منطقی است که راهی عمومی است و هر کس به اندازه-ی تلاش خود از این علم بهرمند می شود. اما راه انکشاف و الهام راهی است که خداوند، نور علم را به قلب انسان اشراق می کند، علم انبیا و اولیا از این راه است. در این راه علوم با تزکیه و تجرید نفس حاصل می شود که تفاوت این دو علم، فرق بین وصف و ذوق است، که در طریق اکتسابی شخص وصف حلاوت را می شنود و آن را فرا می گیرد، اما در طریق انکشاف و الهام، شیرینی را می چشد. ملاصدرا برای طریق تحصیل دانش از راه انکشاف که از طریق تهذیب و تصفیه ی نفس حاصل می شود، اهمیتی ویژه قائل است و آن را، راه غیبی و الهام باطنی می خواند و مرحله ی کمال الهام را مرحله ی وحی انبیا و اولیا می دانست. هدف از این پژوهش بررسی نسبت علم و معرفت با فضایل و رذایل اخلاقی از نظر ملاصدرا می باشد. بنابراین در این پژوهش، رابطه علم و عمل، مساوقت علم و معرفت با فضایل اخلاقی و فضیلت بودن علم و رذیلت بودن جهل و... از نظر ملاصدرا مورد بررسی قرار می گیرد.
چیستی و چگونگی صدور اراده در اندیشه صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم دی ۱۳۹۹ شماره ۲۷۷
51-58
حوزههای تخصصی:
اراده انسانی پدیده ای است که از جهات مختلف اندیشمندان حوزه عقلی را به اندیشه ورزی واداشته است. چیستی اراده، فرایند تحقق آن، رابطه آن با مقدمات، چگونگی تبیین اختیاری بودن آن، تأثیر اراده الهی در تحقق آن ازجمله حوزه های اندیشه ورزی در مورد پدیده مذکور است. پژوهش حاضر با نگاهی به آراء صدرالمتألهین با رویکردی عقلانی و با روشی تحلیلی توصیفی به پاسخ گویی به چیستی و چگونگی تحقق اراده انسانی در اندیشه صدرالمتألهین پرداخته و به این نتایج رهنمون شد که اراده یکی از افعال نفس بوده که بدون نیازمندی به اراده دیگر، به صورت اختیاری از سوی نفس صادر می شود و فاعلیت او نسبت به اراده از گونه فاعل بالتجلی است. ازآنجاکه در اندیشه صدرا افعال و صفات معلول همسان با وجود آنها، شأنی از شئون الهی است؛ لذا افعال جوانحی نفس و ازجمله اراده در حقیقت فعل الهی خواهد بود؛ هرچند که این، نافی انتساب اراده به نفس نیست.
تظاهر غیرمسلمان به مصرف مسکر در فقه امامیه و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبق ماده 266 قانون مجازات اسلامی(مصوب 1392)، غیرمسلمان در صورت تظاهر به مصرف مسکر به هشتاد ضربه تازیانه محکوم می گردد. قانونگذار در رابطه با تعریف و تشریح مفهوم «تظاهر» و نیز تبیین صریح شرایط وقوع آن سکوت نموده است، لذا این سؤال بنیادی مطرح می شود که مصرف مسکر توسط غیرمسلمان به چه نحو صورت پذیرد و یا دارای چه ویژگی های باشد تا بتوان مرتکب را متظاهر دانست؟ آرای صادره از محاکم قضایی حاکی از آن است که برای تحقق این جرم، می بایست غیرمسلمان به طور علنی و در مکانی که بدون تجسس عموم افراد در معرض دید قرار دارد، مرتکب مصرف مسکر شود. همچنین باید این اقدام به طور متجاهرانه انجام پذیرد. افزون بر این، باید رفتار غیرمسلمان توسط دیگران دیده شود. باید توجه داشت مخاطب مرتکب در همه حال بایستی مسلمانی باشد که حرمت مسکر نگاه می دارد؛ پس تظاهر در پیش روی غیرمسلمان دیگر ولو آنکه مسکر در دین وی حرام باشد و یا مسلمانی که خود در حال مصرف مسکر است تحقق نمی یابد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و با رویکرد مطالعات اسنادی نگاشته شده است.
راهبردهای امامین عسکریین (ع) در تعلیم و بالندگی آموزه مهدویت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال چهاردهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۶
99 - 118
حوزههای تخصصی:
یکی از رسالت های مهم امامان شیعه، تبیین و تقویت باورداشت مهدویت به عنوان آخرین حلقه از زنجیره امامت بود. چیدمان خشت های پایانی این آموزه سترگ، بر دوش امامین عسکریین8 نهاده شده بود. زیست جهان عسکریین از یک سو با فشارهای شدید بر ایشان و شیعیان شان همراه بود و از سوی دیگر به جهت نزدیکی به بازه زمانی غیبت، فرصت زیادی برای پیوند مردم با اقتضائات دوره غیبت وجود نداشت ایشان با اتخاذ راهبردهای مناسب در دو حوزه سلبی و ایجابی به فهم پذیری و رشد آموزه مهدویت کمک نمودند. امامین عسکریین8 با خلق راهبردهای سلبی هم چون راهبرد پیشگیری و هشدار و راهبرد فریب دشمن و اقدامات مؤثری هم چون برگزاری مجلس عزا برای محمدبن علی، پیشگویی از فرقه جعفریه و انذار شیعیان از مجالست با جعفر، نهی از همنشینی با مدعیان وکالت، به اشتباه انداختن دشمن با اعلان ولادت و فوت فرزندان دیگر، تغییر مکان امام مهدی4، تعیین مادر خویش به عنوان وصی، در تحقق و عملیاتی سازی این راهبردها توانستند جریان های موازی و مدعی آموزه مهدویت را مدیریت و منزوی نمایند و با اتخاذ راهبردهای ایجابی نظیر تقویت شبکه ارتباطی و معرفت افزایی و کاربست رفتارهای مناسب در این راستا مانند؛ طرح جانشینی ولایت فقها در عصر غیبت، تولید محتوای پژوهشی در عصر غیبت، مطرح نمودن مسائل مرتبط با امام مهدی4 در قالب نگارش نامه، تصریح به امامت مهدی4، انتقال معارف مهدوی از طریق دعا، تبیین و آموزش رفتاری غیبت، شبهه زدایی و پاسخ به سؤالات در زمینه مهدویت توانستند ریشه های اعتقاد به باور مهدویت را در میان توده مردم مستحکم نمایند.
تحلیل ضرورت تعریف عناوین فقهی با تکیه بر دیدگاه صاحب کفایه
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
143 - 122
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی بررسی ضرورت «مبحث تعریف عناوین فقهی است» به این معنا که آیا تعریف عناوینی همچون طهارت،عبادت ،صلوه و صوم و... در علم فقه دارای ثمره عملیه ای است؟ و اینکه آیا صِرف ثمره علمیّه در پرداختن به این مباحث کفایت می کند؟از نظر صاحب کفایه ،تعریف حقیقی اشیاء ممکن نبوده و تعریف عناوین فقهی از قبیل تعاریف لفظی و شرح الاسم می باشند که ضرورتی برای پرداختن به این تعاریف و پاسخ به اشکالات وجود نداشته و حتی بدون این تعاریف لفظی ما به موضوعات احکام علم داشته و تمییز این عناوین از یکدیگر منوط به تعریف آنها از سوی علما نیست.نگارنده با رویکرد توصیفی – تحلیلی به این نتایج دست یافته که ثمره اصلی تعریف، شناخت مفاهیم است و چون عناوین فقهی در نزد مخاطبین آشکار است نیازی به تعریف نداشته و اصل اولیه عدم ترتّب ثمره عملیه بر تعریف است. البته درمواردی که بر تعریف ثمره عملیه بار است {مانند تعریف قتل} باید تعریف به بهترین وجه مورد بررسی و اجتهاد قرار گیرد.بنابراین شایسته است که بجای پرداختن به این مباحث به بهانه ثمره علمیّه (که فی الواقع در علم فقه و اصول،ثمره هم نمی باشد) و تضییع وقت و از دست دادن فرصت ها، به موضوعات و مسائل کاربردی متناسب با زمان و مکان جامعه کنونی پرداخته شود.
عشق به اهل بیت (ع) از منظر قرآن و سنت با تبیین آیه مودت
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال سوم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
92 - 72
حوزههای تخصصی:
انس با قرآن کریم مشحون از عنایت خداوند متعال به «ذی القربی و اهل بیت علیهم السلام» است.آیه مودت (شوری/23) نشانه و نماد محبت وافر خداوند متعال به خاندان نبوت است . نظر به احادیث صحیح و مورد وفاق فریقین در مورد اهل بیت(ع) از جانب حضرت رسول اکرم (ص) چه بصورت احادیث قدسی و چه بصورت احادیث نبوی که در متن مقاله آمده است همگی دال بر ضرورت عشق به اهل بیت از سوی همه ی مسلمانان است . هدف ازین تحقیق پردازش عشق به اهل بیت (ع) از منظر قرآن و سنت نبی اکرم (ص)با تبیین آیه مودت است. براساس یافته های این مقاله بنابرروایات متعددی که از طریق نصوص دست اول اهل تشیع و اهل تسنن وارد شده است مصادیق مورد نظر آیه مودت همانا (ائمه اطهار علیهم السلام ) هستند . فلذا عشق به ائمه اطهار و محبت به آن سروران یک ضرورت دینی و وظیفه همگانی بر تمامی مسلمین به شمار می آید. روش به کارگرفته شده مطالعه کتابخانه ای و استفاده از آیات قرآن و متون اصیل دینی به شیوه ی توصیفی-تحلیلی و کیفی است
تحلیل انتقادی انگاره های کتاب نقد قرآن پیرامون آیات فرهنگ زمانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
288 - 267
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم کتاب اصلاح و هدایت است که با طراحی و نقل مؤلفه های فرهنگی، فرهنگ زمانه را از پیرایه های جاهلانه اصلاح نموده و به چالش کشیده است. هماهنگی و شباهت های قرآن با برخی از مؤلفه های فرهنگ زمانه مستمسک ناقد قرآن گشته و شاهدی شده تا از محیط زدگی قرآن سخن گوید. این مقاله با بررسی خاستگاه اصلی پنداره دکتر سُها، گونه های فرهنگ زمانه را به بحث می نشیند؛ و به این نکته می رسد که قرآن متأثر از فرهنگ زمانه نشده، بلکه طی مراحلی آن را اصلاح نموده؛ قرآن فرهنگ برخاسته از جاهلیت را نکوهش و فرهنگ پیراسته از جاهلیت را می پذیرد و فرهنگ التقاطی زمانه را در مرحله اول پاک سازی و در مرحله دوم تثبیت و توسعه می بخشد. حاصل پژوهش حاضر آن است که نقل مؤلفه های فرهنگی فرهنگ زمانه در قرآن به معنای محیط زدگی قرآن نیست بلکه به معنای استخدام هوشمندانه صاحب وحی از فرهنگ زمانه جهت اصلاح فرهنگ می باشد.
هویت های پنهان: بازخوانی سوره نجم با نظر به الهگان عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۳ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲
461 - 441
حوزههای تخصصی:
از لات، عُزّی و منات در قرآن، یک بار در آیات سوره نجم یاد شده است: «أَفَرَءَیْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّی / وَ مَنَوه الثَّالِثَه الْأُخْرَی» [النجم: 20-19]. از آنجا که این الهگان دارای کارکرد ثبوتی در نظام توحیدی قرآن نبوده اند عملاً زمینه ای برای تداوم و بسط نیافته اند. نوشتار حاضر با کاوش در دیرینه این الهگان و بازسازی کارکردهای کهن شان می کوشد بافت معنایی آیات قرآنی مرتبط با آن ها را تبیین کند. پرسش اصلی در پژوهش حاضر این است: ایزدبانوان (لات، عُزّی و منات)، در دوره های مختلف تاریخی چه کارکردهایی داشتند و هر یک از این ها در کاربردهای قرآنی تا چه حد بازتاب پیدا کرده اند. مطالعات درباره جنبه های نمادشناسی لات، عُزّی و منات نشان می دهد که این الهگان در فرهنگ عربی نه فقط به مثابه خدایگان رجا و امید که به عنوان الهگان خوف هم تقدیس می شدند. در مجموع می توان با تکیه بر مستندات تاریخی ادعا کرد که در ترکیب آیات سوره نجم، به این خصلت های دوگانه تلویحاً اشاره شده و تماماً به الله، خدای یکتای اسلام بازگردانده شده اند.
نظریه صرفه نظام و الگوواره های حاکم بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چیستی اعجاز قرآن کریم، از قرن سوم قمری، به طور جدی مورد توجه اندیشمندان معتزلی قرار گرفت. صرفه یکی از نظریاتی است که برخی از معتزله بغداد نظیر نظّام برای بیان یگانگی قرآن کریم مطرح کردند. هدف از این پژوهش پاسخ به این سوال است که در قرن سوم، چه الگوهایی دانشمندان معتزلی را به بحث درباره اعجاز قرآن کریم و به طور خاص نظریه صرفه هدایت کرد. به این منظور از روش تحلیل پارادایم کوهن استفاده شد و ضمن شناسایی الگوهای غالب، رابطه میان نظریه صرفه و الگوهای موجود مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان دهنده وابستگی و تأثیرپذیری متقابل بین پارادایم ها و گفتمان های غالب بر بافت جامعه اسلامی در آن زمان است. بررسی های تاریخی دیگر نیز نشان می دهد که رویارویی گفتمان مرجعیت علمی قرآن کریم با پرسش های گفتمان جدید، زمینه بروز پارادایمی را ایجاد کرد که منجر به بحث در مورد چیستی وجه یگانگی قرآن کریم شد. افزون بر این، نظّام با گرایش به الگوی ارسطویی، ایده خود را در باب اعجاز قرآن کریم، در تقابل با طرفداران الگوی افلاطونی تشریح کرد و قدمت و تعبیر افلاطونی از جایگاه قرآن را منتفی دانست. او همچنین بر اساس الگوی علم یونانی، وجود هرگونه اعجوبه در متن کلام الله را انکار کرد و برای صورت گفتاری اعتبار بیشتری قائل شد.
The Origin of the Good and Our Animal Nature(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره اول تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
7 - 29
حوزههای تخصصی:
We use the term “good” in two contexts: as the most general term of evaluation, and to refer to the final ends of life and action. I start from the question what evaluative and final goodness have to do with each other. Do we use the same term because when we talk about final goods, we are evaluating ends and lives? If so, how do we go about doing that? Most things are evaluated with respect to their fitness to perform their function, but ends and lives do not have functions. I contrast three theories of the final good: the intrinsic value theory, the hedonist theory, and Aristotle’s account, which identifies a being’s final good with its well-functioning, a form of evaluative goodness. Aristotle’s theory suggests an illuminating relationship between evaluative and final goodness: a conscious being has a final good when she functions by having conscious states that track, and so enable her to pursue, her functional or evaluative goodness. It is therefore the nature of an animal to have a final good, and there are such things as final goods because there are animals. This theory explains the existence of final goods without any metaphysical appeal to intrinsic values.
پژوهشی فقهی و حقوقی در مبانی تعمیم حکم سب النبی بر غیر نبی(ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
1 - 25
حوزههای تخصصی:
شارع مقدس برای صیانت از جایگاه نبی اکرم(ص)، به عنوان معرف دین اسلام، جرم سب النبی را با آثار و احکام خاصی تشریع کرده است. هرچند عنوان مجازات سب النبی(ص) و موضوع آن «نبی» است، احکام آن به حضرت زهرا(س) و ائمه معصومین(ع) نیز تسری دادنی خواهد بود. اگرچه در ماده 262 و 263 قانون مجازات اسلامی، به صورت مختصر به جرم سب النبی اشاره شده است، با توجه به شخصیت والای پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و وظیفه حفظ آن، بر عهده قانون و از طرفی، خلأهای موجود در قانون در ارتباط با جرم سب النبی، در پژوهش حاضر سعی شده است که جنبه های مختلف جرم سب النبی تبیین شود. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی در صدد بررسی مبانی تعمیم حکم به غیرنبی(ص) بوده ایم و بر این باوریم که دوازده امام(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) همگی مانند یک نور پاک هستند و سب آ نها، در حکم سب النبی است. در نهایت درباره مصادیقی که تعمیم حکم سب النبی بر آنها اختلافی است، پژوهش شده است.
واکاوی زمینه ها و عوامل درونی حسد از منظر اسلام و روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال سیزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۷
159-178
حوزههای تخصصی:
حسادت یکی از مهم ترین ناهنجاری های اخلاقی است که موجب اختلال در کارکرد عادی فرد در زندگی می شود و سلامت جسمی و روانی وی را به خطر می اندازد. بررسی عوامل حسد در پیشگیری و درمان آن نقش بسزایی دارد. عوامل حسد ممکن است درونی یا بیرونی باشند. هدف از تحقیق پیش رو ریشه یابی درونی حسد با توجه به آیات و روایات است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی می باشد که به شیوه کتابخانه ای با استفاده از منابع دینی، تقریر علمی و تبیین روان شناختی ای از آموزه های دینی و اخلاقی صورت گرفته است. براساس بررسی های صورت گرفته، عوامل درونی حسد در سه عامل شناختی، عاطفی و زیستی دسته بندی شده اند. در این راستا دلبستگی به دنیا و احساس حقارت از عوامل اصلی حسادت به شمار آمده اند و در زمینه پیشگیری و درمان دارای نقش تعیین کننده ای شناخته شده اند.
تحلیل ماهیت نشانه از منظر سوسور و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۶
157 - 170
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی بخش مهمی از مطالعات جدی سوسور در حوزه زبان شناسی است. از نظر سوسور، ماهیت نشانه به دو بخش دال و مدلول تقسیم می شود. در تلقی متعارف، دالّ امری بیرون از ذهن و مدلول امری درون ذهنی است. اما سوسور به تبعیت از کانت، دیدگاه متعارف را به چالش کشیده و خاستگاه تکوین هر یک را منطوی در ذهن می داند. در سنت فلسفه اسلامی، فارابی نخستین فیلسوفِ زبانی است که به ساختار همزمانی زبان، صرف نظر از وجه تاریخی آن توجه می کند. وی با به کارگیری مفهوم لفظ و معقول، ضمن قراردادی خواندن روابط میان آن ها، خوانشی سوبژکتیویستی از تحلیل ماهیت نشانه ارائه می دهد. مقاله حاضر دو هدف دارد: نخست، دیدگاه سوسور و فارابی در باب ماهیت نشانه بررسی خواهد شد. دوم، دیدگاه فارابی نسبت به لفظ و معقول و چگونگی روابط میان آن ها در نسبت با دالّ و مدلولِ سوسور واکاوی خواهد شد.
بررسی ادراک حسی از دیدگاه ارسطو و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله «ادراک» همواره یکی از مباحث مهم فلسفی از روزگار باستان تا به امروز بوده است. فیلسوفان یونان باستان بویژه افلاطون و ارسطو، بطور مبسوطی درباره ادراک ابزار و شرایط آن سخن گفته اند. در این میان، ارسطو با تدوین دو رساله درباره نفس و حاس و محسوس به تبیین ادراک ظاهری و باطنی نفس پرداخته است. در میان قوای ادراکی حیوان و انسان، ادراک حسی از جایگاه ویژه یی برخوردار است زیرا نخستین مواجهه ما با عالم خارج بوسیله این حواس صورت میگیرد. ارسطو برای تبیین ادراک حسی از قوای ظاهری نفس (لامسه، باصره، ذائقه، سامعه و شامه) و معرفت بخش بودن داده های آنها سخن میگوید. وی معتقد است ادراک حسی باید با عقل در هم تنیده شود تا برای ما معرفت بخش باشد. فیلسوفان مسلمان نیز به بحث از ادراک حسی پرداخته اند و عمده مباحث آنها همان نظریاتی است که ارسطو بیان کرده است. ملاصدرا با مطرح کردن انشائی بودن صور توسط نفس، از دیدگاه ارسطویی فاصله گرفت و توانست طرحی نو را در علم النفس فلسفی دراندازد. در این مقاله به بررسی و مقایسه رویکرد ارسطو و ملاصدرا به مسئله ادراک حسی میپردازیم. بدین منظور، ابتدا از تعریف نفس و قوای آن بحث میکنیم و سپس قوای ظاهری را از دیدگاه هر دو فیلسوف مورد بررسی قرار خواهیم داد. در پایان نیز به بحث مهم معرفت بخشی ادراک حسی میپردازیم.
معناشناسی بهجت از نگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آثار ملاصدرا «بهجت» بعنوان یکی از آثار وجود مطرح میشود و همانند سایر مؤلفه های وجودی نمیتوان تعریف ماهوی از آن ارائه نمود. به همین منظور، در این نوشتار تلاش شده با ارزیابی بهجت در یک شبکه معنایی متشکل از «لذت»، «سعادت» و «عشق» به شناخت دقیقتری از معنای وجودی و مصادیق آنها دست یابیم. در اینباره میتوان گفت که مرتبه وجودی بهجت، برتر از لذت است و از نظر مصداقی، نسبت عموم و خصوص من وجه دارند. از سوی دیگر سعادت، رسیدن به وجود استقلالی مجرد یا همان، وجود استعلایی است و بهجت، آگاهی نفس به تحقق چنین مرتبه متعالی یی میباشد. پس بهجت و سعادت، معلول دستیابی به بالاترین مراتب وجود هستند و از نظر مصداقی، نسبت عموم و خصوص مطلق میان آنها برقرار است. عشق و بهجت نیز هر دو، معلول تحقق کمال نفس هستند و از نظر معنایی و مصداقی، نسبت تساوی میان آنها برقرار است. بنابرین میتوان گفت در نظام وجودشناسانه ملاصدرا مؤلفه های بهجت، لذت، عشق و سعادت بسیار در هم تنیده و مرتبط با یکدیگر هستند، بنحوی که تحقق هر یک از آنها زمینه ساز دستیابی نفس به سایر آثار و خیرات وجود خواهد شد. در این میان بهجت بعنوان شاخص اصلی این منافع وجودی، نقشی عمیق و غیرقابل انکار دارد. پس از روشن شدن اشتراکات و تمایزات آنها، به شناسایی مؤلفه های اثباتی و ثبوتی بهجت پرداخته و براساس آن به این نتیجه رسیده ایم که میتوان بهجت را مشاهده بالاترین کمالات وجودی نفس دانست که از طریق رسیدن به درجه» وجود استقلالی مجرد و هیئت استعلایی محقق میشود. دستیابی به چنین مرتبه یی برای نفس بواسطه» معرفت خداوند بعنوان علت هستی بخش انسان و شناخت خود، امکانپذیر است که موجبات دریافت بهجت عظیمی را برای نفس فراهم میکنند. توجه به درجه» وجودی نفس در این مرتبه و دستاوردهای بی بدیل آنها یعنی معرفت به خدا و شناخت خود، جایگاه و تأثیر بهجت نزد نفس را بخوبی روشن میسازد.
مابعدالطبیعه (متافیزیک) چیست؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب مابعدالطبیعه ارسطو شاید بنیادیترین اثر فلسفی بشمار میرود. اهمیت این اثر بحدی است که اکنون دو هزار سال است این نام بر فلسفه اولی و الهیات اطلاق میشود. دست کم هزار و پانصدسال است که مراد از لفظ متافیزیک یا مابعدالطبیعه علمی شمرده میشود که از مبادی و علتهای نخستین و موضوعهای علوم جزئی بحث میکند. مابعدالطبیعه که ابتدا نامش فلسفه اولی و علم کلی بود، دو بخش داشته است؛ یکی بحث از مطلق وجود و اعراض ذاتی آن و دیگری مباحث الهیات. بر همین اساس، فیلسوفان جهان اسلام فلسفه اولی یا علم کلی را الهیات نامیدند و آن را به دو بخش تقسیم کردند؛ امور عامه یا الهیات بمعنی الاعم که در آن از وجود و مبادی و علل و اعراض آن بحث میشود و الهیات خاص یا الهیات بمعنی الأخص که مسائلش توحید و صفات و اسماء و افعال باریتعالی است. در سنت اسلامی فیلسوفان دست کم در مبادی و حتی در بسیاری از مسائل اساسی با هم توافق داشتند اما در فلسفه جدید غرب مسائل مابعدالطبیعه صورت تازه پیدا کرده و حوزه های گوناگون فلسفه بوجود آمده است. فیلسوفان دوره جدید از دکارت تا کنون وصف و تعریفی از مابعدالطبیعه پیش آورده اند که در ظاهر با بیان ارسطو یکی نیست. آنها بجای تعریف و وصف مابعدالطبیعه، فلسفه خود را وصف و تعریف کرده اند. نوشتار پیشرو درصدد است با تحلیل تطور تاریخی موضوع این علم، چیستی مابعدالطبیعه را تبیین نماید.